فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۴)
39 - 60
حوزههای تخصصی:
نظریه ی وجود ذهنی از ارکان فلسفه ی اسلامی است. سیّد صدرالدین محمد دشتکی از فلاسفه ی نام دار مکتب شیراز، در این زمینه، دیدگاه های بدیع و متمایزی دارد. هرچند شهرت او در این باب بیشتر به نظریه ی «انقلاب ذات» بازمی گردد، تحلیلش از انقسام وجود و انکار وجود ذهنی – با پذیرش صورت ذهنی – از نوآوری های کمتر شناخته شده ا ی است که تاکنون پژوهش مستقلی درخصوص آن انجام نشده است. بررسی این دیدگاه ها، افزون بر اهمیت تاریخی، زمینه ی درک دقیق تری از نگره ی انقلاب ذات در نظام فکری دشتکی را فراهم می آورد. این پژوهه با روش تحلیلی - انتقادی و برپایه ی مطالعه ی مستقیم آثار دشتکی، به ویژه حاشیه هایش بر شرح تجرید قوشچی، به واکاوی این آرا می پردازد. بر مبنای یافته ها، دشتکی وجود ذهنی به مثابه ی «صورت مقید به حیث حکایت» را انکار می کند، که به نظر می رسد با نظریه ی انقلاب سازگار است. طبعاً وجود ذهنی در این معنا فاقد ذاتیات، صفات و معلول های وجود خارجی است، اما صورتی که حکایت ندارد می تواند برخوردار از ویژگی های خاص خود باشد.
واکاوی مسئله شناخت در اندیشه صدرالمتالهین با تاکید بر مباحث روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
91 - 120
حوزههای تخصصی:
ماهیت شناخت در فلسفه متعالیه شناخت پدیده و مفهومی است که قابل استفاده در حوزه علمی، عملی و عینی مدنی است. در فلسفه صدرالمتألهین شناخت و منابع شناخت دارای مراتب اند. با لحاظ نگاه عرفانی، مراتب شناخت در حکمت متعالیه به ترتیب اعم از حقیقت، شریعت و طریقت است. ملاصدرا خودش را در یک روش خاص محصور و محدود نمی سازد و از روش های متفاوت بهره می برد، چه این روش ها را سبیل بنامیم یا کثرت گرایی روشی و آن را بحثی در حوزه میان رشته ای تلقی کنیم. از منظر ملاصدرا ادراکات حسّی جزئی بر ادراکات عقلی کلّی تقدّم دارد. اگر ادراکات حسّی جزئی در کار نباشد، عقل به درک کلیّات، اعم از تصوّری و تصدیقی، و بدیهی و نظری قادر نخواهد بود. از دیدگاه صدرالمتألهین، آگاهی حسّی و ادراک محسوسات، منشأ پیدایش تصوّرات اولیّه و ادراکات ابتدایی بشر است. شایان ذکر است که ادراک هر کس نسبت به خودش، بر همه ادراکات مقدّم است، ولی این ادراک را باید از جمله ادراکات حضوری دانست.
بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در «طفلی به نام شادی» از شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
243 - 265
حوزههای تخصصی:
گیلبرت گوهر و ماهیت شفقت را، مهربانی بنیادین همراه با آگاهی عمیق از رنج بردن خود و دیگر موجودات به همراه آرزو و تلاش برای تسکین آن می داند. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در کتاب شعر «طفلی به نام شادی» اثر محمدرضا شفیعی کدکنی شکل گرفته است. این پژوهش به شیوه ی توصیفی تحلیلی به موضوع شفقت در کتاب طفلی به نام شادی بر اساس مؤلفه های روان شناسی گیلبرت پرداخته است. واکاوی این کتاب شعر نشان می دهد که مفاهیم مرتبط با شفقت از دیدگاه آرا و نظریات روان شناسی گیلبرت جایگاهی قابل اعتنا در این اثر مهم دارد. به بیان دیگر ابعاد و زیر مجموعه های دوازده گانه شفقت گیلبرت با غالب اشعار شفیعی کدکنی قابل انطباق است و با توجه به همزمانی شفیعی کدکنی با گیلبرت وجوه اشتراک معنایی زیادی در منظومه شفیعی کدکنی شایان تأمل و بررسی بیشتر و گسترده تر است. این مسئله حاکی از غنای فرهنگی و ادبی و روانشناسی شاعران معاصر است که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته و در عوض علوم امروزه ی غربی و پیشرفته ی روان شناسی مؤید این نظریات است.
