فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۲۱ تا ۳٬۴۴۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
198 - 157
حوزههای تخصصی:
قدرت، ذاتا میل به فساد دارد و کاهش فساد، مستلزم مهار قدرت سیاسی است؛ مهار قدرت سیاسی نیز مستلزم نهادینه شدن آن است؛ نهادمندی قدرت، به معنی قانونمندی و شخصیت زدایی از قدرت سیاسی است؛ بر پایه چنین مفروضی، پرسش این نوشتار این است که «چالش های نهادمندی اعمال قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران چگونه قابل تبیین است؟» در پاسخ به پرسش پژوهش، این فرضیه مطرح است که «چالش های نهادمندی اعمال قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران ریشه در توزیع نابرابر قدرت سیاسی در ساختار سیاسی حاکم دارد که در قالب قواعد سیاسی و توسط کنشگران قاعده ساز در بستر نهادی اوایل انقلاب اسلامی 57، تاسیس شده است». برای پاسخ به سوال پژوهش از روش تحقیق ردیابی فرایند، و برای تبیین تئوریک مساله پژوهش، از چارچوب نظری نهادگرایی سیاسی، استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سال های اولیه انقلاب اسلامی 57، نیروهای سیاسی اسلامی، بخصوص طیف فقاهتی، به دلیل برخورداری از قدرت اجتماعی گسترده، نقش برتر و انحصاری در تعیین و تدوین قواعد و رویه های اجرای قدرت سیاسی داشته اند و همین امر منجر به توزیع نابرابر قدرت سیاسی در ساختار سیاسی حاکم و در نتیجه، تضعیف نهادمندی اعمال قدرت سیاسی و تشدید فساد سیاسی شده است.
آموزه «مکنت» در قرآن و تبیین فرهنگی تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ازجمله اهداف علمی انتخاب این موضوع «نشان دادن ظرفیت تمدنی و تمدن سازی آموزه های دینی بویژه قرآن کریم»است. ضرورت: خوانش فرهنگی و تمدنی اصطلاحات قرآن به طور عام و آموزه "«مکنت»" به گونه ای خاص از مسائل مغفولِ مطالعات تمدنی به شمار می آید، بنابراین برای کشف و تبیین علمی این آموزه ها، انجام پژوهش هایی از این قبیل ضروری است. روش: این مقاله با روش تحلیلی و مستند به تفاسیر فریقین از قرآن و نیز متون تاریخی و تمدنی در پی پاسخ به سوال های پژوهش است. یافته ها: حاکی از آن است که واژگانی نظیر مُلک، امت، حکم، ولایت و ارض ساختار آموزه «مکنت» در قرآن را شکل می دهد و شاخصه اصلی آن ثبات و استقرار یافتگی، قدسی بودن و در جهت رشد حقیقی مردم حرکت کردن است. چنان که آثار آن در تأسیس نظامات و نهادهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی- اجتماعی در مقیاس جهانی قابل انعکاس است. نتیجه: بازنمایی ماهیت و حقیقت تمدنِ مبتنی بر آموزه های دینی یعنی ایجاد معنویت خداسو، در سخن از وجهه معنوی و باطنی تمدن و نهاد سازی و ساختارسازی در سخن از وجهه مادی تمدن برای تحقق یافتن مقاصد الهی.
تحلیلی بر نقش و جایگاه پرستاران قانونی در مؤسسات کیفری با رویکردی بر کشورهای کانادا و ایالات متحده امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
229 - 248
حوزههای تخصصی:
افراد در حبس اغلب از گروه های آسیب پذیر و در معرض ابتلا به انواع بیماری ها هستند . سلامت عمومی و تعهد جامعه به عدالت اجتماعی دو دلیل قانع کننده برای ارائه مراقبت های بهداشتی در زندان ها است. تضمین حق سلامتی زندانیان مستلزم همکاری بین رشته ای دو نظام عدالت کیفری و سلامت است. ضرورت وجود این تعامل، پرستاران را به چهره های کلیدی در حفظ وضعیت بهینه سلامت موسسات کیفری تبدیل کرده است. آنان با توجه به کلیه ابعاد پزشکی، اجتماعی و قانونی بیماران قادر خواهند بود که ضمن کاهش پیامدهای نامطلوب جسمی و روانی ناشی از حبس؛ گامی موثر در برقراری عدالت بهداشتی و رفاه بهتر برای زندانیان، خانواده ها و جوامع آنها بردارند. در پژوهش حاضر به پاسخ گویی این پرسش ها می پردازیم که حق بر سلامت زندانیان چیست؟ پرستاران قانونی قادربه ایفای چه نقشی در تامین این حق می باشند؟ جایگاه پرستاران قانونی در موسسات کیفری کانادا و ایالات متحده آمریکا به چه صورت است؟ روش تحقیق در این مطالعه از نوع توصیفی و تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از این بود که تضمین حق سلامت زندانیان مستلزم اخذ راهکارهای نوین و جلب همکاری بین رشته ای است. کشورهایی همچون کانادا و ایالات متحده امریکا از دهه های قبل با جلب مشارکت پرستاران قانونی در موسسات کیفری تا حد زیادی موفق به رفع کمبودهای موجود در این زمینه شدند. لذا پیشنهاد می شود که مسئولین ازکشورهایی که قبلا این مسیر را طی و تدابیری در جهت رفع این معضل اندیشیده اند الگو برداری نموده و از ظرفیت پرستاران کشور بهره برداری نمایند.
