فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
معرفت سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۱
61 - 72
حوزههای تخصصی:
انتظار فرج موعود از فراگیرترین آموزه های دینی است که دامنه آن بخش گسترده ای از ابعاد زندگی انسان معاصر را دربر گرفته است. بی تردید انتظار فرج، نقش بسزایی در ارتقای کیفیت زندگی انسان معاصر دارد، اما متأسفانه بسیاری از مردم، به دلیل ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاکم، فرصت های لازم برای بهره برداری از این انتظار را نمی یابند و تحت فشارهای مختلف قرار دارند. ازاین رو تحقیق حاضر درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که نقش انتظار فرج در زندگی انسان معاصر با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی چیست؟ داده های این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد که آسایش و آسودگی زندگی، گشایش در مشکلات، عزیز شدن نزد اهل بیت، تخلق به اخلاق اسلامی و ارتقای علمی، تجلی عبودیت، سرزندگی و امید و شوق آفرینی، صبوری در برابر مشکلات و استحکام خانواده، ترویج حیا و عفت در جامعه، مصلح اجتماعی و اصلاحگری جامعه، تواضع و فروتنی و اجتناب از تکبر، ترویج فرهنگ شجاعت و شهادت، ازجمله آثار انتظار فرج موعود در زندگی انسان معاصر است.
کد اخلاقی برای سیستم های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
293 - 315
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت های روزافزون تکنیک های هوش مصنوعی و افزایش قابل توجه امکانات سخت افزاری و سرعت پردازش اطلاعات توسط سیستم های رایانه ای، امکان حضور گسترده سیستم های هوشمند در بسیاری از عرصه ها فراهم شده است. با این حال، از آنجا که تمامی ابزارآلات تکنولوژیک، از جمله سیستم های هوشمند، پیامدهای جسمی، اخلاقی-اجتماعی و فرهنگی خاصی دارند، بررسی و مداقه در پیامدهای این نوع سیستم ها ضروری می باشد و باید در حد امکان این پیامدها تعدیل گردد. این مقاله با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای تحلیلی به شناسایی ذینفعان و افراد مرتبط با سیستم های هوشمند می پردازد و در ادامه آسیب ها و چالش های مرتبط با هر لایه را شناسایی می کند. سپس مبتنی تحلیل آن از منظر فلسفه تکنولوژی و زیست بوم ایرانی-اسلامی، کدهای اخلاقی مرتبط با سیستم های هوشمند در چهار سطح سیاست گذاران، طراحان، کاربران و خود سیستم ها ارائه می شود تا از پیامدهای منفی پیشگیری گردد.
Religious State and Political Participation; a Qur'anic Approach to the Theory of Conditional Maximal Political Participation (Delegative-Agential)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main question of the article is what approach to political participation is the existing or desired approach in Qur'anic thought. The research hypothesis, using the Jane Hampton model in theories of the state as a theoretical framework, is that in religious state, political participation and competition within the political regime are not against or solely for it, and among the delegative and agential approaches; the desired approach of the Qur’an is closer to what can be called "conditional maximum" or de-agential approach, which is conditional in the emergence and survival of religious state; a participation that is original as a causal element but is conditional and bound to some prior conditions and circumstances. The research approach in the two categories of verses of Shūrā and Bayʿah clearly has some differences with some other interpretative perspectives, and in the stage of choosing a leader, despite accepting the divine text and appointment, it also considers the political participation of the people to be relevant. In the research, in addition to the verses of Shūrā and Bayʿah, other verses such as the verses of keeping the contract, enjoining what is right and forbidding what is wrong, public speeches of the Qur’an, caliphate and trust, etc. have been compared with political and agency participation. Accordingly, the validity of the political contract between the ruler and the people, the requirement of the Shūrā institution in the public arena, active political participation as enjoining what is right and forbidding what is wrong and interfering in determining destiny, the right to choose and general selection of the people, the caliphate as a kind of doubt from God in line with the right to participate, and also the right to leave the government to the worthy as a trust are among the findings of the research as components and pillars of the "Conditional Maximum" (delegative- Agential) political participation approach.
