فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
423 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تطبیقی شادکامی در روان شناسی مثبت نگر با تأکید بر غزلیّات سعدی است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه: «آیا شادکامی به مفهومی که امروزه در روان شناسی مثبت نگر ارائه شده، در غزلیّات سعدی نیز جاری است یا خیر؟ و آیا مفهوم شادکامی در غزلیّات سعدی، با شادکامی در نظریه مثبت نگر قابل ارزیابی است؟» به منظور نیل به این هدف، بررسی غزلیّات سعدی از تصحیح محمدعلی فروغی (۱۳۷۱) صورت گرفته است. در این رابطه، نویسندگان در گام نخست و جهت بررسی مفهومی شادکامی به ابیاتی تمرکز نمودند که به صورت مشخص به مفاهیم شادکامی، خشنودی و شادی پرداخته و در گام دوم ابیاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفتند که به نحوی در ارتباط با شادی و خشنودی و رضایت قرار دارند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات تطبیقی از منابع کتابخانه ای و مقالات منتشرشده، به تبیین مفهوم شادکامی و تشابهات و تفاوت ها از منظر روان شناسی مثبت نگر در غزلیّات سعدی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داد که شادکامی در غزلیّات سعدی با شادکامی در روان شناسی مثبت نگر ارتباط نزدیکی دارد و می توان مولفه هایی که در روان شناسی مثبت به عنوان عوامل مؤثر در شکل گیری شادکامی و خوشنودی معرفی شده اند، به وضوح در آثار سعدی مشاهده کرد. بر این اساس، مفاهیم امید، رضایت مندی، دوراندیشی وخرد، عشق و دوستی، مغتنم شمردن حال وطبیعت گرایی مهمترین مفاهیمی اند که در غزلیات سعدی تداعی گر شادکامی در روان شناسی مثبت نگر می باشند.
هنجارشناسی هرمنوتیک متون مقدس در بودیسم مَهایانَه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
117 - 132
حوزههای تخصصی:
الگوها و رویکردهایی که مفسران بودایی برای دستیابی به قصد و نیت قطعی پیشوای خود به کار گرفته یا ابداع کرده اند، در این مقاله مورد تحقیق قرار گرفته است. برخلاف راست کیشان تِرَوادَه که تلاش برای هرگونه تأویل و تفسیر کلام بودا را مردود می دانستند، بوداییان مَهایانَه با این استدلال که بودا برای هر مخاطبْ تعلیمی متناسب را ارائه می کرده است، ادبیات بودایی را به دو دسته تقسیم کرده اند: دسته اول متونی که حامل معنای قطعی بودند و دسته دوم متونی با معانی تفسیرپذیر. پرسش اصلی تحقیق چیستی ملاک های روش شناختی برای وضع معیارهای تفسیر صحیح و جلوگیری از فروغلتیدن مفسران به ورطه تفسیر به رأی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ازیک سو چهارچوب نظری راهبان بودیسم برای تأویل متون، کشف «نیت مؤلف» بود؛ و ازسوی دیگر، ملاک صحت تفاسیر متأخر، «اجماع» بزرگان و اصحاب خرد و نیز تطابق با تفاسیر اسلاف دانسته شد که همانا نگاهی «هنجاری» به تفسیر بود. داده های پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده و با روش تحلیلی تأویلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. هدف آن نیز توسعه ای است. در ابتدا دلالت های صریحی که برای فهم درست مواعظ بودا در کَنُنِ پالی آمده است، مورد مطالعه شد و سپس به تلاش های بزرگان مکتب مَهایانَه، همچون ناگارجوُنَه و چَنْدَرْکیرتی و پس از آن سونگ خاپا در بودیسم تبتی، اشاره شده است.
مدل پارادایمی توسعه سرمایه اجتماعی در حکمرانی اسلامی با تأکید بر معارف و الگوهای ارتباطی و رفتاری امام رضا(ع)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل پارادایمی توسعه سرمایه اجتماعی در حکمرانی اسلامی با تأکید بر معارف رضوی است. روش به کاررفته کیفی و تکنیک آن نظریه داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش خبرگان آگاه از موضوع در جوامع و ادارات علمی و آموزشی استان کرمانشاه در سال 1402 هستند که نمونه گیری از آنها به صورت هدفمند به شیوه گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه های عمیق و نیمه ساخت یافته است. اطلاعات به دست آمده در این پژوهش با مصاحبه از 16 نفر به اشباع نظری رسید و برای اطمینان بیشتر، مصاحبه ها تا نفر 18 ادامه پیدا کرد. تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. نتایج حاصل از کدگذاری باعث شکل گیری مقوله های اصلی و فرعی شامل شرایط علّی (عوامل ساختاری، عوامل دینی و عقیدتی، دانش پایه سرمایه اجتماعی و حکمرانی)؛ شرایط زمینه ای (ساختار نظام حکومتی، سازمان دهی فرهنگی، به کارگیری تعالیم دینی، الهی و رضوی)؛ شرایط مداخله گر (جو اجتماعی و فرهنگی، امکانات و شرایط لازم، تشابه حاکم و مردم)؛ راهبردها (حوزه و منابع قانونی، طرح و برنامه، نقشه و سند راهبردی سرمایه اجتماعی) و پیامدها (پیامدهای اولیه و ثانویه) شد. درنهایت هسته اصلی پژوهش یعنی «توسعه سرمایه اجتماعی در حکمرانی اسلامی» برساخت شد و مدل پارادایمی پژوهش که بازنمایی از شرایط و عوامل توسعه سرمایه اجتماعی در حکمرانی اسلامی است، ارائه شد. بهره مندی از مدل مذکور می تواند زمینه ساز توسعه سرمایه اجتماعی در حکمرانی اسلامی و افزایش مفاهمه، صلح و اقتدار و پیشرفت در سایه توجه بیشتر به معارف و الگوهای ارتباطی و رفتاری امام رضا (ع) شود.