شناسایی و تحلیل چالش های نظامی-امنیّتی، فرا روی فرهنگ مقاومت اسلامی با تأکید بر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روحیه ی مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگران از جمله صفات فطری و اخلاقی می باشد که در نهاد همه ی افراد استقلال طلب وآزادی خواه وجود دارد که بدون تردید براساس شواهد و گزارش های تاریخی و تجربه می توان گفت که گروه ها و کشورهای مسلمان با توجه به فرهنگ غنی اسلامی و معارف الهی همواره در طول تاریخ جزء سرآمدترین افرادی بوده اند که در برابر دشمنان از خود مقاومت و ایستادگی نشان داده اند. لذا در پژوهش حاضر با ذکر این ویژگی که مسلمانان دومین جمعیت بزرگِ ادیان الهی به شمار می آیند و از نقش مهّم و تعیین کننده ای در مسائل مختلف: سیاسی، اجتماعی، امنیتی و... در نقاط مختلف و حسّاس جهان برخوردار می باشند با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی تلاش گردیده است که با تمرکز و محوریّت قرآن کریم و روایات معصومین(ع) علاوه بر شناسایی، به بررسی و تحلیل چالش های و آسیب های نظامی-امنیّتی فرا روی فرهنگ مقاومت اسلامی در دو بُعد درونی چون: دشمن هراسی، برتر پنداری کاذب، خوش بینی و... و بُعد بیرونی از قبیل: ترور، شایعه پراکنی، تطمیع و... که هر یک به نحوی می تواند فرهنگ مقاومت اسلامی را در تقابل با دشمنان با چالش های جدّی و آسیب پذیری روبرو نماید پرداخته شود.
نظریه ارسطویی امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع امنیت پیشینه ای به دیرینگی زندگی بشری دارد ولی مطالعه امنیت به عنوان مفهومی ناوابسته از این دیرپایی برخوردار نیست. بررسی علمی مقوله امنیت پس از جنگ جهانی اول در پرتو رشته های مطالعاتی دیگر و پس از جنگ جهانی دوم در چارچوب مفهوم «امنیت ملی» به نگرش درآمد. با این همه، امنیت به معنای پاسداری از هستی انسانی، نخستین دغدغه انسان و هم بودهای انسانی بوده و موضوعی چنین شایان نگرش، چیزی نیست که تا دهه های پسین به اندیشه ورزی اندیشمندان بزرگ تاریخ در نیامده باشد. از این رو پژوهش زیر تلاش می کند تا در راستای گستره افزایی به بررسی های امنیتی، یک نظریه امنیتی را برپایه اندیشه سیاسی یکی از نام دارترین فیلسوفان تاریخ، یعنی «ارسطو» واسازی کند. به سخن دیگر، این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که: یک نظریه امنیتی برسازی شده برپایه آموزه ها و اندیشه سیاسی ارسطو از چه ویژگی هایی برخوردار است؟ بایستگی این امر از یک سو، به تلاش برای زدایش یکی از کاستی های بررسی های امنیتی کنونی یعنی کرانمندشدن آنها به دهه های پسین و نبود نگرشی درخور به آرای فیلسوفان و اندیشمندان گذشته است و از دیگر سو، برساخت سنجه ای است که برپایه آن بتوان هم نظریه های امنیتی روزآمد و هم سیاست های امنیتی روزمره و پیامدهای شان را ارزیابی کرده و بازاندیشید.این پژوهش با به کارگیری روش هرمنوتیکی نشان می دهد که هم ساز با سویه های نظامی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امنیت، توانایی نظامی در برابر تهدیدهای بیرونی، ماندگاری سیاسی، ثبات و آرامش اجتماعی و برآوردن نیازهای اقتصادی، بن مایه های نظریه ارسطویی امنیت می باشند.
سیاست های راهبردی ترکیه در دریای مدیترانه بر اساس موازنه تهدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
173 - 194
حوزههای تخصصی:
موقعیت ترکیه در مدیترانه همواره نگران کننده است. بیش از نیمی از تجارت خارجی آنکارا از طریق دریای مدیترانه انجام می شود. هدف مقاله ارائه درک صحیح و بهتری از جهت گیری مجدد استراتژی ترکیه در مدیترانه، در پی تغییر دکترین عمق استراتژیک به دکترین میهن آبی، در پی پاسخ به این سوال است که سیاست های راهبردی ترکیه در دریای مدیترانه بر چه اساس و پایه ای شکل گرفته است؟ مقاله این فرضیه را بررسی می کند که منافع و تهدیدات ترکیه در مدیترانه، سبب اتخاذ سیاست های تهاجمی محدود خواهد شد، اما بعید به نظر می رسد به تنش ارتقاء یابد. این پژوهش براساس تئوری موازنه تهدید می باشد. روش پژوهش حاضر، تحلیل داده های کیفی است. یافته های تحقیق نشان می دهد که ترکیه به دلیل وجود متغیرهای تهدیدزا در مدیترانه، درصدد برآمد تا با اجرای سیاست های راهبردی خود در این حوزه به موازنه تهدید در برابر کشورهای حاشیه مدیترانه بپردازد و از این طریق تهدیدات علیه خود را کاهش و امنیت خود را افزایش دهد.
نقش وجایگاه تکنولوژی به مثابه قدرت نرم در فرهنگ و تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن شامل دوبخش میباشد:بخش نرم افزاری که فرهنگ می باشد وبخش سخت افزاری وابزاری که تکنولوژی می باشد.جهان بینی؛نحوه نگرش وبینش ورویکردنسبت به جهان هستی وفلسفه زندگی می باشد.براساس جهان بینی الحادی ومادی مدرنیسم،که جهان بینی حاکم بر غرب می باشد،هدف نهایی از زندگی؛دستیابی به حداکثر قدرت و ثروت ومنافع مادی ولذت های دنیوی و استیلاء بر سراسرجهان و سلطه برهمه انسان ها وملت ها،با هروسیله ای و حتی با استفاده از تکنولوژی می باشدوازسوی دیگر؛انسان درخدمت تکنولوژی قرار می گیرد ، درحالی که براساس جهان بینی اسلامی ؛ که جهان بینی توحیدی و الهی می باشد، هدف اززندگی؛ رشد وتکامل وارتقاء وضعیت مادی و معنوی زندگی انسان درمسیر حق و صراط مستقیم وحیات طیبه وعبودیت و بندگی خدا و قرب الی الله است ، و در همین راستا پیشرفت ؛ متضمن استفاده از علم و فناوری و تکنولوژی و درعین حال عقلانیت ، اخلاق و معنویت و عدالت وفراهم نمودن زمینه برای بهبود سطح کمی وکیفی زندگی برای همه مردم و آحاد انسان ها می باشد و تکنولوژی در خدمت انسان وتکامل انسان می باشدوعلاوه برآسایش ورفاه مادی؛به آرامش روحی وعنوی وسعادت اخروی انسان نیزتوجه شده است واستفاده ازتکنولوژی نیزدرهمین راستامعناپیداکرده وقابل قبول می باشد
«جامعه پسااوتوریته شرقی» (یک رهیافت تئوریک جدید در جامعه شناسی سیاسی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۵
1 - 36
حوزههای تخصصی:
نویسنده با ارائه تعریفی جدید و مجدد از «اوتوریته» (بر پایه سه مفهوم «هژمونی، کنترل اجتماعی و بازتولید»)، تأثیر شکل گیری وضعیت استثناء جبری در ایران بر آن را شرح می دهد. [1] استدلال وی آن است که به موازات حرکت تدریجی جامعه ایران به سوی یک وضعیت استثناء جبری، و بر اثر (نخست؛ «دگرگونی ریشه های اقتصادی طبقات» و دوّم؛ «تحوّل یوتوپیا و سیاست زندگی طبقاتی»)، جامعه وارد فرایند مداوم بازآفرینی و خلق یک وضعیت وجودی نو با خصلت «خوداتکایی و خودگردانی» می شود. نویسنده این وضعیت وجودیِ درحال ایجاد در ایران را «تکوین جامعه پسااوتوریته شرقی» می نامد و سه پایه اصلی آن را (نخست؛ «شکل گیری یک ضدّالاهیات سیاسی در جامعه با اتکاء به مفهوم الاهیاتی وضع بی گناهی»، دوّم؛ «یأس از امکانیّت انقلاب سیاسی یا هراس جمعی از عواقب آن» و سوّم؛ «گرایش فزاینده به انقلاب روزمره اجتماعی به مثابه بدیلی اضطراری برای انقلاب سیاسی) می داند. از دید وی، در فرایند تکوین جامعه پسااوتوریته شرقی، نوعی «زایش طبقاتی جدید» رخ می دهد و به «تولّد یک طبقه اجتماعی خودآیین» و «آغاز خودآیینی طبقاتی در تاریخ ایران» می انجامد. به زعم نویسنده، طبقه جدید خودآیین سه پایه اصلی جامعه پسااوتوریته شرقی را بیش از پیش بسط می دهد و بدین سان، وضعیت خاصّی در جامعه ایران پدیدار می شود که نویسنده آن را «جامعه واحد با دو قلمرو اجتماعی متعارض» (نخست؛ «قلمرو اجتماعی اوتوریته» و دوّم؛ «قلمرو اجتماعی ضدّاوتوریته») می نامد. با گذشت زمان و به ویژه بر اثر تحوّل نسلی رهبران، تعارض میان این دو قلمرو اجتماعی بر سر «نظم، منافع و بقاء» شدّت می یابد و زمینه برای آغاز یک دیالکتیک فراگیر در جامعه هموار می شود. نویسنده این رخداد خاصّ را «دیالکتیک اوتوریته گرایی اجتماعی رسمی با ضدّاوتوریته گرایی اجتماعی غیررسمی» می نامد و سنتز تدریجی آن را بروز «بحران پراکسیس دوسویه نخبگان قدرت و نیروهای اجتماعی در جامعه» می داند. [1]. این مقاله، امتداد مقاله «قدرت و وضعیت استثناء جبری در ایران؛ شالوده و شرایط امکان» (ستاری 1401) است.
جایگاه اتّحاد آکوس در سیاست خارجی ایالات متحده در قبال چین و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۶)
109 - 134
حوزههای تخصصی:
امروزه منطقه ایندو-پاسیفیک به عرصه قدرت نمایی ایالات متحده و چین به ویژه بعد از خروج آمریکا از افغانستان تبدیل شده است. ادراک تصمیم گیرندگان آمریکایی این است که تداوم خیزش چین می تواند تهدید مستقیمی را در بلندمدت در برابر موقعیت هژمونیک این کشور ایجاد نماید. امضای پیمان آکوس بین سه کشور آمریکا، بریتانیا و استرالیا که برای اولین بار به یک کشور غیرهسته ای اجازه داشتن زیردریایی هسته ای می دهد، گویای راهبرد «بازداردگی چند جانبه» آمریکا در برابر تهدید چین است. مقاله حاضر تلاش دارد با توجه به رسمیت شناختن آشکار آکوس به عنوان یک «توافق نامه امنیتی»، جایگاه و ضرورت استراتژیک آن را در راهبرد امنیتی آمریکا مورد مطالعه قرار دهد و در عین حال اهمیت این توافق را برای بریتانیا و استرالیا توضیح دهد. این مقاله به روش کیفی مبتنی بر تحلیل توصیفی به دنبال پاسخ به این سؤال اصلی است که توافق نامه آکوس چه جایگاهی در راهبرد امنیتی ایالات متحده دارد؟ فرضیه مقاله این است که «توافق نامه آکوس با احاله بخشی از مسئولیت مهار چین به بریتانیا و ایجاد زمینه برای موازنه گری مستقیم استرالیا، در چارچوب راهبرد کلان موازنه گری از دور ایالات متحده در قبال چین تعریف می گردد». شیوه جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای، استفاده از مجلات تخصصی و سایت های معتبر اینترنتی بوده است.
The Feasibility of a Ukraine Tribunal for the Crime of Aggression(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article discusses the political initiatives of certain states to establish a special tribunal for the prosecution of the crime of aggression which was allegedly committed within the Ukraine situation. The article raises questions about the feasibility of establishing such a court, given that the International Criminal Court (ICC) has within its mandate the possibility to try an aggression case. However, in this article it will be explained why the ICC is not a viable option in this regard, while a new Ukraine tribunal also creates various legal obstacles. The article suggests that the political motivations behind this proposal should be balanced against these legal obstacles, including procedural obstacles related to the crime of aggression and functional immunities, and how proceedings should be conducted in the presence or absence of the accused. The article concludes that a thorough assessment of these legal and procedural considerations must be made before deciding to establish a special Ukraine tribunal.
تبادل تمدنی؛ نزاعی بر سر امکان یا امتناع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخستین مواجهه ما با تمدن غرب در قامت تقابل نظامی و صنعتی هویدا گشت که حاکمان به جهت تصور عقب ماندگی ایران و جبران آن، تصمیم به اعزام دانشجو به کشورهای غربی نمودند. آنها راه توسعه یافتگی و پیشرفت ایران را در آیینه مدرن شدن ایران می دیدند، اما تاریخ در سال 57 به گونه ای دیگر رقم خورد و انسان جدیدی ظهور کرد که آرمان، طلب و تمنایش متفاوت از انسان مُدرن بود. یکی از چالش های اساسی انسان عصر انقلاب اسلامی در مباحث تمدنی، نحوه مواجهه با تمدن غرب است؛ آیا می بایست تمدن غرب را به صورت کامل پذیرفت، آیا باید آن را رد کرد؟! آیا می توان با تمدنی که متناسب با فرهنگ و زیست تاریخی ما رقم نخورده، ارتباط برقرار کرد و آن را برگزید؟ آیا اساساً تبادلی میان عالم ما و عالم غرب رقم خواهد خورد؟ عده ای قائل به ذات گرایی تمدن غرب شده اند که در این صورت، امکان تبادل تمدنی ممتنع است و عده ای دیگر تمدن غرب را در اراده گرایی خلاصه کرده اند که از لوازم آن پذیرش کامل تمدن غرب و به تحویل بردن اقتضائات تمدنی در اراده افراد است. در این میان نسبت گرایی نیز از جمله مواردی است که می تواند افقی در تبادل تمدنی باز کند. مراد از نسبت گرایی، برقراری نسبت وجودی با تمدن است. «وجودی» دانستن ساخت تمدن به این معناست که تمدن در حین زندگی روزمره انسان ها ساخته می شود.
تبیین حکمرانی چین درعرصه هوش مصنوعی ، چشم انداز و راهبردها در غرب آسیا
منبع:
غرب آسیا سال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳
23 - 37
حوزههای تخصصی:
حکمرانی جهانی در عرصه های قدرت نرم ورای هژمونی طلبی ، سوی دیگر رهبری جهانی را نمایان می سازد که راهبردهای فناورانه و سرمایه گذاری های چین در هوش مصنوعی در این طیف معنا می یابد. رقابت در منطقه غرب آسیا و نظم سازی های نوین این کشور را به سمت همکاری فناورانه با کشورهای غرب آسیا برد. نیمه دوم قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم چین با رهیافت توسعه داخلی و تمرکز بر سیاستگذاری های اقتصادی و فناورانه به توسعه زیر ساختهای هوش مصنوعی پرداخت اما پس از بحران مالی 2008 و اجماع نخبگانی برای حکمرانی جهانی در عرصه های نوظهور قدرت تلاش قابل توجهی برای تغییر نظم جهانی در حوزه های مختلف از اقتصاد جهانی، تغییرات آب و هوایی گرفته تا فضای سایبری صورت داد. سوال این مقاله آن است که چه عواملی در اتخاذ راهبرد کلان هوش مصنوعی این کشور دخیل بوده است ؟ فرضیه مقاله که به صورت توصیفی تحلیلی بررسی شده آن است که سرمایه گذاری های کلان چین در حوزه هوش مصنوعی ، امکان سنجی هنجار سازی های بدیع در این حوزه از سوی این کشور و اجماع نخبگانی برای حکمرانی جهانی این عرصه مهمترین عوامل موثر در استراتژی هوش مصنوعی این کشور است. یافته های مقاله نشان می دهد که با وجود پیشرانی این قدرت با "راه حل های چینی " برای مقابله با چالش های حاکمیتی که توسط هوش مصنوعی در صحنه جهانی و منطقه غرب آسیا ایجاد می شود، تثبت حکمرانی چینی در این عرصه مستلزم تنظیم گری های مشترک جهانی در حوزه های فنی و سیاسی و حقوقی است.
نقش، جایگاه و ابعاد دیپلماسی رسانه ای در سیاست خارجی از منظر فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله شیوه ها و ابزارهای اساسی در نیل به اهداف دیپلماسی، برخورداری از ظرفیت «رسانه» در سیاست خارجی است و این مهم مبتنی بر آموزه های فقهی؛ به عنوان عنصر جدایی ناپذیر مبانی فکری در حاکمیت اسلامی، از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است. چرا که دیپلماسی فرهنگی و رسانه ها به عنوان مهم ترین ابزار اعمال قدرت نرم (فرهنگی) در سیاست جهانی، تأثیر شگرفی بر پیشبرد اهداف و منافع ملی کشورها دارد. از این رو در پژوهش حاضر به موضوع «نقش و جایگاه دیپلماسی رسانه در حاکمیت اسلامی» پرداخته شده است. در تحقیق حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع و متون کتابخانه ای و نظرات و اندیشه های مختلف فقهی و سیاسی و با هدف تبیین و تشریح دیپلماسی رسانه ای در حاکمیت اسلامی به انجام رسیده، به دنبال پاسخگویی به این سؤال اصلی بوده ایم که جایگاه، نقش، اهداف و ابعاد دیپلماسی رسانه ای از منظر فقه و حکومت اسبلامی در سیاست خارچی چیست؟ بررسی های انجام شده گویای این است که این نتایج حاصل گردیده که دیپلماسی رسانه در حوزه فقه سیاسی قابل بررسی است و ابعاد آن متأثر از فقه امامیه در مناسبات مختلف و ابعاد فرهنگی، سیاسی و ... قابل ترسیم می باشد و روح کلی مناسبات فقه پایه، تعاون، گفت وگو، همزیستی مسالمت آمیز، دعوت پیشگی و ... است. از این رو باید اذعان نمود که الگوی جامع فقه حاکمیتی برای دیپلماسی رسانه اصول و اندیشه های کلی فقهی است..
صورت بندی الگوی راهبردی سردار سلیمانی براساس گفتمان انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۴
7 - 28
حوزههای تخصصی:
حضرت امام خمینی (ره)، با ارائه گفتمان انقلاب اسلامی، ضرورت ها و بایستگی های نوینی را در تدوین راهبردهای بین المللی و منطقه ای خلق نموده است. برآیند این روند، الزام گزینش راهبردی متناسب با تهدیدها و فرصت های محیط امنیتی ایران است که می توان آن را در الگوی راهبردی سردار سلیمانی جستجو کرد. این نوشتار قصد دارد ضمن شناسایی مولفه های گفتمان انقلاب اسلامی در این الگو، با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای باری بوزان (مکتب کپنهاک)، آن را ترسیم و تبیین نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی راهبردی سردار سلیمانی منبعث از اصول و سازه های انقلاب اسلامی، بر اساس ویژگی های پنج گانه باری بوزان (وابستگی متقابل امنیتی، الگوهای دوستی و دشمنی، مجاورت، وجود حداقل دو بازیگر و استقلال نسبی) قابل تحلیل است و دارای چهار شیوه عملکردی (حضور مستشاری، تشکیل هسته های مقاومت مردمی، مدیریت میدانی و نفوذ فرهنگی) بوده که در نهایت دو کار ویژه (بازدارندگی و موازنه سازی) را به همراه داشته است.
علل تمایز رفتار سیاسی آیات عظام حائری (ره) و بروجردی (ره) با امام خمینی (ره) در مقابل رژیم پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۵
69 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در تاریخ معاصر ایران، مسئله علل پرهیز از قیام آیت الله حائری (ره) (1238 1315 ش) و آیت الله بروجردی (ره) (۱۲۵۴ 1340 ش) بر ضد رژیم پهلوی است؛ آنان برخلاف اهتمام امام خمینی (ره) برای قیام ضد رژیم پهلوی از قیام خودداری ورزیده اند. در این مقاله با روش تاریخی تحلیلی دانسته شد راز خودداری دو مرجع قبل از امام خمینی (ره) در حوزه علمیه، اختلاف نظرشان با امام خمینی (ره) در اصل برخورد با حاکم جور نبوده است و آنان قائل به جدایی حوزه از سیاست یا اکتفا به نظارت بر سیاست و حکومت نبوده بلکه مانند امام خمینی (ره) قائل به تصدی گری فقها در عصر غیبت در عرصه سیاست بوده اند. علت اساسی تمایز رفتار سیاسی آن دو مرجع بزرگ با امام خمین (ره) در برابر رژیم پهلوی، ظهور برخی موانع قیام در دوران مرجعیت آنان بود؛ موانعی چون فقدان زمینه برپایی حکومت اسلامی، بیم زوال حوزه و نابودی شیعه در ایران که زمینه قیام در برابر رژیم پهلوی را از بین برد.
