محسن کرمی

محسن کرمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۳ مورد.
۱.

بازنماییِ فیلمیِ مفهوم اگزیستانسیالِ دوستی در فیلم خانه دوست کجاست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازنمایی فیلمی خانه دوست کجاست؟ (1365) دوستی مفاهیم اگزیستانسیال/وجودی نئوفرمالیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین شیوه بازنمایی فیلمی مسائل وجودی در آثار عباس کیارستمی، با تمرکز ویژه بر فیلم خانه دوست کجاست؟ انجام شده است. به نظر می رسد که کیارستمی در این فیلم به شیوه ای عمیق به بازتاب مفهوم اگزیستانسیال دوستی و مسائل مرتبط با آن از جمله مسئولیت، تعهد و جستجوی اخلاقی پرداخته است. این مطالعه قصد داشته است که با بررسی دقیق فیلم مذکور شگردها و تکنیک های فیلمیِ کیارستمی را در بازنمایی مفاهیم اگزیستانسیال کشف و عرضه کند؛ و از روش تحلیلی-تفسیری با رویکرد نئوفرمالیسم برای این کار استفاده می کند. کیارستمی در فیلم خانه دوست کجاست؟ به طور خاص به مسئله دوستی و مسئولیت ها و تعهدات و جست وجوهای اخلاقیِ ناشی از آن پرداخته است. این فیلم با تمرکز بر داستانی ساده و روزمره، اما عمیق، به تماشاگر نگرشی فلسفی و وجودی از آن مسائل انسانی می دهد. بازنمایی واقعیت های روزمره در این فیلم، به فیلم ساز امکان داده تا مخاطب را با عمق و پیچیدگی های اخلاقی و فلسفی همراه کند. کیارستمی همه این ها را از طریق ابزارهای سینمایی از جمله روایت دراماتیک، تصویربرداری، نورپردازی، تدوین و صدا انجام داده است و با سبک خاص خود مخاطب را به سفری همراه با احمد، قهرمان فیلم، برای کندوکاو در ژرفاهای دوستی به مثابه امری وجودی در زندگی انسانی می برد.
۲.

ظرفیت های اخلاقی فیلم داستانی در پرورش مهارت های اخلاقی: درباره الی (1387) به مثابه نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی- سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پداگوژی اخلاقی سینمایی درباره الی فیلم داستانی مهارت های اخلاقی معرفت غیرگزاره ای نوئل کرول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
مقاله حاضر به بررسی ظرفیت تربیتی سینمای روایی در پرورش مهارت های اخلاقی می پردازد و فیلم درباره الی (۱۳۸۷) ساخته اصغر فرهادی را به عنوان نمونه ای برجسته از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد. با تکیه بر رهیافت پرورشی نوئل کرول و تمایز میان معرفت گزاره ای و معرفت غیرگزاره ای، نشان داده می شود که فیلم های داستانیِ اخلاق محور می توانند، بی آنکه آموزه های اخلاقی را به صورت صریح القاء کنند، از مسیر تجربه روایی و عاطفی مهارت های اخلاقی را پرورش دهند. مبنای نظری مقاله این است که تجربه سینمایی می تواند معرفت غیرگزاره ایِ اخلاقی فراهم آورد؛ معرفتی که از راه مواجهه با موقعیت ها و تمرین قضاوت در آن ها حاصل می شود. تحلیل در سه سطح درهم تنیده صورت می گیرد: ابهام و تأخیر در افشای اطلاعات روایی، پویایی شخصیت ها در قالب آنچه چرخه فضیلت نامیده می شود، و کارکرد عناصر فرمی فیلم نظیر میزانسن، فیلم برداری، صدا، و تدوین. نخست، ساختار پنهان کارانه و به تعویق انداختن گره گشایی مخاطب را در وضع وحالِ عدم قطعیت معرفتی قرار می دهد که او را به مشارکت فعال در استنتاج شواهد و صدور احکام اخلاقی موقّت وادار می سازد. این خلأ معرفتی زمینه تمرین مهارت هایی چون پرسشگریِ روایی، تحمل عدم قطعیت، و بازاندیشیِ مستمر در داوری ها را برای تماشاگر فراهم می آورد. دوم، از خلال ترکیب شخصیت های متضاد و نمایش طیفی از منش های اخلاقی—از دروغ حفاظتی تا قضاوت شتاب زده و اخلاق گرایی اقتدارطلبانه—فیلم مخاطب را به مقایسه انتقادی و پالایش مفاهیم فضیلت و رذیلت فرامی خواند. این چرخه فضیلت به تماشاگر امکان می دهد تا ظرافت اخلاقی، همدلی نقادانه، و درک زمینه مند از فضایل را تمرین کند. سوم، عناصر فرمی فیلم به عنوان سازوکارهایی اخلاقاً فعال عمل می کنند: میزانسن موقعیت های اخلاقی را تجسم می بخشد، فیلم برداری دیدگاه پذیری و فروتنی معرفتی را می آموزد، صدا زمینه عاطفی و سکوت تأملی را شکل می دهد، و تدوین ریتم تعمق اخلاقی را تنظیم می کند. ترکیب این سه سطح نشان می دهد که فیلم داستانی قادر است هم معرفت گزاره ای و هم معرفت غیرگزاره ای را توأمان عرضه کند و از این رهگذر مهارت هایی عملی و پراگماتیک در داوری اخلاقی پرورده شود. درنهایت، مقاله می کوشد نشان دهد که درباره الی نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی است که، به جای آموزش مستقیمِ اصول اخلاقی، شرایطی فراهم می آورد تا تماشاگر خود به کنشگرِ قضاوت و بازاندیشی بدل شود و بدین ترتیب حساسیت همدلانه، تشخیص اخلاقی زمینه مند، و فروتنی معرفتی را در مخاطبان تقویت کند و بپرورد.
۳.

ظرفیت روایت های منتخب تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن

کلیدواژه‌ها: رسانه هنر نمایش ظرفیت نمایشی روایت تذکره الاولیاء انیمیشن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: هدف این پژوهش، تبیین ظرفیت های نمایشی برخی از روایت های تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن است و بر همین اساس به دنبال کشف عناصر درام موجود در این اثر و کاربردی کردن آن ها برای استفاده در انیمیشن می باشد.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از روش تحلیل روایت بهره برده است، به این صورت که اذکار «معروف کرخی»، «حسن بصری»، «جنید بغدادی»، «رابعه»، «ابوسعید ابوالخیر» و «مالک دینار» به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شده و سپس عناصر درام موجود در هر ذکر (روایت) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. درنهایت نیز مثال یا ایده ای برای به تصویر درآمدن در قالب انیمیشن متناسب با محتوای هر ذکر، به منظور کاربست آن در نگارش فیلمنامه انیمیشن پیشنهاد شده است.یافته ها: بیشتر عناصر درام ازجمله آغاز، میانه و پایان، ستیز، آشفتگی، پیچیدگی، بحران، کشش و غیره در روایت های منتخب تذکره الاولیاء به صورت بالقوه حضور دارد. منظور از بالقوه این است که آنچه به عنوان عناصر درام از دل متن اصلی هر روایت استخراج شده است، الزاماً تمامی ویژگی های نظری عناصر درام را دربرنمی گیرد. برخی از عناصر مانند تفکیک احباب و اجتماع ضدین در هیچ یک از روایت ها کشف نشدند و عنصر کنایه نیز در نیمی از روایت ها حضور داشته و در نیمی دیگر یافت نشد. عناصر هماهنگی و منولوگ نیز در دو مورد از روایت ها دیده نشدند.بحث و نتیجه گیری: با توجه به عناصر درام کشف شده از روایت های منتخب تذکره الاولیاء و همچنین تناسب محتوای این روایت ها با ویژگی های قالب انیمیشن، این روایت ها ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی به ویژه انیمیشن را دارا هستند.
۴.

تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» در منظومه خسرو و شیرین : از کهن الگو تا تراژدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل دراماتیک شیرین کهن الگو منظومه خسرو و شیرین نظریه عشق استرنبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۷
این پژوهش با هدف تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین در منظومه خسرو و شیرین نظامی، جایگاه او را به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» بررسی می کند. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی، از دو منظرِ نظریه مثلث عشق استرنبرگ و کهن الگوهای یونگ، به واکاوی عناصر سازنده شخصیت شیرین می پردازد و نشان می دهد که عشقِ شیرین واجد هر سه مؤلفه صمیمیت، شور و تعهد است و در عین حال، ویژگی های کهن الگویی او همچون زیبایی، پاکدامنی، پویایی، خردمندی، حساسیت و کینه جویی نقشی کلیدی در ساختار دراماتیک روایت دارند. از منظر دراماتیک، شیرین به عنوان شخصیت محوریِ داستان مسیر تحول و تعالی ای پیچیده را طی می کند که از عشقی آرمانی آغاز می شود و درنهایت به انتخابی تراژیک می انجامد. تحلیل روابط او با سایر شخصیت ها، ازجمله خسرو، فرهاد و شیرویه، نشان می دهد که داستان عمدتاً حول واکنش آن ها به کنش های شیرین شکل می گیرد و به پیش می رود. درنهایت، شاید بشود گفت که این پژوهش از سویی می تواند الهام بخش درام پردازی معاصر باشد و از سوی دیگر راه را برای بررسی های بیشتر در حوزه بازنمایی زنان عاشق در ادبیات فارسی به مثابه منابعی ارزشمند از ناخودآگاه جمعی ایرانیان در باب عشق بگشاید.
۵.

تحلیل مستندهای مادرکشی،کُربال از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست

کلیدواژه‌ها: محیط زیست مسئولیت اخلاقی فیلم مستند نشانه شناسی رسانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف: این تحقیق در صدد تحلیل مستندهای تلویزیونی از منظر مسئولیت اخلاقی انسان در تعامل با محیط زیست است.روش شناسی پژوهش : روش این تحقیق روش نشانه شناسی است و از داده های آرشیوی و اسناد رسانه ای استفاده شده و شیوه ی تحلیل نشانه شناسی هم شیوه ی پیرس است.یافته ها: در فیلم های مستند منتخب ارزش های اخلاقی و هنجارها از طریق سه عنصر نشانه شناسی (پیرس) نماد، نمایه و شمایلی به کار رفته است و از این راه سه عنصر مضامین بحران خشکسالی دریاچه ها و منابع زیرزمینی، قطع درختان و جنگل خواری، آلودگی هوا مورد تحلیل قرارگرفته است. طبق یافته های تحقیق سه موضوع بحران های محیط زیستی، لزوم مراقبت و همچنین احیای محیط زیست در دو فیلم "مادرکشی و کُربال" به تصویر کشیده شده است. این دو فیلم برای به تصویرکشیدن مسولیت اخلاقی بیشتر از نمایه ها استفاده کرده است.بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با تحلیل و بررسی فیلم های منتخب به این نتایج رسیده است که عدم رعایت اخلاق زیست محیطی در سطح حاکمیتی، با تصمیمات غلط و بدون دانش کافی و در سطح دوم عدم آگاهی از نحوه ی مصرف منابع توسط مردم باعث بروز بحران ها در موضوع محیط زیست شده است. و نیز استفاده ی فیلم سازان از عناصر نشانه شناسی در فیلم ها برای انتقال مفاهیم به صورت تصویری که ماهیت فیلم می باشد بسیار کاربردی و مهم می باشد.
۶.

کاوشی در متعلّقاتِ نقد اخلاقی در دنیای هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دنیای هنر فلسفه اخلاق متعلقات نقد اخلاقی نقد اخلاقی هنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: موضوع اصلی جستار حاضر یافتن متعلّقات نقد اخلاقی در دنیای هنر است. این پژوهش می کوشد تا نشان دهد که دامنه نقد اخلاقی فراتر از آثار هنری است، که سنّتاً مهمّ ترین موضوع نقد اخلاقی بوده است. بنابراین، در پی کشف سایر متعلّقات نقد اخلاقی در دنیای هنر، تبیین چگونگی نقد در هر کدام از این حوزه ها، و اهمّیّت آن برمی آید، تا به طریقی چارچوبی جامع برای ارزیابیِ اخلاقیِ کلّ دنیای هنر عرضه کند.روش پژوهش: پژوهش با رویکردی کیفی و تحلیلی، از روش تحلیل مفهومی و استقرایی بهره می برد. داده ها از متون تاریخی، نظریه های فلسفی و مطالعات موردی در هنر استخراج شده است. این روش ترکیبی از بررسی های نظری و عملی را به کار می گیرد تا چارچوبی مستحکم ارائه دهد.یافته ها: پژوهش یازده متعلق اصلی برای نقد اخلاقی در دنیای هنر شناسایی می کند و در هر مورد به تبیین چگونگی نقد از طریق آوردن مثال هایی می پردازد و در نهایت توضیح می دهد که چرا نقد اخلاقیِ حیطه مذکور اهمّیّت دارد: (1) آثار هنری، (2) فرآیند هنرآفرینی، (3) هنرمند، (4) مخاطب، (5) فرآیند ادراک هنری، (6) فراورده نقد هنری، (7) منتقد، (8) فرایند عرضه هنر، (9) عرضه کنندگان هنر، (10) فرآیند تعلیم و تربیت هنری، (11) معلّمان و مربّیان هنر.نتیجه گیری: این جستار، با ارائه چارچوبی نظری و عملی، نشان می دهد که گسترش نقد اخلاقی به تمامی این ابعاد نه تنها ضروری است، بل نقشی اساسی در ارتقای استانداردهای اخلاقی در دنیای هنر و جامعه دارد. در مقابل، نادیده گرفتن این جنبه ها، فرصت هنر برای ایفای نقش مثبت اخلاقی را محدود خواهد کرد.
۷.

The Educational Potentials of Digital Games for Cultivation of Abstract Thinking in Children: a conceptual-phenomenological analysis of ‘Minecraft’(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Minecraft Abstract Thinking Interactive Digital Games Conceptual–Phenomenological Analysis Philosophy of Educatio

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
This paper adopts a conceptual–phenomenological approach to examine Minecraft’s potential to foster abstract thinking in children. Drawing on Piaget’s cognitive development theory, Vygotsky’s sociocultural theory, Dewey’s philosophy of experience, and Gadamer’s hermeneutics of play, it integrates conceptual analysis of in-game structures such as three-dimensional blocks, Redstone circuits, spatial relations, symbolism, and metaphor with a phenomenological exploration of children lived gameplay experiences. Fourteen key components of abstract thinking are identified, including spatial visualization, symbolic and logical reasoning, algorithmic thinking, analogy, systems thinking, planning, imagination, and metacognitive reflection. Empirically, the study is supported by interviews and participant observations with 25 children aged 10–12 over five weeks. The findings indicate that Minecraft’s iterative processes of building, testing, and redesign, together with collaborative interaction and low-risk experimentation, enhance spatial and logical skills while promoting higher-order thinking, symbolic understanding, and early forms of theorization. The game’s multimodal environment further supports visual meaning-making, pattern recognition, and self-regulation. Overall, Minecraft is presented not merely as a space for play, but as a philosophically and educationally significant medium that contributes to the development of conceptual thinking and offers a model for rethinking learning environments in contemporary education.
۸.

الگوهای فضیلت در روایت های تلویزیونی؛ تحلیلی از منظر الگوگرایی اخلاقی زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوگرایی اخلاقی تحسین اخلاقی تخیل اخلاقی روایت های تلویزیونی معرفت اخلاقی از راه مواجهه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۰
این مقاله، با تکیه بر نظریه «الگوگرایی اخلاقی» لیندا زگزبسکی، به بررسی ظرفیت های اخلاقی روایت های تلویزیونی، به ویژه سریال های ایرانی، در ارتقای معرفت اخلاقی و پرورش منش می پردازد. برخلاف نظریه های قاعده محور، زگزبسکی منشأ معرفت اخلاقی را در مواجهه زیسته با افراد فضیلت مند می داند؛ مواجهه ای که با تحسین اخلاقی آغاز می شود، با تخیل اخلاقی ادامه می یابد، و با تشبّه به الگو تکمیل می گردد. بر این اساس، روایت های داستانی، از جمله سریال های تلویزیونی، می توانند بستر مؤثری برای چنین مواجهه ای فراهم سازند. به لحاظ روش شناختی، مقاله ترکیبی از تحلیل مفهومی در فلسفه اخلاق و تحلیل روایت شناختی در مطالعات رسانه را به کار می گیرد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریه زگزبسکی همچون «تحسین اخلاقی»، «معرفت مواجهه ای»، و «تشبّه اخلاقی» تبیین می شود. سپس، پنج سریال شاخص ایرانی (هزاردستان، روزی روزگاری، قصه های مجید، امام علی، و روزگار قریب) بر اساس روایت تدریجی، شخصیت محوری، و پیچیدگی اخلاقی تحلیل می شوند. بنا بر این ها یافته ها نشان می دهند که این سریال ها با شخصیت پردازی تدریجی، بازنمایی تعارض های اخلاقی، و تحریک واکنش هایی چون تحسین یا انزجار شرایطی فراهم می سازند که مخاطب از موضع مشارکتی و همدلانه با شخصیت هایی چون مرادبیگ، رضا تفنگچی، دکتر قریب و بی بی روبه رو شود. این مواجهه، به ادراک غیرگزاره ای و درونی سازی فضیلت ها می انجامد. در نهایت، مقاله نشان می دهد که زمینه های فرهنگی-بومی سریال ها (زبان، تاریخ، حافظه جمعی) نقش مؤثری در تقویت الگوپذیری اخلاقی دارند.
۹.

ساختار روایت فیلم گلادیاتور در تبدیل سرگذشت ماکسیموس به درام حماسی

کلیدواژه‌ها: درام فیلم سینما ژانر حماسی شخصیت حماسی روایت حماسی فیلم گلادیاتور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف: هدف اصلی تحقیق بررسی ساختار روایت فیلم گلادیاتور در تبدیل سرگذشت ماکسیموس به درام حماسی است. در این تحقیق با تحلیل روایت حماسی فیلم گلادیاتور بررسی می شود که برای ساخت یک فیلم حماسی در قسمت روایت چه چارچوبی باید رعایت شود تا فیلم به ژانر حماسه تبدیل شود.روش شناسی پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. در این پژوهش برای به دست آوردن ساختار روایت به تحلیل فیلم گلادیاتور پرداخته و با بررسی روایت فیلم سعی شده یک چارچوب کلی برای ساختار روایت در درام حماسی تبیین گردد.یافته ها: در تبدیل سرگذشت تاریخی فیلم گلادیاتور، رویدادی از سرگذشت شخصیت انتخاب شده که این رخدادها پتانسیل حماسه را داشته اند و فیلمنامه نویس آن را به روایت تبدیل کرده است. نویسنده برای تبدیل رخدادهای به روایت از تخیل استفاده می کند تا یک قصه منسجم و به هم پیوسته را بنویسد. در فیلم گلادیاتور فیلمنامه نویس با توجه به رویدادهای مختلف به وسیله قوه تخیل آن ها را به یک روایت تبدیل کرده که قهرمان را به صورت شخصیتی حماسی معرفی می کند.بحث و نتیجه گیری: باتوجه به اینکه سرگذشت هیچ شخصیتی به خودی خود روایتی به هم پیوسته نیست، برای نوشتن سرنوشت شخصیت حماسی می توان از رخدادهای امکانی استفاده کرد؛ یعنی اتفاقاتی که واقع نشده اما امکان وقوع آن توسط قهرمان دور از ذهن نیست؛ هرچند با توجه به بعد حماسی اثر نباید زندگی شخصیت تحریف گردد. همه اتفاقات حول محور قهرمان قرار می گیرد و داستان نباید از لحاظ روایت پیچیدگی داشته باشد تا تمام تمرکز مخاطب به قهرمان معطوف گردد.
۱۰.

قابلیت های زیرژانر ابرقهرمانی در پویانمایی مطابق با مولفه شناخت های اخلاقی در الگو تعلیم و تربیت اخلاقی کودک؛ مطالعه موردی مجموعه پویانمایی گروه شب نقاب

کلیدواژه‌ها: پویانمایی ژانر زیرژانر ابرقهرمانی تعلیم و تربیت اخلاق کودک مجموعه گروه شبنقاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: از یک سو تمامی ساحت های دین به نوعی با تمامی ساحت های تعلیم و تربیت ارتباط دارند و از سویی دیگر می توان از انواع رسانه ها، ازجمله رسانه فیلم، به عنوان ابزار تعلیم و تربیت بهره جست. در این تحقیق از میان ژانرها و زیرژانرهای گوناگون فیلم، زیرژانر ابرقهرمانی که یکی از پرمخاطب ترین و تأثیرگذارترین زیرژانرها در فیلم کودک و نوجوان است، مورد تحقیق قرار گرفت. به عبارت دیگر بررسی شد که این زیرژانر چگونه می تواند به مثابه ابزار تعلیم و تربیت اخلاقیِ در راستای توسعه شناخت اخلاقی کودکان به کار گرفته شود.روش شناسی پژوهش : برای یافتن پاسخ این پژوهش، فصل اول مجموعه پویانمایی گروه شب نقاب، به وسیله روش تحلیل روایت مورد مطالعه قرار گرفت. درحقیقت با تمرکز بر سه محور اصلی سامان دهنده مضمون و روایت در انیمیشن، یعنی فیلمنامه، کارگردانی و تدوین، به چگونگی تعلیم شناخت های اخلاقی در مخاطبان کودک پرداخته شد.یافته ها: در قسمت های موردبررسی در مجموعه گروه شب نقاب موارد روشنی از تعلیم و تربیت شناخت های اخلاقی به عنوان یکی از لوازم اخلاقی زیستن شامل بخشندگی، تمرکز در برابر بازیگوشی، صداقت و روراستی، سهل انگار نبودن و غرور و دست کم گرفتن رقیب یافت و تبیین شد تا نشان داده شود که زیرژانر ابرقهرمانی قابلیت توسعه شناخت های اخلاقی را دارد.بحث و نتیجه گیری: با تحلیل یافته های این پژوهش می توان گفت که زیرژانر ابرقهرمانی این قابلیت را دارد که از آن در فرایند تعلیم و تربیت اخلاقی کودکان بهره برده شود. بنابراین می توان با این هدف به تولید پویانمایی در زیرژانر مذکور در کشورمان ایران پرداخت.
۱۱.

نسبت هنر با زندگی در تفکّر هیدگر: هنر به مثابه راه نجات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حقیقت سکنی گزیدن معنای زندگی وجود هنر بزرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۲۶۹
نسبت هنر با زندگی همواره از مهمّ ترین مسائل مورد توجّه فیلسوفان هنر بوده است. مارتین هیدگر از فیلسوفان بزرگی است که هنر در اندیشه اش نقشی محوری به عهده دارد و، بنابراین، در جستار حاضر به کاوش در باب نسبت هنر با زندگی در اندیشه او پرداختیم و کوشیدیم با استفاده از تحلیل فلسفی، هرمنوتیک و تحلیل گفتمان دریابیم که هیدگر قائل به چه نسبتی میان هنر و زندگی بوده است.باری، هیدگر هنر را به مقام راه نجات آدمی آدمی برمی کشد و معتقد است که هنر می تواند در مواجهه ما با مسائل وجودی مان کمک کار ما باشد. و به گمان او، البتّه، این نجات بخشی تنها از عهده هنر بزرگ برمی آید، هنری که بتواند از پس وظایفی در قبال زندگی بشر بربیاید.کار دوم این جستار کشف و احصاء این وظایف از دل فلسفه هنر هیدگر بود. به نظر می رسد که هنر این وظایف را در قبال زندگی بشر دارد: برگشودن عالم، تقدیس آن، فهم چگونه زیستن، آفریدن قوم، آزادی، بیرون کشیدن از روزمرّگی، ایجاد تفاوت وجودشناسانه، و زایش عالم معنادار از دل یک زمینه بی معنا و رازآمیز.و در نهایت، کار سومی که بدان پرداختیم این بود که، از نظر هیدگر، هنر چگونه و از چه راه هایی می تواند این وظایف را به انجام برساند و، به تعبیری، آدمی را نجات دهد. بر طبق آراء او، هنر از طریق موضوع قراردادن، تکرار، نشان دادن وجه دیگر امور، فراهم آوردن تجربه شورمندی، پرداختن به جزئیّات، نشان دادن خطوط ساده و اساسی عالم، و فاصله گرفتن از امور می تواند از عهده وظایف پیش گفته بربیاید.
۱۲.

کاربست نظریه "مثلث عشق" استرنبرگ در خصوص شخصیت های "زن عاشق" در خسرووشیرین، لیلی ومجنون، و هفت پیکر نظامی به منظور خلق درام های عاشقانه بومی

کلیدواژه‌ها: خمسه نظامی لیلی ومجنون خسرووشیرین هفت پیکر عشق استرنبرگ زن عاشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۹ تعداد دانلود : ۲۲۴
هدف: عشق از مهم ترین مضامین موجود در دنیای ادبیاتِ همه فرهنگ های جهان، از جمله ادبیات فارسی، است. و به طبع این امر، نظریه های گوناگونی در باب عشق عرضه شده است. از جمله، استرنبرگ در نظریه مثلث عشق معتقد است که وجود مؤلفه های صمیمیت، شور و تعهد می توانند هفت نوع عشق را بسازد. هدف از پژوهش حاضر کاربست این نظریه در خصوص زنان عاشق در سه منظومه نظامی است. به عبارت دیگر، در این پژوهش می کوشیم نظریه استرنبرگ در باب عشق را در مورد زنان عاشق در سه منظوره مذکور به کار ببندیم تا ببینیم که عشق آنان از چه نوع است.روش شناسی پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در بخش توصیفی اطلاعات از طریق اسنادی و کتابخانه ای به دست آمده و در بخش تحلیلی برای دست یابی به هدف پژوهش، سه منظومه نظامی به طور کامل مورد مطالعه قرار گرفت و مضامین ارتباطات عاطفی، کنش ها و مکالمات شخصیت های زن داستانی که دلالت بر عشق دارند با توجه به نظریه مثلث عشق استرنبرگ استخراج شده و سپس به تحلیل محتوای این مطالب پرداخته شده است.یافته ها: ماحصل کاربست نظریه استنبرگ در باب عشق بر شخصیت های زن عاشق در سه منظومه نظامی در این مقاله این بود که چهار نوع عشق در آن ها یافت شد: عشق آرمانی، عشق کورکورانه، عشق متعهدانه و عشق رمانتیک.بحث و نتیجه گیری: عشق های زنان در سه منظوره مذکور بازتابی از ناخودآگاه جمعی ایرانیان در باب عشق است و به نظر می رسد که نظامی در بازنمایی این ناخودآگاه جمعی کوشیده است. اقبال عامّ مخاطبان به این مجموعه علی القاعده ریشه در همین امر دارد.
۱۳.

کاربست نظریّه "تحوّل شش گانه شخصیت در درام" در سریال های صاحبدلان، او یک فرشته بود، اغماء، و میوه ممنوعه

کلیدواژه‌ها: رسانه درام شخصیت سیر تحول شخصیت نظریه تحول شش گانه شخصیت در درام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تحلیل سیر تحول شخصیت های درام از طریق کاربست نظریه «تحول شش گانه شخصیت در درام» با مطالعه موردی مجموعه های نمایشی صاحبدلان، او یک فرشته بود، اغماء و میوه ممنوعه است. این پژوهش درصدد است تا با مطالعه و بررسی درام های موردنظر، انواع سیر تحول شخصیت ها را مورد بررسی قرار دهد. هچنین این پژوهش قصد دارد نشان دهد تنوع تحول شخصیت ها در یک درام چه نقشی در کیفیت ساخت آن دارد. روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش تحلیل محتوای کیفی است که شامل شیوه های تخصصی در پردازش داده های پژوهشی است. این روش در جست وجوی دریافت جنبه های ادراکی و احساسی پیام ها و یا درک موارد پنهانی و قابل استخراج از بیانات و محتواهاست. بنابراین پژوهشگر در این مسیر، افزون بر بیان وضعیت و چگونگی پدیده یا موضوع، به تبیین چگونگی و سایر ابعاد آن و همچنین تحلیل کیفی محتوای اثر می پردازد. یافته ها: انواع شش گانه تحول شخصیت، شامل: رستاخیز، سقوط، تعالی، تدنّی، از قهقرا بازگشتن، و به قهقرا رفتن، جملگی در درام های مورد بررسی در این پژوهش وجود داشتند. به عبارت دیگر، تحول شخصیت های این درام ها آن گونه که در ابتدای امر به نظر می رسد تنها از مقوله رستاخیز (توبه) نیست، بلکه انواع دیگر تحول ها نیز در این درام ها وجود دارند. با این همه، در مجموعه ای مثل صاحبدلان که تحول شخصیت متنوع تر است، کیفیت درام نیز بالاتر است. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحلیل سیر تحول شخصیت ها در درام های موردنظر می توان به این نتیجه رسید که برای داشتن فیلمنامه ای با کیفیت مطلوب، باید علاوه بر متحول شدن شخصیت قهرمان، سایر شخصیت های یک فیلمنامه نیز تحول پیدا کنند، هرچند نه به اندازه قهرمان.
۱۴.

بی تابعیتی و طرح دعوا در دادگاه اروپایی حقوق بشر در پرتو اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بی تابعیتی کنوانسیون اروپایی حقوق بشر دادگاه اروپایی حقوق بشر صلاحیت موضوعی قاعده تفسیر پویا قاعده معنای مستقل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۶۶
دادگاه اروپایی حقوق بشر که در سال 1959 به عنوان نهاد نظارتی کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تأسیس گردید، به دعاوی رسیدگی می کند که به موجب این کنوانسیون و پروتکل های منضم به آن تحت صلاحیت این دادگاه قرار می گیرند. ازجمله ویژگی این دادگاه که با تصویب پروتکل شماره 9 کنوانسیون ایجادشده، طرح دعوا توسط افراد علیه دولت های عضو کنوانسیون است. آنچه بامطالعه کنوانسیون و پروتکل های آن به دست می آید این است که امکان طرح دعوا توسط افراد بی تابعیت فارغ از موضوع دعوا، در این کنوانسیون و پروتکل های آن تصریح نشده است؛ و از سوی دیگر، موضوع تابعیت نیز تحت صلاحیت این دادگاه قرار نمی گیرد. حال پرسش قابل طرح این است که با توجه به اینکه مفهوم تابعیت از صلاحیت موضوعی دادگاه خارج است، افراد بدون تابعیت چگونه می توانند در دادگاه اروپایی حقوق بشر طرح دعوی کنند و اینکه موارد خاصی از بی تابعیتی قابل طرح در این دادگاه می باشد؟ اینگونه به نظر می رسد که دادگاه در رسیدگی به موضوعات مرتبط با بی تابعیتی صلاحیت رسیدگی ندارد ولی این عدم صلاحیت، مانع رسیدگی به دعاوی افراد بدون تابعیت نخواهد شد. اما با بررسی صلاحیت های موضوعی دادگاه اروپایی حقوق بشر و با اتکا به روش توصیفی و تحلیلی، به این نتیجه رسیدیم که علاوه بر صلاحیت دادگاه در رسیدگی به دعاوی مطروحه از سوی افراد بدون تابعیت، موارد خاصی از بی تابعیتی ازجمله سلب تابعیت افراد توسط دولت ها به عنوان مجازات ترذیلی نیز می تواند تحت صلاحیت دادگاه قرار گیرد.
۱۵.

اثر حمایت سازمانی و سرمایه های روان شناختی بر توانایی انجام کار کارکنان در ادارات ورزش و جوانان غرب کشور (با رویکرد مدل ساختاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارتقای سلامتی توان انجام کار ساختار سرمایه روانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۳۰۹
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر حمایت سازمانی و سرمایه های روان شناختی بر توانایی انجام کار کارکنان در ادارات ورزش و جوانان غرب کشور بود. روش پژوهش: این تحقیق از نوع توصیفی - همبستگی و از لحاظ هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان های غرب کشور بود، نمونه گیری به صورت تمام شمار بود که از بین جامعه آماری (388 نفر)، 350 نفر به پرسشنامه پژوهش به صورت صحیح پاسخ دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد توانایی انجام کار (تومی و همکاران، 1991)، حمایت سازمانی ادراک شده آیزنبرگر و همکاران (1986) و سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) استفاده شد. از روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 2 به منظور آزمون مدل پژوهش، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که حمایت سازمانی بر سرمایه روان شناختی (843/0)، ارتقای سلامتی (112/0) و جلوگیری از بیماری (153/0) تأثیر مثبت و معنا داری دارد. همچنین سرمایه روان شناختی بر ارتقای سلامتی (753/0) و جلوگیری از بیماری (773/0) تأثیر مثبت و معنا داری دارد. نتیجه گیری: به مدیران اداره کل ورزش جوانان غرب کشور توصیه می شود که با اتخاذ تدابیری برای افزایش حس حمایت سازمانی به کارکنان و همچنین بهبود سرمایه روان شناختی کارکنان به افزایش و بهبود وضعیت توانایی انجام کار کارکنان تحت مدیریت خود منجر شوند.  
۱۶.

سبک شخصیت پردازی در دراماتورژی سریال روزگار قریب

کلیدواژه‌ها: شخصیت پردازی دراماتورژی روزگار قریب کیانوش عیاری نئورئالیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف: هدف از این پژوهش کشف سبک شخصیت پردازی سریال روزگار قریب، و به عبارت دیگر نحوه تبدیل شخصیت های تاریخی به شخصیت هایی دراماتیک در این سریال است.روش : روش تحلیل در این پژوهش تحلیلی توصیفی با رویکرد نئوفرمالیستی است.یافته ها: در این سریال، شخصیت قهرمان در پنج دوره سنی قرار می گیرد و سفر شخصیت در این پنج دوره با استفاده از نریشن به پیش می رود. ضدقهرمان، در این سریال، بیماری به معنای عام است و در قسمت های مختلف، به فراخور حال، جلوه هایی از این بیماری چونان سرطان، وبا، و حتی بیماریِ ذهنی روانیِ جهل مردمان در مقام ضدقهرمان بروز پیدا می کنند. افزون بر این، از شخصیت های فرعی (مکمل و متضاد) برای نشان دادن ابعاد بیشتری از شخصیت قهرمان و سرگذشتش استفاده می شود. گفتار شخصیت ها نیز بر اساس فرهنگ و موقعیت زمانی روایت شکل گرفته است.نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق، بر مبنای محتوای دلالت گر این مسئله استنتاج می شود که عیاری با استفاده از شخصیت پردازی در ابعاد مختلف سعی در نزدیک شدن به واقعیت خارجی را داشته است و ازاین رو همه تلاشش را کرده است تا از هرگونه جلوه گری در نقش ها و بازی ها جلوگیری کند. بدین سان، سبک شخصیت پردازی او در تبدیل تاریخ به درام سبکی مستندگونه شبیه به نئورئالیسم ایتالیا است.
۱۷.

نقش بلوغ اجتماعی در زمینه سازی پیشاظهور از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عدل جهانی آخرالزمان منجی گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۲۶۳
نقش بی بدیل بلوغ اجتماعی که از مبدأ ربوبى و منشأ واحد و روابط میراثى شروع شده و با رشد مسئولیت های فکرى و اخلاقى و همدلی در ایفای به عهد و وحدت هدف و صفات و قوانین ناشى از آن در مسیر تعالی سعادت و کمال، مى تواند با قابلیت استحقاق به سوی حیات طیبه تداوم و استمرار یابد. ظهور دادگر جهانی، مهم ترین رخداد آخرالزمان براى رهایی انسان ها از بیدادگری است که با یکی از مهم ترین مؤلفه های پیشاظهور یعنی بلوغ اجتماعی، پیوند یافته و تا حد قابل توجهی متأثر از رابطه علّی و معلولی است. بنابراین بررسی آن در زمینه سازی ظهور منجى موعود ضرورت می یابد. در این پژوهش ارزیابی یکی از مؤلفه های مهم بلوغ اجتماعی پیشاظهور از دیدگاه قرآن کریم و روایات با نگرش معرفت شناختی و به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، موردتوجه قرارگرفته است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که بین مؤلفه ایجابی بلوغ اجتماعی و وقوع ظهور منجى رابطه همبستگی دوسویه و معناداری وجود دارد. بدین سان که رشد یافتگی در آراستن به مؤلفه ایجابی بلوغ اجتماعی بطور فزاینده ای موجبات تعجیل فرج را فراهم خواهد ساخت.
۱۸.

کاربرد تعارض های اخلاقی در سیر تحول منحنی دراماتیک شخصیت

کلیدواژه‌ها: شخصیت تحول شخصیت منحنی دراماتیک شخصیت تعارض اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف: بررسی و تبیین کاربردی که ممکن است تعارض های اخلاقی در سیر تحول منحنی دراماتیک شخصیت داشته باشند.روش : در تحقق پژوهش میان رشته ای حاضر از سه روش بهره برده ایم: جهت نقب زدن به درون شخصیّت و پروراندن ابعاد مختلف حیات درونی آن از روان شناسیِ تجربی؛ برای استخراج پیش فرض ها و لوازم منطقی از تحلیل فلسفی و برای کشف معنای آثار از هرمنوتیک هنری.یافته ها: برای یک شخصیت دراماتیک در مواجهه با تعارض های اخلاقی می توان یازده مرحله را ترسیم کرد. این مراحل که در طی آنها شخصیت با کنش های درونی و بیرونی خودش آرام آرام متحول می شود، عبارت اند از:وضع اولیه؛ 2. بروز تعارض اخلاقی؛ 3. انکار و کشمکش شخصیت برای فرار از تعارض؛ 4. ناکامی و خشم؛ 5. تشکیک در اصل اخلاقی؛ 6. ناامیدی؛ 7. پذیرش و بازگشت به اخلاق؛ 8. تصمیم گیری برای انتخاب کم هزینه تر؛ 9.کنش اخلاقی؛ 10. بروز هزینه ها و فایده های کنش اخلاقی؛ 11. واکنش نسبت به هزینه های مترتب بر کنش.نتیجه گیری: در تعارض های اخلاقی، شخصیت باید دشوارترین انتخاب های اخلاقی خود را صورت دهد و این انتخاب ها می توانند مهم ترین تحوّلات را در شخصیت رقم زنند و از مهم ترین عوامل در شکل گیری منحنی شخصیّت در یک درام می باشند.
۱۹.

تبیین محاکاتی از انیمیشن در نسبت با فیلم زنده و تئاتر بر اساس آراء ارسطو و ابن سینا

کلیدواژه‌ها: انیمیشن محاکات فیلم زنده تئاتر ابن سینا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف: با آنکه از چیستی انیمیشن سخنی کمتر نسبت به هنرهای دیگر شده است، اما شناخت انیمیشن از بعد زیبایی شناختی از جهت محاکاتی آن، نسبت به فیلم زنده و تئاتر مورد سؤال واقع نشده است.درنتیجه، این پژوهش به دنبال بررسی مسئله نسبت انیمیشن با تئاتر و فیلم زنده در چارچوب نظریه محاکات ارسطو و ابن سینا است تا بتواند تبیینی محدود از انیمیشن ارائه دهد.روش: در این پژوهش ابعاد مختلف انیمیشن با روش «تحلیل فلسفی» مورد بررسی قرار می گیرد و مولفه های آن استخراج می شود. سپس با یافتن پرسش ها و گزاره های مختلف به روش «تحلیل محتوای کیفیِ جهت دار» نقل قول های و متون نوشتاری ارسطو و ابن سینا مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. از طرف دیگر، به وسیله «هرمنوتیک جدید» یا علم تفسیر متن، اندیشه های ارسطو و ابن سینا را استخراج کرده و به بررسی ابعاد مختلف انیمیشن می پردازد.یافته ها: با بیان مقایسه و نسبت بین تئاتر و فیلم زنده، نسبت انیمیشن و تئاتر نیز مشخص گشته، سپس نسبت انیمیشن با فیلم زنده مورد ارزیابی قرار می گیرد تا در سایه تفاوت آن، با فیلم زنده و تئاتر، و تعامل محاکاتی ای که با یکدیگر می توانند داشته باشند، روشن گردد. از این منظر، حقیقت ساختاریِ انیمیشن به صورت محدود از جنبه محاکاتی، طبق آرای ارسطو و ابن سینا به صورت سه احتمال بیان می شود.نتیجه گیری: این پژوهش در پایان نشان می دهد که نظریه محاکات چه ظرفیت های گران بهایی در حیطه هنرها به طور کلی، و انیمیشن به طور خاص دارد. ابعاد زیبایی شناختیِ پنهان انیمیشن در حوزه برون انیمیشنی روشن گشته و تا حدی نسبت بین انیمیشن و فیلم زنده و تئاتر مشخص شده است.
۲۰.

درآمدی به زیبایی شناسی زشتی، جستاری در چیستی زشتی و کارکردهای آن در دنیای هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زشتی زشتی اخلاقی زشتی روان شناختی زشتی زیبایی شناختی زیبایی شناسی زشتی

تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۳۴۳
بخش اعظم مطالعات هنر، در طول تاریخ، در حول مفهوم زیبایی به مثابه مهم ترین کیفیت آثار هنری گردیده است و اگر هم گهگاه سخن از زشتی به میان آمده است غالباً به عنوانِ مفهومِ متضاد یا متناقض با زیبایی بوده است و نه بیش از آن. اما در دو سده اخیر آرام آرام تحقیقات به سمتِ مفهوم زشتی در عالم هنر نیز معطوف شده اند و خود این مفهوم، فارغ از نسبتش با زیبایی، محل توجه و تأمل قرار گرفته است، هرچند هنوز نمی توان از زیبایی شناسی زشتی به مثابه حوزه ای غنی در ذیل زیبایی شناسی به معنایِ عام آن سخن گفت. ازاین رو، در جستار حاضر کوشیده ایم، با پرداختن به مهم ترین مسائل این حوزه تازه، به نحوی، درآمدی بر این حوزه پژوهشی عرضه کنیم. زیرا، چنان که نشان خواهیم داد، زشتی کارکردهای مهمی در عالم هنر دارد و، بالتبع، نمی توان و نباید از آن به سادگی گذشت. براین قرار، نخست به چیستی زشتی و انواع آن پرداخته ایم و سه نوع زشتی را از هم تمییز داده ایم: زشتی روان شناختی، زشتی زیبایی شناختی، و زشتی اخلاقی. آنگاه به مسئله مهم دیگر در این حوزه، یعنی کارکردهای بروز و ظهور زشتی در عالم هنر، پرداخته ایم. به عبارتِ دیگر، تلاش کرده ایم ببینیم که هنرمندان به چه اهداف و اغراضی انواع زشتی -اعم از روان شناختی و زیبایی شناختی و اخلاقی- را در آثارشان ترسیم و تصویر می کنند. و، درنهایت، نشان داده ایم که، همان طور که نمود زیبایی در آثار هنری کارکردهای خاص خود را دارد، ظهور زشتی نیز کارکردهایی دارد. کارکرد زیبایی شناختی، کارکرد معرفتی، کارکرد روان شناختی، کارکرد اخلاقی، و کارکرد پروپاگاندیک از مهم ترین علل بروز زشتی در آثار هنری اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان