فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
261 - 294
حوزههای تخصصی:
بر بنیاد اسطوره های ایرانی بندهشی، نظم و تعادل و میانه روی، خواسته و داده ی اهورامزداست و برابر با مفاهیم بهشتی و کمال مطلوبیت است. در نبرد نخستین هرمزد و اهریمن که به تبع آن تا فرجام و در اسطوره های فرجام به درازا می انجامد؛ اهریمن سوگند یاد کرده است که با آفریده های مطلوب اهورمزدا نبرد نماید و همه را نابود کند. اهریمن با ایجاد افراط و تفریط تلاش می کند مطلوبیت آفرینش هرمزدی را از میان بردارد و تعادل و میانگی بهشتی را به آشوب و هرج و مرج و دروج (آشفتگی) بدل نماید. یکی از ممیزه های دروج و بی نظمی - که خواست و داده ی اهریمن است - افراط و تفریط به دستیاری دیو آز است. بر این بنیاد در جستار پیش رو، کوشش شده است تا بازتاب چنین پنداره های اسطوره ای که در حماسه ملی در متن داستان ها دگردیسی یافته و تجلی یافته است؛ در چهار عنصر سازنده ی گیتی (آب، خاک، باد و آتش) نشان داده شود. بدین منظور در شاهنامه فردوسی، مواردی از خشم و انگیختگی و بی سامانی در مظاهر چهار عنصر را که به سود انیران و نیروهای ستیزنده با ایران کنش ورزی داشته اند، شرح و تفسیر نهاده ایم. افراط و تفریط در آب، خاک، باد و آتش را که سبب گرفتاری جبهه ی نیکی و یلان حماسی شده بود و به یاریگری دشمنان ایران انجامیده بود در قالب دگردیسی پنداره های اسطوره ای به حماسی شرح داده ایم. روش این تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شیوه ی نگارش آن، کتابخانه ای و تطبیقی بوده است و هدف اصلی تحقیق؛ کشف و بازنمون افراط و تفریط و آشفتگی اهریمنی در چهار عنصر در شاهنامه ی فردوسی بوده است.
دو موضوع واژگانی و نحوی در شاهنامه (نمادهای شتاب و نمونه ای از مالکیت محمولی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
دستیابی به صورتی کهن تر و اصیل تر از شاهنامه، که هرچه بیشتر به سروده فردوسی نزدیک باشد، ایجاب می کند که به یکایک عناصر این اثر، از کلی ترین تا ریزترین، توجه شود. ویژگی های منحصربه فرد این اثر از جهت قدمت و حجم چشم گیرش، که آن را به یکی از مهم ترین منابع زبان فارسی در حوزه های گوناگونی همچون تاریخ، اسطوره شناسی، دستور تاریخی زبان و فنون بلاغت و صنایع ادبی تبدیل کرده است، اهمیت این توجه ویژه را صدچندان می کند. با همین رویکرد، نوشتار حاضر به دو موضوع اصلی می پردازد که ذیل آنها به برخی موضوعات دیگر نیز پرداخته شده است: موضوع نخست، یافتن و اثبات مواردی از کاربرد دو واژه «باد» و «گرد» است که به همراه حرف اضافه «از» یا بدون آن معنای شتاب و تندی را دربردارند. دیگر اینکه در تصحیح انتقادی شاهنامه، درباب موضوعات به ظاهر کم اهمیتی که تفاوت چندانی بین ضبط اقدم نسخ و اجماع سایر نسخ وجود ندارد، موضوعات کلیدی و مؤثر در معنای ابیات و روال داستان ها، ضروری است که در انتخاب ضبط ها حداکثر وسواس و دقت به کار گرفته شود و به صِرف وجود واژه ای از این دست در اقدم نسخ نباید حکم به صحت آن داد و آن را در متن گنجاند. به این موضوع با تکیه بر مصراعی که حاوی نخستین یادکرد ضحاک در شاهنامه است پرداخته شده است: «که از مهر بهرهَ ش نبود اندکی».
