فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۸۱ تا ۶٬۳۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
62 - 83
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین موارد مشهود در روایات تفسیری ابن عباس -به عنوان یکی از مفسران مشهور صدر اسلام- ذکر فضائل اهل بیت (ع) به ویژه حضرت علی (ع) است. پژوهش حاضر که با رویکرد تطبیقی و روش توصیفی-تحلیلی و کتابخانه ای انجام گرفته با مبنا قراردادن اثبات جایگاه اهل بیت (ع) در بستر گفتار ابن عباس، به دنبال استخراج روایات وی دراین باره و گونه شناسی تطبیقی آن در منابع تفسیری فریقین بوده و به این نتیجه دست یافته است که غالب روایات فضائل منقول از وی در گونه های اسباب نزول، تأویل، تبیین مراد و ذکر صفات نمود می یابند. این روایات در اغلب منابع از طریق کلبی از ابی صالح از ابن عباس نقل شده است. فرات کوفی در شیعه و سیوطی در اهل سنت، بیش ترین روایت فضائل منقول از ابن عباس را آورده اند؛ اما برخی مفسران دیگر همچون طبری، شیخ طوسی و طبرسی علی رغم نقل میزان قابل توجهی از روایات وی در تفاسیر خود، تعداد بسیار محدودی را به ذکر فضائل اختصاص داده اند. روشن است که این امر بی تأثیر از نوع نگرش مفسر و گرایش های تفسیری وی نیست.
مطالعه نقش سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن بر میزان نشاط اجتماعی: فراتحلیل پژوهش های 1387 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
130 - 154
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی به پیوندهای اجتماعی و حمایت اجتماعی اطلاق می شود که باعث افزایش نشاط اجتماعی از طریق تقویت شبکه های همسایگی، صمیمانه، شبکه های مذهبی و حمایتی و تعلق اجتماعی می شود. جامعه ایرانی همچنان به دلیل بافت سنتی قومی، هنجارها و شیوهای قومی، اعیاد مذهبی، مناسک ملی جمعی، الگوهای بومی و همسایگی از نشاط اجتماعی مناسبی برخوردار است و دلیل آن وجود سرمایه اجتماعی است. هدف اصلی پژوهش مطالعه سرمایه اجتماعی در میزان نشاط اجتماعی در ایران است. روش اصلی تحقیق از نوع فراتحلیل کمّی، جامعه آماری 88 و تعداد 47 حجم نمونه به روش تعمدی غیراحتمالی در بازه زمانی 1387 1401 انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که سرمایه اجتماعی بر میزان نشاط اجتماعی تأثیری معناداری داشته و اندازه اثر کلی آن برابر با 21 درصد است. همچنین بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی ازجمله مشارکت اجتماعی (341/0)، احساس تعلق اجتماعی (341/0)، اعتماد اجتماعی (401/0)، تعلق مذهبی (382/0) و انسجام اجتماعی (451/0) با نشاط اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.
التحليل النقدي للخطاب في "ثلاثية الوسية" لخليل حسن خليل علي ضوء نظريّة توين فان دايك(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ التحلیل النقدیّ للخطاب کضرب من ضروب تحلیل الخطاب یتخذ موقفا ناقدا من الکیفیه أو الطریقه التی تستعمل بها اللغه. ویتّجه إلی تحلیل سائر الأنماط الخطابیه بهدف الوقوف علی الأیدیولوجیا والقیم الکامنه فی تلک الخطابات. إنّ روایات خلیل حسن خلیل ترصد أحوال المجتمع المصری الذی یسیطر علیه الإقطاعیون الإنجلیز بما فرضوه علی الفلاحین من عبودیه. والتحلیل النقدیّ للخطاب، کما وضّحه فان دایک، یدرس اعتداءات السلطه الاجتماعیه المهیمنه ویکشف عدم المساواه الاجتماعیه، ویعدّ نموذج فان دایک معیارا مناسبا لمعالجه قضایا هذه الروایات. حاولت هذه الدراسه تبیین أیدیولوجیا أو أیدیولوجیات الروائی خلیل حسن خلیل بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی ونظریّه تحلیل الخطاب النقدیّ لفان دایک، ووصل البحث إلی أنّ الخطاب فی "ثلاثیه الوسیه" نجح فی تقدیم الصوره الإیجابیه لأفراد مجموعه الداخل أی العاملین والفلاحین وتقدیم الصوره السلبیه لأفراد مجموعه الخارج أی الرأسمالیین والمستعمرین ویتّفق مع "المربع الأیدیولوجی" لفان دایک. ولتحقیق هذا الهدف، وظّف الروائی عده إستراتیجیات وتقنیات، مثل وصف الفاعل الاجتماعی، وإیجاد الفاصله، والتعریض، والتضخیم، ولعبه الأرقام، والاستعاره وغیرها من الاستراتیجیات.
