فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
83 - 100
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The confluence of Islamic tradition and developmental psychology reveals a compelling paradigm for navigating adolescence. Grounded in the Prophetic three-phase model, i.e., nurture-discipline-consult, and substantiated by empirical research on authoritative parenting, Mashwarah (consultation) emerges as a transformative practice that balances autonomy and guidance by engaging adolescents in family decisions, builds competence, and strengthens relationships. This synthesis addresses a critical gap in parenting literature by systematizing consultation as an evidence-based tool while offering measurable benefits for individual and societal well-being. Future research should explore its cross-cultural adaptability and long-term impacts on civic engagement. METHOD & FINDING: This qualitative study combines Islamic teachings on Mashwarah with developmental psychology to show how involving adolescents in decision-making builds responsibility. Key findings reveal that structured consultation supports teens' cognitive growth (Inhelder), autonomy (Erikson), and moral reasoning (Kohlberg) while aligning with Prophetic nurturing methods. It strengthens responsibility through problem-solving, which builds self-efficacy (Bandura), better parent-child bonds (Steinberg), and intrinsic motivation. The research frames Mashwarah as an evidence-based, authoritative parenting style (Baumrind) that aligns with Islamic pedagogy and brain development (Giedd). Limitations include the need for cross-cultural studies, but the findings highlight Mashwarah as a culturally rooted tool for fostering responsible adulthood. CONCLUSION: Consulting youths boosts their self-worth, cognitive skills, and independence, preparing them for responsible adult roles.
سیاست جنایی ایران در مقابل جرایم علیه مالکیت صنعتی با رویکردی بر مبانی فقهی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
19 - 31
حوزههای تخصصی:
ازجمله مسائل اساسی در حوزه مالکیت فکری، حقوق مالکیت صنعتی است و توجه به امر مزبور یکی از زمینه های بنیادین برای توسعه علمی و اقتصادی کشور به شمار می رود و نقض این حقوق، در موارد متعدد موجب تضییع حقوق مصرف کننده می شود، لذا تبیین و تحلیل سیاست جنایی صحیح و کارآمد در راستای حمایت از حقوق مالکیت صنعتی ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر در راستای ارائه الگویی برای مقابله به جرایم علیه مالکیت صنعتی تنظیم شده و از آنجا که قوانین کشور مقتبس از فقه امامیه می باشند، می کوشد با رجوع به مبانی فقهی، به تحلیل مسأله همت گمارد. جستار حاضر با تمرکز بر روی موضوعی خاص از سنخ پژوهش های مسأله محور بوده و به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانه ای سامان یافته و ضمن تبیین مبانی فقهی مسأله، به تبیین و بررسی سیاست جنایی نظام حقوقی ایران در این حوزه پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که برخی قواعد فقهی، ازجمله قاعده لاضرر، قاعده حفظ نظام و قاعده وجوب دفع ضرر محتمل بر ضرورت حمایت از حقوق مالکیت صنعتی و لزوم پیشگیری از نقض این حقوق دلالت دارند، هرچند در قوانین موضوعه به شماری از اقدامات تأمینی در این حوزه اشاره شده است و در مواردی به جرم انگاری و وضع مجازات در این باب مبادرت شده است، خلأهای قانونی در این زمینه وجود دارد که می بایست درجهت اصلاح و بهبود آن ها کوشید.
