فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۶۱ تا ۶٬۲۸۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو درباره حدوث نفس انسانی است؛ آیا نفس انسانی قدیم است یا حادث؟ آیا حادث روحانی است یا جسمانی؟ آراء پیرامون آن، متفاوت و گهگاه متضاد است و دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا از سوی طرفداران دو مکتب سینوی و صدرائی مجادلات دراز دامنی را برانگیخته است. ابن سینا که تحقیقات گسترده او در علم النفس و بویژه نفس انسانی تاکنون بدون رقیب است مدّعی حدوث روحانی نفس و ملاصدرا که بعد از ابن سینا در بین فیلسوفان مسلمان، بیشترین اهتمام را به مسأله نفس دارد، حدوث نفس را جسمانی می داند؛ سزاوار توجه است که باور به جاودانگی و مفاهیم الهیاتی مرتبط با آن، پیش از تعیین تکلیف در خصوص جسمانیت یا روحانیت نفس انسانی، تلاشی همراه با کاستی است، چراکه تأثیرپذیری نتایج از مبادی، امری گریزناپذیر است؛ عدم رهیافت به پاسخی قطعی در موضوع حاضر، پژوهشگر را در ترسیم چگونگی ارتباط نفس با بدن، فساد یا خلود نفس و در نهایت تصور درست معنای زندگی دچار پرسشهای فراوان و بن بست های فلسفی خواهد نمود؛ پژوهش کوشیده است با ارائه دلائل دو دیدگاه و نقد و بررسی، بیان نماید کدامیک از دو نظریه همخوانی بیشتری با مبانی عقلی دارد و آنچه این پژوهش را متفاوت از تحقیقات پیشین می سازد این است که بر اساس ارزیابی و تحلیل و به روش عقلی در پی یافتن پاسخ این پرسش اساسی است که آیا چنان که در نگاه نخست برداشت میشود این دو نظریه، تقابل جدّی با هم دارند یا اینکه نگره صدرائی را می توان در راستای دیدگاه ابن سینا ارزیابی نمود.
مبانی انسان شناختی شکل گیری و حجیّت سیره عقلاء(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۴
99 - 130
حوزههای تخصصی:
موضوع اصل تحقیق حاضر بررسی تاثیر مبانی مختلف انسان شناسی در تحلیل چگونگی شکل گیری و حجیت سیره عقلاء است. روش به کار رفته در پژوهش حاضر رویکرد تحلیلی غیرانتقادی است. ضرورت تحقیق از آن جهت است پژوهش های پیشین به تحلیل مبانی انسان شناختی سیره عقلاء نپرداخته اند . نتایج برآمده از تحقیق حاضر عبارت است از: حجیت سیره عقلاء از منظر رویکرد تطورگرایی به گونه ای است که نه نیازمند به تایید از سوی شارع است و نه اتصالش به زمان معصوم علیه السلام در آن شرط است بلکه سیره مستحده نیز حجت است برخلاف سیره عقلاء از منظر اشاعه گرایی که حجیت سیره منوط به تایید و امضای شارع است. کما اینکه در ساختارگرایی با هر دو نتیجه مخالفت صورت گرفته و سیره حجت فطری قلمداد می شود و نیازی به تایید شارع ندارد. انسان شناسی دینی با تکیه بر ساحت عقلی انسان به ویژه تمسک به دو اصل اصاله تعمیم الفهم و العمل و اصاله التعلیم (رابطه عقل با نبوت) و با بهره گیری از ساحت فطرت انسان و همچنین چندساحتی دانستن انسان و تاکید بر کرامت اکتسابی اجتماعی انسان در تحلیل نحوه شکل گیری سیره عقلاء یاری رسان است. همچین با توجه به ساحت عقلی انسان به ویژه تکیه بر دو اصل وصول به واقع و اصل انسجام فکری و عملی و با بهره گیری از مسئولیت اجتماعی انسان بر حجیت سیره در صورت عدم مخالفت پافشاری می کند همانطور که از اصل هدایت پذیری (نیازمندی به هدایت) در اثبات حجیت استفاده می کند.
خوانش همایندهای علّی شادی ممدوح و مفهوم شناسی آن در آیات و روایات؛ مطالعه موردی واژه های ضحک، داعب، فرح، سرور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن، معجزه جاودان اسلام ابعاد گوناگونی از اعجاز بیانی را دارا است. هدف از تحقیق حاضر طرح و توصیف مفهوم با هم آیی شادی در قرآن کریم و روایات و توجه به نقش ترکیبات هم آیند در مسائل کاربردی است. شادی در قرآن و احادیث، به دو بخش ممدوح و مذموم تقسیم می شود. شادی ممدوح شادی توأم با اهداف الهی و انسانی بوده که انسان در آن از نظر روحی، سبک بال شده و از شرایطی که در آن قرار گرفته است رضایت، کسب می کند؛ حال سؤال این است واژه های دال بر شادی ممدوح در قرآن به لحاظ مفهوم شناسی چه معنا، وابعاد و ویژگیهایی دارد؛ پژوهش حاضر به بررسی تحلیلی- توصیفی همایندهای علّی شادی ممدوح و مفهوم شناسی آن در آیات و روایات می پردازد. از این رو، در مقاله حاضر، در حوزه نظری مروری بر آرا زبان شناسی فرث، پالمر، در حوزه زبان شناسی کاربردی، داشته و در ادامه به تحلیل و توصیف مفهومی این پدیده زبانی در واژه های دال بر مفهوم شادی، می پردازد. نتایج بیانگر این است که یقین و رضامندی، نقطه اتّکای مطمئن، خوش رویی و محبت و دوری از شادی های ناپایدار، از جمله همایندهای علّی مرتبط با شادی ممدوح است. هفده واژه متناظر با مفهوم شادی در قرآن و روایات بکار رفته، که برخی جزء واژگان مشترکی بوده که هر دو مفهوم شادی ممدوح و مذموم را مد نظر داشته است. یکایک این واژگان دارای افتراق و تمایزهایی است که موجب امتیاز به کارگیری هر یک در موقعیت خاص و معین می شود.
The Gradation and Unity of Existence and its Impact on Human Worldview from the Perspective of Revelational and Rational Arguments(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۱, Issue ۳۷, Winter ۲۰۲۴
25 - 47
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: There are two main theories about the reality of existence discussed in Islamic philosophy and mysticism, namely the Gradation of Existence and the Unity of Existence. This dispute has very important implications for the human worldview. This study is aimed to answer the following basic questions: Which of these theories is correct? Is there textual evidence from verses and narrations to support one of them? What are the implications of these theories? METHOD & FINDING: The study is based on the descriptive analytical method of analyzing available data in the library. This article compares two important schools of thought about a specific issue. CONCLUSION: The Gradation and Unity of Existence are two theories that interpret the reality of multiplicity in this universe. Both have their own rational and revelational evidence to prove themselves. Most philosophers, especially the followers of the Transcendent Wisdom of Mulla Sadra, believe that the unity of existence is the perfect version that can interpret many issues in a better way. Two theories have differences in interpretation of the monotheism of God at different levels, reality of contingent beings, creation of God as emanation or manifestation, gradation of existence or manifestation, etc.
بررسی تمایزهای معنایی واژگان «جاء» و «اتی» در قرآن و بازتاب آن در برخی از مهم ترین ترجمه های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجّه به این که یکی از مهم ترین وجوه اعجاز قرآن، اعجاز ادبی و بلاغی و کاربرد هر واژه در آیات، برخاسته از حکمت الهی و در راستای ایفای رسالتی خاصّ است، واکاوی ویژگی های معنایی واژگان در عرف قرآن، ازجمله واژگان قریب المعنی و پرکاربرد «جاء» و «اتی»، ضروری می نماید. این نوشتار بر آن است با بهره گیری از روش کتابخانه ای، ضمن نقد و بررسی دیدگاه های مطرح درباره تمایز معنایی واژگان «جاء» و «اتی» در آیات، زوایایی از ظرایف نهفته در وراء کاربرد قرآنی این واژگان را به ترسیم کشد. نیز پردازش به نحوه بازتاب این ظرافت های معنایی در مهم ترین ترجمه های فارسی قرآن کریم، از دیگر اهداف این پژوهش می باشد. از حاصل این پژوهش می توان دریافت از بین دیدگاه های مطرح، دیدگاه راغب اصفهانی و محمّد شحرور، بیشترین موفّقیّت را در تبیین تمایز های معنایی فعل «جاء» و «اتی» در قرآن داشته است، ولی متأسّفانه مترجمان فارسی زبان قرآن، بی اعتنا به واکاوی های معنایی قرآن پژوهان، این ظرائف معنایی را در ترجمه خویش منعکس نساخته و به نحوی بی ضابطه، به معادل یابی برای این واژگان پرداخته اند.
بررسی تطبیقی مراحل رشد و تربیت از دیدگاه اندیشمند مسلمان ابوعلی سینا و رشد روانی- جنسی زیگموند فروید
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی مراحل رشد و تربیت از دیدگاه اندیشمند ابن سینا و روان شناس روانکاو فروید تهیه شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی است که در گام نخست به معرفی هریک از این دو اندیشمند و روان شناس می پردازد و سپس مراحل رشد هرکدام را بیان می کند. در پایان، شباهت ها و تفاوت های این دو با هم بررسی و این نتیجه حاصل شده است که فروید و ابن سینا هردو مراحل رشد و تربیت کودک را به پنج مرحله تقسیم می کند و در مرحله اول به خوردن شیر مادر توسط کودک توجه ویژه ای دارند. فروید در مراحل رشدی که بیان می کند بسیار به اصل لذت تأکید دارد که در هر مرحله از رشد در یک قسمت متمرکز است درحالی که ابن سینا به جنبه های دیگر رشد کودک پرداخته و بر پدر و مادر تأکید می کند و اینکه در مرحله خردسالی مراقب شخصیت اخلاقی کودک باشند. هردو اندیشمند به دوره ای که کودک آمادگی آموزش را دارد تأکید دارند و معتقد هستند که کودک باید به مدرسه برود و آموزش ببیند.
بازپژوهی ادله حرمت استمنا در مذاهب فقهی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
103 - 136
حوزههای تخصصی:
استمنا که بنابر نظر مختار عبارت است از هر عملی که به غیر از رابطه جنسی با غیر، منجر به اخراج منی از انسان شود، از اموری است که امروزه با توجه به کثرت عوامل تهییج شهوانی، اعم از فیلم های مبتذل و... از یک طرف و همچنین اختلاف نظر پژوهش گران طبی در فواید و مضرات آن، از طرف دیگر، باید مورد بررسی و بازبینی دقیق فقهی قرار گیرد. استمنا از نظر اجماعی امامیه و مشهور اهل سنت فعلی حرام است، ولی برخی از احناف و حنابله و ظاهری ها حکم به جواز آن داده اند. آنچه این تحقیق به آن دست یافت، این بود که براساس روایت صحیح السند موجود در تفسیر قمی، آیات قرآن دلالت بر حرمت این عمل ندارند و لکن با خدشه در کتاب و مؤلف تفسیر قمی، آیات 5 و 6 و 7 سوره مؤمنون حاکی از حرمت استمنا است. از روایات مبنی بر حرمت، فقط موثقه عمار صحیح السند بود که آن هم در دلالتش مبنی بر حرمت تشکیک شد. از طرفی برخی از اخبار ولو اینکه سنداً ضعف دارند، حاکی از جواز چنین عملی هستند. در سوی دیگر، ازآنجاکه اجماع بر حرمتِ استمنا، مدرکی بود، ازاین رو بنابر نظر اکثر متأخران اجماع نیز از اعتبار می افتد. ولی بنابر نظر برخی از فقهای معاصر با قبول صحت اجماع مدرکی و اتفاقاً قوت بالای آن در برخی از مصادیقش، عمل برخلاف اجماع و شهرت فتواییه و خصوصاً فهم سلف از مدارک، خلاف احتیاط است، و نهایتاً با قبول صحت اجماع بر حرمت این عمل و همچنین اثبات دلالت آیات فوق الذکر مبنی بر حرمت آن، ممنوعیت استمنا ثابت خواهد شد.
نقد زیباشناسیک تابلوهای هنری در شعر پایداری ایران و فلسطین (مطالعۀ تطبیقی اشعار نصرالله مردانی و تمیم البرغوثی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و مقدمه: تصویر مهم ترین ابزار تخیل شعری است که وقتی با آرایه ها و هنرسازه های ادبی تلفیق می شود و چیدمان هنری واژگان نیز به کمک آن می آید تصویرسازی ادبی شکل می گیرد. البته نوع نگاه شاعر به جهان اطراف خویش و ظرافت های ذهنی نقش مهمی در ساخته و پرداخته شدن تصویرها دارد. تصاویر استعاری و کنایی و مجازی در کنار تصویرسازی کلاژ به هنرسازه های شگرفی تبدیل می شود که تابلوی هنری زیبایی را می آفریند و قادر است، تا به بهترین صورت ممکن، معنا و مفهوم را ارائه کند. تصویرسازی در انواع ادبی، اعم از شعر و نثر، از اهمیت بالایی برخوردار است و اصولاً نویسنده با همین تصویر است که مقاصد خود را دقیق و تأثیرگذار به خواننده منتقل می کند و به تجسم سوژه ها و موضوعات خود می پردازد. تکنیک تصویر پردازی در اشعار پایداری و مقاومت از اهمیت فزون تری برخوردار است، زیرا موضوعی که شاعر به آن می پردازد، برای مخاطب عام و خاص، حساسیت و اهمیت بالایی دارد. بنابراین، بلاغت تصویر در این نوع شعر برای برجسته کردن بُعد احساسی و عاطفی خود و انتقال هدف خود به خوبی بسیار ضروری می نماید. شاعران مقاومت با موضوعاتی چون دلاوری، شهادت، ایثار و فداکاری، مبارزه، مرگ و زندگی، آزادی و زندانی شدن مواجه اند. این موضوعات بخش بسیاری از شعر پایداری آنان را به خود اختصاص می دهد و موفقیت آنان در انتقال و ثبت دقیق این موارد شعرشان را پویا، دقیق، تأثیرگذار و واقع گرا می سازد. بنابراین، هدف این مقاله تصویرشناسی شعر مقاومت است و اینکه شاعران مقاومت برای ترسیم موضوعات خود چگونه و با چه ابزارهایی از تصویرسازی بهره می برند.روش شناسی: در این مقاله، شعر دو تن از شاعران ایرانی و فلسطینی با روش توصیفی – تحلیلی و تطبیقی با استفاده از مقولهٔ تصویرشناسی در نقد ادبی بررسی شده و متکی بر نظریهٔ مشخصی نیست.. شاعر ایرانی نصرالله مردانی است که هم زمان با جنگ اشعار حماسی و نغزی با مضمون پایداری و پس از جنگ نیز سروده هایی با این مضمون سروده است. شاعر فلسطینی تمیم البرغوثی است که با اشعار شیوا و دقیق و حماسی خود در حوزهٔ ادبیات مقاومت فلسطین نقش برجسته ای ایفا کرده است. این پژوهش درصدد است به مطالعهٔ تطبیقی تابلوهای هنری متشکل از انواع تصویرسازی در شعر این دو شاعر از طریق پردازش عناصر و سازوکارهای تابلو هنری به کار رفته بپردازد تا پاسخی برای سؤالات ذیل بیابد: نحوهٔ ساخت تابلوی هنری در شعر دو شاعر چگونه است و از چه هنرسازه هایی بهره گرفته شده است؟ مفاهیم برآمده از تابلوهای هنری در شاعران شعر مقاومت ایران و فلسطین چیست؟یافته ها: مقاومت به لطف شاعران بزرگی در ایران و فلسطین و سایر کشورهای عربی به تابلویی سرشار از هنرسازه های تصویری و تأثیرگذار تبدیل شده است. نصرالله مردانی و تمیم البرغوثی در ایران و فلسطین از آن جمله اند. استعاره و کنایه و تکرار و تضاد مهم ترین هنرسازه هایی است که به تابلوی هنری شاعران مقاومت زیبایی می بخشد. تلاش نصرالله مردانی برای خلق تصاویر مبتکرانه، همچنین تلاش تمیم برغوثی برای ساخت تصاویری متفاوت با پیشینیان در کاربست شیوهٔ بیانی نقش مهمی ایفا کرده است. آشنایی زدایی و هنجار گریزی در ساخت ترکیب های تازه و استعاره های نو از ویژگی اشعار این دو شاعر مقاومت است؛ با این تفاوت که مردانی، به دلیل اینکه شاعر جنگ و انقلاب است، زبانی شعارگونه و پًرطمطراق دارد و دارای وزن و قافیه است و بیشتر اشعار او به ترانه های انقلابی تبدیل شده؛ این در حالی است که اشعار برغوثی با سادگی بیانی و به دور از زنگِ وزن و قافیه در قلب مخاطب نفوذ می کند. تصویر سازی کلاژ در شعر از تکنیک هایی است که این دو شاعر مقاومت در شعر خود به کار گرفته اند. البرغوثی در شعر «فی القدس» فضای شهر قدس را به گونه ای به تصویر می کشد که گویی یک عکس با دورنمای زیاد از آن گرفته است. او با تکنیک کلاژ می خواهد به خواننده بگوید که اشغال گران قدس از سرزمین های دوردست آمده اند و در آنجا ساکن شده اند و مدیریت امور قدس را به دست گرفته اند.بحث و نتایج: در این مقاله، فرآیند شکل گیری تابلوی هنری بر پایهٔ هنرسازه های بلاغی در شعر مقاومت ایران و فلسطین نشان داده شده و عناصر مهم و برجستهٔ تابلو فنی به صورت تطبیقی بررسی شده است. نتیجهٔ به دست آمده آن است که تابلوهای هنری شعر مقاومت با کمک استعاره، کنایه، تضاد و مقابله، کلاژ و آشنایی زدایی های تصویری و دیگر ابزارهای زبانی قادر است در ذهن و ضمیر مخاطب تأثیرگذار باشد و بیرون و درون شعر را با هم هماهنگ سازد. تصویرهای شاعر ایرانی، نصرالله مردانی، به تحریک و تشویق رزمندگان به مبارزه و جهاد و زنده نگه داشتن یاد شهیدان اختصاص یافته و شعر شاعر فلسطینی، تمیم البرغوثی، بیشتر ناظر بر حسرت وی از دوری قدس و تلاش برای زنده نگه داشتن یاد فلسطین در خاطر مسلمانان و فلسطینیان است.
نقد دیدگاه ویلیام رو در باب «پنداشت پرسش» بودن استدلال وجودشناختیِ موجّهاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
497 - 513
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، بررسی و نقد اِشکال ویلیام رو به استدلال وجودشناختیِ موجّهاتی به روش توصیفی-تحلیلی است. در استدلال وجودشناختی سعی می شود از مفهوم خداوند به وجود خارجی خداوند پُل زده شود. یکی از مشهورترین صورت بندی ها از این استدلال، استدلال وجودشناختیِ موجّهاتی است که پیشرفته ترین نسخه آن، توسط آلوین پلنتینگا ارائه شده است. طبق این استدلال، تعریف خداوند عبارت است از موجودی که در تمام جهان های ممکنْ عالم مطلق، قادر مطلق و خیرخواه محض است (موجود به طور حدّاکثری عظیم) و از آنجا که چنین موجودی از امکان عام برخوردار است، بنابراین در جهان بالفعل موجود است. مقدّمه سرنوشت ساز این استدلال «مقدّمه ناظر به امکان» نام دارد؛ مقدّمه ای که براساس آن، وجود خداوند مُحال نیست. ویلیام رو، یکی از مخالفان استدلال وجودشناختی، بر این باور است که استدلال پلنتینگا به لحاظ معرفت شناختی از مغالطه «پنداشت پرسش» رنج می برد، چرا که تنها راه علم پیدا کردن به «مقدّمه ناظر به امکان»، امکان عام وجود خداوند، این است که از پیش نتیجه استدلال، یعنی وجود خداوند در جهان بالفعل، را پذیرفته باشیم. در این پژوهش سعی می شود تحلیل دقیقی از اِشکال ویلیام رو ارائه و سپس به نفعِ این مدّعا استدلال می شود که دلیل رو برای اینکه استدلال مذکور به لحاظ معرفت شناختی گرفتار «پنداشت پرسش» است، با تحلیل رو در بابِ معیار تشخیص این نوع مغالطه ناسازگار است. همچنین، همانطور که برخی از منتقدان رو به درستی اشاره کرده اند، لازمه «پنداشت پرسش» دانستنِ استدلال وجودشناختیِ موجّهاتی برمبنای دلیل رو، این است که تمام استدلال های معتبر را گرفتار «پنداشت پرسش» بدانیم؛ امری که بطلانش آشکار است. در نتیجه، رو نتوانسته است نشان دهد که استدلال وجودشناختیِ موجّهاتی گرفتار مغالطه «پنداشت پرسش» است.
فَروه بن عمرو بن وَدْقه بیاضی ؛ کار شناس امور کشاورزی در عصر رسول خدا (ص)(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۸)
117 - 124
حوزههای تخصصی:
فَروه بن عمرو بیاضی از بزرگان بنی بیاضه از طایفه خزرج، از پیشگامان در پذیرش اسلام و از جمله بیعت کنندگان با رسولخدا (ص) در بیعت عقبه ثانیه بود. او فردی شجاع، جنگاور، کریم و بخشنده بود و در امور کشاورزی خِبره و تخصص داشت. رسولخدا (ص) برای برآورد و تخمین میزان خرما و دیگر محصولات کشاورزی، در مورد گرفتن زکات از مسلمانان یا گرفتن سهمی از کار یهودیان که پس از جنگ خیبر برروی زمینهای کشاورزی با اذن پیامبر (ص) کار می کردند، او را مأموریت می داد. عمر بن خطاب نیز در دوران خلافت خود از این تخصص او بهره گرفت. وی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) در موضوع سقیفه از امام علی (ع) حمایت کرد و در قیام علیه عثمان، با مهاجمین به خانه عثمان ، همکاری داشت و در جنگ جمل نیز با امام علی (ع) بود. از او حدیثی نیز در مورد نماز روایت شده است.
The Concept of al-Adhā (Harassment) in the Qur’an: Toward Deriving Principles of Moral Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Exploring Qur’anic keywords through an educational lens presents a fruitful approach for uncovering the foundational principles of Islamic pedagogy. Among these, the term al-adhā (harassment)—frequently occurring and semantically rich—holds particular significance for moral education. By examining the contexts in which al-adhā appears and analyzing the associated discursive patterns, one can gain insight into Qur’anic conceptions of harassment and their ethical implications. This study seeks to engage the word al-adhā from a pedagogical perspective to extract actionable principles for moral education. Due to the multidimensional scope of the inquiry, a hybrid research methodology was employed: a descriptive-phenomenological reading of relevant verses, followed by grounded theory coding (open, axial, and selective) using MAXQDA software, and culminating in an inductive qualitative content analysis of the educational implications. The findings demonstrate that the Qur’anic conceptual model of al-adhā can be organized into five thematic categories: types of harassment, responses to harassment, consequences of harassment, the interplay between harm and facilitation, and the notion of constructive suffering ( al-adhā in a positive sense). From this conceptual structure, five core principles and approaches for moral education are derived: the approach of recognizing the importance of language as a moral force in ethical education; a motivational approach toward hardship; adopting the perspective of others; a focus on the layered outcomes of behavior; a facilitative approach in moral education, especially in contexts where harm might hinder spiritual growth.
Linguistic Differentiation in the Science–Religion Debate: A Comparative Study of Contemporary Shi’i Thought and Modern Philosophy of Language(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the common responses to the conflict between science and religion is the strategy of linguistic differentiation . This strategy—which holds that the language of science and the language of religion differ in purpose, method, and worldview—is so broad that it encompasses theories ranging from the philosophical interpretation of Allameh Tabataba’i and Ayatollah Javadi Amoli, to the symbolic language theory of Shahid Motahhari, the metaphorical language theory of Mojtahed Shabestari, the interactive interpretation between science and religion proposed by Albert Einstein, and Ludwig Wittgenstein’s complete separation of the domains of science and religion. This breadth has led some scholars in Islamic studies to assign a significant place to the linguistic differentiation strategy in discussions of the science-religion conflict. However, it must be noted that, although the broad semantic scope of linguistic differentiation includes these theories, they are so distinct that each may be interpreted as an independent strategy for resolving the science-religion conflict. This study briefly examines the meaning of linguistic differentiation in its philosophical origins and analyzes selected Islamic–Shi’i theories that align with this strategy, highlighting their differences from modern philosophy of language. Special emphasis is placed on theories rooted in the works of Tabataba’i, particularly his exegesis. The findings show that although many Islamic theories may be subsumed under the general concept of linguistic differentiation, enduring principles of Shi’i theology produce fundamental differences in their premises and interpretations compared with Western traditions.
المرجعيه العلميه للقرآن و الحوكمه العادله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۲ شتاء ۲۰۲۴ العدد ۴
9 - 34
حوزههای تخصصی:
تتناول هذه المقاله دراسه دور ومکانه القرآن الکریم فی تشکّل الحوکمه العادله الإسلامیه، مع التمییز بین مفهومی الحوکمه" و"الحکومه"، مؤکدهً على أهمیه الحوکمه العادله کإحدى الخصائص الأساسیه للنظام السیاسی الإسلامی. وفی هذا السیاق، وبالاعتماد على منهجٍ ترکیبی وتحلیلی ووصفی واستنباطٍ اجتهادی، تمّ التطرق إلى مفهوم العداله الاجتماعیه ومکانتها فی إطار الحوکمه، ثم تمّ عبر استنباط وفهم منهجی للآیات القرآنیه المتعلقه بالقسط والعدل، توضیح مرجعیه القرآن العلمیه فی مجال الحوکمه العادله. وتُظهر النتائج أن العداله قیمه أخلاقیه شامله ذات أهمیه کبرى، وقد أکد القرآن الکریم على هذا الشمول؛ حیث تُعدّ العداله أسمى القیم الاجتماعیه فی الدوله الإسلامیه، ویُعتبر إرساؤها واجباً اجتماعیاً یستلزم مشارکه أرکان الحکومه، والقطاع الخاص، والمجتمع المدنی. کذلک تُعد الکفاءات الفردیه للسمؤولین فی الدوله، والإعداد الثقافی للمجتمع، وإیجاد الهیاکل المناسبه من العوامل المهمه فی تحقیق الحوکمه العادله. وتؤکّد المقاله، من خلال تناول قضیه التفاوت واللامساواه من منظور قرآنی، على أن التفاوتات المعنویه لا ینبغی أن تؤدی إلى امتیازات دنیویه، وأن معالجه وتقلیص اللامساواه الاجتماعیه غیر المبرره یتم عبر آلیات الإنفاق والضرائب الإسلامیه. وفی الختام، تتوصل المقاله إلى أن تحقیق الحوکمه العادله الإسلامیه یتطلب فهماً عمیقاً للآیات القرآنیه، وإدراکاً دقیقاً لمفهوم العداله، ومشارکه شعبیه فعاله، والاستفاده من العلوم البشریه، وبذل الجهود المستمره للحد من مظاهر اللامساواه غیر المبرره. کما تؤکد المقاله أن مرجعیه القرآن العلمیه لا تعنی إقصاء العقل البشری أو تجاهل الخبرات والتجارب الإنسانیه.
An Analysis of Six English Translations of Qur’ānic Proper Nouns in Ligh of Chesterman’s Translation Strategies
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۲, ۲۰۲۴
188 - 202
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the strategies employed in translating Qur’ānic proper names, using Chesterman’s (1997) model as the theoretical framework. To achieve this, 100 Arabic proper nouns were purposively sampled to analyze the frequency and distribution of translation strategies across six English translations of the Holy Qur’ān. The translations considered were those by Yusuf Ali (1934), Pickthall (1930), Saffarzadeh (2001), Arberry (1973), Qarai (2003), and Shakir (1993). After identifying all proper names, the translation strategies utilized by each translator were coded and compared. The findings revealed that all translators relied on three primary strategies: loan translation, paraphrase, and synonymy, though their usage varied in frequency. Loan translation emerged as the most frequently used strategy among all translators, whereas paraphrase was the least used, except in the cases of Saffarzadeh and Shakir. Specifically, Saffarzadeh applied paraphrase and synonymy with equal frequency, while Shakir favored paraphrase over synonymy. In conclusion, the analysis showed that all six translators employed only three of the strategies outlined in Chesterman’s (1997) model. Loan translation was the predominant strategy, followed by synonymy and paraphrase, with the latter two varying slightly in their order of frequency among Saffarzadeh and Shakir.
مرجعیت ظهورات قرآنی با حفظ حجیت خبر واحد در تفسیر(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
75 - 106
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان تنها کتاب آسمانی جاودان و سالم از تحریف و نیز متقن ترین منبع، از مرجعیت علمی ویژه ای در دانش های اسلامی برخوردار است. مسلماً جایگاه قرآن کریم وابسته به ظهورات آن است و سخن گفتن از این جایگاه بدون توجه به حجیت ظهورات قرآنی بی معناست. در نگاه اول، مخالفتی با حجیت و مرجعیت ظهورات قرآن وجود ندارد، لکن با توجه به وجود اشتراکات در مبانی و ادله این موضوع با مبحث حجیت خبر واحد در تفسیر قرآن، می توان ادعا کرد که دیدگاه، ادله و مبانی حجیت خبر واحد در تفسیر قرآن تأثیر جدی در تعیین مرجعیت ظهورات قرآنی دارد. این احتمال وجود دارد که انکار «امکان امضای شارع بر سیره عقلائیه در حوزه فهم» در «حجیت خبر واحد در تفسیر» و استدلال به «عدم امکان تعبد در حوزه فهم»، منجر به انکار «حجیت ظواهر غیر فقهی قرآن» گردد؛ زیرا حجیت ظواهر غیر فقهی، مبتنی بر امضای شارع بر سیره عقلائیه در حوزه فهم است که با انکار آن در حجیت خبر واحد، امکان امضای شارع در ظهورات نیز از بین خواهد رفت. در این صورت، نه تنها حجیت ظواهر غیر فقهی قرآن، بلکه مرجعیت علمی قرآن کریم به شدت تضییع خواهد شد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی به دنبال روشن کردن نقش «مبانی اصولی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر» بر مرجعیت ظواهر قرآن کریم است و مباحث خود را در دو بخشِ نقش محدودکننده «مبانی اصولی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر» و راه حل آن سامان داده است. نتایج به دست آمده در این دو بخش حاکی از آن است که اولاً، مبانی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر، منجر به عدم حجیت تمام ظنون معتبره ازجمله ظواهر غیر فقهی قرآنی شده است که به ازبین رفتن مرجعیت قرآن کریم منتهی می گردد. نتیجه دیگر آنکه برای این مشکل، راه حل و تقریری نو، مبنی بر اعتبار ظنون منشأ گرفته از سیره های عقلائیه همچون خبر واحد و ظواهر غیر فقهی پیشنهاد شده است.
نظریه/ قاعده میل و ملال در نگاه جلال الدین محمد بلخی و آرتور شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
109 - 134
حوزههای تخصصی:
بررسی نسبت طرز تلقی متفکران در طول تاریخ اندیشه، بستر مناسبی برای بحث در کشف تجربیات مشترک نویسندگان و شاعران است. یکی از مفاهیم مهم در عصر جدید، ملال و ملالت است که در دستگاه اندیشه متفکران انسان پژوه بازنموده شده است. در این میان «نظریه»ای به نام میل و ملال در نظام فکری «شوپنهاور» و «قاعده» سیری و ملولی در تجربه زیسته مولوی، بحث محوری این پژوهش است که با توجه به زمینه گفت وگوی بینامتنی می تواند به کشف بهتر جهان نگری های مشترک منجر شود. این مقاله با رویکرد تحلیلی مقایسه ای درصدد تبیین ربط و نسبتِ میل به مثابه ساحت ارادی و ملال به مثابه ساحت عاطفی- احساسی در ژرف ساخت فکری این دو اندیشمند است . بررسی مقایسه ای این رهیافت نشان می دهد مولوی البته نه در قد و قامت نظریه بارها به این رابطه با عنوان هایی همچون «قاعده» توجه کرده است. نگاهی به ملال و واژگان همسو با آن نشان می دهد مولوی حداقل در 120 فقره به این ارتباط توجه کرده که برخی از این رهیافت/ رویکردها در ربط و نسبت با مفهوم دیگر در ساحت سوم یعنی میل ازنظر شوپنهاور قابل توجه است. این مقاله ضمن بحث درباره ماهیت شناسی این مفهوم در ربط و نسبت با مفاهیم دیگر، به مهم ترین علت های این عاطفه و راه های برون رفت از آن در بحث وجودشناسی با تأکید بر دو غزل از مجموعه دیوان با توجه به نظریه شوپنهاور پرداخته است.
امامت پژوهی در کوفه در اوایل قرن دوم با تکیه بر آراء تفسیری سدّی کبیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازشناسی فضای اعتقادی کوفه در قرن اول و ابتدای دوم، یکی از امور راهگشا در بسیاری از پژوهش های اسلامی ست. آن سان که شناخت شخصیت های علمی آن دوران، از ابزارهایی است که ما را به درک آن زمان نزدیک می کند. این دغدغه که برخی بعضی فضائل امیرالمومنین (ع) را ساخته قرن های بعد و غالیان شیعی می دانند، مسئله پژوهش حاضر است که با روش توصیفی_ تحلیلی و واکاوی روایات اسماعیل بن عبدالرحمن، معروف به سدی کبیر(م 127ق) از دانشمندان مورد قبول فریقین در شهر کوفه، در دوره اتباع تابعان بدان پرداخته شده است. ارباب سیر و رجالیان از او با عنوان کوفی یاد کرده اند و شیخ طوسی نام او را در زمره اصحاب ائمه علیهم السلام برده است اما با واکاوی روایات و آراء کلامی به جای مانده از سدی روشن می شود که نمی توان او را در زمره شیعیان اعتقادی به معنای اخص محسوب کرد. روایات تفسیری او درباره امیرالمومنین علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام و ارتباط وثیقی که بین ایشان و آیات مرتبط قائل شده، توصیه به تولی اهل بیت علیهم السلام، تبری نسبت به دشمنان ایشان و علو مقامات دنیوی و اخروی و تعابیر ولایی سدی درمورد ایشان، می تواند جایگاه اهل بیت (ع) را در دوران بنی امیه، در اذهان عموم مردم کوفه برای ما تبیین کند.
بررسی و تحلیل اصول حاکم بر عقل و نقش آن در بهزیستی روانی از منظر امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقل، به عنوان یکی از برجسته ترین موهبت های الهی، نقش محوری در تحقق بهزیستی روانی ایفا می کند. عقل توانایی تمییز بین خیر و شر را فراهم می آورد و انسان را در جهت اتخاذ تصمیم های آگاهانه و منطقی هدایت می کند. قرآن کریم و روایات ائمه معصومین (ع) با تأکیدات مکرر بر جایگاه رفیع عقل، ضرورت بهره گیری از آن به منظور درک عمیق تر حقایق و دستیابی به شناخت صحیح را گوشزد کرده اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به بررسی اصول حاکم بر عقل و نقش آن در بهزیستی روانی از منظر امام علی (ع) می پردازد. در این راستا، پس از تحلیل مفاهیمی همچون «عقل» و «بهزیستی روانی»، اصول بنیادین حاکم بر عقل ازجمله تفکر، علم، تجربه و کاوشگری مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، نقش های کلیدی عقل در دستیابی به بهزیستی روانی، نظیر حقیقت جویی، هدایت، کشف مجهولات، اعتدال، ایجاد الفت و مدیریت خود تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عقل، به عنوان محوری ترین عامل در ایجاد رضایت و بهزیستی روانی، از طریق مکانیسم های شناختی و اخلاقی، نقش بسزایی در تحقق این امر ایفا می کند. این مطالعه بر اهمیت عقل به عنوان ابزاری راهبردی در جهت دهی به رفتارها و نگرش های فردی و اجتماعی برای دستیابی به بهزیستی روانی پایدار، تأکید دارد.
مفهوم کاوی و مرزشناسی «تربیت انقلابی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
55 - 77
حوزههای تخصصی:
در میان جمعیت های وفادار به انقلاب اسلامی ایران سبک های تربیتی متعددی دیده می شود که وجه اشتراک آن ها در الگویی از تربیت مبتنی بر انقلاب اسلامی است که به «تربیت انقلابی» موسوم است. نوشتار حاضر درصدد است با روش تحلیل مفهومی به مفهوم شناسی و مرزشناسی این نوع تربیت بپردازد. برای این منظور ابتدا گونه ها و معانی تربیت انقلابی صورت بندی شد و درادامه باهدف ارائه تعریفی هنجاری از «تربیت انقلابی» و «انسان انقلابی»، عناصر معنایی «انقلابی گری» مورد تحلیل قرار گرفت. سپس مرز مفهومی تربیت انقلابی با مفاهیم مشابه در گفتمان خودی یعنی تربیت مهدوی، تربیت جهادی، تربیت بسیجی و نیز گفتمان های رقیب مرزشناسی شد. پس از بررسی ها و تحلیل معانی و اقسام تربیت انقلابی و نیز بررسی عناصر معنایی آن در گفتمان انقلاب اسلامی، در تعریف تربیت انقلابی، بر فرایند یاری رسانی به متربی برای مبارزه عدالت خواهانه و عقلانی با حاکمیت غیرالهی و پذیرش و التزام به ربوبیت تشریعی الهی همراه با تأیید، مشارکت، نظارت و انتقاد در حکومت اسلامی تأکید شد. همچنین مفهوم تربیت انقلابی در گفتمان های دیگر مانند پست مدرن، نومارکسیستی و رویکردهای انتقادی با این مفهوم در گفتمان انقلاب اسلامی، به لحاظ زیربنایی و روبنایی تمایز دارد.
حرکت کمالی موجودات از دیدگاه عطار در اسرار نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
23 - 36
حوزههای تخصصی:
هدف از آفرینش در فلسفه خلقت، بهره مند شدن مخلوقات است. موجودات با نزدیک شدن به پروردگار، منبع اصلی کمالات و مستفید شدن از او به تکامل و قُرب الی الله می رسند. بر اساس امر الهی، تمامی کاینات، به سمت مبدأ اصلی در حرکتند، حرکت مستمر و دائم. هر موجودی در مرتبه اسفل با حجابهای ظلمانی، در تحرک به سمت مرتبه بالاتر، کمال و ارتقا می یابد. انسان اشرف مخلوقات در این سیر تلاش می کند تا با تغییر و تحول، قابلیتهای خویش را به فعلیت تبدیل سازد و با مراقبه دائم بر اعمالش، با تحمل ریاضات و صبر بر شداید دنیوی، به واقع در سیری عمیق، طی طریق نماید و با عبور از عالم کثرات به عالم وحدت برسد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی – تحلیلی و روش کتابخانه ای در صدد است دیدگاه عطار را در اسرار نامه در مورد حرکت تکاملی موجودات به ویژه انسان، با چگونگی کیفیت این سیر بررسی کند. به اعتقاد عطار، انسان هم همچو سایر موجودات، پیوسته در پویایی است و رهاورد او در این سفر، بهره مندی از محبت الهی، کسب فیوضات ربّانی حق و در نتیجه ارتقاء مراتب بندگی به سمت کمال مطلق است.