بازتاب مسائل اجتماعی در شعر شاعران سوسیالیستی افغانستان (مطالعه موردی مجله ژوندون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
67 - 82
حوزههای تخصصی:
ادبیات سوسیالیستی واقع گرا در افغانستان، یکی از برجسته ترین و اثرگذارترین جریان های ادبی در تاریخ ادبیات معاصر این کشور به شمار می آید؛ جریانی که به واسطه غنای محتوایی و هنری، توانسته جایگاهی درخشان در منظومه ادبیات افغانستان به خود اختصاص دهد. این مکتب، با تأکید عمیق بر مسائلی چون عدالت اجتماعی، باورهای ایدئولوژیک و دغدغه های مردم محور، در عین حال نوآوری های ساختاری و محتوایی چشمگیری را نیز به نمایش بگذارد. بازنمایی هوشمندانه و هنرمندانه مفاهیم اجتماعی، سیاسی و طبقاتی در شعر، از ویژگی های ممیز آن است. شعر سوسیالیستی واقع گرا، نه تنها در مقام یک آفرینش ادبی، بلکه به عنوان ابزار انتقال آگاهی، بیان مقاومت، و بازتاب آرمان های جمعی، در بستر فرهنگی و اجتماعی افغانستان نقشی تعیین کننده ایفا کرده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتاب مسائل اجتماعی در شعر سوسیالیستی افغانستان، به واکاوی کیفیت بازتاب مفاهیم اجتماعی در آثار شاعران برجسته این حوزه با تکیه بر اشعار منتشرشده در نشریه معتبر ژوندون پرداخته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مضامینی چون تمجید از نیروی کار و منزلت کارگر، تجلیل مبارزان پایبند به اندیشه های مارکسیستی، ستایش آزادی و برابری، نکوهش تبعیض های طبقاتی، تأکید بر همبستگی اجتماعی، همزیستی مسالمت آمیز و مخالفت با فقر و نابرابری، به شکل برجسته ای در اشعار نویسندگانی چون اسدالله حبیب، دستگیر پنجشیری، سلیمان لایق، رحیم الهام، نصرالله رها، شربت باقری، علی شاه ناشاد، غریب نواز، نسیم کامجو، حشمت ربی و ذکیه رستگار بازتاب یافته است؛ و این امر نشانگر پیوند وثیق میان ادبیات و ایدئولوژی در فضای فرهنگی آن دوران است.
جای گزینی تخیل تاریخی با تخیل جغرافیایی به مثابه وجه ممیز دوره های عجایب نامه نویسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
52 - 71
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، نشان داده خواهد شد که چگونه عنصر «مکان»، که در قالب توجه به جغرافیا در متون عجایب نامه ای دوره اول برجسته شده است، نماینده فکر زمینی و غیرتخیلی و خردگرایی است که در دوره های بعد جای خود را به «زمان» در قالب «تاریخ» می دهد و از عقلانیت و عینی بودن خارج می شود و به تخیل گره می خورد. به نظر می رسد عجایب نامه نویسی در دوره اول، پایگاهی برای نوعی «مقاومت» دربرابر جریان رسمیِ علم بوده است. با استناد به روش تبارشناختی فوکو، در پژوهش حاضر کوشش شده است نقاط گسست در خیال پردازی عجایب نامه نویسان معرفی شوند. در دوره نخست عجایب نویسی، «جغرافیا» محمل خیال پردازی و حلقه اتصال با واقعیت است. در دوره دوم، تمسک به «روایت پردازی» جای جغرافیا را می گیرد. دوره سوم، که طی آن خیال ورزی با تمسک به رویدادهای «تاریخی» صورت گرفته است، شاهد پروبال گرفتن موجودات افسانه ای و رشد چشمگیر آن ها هستیم. حتی شخصیت های تاریخی نیز از خیال پردازی مؤلفان عجایب نامه ها برکنار نمانده اند. براین اساس، سه دوره متمایز عجایب نامه نویسی معرفی شده اند.
L’influence de la pièce Une maison de poupée d’Ibsen sur la pièce de théâtre Mort à l’Automne d’Akbar Radi(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Résumé— Cet article explore l'influence d'Henrik Ibsen sur la pièce Mort à l’Automne d'Akbar Radi, un dramaturge clé du théâtre contemporain iranien. Inspiré par l’œuvre Une maison de poupée, Radi a intégré plusieurs éléments du style d'Ibsen, tels que la structure en trois actes, une analyse sociale et psychologique détaillée, ainsi qu'un réalisme symbolique. L'article met en lumière les thématiques communes aux deux auteurs, telles que les crises morales et sociales, les inégalités de classe, la condition des femmes et l'isolement social. La pièce illustre aussi le conflit entre tradition et modernité, incarné par le personnage de Mashdi, qui, à l'instar des héros ibséniens, est accablé par une société rigide. L'article souligne également l'usage du symbolisme dans les œuvres des deux dramaturges. L'étude démontre que Radi a habilement adapté l'héritage d'Ibsen à la réalité iranienne, fusionnant critique sociale et complexité psychologique, ce qui fait de Mort à l’Automne une œuvre à la fois locale et universelle. L'article souligne aussi les similitudes stylistiques entre les deux dramaturges, notamment dans leur usage du dialogue et de la tension dramatique pour exposer les conflits sous-jacents.
تلمیعات حدیثی در مناقب نبوی و علوی دیوان ابن حسام خوسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر اشعار محمد بن حُسام خوسفی، شاعر شیعه مذهب قرن نهم، در مناقب و مدایح اهل بیت(ع) است. دیوان او دربردارنده مجموعه ای از احادیث مهم مذهب شیعه است. او با تسلطی که بر احادیث و روایات داشته است، در اشعار خود به مقتضای سخن، احادیثی از اهل بیت (ع) را نقل کرده تا جایی که می توان دیوان او را حدیث نامه نامید. صنعت دو زبانگی که در بدیع آن را تلمیع نامیده اند آن است که شعر در دو زبان یا گاه بیشتر، سروده شده باشد. پژوهش حاضر کوشیده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به این سؤالات پاسخ دهد که تلمیعات دیوان ابن حسام از چه نوعی است و مترتّب بر چه مضامینی می باشد و شاعر با چه هدفی از آن بهره برده است؟ از این رو به بررسی تلمیعات حدیثی دیوان ابن حسام و کارکرد درون متنی آن می پردازد. در دیوان او از همه انواع تلمیع، سروده خود شاعر یا قرآنی، حدیثی، مَثلی نمونه هایی بسیار یافت می شود. بررسی انجام شده نشان می دهد که بیشترین تلمیع به کار رفته در دیوان ابن حسام از نوع تلمیعات قرآنی و حدیثی است. شیعه بودن ابن حسام و اعتقاد راستین او به ولایت مولا علی(ع) باعث شده تا احادیثی که به مقام والای آن حضرت و مسئله جانشینی ایشان اشاره دارد، دست مایه بسیاری از تلمیعات دیوان او باشد. تلمیعات حدیثی او حول پنج محور معنایی آمده است: 1-اوصاف پیامبر(ص) و مقام والای ایشان 2-اوصاف حضرت علی(ع) 3-مسئله جانشینی پیامبر(ص) 4-احادیث پیامبر(ص) 5-احادیث حضرت علی(ع). ابن-حسام هر کجا احساس کرده است آوردن اصل حدیث تأثیر بیشتری بر مخاطب دارد از صنعت تلمیع استفاده کرده -است.
مقایسه آموزه های فرزندپروری مسئولانه عنصرالمعالی، خواجه نصیر طوسی، سعدی و واعظ کاشفی با سبک های فرزندپروری بامریند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
45 - 66
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر شیوه های فرزندپروری عنصرالمعالی، خواجه نصیر طوسی، سعدی و ملاحسین واعظ کاشفی را در قابوس نامه (475)، اخلاق ناصری (633)، گلستان (656) و اخلاق محسنی (900) برطبق سبک فرزندپروری مسئولانه (اسلامی) بررسی و با سبک های فرزندپروری بامریند (1927م.) مقایسه می کند. نگارنده با بررسی توصیفی- تحلیلی این موضوع در آثار این چهار متفکر مسلمانِ متعلق به دوره های مختلف تاریخی بر مبنای نظریه فرزندپروری مسئولانه اسلامی و مقایسه با نظریه بامریند با پاسخ به این پرسش ها که نویسندگان این آثار درباره فرزند پروری چه آموزه هایی را تبیین کرده اند؟ برای تعلیم این آموزه ها چه شیوه هایی را به کار گرفته اند؟ و وجوه تشابه و افتراق فرزندپروری آنها با دیدگاه های بامریند چیست؟، تبیین می کند شیوه فرزندپروری هر چهار نویسنده بر مبنای دیدگاه های اسلامی و وحیانی و از نوع مسئولانه با تکیه بر اصول اخلاق اسلامی و فطرت الهی انسان است که البته از فرهنگ و آداب و رسوم روزگار ایشان نیز اثر پذیرفته و تا اندازه ای به سبک مقتدرانه بامریند نزدیک است. عنصرالمعالی با بیان تجارب شخصی همراه با تمثیل و استشهاد و خواجه نصیر با شیوه علمی و فلسفی به شیوه مستقیم و جزئی نگر به تعلیم آموزه های فرزندپروری پرداخته اند؛ درحالی که سعدی و کاشفی از تمثیل و حکایت و شیوه غیرمستقیم و کلی نگر استفاده کرده اند و کاشفی به دلیل ماهیت سیاسی اندرزنامه اش کمتر از دیگران به این موضوع توجه کرده است.
بررسی اشتراکات و ارتباط رباعیات برخی مجموعه ها و رباعی نامه های کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
99 - 117
حوزههای تخصصی:
گردآورندگان برخی از سفینه های شعری، علاوه بر دیوان شاعران، از سفینه ها و مجموعه های دیگر نیز به منزله منبع استفاده می کرده اند. با بررسی تطبیقی محتویات این منابع می توان اشتراکاتی را یافت که حاکی از این مسئله است. در پژوهش حاضر با بررسی رباعیات عطار نیشابوری در مونس الاحرار و مختارنامه و فصولی که این رباعیات در آن آمده، نشان داده شده است که احتمالاً جاجرمی در تدوین کتاب خود، مختارنامه را پیش چشم داشته و از آن به منزله منبع استفاده کرده است. همچنین، با بررسی شکل فصل بندی و رباعیات مشترک رباعی نامه مجموعه شماره 2051 کتابخانه ایاصوفیا و نزههالمجالس، نشان داده شده است که احتمالاً گردآورنده مجموعه ایاصوفیا در فصل بندی مجموعه رباعیات خود از نزههالمجالس الگوبرداری کرده و در انتخاب و نقل رباعیات، از گزیده جمال خلیل شروانی در کنار منابعی دیگر، بهره برده است. سفینه کهن رباعیات و مجموعه شماره 487 کتابخانه لالااسماعیل دیگر منابعی هستند که رباعیات مشترک آنها در این مقاله بررسی شده است. با بررسی رباعیات فخرالدّین مبارکشاه و چند رباعی مشترک دیگر در این دو منبع نشان داده شده که عبدالکریم بن اصیل جاربردی که یکی از کاتبان مجموعه لالااسماعیل بوده است و گردآورنده سفینه کهن رباعیات، احتمالاً در گزینش برخی رباعیات از منبعی مشترک استفاده کرده اند.
ارزیابی تصحیح اخلاق ناصری به کوشش مینوی و حیدری براساس کهن ترین نسخه شناخته شده از کتاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق ناصری از مهم ترین کتاب های اخلاقی فارسی است. خواجه نصیرالدین طوسی این کتاب را به سال 633 ق. نوشت، اما در دهه های بعد اندکی در مطالبش بازنگری کرد. اخلاق ناصری در زمان حیات مؤلف شهرت یافت. در طی زمان، نسخه های متعددی از آن کتابت شد و بر آثار اخلاقی پس از خود تأثیر مهمی نهاد. همچنین بعداً به ویژه در هندوستان بارها به طبع رسید. معتبرترین تصحیح آن را مجتبی مینوی و علیرضا حیدری ترتیب دادند. آنان در این تصحیح از پنج دست نویس متعلّق به قرن هفتم هجری قمری استفاده کردند. در حال حاضر، نسخه های خطی دیگری از این اثر شناخته شده که مهم ترین آنها مورّخ 656 ق. (محفوظ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه شیراز) و قدیمی تر از همه نسخه های استفاده شده مصحّحان است. در این پژوهش برای نخستین بار، این دست نویس به صورت تفصیلی معرفی و بررسی شده است. از ویژگی های مهم آن می توان به برخی ضبط های کهنه تر به نسبت چاپ مینوی و حیدری، رسم الخط کهن و نیز حرکت گذاری تعدادی از کلمات اشاره کرد. در این مقاله، در اثر مقابله دقیق و کامل متن اخلاق ناصری به تصحیح مینوی و حیدری با این نسخه، نکات درخور توجهی استخراج شده است. ضمن اینکه با تکیه بر دیگر منابع، در متن تصحیح شده، توضیحات و واژه نامه های کتاب چاپی، اصلاحاتی ضرورت دارد؛ البته نسخه مورّخ 656 ق. همواره بهترین ضبط ها را ندارد و در آن افتادگی ها و اشتباهات متعددی دیده می شود. این نکته هم حاصل مقابله با متن تصحیح شده مینوی و حیدری است. درنهایت، می توان چنین نتیجه گرفت که تصحیح اخلاق ناصری به کوشش مینوی و حیدری همچنان اعتبار و ارزش والایی دارد. با این حال، براساس دست نویس های قدیم که در آن زمان ناشناخته بوده و نیز منابع گسترده تر و پژوهش های بیشتر، برخی اصلاحات در مندرجات آن لازم است.
کنش متقابل نمادین در رمان «امرتان فی امراه » نوال السعداوی و «سهم من» پرینوش صنیعی بر اساس نظریه جرج هربرت مید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
255-270
حوزههای تخصصی:
نظریه کنش متقابل نمادین که توسط جرح هربرت مید توسعه یافته است بر این اساس استوار است که معانی اجتماعی از طریق تعاملات اجتماعی شکل می گیرند و تغییر می کنند.این نظریه که به دنبال فهم چگونگی شکل گیری معانی اجتماعی و هویت ها از طریق تعاملات انسانی است، تلاش می کند تا نشان دهد که چگونه افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و چگونه این ارتباطات به شکل گیری فرهنگ، نهادها و جامعه کمک می کند. هدف اصلی این نظریه بررسی چگونگی تاثیر تعاملات بر رفتارهای فردی و اجتماعی است که به تولید و بازتولید ساختارهای اجتماعی منجر می شود. نوال السعداوی و پرینوش صنیعی در « امرأتان فی امرأه» و « سهم من» کوشیده اند تا با استفاده از عنصر هویت، جنسیت و روابط اجتماعی و چالش های آن مخاطب را به درک بهتر و عمیق تری از مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه خود برسانند. بررسی ها نشان می دهد که نوال السعداوی با استفاده از مولفه های «خود»، « ذهن» و « جامعه» نشان می دهد که چگونه این تعاملات اجتماعی می توانند منجر به بازتعریف هویت زنانه شود و عاملی باشد بر کشف هویت و انتخاب های آزادانه و پرینوش صنیعی با استفاده از همان مولفه ها نشان می دهدکه چگونه فشارهای اجتماعی در زنان می تواند عامل تغییر هویت آنها و تبعات عمیق آن بر سلامت روانی و کیفیت زندگی آنان باشد.
معالم الإسلام والتأسلم عند الإمام علی (ع)؛ دراسه تحلیلیه فی ضوء نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یشکّل تمییز الإسلام الأصیل عن صوره المزیفه إحدى القضایا المحوریه التی شغلت - ولا تزال - الفکر الإسلامی ، ولکی نعرف الإسلام معرفه صحیحه، لابد من الرجوع إلى المصادر الإسلامیه الأصیله و الموثوق بها، ومنها نهج البلاغه الذی یعد أحد أبرز المدونات التی احتفظت بتعالیم الإسلام الأصیل. یحظى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع)، صاحب هذا السِّفْر الجلیل، بمکانه سامیه وفریده فی التراث الإسلامی کأهم شخصیه بعد النبی المصطفی (ص)، وإنه جسّد الإسلام بصورته النقیه فی أقواله ومواقفه وحیاته، وهو ما تنعکس أنواره بوضوح فی نصوص نهج البلاغه التی تکون بمثابه مشکاه تضیء طریق الرشاد والهدایه. لذلک تهدف هذه الورقه البحثیه إلى استقراء أقوال الإمام علی (ع) فی نهج البلاغه لاستجلاء معالم الإسلام الأصیل وسمات التأسلم سعیا لخدمه الدین الحنیف وآل بیت النبوه (ع). ونحاول من خلال البحث رسم الصوره التی قدّمها الإمام (ع) للإسلام الأصیل والمزیّف، ولخصائص المسلم الحقیقی والمتأسلم فی نهج البلاغه. ونظرا لموضوع البحث والأهداف المرجوه منه، فإنه قد انتهج المنهج الاستقرائی؛ تتبعا لمادته العلمیه، والمنهج التحلیلی الذی یقوم علی فحص النصوص، واستخلاص الدلالات وعرض النتائج. وانتهی البحث إلی جمله من النتائج، محصّلها: أن الإمام (ع) قدم صوره شامله عن الإسلام والتأسلم، مع تحدید سمات المسلم الحقیقی والمزیّف. ومن أبرز معالم الإسلام الأصیل التی حددها البحث بناء على کلام الإمام (ع): قوه حجته واستدلاله، کونه مصدرا للهدایه والأمن والسلام، تفوّقه على سائر الأدیان، تمیّزه بسلطان إلهی عزیز، اصطفاؤه من قبل الله تعالى، واتصافه بالدوام والخلود. أما أبرز سمات المتأسلم والمسلم المزیّف فتمثلت فی: الطغیان، إظهار الإسلام مع إضمار الکفر، اقتراف الأفعال المناقضه لروح الإسلام وجوهره، انتهاک حرمه المسلم، وتبنی الإسلام قسرا أو لمصلحه نفعیه.
توجّه شفروه اصفهانی به شعر خاقانی شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵) ویژه نامه خاقانی شناسی ۱
46 - 60
حوزههای تخصصی:
شاعران اصفهانی در قرن ششم، شعر خاقانی شروانی را می خوانده اند. یکی از این شاعران اصفهانی آشنا با شعر خاقانی، شرف الدّین شفروه اصفهانی است. توجّه شفروه به شعر خاقانی را می توان در تصاویر، تشبیه ها، عبارات خاص همسان و اصطلاحاتِ مشترکی که در شعر این دو شاعر آمده است، دید. نشانه آشکار این توجّه را می توان در قصیده ای دید که شفروه به پیروی از خاقانی سروده است و در آن قصیده، مصراعی از خاقانی را تضمین کرده و حتّی بر او برتری جسته است. آمیختگی شعر شفروه و خاقانی از دیگر مسائلی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است. از جمله شاعرانی که شعرشان با هم آمیخته است، شرف الدّین شفروه اصفهانی و خاقانی شروانی است. در این مقاله، بر اساس اطّلاعاتِ برون متنی مثل جُنگ ها، تذکره ها، منابع تاریخی و اطّلاعاتِ درون متنی، به تفکیک این اشعار و شناخت شاعر راستین آنها پرداخته شد و دلایل این آمیختگی بیان شد.
جهان بینی ریزوماتیک دلوز در هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
151 - 175
حوزههای تخصصی:
ژیل دلوز، فیلسوف برجسته پساساختارگرای قرن بیستم، با طرح مفاهیمی نوین، الگوهای سنتی تفکر غربی را به چالش کشید. نظام «ریزومی» او، به مثابه بدیلی برای ساختارهای سلسله مراتبی، زمینه خوانشی چندصدایی و غیرمتمرکز از متون را فراهم می کند. این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین مؤلفه های خوانش دلوزی در رمان هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها اثر رضا قاسمی، سه شاخص کلیدی «صیرورت»، «قلمروزدایی و بازقلمروگذاری» و «اقتدارزدایی» را به عنوان چهارچوب نظری برگزیده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که از رهگذر تطبیق مفاهیم دلوزی با ساختار روایی، شخصیت پردازی و ژرف ساخت اثر، امکان بازخوانی آن در چهارچوب ادبیات پست مدرن را می سنجد. یافته ها نشان می دهد که رمان قاسمی با گریز از الگوهای خطی، تقلیل مرکزیت راوی و خلق فضاهای بینابینی، به شکلی منسجم مؤلفه های فلسفه دلوز را بازتاب می دهد. فرایند «صیرورت» در دگردیسی شخصیت ها، «قلمروزدایی» در گسست از هویت های ثابت و «اقتدارزدایی» در فروپاشی روایت های کلان، به مثابه وجوه بارز این تطبیق پذیری شناسایی شدند. این مطالعه بر آن است که هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها ، با عبور از منطق دوگانه انگارانه، نمونه برجسته ای از ادبیات ریزوماتیک است که خوانش چندلایه پست مدرنیستی را ممکن می سازد. نتایج پژوهش، علاوه بر آشکارسازی ظرفیت های نظریه دلوز در نقد ادبی، جایگاه این رمان را به عنوان متنی پیشرو در حوزه ادبیات معاصر فارسی تثبیت می کند.
مجمع النفایس، بیاض-تذکره یا تذکره ای تحقیقی- انتقادی؟ بررسی نوع شناسانه و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تذکره مجمعالنفایس از مهمترین تألیفات سراجالدین علیخان آرزو است. دقت و طبع انتقادی نویسنده و احاطهای که به ادب فارسی و شیوههای سخنوری دارد و نیز دسترسیای که به منابع اصلی احوالی و آثاری ادبی داشته است، اعم از مصاحبت با صاحب ترجمان و یا مصاحبان آنها، نیز استفاده مستقیمش از دیوانها و آثار ایشان و اتکای هوشمندانه به متون متقن دستاول و نقدهای طرزشناسانه و محققانهاش به داوریهای دیگران، این اثر را در صدر تذکرههای تحقیقی و انتقادی ادبی قرار داده است. بااینحال، نظر به صورت ابتدایی آن که بیاض بوده و برخی منتخبات مفصّلش از دیوانهای نادر، نیز اقرار نویسنده به قصد آغازینش، برخی آن را تذکره ندانسته و تا حد بیاض و جنگ فروکاسته اند. اثری که اگر نیاز روز حوزه نقد ادبی و سبکشناسی نباشد، دستکم منبعی سرشار از آگاهیهایی برای بررسیهای تاریخی در مباحث نقد ادبی و سبکشناسی است. شوربختانه تا به امروز از این کتاب، که نسخههای متعددی از آن در کتابخانههای شبهقارّه و دیگر جایهاست، تصحیح بایستهای به عمل نیامده و همان چاپ ناهمگون و غیرمعتبر قدیمی هم که به کوشش چند استاد ادبیات پاکستانی فراهم آمده، هیچگاه بهخوبی در معرض دید و داوری قاطبه محققان این حوزه قرار نگرفته است. برایناساس، در مقاله حاضر، به بررسی نوعشناسانه اثر و اثبات ماهیت تذکرهای آن پرداختهایم و بهضرورت نسخههای آن را نیز شناساندهایم تا ضمناً بایستگی تصحیح آن بر مخاطبان اثبات شود.
تولّی و تبرّی در اشعار دعبل خزاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
123 - 149
حوزههای تخصصی:
تولّی و تبرّی، این دو اصطلاح قرآنی درمدایح و هجویات شاعران شیعی، بویژه در دوره ی عباسی به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی حاکم، نمود بیشتری یافته است. شاعران شیعی، عشق و دوستی نسبت به اهل بیت را در قالب مدح و رثا و برائت و دشمنی با خلفای ظالم عباسی را در قالب هجو و عتاب ابراز می داشتند. دعبل خزاعی نیز از جمله شاعران متعهد و دوستدار اهل بیت است که توانسته دو امر تولّی و تبرّی را در اشعار خود، با زبانی زنده و ضمن بهره گیری از احادیث و روایات اسلامی به تصویر کشد. در این پژوهش به روش توصیفی به بیان مظاهر تولّی و تبرّی در اشعار دعبل پرداخته شده است و نتایج آن حاکی از آن است که دعبل با تلفیق زبان عاطفی و حماسی و پیوند آن با اندیشه های دینی، و با استناد به احادیث و قرآن و اصل ولایت، تولّای راستین خود را نسبت به اهل بیت به نمایش گذارده است. او توانسته است تبرّای قلبی خود را که از تولای اهل بیت سرچشمه می گیرد، با هجویات گزنده و اثر گذار خود درباره ی عباسیان و دشمنان علویان بیان کند. دعبل در اشعارخود، ضمن بیان تولّی و تبرّای قلبی، با مدح و رثای اهل بیت و از سوی دیگر با نکوهش خصلت های دشمنان آنها، به دو تکلیف امر به معروف و نهی از منکر عمل نموده است که این خود منجر به اصلاح جامعه ی اسلامی می شود.
نقد و بررسی کهن الگو در رمان «آتش بدون دود»« نادر ابراهیمی» و «موسوم الهجرة الی الشمال» «طیب صالح» با تکیه بر نظریه یونگ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
231 - 261
حوزههای تخصصی:
کهن الگوها، انگاره های مشترک ادبی هستند که ریشه در ضمیر ناخودآگاه نوع بشر دارند و سبب پیوند لایه های روانی متون مختلف، صرف نظر از زمان و مکان ِ محل پیدایش آن ها می شوند. پژوهش حاضر با بهره گیری از دیدگاه روان کاوی کارل گوستاو یونگ به شیوه تحلیلی- توصیفی، به نقد و بررسی انواع کهن الگو در دو رمان آتش بدون دود از نادر ابراهیمی و موسوم الهجره الی الشمال از طیب صالح می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از وجود ده مورد کهن الگوی مشترک در کاربردی مشابه در هر دو متن است؛ نویسندگان این متون، از انواع کهن الگو ناظر بر پدیده های طبیعی چون کهن الگوی درخت و دریا جهت پردازش متن بهره برده اند؛ همچنین نقش هایی چون مادر، پدر و فرزند در مفاهیم کهن الگویی خویش، در دو رمان آتش بدون دود و موسم الهجره الی الشمال، به کار گرفته شده اند. در پرورش شخصیت اول در هر دو رمان نشانه هایی از انواع کهن الگو چون اسطوره قهرمان، سایه، نقاب، آنیما و سفر مشاهده می شود؛ نتیجه آن که دو رمان آتش بدون دود و موسم الهجره الی الشمال، دارای روح یک پارچه و دربرگیرنده میراث کهن ادبی بوده و بر پایه مجموعه مشترکی از انواع کهن الگو نگارش یافته اند.
تأملی در اشعار تعلیمی عطار نیشابوری
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
47 - 67
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی به آثاری اطلاق می شود که با رویکرد ادبی به بیان موضوعات فلسفی، مذهبی، اخلاقی و اجتماعی می پردازد و هدف آن، آموزش و تربیت است. ادبیات تعلیمی، هنرمندانه و با استفاده از زبان ادبی، افراد جامعه را به کسب فضائل اخلاقی، علم دوستی، خداجویی و خوبی ها دعوت کرده و از جهالت و پستی ها دور می سازد. از این رو، هدف این پژوهش بررسی اشعار تعلیمی عطار نیشابوری می باشد، در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، آن بخشی از اشعاری عطار که جنبه تعلیمی دارند مورد مطالعه قرارگرفت. یافته های اسنادی نشان می دهد، عطار از آن جمله شاعران و بزرگان زبان و ادب فارسی است که در اشعار و آثار خود به مسائل تربیتی توجه داشته است و می توان اندیشه های تربیتی او را در موارد مختلف، از جمله: خداجویی، جوانمردی، صبر و بردباری، پرهیزگاری و پارسایی، پرهیز از ظلم و بیدادگری، داشتن اخلاق نیکو، کسب علم و دانش، استفاده از اندوخته های علمی، دوری از جهل و نادانی، و... از لابلای اشعارش دریافت نموده و از آن ها برای آموزش و تربیت افراد جامعه استفاده کرد؛ زیرا رسیدن به کمال انسانیت و بندگی و قرب الهی از اهداف تربیتی عطار می باشد.
بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبیات تطبیقی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
173 - 212
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار در یک گفتمان بینارشته ای در حوزه ادبیات تطبیقی و مطالعات اقتباس می پردازد. نگارنده بر مبنای نظریه اقتباس لیندا هاچن، اقتباس قلعه ماهی ها را نه به عنوان یک فرایند ساده و مستقیم از متن اول بلکه به عنوان فرایندی کنش گرانه و خلاق بررسی می کند که شامل تغییرات عمیق و تفسیرهای جدیدی است که بر اساس زمینه ها و شرایط فرهنگی و اجتماعی، تفاوت در رسانه انتقال و نیز درک مخاطب ایجاد می شود. در این جستار، براساس چهارچوب روش شناسی هاچن، بررسی فرایند اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها در سه سطح انجام می شود: از منظر سطح اول اقتباس یا همان متنی، به بررسی تفاوت میان درون مایه و پیرنگ دو داستان می پردازیم. در سطح دوم اقتباس یا فرایندی، تغییرات ناشی از تبدیل رسانه مکتوب منطق الطیر به رسانه بصری انیمیشن مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در سطح سوم بررسی یا همان تجربه مخاطب، به تغییرات خلاقانه اقتباس گر با توجه به مخاطب کودک اقتباس خواهیم پرداخت. روش تحقیق توصیفی-کیفی است و داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی گردآوری شده اند.انتخاب نمونه نیز به صورت هدفمند و براساس شاخص های اقتباس خلاقانه در آثار کودک انجام شده است.نگارنده نشان می دهد که اقتباس انیمیشن در رسانه نمایشی حوزه کودک چگونه می تواند تجربیات و تفسیرهای جدیدی از داستان اصلی را ایجاد کند و چگونه در زمینه فرهنگی و زمانی متفاوت، منجر به بازنگری و تغییر در معنای داستان می شود.
Exploring the Role of Instagram in Learning English and Enhancing EFL Learners' Motivation
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
209 - 235
حوزههای تخصصی:
Instagram, a widely popular platform, has become an influential tool for teaching and learning English by delivering daily updates of new language content on various Instagram pages and accounts. This study examines the effect of Instagram on learners' motivation to learn English and evaluates its advantages and disadvantages for educational purposes. A mixed-methods approach was utilized, incorporating quantitative data collected through a questionnaire distributed among 100 Iranian EFL learners and qualitative data gathered via semi-structured interviews with five teachers who actively employ Instagram in English instruction. Findings revealed that Instagram significantly boosts learners' motivation, with participants expressing positive views about the platform. Key advantages include its engaging and diverse content, as well as its potential to enhance skills and subskills like speaking and vocabulary. In spite of these benefits, certain drawbacks were identified, such as the presence of distracting non-educational content, limited interaction opportunities, and restrictions in fostering deep learning and comprehensive teaching. The study concludes that Instagram offers notable benefits for English education, particularly in motivating learners and providing varied content. However, to fully benefit from its educational potential, it is important to implement strategies that address the challenges identified. Balancing its strengths and limitations is essential to make Instagram more useful in English language education.
زال و سیمرغ به مثابه یک ترفندباز: خوانشی نوین از داستان های شاهنامه براساس نظریه های اسطوره شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
73 - 92
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی شخصیت ترفندباز در داستان زال و سیمرغ از شاهنامه فردوسی می پردازد. ترفندباز به عنوان شخصیتی اسطوره ای، با ویژگی هایی همچون دوپهلو بودن و پیکرگردانی، چاره گری، و مداخله خداگونه شناخته می شود که در فرهنگ های مختلف جهان حضور پررنگی دارد. این پژوهش با استناد به نظریه های مختلف و بررسی ویژگی های یک ترفندباز، زال و سیمرغ را به عنوان ترکیب ترفندباز در اسطوره های ایرانی معرفی می کند. در این مقاله، ویژگی های ترفندباز مانند تغییر شکل، خردمندی، و توانایی ایجاد تحول در نظم اجتماعی تحلیل شده است. زال با تولد غیرعادی و پرورش یافتن توسط سیمرغ، شخصیتی بینابینی دارد که به او توانایی دخالت در موقعیت های بحرانی می دهد. سیمرغ نیز با نقش راهنمایی و شفابخشی، به عنوان موجودی ماورایی عمل می کند که در تعادل بخشیدن به قدرت و آشکار کردن حقایق نقش دارد. بررسی داستان رستم و اسفندیار نشان می دهد که زال و سیمرغ با استفاده از ترفند و دانش خود، به مقابله با ساختارهای ناعادلانه قدرت می پردازند و نظم نوینی را رقم می زنند. این پژوهش بر اهمیت ترفندباز در اسطوره های ایرانی تأکید دارد و جایگاه زال و سیمرغ را به عنوان نمادهایی از تحول و تعادل در فرهنگ ایرانی تبیین می کند.