ارزیابی علمی طبیعت گرایی هستی شناختی با تکیه بر ذات گرایی برایان الیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از منظر طبیعت گرایی هستی شناختی، وجود علت فراطبیعی برای جهان، در تقابل با علم است و اساساً جهان از چنین علتی بی نیاز است. ازنظرِ طبیعت گراییِ روش شناختی نیز علم و روش آن موفق ترین راهبرد و روش برای فهم ساختار جهان و روابط علّی حاکم بر آن است. با نگاه به موضوع از منظر فلسفه نظری که متعلقی جز جهان خارج ندارد، در می یابیم که علم در حیطه روشی خود سهمی محدود در تبیین طبیعیت دارد و اگر یافته های تجربیِ برآمده از آن در تعامل با مبانی متافیزیکی علم نباشد، نمی تواند نظریات قاطعی در تبیین جهان ارائه دهد و در عرصه هستی شناختی نیز تهی است. به نظر می رسد با درنظرگرفتن پیوند علم و متافیزیک می توان در راستای دفاع از خداباوری –به مثابه عنصر مکمل تبیین نظام هستی- از الهیات فلسفی بهره جُست و ورود علم به حیطه هستی شناسی را امری غیرعلمی و مغالطه آمیز دانست. «الیس» با نظر بر ذات گرایی در علم بر این باورِ واقع بینانه است که موجودات به جای اینکه بی خاصیت باشند، قوا و استعداد هایی دارند که ذات و خواص ذاتی آن ها را تشکیل می دهند و سرشت آن ها را فعال و پرخاصیت می سازند. از این ره آورد روشن می شود که طبیعت گرایی به مثابه روشی در فهم طبیعت مادی، ارزشمند است، بدون اینکه با علت ماورائی در تقابل باشد. طبیعت گراییِ روش شناختی، تلازمی با طبیعت گراییِ هستی شناختی ندارد و آنچه این دو را به هم نزدیک می کند مبانی متافیزیکی علم است که به تنهایی در الهیات و تبیین هستی شناختی طبیعت راه گشاست. در مجموع، ذات گرایی جدید با برقراری تلازم بین خواص ذاتی و هستی اشیا، بنیانی عینی و واقعی بر اثبات مبانی متافیزیکی علم بنا می کند تا الهیات نیز از آن راهی در خداباوری بگشاید.
کاربست استعاره دایره در ترسیم نظام هستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
169 - 189
حوزههای تخصصی:
ازجمله مهم ترین موضوعات و بلکه منحصربه فردترین مسائل، «توجیه و تبیین» و «اثبات و تثبیت» آموزه های مرتبط با مبدأ و معاد در هستی شناسیِ فلسفه اسلامی است. بیان های گونا گون، تلاش حِکمی را در تصویرسازی مبدأ و معاد در حکمت اسلامی به خود اختصاص داده است؛ از همه رایج تر در متون فلسفی، استفاده از کلان استعاره دایره و به تبع آن، خُرداستعاره های مرتبط جهتی و حرکتی همانند قوس و صعود و نزول است، البته استعاره نه به عنوان آرایه ای ادبی؛ بلکه به عنوان ابزاری برای ایضاح به هنجار و ایفای مقاصد دور از حس و دشوار فلسفی با کمکِ متناظردانستنِ دو قلمروِ مبدأ و مقصد. در دوره معاصر، این گونه استفاده از استعاره را استعاره مفهومی نامیده و آن را از موضوعات کلیدی علم زبان شناسیِ شناختی به شمار آورده و مؤثر و مطلوب برای معرفت زایی دانسته اند. نخستین بار در حکمت اسلامی، محقق داماد به این استعاره و توجیه کاربستِ آگاهانه آن توجه نشان داد و حکمای متعالی بیشترین تصویرسازی و توجیه و تبیین و ارائه مقاصد فلسفی را براساس آن به کار بسته اند. هدف این نوشتار، بخشی از این تلاش برای بیان محتوایی این استعاره است.