افسانه افسون شدن پیامبر (ص) در سوره فلق: تفسیر تطبیقی طباطبایی و صادقی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل چالش برانگیز کلامی در قرآن مسئله تأثیر جادو و افسون بر خرد و پیکر پیامبر اکرم (ص)، به ویژه در سوره فلق، است که مفسران با نگرش های متفاوتی بدان پرداخته اند. طباطبایی، که پیشینه درخشانی در بهره گیری از تفسیر قرآن به قرآن دارد، اثرگذاری افسون بر پیکر پیامبر (ص) را پذیرفته است، اگرچه باور دارد که افسون مایه آسیب دیدگی خرد آن گرامی نمی شود، درحالی که صادقی تهرانی، که او نیز بر کاربست روش تفسیر قرآن به قرآن در فهم آیات تأکید دارد، تأثیر جادو بر خرد و پیکر پیامبر (ص) را یکسر رد کرده است. بررسی رویکرد مفسران یادشده در تفسیر سوره فلق، به ویژه در موضوع اثرگذاری افسون بر پیامبر اکرم (ص)، بایسته می نماید که در مقاله حاضر بدان پرداخته می شود. نتیجه این پژوهش این است که طباطبایی در تفسیر المیزان، با تأکید بر روایات اسباب نزول، تحلیلی محدودتر ارائه داده و در برخی موارد از اصول روش قرآن به قرآن فاصله گرفته است. در مقابل، صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان، با تکیه کامل بر آیات قرآن و رد روایات غیرمعتبر، تفسیری جامع تر، و هم خوان تر با مبانی توحیدی قرآن ارائه کرده است.
تفسیر تطبیقی آیات 11-13 سوره طارق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیات 11-12 سوره طارق، از «رَجع» و «صَدع» سخن رفته است: «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ * وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ»؛ و در آیه 13 آمده است: «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْل». مفسران در تبیین معانی رجع و صدع در این آیات و مرجع ضمیر در آیه 13 دیدگاه های مختلفی مطرح کرده اند. این پژوهش، پس از استخراج و دسته بندی اظهارنظرهای مفسران و نقد و تحلیل آرای موجود، سعی در روشن کردن ارتباط سوگندها با یکدیگر و نیز ارتباط سوگندها با پاسخ آنها برآمده است. از پژوهش حاضر این نتیجه به دست می آید که افزون بر پذیرش معانی و مصادیق ابتدایی در ارتباط با سوگندها، معنای برگشت اجرام سماوی در مدار خود برای رجع و مفهوم قابلیت شکاف برداری و تجزیه پذیری زمین و تبدیل ماده به انرژی هسته ای برای صدع، به عنوان دو اعجاز علمی و در قالب معنایی عمیق تر، قابل مشاهده است. با اتخاذ معانی امروزی و برقراری تناسب بین سوگندها ضمیر در آیه 13 به قرآن بازمی گردد. درستی این پیش بینی قرآن درباره رجع آسمان و صدع زمین حقانیت قرآن را ثابت می کند و پیش بینی رجع حتمی نفس انسان را در قیامت مستدل می سازد.
رویکرد علامه طباطبایی به پدیده تکرار آیات در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
73 - 95
حوزههای تخصصی:
از موضوعات علوم قرآنی، مسئله تکرار آیات می باشد. در این موضوع بین محققان اختلاف نظر است از یک سو مخالفان از جمله سیّد قطب معتقد است در قرآن پدیده ای به نام تکرار وجود ندارد آنچه هست تنویع می باشد و از سوی دیگر برخی از مفسران و قرآن پژوهان وجودتکرار درقرآن را إنکارناپذیر شمرده اند. مقاله حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد آن است که بعد از مفهوم شناسی واژه تکرار، مفاهیم مرتبط با تکرار، معناشناسی تکرار در قرآن، دیدگاه مفسران و دانشمندان علوم قرآنی(موافقان و مخالفان)و... را مورد پژوهش قرار دهد. در این میان علامه طباطبائی(ره) نیز به این مسئله بی توجه نبوده است. یافته ها و نتایج پژوهش حاکی ازآن است که واژه تکراربا مشتقات خود 476 مورد در آیات قرآن بکار رفته ایشان أسرار وحکمت هایی را برای آن ها بیان فرموده از جمله : اختلاف سیاق، مصداق، اضافه، ... علامه معتقد است تکرارآیات وعبارات به ظاهر یکسان ومشابه درکلام الهی، اتفاقی و بیهوده نیست، بلکه تنها راه دریافت کلام، تدبّر در سیاق آیات می باشد.
A Reflection on the Life and Teaching of Imām Ali al-Riḍā from a Christian Perspective
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
53 - 65
حوزههای تخصصی:
As I delve into Imām Riḍā’s civilizational thought, exploring the concept of justice and its implications, I find myself drawn to the parallels between his teachings and those of Jesus Christ. Imām Riḍā’s legacy of justice for everyone and injustice for no one resonates deeply with the core teachings of Christianity, particularly as embodied in the life and ministry of Jesus Christ. Both figures exemplify a profound commitment to mercy, compassion, and the pursuit of righteousness. One striking aspect of Imām Riḍā’s teachings is his emphasis on mercy for all believers, a principle that finds resonance in Jesus’ teachings on love and forgiveness. The example set by Imām Riḍā in praying for the prosperity of all believers reflects Jesus’ call to love one another and to pray even for our enemies. Moreover, Imām Riḍā’s respect for all individuals, regardless of their social status or background, mirrors Jesus’ interactions with people from all walks of life. Both figures demonstrate a deep reverence for the inherent dignity of every human being, challenging us to overcome prejudice and embrace the inherent worth of all individuals. The theme of caring for the needy is another point of convergence between Imām Riḍā and Jesus. Imām Riḍā’s choice to stay with the destitute during his travels and Jesus’ teachings on caring for the poor highlight the shared imperative to uplift the marginalized and alleviate suffering in our communities. Furthermore, both Imām Riḍā and Jesus exemplify affability toward others, emphasizing the importance of kindness, humility, and compassion in our interactions with one another. Their teachings remind us of the transformative power of love and the profound impact of acts of kindness on individuals and communities. Imām Riḍā’s emphasis on forgiving the faults of others echoes Jesus’ teachings on forgiveness and reconciliation. Both figures challenge us to overcome resentment and bitterness, extending grace and mercy to those who have wronged us. Additionally, Imām Riḍā and Jesus share a commitment to humane treatment of all people, regardless of their faith or ethnicity. Their teachings emphasize the importance of respecting human rights and promoting justice and equality for all members of society. Imām Riḍā’s civilizational thought offers valuable insights into the shared values that unite humanity across religious divides. As Christians and Muslims, we have much to learn from one another’s traditions, and through dialogue and cooperation, we can work together to build a more just, compassionate, and inclusive world.
مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب اسلامی با تأکید بر نقش عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
63 - 90
حوزههای تخصصی:
با توجه به ورود دین در ابعاد مختلف زندگی انسان، اجرای کامل احکام و مقرّرات دین و در نتیجه وصول به اهداف آن جز با برقراری حکومت مبتنی بر دین امکان پذیر نیست. در این مقاله مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب مختلف اسلامی را از دریچه عقل مورد واکاوی قرار می دهیم. آن چه به عنوان عقل مورد توجه قرار گرفته است مبانی فقهی مورد تقریب مذاهب اسلامی و کلام خداوند متعال (به عنوان عقل کامل) در قرآن کریم است. مذاهب اهل سنّت مبانی چهار گانه ای (تشکیل شورای حلّ و عقد، انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر، قهر و غلبه و ایجاد شورا توسط خلیفه سابق برای انتخاب حاکم جدید) را برای انتخاب حاکم مشخّص نمودند؛ مبانی مذکور، با بیعت مردم کامل می شود و از میان سه جریان اندیشه سیاسی معاصر، فقه شیعه دو الگو (نظریه ولایت فقیه و نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع) را برای انتخاب حاکم مشخّص نموده اند. لازمه تقریب مذاهب اسلامی، واکنش به موانعی است که منافی با نهاد عقل است. پذیرش حکومت مبتنی بر «قهر و غلبه» و «انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر» در جوامع اسلامی به نوعی مبارزه مستقیم با نهاد عقل است.
روی کردِ قُشَیری در تفسیر بَسمَله و ارزیابی عمل کرد وی در لطائف الإشارات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قُشَیری (درگذشته 465ق) در تفسیر لطائف الإشارات نگرش نوآورنهای را ذیل بسمله هر سوره در پیش گرفته و توضیحاتی منحصر به فرد ارائه نموده است. این توضیحات بعضاً درونمایه یکسانی دارند؛ اما در سطح واژگان تفاوتهای قابلملاحظهای میانشان دیده میشود. این عملکرد با دیگر تفاسیر متمایز است و از جنبه قِدمَت، پیشگام محسوب میشود. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی بر توضیحات قشیری ذیل بسمله تمرکز دارد تا به اهداف قشیری از انتخاب این موضوعات برای درج ذیل تفسیر بسمله دست یابد. بدینمنظور دو فرضیه قابلارزیابی است: نخست آنکه توضیحات قشیری با فواتح و خواتیم همان سوره مرتبط باشد؛ دوم آنکه این تفاسیر با محور اصلی سوره در ارتباط باشند. بررسی تفسیر 113 بسمله قشیری در مطالعه کنونی نشان میدهد که در هر دو فرضیه، بیشترین نوع رابطه میان توضیحات مفسر و سوره از نوع تطابق، و البته در موارد پرشماری هم از جنس تباین است. به بیان دیگر، توضیحات قشیری در بسیاری از موارد از جنس ذوقیاتی است که هیچ ربطی به محور اصلی سوره ندارد. در برخی موارد حتی رابطه تضاد نیز مشاهده میشود؛ یعنی توضیح قشیری در نقطه مقابل محور اصلی سوره قرار دارد. درهرحال در مطالعه کنونی با نظر به عملکرد قشیری از این فرضیه دفاع میشود که او هر بسمله را مختص به همان سوره میداند.
غلبه تحلیل نظری بر توصیف تجربی واکاوی «نظریه زدگی» در مطالعه معنویت گرایی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
229 - 251
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نحوه مواجهه صاحب نظران ایرانی با پدیده معنویت گرایی نوظهور پرداخته و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک، بر پایه ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته، مضامین اصلی را بازتولید و توسعه بخشیده است. تحلیل مصاحبه ها براساس چارچوب نظری لارن داوسون و با تفکیک میان برداشت های اولیه (توصیف های تجربی) و برداشت های ثانویه (تحلیل های نظری) انجام شده است. با این روش، مقاله می کوشد الگوها و مضامین کیفی را استخراج کند. البته سهم کمّی هر دسته از مضامین نیز با استفاده از روش مکمل کمّی سازی ثانویه شناسایی شده است. یافته ها نشان می دهد که مضامین برداشت های اولیه شامل: ۱. تکنیک های معنوی، ۲. مفاهیم عامه پسند، ۳. بازنمودهای زبانی و رسانه ای، ۴. سبک های زندگی ترکیبی، و ۵. انگیزه های روانی هستند؛ و مضامین برداشت های ثانویه عبارتند از: ۱. نقد معرفت شناختی، ۲. تحلیل فرهنگی، ۳. داوری الهیاتی، ۴. مواجهه ایجابی و بومی، و ۵. نقد روش شناسی مواجهه. تحلیل یافته ها با تطبیق مضامین بر چارچوب نظری منتخب انجام شده است و نشان می دهد در نگاه صاحب نظران ایرانی، برداشت های ثانویه از نظر کمی و کیفی به طور محسوسی بر برداشت های اولیه غلبه دارد. این وضعیت نشان دهنده نوعی «نظریه زدگی» است که ناشی از غلبه تفسیرهای الهیاتی، ایدئولوژیک و فلسفی بر شناخت پدیدارشناسانه از معنویت های نوظهور است. حتی برداشت های اولیه موجود نیز بازتاب تجربه زیسته و روایت درونی گروندگان نیست، بلکه بیشتر مبتنی بر جلوه های بیرونی پدیده شکل گرفته اند.
سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
105 - 139
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: حوزه علمیه قم از زمان تأسیس رسمی در دوره صفویه و احیای مجدد آن توسط آیت الله عبدالکریم حائری یزدی، نقشی محوری در حفظ، ترویج و توسعه فرهنگ و معارف شیعی ایفا کرده است. این حوزه، که در ابتدا بر آموزش فقه، اصول و تفسیر متمرکز بود، در سده اخیر با تحولاتی مواجه شد که منجر به بازنگری در رویکردهای آن، به ویژه در حوزه تربیت کودک، گردید. تربیت کودک به عنوان یکی از ارکان اساسی فرهنگ سازی اسلامی، از منظر حوزه علمیه قم نه تنها به حفظ هویت دینی نسل جدید کمک می کند، بلکه در پاسخ گویی به چالش های مدرن مانند نفوذ فرهنگ غربی، فناوری های نوین و تغییرات سبک زندگی نقش کلیدی دارد. این پژوهش با هدف واکاوی سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم طی صد سال گذشته، به بررسی جریان های اصلی، چهره های کلیدی و عوامل مؤثر فرهنگی-اجتماعی در این تحولات می پردازد. این مطالعه نه تنها به تبیین نقش تاریخی و معاصر حوزه در تربیت کودک کمک می کند، بلکه با شناسایی نقاط قوت و ضعف این مطالعات، زمینه ساز سیاست گذاری پژوهشی و طراحی مدل های تربیتی متناسب با نیازهای آینده خواهد بود. روش : این پژوهش از رویکرد کیفی با روش مطالعه موردی توصیفی بهره گرفته است. داده ها از طریق روش کتابخانه ای و اسنادی، با تمرکز بر آثار منتشرشده در حوزه تربیت کودک در حوزه علمیه قم، گردآوری شدند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و آثاری انتخاب شدند که به موضوع تربیت کودک پرداخته بودند. تحلیل داده ها در چارچوبی استقرایی با گام های شناسایی، دسته بندی و توصیف انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، خروجی پژوهش توسط دو ارزیاب پیش از ارائه و سه ارزیاب در «کنگره یکصدمین سالگرد بازتأسیس حوزه علمیه قم» بررسی و پس از اصلاحات، تأیید شد. یافته ها: تطور در لغت به معنای تغییر حالت و گذر از شکلی به شکل دیگر و در اصطلاح به مطالعه و تبیین تغییرات معتنابه درخور در یک یا چند رکن از ارکان تکون ماهیت و هویت بخش یک پدیده اشاره دارد و فرایند آن تدریجی است به گونه ای که در طول زمان و به صورت پیوسته رخ می دهد. مطالعات تربیتی نیز به مجموعه ای از پژوهش های میان رشته ای اطلاق می شود که ابعاد مختلف رشد روانی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی متربی را بررسی می کنند. این پژوهش ها با تأکید بر نیازهای تربیتی، شیوه های مؤثر تربیت، نقش نهادهای تأثیرگذار مانند خانواده و مدرسه و نیز جایگاه آموزه های دینی در شکل گیری باورها و ارزش های متربی، در پی تبیین فرایند پیچیده ی رشد و تعالی هستند. در این راستا تحلیل سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم چهار دوره متمایز را برجسته می سازد که هر کدام نشان دهنده پیشرفتی تدریجی از رویکردهای سنتی به سمت تولید دانش تخصصی است. در دوره اول (از تأسیس حوزه در ۱۳۰۰ تا دهه ۱۳۴۰)، تربیت کودک عمدتاً بر پایه الگوی سنتی و آموزش های شفاهی غیرنظام مند استوار بود، جایی که انتقال معارف دینی از طریق خانواده، مکتب خانه ها و نظارت روحانیون صورت می گرفت. تأکید بر حفظ قرآن، اخلاق اولیه و احکام دینی بود، بدون اینکه کودک به عنوان سوژه ای مستقل مطالعاتی مطرح شود؛ در عوض، ساده سازی مفاهیم برای کودکان در منابر و آموزش های خانگی غالب بود. دوره دوم (۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷) با آشنایی اولیه با گفتمان تربیت مدرن همراه است، که تحت تأثیر گسترش دانشگاه ها و نشریاتی مانند مکتب اسلام رخ داد. در این دوره فعالیت هایی درباره نقش عواطف، حقوق کودک و مقایسه تربیت اسلامی با مدرن انجام گردید، اما همچنان مرزهای سنتی حفظ شد. در دوره سوم (۱۳۵۸ تا ۱۳۸۰) پس از انقلاب اسلامی، توسعه و نظام مندی با رویکرد تبیینی شکل گرفت. انقلاب و جنگ تحمیلی، ارزش هایی مانند ایثار و مقاومت را برجسته کرد و نهادهایی مانند خانواده، مساجد و هیئت ها نقش محوری یافتند. نهایتاً دوره چهارم (۱۳۸۱ تاکنون) به تولید دانش تخصصی گرایش دارد. آثار این دوره با رویکردهای میان رشته ای یعنی فقهی، روان شناختی و فلسفی تألیف شده اند. این دوره با نقد انگاره های غربی به سمت الگوهای بومی حرکت کرده است. نتیجه گیری: حوزه علمیه قم با عبور از مراحل سنتی به تخصصی، توانسته نقش فعالی در تربیت کودک ایفا کند و الگوهایی اسلامی را در برابر چالش های مدرن ارائه دهد. این تحول، از حفظ پیوند با منابع دینی تا نقد روشمند غربی، نشان دهنده پویایی حوزه است و تأکید بر فطرت و کرامت کودک را به عنوان پایه ای برای فرهنگ سازی تقویت کرده است. با این وجود دچار چالش هایی مانند پراکندگی گفتمانی (عدم یکپارچگی نظری)، فقدان مدل های جامع و فاصله از میدان عمل است که عدم رفع آنها عواقب و تهدیدات جدی در پی دارد. در بعد نظری، پراکندگی گفتمانی باعث سردرگمی مربیان، والدین و سیاست گذاران می شود و اعتماد به الگوهای اسلامی را تضعیف می کند. بدون چارچوب منسجم، حوزه علمیه نمی تواند در برابر گفتمان های سکولار و لیبرال با پشتوانه علمی و رسانه ای قوی رقابت کند. در بعد عملی، فقدان مدل های کاربردی، تربیت نسلی را به خطر می اندازد که با ارزش های اسلامی بیگانه است و تحت تأثیر فرهنگ های غیربومی قرار می گیرد. همچنین فاصله با مراکز تربیتی نفوذ حوزه در فرهنگ سازی را کم می کند. برگزاری نشست های منسجم با حضور حوزویان، دانشگاهیان و آموزش وپرورش برای تدوین مدل های تربیتی، انعقاد تفاهم نامه با مدارس برای اجرای الگوهای اسلامی در آموزش و تولید اپلیکیشن های تربیتی برای کودکان راهکارهای برون رفت از چالش هاست.
بررسی و نقد جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی و بازخوانی نظریه اعتباریات علامه طباطبایی به منظور تبیین اصل اختیار و دست یابی به اصول و مولفه های تربیت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بازخوانی نظریه ی اعتباریات علامه طباطبایی، به منظور نفی جبر طبیعت و تکوین مد نظر نظام های سلطه و تبیین اراده و اختیار انسان است که در ضمن آن اصول ومولفه های تربیت سیاسی بر مبنای نظریه اعتباریات اخذ می گردد. بدین منظور ابتدا نفوذ جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی به روش توصیفی و تحلیل مفهومی بررسی و با رویکرد انتقادی نقد گردید. در ادامه نظریه اعتباریات علامه جهت تبیین اختیار توصیف وتحلیل شد. سپس با روش استنتاجی پیش رونده هدف غایی و مبانی انسان شناسی علامه از نظریه اعتباریات مشخص شد. در نهایت اصول و مولفه های تربیت سیاسی از آنها استنتاج گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نظام های سیاسی سوسیالیستی و لیبرالیستی با مبانی اومانیستی، بر جبر طبیعت و تکوین تاکید و جبر سیستمی را به بشر تحمیل نموده اند. در مقابل نظریه اعتباریات تحلیلی از نفس آدمی و نحوه کنشگری آن به دست می دهد که توهم جبر تکوینی را توجیه می کند زیرا شخصی که مورد جبر واقع شده از فکر(نکردن) افتاده و تنها در برابر خود یک فکر می بیند و آن فکر( کردن) که آن را اختیار کرده در غیر این صورت فعل محقق نمی شد و حرکتی ایجاد نمی شد. در دیدگاه علامه غایت والای سیاسی توحیدمحوری است. اصل اختیار به عنوان مفهوم میانی در یک ارتباط پیچیده با مبانی، اصول و مولفه ها مرتبط است و مانند روح بر پیکره آن دمیده شده است.
بررسی تفاوت های معنایی واژگان «سحاب»، «غمام»، «مزن» و «معصرات» و نقد ترجمه های فارسی قرآن در معادل یابی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه قرآن به زبان های گوناگون، مسئله ای بسیار مهم و خطیر در میان مسلمانان در طول تاریخ بوده و پیرامون آن مباحثی فراوان شکل گرفته است. مترجمان در ترجمه کلام الهی با مشکلاتی فراوان مواجه می شوند که یکی از آنها را می توان ترجمه صحیح واژگانی دانست که در وهله اول، هم معنا و مترادف به نظر می رسند؛ حال آن که در حقیقت تفاوت هایی ریز و درشت با یکدیگر دارند. یکی از این دسته ها، واژگان مرتبط با ابر در قرآن یعنی «سحاب»، «غمام»، «مزن» و «معصرات» است. بر این اساس، پژوهش حاضر سعی کرده است تا با استفاده از روش توصیفی -تحلیلی و با به کارگیری منابع معتبر ادبی و تفسیری، تفاوت های معنایی واژگان مزبور را تبیین کند و در ادامه، به نقد ترجمه های پرکاربرد فارسی قرآن کریم در این باره بپردازد. نتیجه پژوهش این است که مترجمان در قبال این واژه ها گاه سهل انگارانه و گاه به دور از تحقیق عمل کرده اند و معادلی دقیق یا نزدیک به معنای واژه ها ارائه نکرده اند. با پژوهش دقیق در معانی واژگان «سحاب»، «غمام»، «مزن» و «معصرات» در کتب معتبر لغوی و تفسیری و با بررسی معادل های این واژگان در ترجمه های گوناگون فارسی، پیشنهاد می شود در ترجمه آنها به ترتیب از معادل های «تکه ابرهای رونده»، «ابرهای سایه گستر»، «ابرهای سفید باران زا» و «ابرهای پُربار» استفاده شود.
بررسی و ارزیابی دیدگاه رجالیان درباره عبدالله بن قاسم با تأکید بر روایاتِ وی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
7 - 26
حوزههای تخصصی:
نام عبدالله بن قاسم حضرمی از راویان نسبتاً پرکار، مشترک بین چهار نفر است: عبدالله بن قاسمِ مطلق، حضرمی، حارثی و جعفری. او ازنظر رجالیان متهم به وقف، غلو، کذب و روایتگری از غالیان است. برخی، مضامین روایات او را نشان حسن و کمال وی دانسته و برخی دیگر به ادعای اشتهار کتابش او را مورد اعتماد دانسته اند. این جستار که به شیوه توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای سامان یافته، پس از بررسی دیدگاه رجالیان متقدم و متأخر درباره وی، دیدگاه های ایشان ذیل پنج عنوان بررسی اتحاد یا افتراق عبدالله بن قاسم مطلق، حضرمی، حارثی و جعفری، واقفی بودن او، دوگانه غلو، کذب و ادعای حسن و کمالِ وی، روایتگری از غالیان و اشتهار کتاب وی مورد مطالعه قرار داده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در اسناد روایات، دو عبدالله بن قاسم حضور دارند که طبقه آن ها با یکدیگر مختلف است؛ اتهام غلو و کذب جز براساس برخی از مبانی در باب فضایل اهل بیت k ، ثابت نیست، و شواهد حاکی از واقفی بودن اوست. حسن و کمال او با تکیه بر مضامین روایات وی قابل اثبات نیست. اشتهار کتاب و سپس استناد به آن برای اثبات وثاقت او نیز با توجه تعداد و احوال کسانی که کتاب را روایت کرده اند، قابل اثبات نیست. بنابراین، نه تنها وثاقت عبدالله بن قاسم حضرمی ثابت نیست، بلکه حتی قراینی هرچند ناقص بر ضعف او نیز در دسترس است.
برسازی الگوی همکاری و رقابت در روابط ایران و ترکیه (2011-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط جمهوری اسلامی ایران و ترکیه از آغاز تاکنون در طیفی از همکاری تا رقابت نوسان داشته است. ادراک از ترکیه به عنوان کشوری نسبتاً سکولار متحد غرب و عضو ناتو آن را به بازیگری چالش برانگیز در ساختار فکری تصمیم سازان ایران تبدیل کرده است. دو کشور در ارتباط با نقش منطقه ای، نظم منطقه ای و رهبری منطقه ای انگاره های متفاوتی دارند. ادراک تهدیدآمیز تهران از کریدور زنگه زور و افزایش نفوذ اسرائیل در ترکیه و آذربایجان بدبینی ها در این خصوص را تشدید کرده است. در عین حال، روابط تاریخی بین دو کشور همسایه و همکاری ها در حوزه های اقتصادی عاملی محوری در پیشبرد سیاست همسایگی و دیپلماسی اقتصادی منطقه ای ایران محسوب می شود. تجربه همکاری در بحران قطر و همه پرسی اقلیم کردستان عراق در سال 2017 نیز نشان داد که تهران و آنکارا منافع مشترکی دست کم در برخی حوزه های موضوعی دارند. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چه عاملی زمینه ساز نوسان سینوسی در روابط ایران و ترکیه حد فاصل سال های 2011 تا 2023 شده است. یافته های پژوهش بر مبنای گزاره های سازه انگاری نشان می دهد در بعد ایجابی استقرار نظم منطقه ای مطلوب موارد متعددی از تضاد و واگرایی منافع ایران و ترکیه از جمله در بحران های سوریه و قره باغ قابل رؤیت است و درموارد تلاش برای جلوگیری از استقرار نظم منقه ای نامطلوب، دو طرف در قالب کنش منفی و سلبی به نوعی همکاری تاکتیکی رسیده اند. برخی از حوزه های اقتصادی تعاملات دوجانبه نیز به مثابه حوزه خاکستری روابط، وضعیتی بینابین داشته است.
تاثیر سرمایه اجتماعی بر تروریسم در غرب آسیا (2007 تا 2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویر بین المللی غرب آسیا به ویژه پس از حادثه یازدهم سپتامبر به شدت با تروریسم پیوند خورده است. این امر با ظهور داعش و حملات بی شمار آن در اقصی نقاط جهان و بهره گیری از خشونت بی حد و مرز تشدید شده است. تلاش های بسیاری برای تبیین تروریسم انجام شده است، اما اکثر آن ها سرمایه اجتماعی را به عنوان مفهومی میان رشته ای در این زمینه مورد توجه قرار نداده اند. بر این اساس، پرسش اصلی مقاله این است که سرمایه اجتماعی چه تاثیری بر تروریسم در غرب آسیا در سال های 2007 تا 2020 داشته است؟ برای پاسخ به پرسش مذکور از روش کمّی بهره برده شده و روش جمع آوری داده ها نیز اسنادی و مبتنی بر استفاده از بانک های اطلاعاتی (تحلیل ثانویه) موجود بوده است. همچنین نرم افزار SPSS نسخه 22 نیز برای تحلیل داده ها استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره از نوع گام به گام حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی بین المللی 50 درصد از تغییرات تعداد گروه های تروریستی را تبیین می کند، در حالی که اعتماد بین المللی تقریبا 83 درصد از تغییرات تعداد حملات گروه های تروریستی را توضیح می دهد. در نهایت، مشارکت نهادی تقریبا 37 درصد از شدت خشونت اعمالی توسط گروه های تروریستی را تبیین می کند. با توجه به مقادیر بتا، می توان استدلال کرد سرمایه اجتماعی بر تعداد گروه های تروریستی تاثیر مثبتی داشته است. مشارکت نهادی و اعتماد بین المللی نیز به ترتیب بر شدت خشونت و تعداد حملات گروه های تروریستی تاثیر منفی و مثبتی بر جای نهاده است.
تحلیل مفهومی و مصداقی عفاف با تأکید بر گفتار و رفتار حضرت زهرا (س)
منبع:
تحقیقات قرآنی و حدیثی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
45 - 59
حوزههای تخصصی:
عفاف، یکی از ارزش های اخلاقی کلیدی است که به ویژه در آیات و روایات اسلامی به آن تأکید شده است. برای درک عمیق این مفهوم، مطالعه الگوهای عملی ضروری است. حضرت زهرا (س) نمونه ای ممتاز در زمینه عفاف و حجاب هست که می تواند درقالب الگوی جامع بررسی شود. نوشتار حاضر باروش تحلیلی-توصیفی به جمع آوری و تحلیل روایات و رفتارهای ایشان پرداخته و سعی دارد الگوی مناسبی برای عفاف و حجاب ارائه دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که عدم رعایت اصول عفاف در جامعه اسلامی باعث بروز چالش های جدی می شود. به همین دلیل، لازم است سیره معصومین (ع) به خوبی در جامعه معرفی شود. سیره حضرت زهرا (س) الگوی الهام بخش برای زنان است که می تواند آنها را از آسیب ها دور نگه دارد و به سلامت روحی و پاداش های معنوی برساند. نوشتار حاضر، جنبه های مختلف عفاف در سیره ایشان را تشریح و تحلیل می کند تا الگویی واقعی و عملی برای زنان مسلمان ارائه دهد.
روش شناسی تفسیر آیت الله معرفت (مطالعه تطبیقی با هرمنوتیک)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۶)
53 - 72
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال کشف نقاط اشتراک، افتراق دو مقوله روش شناسانه و رسیدن به فهمی بین الأذهانی از آنهاست. منظور نویسنده از هرمنوتیک، هرمنوتیک عام و روشمند است. در این مقاله ابتدا نظرات هرش و بتی بررسی می شود و سپس معانی «تفسیر» و «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت مورد بررسی قرار می گیرد. اهمیت ساخت زبانی قرآن در ایجاد فرهنگ جدید زبانی و تأثیر فضای ذهنی مخاطب در تفسیر نیز از دیگر موضوعاتی است که بررسی خواهد شد. در نهایت نویسنده پس از بررسی تطبیقی این مسائل به این نتایج دست یافته است: 1. وجود روش عام در هر دو مقوله ی مورد مطالعه وجود دارد؛ 2. هرمنوتیک هرش از این جهت که دربردارنده دو مرحله عبور از معنای لفظی برای رسیدن به معناداری است، انطباقی قابل ملاحظه با معنای «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت دارد که به انتزاع مفاهیم عام از آیه قائل است، اما برای متن، معنای واحدی را درنظر می گیرد که روش دستیابی به آن را ارائه نمی کند؛ 3. هرمنوتیک نامتقارن با وجود قید ذهنیّت، به تفسیر و ترجمه آزاد قرآن برای فهم و استفاده همگان قائل است، بنابراین با وجود شباهتی که در نتیجه آن با روش آقای معرفت وجود دارد، در عمل به شیوه ای متفاوت عمل می کند.
دیه جنایت ناقبه از منظر فقه و قانون مجازات اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۳)
7 - 30
حوزههای تخصصی:
یکی از آسیب های وارد بر استخوان، ایجاد حفره در استخوان است. ایجاد حفره در استخوان در اثر فرو رفتن جسم تیز و باریک - مانند پیچ یا گلوله ریز- در استخوان واقع شود، بی آنکه استخوان دچار شکستگی شود. در روایات متعدد میزان دیه این جنایت در اعضای مختلف بدن تعیین شده است. فقیهان امامی نیز به تبعیت از روایات در برخی فروعات، حکم دیه این جنایت را بیان کرده اند. با این حال موارد یاد شده به شکل پراکنده بوده و به شکل قاعده کلی مطرح نشده است. قانون مجازات اسلامی در ماده 569، به قواعد عمومی صدمات استخوان پرداخته و در بند «ت» به این جنایت و میزان آن اشاره کرده است. این پژوهش با هدف کشف و استخراج ضابطه کلی میزان دیه ایجاد حفره در بدن، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، به جستجو در ادله و مستندات مربوط به دیه ناقبه پرداخته و تلاش کرده تا با ارزیابی ادله یاد شده، مفاد بند «ت» ماده 569 را مورد ارزیابی و صحت سنجی قرار دهد. یافته های این پژوهش حاکی از این است که بر اساس روایات معتبر میزان دیه جنایت ناقبه - جز در موارد استثناء - به طور قاعده مند و منضبط یک چهارم دیه شکستگی آن عضو است.
امکان سنجی انتقال حق وثیقه ای به تبع انتقال حق مورد توثیق در فقه امامیه و حقوق ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۳)
62 - 84
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل مرتبط با وثیقه که مورد اختلاف میان فقها و حقوقدانان است، انتقال حق وثیقه به تبع انتقال حق مورد توثیق است. به تعبیر دیگر، آیا با انتقال دین از ذمه مدیون اصلی، تضمینات وثیقه نیز باقی است یا زایل می شود؟ در پاسخ به این پرسش میان فقها سه نگرش صحت، بطلان و تفصیل دیده می شود همچنان که حقوقدانان نیز اختلاف نظر دارند. قانون گذار ایران در ماده 411 قانون تجارت، به انتقال وثیقه به تبع انتقال حق مورد توثیق اعتبار می بخشد در حالی که قانون مدنی صراحتی نسبت به پذیرش یا رد این مسئله ندارد. بررسی های پژوهش حاضر که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی، به گردآوری و تحلیل اطلاعات پرداخته نشان داد رویکرد صحت انتقال حق وثیقه، با مبانی فقهی و حقوقی، موافقت بیشتر دارد. این نگاه را می توان با تکیه بر دلایلی مانند وجود دلایلی اصل صحت، استصحاب بقای حق توثیقی، حفظ ماهیت قرارداد، استقلال میان دین و وثیقه، عدم ردع شارع، سیره عقلا و سازگاری با هدف علم حقوق در حفظ نظم و امنیت حقوقی در جامعه تقویت نمود. همچنین با توجه به اینکه شرط استقرار دین در ذمه مدیون، ارتباط داشتن وثیقه با دین به عنوان عقد پایه نیست؛ ازاین رو با انتقال دین به شخص ثالث، وثیقه زایل نمی شود.