مفهوم شناسی دو واژه «إستَنکَفَ» و «إستَکبَر» در آیه 172 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به برخی از واژگان قرآن تصور می شود که آنها مترادف هستند و در جهت تاکید کلام خداوند بیان شده اند، اما با تحقیق و تفحص در کلام لغت شناسان این تصور منتفی می شود و معنای جدیدی از آیه فهمیده می شود.مقاله پیش رو در صدد است با تفحص و تدبر در مفاد و مضامین آیه 172 سوره نساء، لطائف نظم معنایی و اصطلاحی حاکم بر واژگان؛ استنکف و استکبر را به دقت مورد واکاوی و بررسی قرار دهد تا با بازبینی پس زمینه های ادب لسانی حاکم بر ظرافت این دو واژه، شائبه ترادف معنایی را از آنها بزداید. برای دستیابی به این منظور، مطالعه حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از روش کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است. دستاوردهای پژوهش نشان داده است که اکثر مفسران و مترجمان در معنای آنها اختلاف داشته اند. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که استنکاف از «نکف» به معنای غده است و طبیعتاً هر غده ای تهی از ورم نیست، بنابراین در ترجمه فارسی نیز، باید لفظی مانند؛ باد به غبغب انداختن استفاده شود تا معنای کلام را به درستی منتقل کند و ارادی بودن این امر را نیز به شنونده برساند. استکبار نیز دعوی بزرگی داشتن می باشد، به همین دلیل برای بنده شایسته نیست که استکبار بورزد و خود در مقام کبریایی خالق در بیاورد.
چاپ نوشت (۱۸): مطبعه مبارکه شاهنشاهی: آوردگاه تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در دوره مشروطه
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
325 - 368
حوزههای تخصصی:
مؤلف در این مقاله با اشاره ای به پیشینه چاپخانه دولتی در دوره های مختلف قاجار، به صورت اختصاصی به چگونگی راه اندازی مطبعه مبارکه شاهنشاهی در دوره مظفرالدین شاه می پردازد و فهرستی تفصیلی از کتاب های چاپ شده در این مطبعه را ارائه می دهد.
گفت و گو درباره پاسخی به یک نقد
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
599 - 603
حوزههای تخصصی:
در شماره 210 آینه پژوهش یادداشتی با عنوان «سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی» به قلم علی بوذری به چاپ رسید که پاسخی بود به مقاله و نقد سیدعلی کاشفی خوانساری درباره کتاب نخستینه چاپ های ایران از آن نویسنده که در شماره 208 همان نشریه به چاپ رسیده بود. یادداشت حاضر ادامه همان گفتگو درباره آن کتاب و تاریخ چاپ در ایران است.
مبانی سبک شناخت علامه طباطبایی درعدول از سیاق در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اصل و قاعد سیاق در رسیدن به مراد الاهی در تفسیر قرآن یکی از قواعد تفسیری است که برخی از مفسران به آن توجه دارند. علامه طباطبایی از جمله مفسرانی است که توجه ویژه ای به قاعده سیاق داشته و در جای جای تفسیر المیزان بر کاربست آن جهت رسیدن به مراد الاهی تاکید دارند. با توجه به اینکه بهره گیری از قاعده سیاق یکی از مهم ترین و پرکاربردترین مبانی تفسیری علامه محسوب میشود، اما ایشان گاهی در تفسیر برخی از آیات قرآن از این مبنای تفسیری خود عدول کرده است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی ضمن اشاره به کارکردهای کاربست سیاق در تفسیر المیزان به مبانی عدول علامه طباطبایی از سیاق آیات در رسیدن به مراد خدا اشاره کرد است. نتایج حاصل از این نوشتار بیانگر آن است که علامه طباطبایی در آیات مربوط به امامت امام علی (ع) و فضایل اهل بیت (ع)، همچنین عدم ارتباط با صدر و ذیل آیه، هماهنگی با شأن نزول آیه، مخالفت سیاق آیه با سیاق آیات قبل و بعد، استفاده از شمول معنایی آیه از قاعده سیاق آیات عدول کرده است.
دراسة النموذج العاملي في قسم الموضوعات من كتاب "العبرات" للمنفلوطي علي ضوء آراء غريماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
101 - 121
حوزههای تخصصی:
جاء المنظر الفرنسی الشهیر «آلجیرداس جولیان غریماس» بنظریته النموذج العاملی إکمالاً للبحوث التی طرحها الأدیب الروسی «فلادیمیر بروب» فی المورفولوجیا تجاه دراسه النصوص السردیه کالقصه والروایه والمسرحیه وغیرها. تتمیز نظریه غریماس عن سابقها فی شمولیتها؛ حیث لم یقتصر فیها المنظر علی العنصر الإنسانی، بل توسّع لتشمل کلَّ قوه فاعله ومؤثره فی السرد بغض النظر عن کونها إنسانا أو فکره أو جمادا. کما أنّ هذا النموذج أکثر اختصارا وأقلّ تفرعا بالنسبه لمنهجیه بروب. تتکون هذه النظریه من سته عوامل: الذات والموضوع والمرسِل والمرسَل إلیه والمعارض والمساعد. هذه العوامل تُجسِّد الشخصیات والأحداث التی ترد وتحدث فی السرد من البدایه حتی النهایه. تسعی هذه الدراسه من خلال المنهج الوصفی- التحلیلی وبالاعتماد علی نظریه النموذج العاملی لغریماس أن تعالج قسم الموضوعات من کتاب «العبرات» للکاتب المصری مصطفی لطفی المنفلوطی. ومن أهم النتائج التی حصلت علیها یمکن الإشاره إلی أنّ: القصص الأربع الوارده فی هذا القسم من الکتاب تتضمن العوامل السته مع اختلاف فی نوعیه القوی الفاعله، حیث إنّ بعض هذه القوی یمثلها الإنسان وبعضها عباره عن فکره یرید الکاتب من خلالها نقد الوضع الاجتماعی أو إصلاح بعض المفاهیم الخاطئه التی تسود بین الناس. کما أن العلاقه بین الذات والموضوع لم تکن دائما علاقه رغبه بل کانت فی بعضها علاقه انفصال وصراع مثلما فی قصه «العقاب». السرد فی هذه القصص یمر دائماً عبر أربع مراحل.
کاستی های تقنینی نظام بین الملل در حمایت از زنان پناهجو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 48
حوزههای تخصصی:
قوانین بین المللی که از پناهجویان زن حمایت می کنند، در وضعیت مناسبی قرار ندارند. انتظارات ناشی از گستره هنجاری قانون اغلب در دنیای پیچیده و دشوار زنان پناهجو به علت سیاست ابزاری، قدرت و درگیری برآورده نشده است. جاه طلبی در چهارچوب نظام بین المللی این است که در حوزه تقنین، تضمین گستره وسیعی از حمایت ها برای همه زنان پناهجو فراهم شود. هدف این مقاله بررسی کاستی های تقنینی در نظام بین الملل در حمایت از زنان پناهجو است. باتوجه به نتیجه پژوهش، در حال حاضر در حوزه تقنینی دو دسته از معاهدات در حمایت از زنان پناهجو وجود دارد: دسته اول معاهدات بین المللی هستند که مهم ترین آن ها نیز کنوانسیون حمایت از پناهندگان است و این اسناد نتوانسته اند یک نظام جامع حمایتی از زنان پناهجو ابجاد نمایند و حتی هنوز وضعیت پناهجویی به عنوان یک وضعیت مستقل مورد پذیرش قرار نگرفته است؛ دسته دوم برخی از معاهدات منظقه ای هستند که برخی از آن ها حمایت های مناسب تری را از زنان پناهجو به عمل می آورند. حمایت از زنان پناهجو در قبال جرم و تجاوز و خشونت مستلزم این است که در یک معاهده جامع، پناهجویی مورد پذیرش قرار گیرد و اصل عدم بازگشت به طور مطلق در مورد زنان پناهجو اعمال گردد.