دلایل هنجاری پایه بنیادگذار و تبیین کننده وضعیت تکلیف اخلاقی انتخاب ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه اخلاق هنجاری به ارزیابی اخلاقی انتخاب ها می پردازد تا انتخاب هایی که «باید» انجام دهیم قابل تشخیص شوند. مطابق دیدگاه دلیل بنیاد در نظریات هنجاری، امور واقع درباره دلایلْ بنیادگذار و تبیین کننده امور واقع درباره آنچه «باید» انجام دهیم است. در این مقاله نشان داده می شود که از این منظر، وضعیت تکلیف اخلاقی یک انتخاب -که به زعم ما اشتقاقی از وضعیت تکلیف هنجاری آن انتخاب است- بر اساس آنچه مُدل پایه اصلاح شده می خوانیم تعیین پذیر است. مُدل پایه از خروجی وزن کردن مقادیر وزنی دلایل هنجاری پایه در یک موقعیت بهره می گیرد تا وضعیت های تکلیفی واجب، ممنوع و جایز را از هم متمایز سازد. در دفاع از فرضیات فوق، اشکال هایی وارد می شود که به آنها می پردازیم. این اشکالات شامل کُل گرایی پروتنتو، یگانه گرایی درباره منابع هنجاری، کثرت گرایی هنجاری، کُل گرایی در خصوص ترکیب پذیری و اشکال اختیارات می شود. پس از ارزیابی این اشکالات به هر یک پاسخ داده خواهد شد. در صورتی که استدلال های ما صحیح باشد، می توان به این نتیجه رسید که فرضیات مطرح شده قابل دفاع اند.
تحلیل دینی فلسفی «نفخ روح» در انسان از دیدگاه استاد جوادی آملی و علامه جعفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
47 - 67
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که شناخت آن در حوزه انسان شناسی و معاد تأثیر اساسی دارد، نفس (روح) می باشد که با تعابیر گوناگون، در چند آیه از قرآن کریم، بیان شده است. یکی از این تعابیر، در آیه «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» آمده است. درباره مفاد و نکات عمیق فلسفی دینی مندرج در این آیه شریفه، اندیشمندان مسلمان تاکنون تحلیل ها و تفسیرهای متعددی ارائه کرده اند. مقاله حاضر در صدد بررسی دیدگاه علامه جوادی آملی و علامه جعفری پیرامون آیه شریفه «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» می باشد. بدین منظور با روش توصیفی - تحلیلی، به تحلیل ماهیت نفخ روح، مرجع ضمیر «فیه»، چرایی اضافه روح به خداوند در عبارت «روحی» و نسبت میان حیات با روح قرآنی پرداخته و دیدگاه دو اندیشمند مورد نظر در این موارد بررسی و مقایسه شده است. تحقیق پیش رو، در نهایت نشان می دهد این دو دیدگاه به لحاظ محتوایی، درباره مرجع ضمیر «فیه» و حقیقت نفخ و حیات قرابت داشته اما در خصوص مبدأ خلقت (نظریه تکامل) و چرایی تحلیل اضافه روح به خداوند (روحی) متفاوت هستند.
تمایزشناسی بنیادین علامه جعفری و یاسپرس در رویکرد به موقعیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
89 - 112
حوزههای تخصصی:
موقعیت مرزی انگاره ای است که اندیشه و تأمّل درباره آن، در میان فیلسوفانی که دغدغه انسان و ماهیت انسان را دارند، به شکل جدی مطرح است؛ اگرچه اصل آن نه برای فیلسوفان بلکه برای همگان جالب و پرجاذبه است. در میان فیلسوفان غرب، متفکران اگزیستانسیالیسم در آرا و اندیشه هایشان دغدغه وجود اصیل و واقعی انسان را بیشتر نمایان ساختند. به باور اینان فردیت آدمی و احوالات او، بیش از همه حاصل احوال انضمامی و گزارش ها و دریافت های حضوری انسان است. چنان که توجه یاسپرس به موقعیت های مرزی با شرایط بیماری و خانوادگی که خود گزارش می دهد، تناسب دارد. از این رو یاسپرس نخستین بار برای دستیابی به خود واقعی موقعیت های مرزی را مفهوم سازی کرد. چرا که انسان با قرار گرفتن در یک موقعیت تشویش در می یابد شناختی که از خویش داشته، چندان قابل اطمینان نیست. نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که این امر از منظر اندیشه اسلامی مبتنی بر خوانش علامه جعفری قابل قبول نیست. پرسش اصلی تحقیق آن است که آیا دستیابی به خود حقیقی و عالی انسان، آن گونه که یاسپرس بدان باور دارد، لزوماً در گرو قرار گرفتن چنین موقعیت هایی است؟ شناخت دقیق و ارزیابی منصفانه از حدود مرزی در اندیشه یاسپرس درگرو شناخت ماهیت و مولفه های آن است. این پژوهه با روش توصیفی - تبیینی و به تحلیل و ارزیابی این دیدگاه از نظرگاه علامه جعفری می پردازد.
