فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۰۱ تا ۶٬۲۲۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
141 - 162
حوزههای تخصصی:
در قرن اول هجری همزمان با فتوحات مسلمانان، گروس در گذرگاه فرهنگی غرب ایران یکی از نخستین نواحی بود که در معرض دین جدید قرار گرفت. به رغم برخی مناطق که اسلام را در قالب تقابل نظامی پذیرفتند، گروس از طریق مصالحه و سازگاری فرهنگی به اسلام گروید. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه فرایند اسلام پذیری در گروس بستر مناسبی برای نفوذ و تثبیت تشیع شد؟ فرضیه مقاله بر آن است که پذیرش اسلام در گروس به سبب وجود عناصر فرهنگی هم ساز و تعاملات فعال با مراکز دینی شیعی مسیر ترویج تشیع را هموار ساخت. این پژوهش با هدف تحلیل فرآیند اسلام پذیری منطقه گروس و بررسی نقش آن در گسترش تشیع به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عناصر ذهنی و اعتقادی و مهاجرت علویان در سده های دوم و سوم هجری ضمن تسهیل پذیرش اسلام زمینه ساز پیوند با آموزه های علوی و شیعی در دهه های بعد شد. شواهد فرهنگی مانند نخستین آیین های سوگواری، اسلام پذیری اولیه را به عنوان مقدمه ای برای نهادینه شدن تشیع در منطقه تبیین می کنند.
بررسی تطبیقی شبهه آکِل و مأکول و تناسخ از منظر امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی پاسخ به شبهات معاد و اعتقاد راسخ به قیامت از مباحث مهم بین فرق و مکاتب اسلامی است. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات به روش تحلیلی مقایسه ای در مقام پاسخ به شبهه آکل و مأکول و تناسخ است که آیا انسان بعد از خورده شدن توسط انسان یا موجودات دیگر چگونه حشر خواهد شد؟ و آیا نفس و روح بعد از جدا شدن از پیکر انسان، به بدن یا موجودات دیگر منتقل می شود یا نه؟ هدف مقاله، تطبیق و مقایسه دیدگاه اندیشمندان دو فرقه امامیه و ماتریدیه است. بر اساس یافته های این پژوهش، ادله قائلین به امتناع اعاده معدوم از «متکلمان فیلسوف مشرب امامیه و برخی از متکلمان ماتریدیه» مبنی بر «زوال عناصر عالم ماده و بقاء نفس و روح» دفع کننده شبهه آکل و مأکول و تناسخ بوده است، برخلاف قول قائلین به بقاء اجزاء اصلی انسان و قول قائلین به بقاء اجزاء اصلی و فرعی دفع کننده این دو شبهه نیست. ادله قائلین به جواز اعاده معدوم از «متکلمان ماتریدیه و برخی از امامیه» با توجه به معدوم و نیست شدنِ تمام خلایق عالم، شبهه آکل و مأکول و تناسخ، سالبه به انتفاء موضوع است، بر خلاف قول قائلان به تجمیع اجزاء پراکنده (قول تفصیل) که دفع کننده شبهه آکل و مأکول یا تناسخ نبود.
قالب های اقناعی در سیره امام رضا (علیه السلام) از نظرگاه زبان شناسی شناختی، معطوف به ولایت پذیری مخاطبان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۴)
127 - 156
حوزههای تخصصی:
غایت وحی نبوی هدایت انسان ها به سوی کمال و سعادت حقیقی است. انبیا و اولیای معصوم دین وظیفه هدایت انسان ها را با ابلاغ معارف وحیانی، از طریق زبان یعنی ابزار تحقق کلام و ارتباط بین اذهان به انجام رسانده اند. استفاده از زبان و ساخت کلام، هرچه دارای دقت و ظرفیت های انتقال پیام باشد، معنا و مقصود اصلی پیام بهتر و دقیق تر در دسترس مخاطب قرار می گیرد. این امر در ارتباط اولیای معصوم دین، از جمله امام رضا(علیه السّلام) با مخاطبان هم عصرشان نمایان شده، و معبری برای القای مراتب ولایت معصومان و تمهید پذیرش مراتب ولایت از سوی آنان بوده است. نوشتار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی کوشیده است مصادیقی از فنون به کاررفته در کلام آن امام بزرگوار را در راستای پذیرش ولایت آن حضرت، از سوی جریان ها، افکار و اشخاص عصر حیات ایشان، استخراج و ارائه کند؛ فنونی که امروزه نقش و تأثیرشان با توسعه علوم شناختی، از جمله زبان شناسی شناختی، بارزتر و جدی تر تلقی می شود. خوش سازی کلام، ارائه تمثیل، استفاده از واژگان مأنوس با ذهن مخاطب و سخن گفتن در محدوده درک مخاطب، از فنون زبان شناسی شناختی مندرج در کلام امام رضا(علیه السّلام) هستند.