أثر التعليم عن بعد القائم على مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ في تطوير مةارة المحادثة العربية لطلبة البكالوريوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
21 - 36
حوزههای تخصصی:
الإقبال المتزاید على التعلیم فی البیئه الافتراضیه، یتطلب ضروره الاهتمام بها، على ضوء متطلبات التربیه والتعلیم الحالیه التی ترکز على تنمیه المهارات المیتامعرفیه والاهتمام بتعلم الدماغ الطبیعی وتفعیل کلا جانبی الدماغ، کعنصر مهم فی التعلیم والتعلم. انطلاقاً من ذلک، یستهدف هذا البحث توظیف مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ، والتی ترکز على عمل الدماغ والمؤثرات فی التعلم الطبیعی للدماغ، کالإستراتیجیات التعلیمیه والمناهج الدراسیه والمحتوى والعوامل البیئیه فی صفوف الأونلاین لمهاره المحادثه العربیه، لتکشف عن مدى فاعلیه هذه المبادئ فی تطویر مهاره المحادثه فی البیئه الافتراضه. استخدم البحث المنهج شبه التجریبی بالمجموعتین الضابطه والتجریبیه، وخطه الاختبار القبلی والبعدی. المجتمع الإحصائی تکوّن من طلبه اللغه العربیه وآدابها فی الفصل الجامعی الأول لماده المحادثه العربیه بجامعات طهران. تم سحب العینات من المجتمع عشوائیاً، فتکونت من 3۴ طالبه فی الفصل الأول لمرحله البکالوریوس، سنه 2022م، بجامعه الخوارزمی الحکومیه نموذجاً. تم تقسیم العینه إلى المجموعتین الضابطه 17 طالبه، والمجموعه التجریبیه 17 طالبه، على طریقه أخذ العینات العشوائیه، ترکیزاً على أرقامهم الطلابیه. تم تحلیل البیانات الحاصله من الاختبارین القبلی والبعدی عبر البرنامج الإحصائی (spss). من أجل تقدیر وتعمیم النتائج الحاصله من حجم العینه على المجتمع الإحصائی، وکذلک تقییم بیانات البحث ودراسه السؤال المطروح، تم استخدام تحلیل التباین المشترک أو اختبار المقاییس المتکرره (GLMRM). تشیر النتائج إلى التأثیر ذی المعنى لمبادئ وطرق ثلاثه التعلم المستند إلى الدماغ فی صفوف الأونلاین لمهاره التحدث العربی. نسبه تأثیر التعلم المستند إلى الدماغ لمهاره التحدث فی المجموعه التجریبیه، تساوی 80%، مما یعنی أنه هناک فروق کبیره بین المجموعتین، حیث لوحظ تطور کبیر فی مهارات التکلم بالعربی، والطلاقه، والمقدره التواصلیه، والمهارات الاجتماعیه التی تعد من مؤکدات التعلم المستند إلى الدماغ.
خوانش ابن باجه از نظریه فیض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۴)
141 - 160
حوزههای تخصصی:
ابن باجه در فقرات متعددی از مجموعه رسائل فلسفی درباره «فیض» بحث کرده است. چیستی خوانش ابن باجه از نظریه فیض مسئله این نوشتار است. آیا نزد او نظریه فیض کارکرد وجودی و وجودبخشی دارد؟ فرضیه این است که ابن باجه نظریه فیض را بر اساس نظریه فیض کتاب ایضاح فی الخیرالمحض مطرح کرده است، که به طرحی نو و متفاوت از نظریه عقول دهگانه دست یافته و در آن افاضه صور به موجودات و نیز پیدایش موجوداتِ در کون وفساد تبیین می شود. در این نوشتار، با روش توصیفی-تحلیلی به این یافته ها دست یافتیم که فیض در فلسفه ابن باجه با عناوین مختلف، از قبیل «فطرت فائقه»، «موهبت» و «رؤیا»، «وحی و الهام» و «قضاوقدر» و به دو معنای «موهبت و اشراق الهی» و معنای «وجودی» تبیین می شود. فیض افاضه صور به همه موجودات و عقل انسانی و نیز افاضه علم، خیرات و کمالات از خدا به عقول انسانی و همه موجودات است. به این نتیجه دست یافتیم که ابن باجه در نظریه فیض، علاوه بر کارکرد معرفتی در معنای موهبت و اشراق، به کارکرد وجودی فیض نیز قائل است و طرحی متفاوت از نظریه عقول دهگانه مطرح کرده که در آن گزارشی از همکاری عقل فعال و اجرام فلکی در پیدایش عالم کون وفساد ارائه می دهد.
قواعد استنباط مراحل تربیت اخلاقی با ملاک ترتیب منطقی از نگاه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
استنباط مراحل تربیت اخلاقی از متون دینی یکی از بخش های مهم تربیت اخلاقی در معارف اسلامی به شمار می آید و نیازمند قواعد و ضوابط خاص خود است. از طرفی نیز ملاک ترتیب منطقی، یکی از ملاکات در تدوین و استنباط مراحل تربیت اخلاقی شمرده می شود. حال سؤال این است که برای استنباط مراحل تربیت اخلاقی با ملاک ترتیب منطقی از دیدگاه علامه مصباح یزدی، به عنوان یک نظریه پرداز عرصه اخلاق، چه قواعدی وجود دارد؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای درصدد پاسخ به سؤال یادشده برآمده است و پس از تتبع لازم در آثار علامه مصباح یزدی و بهره گیری از استدلال های عقلی، این نتیجه حاصل شد که قواعد استنباط مراحل تربیت اخلاقی با ملاک ترتیب منطقی عبارت اند از: 1. ترتّب منطقی انجام رفتار ارزشی بر رفع موانع؛ 2. ترتیب منطقی بین بینش ها، گرایش ها و کنش ها؛ 3. ترتّب منطقی ارزشمندی افعال اخلاقی بر ایمان؛ 4. ترتّب منطقی تربیت روح بر تربیت جسم؛ 5. ترتّب منطقی خودسازی بر خودشناسی.
تضمین کرامت انسانی در فرایند قضایی در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
209 - 222
حوزههای تخصصی:
کرامت انسان از مهم ترین حقوق انسان و مورد توجه نظام های حقوقی در عصر حاضر به شمار می رود. رعایت این حق صرفاً نباید به عنوان یک توصیه اخلاقی در نظر گرفته شود، بلکه نظام های حقوقی می بایست نسبت به استیفای این حق در عرصه اجتماع و در مواقع مواجه شدن با چالش ها، تضمین هایی را قرار داده تا حفظ و رعایت کرامت انسان در عمل محقق شود. کرامت انسانی افراد با قرارگرفتن در فرآیند قضایی از شروع تا پایان نیازمند صیانت و تضمین است. در نظام حقوقی ایران تضمین هایی جهت رعایت کرامت انسانی افراد و حقوق ناشی از این کرامت در فرآیند قضایی پیش بینی شده است که می بایست مورد توجه قرار گیرد. تضمین های مذکور با تأکید بر حقوق افراد، موجب می شود هریک از مقامات و مسؤولین اعم از مقامات قضایی و ضابطین درصورت نادیده گرفتن حق کرامت انسانی مورد تعقیب کیفری یا انتظامی قرار گیرند. در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به موضوع تضمین کرامت انسانی در فرآیند قضایی در نظام حقوقی ایران پرداخته و به این نتیجه می رسد که اولاً قوانین موضوعه در ایران دربردارنده مؤلفه های تضمین کرامت انسانی در فرآیند قضایی است؛ ثانیاً این تضمین ها صرفاً مخصوص متهم و محکومین نمی باشد و نسبت به سایر افرادی که در فرآیند قضایی نقش دارند، مؤلفه های تضمین کرامت انسانی وجود دارد که می توان به مؤلفه های تضمین کرامت انسانی قاضی اشاره نمود؛ ثالثاً در مواردی به دلیل وجود خلأهای قانونی، نیاز به وضع قوانین جدید و ایجاد سازوکارهای اجرایی جهت تضمین کرامت انسانی افراد در فرآیند قضایی وجود دارد.
کاربرد اصول معناشناسی و کاربردشناسی نظریه بافت در متون فقه بیع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه بافت از مشهورترین رویکردهای شناخته شده در زبان شناسی نوین است. این رویکرد در نظر دارد از ابزارهای علمی و همگانی در حوزه زبان برای فهم منظور گوینده کلام در سخن کاوی و تحلیل آن استفاده کند. سؤال این است که چگونه نظریه مذکور را می توان برای فهم منظور شارع مقدس و به اصطلاح استنباط احکام فقهی به کار گرفت. در نوشتار حاضر، نویسندگان با استفاده از ابزارها و روش های متداول سخن کاوی و منظورشناختی، برخی از انواع بافت را در تحلیل استنباطات متون فقهی بیع، مؤثر یافته اند. نتایج حاکی از این است که غالب روش های متداول از جمله، ارجاع، جایگزینی و حذف در حوزه بافت درون زبانی و انواع کارگفت های زبان شناس مشهور جان سرل در کُنش های گفتاری از کارگفت های اعلامی، اظهاری، تعهدی و ترغیبی را می توان با برخی از مبانی استنباطی فقها در زمینه بیع، تطبیق نمود. این در حالی است که معدودی از این کنش ها همانند کنش عاطفی، الزاماً برآیند استنباطی لازم را برای تحصیل احکام واجد نبودند.