خطاناپذیری علم حضوری و چالش پدیده عضو خیالی (بررسی و پاسخ)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
191-210
حوزههای تخصصی:
در نظام مبناگرایی برخی فیلسوفان مسلمان، علم حضوری زیربنای سایر معرفت هاست. ازجمله ویژگی های مهم این معرفت پایه، خطاناپذیری آن است که البته اشکالات متعددی به آن وارد شده است. در این مقاله یکی از این اشکالات، به نام «پدیده ی عضو خیالی» بررسی شده است. طبق این اشکال، گاهی مدرِک در برخی اعضای خود احساس درد می کند، درحالی که فاقد آن عضو است. بنابراین مدرک واجد احساسی غیرواقع نما شده است و چون محسوسات از جهتی مصداق علم حضوری هستند، می توان چنین نتیجه گرفت که علم حضوری خطاپذیر است. برای پاسخ به این اشکال تبیین دو مقدمه ضروری است، اولاً وجود ادراک حسی، مغایر با وجود متعلق مادی آن است. ثانیاً این احساس مشتمل بر احساسات متعددی است که از طریق قوای حسی متعدد برای مدرک حاصل شده است. با لحاظ این دو نکته، خطا در پدیده عضو خیالی از دو جهت واقع می شود: اول، جایی که وجود ادراک حسی از حیث حکایی اش اعتبار می شود و این اعتبار نیز اعتبار عقل است، نه حس. دوم، جایی که عقل درباره روابط بین این احساسات حکمی صادر می کند. اگر محسوس ظاهری صرفاً از حیث حضوری بودن و بدون دخالت و اعتبارات عقل دیده شود، خطاناپذیر است.
تحلیل کنش های گفتار ادعیه پیامبران در قرآن کریم براساس نظریه جان سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دعا و نیایش یکی از والاترین معارفی دینی است که نقش پُراهمیتی در تربیت معنوی و شکوفایی روح آدمی دارد. انسان با دعا، نیازمندی، فقر و نهایت بندگی، خود را در مقابل خدا اظهار می کند. ادعیه پیامبران در قرآن کریم ازجمله گفتمان هایی است که در حوزه پراگماتیک و کاربری زبان از تأثیرگذاری، انسجام و ساختار هدفمندی برخوردار است و معانی کاربردشناختی پیچیده ای را محقق می سازد. پژوهش حاضر می کوشد با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه کنش گفتار سرل، چگونگی کاربری زبان در این ادعیه و کارکرد کنش های موجود در آنها را بررسی کند. از دستاوردهای پژوهش این است که زبان کاربری شده در آیات، زبان پراگماتیکی است؛ به این معنا که کلمات و جملات صرفاً جنبه تولیدی و توصیفی ندارند؛ بلکه به دنبال اجرای کنش و تغییر جهان خارج، به سود کاربر آنهاست. ادعیه پیامبران در قرآن براساس الگوی جان سرل، بر سه کنش استوارند که بر حسب بسامد عبارت اند از ترغیبی که عموماً با اسلوب امری به شکل کنش غیرمستقیم، با نیروی در گفته التماس، رخصت کاربری شده است؛ در این کنش، شاخصه قدرت و سلطه نقش اساسی در اجرای کنش دارد. کنش اظهاری که کاربری آن در هر دو نوع کنش گفتار مستقیم و غیرمستقیم و نیروی در گفته آن اقرار و تبیین است. کنش عاطفی که غالباً به شکل کنش گفتار مستقیم کاربری شده است و نیروی در گفته ندامت و پیشمانی را شامل می شود. از این سه کنش پر کاربرد در ادعیه، ترغیبی و اظهاری جنبه مصلحت خواهی عمومی و عاطفی جنبه شخصی و تخلیه روانی دعاکننده را دارد.
