مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
۹.
۱۰.
۱۱.
۱۲.
گروس
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر خاندانهای حکومتگر ولایت گروس یا بیجار کنونی را در دوره قاجار مورد بررسی قرار میدهد و نقش این خاندانها را در تحولات سیاسی و اقتصادی منطقه ارزیابی میکند. فرضیه مقاله این است که با وصف اینکه گروس ولایتی کوچک در کردستان بوده، اما در فضای سیاسی و اقتصادی ایران دوره قاجار جایگاهی مهم داشته است. این جایگاه بعد از دوره مشروطه و، به ویژه، دوره جنگ اول جهانی، به شدت افول کرد. علت امر در کشاکشهای محلی و اشغال کشور به طور کلی؛ و مناطق غربی از جمله کردستان به طور خاص خلاصه میشود، امری که باعث قتل عامهای فراوان ناشی از هجوم بیگانگان و قحطی بزرگ جنگ اول جهانی در ایران گردید. هدف مقاله این است تا عوامل شکوفایی سیاسی و اقتصادی منطقه در دوره قاجار تا قبل از جنگ اول جهانی و فروپاشی جایگاه آن را در دوره بعد از جنگ ارزیابی نماید.
نقش علی رضا خان گروسی در همراهی و تقابل با حکومت مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رضاخان گروسی در سال 1260ق، در بیجار گروس، به دنیا آمد. در سن 15 سالگی وارد خدمت دولت شد و 54 سال در مشاغل مختلف نظامی و حکومتی به خدمت پرداخت. در سن 18 سالگی به حکومت گروس رسید اما به دلیل تجربة کم، از حکومت معزول شد و از آن پس به مشاغل نظامی پرداخت. از سال 1300 تا سال 1329ق بارها حاکم گروس شد و در طی این سال ها با جدیت در جهت ارتقای گروس تلاش کرد؛ اما اینکه تلاش های ایشان در چه زمینه هاییصورت گرفت و تا چه حدی مثمر ثمر واقع شد؛ مبحثی قابل توجه در این پژوهش است. علی رضاخان باآنکه فردی استبدادطلب بود، با آغاز مشروطه و بنا به سیاست روز، به یک مشروطه خواه تبدیل شد؛ اما در سال 1329ق ناگهان به مشروطه و مشروطه خواهان پشت کرد و به سالارالدولة قاجار که برای سرکوبی نهضت مشروطه قیام کرده بود، پیوست. وی با این اقدام تردیدآفرین، همگان را دربارة اندیشه ها و اعمالش سردرگم کرد. این مقاله بر آن است تا براساس مدارک و منابع معتبر،شخصیت و عملکردعلی رضاخان را، به عنوان شخصی تأثیرگذار در حوادث بزرگ ملی و منطقه ای دوران قاجار، چه قبل از مشروطه و چه بعد از آن، بررسی کند و زمینه ها و عواملی که در تغییر دیدگاه پی درپی وی نسبت به مشروطه دخیل بوده اند را نیز مورد کنکاش قرار دهد.
برآمدن و بر افتادن «گروس» در ساختار تقسیمات کشوری ایران ( بر مبنای مدل قدرت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروس که بسیاری آن را با نام امیرنظام گروسی (دولتمرد دوره قاجار) می شناسند، براساس منابع در دسترس، منطقه ای مشتمل بر 1700 تا 1800 کیلومترمربع و از اجزای اصلی ساختار تقسیمات کشوری غرب ایران از اوایل دوره صفوی تا اواسط دوره پهلوی بوده است. این منطقه گاه تحت حکومت کردستان و در بیشتر موارد با حاکم نشین مستقل اداره می شد. نوشتار حاضر با تکیه بر اسناد و مدارک رسمی و غیررسمی به روش تاریخی- استنادی، درصدد بیان موقعیت این منطقه با تاکید بر نام آن در ساختار تقسیمات کشوری ایران است. نتایج تحقیق نشان می دهد اطلاق رسمی نام گروس به این منطقه، کمی پیش از دوره صفوی تا اواسط دوره پهلوی متداول بوده و پس از آن اگرچه در حافظه فرهنگی باقی مانده اما در پیکره جغرافیایی ایران با نام بیجار شناسایی شده است. نویسنده در این مقاله درصدد بیان مقاطع حضور، اطلاق و حذف رسمی این نام جغرافیایی در میان مکاتبات، مصوبات، اسناد و منابع رسمی و غیررسمی در ساختار تقسیمات کشوری ایران است. به نظر می رسد قدرت گرفتن ایل گروس در دوره صفوی و پس از آن موقعیت امیرنظام گروسی در دوره قاجار، در اطلاق نام گروس و ارتقای این منطقه و افول قدرت ایل، در تغییر نام آن نقش تعیین کننده ای داشته است.
مطالعه باستان شناسی روش تزئین سفالی نقش کنده در گلابه شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۰
199 - 215
حوزههای تخصصی:
در دوره اسلامی انواع مختلفی از روش های تزئینی سفالگری مورداستفاده قرارگرفته و در کارگاه های سفالگری مناطق مختلف ایران، شیوه های متنوعی از روش های تزئین، ابداع شده است. یکی از روش هایی که نقش بسیار اساسی در رشد فنّاوری سفالگری اسلامی ایفا کرده شیوه «نقش کنده در گلابه» (اسگرافیتو) است. این روش هم زمان با سده های سوم و چهارم هجری، آغاز و طی مراحل تکوین خود در سده های پنجم تا هفتم هجری به اوج خود رسید. این شیوه در اوایل دوره اسلامی روی سفال های بدون لعاب و سپس از اواخر سده سوم هجری هم زمان با شروع روش لعاب پاشیده به عنوان یکی از مهم ترین شیوه های تزئینی مورداستفاده قرار گرفت. این نوع روش در ایران به سه نوع گروس، آق کند و آمل تقسیم می شوند. هدف پژوهش حاضر مطالعه شمال غرب ایران، به عنوان خاستگاه اصلی این نوع سفال به دلیل کشف گروه قابل توجهی از این نوع سفالینه ها هم زمان با سده های سوم تا هفتم هجری در شمال غرب ایران است. در این پژوهش سعی شده به این دو سؤال اساسی پاسخ داده شود: 1. سفال اسگرافیتو در شمال غرب ایران در کدام مراکز تولیدشده اند؟ 2. سفال های اسگرافیتو شمال غرب ایران دارای چه ویژگی هایی بوده اند؟ این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و شیوه جمع آوری اطلاعات میدانی و کتابخانه ای است. نتایج این مطالعه نشان داد سفال اسگرافیتو در شمال غربی ایران، در مناطق مختلفی ازجمله شهر فعلی تبریز، محوطه های شهرستان چاراویماق (آغچه ریش، قره آغاج، شهر دل، عزیز کندی و غیره)، آق کند، شیخ تپه ارومیه ، منطقه گروس، تخت سلیمان، شهر فعلی زنجان، سلطانیه و برخی شهرهای استان اردبیل تولیدشده است. همچنین مشخص شد دو نوع سفال گروس و آق کند از سبک های رایج این منطقه در تولید سفال نوع اسگرافیتو بوده که در آن ها، بیشتر از نقشمایه های هندسی، گیاهی و حیوانی استفاده شده و از نقشمایه های کتیبه ای و انسانی کمتر استفاده شده است.
بیجار، قروه ، تغییر بافت جمعیتی و تغییر هویت
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
123 - 156
حوزههای تخصصی:
تغییر و محو تدریجی هویت زبانی و فرهنگی ملل و اقوام از طریق تغییر بافت جمعیتی از چالش ها و آسیب های عمده جوامع بشری در طول تاریخ بوده و هست؛ خواه این تغییرات و محو تدریجی به صورت جبری و تحمیلی صورت گرفته باشد خواه به صورت نرم و در قالب تهاجم فرهنگی و هجوم جمعیتی؛ در هر دو حالت و در طولانی مدت و در صورت بی توجهی و بی تفاوتی، به محو هویت زبانی و فرهنگی جوامع مغلوب، محکوم و مورد هجمه مهاجران؛ منجر خواهد شد. بارزترین مثال معاصر از تأثیر تغییرات بافت جمعیتی در تغییر و محو تدریجی زبان و فرهنگ جامعه ای ، انتقال اکراد و افاغنه و اسکان و اقامت دائمی آنان در شهرهای غربی آذربایجان و شرق و مرکز فلات ایران می باشد که امروز بعینه و به صورت محسوس شاهد عوارض ناشی از آن هستیم چیزی که طی یکصد سال گذشته و به صورت اعم در جغرافیای موسوم به ایران و به صورت اخص در غرب آذربایجان و در محدوده ی مورد تحقیق مقاله پیش رو ( جغرافیای شهرستان های بیجار گروس، قروه و شهرهای تابعه ) مرسوم بوده و است. تحلیل علل، نحوه و سیاست های تغییر بافت جمعیتی و به تبع آن تغییرات زبانی و فرهنگی شهرستان های مورد مطالعه در بازه زمانی یکصدسال گذشته با استناد و اتکای به منابع معتبر تاریخی منجمله" فرهنگ جغرافیای ملی تُرکان ایرانزمین اثر دکتر محمود پناهیان" و " جغرافیای ناحیه ای بیجار گروس و قروه و دیواندره اثر فرج اله محمودی" و کتاب " تحولات گروس در جریان جنگ جهانی اول" تألیف محمد مریوانی و دیگر کُتُب و مستندات تاریخی و گزارشات جراید و مطبوعات انعکاس دهنده اخبار و حواشی مهاجرت آواره گان، صورت می گیرد.
کدخدای قاتل: قتل در بیجار 1317 ه .ق، دستگیری متّهمان در کرمانشاه، اعزام آن ها به تهران
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۰۷)
217 - 230
حوزههای تخصصی:
گردآوری و نشر اوراق پراکنده مربوط به دوره قاجار به ما کمک کرد تا پنجره ای هرچند کوچک را به فضای پشت پرده سیاست دوره قاجار بگشاییم. ماجرا مربوط به قتل جوانی در نیمه دوم سال 1317 ه .ق در کوچه باریکی منتهی به مسجد جامع بیجار به ضرب گلوله است. شخصی که از یک سو به خاندان امیرنظام گروسی و از سوی به دیگر به خاندانی از حاکمان بیجارمربوط است. پیوند خانوادگی به این دو خانواده پس از چند سال به دلیل وفات عروس که دختر امیرنظام گروسی بوده، روابط دو خانواده را تیره کرد؛ چون امیرنظام گروسی معتقد بود حاجی امیرتومان زنش را مسموم کرده است. به مرور اختلافات به درون خانواده کشیده می شود و پسر از پدر تقاضای مهریه مادرش را می نماید، تا اینکه موضوع به محکمه کشیده می شود و آتش اختلاف بین پدر و پسر شعله ورتر شده و در نهایت یکی از کدخدایان بیجار پسر را در نزدیکی منزلش در بیجار به قتل می رساند.
باوجودآنکه قاتل بودن کدخدا برای عدلیه در مرکز محرز شده؛ اما بعید است باوجود پیگیری خواهر و همسر مقتول، وی را قصاص کرده باشند. رسیدگی به این ماجرا هزینه قابل توجهی باید روی دست حکومت گذاشته باشد.
بررسی پدیده تکدی در دوره ناصری؛ نمونه موردی ولایت گروس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۴)
38 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف: تکدی به عنوان یکی از تجلیات شایع فقر، ناشی از نابه سامانی های اقتصادی و اجتماعی است. این پدیده در دوره قاجار پیامدهای گسترده اجتماعی دَرپی داشت. در پژوهش حاضر براساس گزارش دولتی مهمی از دوره ناصری درباره گروه متکدیان در ولایت گروس، درصددیم تا پدیده تکدی و تحلیل ویژگی های گروه متکدیان (جنسیت، سن، شیوه های رفتاری) را بررسی کنیم و شماری از علل روی آوری دسته های متکدیان به این رویه را بازشناسی کنیم.روش / رویکرد: در این پژوهش برای شناسایی اطلاعات و تحلیل و پردازش آن در قالب مقوله های مربوط به این پدیده از شیوه تحلیل مضمون برپایه منابع کتاب خانه ای و اسناد بهره بردیم. پرسش محوری این پژوهش به وضعیت پدیده تکدی و ویژگی های گروه متکدیان در ولایت گروس مربوط است.یافته ها: تکدی در ولایت گروس در سنین مختلف وجود داشت. جامعه 36درصدی زنان متکدی نشانه شکنندگی خانواده های فرودستان دربرابر عامل فقر و روی آوری به تکدی است. ازسوی دیگر اقدام کارگزار دولت در تهیه و ارسال گزارش رسمی -که مستلزم جمع آوری اطلاعات متکدیان بوده است- نشان دهنده تعداد قابل توجه این گروه و دغدغه های حکومت محلی و شاید دولت مرکزی درباره آثار اجتماعی این امر (ازجمله اختلال در نظم و امنیت) بوده و به احتمال به چاره اندیشی دراین باره معطوف بوده است. البته برنامه خاصی از مقابله با تکدی و یا سامان دهی متکدیان در این ولایت در دست نیست.
نقشبندیه خالدیه در گروس: دامنه فعالیت ها، مراکز و کارکرد مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
7 - 30
حوزههای تخصصی:
طریقت نقشبندیه یکی از مهم ترین جریان های تصوف در جهان اسلام است که در کردستان بیش از همه با نام مولانا خالد شهرزوری (1193‒1242) شناخته می شود. کوشش های او سبب شد شاخه خالدیه در سرزمین های عثمانی و به ویژه کردستانِ سده سیزدهم گسترش یابد و در پی آن، این طریقت به یکی از جریان های مؤثر مذهبی و اجتماعی در منطقه تبدیل شود. با توجه به جایگاه ویژه گروس و بافت مذهبی آن، بررسی بازتاب های نقشبندیه در این ناحیه می تواند تصویری روشن از کارکردهای اجتماعی و اعتقادی این طریقت به دست دهد. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، برخی داده های میدانی و روش توصیفی تحلیلی، به مطالعه نقش رهبران و پیروان برجسته نقشبندیه در ناحیه گروس می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که خاندان سادات نقشبندی امروله با تأسیس خانقاه مدرسه و جذب عالمان و طالبان علوم دینی، در حفظ و تحکیم باورهای اهل سنت در روستاهای سنی نشین منطقه نقشی محوری داشتند. همچنین برخی شخصیت های وابسته، از جمله سید محمد الیاسی مشهور به اشرف الحکما، با ترکیب فعالیت های پزشکی و پیوندهای طریقتی، نفوذ اجتماعی این جریان را گسترش دادند. در دوره های متأخر نیز تبلیغات و فعالیت های چهره هایی هم چون خلیفه عباس رضایی، استمرار همان کارکردها را نشان می دهد. به طور کلی، یافته های پژوهش آشکار می سازد که طریقت نقشبندیه در منطقه گروس، فراتر از یک طریقت عرفانی، کارکردی اجتماعی مذهبی ایفا کرده و در بازتولید هویت سنی و دفاع از باورهای اهل سنت در این ناحیه نقش تعیین کننده داشته است.
از اقتدار تا انزوا: تحلیلی بر زندگی و عملکرد عبدالحسین خان سالارالملک گروسی در تحولات دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
77 - 100
حوزههای تخصصی:
عبدالحسین خان سالارالملک گروسی (متوفای1313ش)، فرزند حسنعلی خان امیرنظام گروسی، از رجال برجسته نظامی و سیاسی گروس و کردستان در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی بود. وی در جوانی به حکومت گروس و فرماندهی فوج محلی رسید و در دوره ای طولانی، در عرصه های نظامی و اداری منطقه ایفای نقش کرد. با این حال، تحولات سیاسی و اجتماعی ناشی از انقلاب مشروطه و تمرکز قدرت در حکومت مرکزی، ساختار سنتی قدرت محلی را دگرگون ساخت و جایگاه وی را متزلزل کرد. مسئله اصلی پژوهش آن است که عملکرد و نقش عبدالحسین خان سالارالملک گروسی در تحولات سیاسی و نظامی منطقه گروس و کردستان چه جایگاهی داشته و چه عواملی سبب افول تدریجی اقتدار او و کناره گیری اش از عرصه سیاست شده است؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع دست اول قاجاری، آثار محلی و اسناد تاریخی، به بررسی اقدامات سالارالملک در دو دوره پیش و پس از مشروطه می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هرچند وی در آغاز با اتکا بر اقتدار ایلی و میراث پدر، نفوذ گسترده ای در گروس و کردستان داشت، اما با تغییر مناسبات سیاسی کشور، قدرت او در برابر ساختار متمرکز حکومتی رو به زوال نهاد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که زندگی سیاسی سالارالملک نمونه ای گویا از گذار تدریجی از نظام ایلی و محلی به نظام متمرکز حکمرانی در آغاز قرن چهاردهم هجری خورشیدی است.
تحلیل انتقادی نامه امیر نظام گروسی در واقعه سرکوب حمزه آقا منگور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
101 - 119
حوزههای تخصصی:
نامه امیرنظام گروسی در خصوص واقعه کشته شدن حمزه آقای منگور به عنوان یک سند و منبع دست اول، در خور بررسی و تحلیل دقیق است. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای و اسناد انجام گرفته، مبین این واقعیت است که این نامه زاویه دید شخصی را منعکس می کند که خود یک طرف واقعه بوده و در مقام دفاع از عملکرد خود بوده است. یک سویه نگری، پیش داوری، تعصب نویسنده، برخی از درون مایه های این متن است که نشان دهنده زاویه دید دولتمردان قاجاری نسبت به نارضایتی و قیام های محلی است؛ از طرف دیگر متن نامه که در واقع جوابیه امیر نظام برای اقناع سفارت روسیه در اعتراض به واقعه مذکور است، دخالت دولت استعماری روس در امور داخلی ایران عصر قاجار را آشکار می کند.
اسلام پذیری و گسترش تشیع در منطقه گروس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
141 - 162
حوزههای تخصصی:
در قرن اول هجری همزمان با فتوحات مسلمانان، گروس در گذرگاه فرهنگی غرب ایران یکی از نخستین نواحی بود که در معرض دین جدید قرار گرفت. به رغم برخی مناطق که اسلام را در قالب تقابل نظامی پذیرفتند، گروس از طریق مصالحه و سازگاری فرهنگی به اسلام گروید. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه فرایند اسلام پذیری در گروس بستر مناسبی برای نفوذ و تثبیت تشیع شد؟ فرضیه مقاله بر آن است که پذیرش اسلام در گروس به سبب وجود عناصر فرهنگی هم ساز و تعاملات فعال با مراکز دینی شیعی مسیر ترویج تشیع را هموار ساخت. این پژوهش با هدف تحلیل فرآیند اسلام پذیری منطقه گروس و بررسی نقش آن در گسترش تشیع به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عناصر ذهنی و اعتقادی و مهاجرت علویان در سده های دوم و سوم هجری ضمن تسهیل پذیرش اسلام زمینه ساز پیوند با آموزه های علوی و شیعی در دهه های بعد شد. شواهد فرهنگی مانند نخستین آیین های سوگواری، اسلام پذیری اولیه را به عنوان مقدمه ای برای نهادینه شدن تشیع در منطقه تبیین می کنند.
گروس: تحلیل نقش یک کریدور تاریخی در پیوند اقتصادی و فرهنگی شمال غرب و غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
163 - 183
حوزههای تخصصی:
منطقه گروس به عنوان یکی از کانون های کمترشناخته شده غرب ایران، در پیوند جریان های اقتصادی، فرهنگی و نظامی فلات مرکزی، آذربایجان و بین النهرین نقش محوری ایفا کرده است. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه راهبردی گروس در شبکه های تجاری و تحلیل کارکردهای چندگانه اقتصادی، نظامی و فرهنگی آن، با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای و اسناد تاریخی سامان یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت طبیعی گروس، شامل دشت های حاصلخیز، ارتفاعات و منابع آبی، بستر مناسبی برای شکل گیری مسیرهای کاروانی و مراکز بازرگانی بوده است. این منطقه نه تنها به عنوان گذرگاه کالاهایی چون ابریشم، ادویه و فرآورده های دامی عمل می کرد، بلکه به دلیل استقرار در مسیرهای تجاری، کانون تبادلات فرهنگی و تعاملات قومی بود. همچنین، قلعه ها و استحکامات طبیعی گروس، امکان نظارت بر شریان های ارتباطی را فراهم می ساخت. این پژوهش در نهایت گروس را به عنوان یک «گره گاه ارتباطی» در تاریخ ایران معرفی می کند که کارکردهای فراتر از یک مسیر تجاری صرف داشته است.