مرابطه در قرآن: بازخوانی تطبیقی مفهوم با تکیه بر المیزان و التحریر والتنویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرابطه ازجمله مباحث مهم اجتماعی قرآن است که نقشی مؤثر در شکل گیری ارتباط افراد درراه اهداف و آرمان های اسلامی در جامعه دینی دارد. پژوهش حاضر، این مسئله مهم را به روش تطبیقی و شیوه توصیفی_تحلیلی از منظر دو مفسر معاصر؛ طباطبایی در المیزان و ابن عاشور در التحریر والتنویر موردنقد قرار داده است. به نظر ابن عاشور مرابطه به معنای حفظ آمادگی نظامی در مرزهای کشور اسلامی است؛ درحالی که بر اساس خوانش اجتماعی طباطبایی، مرابطه به معنای ارتباط تمامی افراد در جمیع شئون زندگی اجتماعی است. سؤال اساسی آن است که با عنایت به روابط هم نشینی واژگان و هم چنین بررسی معانی باب مفاعله در آیه 200 سوره آل عمران، تبیین دقیق مفهوم مرابطه چیست؟ با بررسی تطبیقی، ذکر روایت تفسیری انتظار نماز پس از نماز، به عنوان نقطه اشتراک نظر هر دو مفسر به دست آمده است. از طرفی به عنوان نقطه افتراق، تحلیل اجتماعی طباطبایی درباره مرابطه اسلامی به معنای ارتباط تمامی افراد در کنش های اجتماعی، در برابر نظر ابن عاشور، یعنی حفظ مرزهای کشور اسلامی قرار دارد. نتیجه آن که با عنایت به اطلاق رابطوا در آیه و نظر به معانی باب مفاعله، هیچ یک از دیدگاه های مذکور از حد تعیین مصداق فراتر نبوده و رابطوا حکایت از مشارکت مداوم افراد جامعه همراه با ایستادگی محکم و قوی درراه رسیدن به حق دارد.
رویارویی دوگانه فخر رازی با نظریه صرفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجوه اعجاز قرآن از مسائل مورد اختلاف مفسران است؛ به گونه ای که برخی به اعجاز ذاتی نظیر فصاحت و عده ای به اعجاز عرضی همچون صرفه باور دارند. فخر رازی (درگذشته 606 ق) فصاحت قرآن را به عنوان وجه اعجاز موردتأکید قرار میدهد. بااینحال، در تفسیر کبیر ضمن تأکید به این جنبه از اعجاز ذاتی، نظریه صَرفه را به گونه تلویحی میپذیرد. از سویی در کتاب نهایة ا لیجازب ا سه دلیل صرفه را رد کرده است که نوعی از رویارویی دوگانه را به نمایش میگذارد که نوشتار حاضر به شیوه تحلیلی میکوشد، این مواجهه دوگانه را تحلیل کند. دلیل اول در تقویت فرضیه پذیرش صرفه توسط فخر رازی، ماهیت تدوینی و نه تألیفی کتاب نهایة الایجاز به عنوان آمیزه ای از دو کتاب دلائل الاعجاز و أسرار البلاغه جرجانی (درگذشته 474 ق) که تدوین آن پیش از التفسیر الکبیر است. چه اینکه دلائل رد صرفه مشابهت فراوانی با دلائل جرجانی در کتاب دلائل الاعجاز دارد. دومین دلیل را با تحلیل محتوای عبارتهایی از التفسیر الکبیر میتوان جست. فخر رازی دستکم در دو مورد صرفه را تلویحی پذیرفته است و درنهایت نیز بعد از انتساب آن به متکلمان و اذعان عاری از فساد بودن، فصاحت و صرفه را بهعنوان وجوه اعجاز قرآن می پذیرد.