ویژگی های رتوریکی در استدلال های قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رتوریک، خطابه اثرگذار و اقناعی است که گرچه پیدایش آن به یونان باستان برمی گردد، در حیات عرب جاهلی - به ویژه در امور صلح آمیز - ردپای آن، فراوان دیده می شود. از آنجا که قرآن در چنین فرهنگی ظهور کرده و از ساختار خطابه ای برخوردار است، بررسی میزان بهره برداری قرآن از بیان رتوریکی ضرورت دارد. در این تحقیق با بررسی آیات قرآن کریم در حوزه های مشتمل بر استدلال و احصا و دسته بندی آنها به شیوه استقرایی، مشخص می شود استدلال های قرآن، فراتر از شیوه های مرسوم به ویژه در فلسفه، مبتنی بر ویژگی هایی است که می تواند علاوه بر جنبه عقلانی، ابعاد دیگری از ادراکات انسانی مانند تأمل در مشاهدات روزمره، احساسات، درک وجدانی و تصویرسازی ذهنی را نیز درگیر سازد و از رهگذر آن، تأثیر همه جانبه و عمیق تری بر مخاطب خود بر جای گذارد. این خصوصیات ویژگی های رتوریکی در شیوه استدلال قرآن کریم است.
فرشتگان حافظ اعمال در سوره قاف: بازخوانی آیات با تاکید بر انسجام متن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
55 - 71
حوزههای تخصصی:
در آیات 29-16 سوره قاف عباراتی در مورد وسوسه انسان و احاطه علم خداوند به احوال انسان در دنیا و آخرت ذکر شده که زمینه ساز برخی اختلاف نظرات تفسیری شده است. به نظر می رسد که پیش فرض هایی که به خاطر روایات متعددی که در شرح این آیات و دو فرشته موکل وجود دارد، برخی مفسران و مترجمان را دچار سوءبرداشت در فهم آیات کرده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که آیا آیات سوره قاف در کتب تفسیری به نحو جامعی تبیین شده است؟ روش این مقاله، تحلیلی انتقادی با رویکرد انسجام متن است. بنابراین با مشخص نمودن نقاط اختلاف نظر و بررسی اقوال مختلف و تأکید بر انسجام آیات، تبیینی سازوار از این آیات ارائه می گردد. بر اساس یافته های پژوهش، باید گفت بر خلاف قول مشهور، منظور از واژه متلقیان در سوره قاف، دو فرشته کاتب حسنات و سیئات نبوده بلکه مراد دو جنبه الهی و نفسانی انسان است که در حال تخاصم در حالت حدیث نفس هستند و این تخاصم در روز قیامت با همان ابعاد به شکل دیگری ظهور پیدا می کند. به این ترتیب باید گفت که این بخش از سوره قاف، تصویری منسجم از جنبه دنیوی و اخروی وسوسه درونی انسان و آگاهی خداوند متعال به جزئیات آن، ارائه می دهد.
نظام تعلیم و تربیت حکمت بنیاد در مسیر تربیت انسان تراز مهدویت در هندسه نظم نوین جهانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
39 - 74
حوزههای تخصصی:
نظم موجود جهانی، ریشه در تحولات مهم ترین پیشران آن؛ علم و فناوری دارد که با غایت تبدیل انسان به «خدا _ انسان»، پویایی مدنظر خود را سامان دهی می کند و انسان آرمانی غربی را به واقعیت می رساند. نظام تعلیم و تربیت فعلی حاکم، با تربیت انسان سلطه پذیر، شأن عبودیت انسان را به خودبسندگی وهمی فرو می کاهد که سرانجام آن، ناکجاآبادی ازهم گسیخته و سرسام آور است. انسان آرمانی ازمنظر دین مبین اسلام، حاصل نظام تزکیه، تعلیم و تربیت متناسب، «انسان حکیم» در تراز مهدویت است و در آخرین خطبه ماندگار نهج البلاغه شریف از امام علی؟ع؟ با تبیین امام زمان؟عج؟، ظهور بنیادین یافته است. در تحقق انسان و گروه های انسانی حکیم از نگاه تحلیل کلان، مؤلفه های سه گانه«فرد _ جمع، ظاهر _ باطن و نظر _ عمل» با تأکید بر یکپارچگی«نظر _ عمل» و راهبری متناسب به اتحاد و قوام می رسد. از منظر ترکیبی، منطق ربوبیت به عنوان منطق وصل، در برابر منطق فصل نظام سلطه جهانی، خود را در شبکه کانون ها متجلی می کند. این منطق جدید، با مراتب نفس، مراتب خلیفگی، مراتب اراده و مراتب ربوبیت، به سوی بساطت میل می کند و عبودیت حق را برای انسان به کمال می رساند. منظومگی ربوبیت تبیین شده، با یکپارچگی خانه، مدرسه، مسجد(مراکز حکمت بنیان) و دانشگاه(شبکه مراکز حکمت بنیان) معین می شود که در کانون آن، دانشگاه حکمت بنیان قرار دارد که غایت آن، منظومه حکمت بنیاد و انسان تراز مهدویت در نظم نوین جهانی است. در این مقاله با رویکردی بنیادین و روشی تحلیلی _ اجتهادی، نظام تعلیم و تربیت حکمت بنیاد را در مسیر تربیت انسان تراز مهدویت در هندسه نظم نوین جهانی معرفی می کند.