نقش ناگزیر فلسفه اخلاق در سیاستگذاری مبتنی بر شواهد
حوزههای تخصصی:
«سیاستگذاری باید براساس شواهد مربوط باشد»؛ این سخنی طبیعی و مقبول است. اجرای برنامه ای در دنیای واقعی برای حصول نتایج عینی مستلزم رجوع به شواهد مربوط می باشد و نمی توان با حدس و گمان یا نظرات شخصی و عرفی به چنین کاری پرداخت؛ اما گاهی این دیدگاه، یعنی سیاستگذاری شواهدمحور، حمل بر این می شود که اگر سیاستگذاری درست بخواهد براساس شواهد باشد، باید مستقل از اخلاق و اخلاقیات پیش برود که می توان این دیدگاه را «سیاستگذاری فارغ از اخلاق» نامید. برای ارزیابی بهتر این دیدگاه مناسب است به دو سؤال پاسخ داده شود: ۱. در سیاستگذاری چگونه باید شواهد مختلف را لحاظ کرد؟ ۲. در سیاستگذاری توجه به چه شواهدی بجاست؟ درباره پرسش نخست توضیح داده می شود که چگونه اساساً ایده حساسیت به شواهد خود هنجاری است و در پاسخ به پرسش دوم بیان خواهد شد که توجه به بعضی شواهد هنجاری ناگزیر است، هرچند این شواهد از انواع مختلفی هستند و نقش های متفاوتی ایفا می کنند. به طور کلی، توجه به این ابعاد ضمنی در سیاستگذاری کمک می کند که تصویر بهتری از نقش فلسفه اخلاق و حوزه های پژوهشی هنجاری در سیاستگذاری داشته باشیم. بسیاری از سؤالات کلیدی در عرصه سیاستگذاری نیازمند شواهدی تجربی هستند و توسل به باورهای اخلاقی رایج یا شخصی مخلّ تصمیم گیری درست است؛ با این حال در بعضی از ابعاد، توجه به ابعاد هنجاری ناگزیر می باشد. نکته این است که بخشی از شواهد مربوط همواره هنجاری هستند؛ از این رو «سیاستگذاری فارغ از اخلاق» عدول از ایده کلیدی در سیاستگذاری شواهدمحور است.
اصول اخلاقی مواجهه با بیماری های فراگیر با رویکرد اسلامی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارائه اصول اخلاقی در مواجهه با بیماری های فراگیر براساس معیارهای اخلاق اسلامی است. این مواجهه از وجوه مختلف فضیلت گرایانه، غایت گرایانه و یا وظیفه گرایانه بررسی می شود. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر تحقیق کتابخانه ای به تبیین اصول اخلاق اجتماعی در مواجهه با بیماری های واگیردار می پردازد و مهم ترین چالش های اصول پیش گفته را موردتوجه قرار می دهد. مهم ترین اصول اخلاق اجتماعی کاربردی در مواجهه با اپیدمی ها؛ اصل حق مداری، اصل همراهی و همدلی، اصل تواصی، اصل مواسات، اصل تکریم و احترام، اصل عدم اضرار، اصل آرامش و سکونت می باشد که ناظر به خط مشی های اخلاقی در شرایط بحرانی بیماری ها سامان یافته است. این اصول بیانگر بایدونبایدهای اخلاقی در تعاملات اجتماعی و به ویژه مسئولیت های اخلاقی افراد در نحوه حضور در اجتماع و مواجهه اخلاقی با بیماران و آسیب دیدگان با محوریت آموزه های اسلامی ارائه شده است.
بررسی سطح انطباق قوانین حقوقی مرتبط با محیط زیست و منابع طبیعی، با مبانی اخلاق زیستی و آموزه های دینی
حوزههای تخصصی:
مفاهیمی مانند محیط زیست و منابع طبیعی محور اصلی توسعه پایدار در جوامع امروزی به شمار می روند و همواره به عنوان بخشی از سرمایه ملی کشورها مورد توجه بخش قانون گذار بوده اند. این مقاله به بررسی سطح انطباق قوانین حقوقی مرتبط با محیط زیست و منابع طبیعی، با مبانی اخلاق زیستی و آموزه های دینی می پردازد. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی چگونگی تأثیر اصول اخلاق زیستی بر توسعه قوانین محیط زیستی و همچنین نقش آموزه های دینی در شکل دهی رویکردهای قانونی در حفاظت از منابع طبیعی است. در این مقاله به مفاهیمی مانند مسئولیت انسانی، عدالت بین نسلی و یکپارچگی اکوسیستم اشاره خواهد شد. یافته های این مطالعه نشان دهنده غلبه رویکرد انسان محور در قوانین موجود زیست محیطی و عدم درنظرگیری ارزش ذاتی طبیعت در آنهاست؛ همچنین انطباق این قوانین با مبانی اخلاق زیستی و آموزه های دینی نشانگر عدم پرداخت مناسب به برخی اصول بنیادین در قوانین حقوقی است که مهم ترین آنها عبارتند از: اصل ارزش ذاتی طبیعت و لزوم امانتداری، اصل تکلیف گرایی انسان و نیز اصل یکپارچگی زیست بوم. نتایج تحقیق بیانگر ضرورت توجه ویژه به رویکرد زیست محور به موازات رویکرد انسان محور در وضع قوانین یادشده است؛ به طوری که با چنین رویکردی بخشی از قانون گذاری و سیاست گذاری های محیط زیستی می بایست با اصالت بخشی ذاتی به محیط زیست انجام پذیرد؛ به عبارت دقیق تر در یک جامعه توحیدی با نظام فکری اسلامی، حفاظت از محیط زیست نه یک انتخاب راهبردی که تجلّی مستقیم جهان بینی توحیدی و جلوه ای از حضور مسئولانه انسان در مقام خلیفه الله است. این دیدگاه پشتوانه ای استوار برای مقابله با چالش های نوین زیست محیطی از بحران تغییرات اقلیمی تا تخریب روزافزون تنوع زیستی به شمار می رود.
