ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
۹۴۱.

بررسی تطبیقی گدای غلامحسین ساعدی و گدای (الشّحاذ) نجیب محفوظ بر اساس دیالکتیک هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: غلام حسین ساعدی نجیب محفوظ هگل گدا ادبیات تطبیقی دیالکتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۸
دو نویسنده ادبیات داستانی ایران و مصر، غلامحسین ساعدی و نجیب محفوظ، در دو اثر همنام خود با عنوانِ گدا، به موضوعات اجتماعی مهمی در برخوردِ جامعه با پدیده مدرنیته پرداخته اند. پژوهش حاضر، با تکیه بر دیالکتیک هگل، به تحلیل تطبیقی این دو اثر، پرداخته و برنهاد (تز) سنت، برابرنهاد (آنتی تز) مدرنیته و هم نهاد (سنتز) پیامدهای این تعارض را در دو جامعه ایران و مصر واکاوی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در داستان «گدا»ی ساعدی، سنت از طریق احترام به خانواده، پایبندی به ارزش های روستایی و اعتقادات مذهبی نمایان است و مدرنیته با فروپاشی کانون خانواده، گسترش فساد اخلاقی و بی اعتنایی به دین، برابرنهاد آن را شکل می دهد. در «الشّحاذ»، سنت در وفاداری خانوادگی، نوستالژی گذشته و سادگی و صمیمیت روستایی تجلی می یابد، در حالی که مدرنیته با علم زدگی، سردی روابط اجتماعی و بی حرمتی به مقدسات در تقابل با آن، قرار می گیرد. دیالکتیک هگل نشان می دهد که این تضادها به مثابه نیروی محرکه ای در بطن تاریخ عمل کرده که نطفه های یکدیگر را در خود پرورش می دهند. پیامد این صیرورت (سنتز) در هر دو اثر، اضطراب، ترس و تنهایی است که در ارتباط با عُمر حمزاوی، شخصیت اصلی الشّحاذ، به شکلِ پوچی و گم گشتگی در معنای زندگی نیز، تجلی می یابد. جستار پیشِ رو، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، ضمن برجسته سازی جنبه های منفی مدرنیته، نشان می دهد که هر دو نویسنده با نگاهی انتقادی، گذارِ ناتمام از سنت به مدرنیته را به تصویرکشیده و عمیقاً به تبعات اجتماعی این تحول پرداخته اند.
۹۴۲.

زنان آفریقایی تبار، ملی گرایی و سیاست توانمندسازی بررسی اثر تملک راز شادی آلیس واکر بر مبنای تفکر فمینیستی سیاه پوستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فمینیسم سیاه ملی گرایی ختنه زنان سیاست توانمندسازی ضمیر جمعی خودشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
درک پیچیدگی وضعیت زنان سیاه پوست در نظام های اخلاقی و اجتماعی، یکی از موضوعات چالش برانگیز در ادبیات سیاه پوستان است که مورد توجه بیشتر نویسندگان، به ویژه نویسندگان زن سیاه پوست قرار گرفته است. اگرچه صدای زنان در اغلب موارد به حاشیه رانده شده، اما در این میان صدای زنان سیاه پوست بیشتر سرکوب شده است. این پژوهش بر آنست که رمان تملک راز شادی (۱۹۹۲) آلیس واکر را با  استفاده از نظریه ی پاتریشیا هیل کالینز مبنی بر تفکر فمینیستی سیاه پوستان و مفاهیمی نظیر مکاتب ملی گرایی، هویت و سیاست توانمندسازی زنان سیاه پوست را مورد نقد و بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه جنبش های ملی گرایانه سیاه پوستان به بهانه ی مقاومت در برابر ایدئولوژی قدرت و حفظ ارزش های سنتی، به تضعیف عاملیت زنان آفریقایی منجر می شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی رویکرد واکر به برخی جنبش های ملی گرایانه قبایل آفریقایی نظیر ترویج ختنه زنان به عنوان شکلی از مقاومت در برابر استعمار می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که واکر در قالب رمان و کالینز در قالب نقد فمینیستی سیاه پوستان، کنش های تقریبا مشابهی از منظر تقابل با این قسم ملّیت گرایی فرهنگی از خود بروز داده اند.
۹۴۳.