هستی شناسی قرآن بنیان مطالعه موردی؛ شبکه ای بودنِ هستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش برای شکل گیریِ علوم انسانی اسلامی، نیازمند تبیین الگوی معرفتی (پارادایم) حاکم بر آن فضای علمی است. در الگوهای معرفتی، مبانی هستی شناسانه، معرفت شناسانه، انسان شناسانه و ارزش شناسانه ارائه می گردد. مبنای هستی شناختی، زیرساخت بقیه مبانی نیز هست. نقطه مرکزی در گزاره های هستی شناختی، «شکل هستی» است و تلاش برای پاسخ به این سوال که: هستی (به معنی کل عالَمِ وجود) چه شکلی دارد، ماموریت هر الگوی معرفتی کلان است. عرضه این سوال به قرآن و استنطاقِ آن برای اکتشاف دیدگاه قرآن، از قدم های اساسی برای شکل گیریِ علم دینی و علوم انسانی اسلامی است. این مقاله، با عرضه سوال فوق به قرآن، و تحلیل آیات مرتبط با مراتب هستی، به این نتیجه دست یافته است که: «هستی» به صورت یک «شبکه » است و همه موجودات در یکدیگر اثرگذار و اثرپذیر هستند و روابط میان آنها به صورت «برآیندی» است و می توان کل آن را در قالب یک «مخروط یا هِرم» به تصویر کشید که از وجود بینهایت آغاز شده است و با طی مراتب شش گانه «عالَم مشیّت و امر، لوح محفوظ و مفاتیح الغیب، عرش و روح، کرسی، ملائک، سماوات»، به عالم ارض و ماده رسیده است، و برای دست یابی به حقیقتِ هر پدیده ای باید روابط آن در کل شبکه هستی را در نظر گرفت.
مقایسه ویژگی های سبکی جمله های اسمیه و فعلیه ترجمه های قرآن مکارم شیرازی و خرمشاهی بر اساس الگوی ترجمه کشف الاسرار در جزء 29 و 30(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کتابی آسمانی است که برای دست یابی به حقایق آن تا کنون صدها ترجمه با روش ها و سبک های متفاوت برای آن نوشته اند. برای این منظور در این مقاله سعی شده تا با تحلیل زبان شناختی ترجمه های معاصر قرآن از مکارم شیرازی و خرمشاهی و بررسی روش ها و اسلوب ها در ترجمه های مذکور و مقایسه ویژگی های سبکی و نثری آن ها بر اساس الگوی ترجمه کشف الاسرار که از گنجینه های گران قدر زبان و ادب فارسی محسوب می شود و نثری سلیس و شیوا دارد، به بهترین شیوه و اسلوب در بین این ترجمه ها دست یافت. بر این اساس ترجمه های مذکور توصیف و تحلیل شده و از منظر معناشناسی و در سطح زبان شناختی بررسی و تشریح شده اند که با توجه به بررسی های صورت پذیرفته می توان گفت مترجمان مذکور در برگردان آیات قرآنی سبک خاص و یکنواختی را دنبال نکرده اند. در اکثر موارد همانند کشف الاسرار جملات فعلیه را به صورت جمله فعلیه معنا کرده اند. اما در ترجمه جملات اسمیه که بیشتر برای تأکید مفاهیم و آموزه های قرآنی بکار می روند، مکارم شیرازی آن ها را برخلاف کشف الاسرار در اکثر موارد به صورت جمله فعلیه معنا کرده که تأکید کم تری دارند، در حالی که خرمشاهی جملات اسمیه را همانند کشف الاسرار در بیشتر موارد به صورت جمله اسمیه و تأکیدی معنا کرده و به کلام قرآن وفادار بوده است.
مطالعه تطبیقی «معنای زندگی» از دیدگاه امام سجاد علیه السلام و کارل یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله معنای زندگی با موضوعات متفاوتی هم چون پرسش های هستی شناختی مانند؛ هدف خلقت، هستی؛ و موضوعات روانشناختی هم چون اضطراب، افسردگی، پوچی مرتبط است. پاسخ به معنای زندگی هم از بُعد دینی و هم از بُعد روانشناسی همواره مورد توجه بوده و اکثر ادیان آسمانی و به ویژه دین اسلام حیاتِ حقیقی را از آنِ خداوند دانسته و معنای زندگی را «قرب الهی» معرفی کرده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی معنای زندگی از دیدگاه امام سجادعلیه السلام به عنوان امام معصوم علیه السلام و مقایسه نظریات ایشان با روانشناسی تحلیلی کارل یونگ با روش تطبیقی-تحلیلی و با تکیه بر مبانی دینی و روانشناسی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معنای زندگی در بیانات امام سجاد (ع) در سه محور اصلی خداشناسی، خود شناسی و حبّ ذات شکل می گیرد که این مؤلفه ها در مقایسه با الگوی روان شناختی یونگ همسو و با معنای زندگی که در تلفیق دین و روان است مطابقت دارد.
بررسی شاخصه های خانواده فاطمی و نقش آن در تحقق جامعه مهدوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱۷
53 - 64
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه شیعه، آینده ی جهان بسیار روشن و خوشبینانه است، این جامعه جهانی مطابق با آیات قرآن و روایات معصومان(ع)، یک آینده بیشتر ندارد و آن جامعه مطلوب و آرمانی مهدوی است. این مدینه ی فاضله در زمین، با توجه به آموزه قرآنی «انَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» (رعد: 11)، مشروط به تغییر از جانب مردم است و تا خودشان اقدام به تغییر نکنند، تغییری در سرنوشتشان به وجود نخواهد آمد. این تصویر واقع بینانه و تحقق یافته از تاریخ بشر، حکایت از نقش مهم خانواده در این حرکت می کند. خانواده فاطمی مقدمه ساز جامعه مهدوی است، باید دید شاخصه های این خانواده چیست و چه نقشی در حرکت جامعه بشری به سوی جامعه مهدوی دارد؟ در پرتو این تحقیق که به روش کتابخانه ای توصیفی صورت گرفته است، شاخصه های قرآنی و روایی متعددی برای خانواده فاطمی معرفی می شود، ازجمله ایمان، تعدد فرزندان، مواسات و ساده زیستی.
بررسی تحلیلی- مصداقی سبب نزول آیات 5 تا 22 سوره انسان
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
261 - 299
حوزههای تخصصی:
مفسران در مورد سبب و مکان نزول سوره انسان هم عقیده نیستند. گروهی با اعتقاد به مکی بودن سوره اصلا قائل به شأنی نزولی برای این سوره نیستند. عده ای دیگر مدنی بودن سوره را اذعان داشته ولی در مورد سبب نزول آن هم داستان نمی باشند. در این نوشتار با بررسی نقل های وارده در مکی و مدنی بودن و با عنایت به قرائن دیگر، به مدنی بودن سوره انسان حکم رانده شده است؛ هم چنین با هدف نیل به شأن نزول صحیح این سوره، به تحلیل روایات در این زمینه پرداخته شده و با نقد حکایت های مختلف در این زمینه به دلیل عدم تناسب با سوره، عدم دارا بودن سند یا عدم صحت سند، آنها را رد و طرد نموده است. تنها سبب نزولی که بر تعابیر ذکر شده در آیات منطبق بوده و روایات آن نیز در اکثر نقل ها، صحیح است، ماجرای انفاق خانواده حضرت علی (ع) در پی نذر ایشان می باشد. البته به این شأن نزول، شبهاتی وارد شده که با توجه به اینکه مقاله حاضر به تفصیل به آنها پاسخ داده، این واقعه به عنوان سبب نزول راستین سوره انسان تأیید می گردد.
نمادسازی قرآن کریم در داستان حضرت ابراهیم (ع)
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
343 - 381
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم دربردارنده مجموعه داستان هایی درباره انبیاء الهی است که در خلال آن ها به روشنی تقابل حق و باطل در طول تاریخ و جوامع بشری ترسیم شده است. داستان رازآلود ابراهیم (ع)، یکی از نمونه های آن است که شخصیت های مثبت و منفی آن برای آیندگان تصویرپردازی و نمادسازی شده اند. نمادسازی در این داستان مبتنی بر «افراد و شخصیت ها» و «وقایع و عوامل طبیعی» است. قهرمانان مثبت این قصه عبارتند از: ابراهیم (ع)که نماد شخصیتی انقلابی در تحقق آیین توحیدی و مبارز در مواجه با ظواهر طاغوتی است و هاجر نماد ولایت مداری، اسماعیل نماد بندگی و تسلیم محض، اسحاق نماد امید و بصیرت و ساره نماد همدلی و دلدادگی. شخصیت های منفی همچون نمرود، آزر و قومش نیز به ترتیب نماد استکبار، حق گریزی و ارتجاع و تعصب اند. افزون بر آن، قرآن مجید در اقدامی بدیع، وقایع و عوامل طبیعی را نیز نمادسازی کرده است. در این داستان، کعبه نماد توحید و وحدت امت اسلامی، صفا و مروه نماد پاسداشت از شعائر الهی، اجرام آسمانی نماد برهان مستدل، بت نماد طاغوت و تبر نماد مبارزه به تصویر درآمده اند.
تحلیل سبک شناسی آوایی و واژگانی دعای افتتاح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
100 - 123
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل سبک شناسی آوایی و واژگانی دعای شریف افتتاح، یکی از متون پرکاربرد عبادی در فرهنگ اسلامی، انجام شده است. دعای افتتاح به لحاظ محتوایی سرشار از مفاهیم توحیدی، ولایی و اخلاقی است که در شب های ماه رمضان قرائت می شود. با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد سبک شناسی لایه ای، ساختار زبانی این دعا در دو سطح آوایی و واژگانی بررسی شده است. در سطح آوایی، ویژگی هایی چون تکرار حروف، قافیه داخلی، ردیف، سجع، جناس و وزن هجایی، باعث ایجاد موسیقی درونی و تأثیر عاطفی بر مخاطب شده است. در سطح واژگانی، گزینش دقیق واژگان با بار معنایی عمیق، تکرار واژگان کلیدی و استفاده از ترکیبات مترادف و متضاد، نشان دهنده ظرافت ادبی دعاست. یافته ها نشان می دهد که دعای افتتاح نه تنها یک متن عبادی، بلکه اثری هنری با ساختاری هدفمند و زبانی ادبی است که به انتقال مفاهیم دینی، القای عواطف معنوی و ماندگاری فرهنگی کمک می کند. این مقاله می تواند الگویی برای تحلیل سبک شناسی سایر متون دینی باشد.
جستاری در اعتبارسنجی زیارت امین الله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
146 - 169
حوزههای تخصصی:
زیارت امین الله، منسوب به امام سجاد(ع)، از متون دعایی مشهور شیعه است که در آن به مقام و منزلت امیرالمؤمنین علی(ع) و نیز مضامین بلند عرفانی و اخلاقی پرداخته شده است. این پژوهش با هدف ارزیابی علمی اعتبار این زیارت به بررسی مصدر، سند و محتوا پرداخته است و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که زیارت امین الله تا چه میزان از اعتبار سندی و محتوایی برخوردار است؟ در این پژوهش، پس از بررسی مصدر زیارت و سند آن، ارتباط میان عبارات زیارت با آموزه های وحیانی و اصول کلی دین اسلام، از جمله توحید، ولایت، جهاد، صبر، شکر، رضا و خوف از خدا، مورد تحلیل قرارگرفت. این تطبیق نشان داد که چگونه مضامین زیارت امین الله، نه تنها با قرآن منافاتی ندارد، بلکه شرحی بر مفاهیم عالی آن است. یافته های این پژوهش نشان داد که این زیارت با آن که از نظر سند و مصدر دچار مشکلاتی بوده، اما از لحاظ صدور و محتوا معتبر است.
تحلیل و ارزیابی نسبت های اخلاق و حقوق(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۳)
5 - 26
حوزههای تخصصی:
اخلاق و حقوق، دو دانش اجتماعی اند که از جمله اهداف مشترک آنها سالم سازی جامعه است. هر دو مبتنی بر اختیار و اراده انسان اند، اما در ابعاد ساختاری و محتوایی مانند موضوع، قلمرو، هدف و ضمانت اجرا تفاوت هایی با هم دارند. این پژوهش با بررسی شباهت ها و تفاوت های اخلاق و حقوق در موارد مختلف، به نظریه تمایز و وابستگی دست یافته است و بر این اصل تأکید دارد که قوانین حقوقی، به عنوان نهادی تأثیرگذار در ارتقا و سلامت جامعه، به اصول اخلاقی نیازمندند. روش تحقیق توصیفی۔تحلیلی بوده و در مواردی از دیدگاه های اجتهادی صاحب نظران هر دو حوزه استفاده شده است. مهم ترین یافته پژوهش این است که شرط سلامت و ضمانت قوانین حقوقی آن است که اخلاق یا به عنوان محتوای حقوق در نظر گرفته شود، یا هدفی از اهداف قوانین باشد، و یا به مثابه بُعدی از ابعاد قوانین لحاظ شود؛ همان گونه که اخلاق حسنه در جایگاه محدودگر قوانین جاری کشور مورد توجه قرار گرفته است.
بررسی چالش نسبیت معرفت شناختی برآمده از نقش عُرف در حوزه اخلاق (مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
89 - 108
حوزههای تخصصی:
واقع گرایی اخلاقی بر واقعیت داشتن ارزش های اخلاقی ورای خواست فرد و اجتماع تأکید دارد. یکی از چالش های پیشِ روی واقع گرایی اخلاقی نقش عرف در شناسایی ویژگی ها اخلاقی است. «عرف» به عنوان عنصری ناپایدار و تأثیر غیر قابل انکار آن بر شناخت ویژگی ها اخلاقی، انگاره ناواقع گرایی و نسبیت معرفت شناختی در حوزه اخلاق را به بار می آورد. در خصوص اخلاق و ویژگی ها اخلاقی می توان در سه حیطه سخن گفت: الف) اصول اخلاقی؛ ، یعنی قوانین حاکم بر اخلاق؛ ب) معانی موضوعات (خصوصیات ستبر) اخلاقی؛ ج) مصادیق موضوعات (خصوصیات ستبر) اخلاقی. این مقاله در راستای بررسی همه جانبه نقش و تاثیر عرف در اخلاق، جایگاه عرف را در هر یک از این سه حیطه مورد مطالعه قرار می دهد و از این رهگذر، به چالش نسبیت برآمده از نقش عرف، در تمام جوانب حوزه اخلاق می پردازد. با بررسی نقش عرف در سه حیطه مذکور از یک سو، روشن خواهد شد که عرف در کدام یک نقش آفرین است و از دیگر سو، آشکار خواهد شد که انگاره نسبیت برآمده از نقش عرف نامقبول است.
بررسی تطبیقی روش تفسیری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) و مفسران معاصر فریقین در استنباط قواعد و احکام حکمرانی قرآنی از سوره صف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
17 - 38
حوزههای تخصصی:
سعادت فردی و اجتماعی انسان، آرمان وحی و قرآن است و مفسر قرآن، تلاش دارد در پی نیاز علمی، تخصص، منهج و رویکرد ویژه اش در قبال وقایع بیرونی، دریافت خود از آیات قرآن را ارائه کند. آیت الله خامنه ای مفسری است که توانسته با اهتمام به بُعد اجتماعی و سیاسی قرآن، قضایا و احکام خاصی را متناسب با ادبیات حکمرانی استنباط نماید. حکمرانی، متفاوت از مفهوم حکومت داری، بر نقش ارزش ها و گروه های عمومی در اداره امور جامعه تأکید دارد. با مقایسه روش تفسیری ایشان با دیگر مفسران اجتماعی معاصر، روشن شد که: ۱. ایشان توجه ممتازی به امتداد تفسیر به کمک تدبر و تطبیق بر زمانه دارند و هرچند احکام حکمرانی کم وبیش موردتوجه مفسران معاصر بوده است؛ ولی ایشان به لحاظ تجربه حکمرانی و شرایط انقلاب، منحصربه فرد عمل کرده اند. ۲. ایشان با این روش تفسیری توانسته اند دیگران را به چندین قاعده و حکم حکمرانی رهنمون گردانند، ازجمله: وظیفه رهبران برای تربیت جامعه، لزوم مبارزه با باطل، توصیه به هم پیوستگی به مجاهدان، لزوم جلوگیری از انحطاط مؤمنان حاصل از بی اعتنایی به احکام الهی، ممنوعیت آزار رهبران الهی توسط مؤمنان، ضرورت پذیرش جهاد و موارد دیگر. پژوهش حاضر، بنا بر ماهیت بررسی تطبیقی، توصیفی - تحلیلی است و براساس روش گردآوری، کتابخانه ای می باشد.
ارزیابی دیدگاه رابرت آدامز در رابطه با عدم نیاز به آفرینشِ بهترین جهان ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
3 - 21
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین سؤالات درباره اوصاف و افعال الهی این است که آیا جهان بالفعل، بهترین جهان ممکن است؟ رابرت آدامز معتقد است که یک عامل اخلاقیِ کاملاً خیر می تواند جهانی را خلق کند که مادون بهترین جهانی است که قادر به آفرینش آن است. چنین چیزی نه مستلزم ظلم یا نامهربانی در حق بندگان است و نه حاکی از نقصی در ذات اوست. در این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به این پرسش پرداخته می شود که آیا دیدگاه آدامز در رابطه با عدم نیاز به آفرینش بهترین جهان ممکن قابل دفاع است؟ هدف مقاله، تشریح دیدگاه آدامز و سپس ارزیابی آن است. اهمیت دیدگاه آدامز در آن است که وی بحث خود را بر مبنای صفات اخلاقی الهی، آن طور که در ادیان ابراهیمی مورد قبول است، پیش می برد. اگرچه تا اندازه ای می توان با بخش اول استدلال آدامز همراهی کرد، بخش دوم استدلال او بدون اشکال نیست؛ زیرا: (1) بر مبنای دیدگاه خود آدامز، به نظر می رسد که تعبیر «لطف در مقام آفرینش» گرفتار ناسازگاری است؛ (2) با توجه به خنثی بودن صفت لطف، نمی توان ملاحظات شایسته محورانه را به کلی در انتخاب یک جهان خاص نادیده گرفت که چنین چیزی در نهایت به انتخاب بهترین جهان ممکن منجر خواهد شد. نتیجه آنکه صفت لطف نمی تواند توجیهی برای یک عامل اخلاقی کاملاً خیر در انتخاب جهانی مادون فراهم کند. بنابراین، دلیل لمّی در اثبات نظام احسن به قوت خود باقی خواهد ماند.
Comparing English and Persian Translations of Culture-Specific Items in the Surah Al-An’am
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۱, ۲۰۲۴
88 - 103
حوزههای تخصصی:
Each culture encompasses unique concepts that can be challenging for outsiders to grasp, often due to their deep-rooted connotations within the source language and culture. Various strategies exist for translating culture-specific items. This descriptive-comparative study examines the strategies employed in the Arabic-to-Persian and Arabic-to-English translations of Surah Al-An’am. This surah is one of the Tiwal suras, which are seven lengthy surahs in the Holy Qur’ān. Its complete recitation in one sitting, known as Khatme Anaam (complete recitation of Al-An’am Surah), is a common practice in Iran, performed with the hope of having one’s prayers answered by God. The Persian translation analyzed in this study was by Mohammad Mehdi Fooladvand, one of the top eight translators of the Holy Qur’ān, recognized for his balanced approach between literal and content-based translation. The English version studied was by Mustafa Khattab, a Canadian-Egyptian translator renowned for The Clear Qur’ān. The translation strategies for culture-specific items were evaluated using frameworks proposed by Vinay and Darbelnet, Newmark, and Nida. The analysis identified 50 culture-specific items in the surah. The findings revealed that both translations predominantly employed the strategy of literal translation, while footnotes and modulation were the least utilized. Statistical tests, including log-likelihood for significance and Bayes Factor for effect size, indicated significant differences between the two translations regarding the use of seven strategies. Notably, the strategies of borrowing and functional equivalence provided strong evidence against the null hypothesis.