تاریخ زهدنگاری در کوفه و قم: بازخوانی جریان های نص گرای شیعه؛ سده های دوم تا چهارم هجری
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی سنت زهدنگاری در تاریخ اخلاق روایی شیعه نگاشته شده است. زهدنگاری، به عنوان یکی از شاخه های مطالعاتی در دانش اخلاق، می تواند زمینه ساز تحلیل های تازه ای در شناخت سنت اخلاقی شیعه باشد. شناسایی جریان های شکل دهنده تراث اخلاقی، مقدمه ای ضروری برای تبیین جریان های اخلاقی شیعه در سده های نخستین است. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن بررسی گرایش های فکری و جغرافیایی زهدنگاران شیعی، نشانه هایی از جریان های اخلاقی شیعه آشکار شود. محدثان شیعه در فاصله سده های دوم تا چهارم هجری، آثاری در حوزه زهدنگاری پدید آورده اند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که زهدنگاری در این سده ها چه جایگاهی در تاریخ اخلاق روایی شیعه داشته است؟ فرضیه مقاله بر آن است که نمی توان الگوی ثابتی در گرایش محدثان شیعی به تدوین مجامع حدیثی با محوریت زهد ارائه کرد، بلکه این جریان باید در یک روند تاریخی و در قالب گرایش های علمی محدثان نص گرا در دو مدرسه کوفه و قم بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که زهدنگاری در سنت شیعه ریشه در نگاشته های عالمان تفسیری (سده دوم)، عالمان فقهی (سده سوم) و محدثان (سده چهارم) دارد و در هر دو مدرسه کوفه و قم استمرار یافته است.
مطالعه تأثیر وزن بر عاطفه عرفانی غزلیات حافظ (مطالعه موردی چهار غزل در وزن های پر بسامد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
287 - 308
حوزههای تخصصی:
تناسب ذوق و قریحه شاعرانه در هارمونی احساس و عاطفه سبب تأثیر شعر در ذهن و دل مخاطبان می شود. حافظِ کلام وحی با انتخاب وزن های موزون، مفاهیم عرفانی سخن خود را در صدر می نشاند. وی در بحر پربسامد رمل با کلک نقاش خود در گردش پرگار حقیقت، عشق ازلی را در ذهن بشر تداعی می کند و در این تجربه خواننده را در شِکوه جدایی هم نوا می کند. بحر مجتث «که من خموشم و او در فغان و در غوغاست» فریاد دل هر انسان آشناست که شعر او را همراه با وزن در اذهان ماندگار می کند.در بحر مضارع با هنرمندی و ذوق موسیقیایی خود واژگانی را در زنجیره کلام به کارمی برد که در پیوند و هماهنگ با وزن و محتواست. بحر هزج واگویه های دلی است که قدمت دیرینه در زبان پارسی دارد و حکایت از خون دل آهوی سرگردان در وادی عشق است؛ شیوه بیان و تکرارها از جهت عاطفی احساس همدلی و همزاد پنداری را در مخاطب برمی انگیزد. این پژوهش بر اساس روش کتابخانه ای-استقرایی انجام شده است. کلید واژه ها: وزن، عاطفه عرفانی، غزل حافظ، احساس، محتوا.