تبیین صورت بندی ساختاری قالی های محرابی مغولان هند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره مغول هندوستان قالی های محرابی ساختار طرح و نقش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
هنر اسلامی در هندوستانِ عهد مغول به واسطه کارگاه های منسجم سلطنتی و با نظارت و حمایت دربار تعالی یافت. فرش بافی در این عهد با حُسن توجه پادشاهان، در ایالت های سلطنتی هند رونق گرفت. ازاین رو برخی تولیدات کارگاه های بافندگی فرشِ مبتنی بر ساختار قالی های محرابی، نسبت به نظایر خود در دیگر ممالک اسلامی (ایران و ترکیه)، از تمایزات بصری قابل تأمل برخوردار هستند. هدف از ارائه این پژوهش، معرفی انواع قالی های محرابی تولیدشده در دوره حاکمیت مغولان هندوستان است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلیِ مبتنی بر منابع مکتوب و تصویری کتابخانه ای و با شیوه تحلیل مضمون، به این پرسش پاسخ می دهد که وجوه بصری مشهود در قالی های محرابی مغولان هند شامل چه محورهایی است. نتایج حاصل از روند پژوهش، معرفی دو شکل متفاوت از محراب در نمونه های مطالعاتی بود. همچنین حاکمیت نقوش گیاهی (ختایی) و هندسی به صورت آرایه های تزیینی در فضاهای مختلف قالی ها مسجل شد. به علاوه دو اصل تقارن و گوشه سازی در حاشیه ها برپایه شیوه های متقارن سازی تحلیل شد. افزون برآن، تناسبات متن و حاشیه مبتنی بر عرض حاشیه هر فرش، در موارد قابل بررسی ارزیابی شد. با بررسی محورهای یادشده محرز شد که نمونه های هندی به واسطه کاربست نوع نقش مایه ها، عمدتاً کارکرد تزیینی داشته اند و اهداف مذهبی از تولید آن ها، به استثنای محرابی های چندگانه (صف ها)، کمتر مورد توجه بوده است.
۹۴۴.

Le Procès-verbal de J.M.G. Le Clézio : La perte d’une tradition ou l’aventure en conflit d’une écriture ?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: écriture description personnage Le Procès-verbal Le Clézio

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۱۹
Jean-Marie Gustave Le Clézio, détenteur du prix Nobel de la littérature en 2008, possède une écriture protéiforme, mouvante et d’une grande richesse. Dans Le Procès-verbal, le récit leclézien, dépossédé de sa cohérence narrative et langagière, transcrit la représentativité du monde par une aventure errante, confuse et extatique. Le roman, se levant sur les décombres du Nouveau Roman, sort de l’ordinaire pour mettre en scène un roman-jeu, un roman-puzzle en refusant les caractéristiques classiques romanesques et en rejetant l’individu en pleine contradiction, en pleine folie, dans une civilisation frustrante. L’auteur, décrivant le personnage jeté dans une ambiguïté existentielle, illustre un contexte ironique de la société occidentale. Le présent article, par une démarche descriptive-analytique, porte sur la mise en question de la représentation du langage, de la structure narrative et de l’altération du sujet dans le roman Le Procès-verbal qui, dévoilant le conflit d’une écriture, reflète des ambiguïtés et des perturbations narratives et stylistiques au niveau diégétique. Son texte prête également sa voix aux oscillations, aux malentendus et aux indifférences envers les tragédies humaines.
۹۴۵.

واکاوی رمان کریستین و کید از دریچه ی انگاره ی عشقِ سیال زیگمونت باومن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات داستانی زیگمونت باومن انگاره ی عشق سیال پیوندهای عاشقانه کریستین و کید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۲
با فروپاشی روایت های واحد و مطلق در دوران پسامدرن، مفهوم عشق نیز به مجموعه ای از تجربه های فردی و متنوع تبدیل شده است. مفهومی چندوجهی و سیال که با دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژی درهم تنیده است. عشق در این عصر از زوایه ی دید هر فرد به یک شکل مشاهده می شود و به طور مداوم در حال بازتعریف و بازسازی است. از جمله این تعاریف، مفهومی است که زیگمونت باومن تحت عنوان انگاره ی عشق سیال برای توصیف ماهیت پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن به کار برده است. او استدلال می کند که پیوندهای عاطفی در این عصر دگردیسی عمیقی از تعاریف سنّتی داشته اند. تصویری که از انگاره ی عشق سیال در رمان کریستین و کید از هوشنگ گلشیری ارائه شده است، تصویری روشن از تحولات پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پیوندها در این رمان به شدت تحت تأثیر مفاهیم عشق سیال قرار دارند. عشق دیگر یک احساس ثابت نیست، بلکه بر اساس ارجاعت درونی و خواسته های فردی شخصیت ها تغییر می کند. وفاداری و پایبندی به پیمان در هیچ پیوندی مشاهده نمی شود. آنچه از سمت شخصیت ها یک رابطه را شکل می دهد یا آن را به پایان می رساند، حضور یا عدم حضور مؤلفه ی لذت است. روابط جنسی به شکل گسترده ای میان شخصیت ها وجود دارد که بدون ترس از آشکار شدن در پی انجام آن هستند. ناهمخوانی احساسات ناموافق در آن پربسامد است. پیوندها بدون هیچ اضطراب فردی یا اجتماعی، به راحتی به پایان می رسند و افراد آزادانه به دنبال تجربه های جدید می روند.
۹۴۶.