بررسی تفسیر آیات توحید و تثلیث از منظر عادل تئودور خوری مستشرق کاتولیک آلمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
۳۴-۹
حوزههای تخصصی:
توحید و تثلیث دو مفهوم متضاد به هم وابسته هستند؛ به گونه ای که اثبات یکی از آنها، ابطال دیگری را به همراه خواهد داشت. تثلیث به معنای کثرت در الوهیت، که دلالت بر سه گانه بودن خداوند در عینِ اله واحد بودنِ خدا، عیسی و روح القدس دارد، از عقاید خاصه غالب مسیحیان به جز فرقه های خاص قرون اخیر از جمله فرقه «شاهدان یهوه» و گروهی از نواندیشان مسیحی می باشد. عادل تئودوخوری، کشیش لبنانی با رویکرد تأکید بر عقلانیت و در راستای رسیدن به گفتگوی صلح آمیز میان ادیان اسلام و مسیحیت، اقدام به تفسیر قرآن کریم کرده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ گویی به این مسئله است که این عالم مسیحی، چگونه تقابل بین توحید و تثلیث را در تفسیر آیات مربوطه، تحلیل کرده است. در این راستا با مدل تحلیلی، آیات مربوط به نهی از تثلیث و عدم فرزند داری خداوندبا تکیه بر توحید، در تفسیر عادل تئودورخوری به روش کتابخانه ای و با استفاده از منابع دسترس، مورد بررسی قرار گرفته و این نتیجه حاصل شده است که تئودورخوری با بررسی تفاسیر مسلمانان در آیات توحیدی و ابراز صریح در ایمان کامل خود به توحید خداوند، برهانی بر توحید الهی ارائه داده است. در عقیده تثلیث نیز او از دسته الهی دانان مسیحی است که آموزه مسیحیِ الوهیت عیسی علیه السلام را شرک دانسته و وی را مظهر تجلی خداوند می داند نه تجسد خدا. ضمن این که این نتیجه گیری وی، منافاتی با اعتقاد برگرفته مفسران اسلامی از جمله آیهالله طباطبایی و آیه الله جوادی آملی ندارد.
تفسیر عباد مکرَم در آیه: «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
۳۲-۹
حوزههای تخصصی:
مفسران بر این امر اتفاق نظر دارند که مخاطبان آیات 35 19 سوره انبیاء، مشرکان هستند و با این پیش فرض به تفسیر آیه: «وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون » پرداخته اند؛ با وجود این، در تعیین مصادیق عباد مکرم دارای اختلاف هستند؛ اغلب مفسران تنها ملائکه را مصداق این آیه می دانند، برخی نیز علاوه بر ملائکه، انسان های برگزیده الهی را در تفسیر «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون» ذکر کرده اند و مصادیق آن را ملائکه، عیسی(ع) و عزیر(ع) و یا ملائکه، عیسی(ع)، عزیر(ع) و اهل بیت(ع) دانسته اند. در این میان برخی از تفسیرپژوهان تنها انسان های برگزیده الهی را مراد از «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون» دانسته و مصادیق آن را: «انبیاء و اهل بیت(ع)»، «اهل بیت(ع)». این بررسی از جهت حل اختلاف مفسران و تبیین جایگاه اهل بیت(ع) در قرآن ضرورت دارد. در این پژوهش تلاش شده تا به شیوه توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی به بررسی دیدگاه مفسران پیرامون تعیین مصادیق «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون» پرداخته شود. در این راستا با بررسی سیاق آیات 35 19 این نتایج حاصل شد که اولاً آراء مفسران مبنی بر مصداق دانستن ملائکه در عبارت «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون » با سیاق آیات مذکور سازگار نیست. ثانیاً دیدگاهی که اهل بیت(ع) را تنها مصداق عبارت مورد بحث دانسته، رأی کاملی نیست. ثالثاً با توجه به وجود عبارت «هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی » در سیاق این آیات، انبیاء پیشین و اهل بیت(ع) دو مصداق بندگان مکرم خداوند هستند.