علوم اجتماعی (دانشگاه آزاد شوشتر)
علوم اجتماعی شوشتر سال 18 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
سبک آموزش و شیوه ارزیابی اخلاق حرفه ای در دانشجویان حسابداری و حسابرسی نشان می دهد که درس اخلاق حرفه ای به عنوان یک درس دو واحدی در مقطع مشخص به دانشجویان ارائه می شود و با انجام یک ارزیابی کتبی به پایان می رسد. درحالی که ارزشیابی رسمی بایستی با استفاده از شیوه های کارآمد که شامل ارزیابی دانش، نگرش و توانمندی های اخلاقی و حرفه ای در کل دوره تحصیل و بعد از فارغ التحصیلی می شود، باشد و نبایستی به ارزیابی همان درس به صورت مقطعی و صرفاً در حوزه تئوری های اخلاق محدود گردد.بسیاری از دانشجویان رشته حسابداری، حسابرسی و فعالان این حرفه نه تنها سهم مناسبی از اصول و فلسفه پشتوانه آیین رفتار حرفه ای ندارند؛ بلکه مهم تر از آن، از مهارت های کافی اخلاقی برای درک سیستم ارزشی برخوردار نیستند. نکته قابل تامل آن است که عملکرد سازمان ها تنها برحسب موضوعات مالی، ارزیابی و تفسیر نمی شود .این بیانگر نقش قابل توجه عوامل غیرمادی، معنوی و اخلاقی در بالندگی سازمان ها است. اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮑﯽ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻬﻢ و ﮐﻠﯿﺪ اﺻﻠﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺴﺘﻢ اداری ﺗﻮﺳﻌﻪﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ.با توجه به جایگاه حسابرسان و ممیزین مالیاتی در سازمان امور مالیاتی به عنوان حیاتی ترین و منبع اصلی ایجاد درآمد مالیاتی بر آن شدیم تا سازمان مالیاتی را محور توجه قرار دهیم. لذا قصد داریم تا به ارزیابی مولفه های اخلاق حرفه ای در حیطه حسابرسی از دیدگاه علمی بپردازیم. این پژوهش، شامل دو بخش کیفی و کمی می باشد و روابط بین عوامل، نتایج و مولفه ها در قالب نمودار و جداول ارایه گردیده است است. با توجه به جایگاه سازمان امور مالیاتی بر آن شدیم تا سازمان مالیاتی را محور توجه قرار دهیم. لذا قصد داریم تا به ارزیابی مولفه های اخلاق حرفه ای در حیطه حسابرسی از دیدگاه علمی بپردازیم. این پژوهش، شامل دو بخش کیفی و کمی می باشد و روابط بین عوامل و نتایج در قالب نمودار و جداول ارایه گردیده است
سیاست های سبک زندگی به مثابه چارچوبی برای تبیین مسائل سیاسی-اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی پدیده سیاست های سبک زندگی در عصر مدرن و پسا مدرن می پردازد، رویکردی نوین به کنشگری سیاسی و اجتماعی که در آن انتخاب های روزمره زندگی به عرصه ای برای ابراز هویت ، ارزش ها و تلاش برای تغییر مسائلزندگی اجتماعی تبدیل و به عنوان شکل نوینی از کنشگری سیاسی و اجتماعی ظهور کرده است. هدف اصلی مقاله، ارائه یک چارچوب نظری جامع برای درک نقش سیاست های سبک زندگی در ابعاد مختلف کنشگری، هویت اجتماعی و ارتباط آن با مسائل اجتماعی است. این مقاله از نوع پژوهش های نظری و بنیادی است که با استفاده از رویکرد فراتحلیلی، دیدگاه های کلیدی اندیشمندان برجسته این حوزه (مانند گیدنز، بک، باومن، تئوچاریس، و دی مور) را تلفیق و چارچوبی منسجم برای تحلیل این پدیده ارائه می دهد. داده های مورد نیاز از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی موجود در حوزه سیاست های سبک زندگی و حوزه های مرتبط جمع آوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند که اولا مفهوم سیاستهای سبک زندگی مفهومی نوپدید درحوزه جامعه شناسی بوده و درایران چارچوب مفهومی و نظری جدیدی را فرا روی پژوهشگران مسائل اجتماعی وسیاسی قرار می دهد. ثانیا سیاست های سبک زندگی پدیده ای چندوجهی هستند که ابعاد فردی، جمعی، فرهنگی و سیاسی را در بر می گیرند. این نوع سیاست ها از انتخاب های فردی آغاز اما ظرفیت تبدیل شدن به کنش های جمعی و جنبش های اجتماعی را در خود دارد .سیاست های سبک زندگی این امکان را فراهم می کنند تا به تغییرات در سطوح مختلف (فردی، جمعی، ساختاری) منجر شوند؛ بعضا بامسائل اجتماعی مانند فردگرایی افراطی، مصرف گرایی و نابرابری اجتماعی همراه هستند. فضای دیجیتال و رسانه های اجتماعی نیز به عرصه کلیدی این نوع کنشگری تبدیل شده اند که زمینه های بوجود آمدن فرصت ها و چالش های اجتماعی جدیدی را فراهم می کنند.مقاله حاضردرپی یافتن و معرفی مفاهیم، مولفه ها وموضوع های جدیدی درسپهر علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی فرهنگ است که می تواند دربررسی مسائل اجتماعی مورد بهره برداری قرار گیرد.
تعامل بین کارآفرینی اجتماعی زنان در ایران و عوامل ساختاری و فرهنگی با استفاده از نظریه عاملیت –ساختار گیدنز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله مروری با استفاده از تئوری ساخت یابی گیدنز چگونگی تعامل مشترک بین کارآفرینان اجتماعی زن و ساختار را در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران توصیف می کند. در روش شناسی با رویکرد کیفی، و روش تجزیه وتحلیل اسنادی کتاب شناختی استفاده شده است. از منظر هدف شناسی، این پژوهش در طبقه پژوهش های توصیفی قرار می گیرد؛ چراکه هدف از پژوهش های کتابخانه ای، توصیف و گسترش دامنه شناخت است. اهمیت معاصر کارآفرینی اجتماعی در ترکیبی از نیروهای ساختاری پیچیده و فعالیت های عاملینی است که تغییرات را آغاز، مطالبه، تحمیل و یا تسهیل می کنند. کارآفرینان اجتماعی نوظهور توسط ساختار ساخته می شوند و به دلیل نارضایتی از ساختار موجود در فرایند حل مساله اجتماعی ساختارهایی تولید می کنند که می توانند فعالیت آنها را تسهیل یا محدود کنند. درک صحیح از قدرت بالقوه عاملیت در دوره ای از زندگی، حرکت فراتر از انتظارات حوزه خاص را در زنان کارآفرین اجتماعی ضروری می کند. راهبرد های ایجاد سرمایه اجتماعی قوی، توانمندسازی متقابل، مسئولیت پذیری ساختار، حمایت نهادی از فعالیت زنان کارآفرین اجتماعی، ساخت شبکه خواهرانه، تجارت عادلانه انسان محور و انطباق از جمله گونه های نشان دهنده تعامل سازنده مشترک بین کارآفرین (عامل) و ساختار می باشند. اقدامات آنها نتایج غیرعمدی مانند انتقال مسئولیت های دولتی به به این موسسات را به همراه دارد. تحول هویتی و بازاندیشانه کارآفرینان زن به واسطه کسب اعتماد به نفس و خودکارآمدی در فرایند کارآفرینی اجتماعی و نیز تغییرات فرهنگی و سیاستگذاری که برای سهولت در کارآفرینی اجتماعی زنان در ساختار صورت می گیرد، می تواند استفاده از نظریه ساختار گیدنز در کارآفرینی پیشنهاد کند.
طراحی مداخلات مددکاری اجتماعی براساس واکاوی تجربه زندگی با معلولیت جسمی- حرکتی در شهرکرمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
معلولیت جسمی-حرکتی یکی از محورهای مهم پژوهش های اجتماعی و سلامت است که نسبتِ دسترسی، فرصت ها و کیفیت زندگی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از این پژوهش مطالعه ی تجربه ی زیسته زندگی افراد دارای معلولیت جسمی و حرکتی درخصوص شناسایی مسائل و مشکلات آنها و طراحی مداخلات مددکاری برای حل این مشکلات است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش،کیفی و براساس رویکرد پدیدار شناختی است. مشارکت کنندگان تحقیق را 22 نفر از افراد دارای معلولیت در شهر کرمان تشکیل می دهند که با توجه به اشباع نظری و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. از مصاحبه نیمه ساختار یافته به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شده است. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه روش: کنترل یا اعتبار یابی توسط اعضا،مقایسه های تحلیلی واستفاده از تکنیک ممیزی بهره گرفته شده است . طبق یافته های حاصله مقوله حمایت عاطفی – روانی یکی از مهمترین نیازهای معلولین است که بیشتر از سوی دوستان و نزدیکان شکل می گیرد.اما به دنبال خود چالش وابستگی به اطرافیان را بوجود می آورد که با مقولات فرعی : وابستگی مالی و حمایتی به دیگران ،وابستگی عاطفی و نیاز های مراقبتی مشخص می شود.همچنین معلولین آسیب های روانی متعددی را در جامعه تجربه می کنند که عمدتا توسط سه مقوله فرعی : خشونت خانگی ، احساس حقارت ناشی از معلولیت و عدم پذیرش معلول در جامعه شکل می گیرد. نداشتن هزینه های درمانی، مشکلات مالی و عدم دسترسی به شغل مناسب برای معلولین پیامدی از جمله احساس افسردگی را در پی داشته است. علت معلولیت در سه مقوله اشتباه پزشکی،بیماری و حوادث ناگوار گزارش شده است .فرهنگ سازی حمایتی از معلولین،حمایت سازمانی و متناسب سازی فضای شهری از جمله مهمترین راهبردها و بر این اساس مداخلات مددکاری متناسب با چالش های پیش روی پیشنهاد شده است.
تحلیل جامعه شناختی موج چهارم دموکراتیزاسیون در ایران؛ دوره اعتدال گرایان (1400 1392)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تاریخ معاصر ایران،یاد آور سه موجِ دموکراتیزاسیون است که مجددا به اقتدارگرایی بازگشته اند.این پژوهش مدعی است،در موج چهارم که از زمان اصلاح طلبان آغاز شد نیز گذارِ دموکراتیک، پارابلماتیک بوده و در دوره اعتدالگرایان منجر به تثبیتِ اقتدارگرایی شده است.رویکردِ روش شناختی پژوهش،عقلانیتِ انتقادی است. لذا مشکلِ گذار ابتدا تبیین و سپس، «پرسش علمی» اینگونه طرح شد که«چرا فرآیندِگذار متوقف و اقتدارگرایی در دوره اعتدالگرایان تثبیت شده است؟» . برای پاسخِ تئوریک به پرسش،دستگاه نظریِ پژوهش بر اساس تئوری هایِ کنشگرایِ گذار،صورت بندی شده است.سپس فرضیه ها از دستگاه نظری استنتاج گردید. مبنایِ فرضیه ها، فقدانِ سه شرطِ لازم«وضعیت نخبگان گسیخته»«پیمان دمکراتیک»و«مشروعیتِ دموکراسی» یا«نظام حزبیِ نهادمند»در فرآیندِ دموکراتیزاسیون است. سرانجام برای داوریِ تجربیِ دستگاهِ نظری و فرضیه ها،به وقایع تاریخی مراجعه شد. روش پژوهش تطبیقی-تاریخی با دو سطح تحلیل است. از تکنیک تحلیل روایتی در تفسیر و از تکنیکِ تحلیلِ همایندی در تبیینِ علّی استفاده شده است.برای روایی کاربستِ تکنیک همایندی،دستگاهِ تئوریک به عنوان موردِ «گواه»،است. پژوهش«مورد محور»، واحدِ تحلیل؛دوره اعتدالگرایان و شیوه پژوهش اسنادی و کتابخانه ای است.یافته ها نشان می دهد در دوره اعتدالگرایان، دو مؤلفه وضعیت نخبگان و وجود بحران؛با تثبیت اقتدارگرایی هم آیند است. هم چنین در فرآیندِ دموکراتیزاسیون که پس از استیلای نخبگان یکپارچه ایدئولوژیک، متوقف شده بود، وضعیت بحران،در نبودِ نظام حزبی نهادمند و یا عدمِ مشروعیت بالای دموکراسی،منجر به تثبیتِ اقتدارگرایی شده است.این یافته خلاف انتظار دستگاه تحلیل نظری و نیز گزاره های تئوریک در رویکردکنشگرای گذار است.
بررسی نزاع دسته جمعی (امنیت اجتماعی) در استان کهگیلویه و بویراحمد با تأکید بر عوامل فرهنگی – اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با گرایش به نزاع های دسته جمعی می باشد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه مردان 18 سال به بالای استان استان کهگیلویه و بویراحمد می باشد که تعداد آنها در حدود 500 هزار نفر می باشد و 384 نفر بر اساس فورمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس نظریه های دورکیم، هیرشی، آلبرت کوهن، کلوارد و اوهلین، آگنیو، شاو و مک کی، مارکس، بونگر، ویلسون و هرنستین، پاتنام و کلمن شکل گرفته است. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) می باشد. در رویکرد کمی روش غالب پیمایشی و ابزار گردآری اطلاعات پرسشنامه است. به منظور کسب اطلاعات تکمیلی درباره موضوع تحقیق، از رویکرد کیفی و از تکنیک پدیدارشناسی استفاده شده است. نتایج مطالعات کمی نشان دادند که بین متغیرهای رضایت از زندگی (41/0-)، دینداری (38/0-)، احساس محرومیت نسبی (34/0)، گرایشات قومی – قبیله ای (44/0)، اعتماد اجتماعی (33/0-)، انسجام اجتماعی 24/0-)، پایگاه اقتصادی (30/-)، وضعیت تأهل (افراد مجرد بیشتر از متأهل) و تحصیلات (زیردیپلم بیشتر از دیگران) با گرایش به نزاع های دسته جمعی ارتباط وجود دارد.سوال اصلی پژوهش حاضر این است که عوامل فرهنگی- اجتماعی چه تاثیری بر نزاع دسته جمعی در استان کهکلویه و بریز احمد دارد؟نتایج مطالعات کمی نشان دادند که بین متغیرهای رضایت از زندگی (41/0-)، دینداری (38/0-)، احساس محرومیت نسبی (34/0)، گرایشات قومی – قبیله ای (44/0)، اعتماد اجتماعی (33/0-)، انسجام اجتماعی 24/0-)، پایگاه اقتصادی (30/-)، وضعیت تأهل (افراد مجرد بیشتر از متأهل) و تحصیلات (زیردیپلم بیشتر از دیگران) با گرایش به نزاع های دسته جمعی ارتباط وجود دارد.سوال اصلی پژوهش حاضر این است که عوامل فرهنگی- اجتماعی چه تاثیری بر نزاع دسته جمعی در استان کهکلویه و بریز احمد . . ارتباط دارد؟