سبب تألیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبب تالیف منظومه فارسی ادبیات غنایی مقدمه سرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
سرایش و خلق هر اثر ادبی انگیزه و سببی دارد که نویسنده یا شاعر در بیشتر مواقع بدان اشاره می کند و گاهی نیز برحسب دلایل برون متنی می توان به آن پی برد. توجه به ذکر تالیف به حدی است که در بیشتر منظومه ها، بخشی از مقدمه اثر بدان اختصاص یافته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و هدف آن بررسی سبب تالیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم است و سعی دارد نشان دهد شاعران چه انگیزه هایی برای سرایش اثر خود داشته اند و آیا همواره آنچه شاعر در سبب تالیف آورده قابل پذیرش است یا موضوعی خیالی و بن مایه ای ادبی محسوب می شود. این مقاله با بررسی سبب تالیف در نوزده منظومه غنایی تا قرن هشتم نشان داده که آنها در دو دسته مولف محور و مخاطب محور جای می گیرند. در نوع نخست شاعر منفعت شخصی و فردی مثل ماندگاری نام نیک و نشان دادن توانایی و مهارت خود یا دریافت صله مدنظر داشته و در نوع دوم، شاعر منظومه ای را به سفارش دیگران و اجابت درخواست آنها سروده است. پربسامدترین سبب تالیف سفارش دیگران از جمله صاحبان قدرت و درباریان است که در دوازده اثر بدان اشاره شده است. مردم پسندی و تمایل آنها به داستان های عاشقانه نیز دومین انگیزه سرایش محسوب می شود که هردو انگیزه مخاطب محور است. از میان صاحبان منظومه های مورد بررسی، نظامی توجه خاصی به ثبت آن داشته و بخش مستقلی بدان اختصاص داده است.
۹۴۷.

تحلیل کارکردشناسانه ردیف در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: غزلیات حکیم شفایی اصفهانی ردیف کارکردشناسی ردیف فزاینده ساحت موسیقایی ساحت موسیقایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
عنصر شعری ردیف دستاورد نوآوری ایرانیان است و در شعر فارسی پیشینگی بسیار دارد. این عنصر که از کارکردهای پُرتعداد و پُرگونه برخوردار است، در همه قالب ها و ادوار شعر فارسی کاربرد داشته است؛ اما در قالب غزل، بیش تر از بقیه قالب ها، و در شعر دوره سبک اصفهانی، فراوان تر از دیگر دوره ها، مورد استفاده شاعران بوده است. حکیم شفایی اصفهانی، از شاعران مطرح در دوره سبک اصفهانی است که متناسب با اقتضائات شعری دوره خود، غالب غزل هایش را، 1066 غزل (94.59 درصد) از مجموع 1127 غزل، به صورت ردیف مند سروده است. این پژوهش که روشی توصیفی- تحلیلی دارد و مبنای داده های آن اسناد و منابع کتابخانه ای است، با نظر به بسامد فراوان ردیف در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، شکل گرفته است و بر آن است تا کارکردهای این عنصر را در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، شناسایی و تحلیل نماید. دستاورد پژوهش شمار فراوان کارکردهای ردیف و گونه گونی بسیار آن را در غزلیات حکیم شفایی اصفهانی، نشان می دهد. شاخص ترین این کارکردها که در متن پژوهش تبیین و تحلیل شده است، 11 مورد است که از نظر نظم الفبایی، شامل: 1. ابزار برجسته سازی مفهوم، مضمون و یا تصویری خاص، 2. القاگر حس درونی شعر، 3. انسجام بخش اندیشه و تخیل شاعر، 4. بستر آفرینش صورت های مجازی و ترکیبات نوین، 5. بیانگر اندیشه شاعر، 6. پوشاننده عیوب قافیه، 7. تعیین کننده در کم و کیف نظیره پردازی های غزلی، 8. زمینه ساز یگانگی میان مخاطب و شاعر، 9. عرصه پاسداشت زبان فارسی، 10. فزاینده ساحت موسیقایی، و 11. مایه التذاذ بصری، می شود.
۹۴۸.

«تحلیل استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس با رویکرد فرهنگی در غزلیات حافظ شیرازی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حافظ شیرازی ریا و سالوس استعاره مفهومی جاندار انگاری سیال انگاری رویکرد فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
زبان وسیله ای برای برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات است که به منظور پی بردن به افکار و آرای ذهن انسان دارای اهمیت است. با تکامل زبان و ظهور زبان شناسی، شاخه ای از آن با نام زبان شناسی شناختی شکل گرفت و در یکی از حوزه های مطالعاتی آن یعنی معنی شناسی شناختی که به بررسی ارتباط میان تجربه انسان، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان می پردازد، استعاره مفهومی و طرح و اره های تصویری مطرح شد. در استعاره مفهومی که از دو حوزه مبدأ و مقصد و با تمرکز بر نگاشت ها پدیدار می گردد، نظام مفهومی ما و الگوهای استعاری سازی دارای اهمیت هستند. این الگوها که از حوزه های مختلفی چون تاریخ، اسطوره، حماسه، دین، عرفان و نظایر آن برخاسته اند و می توان تحت عنوان فرهنگ از آن ها یاد کرد، خاستگاه استعاره مفهومی به شمارمی آیند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فرهنگی به بررسی استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس در غزلیات حافظ پرداخته است. عمده ترین نتیجه آن، دست یابی به کلان استعاره «ریا، نابودگر است» بوده، زیرا حافظ ریا را با پدیده هایی مفهوم سازی کرده که بی اعتباری، بی حاصلی و نابودی را درپی دارند. استعاره پردازی ریا اغلب با طرحواره قدرتی از نوع نیروی متقابل و ایجاد و رفع مانع انجام می گیرد که به لحاظ فرهنگی، سازگار با شرایط و آداب سلوک عرفانی است. نابودگرانگاری ریا و مبارزه بی-امان حافظ برای ریشه کن کردن آن، محصولِ تجربیات فرهنگی اوست. بعضی از این تجربیات، مثل ریا به مثابه انسان سرکش، ریا به مثابه بوی بد و ریا به مثابه شراب، روایتگر تجربیات درون فرهنگی حافظ در فارس و شیراز و در سطح وسیع تر، روایتگر آرزوی روانِ جمعی ایرانیان در طول تاریخ است.
۹۴۹.

تحلیل و ارزیابی مجموعه کاریکلماتورهای« قلبم را با قلبت میزان می کنم » پرویز شاپور براساس نظریه جامع طنز کلامی (GTVH)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاریکلماتور نظریه جامع طنزکلامی(GTVH) پرویز شاپور ادبیات معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
طنزپردازی از موضوعات مهم و تأثیرگذار در آثار ادبی ملل گوناگون و زبان فارسی است و از دیرهنگام بدان توجه شده است. در روزگار معاصر نیز بدان توجه ویژه شده است و با بهره گیری از نظریه های نو در زبان شناسی، جایگاه آن را فراتر برده اند. از جمله طنزپردازان نامی معاصر، پرویز شاپور است. این جُستار بر آن است تا شگردهای طنزآفرین در کاریکلماتورهای شاپور را در مجموعه قلبم را با قلبت میزان می کنم، براساس نظریه جامع طنزکلامی (General Theory of Verbal Humor) تحلیل کند. هدف آن است تا با یاری این نظریه که شامل شش متغیر تقابل انگاره (Script opposition)، مکانیزم منطقی (Logical Mechanism)، موقعیت (Situation)، هدف (Target)، شیوه روایت (Strategy Narrative) و زبان (Language) است، شگردهای به کار رفته در کاریکلماتورهای پرویز شاپور، به شیوه توصیفی - تطبیقی و تحلیلی بررسی گردد. در این نظریه از انتزاعی ترین زاویه که مؤلفه تقابل انگاره (Script opposition) است تا عینی ترین زاویه یعنی متغیر زبان (Language) به بررسی و واکاوی آثار طنز می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد با اینکه هر شش مؤلفه در یک راستا در ایجاد طنز نقش دارند، اما تقابل انگاره (Script opposition) و مکانیزم منطقی (Logical Mechanis) از شگرد هایی هستند که تأثیرگذاری بیشتر با بس امد بالاتر، در پدید آوردن طنز کاریکلماتورها برعهده دارند و از ارک ان اصلی ایج اد طنز در آث ار ش اپور به شم ار می روند. همچنین شاپور در کاریکلماتورها، به گزینش و چینش واژگان در محور همنشینی توجه شایانی داشته و این همجواری واژه ها در طنّازی، عمق بخشی، تأثیر گذاری و انسجام کلام بسیار مؤثر بوده است.
۹۵۰.

شگردهای میرزا عبدالقادر بیدل برای کاربستِ انتزاعی حروف الفبا و واژگان در شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میرزا عبدالقادر بیدل کاربست انتزاعی تصویرسازی مضمون آفرینی حروف الفبا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۵
تاریخ ادب فارسی گواه آن است که نویسندگان و شاعران در تصویرسازی و مضمون آفرینی های خویش، از اغلب چیزهایی که با آن ها سروکار داشتند بهره گرفته و آن ها را دست مایه ای برای نگاشتن و سرودن قرار داده اند. بر همین اساس، بهره گیری از حروف و واژگان، نه به عنوان عناصر زبانیِ صرف که به عنوان عناصری تصویرساز و مضمون آفرین در ادب فارسی مشاهده می شود. البته کیفیت و نوع بهره گیری از عناصر زبانی در قالب انتزاعی، ارتباط مستقیمی با قوّت و ضعف شاعران و نویسندگان دارد. در این میان میرزاعبدالقادر بیدل، به عنوان یکی از شاعران برجسته سبک هندی، ضمن تکرار برخی از اسلوب های اسلاف خویش در این زمینه، نوآوری های ویژه ای نیز داشته که در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی بدان ها پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بیدل برای کاربستِ عناصر زبانی در قالب انتزاعی از چهار اسلوبِ تصویری بصری، آوایی، ساختاری و تشخیص محور بهره برده است. کاربست انتزاعی حرف، واژه و ترکیب در شعر میرزا عبدالقادر بیدل حاصل مواجهه او با زبان به مثابه ماده ای زنده و انعطاف پذیر است که بر مبنای این رویکرد، پاره ای از عناصر زبانی به مقوله ای بصری تبدیل شده اند؛ هم چنین از طریق تغییرات آوایی و ساختاری، گذر معنایی ژرفی در برخی از واژگان به وجود آمده است و درنهایت، با جان بخشی به حروف و واژگان، مفاهیم عرفانی ژرف از طریقِ به دست دادن نمادهای چندبعدی از برخی حروف الفبا به مخاطب انتقال یافته است.
۹۵۱.

تحول نثر روایی در عصر قاجار: از خوابنامه تا رمان مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات داستانی تحلیل ساختاری عصرقاجار خوابنامه رمان مدرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه: در عصر قاجار، با ورود مفاهیم جدید به عرصه اجتماع و ادب، نویسندگان روشنفکر در جستجوی قالب های روایی نوینی برای بیان اندیشه های خود بودند. در این میان، خوابنامه نویسی به عنوان گونه ای ادبی-سیاسی با استقبال گسترده ای روبه رو شد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی ساختار روایی این آثار و تبیین جایگاه آن ها در تاریخ تحول ادبیات داستانی فارسی است. روش: روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، به بررسی ساختاری و مقایسه ای نه خوابنامه شاخص از دوره قاجار می پردازد. چارچوب نظری پژوهش، واکاوی هشت عنصر داستانی شامل پیرنگ، شخصیت پردازی، حقیقت مانندی، درونمایه، زاویه دید، صحنه پردازی، گفت وگو و لحن است. یافته ها: آن چه در این پژوهش به وضوح می توان نشان داد نقش خوابنامه ها در شکل گیری رمان های مدرن فارسی است به گونه ای که در بررسی های سرچشمه های این رمان ها نمی توان از نقش این خوابنامه ها چشم پوشی کرد بلکه این آثار را می توان پلی بین قصه نویسی کهن و رمان نویسی مدرن دانست. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان از یک ساختار منسجم و مشابه در عناصرداستانی دارد؛ به گونه ای که پیرنگ آن ها از یک ساختار شش بخشی مشترک تبعیت می کند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که خوابنامه های قاجاری با کیفیت ماهرانه ای که در به کارگیری عناصر داستان از خود نشان داده اند، نه تنها قالبی متمایز و دارای تشخص هستند، بلکه به عنوان پلی میان داستان نویسی کلاسیک و رمان مدرن فارسی عمل کرده و سهمی تعیین کننده در تکوین ادبیات داستانی معاصر ایران داشته اند.
۹۵۲.

بازتاب اصلاحات مالیاتی ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اصلاحات مالیاتی ساسانی دفترهای دیوانی دروزن اوارج اواره سمرج روزنامج انجیذج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۶
اصلاحات مالیاتی دوره ساسانی از روزگار پادشاهی قباد آغاز شد و در زمان خسرو انوشیروان، پس از تدارک مقدّماتی ازجمله اندازه گیری مساحت زمین های کشاورزی، به اجرا درآمد. مهندسان ایرانی مقادیر به دست آمده از این زمین پیمایی گسترده را در دفتری به نام «دُروزَن» ثبت می کردند. اصلاحات یادشده تحوّلی بزرگ در دیوان ساسانی به وجود آورد؛ نهاد جدید، یعنی «سرای سِمَرَّج»، کار اجرای رسم جدید مالیاتی را بر عهده داشت و، برپایه آن ، مالیات ها در سه قسط چهارماهه اخذ می گردید. دفتر اَوارَج در اوایل دوره اسلامی، منطبق با میراث ساسانی، همچنان به ثبت «اقساط مالیات» اختصاص داشت. در اوایل دوره اسلامی، یک اصطلاح دیگر نیز هم ریشه با اوارج رواج داشت: «اَواره» که قدیم ترین شاهد کاربرد آن، البتّه با معنایی متفاوت از اوارج، در مفاتیح العلوم و نیز در بیتی از گرشاسبنامه به چشم می خورد. دفتر «روزنامَج» را احتمالاً بتوان قدیمی ترین دفتر دیوانی در ایران به شمار آورد که به منزله درگاه ورود اطّلاعات به دیوان بود و مندرجات آن، پس از دسته بندی، به دفترهای تخصّصی ازجمله اوارج نقل می گردید. دفتر دیگری که با اوارج نسبت و پیوند داشت «اَنجیذَج» بود و به درج هزینه های دولتی در زمینه نیروی انسانی تعلّق داشت. از این دفترها، به ویژه اوارج، برای پیش بینی هزینه دولت در سال بعد استفاده می شد که تاحدّی به بودجه نویسیِ امروز شباهت داشت.
۹۵۳.

سنجش و ارزیابی بافت کلامی رمان «علی مائده داعش» اثر زهراء عبدالله بر اساس رویکرد حل مسأله مایکل هوئی

کلیدواژه‌ها: زبان شناسی متن حل مسأله مایکل هوئی رمان علی ماعده داعش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
با پیشرفت روزافزون زبان شناسی و نقد ادبی در دوران معاصر، تحلیل آثار ادبی از سطح واژه و جمله فراتر رفته و به بررسی کلیت متن داستانی معطوف شده است. در این راستا، نظریات متعددی ارائه شده که یکی از مهم ترین و پرکاربردترین آن ها، نظریه «رویکرد حل مسئله» مایکل هوئی است که در حوزه زبان شناسی متن جای می گیرد. این نظریه شامل سه مؤلفه موقعیّت، مسئله، پاسخ و ارزیابی است. هرچند می توان آن را برای انواع متون به کار برد، اما در تحلیل رمان ها که ژانری اجتماعی دارند، کارایی بالایی دارد؛ به ویژه در رمان هایی که به مسائل اجتماعی و چالش های بنیادین جامعه می پردازند، بسیار مفید و قابل استفاده است. در این مقاله، با تکیه بر روش توصیفی–تحلیلی، رمان علی مائده داعش اثر زهراء عبدالله، نویسنده سوری، بر پایه نظریه «رویکرد حل مسئله» مایکل بررسی شده است. هدف، سنجش توانمندی رمان در طرح مسئله تعدی به زنان ایزدی توسط نیروهای داعش و نحوه پاسخ گویی آن به مخاطب در این زمینه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجاوز به زنان ایزدی، به عنوان یکی از بزرگ ترین جنایات داعش، مسئله محوری این رمان به شمار می آید. نویسنده به تبیین هولناک موقعیّت مسأله و ابعاد وحشتناک آن و همچنین به پاسخ هایی نظیر خودکشی، فرار و غیره که اکثراً به ارزیابی منفی می انجامد پرداخته است و در هر موقعیت که در نتیجه ظهور داعش و اعمال خشونت های سیستمی آن انجام می گرفت، کنش ها یا ضد کنش هایی انجام می گرفت که می توان آن را تلاشی برای خروج از بحران یا اعمال نظر وعقیده در نظر گرفت.
۹۵۴.

مجلس گردانی رزم در نقالی: مطالعه تطبیقی معرکه آرایی مرشد سعیدی و مرشد ترابی از صحنه کشتی دوم رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقالی نقل رزمی مجلس سهراب کشی مرشد سعیدی مرشد ترابی معرکه آرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۵
از مهم ترین صحنه های نقل رزمی، کشتی دوم رستم و سهراب، معروف به مجلس «سهراب کشی» است. نقالان می کوشند بهترین اجرای خود را از این صحنه به نمایش درآورند. پرسش اینجاست چگونه معنا در مجلس نقل ساخته می شود؟ و چگونه نقالان اجرای خود از این فراز داستان را نسبت به یکدیگر متمایز می سازند؟ نظر به اهمیت نقش حرکات بدن در داستان گزاری، پژوهش حاضر از چشم انداز متفاوتی به اجرای نقالی می پردازد. بدین منظور بر پایه یافته های زبان شناسی در مطالعات ژست، تعامل اجزای معرکه آرایی براساس بخشی از ویدئوی اجرای نقل سهراب کشی مرشد سعیدی و مرشد ترابی بررسی شد. بحث درباره ویژگی های فنی و ابداعی حرکات نقالان نشان داد ترابی بیشتر از ژست های تصویرگر عینی بهره برده است، ولی سعیدی علاوه بر تصویرگری عینی، متنوع تر از ژست برای ارتباط با مخاطب و توصیف مفاهیم انتزاعی نیز استفاده می کند. نقال حماسه ملی را با تأکیدهای کانونی متمایز در اجرا تفسیر می کند. ترابی بیشتر نبرد تن به تن را عینی تصویر می کند و بر نقش چرخ بلند برسرنوشت سهراب تأکید دارد، اما سعیدی بر مقاومت سهراب در برابر رستم تأکید می کند و درنهایت مرگ او را در قالب استعاری نشان می دهد؛ درختی که باد آن را بر زمین می افکند.
۹۵۵.

تحلیل جنبه های تعلیمی «قصه های مجید» بر مبنای نظریه هوش های چندگانه گاردنر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: قصه های مجید نظریه هوش های چندگانه هاوارد گاردنر هوشنگ مرادی کرمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۳
«قصه های مجید» به عنوان یکی از آثار برجسته و کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان ایران، هم به دلیل جذابیت های داستانی و روایت صمیمانه اش و هم به جهت برخورداری از لایه های عمیق تربیتی، روان شناختی و اجتماعی در شخصیت پردازی قهرمان اصلی اش، مجید، همواره مورد توجه ویژه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و به کارگیری ابزار تحلیل محتوای کیفی، ابتدا به معرفی دقیق و تفصیلی نظریه هوش های چندگانه گاردنر، شامل هوش کلامی-زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، بدنی-جنبشی, موسیقایی, میان فردی, درون فردی و طبیعت گرا، و مؤلفه های گوناگون ادبیات تعلیمی پرداخته ایم. در ادامه، جلوه های هر یک از این انواع هوش در شخصیت پیچیده و در حال رشد مجید و همچنین سایر شخصیت های کلیدی داستان، و نیز در ساختار روایی و محتوای غنی داستان ها، مورد بررسی و تحلیل قرار داده ایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شخصیت مجید، تجلی بسیار بارزی از هوش های کلامی-زبانی، میان فردی و درون فردی است و نویسنده به طور ماهرانه ای از این هوش ها برای انتقال مفاهیم تعلیمی و تربیتی، به شیوه ای غیرمستقیم و تأثیرگذار، بهره برده است. «قصه های مجید» با ارائه الگوهای رفتاری مثبت و منفی، طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی در بستری واقعی و قابل همذات پنداری، و استفاده از زبانی ساده، روان و در عین حال غنی، کارکردهای اساسی ادبیات تعلیمی را به بهترین شکل به نمایش می گذارد.
۹۵۶.