نسبت سنجی مطالعات تطبیقی و میان رشته ای تفسیر: چیستی، قلمرو و روش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، توجه به مطالعات میان رشته ای و تطبیقی در علوم دینی و قرآنی افزایش یافته است. با وجود این، به دلیل نوظهور بودن این مطالعات، ابعاد و مرزهای آنها هنوز به طور کامل شفاف نشده است و گاه پژوهشگران در استفاده از این روش ها تفاوت های موجود را نادیده می گیرند. این پژوهش با هدف بررسی چیستی، قلمرو و روش هر یک از این دو نوع مطالعه، به تحلیل مقایسه ای آنها پرداخته و نشان داده است که تفاوت های عمده ای بین ماهیت این دو روش وجود دارد. به طور خاص، اختلافات در روش شناسی، درون دانشی یا برون دانشی بودن، گستره موضوعات و اهداف نهایی به چشم می خورد. با این حال، این تفاوت ها مطلق نیستند و در برخی زمینه ها همچون تفسیر یا هدف میانی شناخت، نقاط مشترکی دارند. این مطالعه بر این اساس نسبت میان این دو رویکرد را با توجه به ماهیت و قلمرو، به صورت تباین و عام و خاص من وجه تعریف کرده است. همچنین، در ارزیابی روش شناسی، مشخص شد که با هر دو این مطالعات، معامله روش مطالعاتی می شود، اما با توجه به فرایند و نوع روش مطالعه (تطبیقی یا دینامیکی) رابطه ای تباینی دارند.
واکاوی تاریخی- تطبیقی معراج پیامبر (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه انگاره های ساخت یافته امروزی نظیر معراج پیامبر (ص) با ریشه های آن تصویر روشن تری از آن را نمایان می سازد. به رغم اتفاق نظر مسلمانان بر اصل معراج، مرور منابع اسلامی وجود آرای متفاوت در مؤلفه های متعدد معراج را نشان می دهد که از گوناگونی نگرش ها به آن در گذر زمان حکایت دارد. این تحقیق درصدد است دریابد که دیدگاه ها به معراج پیامبر (ص) در آغاز و پس از سه قرن چگونه بوده و چه عواملی در پیدایش و تطور دیدگاه ها مؤثر بوده است. بدین منظور، با رویکرد تاریخ انگاره و با پیش فرض صحت و اصالت اقوال، پس از مقایسه دیدگاه ها در نیم قرن نخست و نیمه دوم قرن سوم هجری (طرفین تطبیق) ازحیث چیستی، چرایی و چگونگی (لحاظ های تطبیق) به وجوه اشتراک و افتراق دیدگاه های مطرح و تحلیل عوامل مؤثر در شکل گیری و تطور آن ها پرداخته است. نتیجه آنکه اقوال صاحب نظران پس از پذیرش و چگونگی امکان عروج، به چرایی و بهره مندی از کارکردهای آن متمرکز شده است. دیدگاه ها از کذب و سحر انگاشتن عروج تا تلقی آن به مثابه معجزه، وحی مشافهه ای، مقوم اسلام و مرجعی موثق برای رفع شبهات متحول شده است. عوامل اثرگذار بر دیدگاه ها باورهای کهن اعراب، پذیرش نبوت پیامبر (ص)، شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم و انگیزه های مذهبی بوده است.
تحلیل و بررسی روایت «العین حق» در منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
25 - 47
حوزههای تخصصی:
باور به اثر سوء نگاهِ از روی تعجب یا حسادت، که از آن با عنوان چشم زخم یاد می شود از باورهای فراگیر در جوامع مختلف بشری است؛ با این وصف از دیرباز برخی آن را باوری خرافی دانسته اند. اندیشمندان مسلمان با استناد به روایات آن را باوری اصیل دانسته اند اما روایات این حوزه هرگز موضوع بحث علمی مستقل نبوده است. روایات متعددی در منابع فریقین درباره حقّانیت چشم زخم و روشهای مقابله با آن ثبت شده است. یکی از بنیادی ترین تعابیر در این روایات عبارت «العین حق» است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی می کوشد روایات این موضوع را ردیابی کرده، از نظر متنی و سندی بررسیده و میزان اعتبار آنها را مشخص کند. بر اساس پژوهش صورت گرفته تعبیر «العین حق» بیش و پیش از همه در منابع اهل سنت وارد شده و از این طریق به تدریج وارد منابع شیعی شده است. منابع دست اول اهل سنت این روایات را ثبت کرده اند و از نگاه اهل سنت پذیرفته شده اند. از 13 روایت نقل شده در این موضوع، 4 روایت از طریق ابوهریره نقل شده است، 2 روایت به ابن عباس و 2 روایت به عایشه منتسب شده است. با این حال بررسی سندی روایات این موضوع نشان می دهد که بیشتر روایات این مضمون از نظر سندی ضعیف اند و تنها یک روایت وجود دارد که در صورت پذیرش توثیقات اهل سنت، موثق تلقی می شود.
بررسی و ارزیابی دیدگاه رجالیان درباره عبدالله بن قاسم با تأکید بر روایاتِ وی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
7 - 26
حوزههای تخصصی:
نام عبدالله بن قاسم حضرمی از راویان نسبتاً پرکار، مشترک بین چهار نفر است: عبدالله بن قاسمِ مطلق، حضرمی، حارثی و جعفری. او ازنظر رجالیان متهم به وقف، غلو، کذب و روایتگری از غالیان است. برخی، مضامین روایات او را نشان حسن و کمال وی دانسته و برخی دیگر به ادعای اشتهار کتابش او را مورد اعتماد دانسته اند. این جستار که به شیوه توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای سامان یافته، پس از بررسی دیدگاه رجالیان متقدم و متأخر درباره وی، دیدگاه های ایشان ذیل پنج عنوان بررسی اتحاد یا افتراق عبدالله بن قاسم مطلق، حضرمی، حارثی و جعفری، واقفی بودن او، دوگانه غلو، کذب و ادعای حسن و کمالِ وی، روایتگری از غالیان و اشتهار کتاب وی مورد مطالعه قرار داده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در اسناد روایات، دو عبدالله بن قاسم حضور دارند که طبقه آن ها با یکدیگر مختلف است؛ اتهام غلو و کذب جز براساس برخی از مبانی در باب فضایل اهل بیت k ، ثابت نیست، و شواهد حاکی از واقفی بودن اوست. حسن و کمال او با تکیه بر مضامین روایات وی قابل اثبات نیست. اشتهار کتاب و سپس استناد به آن برای اثبات وثاقت او نیز با توجه تعداد و احوال کسانی که کتاب را روایت کرده اند، قابل اثبات نیست. بنابراین، نه تنها وثاقت عبدالله بن قاسم حضرمی ثابت نیست، بلکه حتی قراینی هرچند ناقص بر ضعف او نیز در دسترس است.
غلبه تحلیل نظری بر توصیف تجربی واکاوی «نظریه زدگی» در مطالعه معنویت گرایی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
229 - 251
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نحوه مواجهه صاحب نظران ایرانی با پدیده معنویت گرایی نوظهور پرداخته و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک، بر پایه ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته، مضامین اصلی را بازتولید و توسعه بخشیده است. تحلیل مصاحبه ها براساس چارچوب نظری لارن داوسون و با تفکیک میان برداشت های اولیه (توصیف های تجربی) و برداشت های ثانویه (تحلیل های نظری) انجام شده است. با این روش، مقاله می کوشد الگوها و مضامین کیفی را استخراج کند. البته سهم کمّی هر دسته از مضامین نیز با استفاده از روش مکمل کمّی سازی ثانویه شناسایی شده است. یافته ها نشان می دهد که مضامین برداشت های اولیه شامل: ۱. تکنیک های معنوی، ۲. مفاهیم عامه پسند، ۳. بازنمودهای زبانی و رسانه ای، ۴. سبک های زندگی ترکیبی، و ۵. انگیزه های روانی هستند؛ و مضامین برداشت های ثانویه عبارتند از: ۱. نقد معرفت شناختی، ۲. تحلیل فرهنگی، ۳. داوری الهیاتی، ۴. مواجهه ایجابی و بومی، و ۵. نقد روش شناسی مواجهه. تحلیل یافته ها با تطبیق مضامین بر چارچوب نظری منتخب انجام شده است و نشان می دهد در نگاه صاحب نظران ایرانی، برداشت های ثانویه از نظر کمی و کیفی به طور محسوسی بر برداشت های اولیه غلبه دارد. این وضعیت نشان دهنده نوعی «نظریه زدگی» است که ناشی از غلبه تفسیرهای الهیاتی، ایدئولوژیک و فلسفی بر شناخت پدیدارشناسانه از معنویت های نوظهور است. حتی برداشت های اولیه موجود نیز بازتاب تجربه زیسته و روایت درونی گروندگان نیست، بلکه بیشتر مبتنی بر جلوه های بیرونی پدیده شکل گرفته اند.
بررسی انتقادی نظریه دیگرگرایی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
97 - 120
حوزههای تخصصی:
دیگرگرایی اخلاقی از جمله نظریات غایت گرا در اخلاق هنجاری که به دنبال ایجاد بیشترین خیر برای دیگران و فارغ از خویشتن است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، با هدف تبیین مفهومی و تحلیل اخلاقی نظریه دیگرگروی به بررسی مبنای روانشناختی، اشکالات و ادله عقلانی بر این نظریه پرداخته شده است. دیگرگرایی روان شناختی مهم ترین مبنای دیگرگرایی است که کوششی برای نقض تک انگیزشی بودن انسان و اثبات امیال دیگرگروانه در کنار امیال خودگروانه است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که دیگرگرایی تنها در صورتی انسجام دارد که پذیرای انگیزه های خوددوستانه و دیگرگرایانه در انسان باشد. فروکاست همه افعال به خودخواهی یا دیگرخواهی مطلق، ناکافی است. از نظر روان شناختی، شواهد تجربی مؤید وجود گرایش های اصیل نوع دوستانه اند. قلمرو این نظریه نباید صرفاً محدود به دیگران باشد و استقلال و خویشتنِ انسان را نادیده بگیرد. دیگرگرا باید توانایی در تشخیص خیر واقعی دیگران و جلوگیری از ایجاد وابستگی داشته باشد.
واکاوی کلامی و حکمی روایت ابن قیاما در مسئله استمرار حجت و حضور دو امام ناطق در زمان واحد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
وجود حجت الهی در هر زمان و استمرار آن تا قیام قیامت از مسلمات اعتقادی شیعیان حتی نزد فرقههای منشعب شده است؛ از این رو، حتی واقفیّه و مخالفان امامت امام رضاg در ردّ ایشان از طریق همین اصل وارد شده و امامت حضرتش را انکار کردهاند؛ اما طی روایتی که در مقاله پیش رو تحلیل شده است، حضرت رضاg به منکران امامت خویش پاسخ دادهاند. امامت امام رضاg یک بار پس از شهادت پدر بزرگوارشان مورد تردید قرار گرفت و به شکلگیری واقفیّه انجامید و بار دیگر فرزنددار نشدن آن حضرت در سنین بالا موجب بروز شک و تردید در برخی پیروان ایشان شد؛ به طوری که عدهای از آنها به واقفیّه گرویدند؛ با وجود این، عقیده قطعی به استمرار حجج الهی در باورهای شیعیان، به حدی بود که حتی واقفیّه نیز برای رسیدن به مقاصد خود چارهای جز تطبیق اعتقاد انحرافی خود بر این باور اصیل نداشتند. این نوشتار ضمن بازخوانی روایت ابن بشار در بیان گفتوگوی ابن قیاما از گروه واقفیّه با امامg با رویکرد کلامی و حکمی به تبیین امامت بعد از ایشان پرداخته است. مسئله خالی نبودن زمین از امام از دیدگاه کلامی از سویی و مسئله نبود دو امام ناطق در زمان واحد از منظر حکمی از سوی دیگر، دو نکته مهم و اساسی در این مقاله است که ابن قیامای واقفی در گفتوگوی خود با امام رضاg به هر دو مسئله مذکور اذعان دارد. با توجه به نبود پیشینه معین در این زمینه، نوآوری این مقاله در آن است که به صورت میان رشتهای با دیدگاه کلامی و حکمی، به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی و تحلیل محتوایی حدیث مذکور و تحلیل شئون مختلف امامت، روشن میسازد که شأن ولایت تنها شأنی است که بهعنوان حجت، به معنای واسطه در فیض الهی، استمرار داشته و در هر زمان تنها در یک فرد از اولیای الهی تجلی میکند و قابل تفویض به دو فرد در زمان واحد نیست.
عدالت کیفری در آموزه های رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
209 - 234
حوزههای تخصصی:
قاعده تناسب جُرم و مجازات یکی از مصادیقِ عدالت کیفری، همواره مورد توجّه دانشیانِ فقه و حقوق بوده بهگونهای که آن را در زمره شاخصههای عدالت برشمرده و بهعنوان اصل قانونی، شرعی و عقلی که قدمتی به درازای حیات بشری دارد، از آن یاد کردهاند. جایگاه این قاعده در تحقق عدالت، آنچنان پُررنگ جلوه نموده که دانشیانِ حقوق، رعایت این اصل را ترجمان عدالت کیفری و مقبول همه نظامهای حقوق جزایی معرفی میکنند. تناسب جُرم و مجازات یکی از اصول حاکم بر مجازاتهای اسلامی نیز است که میتوان آن را از نتایجِ عدالت تشریعی پروردگار دانست. بنمایه این تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تمرکز بر روایتی از امام رضا g است که میتوان آن را از مبانی عدالت کیفری در قالب اصل تناسب جرم و مجازات، تلقی کرد. ایشان درباره کیفر دو جرم حّدی سرقت و زنای غیرمحصنه به توضیح فلسفه تعیین مجازات برای این گونه جرایم پرداختهاند؛ تبیین امام g بهخوبی کاشف از لحاظ گونههایی از تناسب میان بِزه و مجازات است که میتوان آن را در زمره مبانی فقهی اصل تناسب، جایگذاری کرد.