انسان ایدئال از منظر ملاصدرا و جایگاه آن در علوم انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
30 - 50
حوزههای تخصصی:
از مجموع سخنان ملاصدرا چنین استنباط می شود که در تقسیم اولیه، انسان دارای دو بخش متدانی و متعالی است و با تقسیم ثانویه هر کدام به انواع دیگری قابل انشعاب است. بالاترین مرتبه انسان متعالی، انسان الهی است و در رأس این سلسله، انسان کامل و معصوم قرار دارد. از سوی دیگر بسیاری از اندیشمندان موضوع علوم انسانی را کنش های انسان دانسته اند. موضوع علوم انسانی موجود، انسان ایدئال و متعالی نیست؛ بلکه موضوع آن انسان های عادی و معمولی است. سؤال این است که کنش های انسان ایدئال چه نقشی در علوم انسانی دارد؟ آیا بررسی کنش های او می تواند از حیث روش شناختی کارگشا باشد؟ ادعای نگارنده این است که برای رسیدن به علوم انسانی مطلوب، از حیث روش شناختی، تیپ شخصیتی انسان ایدئال نیز که آرمانی است، باید مورد مطالعه قرار گیرد. این امر اقتضائات فراوانی در حوزه غایت، قدرت پیش بینی و روش شناسی علوم انسانی دارد که با توجه به این لوازم مطلوب و ارزشمند، ضرورت چنین پیشنهادی قابل استنتاج است؛ چراکه در این صورت، مفاهیم علوم انسانی، توصیف و تبیین کنش های انسان دچار تغییرات اساسی می شود. برای دست یابی به چنین لوازمی داده هایی از سخنان ملاصدرا با روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت.
نقش اندیشه های دریدا و تأثیر آن در رهیافت الهیاتی کاپوتو؛ بررسی تحلیلی و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت کلامی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
234 - 215
حوزههای تخصصی:
جان دی. کاپوتو، یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان دین قاره ای معاصر است. وی پس از طرح «اندیشه مرگ خدا» و افول دین در دوره مدرن، امکانِ «بازگشت دین» را از رهگذر فلسفه ساخت شکنانه و به شیوه ای پسامتافیزیکی، در دوران پست مدرن بررسی می کند. جالب آنکه موضوع بازگشت دین، امروزه حتی با استقبال برخی متفکران سکولار نیز مواجه شده است. کاپوتو در نیل به هدف خویش از اندیشه های فلسفی دریدا بسیار بهره می برد. تحقیق پیش رو با روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی تحلیلی، به مؤلفه های محوری اندیشه های دریدا که تأثیری عمیق بر رهیافت الهیاتی کاپوتو بر جای گذاشته اند همچون «ساختارشکنی»، «نفی متافیزیک حضور»، «رویداد» و «دین بدون دین» می پردازد. درنهایت، بررسی انتقادی فلسفه ساخت شکنانه و الهیات مبتنی بر آن، نشان می دهد که این نگرش با چالش های متعددی؛ از جمله «نسبی گرایی»، «مفسرمحوری افراطی»، «ایمان گرایی» و «ناواقع گرایی دینی» مواجه است.