هماهنگی واکه ای در گویش قاینی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گویش قاینی هماهنگی واکه ای هماهنگی پس رو هماهنگی پیش رو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
پژوهش حاضر به بررسی پدیده هماهنگی واکه ای در گویش قاینی، یکی از گویش های جنوبی خراسان، می پردازد. داده های این تحقیق از منابع مکتوب مرتبط با گویش قاینی، شم زبانی نگارنده و مصاحبه با گویشوران بومی میان سال گردآوری شده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل انواع هماهنگی واکه ای در این گویش با تمرکز بر نوع پس رو و بررسی تغییرات واکه ای در واژه های مختلف از منظر ویژگی هایی چون پسین بودن، افراشتگی و گردی است. نتایج نشان می دهد که در گویش قاینی، هماهنگی پس رو در پیشوندهای فعلی نظیرme- وbe- به صورت چشمگیری رخ می دهد و منجر به تغییراتی مانند تبدیل me- به mi- یا mo- می گردد. همچنین، در برخی واژه ها، واکه ها تحت تأثیر واکه های مجاور دچار تغییر در ویژگی های آوایی خود می شوند که نشان دهنده حضور فعال و نظام مند این فرایند در ساخت واژگانی و نحوی گویش قاینی است. این یافته ها می تواند در طبقه بندی واج شناختی این گویش و درک بهتر از ساختارهای زبانی نواحی شرقی ایران مفید واقع شود.
۹۵۷.

واکاوی بن مایه های مدح دینی در اشعار خواجه حسین ثنایی مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حسین ثنایی مشهدی مدح دینی پیامبر (ص) ائمه اطهار (ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۹
مدح و ستایش گری، یکی از مهم ترین زیرمجموعه های انواع ادبی به شمار می رود. این نوع ادبی، بخش مهمی از ادبیات فارسی را به خود اختصاص داده است. شعر مدحی و به ویژه مدح و منقبت پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) در میان شاعران ایران از پیشینه و جایگاه خاصی برخوردار است. خواجه حسین بن غیاث الدین محمد مشهدی، متخلص به ثنایی، از قصیده سرایان برجسته قرن دهم هجری است که سبکش جزء سبک بینابین یا حد وسط عراقی و هندی قرار می گیرد؛ برخی پژوهشگران وی را به دلیل تأثیر ویژه ای که در تغییر سبک زمان خود داشت، جزء پیشگامان سبک هندی می دانند. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد آنست تا به این سؤال پاسخ دهد که جایگاه شعر مدح دینی در آثار ثنایی مشهدی چگونه است و وی به مدح چه کسانی پرداخته و به طور کلی بن مایه های مدح دینی در آثار وی کدامند؟ نتایج پژوهش حاکی از آنست مهم ترین بن مایه های مدح دینی در شعر ثنایی، تبیین و ستایش گری فضایل بزرگ، ذکر محاسن و نیکویی های پیامبر(ص) و خاندان عصمت (ع)، ذکر برخی از معجزات و کرامات ایشان و اظهار عشق و ارادت به آنان است. ثنایی مشهدی با استفاده از عناصر شاعرانه توانسته است احساس و عاطفه خود را نسبت به پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بخوبی ترسیم نماید. وی در اشعار خویش، از احادیث و روایات معتبر نیز سود جسته است.
۹۵۸.

Approches poétiques de la mort chez Charles Baudelaire et Jalâl ad-Dîn Rûmî: contraste entre angoisse existentielle et exaltation mystique(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Baudelaire Mowlana symbolisme mysticisme Thématique de la mort

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۵
Cet article propose une analyse approfondie des représentations contrastées de la mort chez deux grandes figures de la poésie: Baudelaire et Mowlânâ. Bien qu’ils partagent une réflexion intense sur ce thème, leurs visions s’opposent radicalement. Baudelaire oscille entre angoisse et fascination, en revanche Rûmî conçoit la mort comme un passage spirituel vers l’union divine. En adoptant une approche comparative, cette étude explore ces perspectives divergentes en les recontextualisant dans leurs cadres culturels et philosophiques distincts. La problématique centrale interroge la manière dont leurs conceptions opposées de la mort reflètent les influences spirituelles et philosophiques propres à chacun, tout en nourrissant une réflexion universelle sur la condition humaine. Pour répondre à cette question, l’analyse porte sur des motifs spécifiques et la thématique de la mort dans un corpus de poèmes sélectionnés. Les résultats indiquent que, malgré la distance temporelle et culturelle qui les sépare, Baudelaire et Mowlânâ partagent une fascination presque identique sur la mort, tout en adoptant des approches résolument différentes.
۹۵۹.