نسخه خوانی (42)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
17 - 56
حوزههای تخصصی:
نویسنده در نوشتار حاضر از چهل و دومین سلسله مقالات با عنوان نسخه خوانی، متن چند نسخه را بررسی کرده است. برخی عناوین این متن ها عبارت اند از
تاریخ فوت یک عالم
یک ضرب المثل عربی که نام طبرستان در آن آمده است
یادداشتی از باستانی راد درباره مستوفی
یادداشتی درباره قتل مرشد قلی خان توسط شاه عباس در شاهرود
وقتی بهترین دانش ها را به نانوا می دهی، اما حتی یک نان به تو نمی دهد
یادداشتی درباره طلاق ثریا
اشعار شبیب الاسد در ستایش امین السلطان
گزارش مغرضانه از امیرکبیر در یک منبع معاصر
ناصر خسرو در نفی معاد جسمانی گوید
داستان شهادت شهید ثانی توسط یک شاهد: قطب الدین نهروالی
بررسی تطبیقی الگوی رفتاری پیامبر اسلام (ص) در قرآن و بیانات رهبری
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۷
343 - 368
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل محتوایی و تطبیقی الگوی رفتاری پیامبر اعظم (ص) از منظر بیانات آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)، رهبر انقلاب اسلامی، تدوین شده است و هدف اصلی این تحقیق، استخراج، تبیین و دسته بندی ابعاد چهارگانه سیره نبوی از دیدگاه ایشان است که این ابعاد شامل: شخصیت فردی (با تمرکز بر عبادات، صداقت و امانت داری)، سیره اجتماعی (مشتمل بر خوش اخلاقی، مدارا و رحمت)، سیره سیاسی- مبارزاتی (بر اساس استقامت در راه حق و تدبیر هوشمندانه در مواجهه با دشمن) و سیره فرهنگی- علمی (با تأکید بر گسترش علم و سواد آموزی) هستند. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی است که در آن، سخنرانی ها و پیام های عمومی منتشر شده از رهبری (مدظله العالی) به صورت دقیق بررسی و مفاهیم کلیدی مرتبط با سیره نبوی شناسایی و طبقه بندی شده اند و این رویکرد، پژوهش را از یک روایت صرفاً تاریخی به یک تحلیل کاربردی و مستند تبدیل می کند و یافته های پژوهش نشان می دهد که دیدگاه های رهبری (مدظله العالی)، سیره نبوی را به عنوان یک الگوی جامع، پویا و راهبردی برای مدیریت فردی و اجتماعی ترسیم می کند و این تحلیل بر این حقیقت تأکید دارد که قدرت حقیقی پیامبر (ص) نه در امکانات مادی، بلکه در پیوند ناگسستنی ایمان و علم، اخلاق و استقامت نهفته است و در نهایت، این تحقیق نتیجه می گیرد که بیانات رهبری (مدظله العالی) با وفاداری به منابع اصیل دینی و تاریخی، الگویی عملی و به روز را برای مواجهه با چالش های امروز جامعه ارائه می دهد و می تواند راهنمای مناسبی برای نسل حاضر و مدیران جامعه اسلامی باشد.
مطالعه انتقادی معجم المؤلفات فی الرد علی الشیعه الاثنی عشریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
27 - 50
حوزههای تخصصی:
معجم نگاری و فهرست نویسی یکی از موضوعات مورد علاقه مسلمانان در قرون مختلف بوده است. بررسی و ارزیابی معجم نگاری آنان در عصر حاضر می تواند میزان رشد علمیِ این حوزه دانش و نیز، ساحت های علمی، اجتماعی و مذهبیِ زیست بوم های اسلامی را روشن سازد. متأثر از این ضرورت و هدف، مقاله حاضر یکی از معجم های حوزه فرق و ردّیه را در فضای آکادمیک عربستان سعودی با عنوان معجم المؤلفات فی الرد علی الشیعه الاثنی عشریه مورد سنجش قرار داده است. پرسش این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد، آن بود که مؤلفانِ معجم المؤلفات در ثبت آثار ضدشیعه اثناعشری در چهار سده نخستین اسلامی، تا چه میزان به روش های علمی و فنی در معجم نگاری به ویژه در تعریف مفاهیم و عینیت، پایبندی و تعهد داشته اند؟ یافته ها نشان می دهد که این کتاب به دلیل عدم تعریف دقیقِ مفاهیم کلیدی مانند «شیعه اثناعشری»، تخطی از مؤلفه های روش تحقیق، گنجاندن موضوعات غیرمتجانس با شیعه امامیه و کاستی در استنادها و انتساب های نادرست، از معیارهای علمی فاصله دارد. همچنین، بسیاری از آثار ذکرشده، ماهیتاً ردّیه بر شیعه نیستند و تحلیل های ارائه شده در کتاب به شدّت از رویکردهای بی طرفانه دور است. این مقاله با نقد نمونه هایی از اشتباهات و کاستی های این اثر، بر ضرورت بازنگری و اصلاح آن تأکید دارد.
تبیین امکان توبه با التفات به رابطه باور با مَنِش و رفتار (با تأکید بر دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به رابطه باور با مَنِش و رفتار می تواند امکان توبه را به شکل متفاوتی تبیین کند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که نگاه ملاصدرا به رابطه باور، مَنِش (ملکه) و رفتار (عمل) چه تأثیری بر تبیین وی از امکان توبه دارد؟ هدف تحقیق تبیین دیدگاه صدرا از امکان یا عدم امکان توبه است که با روش توصیفی- تحلیلی دنبال می گردد. به باور صدرا توبه متوقف بر شناخت معصیت و انزجار از آن است که منجر به ندامت از گذشته و سپس قصد (یا عمل) ترک معصیت می گردد. پس توبه دارای سه رکن معرفت، ندامت و قصد (یا عمل) است. مرتبه ای از علم سبب توبه می شود و اثر این بازگشت علمی هم در منش ها و رفتارها آشکار می گردد. توبه با حرکت جوهری اشتدادی رابطه می یابد. نفس طی توبه با همه ی هستی و قوای خود وارد هستی جدیدی می شود و به جوهری برتر و کامل تر به صورت پیوسته و متصل تحول می یابد. صدرا برای کسی که ملکات حیوانی در نفس او رسوخ یافته و ذات خبیثی دارد، معرفتی قایل نیست. زیرا ملکات و اعمال، مظهر و ثمره معرفت هستند و توبه به عنوان عمل، ثمره معرفت است. بنابراین اگر نفس به مرتبه ملکه و رسوخ برسد، دیگر امکان توبه نخواهد بود. اما پیش از رسیدن به مرحله عادت و ملکه، توبه ممکن است.
کارکردهای رواداری در تکامل انسان تمدن ساز از دیدگاه مرتضی مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
153 - 172
حوزههای تخصصی:
در تمدنسازی اسلامی انسان مهمترین اصل است. انسانها از لحاظ استعدادها و تواناییهای انسانی با هم متفاوتاند. وجود تفاوت در انسانها ظرفیتهای فراوانی در راستای تمدنسازی فراهم میکند. این پژوهش با هدف تبیین نقش رواداری در تکامل انسان تمدنساز از منظر مطهری، با رویکردی بینارشتهای ارتباط نظاممند بین دو متغیر «رواداری» با مؤلفههای پذیرش تفاوتها، انعطاف فکری و گفتوگوی سازنده، و «تمدن اسلامی» با شاخصههای پیشرفت علمی، انسجام اجتماعی و کاربست تفکر در همه عرصهها را بررسی میکند. پرسش این است که: دیدگاه مطهری درباره کارکردها و چگونگی تأثیر رواداری بر تکامل انسان تمدنساز چیست؟ در این مقاله با روش توصیفیتحلیلی و رویکرد تفسیریتحلیلی به این پرسش پرداختهایم. یافتههای پژوهش نشان میدهد رواداری در اندیشه مطهری از طریق فرآیندهای عقلانیسازی، انسجامبخشی، نوآوری علمی، اصلاح دینی و تعامل تمدنی، زمینهساز حرکت انسان در مسیر تمدنسازی میشود و به عنوان زیرساختی معرفتی، نهفقط در قالب فضیلتی اخلاقی، بلکه به مثابه ضرورتی تمدنی، مسیر تحقق تمدن اسلامی را هموار میکند.