نقد مقاله «دستان ابولهب و غزال کعبه» اثر اُری روبین
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم عبارات گوناگونی جهت عتاب دشمنان اسلام به کار رفته است اما شدیدترینِ این سرزنش ها از جهت نام بردن شخص مورد عتاب و تعبیر منحصر به فرد در سرتاسر این کلام الهی، در سوره تبت آمده است تا جایی که مورد توجه برخی مستشرقان قرار گرفته و عبارت ابتدای سوره را اشاره به ماجرایی دانسته اند که بنا به مصلحت مورد غفلت مفسران مسلمان قرار گرفته است. این پژوهش به منظور تبیین آیه «تبت یدا أبی لهب و تبّ» ، مقاله «دستان ابولهب و غزال کعبه» تألیف أری روبین را با استفاده از شیوه کتابخانه ای بررسی می کند. روبین این آیه را با سرقت غزال کعبه توسط ابولهب مرتبط می داند. این در حالی است که با فرض صحت این ماجرا، نمی توان آیه مورد بحث را به آن ارجاع داد، زیرا حکم لازم الاجرایی را برای ابولهب مطرح می کند (قطع دستان) که در واقع اجرا نمی شود و این به نوعی وهن حکم اسلام است. علاوه بر این با توجه به این که قدیمی ترین منبع این داستان شعر حسان بن ثابت است که آن را خطاب به حارث بن عمر سروده نه حارث بن عبدالمطلب، اصل ارتباط این آیه با سرقت غزال کعبه نفی می گردد.
بررسی ابعاد رابطه زمان و حرکت بر اساس نظریات ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
85 - 106
حوزههای تخصصی:
زمان کمیّتی برای اندازه گیری حرکت است و حرکت عبارتست از خروج مستمر شى ء از قوه به فعل؛ که خود به دو قسم توسطیّه و قطعیّه تقسیم میشود. حرکت قطعیّه همانند زمان، غیرقار بوده و قابلیت انطباق بر زمان را دارد. ابن سینا و ملاصدرا درمورد زمان و حرکت، در بسیاری موارد اشتراک نظر دارند. از نظر هر دو، ارتباط میان زمان و حرکت ارتباطی دوسویه است. زمان، از یک طرف، بلحاظ وجودی وابسته به حرکت است و از طرف دیگر، حرکت را دارای مقدار میکند. با وجود این، تحلیلهای نهایی آنها درمورد حقیقت زمان با هم متفاوت است. ابن سینا زمان را از مقوله کمّ بحساب آورده و قائل به تعدد زمان بر اساس تعدد حرکات نیست. او منشأ زمان را حرکت دوری فلک میداند و آن را معیاری برای سنجش سایر حرکات در نظر میگیرد. اما از نظر ملاصدرا، زمان عرض تحلیلی حرکت است؛ به این معنا که زمان و حرکت بلحاظ وجودی با هم اتحاد دارند اما بلحاظ چیستی، متفاوتند و در ذهن، زمان عارض بر حرکت میشود. ملاصدرا بر مبنای روش خاص خود، تحلیلی نو از زمان و حرکت و رابطه بین آنها ارائه داده است. از نظر وی، حرکت و زمان از امور وجودیند و از معقولات ثانیه فلسفی بشمار میروند. او معتقد است در جهان خارج، زمان عارض بر حرکت نیست، بلکه زمان و حرکت از شئون متحرکی واحدند. ملاصدرا برای هر حرکت، زمانی قائل است؛ گرچه زمان عامی را که در طبیعت رخ میدهد، به حرکت جوهری فلک نسبت میدهد. تفاوت نتیجه گیریهای دو فیلسوف، ناشی از تفاوت نگاه آنها به زمان و حرکت و رابطه میان این دو است که در این تحقیق بررسی شده اند.
بررسی وضعیت حقوقی تسلیحات الکترومغناطیسی در پرتو فقه و حقوق بشردوستانه بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
149 - 162
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های اساسی حقوق جنگ، تسلیحات جدیدی مانند سلاح های الکترومغناطیسی است که با سرعت نور عمل می کنند، کشنده بوده و افراد را در حد شکنجه آزار دهند. هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که وضعیت حقوقی تسلیحات الکترومغناطیسی در پرتو فقه و حقوق بشردوستانه بین المللی چگونه است؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. نتایج بر این امر دلالت دارد که در حقوق بشردوستانه، اصل تفکیک غیرنظامیان از نظامیان, اصل تناسب در استفاده از سلاح ها، اصل منع رنج بیهوه و اصل عدم تخریب محیط زیست حکم فرماست و در استفاده از هرگونه از تسلیحات لازم است اصول مورد اشاره رعایت شود. در فقه نیز بر رعایت اصول حقوق بشردوستانه در جنگ ها تأکید شده است. به عنوان دستاورد مقاله باید گفت که قواعد ویژه ای درخصوص استفاده از تسلیحات الکترومغناطیس وضع نشده است، اما از منظر فقه و حقوق بشردوستانه بین المللی استفاده از تسلیحات الکترومغناطیسی تابع رعایت اصول حقوق بشردوستانه است که به عنوان قواعده آمره در حقوق جنگ پذیرفته شده است.