ارزیابی ترکیب مدل های زبانی و روش های دسته بندی برای بهبود طبقه بندی نثرهای ادبی کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طبقه بندی متن پردازش زبان طبیعی نثر فارسی یادگیری عمیق مدل های ترنسفورمری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۸
طبقه بندی متون فارسی، به ویژه نثرهای ادبی کلاسیک که سرشار از ساختارهای زبانی پیچیده و لایه های معنایی عمیق هستند، یکی از چالش های کلیدی در پردازش زبان طبیعی[1]محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی روش های مختلف یادگیری ماشین و مدل های زبانی گوناگون برای طبقه بندی موضوعی نثرهای ادبی فارسی انجام شده است. در این مطالعه افزون بر شیوه های رایج طبقه بندی (مانند استفاده از مدل های از پیش آموزش دیده مانندmBERT،ParsBERT  و  RoBERTa)، از رویکردهای نوآورانه ای نیز بهره گرفته شده است. این رویکردهای نوین شامل ترکیب تعبیه سازی[2]های دو مدل با هم یا استفاده از توکن های عددی استخراج شده از یک مدل برای طبقه بندی با مدل دیگر هستند که با هدف بهینه سازی عملکرد و تجزیه وتحلیل نتایج به کار رفته اند. همچنین، تکنیک های سنتی تعبیه سازی همچون TF-IDF، Bag of Words و FastText به کار گرفته شدند و برای ارزیابی عملکرد، بردارهای استخراج شده به مدل های متنوع طبقه بندی، ازجمله مدل های شبکه عصبی بازگشتی LSTM و GRU و همچنین مدل های طبقه بندی برداری (مانند SVM[3] ،Random Forest و Logistic Regression) ارائه شدند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تعبیه های مدل های ترنسفورمری با یکدیگر و با بردارهای ویژگی دیگر یا طبقه بندی آن ها با مدل های طبقه بندی برداری است که نتایج به دست آمده، بهبود معنادار معیارهای صحت، بازخوانی و امتیاز F1 را نشان می دهد. این رویکرد، افزون بر بهبود طبقه بندی متون فارسی، امکان شناسایی الگوهای زبانی و معنایی در نثرهای کلاسیک فارسی را فراهم می کند. همچنین، این پژوهش می تواند نقش مدل های زبانی و الگوریتم های یادگیری ماشین را در مطالعات ادبی گسترش دهد و آن ها را با نیازهای خاص متون ادبی سازگارتر و ازنظر عملکرد، دقیق تر از روش های پیشین سازد. [1]. NLP [2]. Embedding [3]. Support Vector Machine
۹۶۰.

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده ای اومانیست و تاریخ گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مارکز تاریخ گرایی اومانیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۱
معمولاً مخاطبان ایرانی، گابریل گارسیا مارکز را با «صد سال تنهایی» و صرفاً با سبک رئالیسم جادویی می شناسند؛ در حالی که او در طول دوران پربار زندگی اش، مسیر نوشتنش را در عین نگه داشتن همان سبک، تغییر داد. هدف اصلی این تحقیق، نشان دادن آبشخورهای اصلی آثار او و پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا نگاه او در روایت داستان هایش، می تواند خواننده را به نوعی تاریخ گرایی و اومانیسم، هدایت کند؟ اغلب، مارکز را حاصل تحولات قرن نوزدهم و آمریکای لاتین دانسته و دلیل استقبال اکثر ایرانی ها از آثار آمریکای لاتین در ایران را نیز وجود شباهت های تاریخی، سیاسی، اقتصادی و... بین ایران و آمریکای لاتین دانسته اند؛ در حالی که نگارندگان، می کوشند نشان دهند که ریشه های فکری نوشته های این نویسنده، به قرن شانزدهم و آثار کسانی همچون دسیدریوس اراسموس و فرانسوا رابله برمی گردد و آثار نویسندگان آمریکای لاتین، ادامه آثار بزرگ اروپایی و آمریکایی و روس، ازجمله گوستاو فلوبر، ویلیام فاکنر، ژان-پل سارتر، آلبر کامو، ارنست همینگوی، لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و... است. این نوشته نمی خواهد جنبه اصلی آثار مارکز را که نویسندگی، قصه گویی، داستان نویسی و روایت، در حد اعلاست، به تاریخ یا فلسفه سیاسی تقلیل بدهد. بی شک، ارزش داستان گویی مارکز، از دیگر جنبه ها و ابعاد آثار او بیشتر است؛ اما می توان گفت که آثار او فقط منعکس کننده سبک رئالیسم جادویی نیست و برخی آثار او همچون «ژنرال در هزارتوی خویش»، «خزان خودکامه» و حتی برخی قسمت های «صد سال تنهایی» را می توان از منظر تاریخ گرایی کهن و تاریخ گرایی نوین، خواند و به نتایجی جالب رسید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان