پژوهش های دستوری و بلاغی (علوم ادبی سابق)

پژوهش های دستوری و بلاغی (علوم ادبی سابق)

پژوهش های دستوری و بلاغی سال 15 پاییز و زمستان 1404 شماره 28 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تمثیل و کارکردهای آن در مکتوبات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
تمثیل یکی از مهم ترین ابزارهای بیانی در آثار مولاناست که او از آن برای تفهیم مفاهیم عرفانی، اخلاقی و تعلیمی بهره برده است. نامه های مولانا که مخاطبانی از طیف های مختلف اجتماعی دارد، سرشار از تمثیل های کوتاه و بلندی است که برای اهداف گوناگون نوشته شده اند. بررسی نظام مند تمثیل های موجود در نامه های مولانا (مکتوبات) تاکنون مورد توجّه جدّی قرار نگرفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر تحلیل آماری، به بررسی انواع تمثیل های به کار رفته در نامه های مولانا و کارکردهای بلاغی آنها می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش هاست که مولانا در مکتوبات از چه تمثیل هایی بهره گرفته است، کدام تمثیل ها بیشترین کاربست را داشته و این تمثیل ها چه کارکردهایی در نامه های وی داشته اند؟ نتایج بدست آمده گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر، از تمثیل های توصیفی استفاده کرده است و تمثیل های روایی کاربرد محدودتری داشته اند. ارسال المثل که از جمله تمثیل های کوتاه به شمار می رود، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است که نشان از تلاش مولانا برای تأکید، اقناع و مشروعیت بخشی به سخنانش از طریق بهره گیری از خرد عامّه و سنّت های زبانی دارد. از سوی دیگر، کارکردهای تبیینی و انگیزشی بیشترین سهم را در مکتوبات مولانا داشته اند؛ درحالیکه کارکردهای استدلالی و انتقادی بسامد کمتری دارند. این مسئله گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر به هدایت عملی مخاطبان و ایجاد انگیزش در آنها توجّه داشته تا ارائه استدلال های پیچیده. بنابراین، این پژوهش با ارائه شناختی دقیق از شیوه های بهره گیری مولانا از تمثیل در مکتوبات، می تواند به درک بهتر سبک بلاغی و ارتباطی او در نامه هایش کمک کند.
۲.

تطبیق موسیقی و بلاغت در اجرای آوازی سه غزل از حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۰
در این پژوهش به منظور تبیین اهمیت رعایت نکات بلاغی در اجرای مناسب و تأثیرگذار آوازی، بر اساس مبانی نظری فرمالیست ها به صورتِ توصیفی-تحلیلی، چگونگی انتقال معانی در اجراهای آوازی سه غزل از دیوان حافظ را بررسی و تحلیل می کنیم. غزل نخست با مطلعِ «زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد» با اجرای محمدرضا شجریان، حسین علیشاپور و حسام الدین سراج؛ غزل دوم با مطلعِ «روز وصلِ دوستداران یاد باد» با اجرای محمدرضا شجریان، محمد معتمدی و سالار عقیلی و غزل سوم با مطلعِ «دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را» با دو اجرا از محمدرضا شجریان، دو اجرا از شهرام ناظری و یک اجرا از محسن کرامتی است. مهم ترین شاخص های تحلیل آوازها عبارت است از: نحوه بیان خواننده، میزان تأکید بر واژگان خاص، میزان رعایت تکنیک های بلاغی شاعر، کیفیت و میزان تناسب تحریرها و لحن های آوازی جهت انتقال معانی ابیات و کلمات. غالب تحریرها با مقصود شاعر متناسب است اما تحریرهای شجریان نسبت به سایر خوانندگان موفق تر است. برخی تحریرهای خوانندگان غیرِضروری است اما در برخی موارد نیز به رغمِ ضرورت تحریر برخی واژه ها، آوازخوانان از تحریر این موارد غفلت کرده اند. تکرارهای معتمدی بر اثرِ رعایت ضرورت های بلاغی از سایر خوانندگان دقیق تر است. شجریان با تأکید دقیق، قصر و حصر سخن را لحاظ و همچنین با تأکیدِ به موقع، معانی غزل را با عمق بیشتری منتقل می کند. عقیلی با تحریرهای دقیق مفاهیم، معانی، تعابیر و واژگان را منتقل و مفاهیم انتزاعی را برای مخاطب محسوس می سازد اما در تکرارها، ضرورت های بلاغی را رعایت نکرده است. همچنین در تلفظ واژگان و تعابیر نیز دقت ندارد؛ بدون ضرورت معنا یا آواز، کلام حافظ را تغییر می دهد. استفاده از نسخه بدل در اجرای شجریان و رعایت اصول بلاغی در آواز هماهنگ تر از سایر اجراها است.
۳.

تحلیل بلاغیِ روایتگری در سروده های اخوان (با تکیه بر قصه شهر سنگستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۱
مقاله، پژوهشی است نمونه وار در شیوه روایتگریِ شعر اخوان ثالث (1307-1369ش) که به گفته منتقدانش، این شگرد از ویژگی های برجسته و از شیوه های بلاغی - ادبی سبکی شعر اوست. تحلیل و تفسیر روایت و انواع آن در قصه شهر سنگستان می تواند سایر شعرهای روایی اخوان را نیز نمایندگی کند. شاعر در این اثر، انواع روایت از قبیل فولکلوریک، اسطوره ای، سیاسی و تاریخی را هنرمندانه خلق می کند و در بخش هایی از آن، چند روایت گوناگون را با زبان عامیانه و ادبی، ماهرانه در هم می آمیزد. این روایات، به صورت شبکه ای در هم تنیده جلوه ای ویژه دارند و از جهات گوناگون همانند قصه های عامیانه اند؛ ازجمله داشتن شخصیت های مشترک با چهار قصه عامیانه منتخب در مقاله، مشابهت های زبانی و لحنی با آن قصه ها و نیز استفاده از اصطلاحاتی چون افسون، تقدیر، طلسم، شیطان و سنگ شدن. این مقاله نشان می دهد که اخوان با استفاده از شگرد بلاغی روایتگری، هم توانسته زبان عامیانه را در کنار زبان ادیبانه قرار دهد و آن دو را با هم تلفیق نماید، بدون آنکه به ساختار کلی روایت آسیبی برساند و هم توانسته دگرگونی معنایی در شخصیت کبوتران قصه های عامیانه ایجاد کند به طوریکه با توجه به فضای موجود در شعر او بتوان معنایی نمادین برای آنها در نظر گرفت.
۴.

تحلیل دگرگونی نشانه های بلاغی از داستان «سفر» به فیلم «زمستان است»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۳
نشانه های بلاغی، در آثار هنری مختلف به اشکال متفاوت معنارسانی می کنند و نحوه بروز و ارائه آنها با توجه به نوع اثر متفاوت است. در آثار سینمایی اقتباسی و در فرایند تبدیل متن به فیلم که واژه ها به صدا و تصویر تغییر می یابد، از جمله اساسی ترین مواردی که در این دگرگونی نقش دارد، نشانه های بلاغی است. در پژوهش حاضر، به منظور بررسی نحوه دگرگونی نشانه های بلاغی از متن ادبی به فیلم، داستان «سفر» و فیلم «زمستان است» که با اقتباس از این داستان ساخته شده، مطالعه و بررسی شده است. این مقاله به شیوه توصیفی - تحلیلی و با استفاده از دو نوع منبع، مکتوب و دیداری - شنیداری (فیلم) انجام شده است که ابتدا به مطالعه منابع مکتوب به همراه متن داستان «سفر» پرداخته شد، سپس فیلم «زمستان است» معاینه و بررسی گردید و نشانه های بلاغی دو اثر ادبی و سینمایی با یکدیگر تطبیق داده شد و در نهایت، دگرگونی های نشانه های بلاغی از متن ادبی به فیلم، تحلیل و بررسی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان نشانه های گوناگون حوزه بلاغت، عناصری مانند استعاره، تشبیه، کنایه، مجاز، نماد، متناقض نما، براعت استهلال و حسن ختام، در فرایند اقتباس از داستان «سفر» به فیلم «زمستان است» دگرگونی چشم گیری داشته است. دگرگونی نشانه های بلاغی، از متن ادبی مورد نظر به این فیلم، به واسطه شگردهای سینمایی، همچون تدوین، طراحی صحنه، طراحی لباس، صداگذاری، نورپردازی و همچنین حالت های صورت و بدن و حتی گاهی سکوت بازیگران صورت گرفته است.
۵.

تحلیل و ارزیابی مجموعه کاریکلماتورهای« قلبم را با قلبت میزان می کنم » پرویز شاپور براساس نظریه جامع طنز کلامی (GTVH)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
طنزپردازی از موضوعات مهم و تأثیرگذار در آثار ادبی ملل گوناگون و زبان فارسی است و از دیرهنگام بدان توجه شده است. در روزگار معاصر نیز بدان توجه ویژه شده است و با بهره گیری از نظریه های نو در زبان شناسی، جایگاه آن را فراتر برده اند. از جمله طنزپردازان نامی معاصر، پرویز شاپور است. این جُستار بر آن است تا شگردهای طنزآفرین در کاریکلماتورهای شاپور را در مجموعه قلبم را با قلبت میزان می کنم، براساس نظریه جامع طنزکلامی (General Theory of Verbal Humor) تحلیل کند. هدف آن است تا با یاری این نظریه که شامل شش متغیر تقابل انگاره (Script opposition)، مکانیزم منطقی (Logical Mechanism)، موقعیت (Situation)، هدف (Target)، شیوه روایت (Strategy Narrative) و زبان (Language) است، شگردهای به کار رفته در کاریکلماتورهای پرویز شاپور، به شیوه توصیفی - تطبیقی و تحلیلی بررسی گردد. در این نظریه از انتزاعی ترین زاویه که مؤلفه تقابل انگاره (Script opposition) است تا عینی ترین زاویه یعنی متغیر زبان (Language) به بررسی و واکاوی آثار طنز می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد با اینکه هر شش مؤلفه در یک راستا در ایجاد طنز نقش دارند، اما تقابل انگاره (Script opposition) و مکانیزم منطقی (Logical Mechanis) از شگرد هایی هستند که تأثیرگذاری بیشتر با بس امد بالاتر، در پدید آوردن طنز کاریکلماتورها برعهده دارند و از ارک ان اصلی ایج اد طنز در آث ار ش اپور به شم ار می روند. همچنین شاپور در کاریکلماتورها، به گزینش و چینش واژگان در محور همنشینی توجه شایانی داشته و این همجواری واژه ها در طنّازی، عمق بخشی، تأثیر گذاری و انسجام کلام بسیار مؤثر بوده است.
۶.

قاعده مندی قصیده تکریر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
برخی از قصیده های فارسی که در کتاب های بلاغت آن را قصیده تکریر نام نهاده اند، دارای ساختاری ویژه ای هستند که آنها را از دیگر قصاید متمایز می کند. در پژوهش حاضر با هدف تبیین ساختمان این نوع قصیده و یافتن نمونه های آن در شعر شاعران فارسی گو، دیوان شاعران قصیده سرا بررسی شد و موارد یافته شده، استخراج گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قصیده تکریر از چند بندِ چهارمصراعی تشکیل می شود و هر مصراع آن، دارای ساختمان و فرمول ویژه خود است. این قاعده بدین گونه است که در مصراع نخست دو واژه مکرّر، بدون فاصله می آیند؛ سپس در مصراع سوم، همان دو واژه مکرّر مصراع نخست، به صورت تکراری سه گانه به کار می روند. همین چینش در مصراع های دوم و چهارم با مکرّری دیگر رخ می دهد. بندهای دیگر قصیده نیز به همین صورت، این ویژگی را نمایش می دهند.
۷.

تحول و تطور «شیوه بیان» در ترانه های معینی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
بررسی و مطالعه سیر ترانه سرایی در دوره پهلوی دوم، به ویژه از زمان تأسیس رادیو در سال ۱۳۱۹ ه. ش به بعد، حاکی از تحول و تطور این نوع ادبی در ساحت های مختلف خود، به خصوص در حوزه شیوه بیان و مضمون است. رحیم معینی کرمانشاهی سهم بزرگی در این تحول و تطور دارد، به گونه ای که در بسیاری از نوآوری ها در این عرصه پیشتاز و مبدع است. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی نبوغ و نوآوری های معینی را در عرصه ترانه سرایی، به ویژه در زمینه شیوه بیان و تحول مضمون، ازیک سو و تناسبات کلامی و ملودیکی، از سوی دیگر بررسی و تحلیل کنیم. برآیند پژوهش نشان می دهد که معینی در شیوه بیان، با گذر از روش های سنتی، با بهره گیری از فنون ادبی نظیر روایت، قصه، نماد و همچنین هنر نقاشی، تابلوسرایی را به عنوان روش و سبک نوین در ترانه سرایی معرفی کرد و با درک زمان و ذائقه مخاطب روز، مضامین نو که در ترانه سابقه نداشت، نظیر مضامین فلسفی، عرفانی و اخلاقی را با زبان روایت و قصه وارد ترانه سرایی کرد. در کنار این نبوغ، در حوزه تناسبات کلامی و ملودیکی هم ابداعاتی انجام داد. تلفیق درست واژگان با روح ملودی، هماهنگی وزن و ریتم ترانه با مضمون و محتوای کلام و تغییر آن به مقتضای تغییر مضمون و همگامی و تغییر ملودی، همسو با تغییر شخصیت های داستان و روایت و تغییر و دگرگونی در ساختارکلیشه ای ترانه های گذشته، نظیر بیان یک سرگذشت در دو ترانه مجزا با عنوان ترانه های تکمیلی، حاصل ابداعات و نوآوری های معینی به شمار می آید.
۸.

بازخوانی و تحلیل استعاره مفهومی «زمان» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۳
مفهومِ زمان از بنیادی ترین مفاهیم در ذهن، اندیشه و زبانِ انسان است که از دیرباز در گفتار و نوشتار معمولاً به صورت استعاری بیان و به صورتِ شیء و مکان، مفهوم سازی شده است. در این پژوهش، مفهومِ زمان در مثنوی معنوی براساس نظریه زبان شناختی استعاره مفهومی لیکاف و جانسون بررسی شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی فرایند چگونگی مفهوم سازی بحث انتزاعی زمان در مثنوی است. استعاره های هستی شناختی، مفاهیم انتزاعی همچون زمان را به مثابه یک هستومند یا موجودی مجسم می سازند و انسان با این شیوه درباره آن مفاهیم بحث و استدلال می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم زمان در مثنوی به صورت طرح واره تصوّریِ مکان، شیء و انسان با این ساخت و شیوه که زمان، مکان است و زمان، شیء (ثابت و متحرک) است، نشان داده شده است و همچنین جاندارانگاری زمان از مفاهیم پرتکرار این نوع استعاره مفهومی است. مولانا با کمک استعاراتی از این دست مفهوم بنیادین زمان را برای تمثیلات عرفانی و فکری به کار گرفته است تا مسائل مهم عرفانی و فلسفی بهتر تبیین و درک شود.
۹.

رتوریک سیاسی و مؤلفه های آن در متون ادبی با نگاهی به اشعار مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
واکاوی نظام مند ظرفیت های رتوریک سیاسی در متون ادبی، مستلزم تعریف دقیق مفاهیم و بهره گیری از چارچوب نظری منسجم و کارآمد است. پژوهش حاضر کوشیده است با اتکا به مبانی نظری کِنِت بِرک در حوزه رتوریک که امروزه در معنای گسترده ارتباطات دریافت می گردد، الگویی برای مطالعه رتوریک سیاسی متون ادبی به صورت ساختارمند ارائه نماید. برک، یکی از نظریه پردازان برجسته رتوریک نو در قرن بیستم، مؤلفه های بنیادین این حوزه را در قالب مفاهیمی چون جداسازی، ایجاد هویت مشترک، سلسله مراتب و فرم دراماتیک پنجگانه (شامل کنش، صحنه، فاعل، واسطه و هدف) تبیین می کند. به کارگیری این مؤلفه ها در بررسی زیرشاخه سیاسی رتوریک، درواقع انطباق یک چارچوب نظری عام و کلی بر یکی از حوزه های فرعی و موضوع محور آن به شمار می رود. این پژوهش به روش تحلیل کیفی، پس از شرح مبانی نظری برک در حوزه رتوریک، منتخبی از اشعار مهدی اخوان ثالث را به عنوان نمونه عملی دارای ظرفیت بررسی با آن رویکرد در حوزه رتوریک سیاسی واکاوی نموده است. نتایج تحلیل اشعار سترون، آنگاه پس از تندر، کتیبه و فریاد نشان می دهد که عنصر ایجاد هویت مشترک غالباً از طریق شگرد ادبی توصیف بازنمایی شده و در بخش عمده ای از اشعار مورد بررسی، نقش محوری ایفا نمود ه است. همچنین، برجسته سازی آگاهانه هر یک از عناصر پنجگانه فرم دراماتیک در نسبت با کنش اصلی شعر یا درام، بیانگر اتخاذ مبنای فلسفی و ایدئولوژیک خاصی است که با تحکیم و جهت دهی گفتمان های سیاسی مورد نظر شاعر در متن همسو است. در بستر دراماتیک این اشعار، شکل گیری منطق مکالمه ای میان شخصیت ها و به گوش رسیدن صدای طبقات مختلف، مفاهیم جداسازی و سلسله مراتب قدرت را در پیوندی معنادار با محتوای سیاسی اثر به مخاطب منتقل می سازد و کارآمدی رویکرد برک را در تحلیل رتوریک سیاسی متون ادبی تأیید می نماید.
۱۰.

تحلیل و تعریف کنایه بر حسب خاستگاه آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۴
کنایه در کتب بلاغی فارسی و عربی تعاریف مختلفی دارد که موجب ابهام در تعیین مصداق آن و تعیین دقیق مرز آن با مجاز و استعاره شده است. به نظر می رسد که دلیل عمده این اختلاف تعاریف، به ماهیت کنایه بستگی دارد زیرا کنایات گونه های متنوعی دارند که در تقسیم بندی قدما بدان توجه نشده است و تقسیم کنایه به سه نوع مرسومِ کنایه از موصوف، کنایه از صفت و کنایه از نسبت، ناظر به تفاوت های بنیادی کنایات نیست. نگارنده در این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی تعاریف گذشتگان، راهی برای تقسیم بندی دقیق تر کنایه پیدا کند که به نظر می رسد این امر با توجه به خاستگاه کنایات، نوع نشانه ای که کنایه بر آن مبتنی است و رابطه میان دال و مدلول میسر شود. از این رو کنایه را بر حسب نوع دلالتی که دارد می توان چهار گونه دانست: 1. کنایات شمایلی که در این کنایات رابطه میان دال (معنای لفظی) و مدلول (مفهوم) طبعی است؛ 2. کنایات نمایه ای که در این کنایات رابطه میان دال و مدلول، رابطه علی است و درک مدلول این کنایات مبتنی بر استدلال است؛ 3. کنایات نمادین که در این کنایات، رابطه میان دال و مدلول، وضعی است و این کنایات اغلب مبتنی بر علوم، آیین ها و رسوم، قوانین، عرف و سبک زندگی مردمان اند؛ 4. کنایات زبانی. این کنایات مبتنی بر نشانه زبانی است اما از لحاظ دلالت این نوع را می توان در ذیل کنایات نمادین (دلالت وضعی) گنجاند.
۱۱.

تحلیل بلاغی زبان لوطی ها در فیلم نامه های علی حاتمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
در نگرش های ساختاری به آثار ادبی، اصل تناسب فرم و محتوا و ایجاد ارتباط میان اثر، موقعیت و مخاطب مورد توجه قرار می گی رد و هر ک اربست بلاغ ی به ص ورت مستقیم با ج ایگاه و م وقعیت مت ن و مخ اطب مرتبط است. ب ه عب ارتی برجسته سازی های اثر هنری، اگر فراتر از بافت و موقعیت و یا فروتر از آن باشد، به امری غیر ساختاری و یا نازیبا تعبیر خواهد شد. علی حاتمی در آثار خود، سعی در بازآفرینی فضا و بافت زبان جاری در متون ادبی دوره قاجار را داشته است؛ اما روند افراطی و غیر ساختارمند او در کاربست صنایع بلاغی در دیالوگ های شخصیت ها، این ظرفیت را به یک امر ضد ارزش در ساختار زیبایی شناسانه بدل کرده است. لذا این پژوهش سعی دارد تا با استخراج و بررسی زبان لوطی های فیلم نامه های علی حاتمی، با روشی توصیفی - آماری به تحلیلی انتقادی این رویکرد بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که علی رغم تلاش حاتمی در کاربست زبان برجسته برای این تیپ شخصیتی جهت بالا بردن ارزش ادبی متن خود، عملاَ این فرایند به یک ضد ارزش در آثار او تبدیل شده و ادبیت جاری در دیالوگ های جاهلانه او، موجب فاصله گرفتن اثر از مخاطب و بافت تاریخی و واقعیت جامعه شده است.
۱۲.

بررسی نحوی و بلاغی داستان «خانه روشنان» اثر هوشنگ گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۳
داستان خانه روشنان اثر هوشنگ گلشیری از نمونه های برجسته روایت مدرن فارسی است که با ساختار نحوی پیچیده و شگردهای بلاغی متنوع، تجربه ای نو در روایت پردازی ارائه می دهد. این پژوهش با رویکردی تلفیقی به تحلیل نحوی و بلاغی این داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه جملات بلند و تودرتو، حذف های سبکی، زمان پریشی افعال و تکرارهای نحوی در کنار عناصر بلاغی چون استعاره، نماد، آیرونی، و آشنایی زدایی در شکل گیری سبک خاص گلشیری نقش دارند. یافته ها بیانگر آن است که گلشیری با بهره گیری هم زمان از ظرفیت های نحو و بلاغت، متنی می آفریند که هم به لایه های ذهنی و روانی شخصیت ها راه می برد و هم مخاطب را به خوانشی چندلایه و تأویلی از متن وامی دارد. بدین سان، خانه روشنان نه فقط یک روایت داستانی، بلکه تمرینی در زبان و ادراک است که مرز میان واقعیت و خیال را به چالش می کشد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۲۸