از جست وجوی حدیث تا گفت وگو با احادیث / مسیر تکامل هوش مصنوعی حدیث پژوه از سامانه نور تا چت بات تخصّصی حدیثی
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به تحلیل مسیر تحوّل حدیث پژوهی در بستر فنّاوری های نوین می پردازد و نشان می دهد چگونه هوش مصنوعی توانسته پژوهش در متون روایی را از مرحله جست وجوی سنّتی واژهمحور به تعامل معنایی و گفت وگویی ارتقاء دهد. تمرکز پژوهش، بر سامانه «گفت وگو با احادیث نور» است که با بهره گیری از پردازش زبان طبیعی و جست وجوی معنایی، امکان طرح پرسش به زبان طبیعی و دریافت پاسخ مستند را فراهم می سازد.
در این نوشتار، سعی شده با بررسی ظرفیت ها و چالش های این سامانه، ضرورت حرکت به سوی چت بات حدیثی تخصّصی، با رویکردی میان رشته ای تبیین شود. همچنین در پایان، مدل پیشنهادی برای تکامل ایمن و علمی این سامانه ارائه شده که بر ترکیب سه مؤلّفه: بازیابی معنایی، استدلال تبیینی و اعتبارسنجی نقلی استوار است؛ مدلی که می تواند مبنایی برای شکل گیری نسل جدید دستیارهای پژوهشی هوش مصنوعی در علوم اسلامی باشد.
تحلیل ماهیت و انواع طی الارض در قرآن (تأملات عرفانی در آیات 38-40 سورة النمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند در آیاتی از سوره نمل، در قالب نقل یک داستان تاریخی از سلیمان نبی(ع)، به کرامت طی الارض پرداخته است. طبق این آیات، صدور خرق عادات و کراماتی همچون طی الارض از سوی اشخاصی غیر از پیامبران نیز جایز است. بررسی تفاسیر وارد شده در ذیل عبارت «عِلمٌ مِنَ الکتاب» و مقایسه آصف بن برخیا (الّذی عندَه عِلمٌ مِنَ الکتاب) با «عِفریتٌ من الجنِّ»، مقایسه دو نوع ولایت: ولایت الهی و ولایت شیطانی و دو نوع کرامت: ظاهری(حسی) و معنوی(باطنی) است که ثمراتی را در بازشناسی طی الارض به همراه خواهد داشت. این که طی الارض چیست، چگونه رخ می دهد و عرفای مسلمان چه توجیهی برای این گونه از کرامت آورده اند، موضوع اصلی در این پژوهش است که از منظر بزرگانی مانند ابن عربی بررسی شده است. پدیده طی الارض برگرفته از نظریه ظهور و بطون در عرفان اسلامی قابل بیان است. از این جهت، از «تأملات عرفانی» در عنوان یاد شده است. عارفان مسلمان ذیل این نظریه عرفانی و در قالب های مختلفی همچون اعدام و ایجاد، اظهار و اخفا و... به واقع نمایی طی الارض پرداخته اند. همچنین انواع طی الارض و تشخیص اینکه کرامتِ رخ داده در آیات فوق از چه نوع بوده، از دستاوردهای این پژوهش است. واقع نمایی موجود در احادیث و روایات اسلامی به ریشه لغوی (پیچیده شدن زمین) متکی است. عارفان مسلمان تقریر دقیق تری ارائه داده اند. از این جهت «تأملات عرفانی» ذیل آیات مورد بحث نتیجه قابل توجهی خواهد داشت. برخی از عارفان، طی الارض را اعدام و ایجاد خوانده اند، برخی دیگر اخفا و اظهار، قبض و بسط و... هرچند برخی کوشیده اند تبیین واقع نمایانه متفاوتی ارائه دهند و نظر ابن عربی را باطل بخوانند یا نقدی به آن وارد کنند، اما تمام سخنشان به نحوی به نظریه ابن عربی بازگشته است و نکته چشمگیری بیش از آنچه شیخ اکبر گفت نیفزوده اند. قاعده کلّی در این خصوص، ظهور و بطون عرفانی است که تمام این تحلیل ها را شامل می شود. مبتنی بر اصل ظهور و بطون اسمایی، اعدام و ایجاد در کلام ابن عربی همان اظهار و اخفا است. اعدام و آنگاه ایجاد، باطل است؛ زیرا اعاده معدوم محال است. اصولاً اعدام مطلق نزد عارفان بی معناست. اعدام در بیان ابن عربی به معنای از ظهور به بطون درآمدن است یا به عکس: تبدیل و تحویل از حالی به حالی دیگر. اما مقایسه کرامت عفریت از جن با کرامت آصف بن برخیا، مقایسه دو نوع طی الارض است: ظاهری (حسی) و باطنی. کرامت واقعی آن است که بدون بهره گیری از اسباب مادی رخ دهد. طی الارض رخ داده در این آیات نیز از نوعی متفاوت است. طی الارض رخ داده در این آیات از نوع طی الارض دفعی و از قبیل کرامات معنوی بوده است. این تبدیل و تحویل، دفعی و غیر انتقالی است، زیرا افعال اولیا برتر از سلطه حرکت و زمان است. با این تقریر، طی الارض یعنی همراهی جسم یا بدن به واسطه روح متعالی انسان، البته پس از تبدیل جسم. پس از تبدیل جسم، فرایند طی الارض با استفاده از قاعده ظهور و بطون رخ می دهد. آصف بن برخیا می توانست جسم مبدّلِ روحانی خود یا دیگری را در نمونه مثالی خود در عالم مثال ملحق سازد. این بازگشت در چشم ناظر بیرونی، می تواند اعدام یا اخفای نفس یا تخت بلقیس جلوه کند اما وقتی دگر باره در مکانی دیگر ظهور یافت، فرایند طی الارض کامل می شود. این اظهار و اخفا تابع قاعده ظهور و بطون عرفانی بوده، به چشم ناظر بیرونی پیمودنِ سریع زمین یا همان طی الارض جلوه می کند.
بررسی تفسیری آیات نصرت الهی در اندیشه قرآنی آیت الله خامنه ای با تأکید بر آیه های «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» و «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُم»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
47 - 67
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی سنت نصرت الهی در اندیشه قرآنی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران می پردازد. سنت نصرت الهی که در دو آیه «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» و «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُم» مطرح شده، بر حمایت خداوند از کسانی که در راه حق تلاش می کنند، تأکید دارد. اهمیت بررسی تفسیر آیت الله خامنه ای از این آیات از چند جهت است: تأثیر بر سیاست خارجی، الهام بخشی به جوامع مذهبی، تبیین رابطه دین و سیاست و درک چالش های معاصر. در این تحقیق، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بررسی گفتارها و نوشتارهای ایشان، تمامی مواردی که این آیات در آن به کار رفته، استخراج و طبقه بندی و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که از نظر ایشان، نصرت دین ابعاد و سطوح مختلفی دارد و فراتر از جهاد نظامی است. ایشان بر تلاش فکری و علمی و فرهنگی نیز تأکید می کند؛ همچنین نصرت الهی نسبت به مؤمنان را شامل کمک های مادی و معنوی می داند که به طرق غیرمنتظره صورت می گیرد. مصادیق نصرت الهی در دوره معاصر شامل برپایی نظام جمهوری اسلامی ایران، پیروزی در جنگ تحمیلی و پیدایش موج بیداری اسلامی است. ثمره نصرت الهی، عزت و وحدت و اقتدار است. به علاوه، نسبت نصرت دین الهی و نصرت مؤمنان، نامتوازن و پیروزی برای مجموع مؤمنان است.
بررسی تحلیلی ماهیت عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
125 - 140
حوزههای تخصصی:
عواطف یکی از مهم ترین ساحت های شخصیت انسانی محسوب می شود. ما در این پژوهش با روش تحلیلی به بررسی ماهیت عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه پرداخته و به این نتیجه رسیدیم که عواطف از یکسو ماهیت شناختی دارند و مبتنی بر لذت و الم و ادراکِ امر منافر و موافق طبع تعریف می شوند و ازدیگرسو، از قوای تحریکیِ زیرمجموعه ی قوه ی شوقیه، یعنی شهوت و غضب تأثیر می پذیرند و ماهیت تحریکی دارند. تجمیع دو رکن ادراکی و تحریکیِ عواطف، بر عهده ی عقل عملی است که به واسطه ی قوه ی وهم انجام می شود. خیال با خوانش ملاصدرا یک قوه ی فعال در ایجاد صور و ادراکات است و در شکل گیری، تثبیت، تقویت و یا تضعیف عواطف نقش کلیدی بر عهده دارد. اگر خیال را یک ساحت نفسانی بدانیم، در این صورت، قوه ی واهمه غیر از ساحت خیال نیست و مبتنی بر مرتبه ی نفس انسانی است. قوه ی واهمه در همان درجه تجلی پیدا می کند و واهمه ای خیالی و یا عقلی می گردد و متناسب با مرتبه ی وجودی اش، عاطفه ها را می سازد، پرورش می دهد و مدیریت می کند. ازاین رو تربیت هر کدام از این قوای زیرمجموعه ی عقل عملی، می تواند عواطفی متناسب با این وضعیت را برای فرد ایجاد کند.
بازخوانی دیدگاه مقدس اردبیلی در ارتکاب قتل با سحرهای نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سحر از پدیده هایی است که در تمام ادوار تاریخی مورد بحث بوده و در گذر زمان و تغییر جوامع بشری به روش های مختلفی به منصه ظهور درآمده است، سحر که از منظر اسلام جز در مواردی حرام دانسته شده با تصرف در اشخاص، اشیا یا امور، سبب عملی خارق العاده می گردد؛ در تمام اعصار خصوصاً عصر کنونی، ساحران با روش هایی نوین سحر از جمله جادوی سیاه، برخی از درجات هیپنوتیزم، برخی از بازی های رایانه ای و... تاثیراتی را بر اذهان و روان افراد می گذارند که گاه این تاثیرات جان افراد را فرامی گیرد، از این رو این سوال اساسی طرح می گردد که آیا ممکن است ساحر با سحر خود، جان شخصی را بگیرد و او را به قتل رساند؟ در صورت امکان راه اثبات چنین قتلی و مجازات مرتکب آن چیست؟ بر این اساس، جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی در نظر فقها بدین برآیند دست یافته که مشهور فقها ضمن پذیرش واقعیت داشتن سحر، وقوع قتل به سحر را ممکن دانسته و اثبات چنین قتلی را با اقرار ساحر به آن می پذیرند و مجازات مرتکب آن را به لحاظ نوع قتل، قصاص یا دیه می دانند؛ اما از دیدگاه مشهور، اثبات چنین قتلی با شهادت بینه بر این امر، مورد پذیرش قرار نمی گیرد، حال آن که مقدس اردبیلی، اثبات قتل با سحر با شهادت بینه را ممکن برشمرده و قائل به پذیرش این شهادت است؛ البته قائلین به واقعیت نداشتن سحر، امکان وقوع قتل با سحر را نپذیرفته اند، ولی با اقرار ساحر بر چنین قتلی نظر به کشتن ساحر از باب حد داده اند.
Contentment and Submission in the Theology of the Abrahamic Religions: An Aesthetic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
65 - 91
حوزههای تخصصی:
Thie present study aims to examine the concepts of contentment ( Riḍā ) and submission ( Taslīm ) within the religious traditions of Judaism, Christianity, and Islam. Employing an aesthetic-theological approach, it seeks to elucidate the role of these concepts in human spiritual experience. The research focuses on the analysis of sacred texts, commentaries, and relevant intellectual sources from these three religions, demonstrating that contentment and submission possess not only ethical and devotional dimensions but also shape an aesthetic and theological experience within human relationships with God and the world. The article explicates the commonalities and differences in the perspectives of these three religious traditions regarding contentment and submission, showing that an aesthetic understanding of these concepts can provide a deeper and more comprehensive comprehension of spiritual experience. The study's findings can provide a theoretical foundation for future interdisciplinary research in the field of aesthetic theology and demonstrate the intimate and reciprocal relationship between beauty and spiritual experience in the Abrahamic religions.