فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
117 - 133
حوزههای تخصصی:
رفتاری که به قصد تحقق جرم تام معینی واقع می شوند، ولی به علت دخالت عوامل غیرارادی، بی نتیجه می مانند نیز جرم شناخته می شوند. این نوع اعمال، تحت عنوان عملیات مجرمانه بی بهره شناخته شده و مصادیق آن در حقوق کیفری ایران عبارتند از: شروع به جرم، جرم عقیم و جرم محال. جرم موضوع ماده 122 قانون مجازات اسلامی 1392 و تبصره ذیل آن، منطبق با مصادیق مجرمانه مذکور است. تحقق عملیات مذکور، ضمن ظهور حالت خطرناک مرتکب، موجب تهدید حقوق دیگران و برهم خوردن نظم و امنیت عمومی جامعه شده و برخلاف اخلاق متعارف محسوب می شود. این تحقیق که به روش تحلیلی توصیفی انجام گرفته است، نشان می دهد، جرم انگاری عملیات مجرمانه بی بهره، براساس اصول مختلف ناظر بر جرم انگاری در حقوق جزای عرفی نظیر اصل ضرر، عدالت کیفری بازدارنده، حالت خطرناک مرتکب و در حقوق جزای اسلامی برمبنای قواعد تعزیر، حرمت مقدمه حرام و تجری قابل توجیه است.
بررسی همگرایی و واگرایی در نظریات روابط بین الملل
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
در عرصه پیچیده روابط بین الملل، پدیده همگرایی و واگرایی به عنوان دو نیروی متضاد، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی تعاملات میان دولت ها و سایر بازیگران ایفا می کنند. همگرایی، به تمایل و گرایش بازیگران به سوی همکاری، اتحاد و ایجاد ساختارهای مشترک اشاره دارد، در حالی که واگرایی، نمایانگر تمایل به جدایی، تفرقه و اتخاذ سیاست های مستقل است. درک عوامل مؤثر بر این دو پدیده و چگونگی تأثیر آنها بر روابط بین الملل، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این مقاله، تلاش شده است تا با تأکید بر پنج نگرش عمده در نظریات روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای، به تبیین مقوله همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل پرداخته شود. این پنج نگرش عبارتند از: رئالیسم، لیبرالیسم، سازه انگاری، کارکردگرایی و نوکارکردگرایی. هر یک از این نظریه ها، با مبانی نظری و رویکردهای خاص خود، به بررسی پدیده همگرایی و واگرایی از زوایای مختلف می پردازند و عوامل مؤثر بر آنها را به شیوه های متفاوتی تحلیل می کنند. در این راستا، ابتدا به تشریح مبانی نظری هر یک از این پنج رویکرد پرداخته می شود و سپس نگرش آنها در باب همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل و عناصر و متغیرهایی که به عنوان عوامل مؤثر در همگرایی و واگرایی از دید این نظریات مطرح می شوند، مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از این مقاله، ارائه تصویری جامع و چندبعدی از پدیده همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل از دیدگاه نظریه های مختلف است تا بتوان از این طریق، درک بهتری از عوامل مؤثر بر این پدیده و چگونگی تأثیر آنها بر روابط بین الملل به دست آورد.
بازشناسی یک واژه فارسی در قرآن کریم؛ مطالعه موردی «هُدِّمَت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی خاستگاه واژه قرآنی تک بسامد «هُدِّمَت»، برساخته از ریشه «ه-د-م»، و واکاوی تطور صوری و معنایی آن انجام شده است. این واژه در تفاسیر و ترجمه های قرآنی، اساساً به مثابه یک واژه اصیل عربی و در پیوند با معنای جاافتاده «ویرانی یا تخریب» تلقی شده، بی آنکه بررسی ریشه شناختی مستقلی بر پایه تعاملات زبانی صورت گیرد. مقاله پیش رو با رویکرد تاریخی یا درزمانی، ضمن اشاره به همزادهای واژه در دیگر زبان های سامی، کاربست های آن را در متون پیشاقرآنی شامل متون مقدس یهودی–مسیحی و اشعار کهن عربی بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «هُدِّمَت» وام واژه ای برگرفته از فارسی باستان (handāma) به معنای «اندام» است که از طریق زبان آرامی و در چارچوب تعاملات زبانی عصر هخامنشی وارد زبان های سامی و سپس عربی شده و در آیه چهلم سوره حج بر پاره پاره کردن و فروپاشی ساختمان پرستشگاه ها دلالت دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش پیش رو نشان می دهد که بازسازی ریشه ثلاثی «ه-د-م» بر پایه یک ریشه ثنائی، به سبب غفلت از وام واژه بودن آن اساساً گرفتار خطای روش شناختی است.
ارزیابی اندیشه معاصرت قرآنی در آراء تفسیری امام خمینی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
69 - 87
حوزههای تخصصی:
نظریه معاصرت قرآنی تلاشی برای به روز شدن و تازه گشتن فهم ما از قرآن متناسب با نیازسنجی در هر عصر است که البته با خوانش های بسیار متفاوتی توسط اندیشمندان اسلامی همراه بوده و همین امر موجب شده تا دست یابی به یک خوانش صحیح از این نظریه ضروری بنماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر آراء تفسیری علامه طباطبایی و امام خمینی، درصدد مطالعه تطبیقی مبانی نظریه معاصرت قرآنی از نگاه این دو اندیشمند معاصر است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که قرائت خاصی از نظریه معاصرت قرآنی مبتنی بر رویکرد مقاصدی در آراء تفسیری این دو مفسر قابل ردیابی است. نگرش نظام مند به معارف قرآن کریم، مطابقت کتاب تکوین و کتاب تدوین، ضرورتِ گذار از مفهوم به مصداق، تسرّی دادن خطابات قرآنی و بهره بردن از تجلّیات دائمی قرآن، از مهم ترین مبانی نظریه معاصرت از نگاه امام و علامه است. این قرائت با در نظر گرفتن مراتب متعدد برای حقیقت واحد قرآن، در عین آنکه نسبیّت در فهم را منتفی می داند، با اعتبار بخشیدن به فهم های مختلفی که هر کدام متناظر با یکی از مراتب آن حقیقت واحده است، زمینه را برای برقراری گفت وگو میان نیازهای روز و قرآن کریم در جهت پاسخ گویی به این نیازها فراهم می سازد.
بررسی میثاق در قرآن با استفاده از تفاسیر سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و مفهوم میثاق در متون مقدس ادیان ابراهیمی، به ویژه در عهد عتیق از اهمیت فراوانی برخوردار بوده تا جاییکه این اجماع تا حدی میان پژوهشگران کتاب مقدس وجود دارد که کل کتاب مقدس تفصیلی از اصل میثاق در این دو دین است. در قرآن کریم آیه 172 سوره اعراف به این موضوع پرداخته و منظور و پیام آن مورد توجه مفسران قرار گرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی تحلیلی و تطبیقی این آیه در پنج تفسیر المیزان، تفسیر نمونه، تفسیر المنار، تفسیر تسنیم و فی ظلال القرآن می پردازد. مفسران این پنج تفسیر درباره آیه میثاق دیدگاه واحدی ندارند و هر کدام تبیین خاصی از عالم ذر مطرح شده در این آیه ارائه کرده اند. نتایج تحقیق بیانگر این است که علامه طباطبایی متفاوت ترین تفسیر را از این آیه ارائه می دهد و معتقد است عالم ذر همان عالم ملکوت است که اگر انسان به وجود ملکوتی خود از راه دلش توجه کند، آن معارف کلی توحیدی را درک می کند. جوادی آملی با وجود آنکه شاگرد علامه طباطبایی است؛ اما در این زمینه، اندکی از استاد خود فاصله می گیردغ وی در ابتدا این عالم را بیان واقعیت خارجی می داند و می گوید این عالم همان فطرت و سرشت انسان است. آیت الله مکارم شیرازی به نظریه تمثیل در آیه میثاق قائل است. سید قطب این عالم را فطرت توحید عالم وحی و عقل می داند و رشید رضا به «انکار اصل عالم ذر» اشاره می کند و در قسمتی دیگر قائل به همان جنبه عقلی و وحی است.
زبانی شدنِ وحی و ایده زبان توقیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در الهیات تطبیقی، قولی مبنی بر تناظر شخص مسیح و قرآن وجود دارد؛ چه هر دو اموری الهی هستند که یکی در قالب تجسد به ساحت بشری آمده و دیگری در قالب فرایند زبانی شدن (نزول). اما از آنجا که آموزه تجسد در مسیحیت با چالش چگونگی حلول امر نامتناهی در امر متناهی مواجه است، به نظر می رسد که پذیرش چنین تناظری می تواند چالش متناظری را برای فرایند زبانی شدن ایجاد کند. پس با فرض وجود تناظر میان شخص مسیح و قرآن، آیا می توان مفری از چالشی که در برابر فرایند زبانی شدن ایجاد شده پیدا کرد؟ در این مقاله استدلال می شود که یکی از پاسخ های احتمالی به این چالشْ تمسک به «ایده زبان توقیفی» و مشخصاً پذیرش منشأ الهی برای زبان است. این پاسخ در مورد زبانی شدن جریان دارد، اما در مورد تجسد، از آنجا که حلول در ماده اتفاق می افتد، جریان نخواهد داشت. اما در ادامه، پس از توضیح نحوه حلِ چالش یادشده، نشان داده خواهد شد که این ایده، از حیثِ انتقال منشأ زبان به ساحت الهی، دست کم با دو نقد جدی مواجه خواهد بود: یکی نقد مبتنی بر فهم ناپذیریِ وحی و دیگری نقد مبتنی بر عدم مقبولیتِ تاریخی-پدیدارشناختی.
Sheikh Mufid’s Epistemological Views on Sensory Perception(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Sensory perception is a fundamental component of Islamic epistemology, playing a crucial role in human understanding of the external world. Sheikh Mufid, a prominent Twelver theologian, adopts a reason-centered approach to this subject, arguing that the senses alone are insufficient to produce certain knowledge; rather, valid knowledge emerges only through their interaction with reason. By distinguishing between simple and composite sensory perception, he clarifies the role of reason in analyzing and affirming sensory data, emphasizing the necessity of filtering illusions and imaginations through rational scrutiny. Moreover, while he upholds direct realism in perception—affirming a direct connection between the perceiver and the perceived—he also acknowledges its limitations. The findings of this study indicate that Sheikh Mufid presents a systematic framework for understanding the interaction between the senses, reason, and revelation, maintaining a firm stance against epistemic relativism. His rationalist approach has not only shaped Shiite theological epistemology but also offers valuable insights for contemporary epistemological analysis.
ارزیابی مبانی تجربی و الهیاتی «ژن خدا»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲۰
23 - 33
حوزههای تخصصی:
پژوهشگر عرصه ژنتیک، دکتر دین هَمر مدعی است، ژنی که منجر به گرایش انسان ها به معنویت و اعتقادات دینی می شود را کشف نموده است. او این ژن را حاصل تکامل زیستی نوع انسان می داند که منجر به ایجاد درگاه های ورودی در بخش نورون پس سیناسپی می گردد و با انتقال منوآمین ها به درون سلول و ایجاد حالات خوش معنوی، او را به سمت معنویت گرایی و بالتبع فرض خالق برای هستی سوق می دهد. پژوهش حاضر با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) توضیح می دهد که چگونه براساس تحقیقات آزمایشگاهی بعدی، ژن مورد نظر را نمی توان به عنوان علت تامه احساسات معنوی جا زد و تنها باید برای آن نقش کوچکی در این فرایند در نظر گرفت. نیز ادعای مطرح شده قادر نیست دلایل عقلی و یقینی مبنی بر وجود خداوند را بشکند، ازاین رو تلاش همر را نمی توان نافی وجود متعلق معنویت، یعنی خداوند متعال دانست.
تأثیر سبک زندگی بر پیشگیری از بزه دیدگی با نگاهی به مبانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۱
73 - 82
حوزههای تخصصی:
گسترش مطالعات بین رشته ای در دهه های اخیر با ظهور مباحث پست مدرنیسم سبب شد سبک زندگی به عنوان موضوعی مهم مورد توجه اندیشمندان قرار گیرد. در حوزه مطالعات جرم شناختی نیز سبک زندگی در مباحث علت شناسی وقوع جرم و پیشگیری از آن حائز اهمیت است. با این توضیح، هدف اصلی این پژوهش تبیین ارتباط میان سبک زندگی به عنوان یک شاخص روان شناختی جامعه شناختی در موضوع پیشگیری از بزه دیدگی است. این مقاله به روش تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته، همچنین گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و از طریق مطالعه منابع معتبر انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش شکل گیری سبک زندگی تابع مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی و تحول در نگرش ها و رجحان های فردی و اجتماعی است. ازاین رو هرچند سبک زندگی در ظاهر هویتی فردی می باشد، لیکن کنش میان زندگی فردی، اجتماعی و فضای مجازی در شکل گیری آن مؤثر است. در موضوعات جرم شناختی، توجه به علت شناسی وقوع جرم و پیشگیری از آن، مهم ترین حوزه های بحث می باشد. در این راستا مؤلفه هایی چون روحیه صبر و مدارا، محافظت از آماج ها، نوع پوشش، تعاملات خانوادگی، تغییر در کالبد شهری، میزان استفاده از فضای مجازی در سبک زندگی بزه دیده نقش مهمی در پیشگیری از جرم ایفا می کند.
بررسی چالش ها و ارائه راهکارهای آموزش کاربردیِ زبان عربی (با تکیه بر نمونه های آموزشیِ مدارس کشورهای خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان انسان، مهم ترین وسیله ی ارتباطی و انتقال معنا است. در دنیای امروز که ارتباطات به سرعت در حال تغییر و توسعه است، اهمیت یادگیری زبان های مختلف به ویژه زبان های غنی ای مانند زبان عربی، محسوس است. زبان عربی امروزه نه تنها به عنوان یک زبان ارتباطی، بلکه به عنوان یک پل فرهنگی و معرفتی میان ملت ها و فرهنگ ها مطرح است. یادگیری زبان عربی پیوندی عمیق با فهم تاریخ و تمدن غنی جهان عرب دارد و در این عصر جهانی سازی، مسلماً تسلط به این زبان می تواند دریچه ای به فرصت های جدید ایجاد کند. از این رو، پژوهش در زمینه کاربردی کردن زبان عربی در زندگی دانش آموزان/ زبان آموزان نه تنها ضرورتی آموزشی، بلکه یک نیاز فرهنگی و اجتماعی است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی راه کارهای آموزش کاربردی زبان عربی نسبت به زبان آموزان می پردازد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل روش های نوین تدریس براساس نمونه های آموزشی مدارس کشورهای خارجی، کاربردی کردن زبان عربی در زندگی دانش آموزان/ زبان آموزان و فعالیت هایی است که می توانند به بهبود یادگیری زبان عربی کمک کنند. این روش ها شامل استفاده از فناوری های نوین، ایجاد فعالیت های کلاسیِ متنوع و فراهم سازی محیط های یادگیری انگیزشی و تعاملی است. یادگیری زبان عربی تأثیرات گسترده ای بر دانش آموزان ایرانی دارد که می تواند در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، تحصیلی، روان شناختی و اقتصادی ظهور پیدا کند. این تأثیرات نه تنها به توانمندی های زبانی و ارتباطی آن ها کمک می کند، بلکه می تواند به ارتقای هویت فرهنگی و معنوی، توسعه فردی و اجتماعی، منجر شود چراکه انگاشت های ما از یک بافت ارتباطی، حاصل رابطه تعاملی بین زبان و فرهنگ است.
تحلیل قرآنی امامت انتصابی از دیدگاه فریقین با تأکید بر آیات 124 بقره، 34 آل عمران و 68 قصص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
97 - 122
حوزههای تخصصی:
مسئله امامت از مباحث اساسی در کلام اسلامی بوده و همواره علت اصلی بروز اختلاف، در عقاید فریقین است. بررسی ادله قرآنی، در تبیین جایگاه مقام امامت، به عنوان عاملی مهم در استمرار تعالیم و هدایت اسلامی می تواند مؤثر باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، ادله قرآنی امامت انتصابی را بر اساس آیات 124 بقره، 34 آل عمران و 68 قصص مورد بررسی تطبیقی قرار داده و دیدگاه های فریقین را مقایسه می کند. یافته ها نشان می دهد که از نظر امامیه، سه آیه فوق در اثبات امامت انتصابی، مکمل یکدیگرند و جعل امامت، همچون جعل نبوت، بر اساس اختیار مطلق الهی بوده و رابطه آن با ذریه معصوم، ضرورت وجود امام معصوم را در جهت حفظ آموزه های دینی و هدایت امت اسلامی دوچندان می سازد. برخلاف دیدگاه اهل سنت که امامت را امری انتخابی و بی ارتباط با خاتمیت تلقی می کند، این پژوهش بر اساس سه آیه فوق، انتصاب امامت را تبیین کننده خاتمیت و عامل تداوم رسالت پیامبری معرفی می کند. بررسی دقیق مفاهیم «جعل»، «ذریه» و «اختیار الهی» در سه آیه فوق و ارتباط معنایی بین آن ها، نشان دهنده این است که امامت با انتخاب بشری نبوده، بلکه همچون نبوت، جعلی از سوی خداوند است. این نتایج در راستای ادله امامیه مبنی بر اثبات انتصاب امامت ائمه معصوم و جایگاه آن در حفظ خاتمیت، مقبول تر به نظر می رسد. نوآوری این پژوهش در ارائه خوانشی جدید از پیوستگی و همبستگی این سه آیه در ارتباط با اثبات امامت انتصابی و مقایسه آن با دیدگاه های اهل سنت است.
حکم شناسی مهاجرت از سرزمین دولت اسلامی به سایر سرزمین ها (با تأکید بر آیات 72 تا 75 سوره انفال)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
133 - 162
حوزههای تخصصی:
مهاجرت و اقامت در یک سرزمین، یکی از حقوق انسانی است که در اسلام و همچنین در اعلامیه حقوق بشر بر آن تأکید شده است، اما این حق مانند سایر حقوق، دارای قیود و ضوابطی است که بررسی فقهی آن با توجه به تأکیدهای قرآن کریم بر مسئله هجرت و نیز با توجه به گستردگی مهاجرت از سرزمین های اسلامی و تغییرات کمی و کیفی آن در دوره معاصر، دارای اهمیت است؛ ازاین رو در این نوشتار با روش اجتهادی و تمرکز بر آیات انتهایی سوره انفال، به جستجو در قیود و ضوابط مهاجرت پرداخته شده و پس از بیان دیدگاه فقیهان معاصر، تقریر استدلال به آیات و محدوده و تفصیلات این حکم بررسی گردید. آنچه در تفسیر فقهی آیات آشکار شد، وجوب هجرت به سرزمین دولت اسلامی و حرمت هجرت از آن، به ملاک برقراری و حفظ ولایت ها و روابط سیاسی-اجتماعی با امام و امت (دولت و ملت) اسلامی و مرزبندی با جامعه کافران و دشمنان است. تعیین موضوع و مصداق این حکم الزامی مانند جهاد و نصرت، در هر زمان و مکان برعهده ولی امر دولت اسلامی است، ازاین رو سیاست گذاری منسجم در حوزه مهاجرت، با توجه به فرصت ها و تهدیدهای زمانه، از وظایف مهم دولت اسلامی بشمار می رود.
The Dramaturgy of Silence in the Quran A Case Study: The Story of Prophet Moses and Khiḍr and Joseph(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most important structural studies is the examination of narrative techniques in the Quranic stories with the aim of showing the quality of the visual layers. To achieve this type of research, various models and methods are used. One of the interdisciplinary models is dramaturgy. Dramaturgy, as a theatrical function, seeks synergy within the text and displays actions to influence the audience and answer their potential questions; likewise, the audience's confrontational or interactive feelings with the work and structured analyses of the artistic work aim to determine the impact of the narrative and the longevity of the work. In this research, the story of Prophet Moses and Khiḍr (al-Kahf: 60ff) and a part of the story of Joseph have been studied using a descriptive-analytical method. The results show that the quality of using the dramaturgy of silence encompasses ten different and novel types, from authorial silence to causal silence. In these narrative techniques, the Quranic images do not, on their own, draw the narrative lines of the text, but rather are reflected in the domains of certain insights, concepts, and epistemological, cosmological, ethical, and aesthetic assumptions. These seemingly fragmented images are multi-referential and in their echo also include silence, making it a part of such frames. The narrative essence in the story of Khiḍr and Moses and Joseph is the mention of the meta-narrative in two realms: "First, the compositional actions and functions based on reality, and the second part, the descriptive and interpretive actions that recount the paratexts."
A Comparative Ontological Study of the Existential Layers of the Quran in the Divine and Created Realms, from the Perspective of the Quran and Islamic Mysticism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study conducts an ontological study of the Quran, explaining its existential layers in the Divine Realm, also known as the World of God or the World of Necessity, and the Created Realm, also known as the World of Being or the World of Contingency. Based on the views of mystics and Quranic verses, it explains the existential ranks of the Quran and its specific names. The importance of this issue lies in proving the single, multi-ranked existence of the Quran and demonstrating that the Quran is present at every stage of existence, from the World of God to the World of Creation, each with a specific station and name. Through a comparative study of these ranks with Quranic verses, this article concludes that the Quran, as divine knowledge in the form of divine speech, saying, book, and both creative and written words, is present in an integrated manner at every rank of existence, accompanying the Perfect Human. A key finding of this article is that the ontological ranks of the Quran are sometimes expressed with a specific name in the Quran, such as Umm al-Kitāb (The Mother of the Book), Kitāb Mubīn (The Clear Book), and Nūr (Light), each pointing to a specific rank of the Quran's existence. In some cases, there is no specific name for a particular existential rank of the Quran in the verses, but the rank is referenced. For example, it is stated that the Quran was sent down from the rank of the name Allāh or the names al-Raḥmān or al-Ḥayy . This paper was written using a hybrid research method (textual-argumentative) and based on library and software data collection. It is an attempt to, for the first time in a coherent study, use mystical sources and Quranic verses to articulate the specific name of the Divine Book at each existential rank or at least the name of its existential rank.
فرهنگ رضوی و ترویج عفاف و حجاب (ارائه یک نظریه زمینه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
203 - 234
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی و تحلیل وضع موجود مقوله عفاف و حجاب در میان شهروندان شهر مشهد به ویژه جوانان و سازوکارهای ترویج آن در بستر فرهنگ رضوی می پردازد. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینه ای صورت گرفته و اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته جمع آوری شده است. نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات در ذیل مقوله مرکزی با عنوان «مرکزیت زدایی در برابر جانمایی کانونی عناصر فرهنگ رضوی در زیست جهان جمعی ایرانیان» ارائه شده است. شرایط ایجاد این پدیده عبارت است از: گسترش انحصارگرایی در برابر عمومیت بخشی به فرهنگ رضوی، مواجهه گزینشی در برابر یکپارچه در کاربست عناصر بنیادی فرهنگ رضوی، غلبه مروج پروری در برابر سخنورپروری در آموزش عاملان مبلغ فرهنگ رضوی. راهبردهای قابل اتخاذ توسط عاملان اجتماعی در برابر پدیده مرکزی شامل این موارد بوده است: جذب حداکثری در برابر طرد حداکثری، رویکرد مشارکت مدار در برابر رویکرد دستورمدار و رویکرد خلاق در برابر رویکرد کلیشه ای. در نهایت، این مواجهات پیامدهایی شامل: از دست رفتن پیوندهای اصیل فرهنگی در جامعه در برابر بازیابی آن ها، تفکیک در برابر تلفیق فزاینده ابعاد حیات عرفی و شرعی فرزندان، ناتوانی در مواجهه با چالش های فرهنگی در برابر فرصت یابی برای این مواجهات را نتیجه داده اند.
تطبيق مبادئ إداره المعلومات القرآنيه في الحوكمه الحديثه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ ربیع ۲۰۲۵ العدد ۱
27 - 52
حوزههای تخصصی:
تُعَدّ إداره المعلومات من المکوّنات الأساسیّه والاستراتیجیّه فی هندسه واستدامه أنظمه الحوکمه المعاصره. ففاعلیّه عملیات اتّخاذ القرار فی المستویات السیاسیّه العلیا، والاستقرار الاجتماعی، والأمن الوطنی ترتبط ارتباطًا وثیقًا بمنهجیّه تدفّق المعلومات وحُسن إدارتها. وفی إطار خطاب الحوکمه الحدیثه الذی یُؤکّد على التفاعلات المعقّده بین الدوله والمجتمع المدنی والقطاع الخاص فی إداره الشؤون العامّه، تتجاوز وظیفه إداره المعلومات حدود الآلیّات البیروقراطیّه البحته لتغدو عنصرًا حیویًّا فی تعزیز الشفافیّه والمساءله والمشارکه. ویُقدّم النظام القانونی والقیمی للإسلام مقاربه متمیّزه ومتعدّده الأبعاد لهذه القضیّه؛ بحیث إنّ إداره المعلومات لا تُعَدّ مجرّد أداه لزیاده کفاءه النظام، بل هی جزء لا یتجزّأ من فلسفه وأصول الحوکمه الإسلامیّه، وترتبط ارتباطًا عمیقًا بالأسس العقدیّه والأخلاقیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه. وتُشکّل الآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء نصًّا محوریًّا فی الأدبیّات القرآنیّه، إذ تتناول بصوره مباشره المتطلّبات الأساسیّه فی التعامل مع المعلومات الحسّاسه فی المجتمع الإسلامی، وتقدّم تعالیم قیّمه للتنظیر وتطبیق إداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. الهدف الرئیس من هذا البحث هو استکشاف وبیان تحلیلی- تفسیری لمبادئ ومتطلّبات إداره المعلومات فی نظام الحوکمه الإسلامی، مع الترکیز على تحلیل الآیه المبارکه ۸۳ من سوره النساء. ویسعى هذا البحث، من خلال التعمّق فی الطبقات الدلالیّه للآیه وآراء المفسّرین، إلى استنباط إطارٍ مفهومی لإداره المعلومات من منظور القرآن فی سیاق الحوکمه، وإبراز دلالاته العملیّه فی مواجهه التحدّیات المعلوماتیّه المعاصره. وبناءً على ذلک، صیغ السؤال الرئیس للبحث على النحو الآتی: ما هی المبادئ والأسس التی تقدّمها الآیه ۸۳ من سوره النساء لإداره المعلومات فی منظومه الحوکمه الإسلامیه؟ وکیف تتوافق هذه المبادئ مع الأبعاد العقدیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه للحوکمه، وتملک فی الوقت ذاته قابلیّه التکیّف مع ظروف وتحدّیات العصر الراهن؟ أُنجز هذا البحث باعتماد منهج نوعی وبطبیعه وصفیّه - تحلیلیّه. وقد ارتکزت منهجیّه الدراسه على تحلیل المحتوى التفسیری (Content Analysis) للآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء. تکشف النتائج الرئیسه للبحث عن إطار متعدّد الأبعاد ومنهجی قدّمته الآیه ۸۳ لإداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. ویُظهر البحث بوضوح أنّ هذه الآیه لم تقتصر على معالجه إداره المعلومات فی ظروف خاصّه بعصر صدر الإسلام، بل إنّها ترسم إطارًا شاملاً ودینامیکیًّا لإداره المعلومات فی مختلف أبعاد نظام الحوکمه الإسلامی عبر العصور. هذا الإطار الذی یقوم على مبادئ المرجعیّه الصالحه (عقدیّه وسیاسیّه)، والتحلیل التخصّصی (إداری)، والمسؤولیّه الجماعیّه (اجتماعیّه- تربویّه)، یوفّر نموذجًا نظریًّا وعملیًّا للحوکمه الرشیده. وتُبرز النتائج الطاقه الفریده للتعالیم القرآنیّه فی تقدیم حلول جذریّه لإشکالیّات إداره المعلومات والحوکمه فی المجتمعات الحدیثه، مؤکّدهً الحاجه إلى إعاده النظر فی المقاربات السائده، بالاستناد إلى الأسس الدینیّه ودمجها بالمعرفه المعاصره.
تأثیر آموزه های اسلامی در طراحی شهری و معماری مسکونی سکونتگاه های گذشته؛ مطالعه موردی قلعه مورچه خورت اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
147 - 181
حوزههای تخصصی:
معماری و بافت های مسکونی دوره اسلامی تحت تأثیر عواملی چون؛ شرایط جغرافیایی، ویژگی های دوره ای، مقاصد سیاسی، بنیه اقتصادی، فن آوری و آداب و رسوم اجتماعی اشکال متفاوتی یافته است. علیرغم این موضوع، وجوه اشتراک و تشابهات زیادی در این فضاها دیده می شود که برگرفته از روح، اندیشه و اعتقادات اسلامی بوده و بر همین اساس وصف اسلامی بر این آثار اطلاق گردیده است. امروزه به واسطه عوامل مختلفی نظیر: تخریب، نوسازی، تأثیر مدرنیسم و تمدن غرب، مصادیق این اندیشه در حال محو شدن از کلیت فضاهای شهری و مسکونی دوره اسلامی بوده است. به منظور شناخت این مصادیق در مقاله حاضر، قلعه مورچه خورت واقع در 50 کیلومتری شمال اصفهان که به واسطه عدم نوسازی و تخریب فضاها، هویت و اصالت اولیه خود را حفظ کرده و از این حیث نمونه ای سالم و کم نظیر محسوب گشته به عنوان مطالعه موردی، کانون توجه و تحقیق قرار گرفته است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی _تحلیلی بوده و یافته های آن عمدتاً بر اساس داده های بدست آمده از بررسی های میدانی استوار گردیده است. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، اندیشه و اعتقادات اسلامی با مصادیقی همچون؛ انسجام درون شهری، حسن همجواری، سازگاری با محیط، صیانت از حریم خصوصی و توجه عمیق به شعائر الهی در وجوه مختلف فضاهای شهری مورچه خورت از قبیل اشکال، کیفیت و کمیت معابر ارتباطی، پلان، جهت ساختمانی، جهت ورودی، ترکیب بندی ورودی، چگونگی تزیینات بکار رفته در منازل مسکونی و نوع و نحوه ارتباطات فضایی و سازمان فضایی، تأثیرات اساسی و تعیین کننده ای داشته است.
تحلیل نشانه- معناشناختی گفتمان سوره عبس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه معناشناسی یکی از رویکردهای جدید در شناسایی و تجزیه و تحلیل متون و نیز در فهم چگونگی تولید و دریافت معنا نقش اساسی دارد. تحلیل گفتمان یکی از ابزارهای تحلیل متون ادبی است که ارتباط بین ساختارهای گفتمان مدار و دیدگاههای اجتماعی حاکم بر آن را مورد بررسی قرار میدهد. قرآن کریم سرشار از معانی و نشانه ها که همواره مسیر را برای به کارگیری رویکرد های مختلف تدبر و تحلیل متن را فراهم می سازد. مقاله پیش رو با به کارگیری رویکرد «نشانه معناشناسی گفتمان» و روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل سازوکار تولید معنا در فرآیند گفتمانی سوره عبس می پردازد. مرکزیت و جهتمندی فرآیند گفتمان سوره عبس بر «چگونگی ارزیابی و برقرارى ارتباط میان شخصیت های مختلف انسانها و هشدار به متکبرانی که خدا از هدایت قرآنی بی نیاز می دانند» شکل و بنا گرفته است. به طور کلی تحلیل گفتمانی سوره نشان می دهد که غالب عناصر سازنده نظام گفتمانی این سوره، از نوع نظام کنشی و نظام عاطفی شکل گرفته است.
بررسی علامت بودن استعمال بر معنای حقیقی از دیدگاه فریقین
منبع:
در مسیر اجتهاد سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
33 - 46
حوزههای تخصصی:
شاخصه استعمال در اندیشه اصولیان شیعه و اهل سنت از دیرباز یکی از معروف ترین شاخصه های تشخیص معنی حقیقی از مجازی بوده است عواملی همچون تبارمندی شاخصه مذکور در تراث شیعه و اهل تسنن وجود نقض و ابرام های متعدد در حوزه حجت بودن شاخصه مذکور سبب شده شاخصه استعمال در زمره مسائل چالشی علم اصول فقه قرار بگیرد. در جستار حاضر که به روش کتابخانه ای می باشد اندیشه اصولیان شیعه و اهل سنت در مسئله دلالت استعمال بر معنی حقیقی با رویکرد تحلیلی وانتقادی مورد باز خوانی قرارگرفته که این نتیجه بدست آمده : هرچند استعمال اعم از حقیقت و مجاز می باشد اما چنین اشکالی با توجه به حالت های مختلف معنی مجازی و حقیقی نمی تواند کاشفیت شاخصه استعمال از معنی حقیقی را دچار اشکال کند و از طرفی علامت خواندن استعمال به عنوان علامت معنی حقیقی به ضمیمه عواملی همچون غلبه در تضاد نیست . از یک سو رویه عرب زبانان دست یافتن به معنی حقیقی واژگان از طریق استعمال بوده است و از سویی دیگر اقامه اجماع بر معتبر بودن شاخصه مذکور ،رویه عرف و عقلای در استعلام معنی حقیقی واژگان از طریق استعمال، هماهنگی میان شاخصه استعمال و هدف واضع نسبت به تفهیم معنی حقیقی به مجرد استعمال ،عدم دلیل حمل لفظ بر معنی مجازی به هنگام استعمال واژه ای در معنی بدون قرینه از جمله دلائل معتبر بودن شاخصه مذکور است کابرد شاخصه مذکور در مسائل اصولی همچون مفهوم حصر و ماده و صیغه امر و مباحث فقهی نمایان است.
بررسی تاثیر دباغی بر تطهیر پوست میته از دیدگاه فریقین
منبع:
در مسیر اجتهاد سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
73 - 96
حوزههای تخصصی:
فقهای فریقین درباره استفاده و تجارت پوست حیوان حرام گوشت یا حیوان حلال گوشت میته اعم از مردار یا غیرمذکی، اختلاف دارند. همچنین نسبت به این که پس از دباغی می شود از پوست این حیوانات استفاده کرد یا نه اقوال متعددی وجود دارد. شافعیه دباغی را مُطهِّر پوست حیوانات به جز سگ و خوک می دانند و استفاده از پوست را پس از دباغی جایز شمرده اند. حنفیه نیز همین نظر را دارند با این فرق که آن ها دباغی را برای پوست سگ هم مُطهِّر می دانند. ولی امامیه، اکثر حنابله و مالکیه دباغی را از مُطهِّرات پوست نمی دانند. برخی نیز مانند لیث و ابن تیمیه فقط استفاده و خریدوفروش پوست حیوان حلال گوشت میته بعد از دباغی را جایز می دانند و استفاده از سایر پوست های حیوانات میته را چه قبل و چه بعد از دباغی به علت نجاست این پوست ها حرام می دانند. هرکدام از این سه گروه برای نظر خود به ادله ای استناد کرده اند. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اسناد کتابخانه ای، به سرانجام رسیده، این ادله مورد ارزیابی قرارگرفته و این نتیجه در دسترس قرار می گیرد که استفاده از پوست دباغی شده در مصارفی که مرتبط با طهارت است همچون نماز و طواف اشکال دارد و در غیر این مصارف در اموری که منفعت محلله دارد جایز است.همچنین خرید و فروش پوست میته در مواردی که منفعت محلله ای دارد با توجه به حدیث تحف العقول که می گوید اگر شیء حرامی را به خاطر منفعت محلله مورد معامله قرار دهید مانعی ندارد، جایز می باشد.