تاثیر رویکردهای سیاسی بر توسعه مطالعات اسلامی و شیعی در جامعه دانشگاهی بریتانیا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۴
80 - 111
حوزههای تخصصی:
جامعه دانشگاهی بریتانیا پژوهش های متعددی را با رویکرد های متنوع در حوزه های مختلف از جمله علوم اسلامی ارائه داده است. این پژوهش ها جنبه ای بنیادین دارد که گاه کارهای کاربردی بر آنها مترتب است و گاه مترتب نیست. پرسش این مقاله آن است که آیا اساساً نظام سیاسی در این حوزه جغرافیایی در وهله اول ورودی در توسعه این مطالعات دارد یا خیر و اگر تأثیر دارد آیا کارویژه خاصی در قبال چگونگی فعالیت های اسلامی وجود دارد؟ برای پاسخ به پرسش اصلی، کارویژه های نظام سیاسی بریتانیا را در حوزه مطالعات اسلامی بر اساس نظریه تصویر بررسی کرده و به این نتیجه رسیده ایم که تصویر ها نقش مهمی در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها دارند؛ چنان که اعتقاد بر این است که نظام های سیاسی نه بر پایه «واقعیت»، بلکه بر پایه «تصویری که از واقعیت» دارند، اقدام به تصمیم گیری می کنند. با بررسی مراکز موجود، مقالات، سخنرانی ها و عوامل مختلف دیگر و تصویر های ذهنی سیاستمداران، به این نتیجه اشاره خواهیم کرد که بر پایه نظریه تصویرسازی و کاربرد آن در تصمیم گیری فردی و سازمانی، می توان گفت مبنای اسلام شناسی و مطالعات شیعی در بریتانیا در بخش هایی برساخته تصاویری است که همان سیاست های حاکم و رسانه ها برای جامعه دانشگاهی تعیین کرده اند؛ آن هم در جنبه های سلبی که سیاست های حاکم نسبت به جهان اسلام دارد.
بررسی انگاره «مشارکت سیاسی زنان» در شعر دوره مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
235 - 281
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران از دیرباز، دیدگاه های مردان و مردسالارانه حاکم بر جامعه را دلیل عمده عدم مشارکت سیاسی زنان مطرح نموده اند. پرداختن به انگاره های ذهنی می تواند به شناخت دیدگاه های افراد هر جامعه، نسبت به خود یا دیگران، کمک نماید. با بررسی این نوع انگاره-ها می توان به دلایل کمرنگ بودن حضور زنان در عرصه های سیاسی بهتر پی برد. از زمان مشروطه، بحث حضور زنان در جامعه، ملموس تر مطرح گردید و بسیاری از شاعران زن و مرد، به مباحث مختلف سیاسی از جمله مشارکت زنان ورود کردند. پژوهش حاضر، اشعار همین دسته از شاعران را مورد ارزیابی قرار داده و انگاره های ذهنی آنان را نسبت به مشارکت سیاسی زنان بررسی می نماید. این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و تحلیل داده ها بر اساس روش تحلیل مضمون صورت پذیرفته است. بر این اساس، انگاره های ذهنی شخصی شاعران مرد که شامل دو مضمون کلّی «فعّال بودن زنان» و « منفعل بودن زنان» می باشد، با انگاره های ذهنی خویشتن شاعران زن (از منظر دیگری و از منظر خود) مورد بررسی قرار گرفتند و انگاره های متضاد و مشابه بین این دو قشر، شناسایی شدند. یافته های حاصل نشان می دهد اکثر شاعران مرد، به مشارکت زنان از جمله در امور سیاسی کشور، توجّه عمیق داشته و مشوّق زنان جهت حضور فعّال در اداره امور کشور بودند، اما شاعران زن، ضمن آنکه انواع حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی را برای زنان قائل بودند، جنس زن را از دید مردان، ناتوان، کم عقل و حقیر، پنداشته و خطاب می کنند. به نظر می رسد دلیل کمرنگ بودن مشارکت سیاسی زنان را در این عامل، می توان جستجو کرد.