بازتاب ایدئولوژی در ترجمه ادبی: تحلیل ترجمهه امیرحسین الهیاری از رمان «القندس» با کاربست رویکرد حاتم و میسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ترجمه ادبی، به ویژه رمان، انتقال صرفِ واژگان نمی تواند منعکس کننده ی تمام ظرفیت های معنایی متن مبدأ باشد؛ چراکه معنا در این متون در پیوندی تنگاتنگ با گفتمان، فرهنگ و ایدئولوژی شکل می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد تحلیلی حاتم و میسون به بررسی بازتاب ایدئولوژی در ترجمه امیرحسین الهیاری از رمان "القندس" نوشته محمدحسن علوان می پردازد. در این چارچوب، مؤلفه هایی چون تفصیل، تقلیل، عینی سازی، تبدیل ساختار معلوم به مجهول و بالعکس، اسمی شدگی، تکرار و تغییر در عاملیت مورد تحلیل قرار گرفته اند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها با روش بسامدگیری و استقراء تام، از طریق نمونه گیری هدفمند از کل رمان و ترجمه فارسی آن گردآوری و تحلیل شده اند. در مجموع، 1255 نمونه از مؤلفه های گفتمانی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهند که الهیاری با بهره گیری از رویکردهایی نظیر عینی سازی و اسمی شدگی، گفتمان متن مبدأ را با حفظ هویت نحوی و معنایی به زبان مقصد منتقل کرده است. این یافته ها نشانگر آن است که ترجمه در چنین متونی نه یک بازتاب منفعل، بلکه کنشی فعال و ایدئولوژیک است.
مطالعه دلفی درباره مسئله رنج از دیدگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنج حقیقتی انکار ناپذیر و مهم در زندگی انسان ها است که در طول تاریخ بشریت مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته و تحلیل های گوناگونی پیرامون آن ارائه شده است. دستیابی به نظریه مدون اسلامی در خصوص رنج، نیازمند مطالعه عمیق و روشمند قرآن کریم و دیگر متون پایه اسلامی است. هدف مقاله پیش رو شناخت مسئله رنج از دیدگاه قرآن است. در این پژوهش از روش پژوهش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. پس از مطالعه قرآن و استخراج گزاره های مرتبط با مسئله رنج به روش نمونه گیری نظری، با استفاده از تکنیک کدگذاری باز تعداد 599 مفهوم شناسایی و این مفاهیم به پرسشنامه تبدیل شد. سپس این پرسشنامه با روش پیمایش اکتشاف دلفی طی دو مرحله در اختیار 23 نفر از خبرگان قرآن پژوه و برخی جامعه شناسان و روانشناسان که از طریق روش نمونه گیری شبکه ای (گلوله برفی) انتخاب شدند قرار گرفت. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از پرسشنامه متخصصان، به جهت دسته بندی تفکر آن ها، از تحلیل عامل Q که پاسخ دهندگان را دسته-بندی می کند استفاده شد و در نهایت برجسته ترین مفاهیم پیرامون مسئله رنج در قرآن مشخص شد. نتایج این پژوهش بیان گر آن است که آخرت گرایی، رنج و ناخوشایندی، ایمان حقیقی، اخلاق اجتماعی و تاب آوری بیش از همه مفاهیم مورد توجه قرآن است. درماندگی و به زیستی نیز به عنوان دو مسیر برای مواجهه با رنج معرفی شده است. این پژوهش با ارائه یک مدل جامع از دیدگاه قرآن درباره مسئله رنج، می تواند برای پژوهشگران، دین شناسان و مشاوران در حوزه روانشناسی دینی مفید باشد.
واکاوی نظریه های هویتی بر پیشگیری از تکرار جرم در میان زندانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
237 - 245
حوزههای تخصصی:
در گذشته هنگامی که شخصی مرتکب جرمی می شد، تنها هدف مجازات آن شخص سزادهی بود. با گذشت زمان و پیشرفت جوامع بشری و افزایش جرم و جنایت متخصصان این حوزه به این نتیجه رسیدند که علاوه بر سزادهی باید از مجازات هایی استفاده کرده که برای شخص و دیگران سبب ارعاب شود تا در آینده جرم را تکرار نکنند. زندانی کردن محکومان به عنوان یک مجازات که در کنار آثار منفی احتمالی با پیشرفت تکنولوژی می تواند به عنوان مکانی جهت آموزش دهی و یادگیری مهارت های شغلی برای افراد زندانی به کار برده شود. اگر رویه زندان ها تغییر نکند زندانیان با تأثیرپذیری از یکدیگر آماده ارتکاب جرائم جدید پس از آزادی خواهند بود. یکی از آثار بدی که زندان بر محکومان دارد، ایجاد سابقه کیفری برای شخص محکوم است که پس از آزادی از بسیاری حقوق اجتماعی محروم می شود و حتی برای استخدام شغل جدید با مشکل جدی مواجهه می شود. هدف اصلی که این تحقیق دنبال می کند شناسایی تأثیر مجازات حبس بر انجام مجدد جرم با استفاده از نظریه های هویتی و مبانی نظری آسیب های اجتماعی مانند آنومی، کنترل اجتماعی، تضاد اجتماعی، برچسب زنی و ... بوده و در تلاش است به بررسی علل و عوامل تکرار جرم بپردازد. در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که نظریه های هویتی به ویژه تأثیر سبک زندگی افراد از طریق ایجاد انسجام عاطفی در فرد با بروز جرائم و تکرار جرم زندانیان ارتباط معناداری دارد.
نقد نظریه نسخ عقلی قرآن در پرتو سیّالیت معنایی: تحلیل مبانی، روش شناسی و پی آمدهای معرفتی- هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخ عقلیِ قرآن ازجمله مباحثی است که روشن فکران، به خصوص در عصر حاضر، با هدف ایجاد هم آهنگی میان دین و مدرنیته بر آن تأکید دارند. اینان بر خلاف نگاه سنتی که معتقد است نسخ قرآن جز با قرآن یا سنت قطعیه ممکن نیست بر این باور اند که عقل توانایی نسخ احکام قرآنی را دارد. پی آمد چنین نگاهی استمرار نسخ، امکان تغییر و تعدیل احکام شرعی به واسطه حکم عقل، و قابلیت تقیید زمانیِ احکام شرعی است. در این جستار با روش توصیفی و تحلیلی و نگاه انتقادی مسئله نسخ عقلیِ قرآن و مبانی آن، با تأکید بر سیّالیت معنا، کاویده شده است. فرضیه مطالعه آن است که نسخ عقلیِ قرآن مبتنی است بر توانمندی عقل در تشخیص مصالح و مفاسد احکام و کشف ملاکات آن، تقسیم دوگانه احکام به اصل و فرع، و ثابت و متغیر و نیز صامت انگاری متن دین. نتیجه این روی کرد هم سیّالیت معنای متن و دست نیافتن به معنای حقیقی و عینی و مراد جدی متکلم، و درنتیجه پلورالیسم معرفتی و دینی خواهد بود. این درک درتقابل با نگرش اصولیان و مفسران مسلمان در طول تاریخ است که معتقد اند هر متنی معنای متعینی دارد و این معنا تابع وضع و اراده متکلم و مؤلف است. آن ها ازهمین رو به دنبال کشف مراد جدی خدا در تفسیر قرآن و کشف معنای واحد از آن اند و درنتیجه سیّالیت و تعدد معنا را نمی پذیرند. در مطالعه کنونی به این تقابل هم چون زمینه ای برای نقد آراء تفسیری نواندیشان و بازخوانی مبانی فهم دینی و بررسی نسبت عقل و وحی در فرآیند تفسیر نگریسته خواهد شد.
The Reflection of the Qur’an’s Educational Concepts and Themes in Contemporary Iranian Plays(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۲
97 - 116
حوزههای تخصصی:
The Qur’an, an educational book with multilayered narratives, has strongly influenced dramatic arts in Iran since the establishment of the Islamic Republic. However, most contemporary Qur’anic plays focus narrowly on specific subjects, thereby diverging from comprehensive Qur’anic themes. This narrow focus has confined the works to repetitive and stereotypical surface-level topics. In the present study, the two plays Parizad of the City of the Forgotten and Four Chests are selected to identify, extract, and analyze the components of Qur’anic plays and the reflection of Qur’anic themes in dramatic works, aiming to provide a comprehensive definition of Qur’anic drama. The main research question is: ‘What characteristics cause contemporary plays to be classified as Qur’anic artistic works?’ The research method is descriptive–analytical. By rigorously examining the selected plays' content for Qur’anic components, this study establishes that the authenticity of Qur’anic narratives lies in their thematic substance, which, when preserved, can be successfully adapted into various contemporary dramatic forms with diverse subjects and modes of expression. Therefore, it can be asserted that there is no essential functional or message-based distinction between religious and non-religious plays, highlighting the universal adaptability and relevance of Qur’anic themes within modern dramaturgy
روش های توانمندسازی اخلاقی روانشناختی از منظر روانشناسی جامعه نگر و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
67 - 96
حوزههای تخصصی:
روانشناسی جامعه نگر به روابط افراد با اجتماعات مربوط می شود، این رشته با ادغام پژوهش و عمل، به دنبال درک و ارتقای کیفیت زندگی افراد، اجتماعات و جوامع است. این جستار موضوع روش های توانمندسازی اخلاقی روانشناختی را از منظر روانشناسی جامعه نگر و قرآن پی می گیرد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی در قلمرو آیات قرآن است و از پیشینه روانشناسی جامعه نگر برای ادبیات علمی بحث و قالب های جستجو استفاده شده است. یافته های این پژوهش در چهار محور عبارتند از:1. روش های معنوی: ایمان، اخلاص،توکل، رضایت باطنی،دعا ، نماز،ولایت و تقوی؛ 2.روش های آگاهی بخشی و معرفت بخش: علم، معرفت، یقین، تفکر، بصیرت ؛ 3.روش های اخلاقی: تزکیه، فضیلت، برّ ، عزم، همت،استقامت و عمل به طور کلی و حرّیت، عزت، شرف، شجاعت، صبر، حلم، صدق و فتوّت به طور خاص؛ 4.روش ها و راهکارهای اجتماعی: اخوت، الفت، خدمت، احسان، معاشرت، مواسات ، مسئولیت،دوستی و رفاقت. هدف اصلی این جستار استفاده از ادبیات علمی روانشناسی جامعه نگر برای توانمندسازی با توجه به رویکرد بومی و اسلامی است.
امامزاده حضرت شاه زندو (ع)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
153 - 188
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به روش کتابخانه ای و با بهره گیری از اسناد و نسخ خطی نویافته، همچنین تاریخ موثق شفاهی ضمن تحلیل و تطابق کتاب های منتشرشده درباره امامزاده حضرت سیدعفیف الدین شاه زندو (ع) در شهر بیرم لارستان، به معرفی و بررسی تاریخ وی و خاندانش اقدام شده است و کوشش شده با ارائه مطالب مهم درباره این شخصیت برجسته تاریخی اسلامی در جنوب فارس و یکدست سازی متون تاریخی، نکات و مواردی تازه یاب نیز به مطلب اضافه گردد. شاه زندو در اول قرن پنجم قمری یعنی سال 402 قمری به بخش بیرم لارستان فارس وارد شد و در سال 432 قمری، طبق سنگ قبر پیشین و تذکره ای که از سیدعلی اکبر متخلص به صابر بیرمی، کلانتر بیرم در دوره قاجار به دست آمده، وفات یافته است. حاصل دوره سی ساله زندگی وی در جنوب ایران، اسلام آوردن مناطق مختلف لارستان و جنوب فارس تا بخش هایی از هرمزگان و بوشهر بوده است. مقبره و گنبد و بارگاه وی در مرکز شهر بیرم است. تذکره موجود بر اساس یک تذکره اصلی دیرین و دیوان اشعار شاه زین العباد بیرمی (شاعر قرن هشتم و نهم و از نوادگان شاه زندو که به شرح جنگ های شاه زندو می پردازد) نوشته شده است. بیشتر امامزادگان موجود در منطقه لارستان و بخش های جنوبی بوشهر و بخش های غربی هرمزگان، از اولاد، نوادگان و بستگان حضرت شاه زندو هستند.
تحلیل مضمون روابط قدرت در رسانه اجتماعی سیاست مداران: مطالعه موردی توییت های ترامپ درباره ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر رسانه های اجتماعی، سیاست مداران از پلتفرم هایی نظیر توییتر(شبکه ایکس) برای شکل دهی به افکار عمومی و پیشبرد اهداف سیاسی بهره می گیرند. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون بارویکرد شبکه مضامین به بررسی روابط قدرت در توییت های دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده، درباره ایران می پردازد. جامعه زبانی پژوهش شامل بیش از 240 توییت است که در بازه ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ منتشر شده اند. در مجموع 27کد پایه از توییت ها استخراج شد که تعداد کل تکرار آن ها به ۶۷۸ مورد می رسد. این کدها در قالب 10 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده: 1.نمایش هژمونی آمریکا و تهدید مستقیم ایران2.تخریب گذشته برای ساختن قدرت حال: برجام و دولت اوباما 3.اعمال فشار حداکثری:تحریم ها و انزوای اقتصادی 4.مشروعیت زدایی از نظام ایران و حمایت از اپوزیسیون داخلی 5. شخصی سازی قدرت و نمایش اقتدار فردی ترامپ) و یک مضمون فراگیر(بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییت های ترامپ درباره ایران) استخراج شد که همگی ذیل یک مضمون فراگیر (بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییت های ترامپ درباره ایران) قرار دارند. نتایج نشان می دهد گفتمان ترامپ در توییتر درباره ایران، شدیداً مبتنی بر نمایش قدرت یک جانبه، شخصی سازی سیاست خارجی، و بازنمایی دوگانه “ما قدرتمند – آنها ضعیف” است. این گفتمان با استفاده از ابزارهایی چون تهدید، تحریم، مشروعیت زدایی و روایت های شخص محور، سعی در تثبیت یک روایت سلطه گر از روابط آمریکا و ایران دارد. پژوهش حاضر نشان می دهد که رسانه های اجتماعی چگونه می توانند به بستری مؤثر برای تولید و بازنمایی پیچیده قدرت سیاسی در سطوح بین المللی تبدیل شوند.
اختیارات و وظایف دادستان جهت تأمین حقوق و آزادی های زنانِ متهم به بی حجابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهاد دادستانی به منظور حمایت از حقوق فردی و اجتماعی تأسیس شده است. دادستان در رأس دادسرا، اختیارات و وظایف مهمی ازجمله نظارت بر حسن اجرای قوانین، کشف جرائم و تعقیب متهمان و اجرای حکم را برعهده دارد. نقش وی از چنان اهمیتی برخوردار است که علاوه بر گسترش اختیارات و وظایف دادستان با تصویب قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، در سایر مقررات نیز در موارد نظارت بر مراجع تصمیم گیر و حفظ حقوق عموم مردم نظیر برخورد با بی حجابی، بدون درنظرگرفتن نهاد کنترلی و ضمانت اجرای قابل توجهی درخصوص تصمیمات و عملکرد وی خصوصاً در مسائل اجتماعی، اختیارات گسترده ای برای وی تعیین شده است. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی نقش وظایف و اختیارات دادستان بر حقوق و آزادی های اشخاص در برخورد با زنان متهم به بی حجابی بررسی شده است. در نتیجه این بررسی، اکتفا به قدر متیقن در مقابله کیفری با بی حجابی، وجود نهاد نظارتی مستقل و مردمی بر تصمیمات اجرایی در شرایط ساختاری فعلی مانند مجلس شورای اسلامی، تعیین ضمانت اجرای متقن و بازدارنده، افزایش و بهبود نظارت و آموزش ضابطان و تدوین قانونی جامع جهت رفع ابهامات اجرایی پیشنهاد شده است.
نگاهی به اصل عدم تناهی حقیقت وجود و کارکرد آن در توجیه اثبات پذیری خداوند و تعیین گستره براهین صدیقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۴
53 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار آن است که ضمن تبیین اصل عدم تناهی حقیقت وجود و برخی از لوازم و فروعات آن، کارکرد این اصل را در توجیه اثبات پذیری خداوند و نیز تعیین گستره براهین صدیقین مشخص نماید. امتناع تحقق علم حصولی به خداوند، امتناع تحقق علم حضوری به خداوند، امتناع اقامه برهان لم و عدم اعتبار برهان إن برای اثبات خداوند، امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه ضرورت ازلیه و اطلاق مقسمی خداوند و امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه فقدان شرط تعریف و اثبات پذیری از دلایلی هستند که در این تحقیق بر اثبات ناپذیری خداوند، اقامه شده اند. نگارنده معتقد است نه تنها به کارگیری اصل عدم تناهی حقیقت وجود می تواند تمام ادله مذکور را توجیه و خداوند را به عنوان حقیقتی اثبات پذیر مطرح نماید؛ بلکه توجه به این اصل می تواند بیان کننده نتیجه ای بدیع در زمینه تعیین گستره براهین صدیقین باشد؛ به نحوی که جمیع براهین اثبات وجود خداوند می توانند واجد ملاک برهان صدیقین باشند؛ البته با لحاظ این تفاوت که میزان شرافت این براهین بسته به شدت ظهور خداوند در مظاهر حقیقت وجود متفاوت خواهد بود.
بازیابی منابع الکافی در پرتو تحلیل کارکرد حلقه مشترک با تأکید بر نقش حلقه مشترک حسن بن محبوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
205 - 236
حوزههای تخصصی:
حلقه مشترک،[i] راوی تکرارشونده در سندهای مجموعه روایات یک اثر روایی (تک نگاشت یا جامع روایی) است که دارای مشایخ متعدد بوده و ازاین رو پس از نام وی در سوی متقدم اسانید پراکندگی و انشعاب وجود دارد. در این نوشتار با الهام از روشی بر پایه تحلیل کارکرد حلقه مشترک و با ارائه نکاتی در راستای تعمیق آن، بازیابی منابع الکافی در پرتو واکاوی سلسله سند علی بن ابراهیم از ابراهیم بن هاشم از حسن بن محبوب از علی بن رئاب از زراره، از پرتکرارترین سندهای آن در دستور کار قرار گرفت. رهاورد این تحقیق علاوه بر بازیابی و شناسایی برخی از منابع کلینی در الکافی ، نشان دهنده ضرورت توجه به انشعابات قسمت متأخر سند و شاگردان و راویان برجسته یک راوی در عین توجه به انشعابات قسمت متقدم سند و مشایخ راوی در راستای بازیابی منابع است؛ امری که به خصوص در سلسله سند یادشده و حلقه مشترک حسن بن محبوب قابل مشاهده است.
آزادنامه غلام و کنیز در مازندران به روایت سندی از دوره شاه عباس صفوی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
611 - 618
حوزههای تخصصی:
واکاوی شرط اعلمیت در ولی فقیه؛ رویکردی قرآنی و روایی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
162 - 193
حوزههای تخصصی:
اعلمیت از جمله شرایطی است که در فقه شیعه، در بحث تقلید از مرجع تقلید مورد توجه قرار می گیرد. این اصطلاح در فرهنگ فقهی به معنای برتری در دانش فقهی و آگاهی عمیق تر نسبت به احکام شرعی و توانایی استنباط احکام از منابع فقهی است. با عنایت به شرط اعلمیت در اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای رهبری، پژوهش حاضر به تبیین و تحلیل مبانی قرآنی و روایی ضرورت رعایت این شرط برای حاکم اسلامی و نیز تبیین دقیق مفهوم اعلمیت می پردازد. با تأمل در آیات قرآن کریم و روایات معصومین(ع) که واژه «اعلم» یا عبارات هم معنا در آنها به کار رفته است، روشن می شود که این واژه غالباً در حوزه مسائل اجتماعی و حکومتی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین مفهوم اعلمیت در حاکم اسلامی با استناد به مضامین و محتوای روایات اهل بیت(ع) است. این تحقیق که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، پس از مفهوم شناسی واژه اعلمیت، به بررسی آیات و روایات مرتبط پرداخته و به این نتیجه دست یافته که منظور از «اعلمیت» در حاکم اسلامی، فقط برخورداری از قدرت اجتهاد در مسائل فقهی نیست؛ بلکه حاکم اسلامی باید افزون بر دانش فقهی، از توانایی اجتهاد در زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و سایر حوزه های مرتبط با اداره جامعه نیز برخوردار باشد؛ بنابراین، اعلمیت فقهی به تنهایی برای تصدی مسئولیت حاکم اسلامی کافی نخواهد بود.
تحلیل جامعه شناختی رمان" بیروت 75 " اثر غاده السّمان بر پایه نظریه ساختارگرایی تکوینی
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
71 - 86
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی ادبیات به عنوان یکی از زیر شاخه های جامعه شناسی به بررسی آثار ادبی با رویکرد اجتماعی و پیامدهای آن می پردازد. در این پژوهش، جامعه شناختی رمان «بیروت 75» اثر غاده السمان بر اساس نظریه ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن مورد تحلیل و کنکاش قرار می گیرد. هدف اصلی پژوهش، کاوش در ابعاد اجتماعی و فرهنگی مندرج در رمان و واکاوی نقش ساختارهای اجتماعی در شکل گیری و بازتاب مسائل اجتماعی آن زمان است. تحلیل جامعه شناختی به بررسی واقعیات اجتماعی، شرح، مقایسه و تحلیل جوامع انسانی و رفتار و کردار انسان ها در جامعه بر حسب زمان، مکان و علت آنها، اهتمام می ورزد.یافته ها نشان می دهد که این رمان با تمرکز بر موضوعاتی مانند فقر، نابرابری های طبقاتی، مسائل قومی، شهرت و شهوت، توانسته است به روشنی وضعیت بحرانی و چالش های جامعه بیروت در دهه ۱۹۷۰ را بازنمایی کند؛ ساختارهای اجتماعی درون اثر، به همراه نبوغ نویسنده، توانسته است تصویری جامع و چندلایه از بحران های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از آن دوره ارائه دهد و بر اهمیت مطالعه جامعه شناختی ادبیات در فهم عمیق تر تحولات اجتماعی تأکید دارد.
Phenomenological Analysis of the Role of Connection with Art and Beauty in Education(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
1 - 22
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: Educational experts have examined the importance of incorporating art and aesthetics into education. They argue that despite the well-documented benefits of art in achieving educational objectives across intellectual, emotional, religious, and ethical domains, its integration into educational settings remains incomplete. There is a need for extensive research on the effectiveness of artistic and aesthetic approaches in various educational curricula, including medical and higher education. In this regard, the present study aimed to investigate the impact of engagement with art and aesthetics on the intellectual, emotional, religious, and ethical education of artists’ lived experiences.METHOD & FINDING: The current research utilized a qualitative and phenomenological approach, focusing on diverse artists representing various art forms. The participants in this qualitative and phenomenological study were 19 artists from different fields of art in Kerman, a province of Iran, who were chosen via purposive sampling. The data were collected through semi-structured interviews and analyzed with MAXQDA software (version 2021), using Colaizzi’s seven-step method. Artists’ experiences demonstrate that engagement with art and beauty triggers significant transformations in various aspects of life, influencing habits, preferences, modes of expression, and even appearance. The study shows that education involving art and beauty encourages reflection, thinking, understanding, and hands-on learning. CONCLUSION: Special attention should be paid to the relationship between art and beauty and its influence on formal and informal education. Moreover, the principles of aesthetics should be taken into consideration in curriculum planning and teaching, and classroom methods.
A Reflection on the Life and Teaching of Imām Ali al-Riḍā from a Christian Perspective
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
53 - 65
حوزههای تخصصی:
As I delve into Imām Riḍā’s civilizational thought, exploring the concept of justice and its implications, I find myself drawn to the parallels between his teachings and those of Jesus Christ. Imām Riḍā’s legacy of justice for everyone and injustice for no one resonates deeply with the core teachings of Christianity, particularly as embodied in the life and ministry of Jesus Christ. Both figures exemplify a profound commitment to mercy, compassion, and the pursuit of righteousness. One striking aspect of Imām Riḍā’s teachings is his emphasis on mercy for all believers, a principle that finds resonance in Jesus’ teachings on love and forgiveness. The example set by Imām Riḍā in praying for the prosperity of all believers reflects Jesus’ call to love one another and to pray even for our enemies. Moreover, Imām Riḍā’s respect for all individuals, regardless of their social status or background, mirrors Jesus’ interactions with people from all walks of life. Both figures demonstrate a deep reverence for the inherent dignity of every human being, challenging us to overcome prejudice and embrace the inherent worth of all individuals. The theme of caring for the needy is another point of convergence between Imām Riḍā and Jesus. Imām Riḍā’s choice to stay with the destitute during his travels and Jesus’ teachings on caring for the poor highlight the shared imperative to uplift the marginalized and alleviate suffering in our communities. Furthermore, both Imām Riḍā and Jesus exemplify affability toward others, emphasizing the importance of kindness, humility, and compassion in our interactions with one another. Their teachings remind us of the transformative power of love and the profound impact of acts of kindness on individuals and communities. Imām Riḍā’s emphasis on forgiving the faults of others echoes Jesus’ teachings on forgiveness and reconciliation. Both figures challenge us to overcome resentment and bitterness, extending grace and mercy to those who have wronged us. Additionally, Imām Riḍā and Jesus share a commitment to humane treatment of all people, regardless of their faith or ethnicity. Their teachings emphasize the importance of respecting human rights and promoting justice and equality for all members of society. Imām Riḍā’s civilizational thought offers valuable insights into the shared values that unite humanity across religious divides. As Christians and Muslims, we have much to learn from one another’s traditions, and through dialogue and cooperation, we can work together to build a more just, compassionate, and inclusive world.
کاربرد دوربین های مدار بسته در فرآیند رسیدگی کیفری و ارتباط آن با عدالت کیفری
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 25
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، استفاده از دوربین های مدار بسته به عنوان ابزاری فناورانه در فرآیند رسیدگی کیفری، نقش فزاینده ای در کشف جرم، شناسایی مرتکبین و ارائه ادله ایفا کرده است. این ابزار نظارتی، با ثبت وقایع به صورت عینی، به مقام های قضایی و ضابطین دادگستری امکان می دهد تا با استناد به شواهد تصویری، تصمیماتی مستندتر و دقیق تر اتخاذ کنند. به ویژه در جرایم مشهود، تصاویر ضبط شده می توانند به کاهش خطای انسانی در تشخیص بزهکار، تسریع در روند رسیدگی و تقویت صحت تحقیقات مقدماتی کمک کنند.با این حال، بهره گیری از این فناوری در بستر عدالت کیفری، چالش هایی نیز در پی دارد. از جمله نگرانی هایی در خصوص حفظ حریم خصوصی، امکان سوءاستفاده از تصاویر، و خطر جایگزینی قضاوت انسانی با شواهد فنی صرف. در این مقاله، ضمن بررسی مزایا و معایب کاربرد دوربین های مداربسته در نظام عدالت کیفری، تلاش می شود توازن میان کارآمدی فرآیند رسیدگی کیفری و صیانت از حقوق متهمان و اصول دادرسی منصفانه مورد تحلیل قرار گیرد. نتیجه گیری مقاله بر آن است که استفاده هدفمند و ضابطه مند از فناوری نظارتی، می تواند در راستای تحقق عدالت کیفری مؤثر واقع شود.