الزام های تحقق فرایند امت گرایی از دیدگاه امام عسکری (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۹)
61 - 88
حوزههای تخصصی:
زمامداری در اندیشه اسلامی، مبتنی بر کلان نظریه «امت» پی ریزی شده و افق حاکمیت را در جوامع اسلامی مشخص نموده است. ازاین رو، موضوع امت و امت گرایی، همواره به شکل ویژه در سیره رسول خدا9و ائمه مدّ نظر بوده است. پژوهش حاضر، برای پاسخ به این پرسش سامان یافته است که الزام های تحقق فرایند امت گرایی از دیدگاه امام عسکری کدام اند؟مقاله پیش رو، با روش وصفی تحلیلی به بررسی الزام های تحقق امت گرایی به عنوان اندیشه محوری و اصلی ثابت در تعامل با جریان های مختلف از دیدگاه آن حضرت می پردازد. یافته های پژوهش، نشانگر آن است که مؤلفه های ضروری تحقق فرایند هویت بخش امت گرایی در سیره آن حضرت، دربردارنده «همزیستی مسالمت آمیز توأم با محبت و مدارا»، «عدم واگرایی آشکار با خلفا»، «ایجاد همبستگی و گفتمان درونی مسلمانان بر اساس اصول مشترک اسلامی»، «تحریم بدعت گذاران»، «نفی خشونت گرایی» و «برائت از غالیان» به رهبری امامت الهی می باشد. تأکید حضرت به عنوان رهبر دینی بر موضوع امت گرایی به صورت نظری و عملی، می تواند به عنوان الگویی راهبردی در ایجاد امت واحده در موقعیت کنونی جهان اسلام مورد توجه قرار گیرد.
نگاهی نو به مفهوم توبه در تصوّف اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
25 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه توبه از نظرگاه تصوّف اسلامی به عنوان یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین آموزه های عرفان و تصوّف است که در تمامی سلسله ها و طریقه های عرفانی، سلوک الی الله با آن آغازمی شود. در این پژوهش که به روش اسنادی صورت گرفته است، ابتدا مفهوم توبه در متون نثر عرفانی مطالعه شد و سپس گزاره های حاوی واژه توبه استخراج و تحلیل شدند. توبه گرچه در نظر مفسّران قرآن و علمای دینی از اهمّیّت ویژه ای برخوردار است، اما عارفان نیز توجه ویژه و خاصّی به آن داشته اند. از سوی دیگر با توجه به دو دسته صفات الهی (صفات جلال و جمال) می توان به دو نوع مشرب عرفانی قائل بود: تصوّف عابدانه که حاصل برخورد عارف با صفات جلالی حقّ است و عرفان عاشقانه که بیشتر با صفات جمال الهی سروکار دارد. هرکدام از این دو نگاه عرفانی تعاریف و تفاسیر مختلفی در باب توبه ارائه کرده اند. گریه، خوف از عذاب خداوند و فراموش نکردن گناه تا آخر عمر نمودهای توبه در تصوّف عابدانه است. نتایج نشان می دهد در این متون، با شقّ سومی از توبه مواجهیم که اگرچه نمودی از توبه عاشقانه به نظرمی رسد، آن را باید در مرتبه ای بالاتر از توبه زاهدانه و عاشقانه تصویرکرد. در این نگرش، با تعریف جدیدی از توبه مواجه هستیم که در سخنان بزرگانی چون رابعه عَدَویّه، ابوالحسن نوری و احمد بن رُوَیم بیان شده است که همان توبه از اثبات وجود خود در برابر وجود مطلق الهی است. تا این توبه صورت نگیرد، تمام انواع توبه نه تنها بی اثر است بلکه خود می تواند حجاب معرفتی برای سالک شود.