بازطراحی و به روزرسانی راهبردهای دفاع سایبری بر اساس الگوی امنیتی ناتو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۰۸
357 - 382
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، به رسیمت شناختن فضای سایبری به عنوان یک عرصه نظامی نوپدید منجر به تغییرات چشمگیری در رویکرد کشورها و سازمان ها به مفهوم دفاع سایبری شده است. ناتو به عنوان یک سازمان نظامی بین المللی نیز تحت تأثیر این روند قرارگرفته است و نزدیک به یک دهه است که فرایند به روزرسانی و بازطراحی راهبرد دفاع سایبری خود را آغاز نموده است. هدف از مقاله حاضر، بررسی تأثیر شناسایی فضای سایبری به عنوان یک عرصه نظامی نوپدید بر راهبرد دفاع سایبری ناتو و تأثیرات این اقدام به شیوه توصیفی تحلیلی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که به رسیمت شناختن فضای سایبری به عنوان یک عرصه نظامی نوپدید تأثیرات قابل توجهی بر راهبرد دفاع سایبری ناتو در طول سال های اخیر داشته است. ناتو سیاست ها و چارچوب های جدیدی برای مقابله با تهدیدات سایبری ایجاد کرده است و سرمایه گذاری های خود را در تقویت قابلیت های دفاع سایبری به شدت افزایش داده است. علاوه بر این، امنیتی سازی فضای سایبری به عنوان یکی از ضرورت های ایجاد یک راهبرد دفاع سایبری مؤثر نقش برجسته ای در تحقق اصل دفاع جمعی ناتو در بستر سایبر داشته است. با توجه به اهمیت و ضرورت به روزرسانی استراتژی های دفاعی در فضای سایبری بر اساس مقتضیات کنونی و پیچیدگی های حاکم بر این عرصه، نتایج پژوهش حاضر می تواند برای سیاست گذاران، فرماندهان نظامی و محققان فعال در حوزه دفاع سایبری جمهوری اسلامی ایران، منبعی ارزشمند برای ااتخاذ تصمیمات نوآورانه و تدوین راهبردهای مؤثر در این حوزه باشد.
هوش مصنوعی ابزار قدرت نرم در حوزه سیاست عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
81 - 100
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی یکی از علوم جدیدی است که حدود یک قرن از ظهور آن می گذرد. ماهیت و کارکرد آن آن به عنوان جنبه ای از ابزار قدرت نرم در عرصه دنیای مدرن، تأثیر غیرقابل انکاری بر اکثر عرصه های زندگی بشر گذاشته است و به عنوان امری بین رشته ای، اهمیت ویژه ای در جامعه، اقتصاد و بخش عمومی پیدا نموده و فرصت های جدیدی را به وجود آورده است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی ظرفیت ها و قابلیت های هوش مصنوعی تبیین شده و ضمن شناخت عملیاتی این مفهوم، قابلیت خاص و استفاده برنامه های هوش مصنوعی در سیاست عمومی مورد توجه قرار گرفته است. زیرا همانطور که دولت مدرن در بستر توانایی در گردآوری اطلاعات، توانست دولت مؤثرتر و کارآمدتری شود، در بستر هوش مصنوعی و قابلیت های آن احتمالا خواهد توانست حکمرانی بهتر و کارآمدتری را در آینده اعمال نماید.از سوی دیگر فارغ از اینکه هوش مصنوعی در چه بخش هایی مورد استفاده قرار گیرد، پیامدهای آن می تواند سطوح مختلف حوزه عمومی را اعم از پیامدهای مثبت و چالش ها تحت تأثیر قرار دهد که این امر در این مقاله مورد توجه قرار گرفته شده است.
حکمرانی مشارکتی: روش ها و ابزارهای سیاسیِ آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۷
175 - 204
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مشارکتی یکی از رویکردهای موفق سیاست گذاری و مدیریت عمومی است. این رویکرد بسیاری از تنش ها و چالش های اجتماعی و سیاسی را کاهش می دهد و منجر به افزایش سرمایه اجتماعی می شود. اما عدم شناخت روش ها و ابزارهای مؤثر در این رویکرد، باعث شده است که استفاده بهینه از این رویکرد صورت نگیرد. در این مقاله روش ها و ابزارهای حکمرانی مشارکتی در حوزه سیاست مورد بررسی قرار می گیرند. روش این تحقیق، تحلیل محتواست و با استفاده از این روش، ابتدا داده ها با کمک منابع کتابخانه ای و اینترنتی جمع آوری و بررسی شده و سپس، با تحلیل داده ها، روش ها و ابزارهای حکمرانی مشارکتی استخراج شده است. در ادامه، با کمک 31 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی و سازمانی این حوزه، مؤلفه های مورد نظر با 16 شاخص و در دو مقوله اصلی روش ها و ابزارها شناسایی شده است. یافته ها نشان می دهد، 8 روش «رأی گیری»، «نظرسنجی و افکارسنجی»، «مشورت»، «تصمیم گیری جمعی»، «تولید ادبیات مشترک»، «شبکه سازی و تیم سازی»، «اشتراک اطلاعات» و «کار جمعی» از مهم ترین روش های پیاده سازی حکمرانی مشارکتی بوده و 8 ابزار از قبیل: «پلتفرم های مجازی»، «کرسی های آزاد اندیشی»، «انتخابات»، «راهپیمایی»، «نماز جمعه»، «تجمّع و اعتراض»، «رسانه های اجتماعی» و «اتاق های فکر» از مهم ترین ابزارهای سیاسی حکمرانی مشارکتی در کشور می باشد.