فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
45 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: عرفات العاشقین یکی از تذکره های شاعران فارسی سرا در قرن 11ق است که اوحدی بلیانی آن را بین سال های 1022-1024ق تألیف کرده، سپس بهترین سرگذشت های آن را 12 سال بعد در سال 1036ق گزینش و در کعبه عرفان تدوین کرده است که محتوای آن مشتمل بر سه رکن حنّانی، منّانی و دیّانی استوار است. از این تلخیص پیش از این دو نسخه خطی موجود بود، اما اکنون فقط یک نسخه از آن در کتابخانه جان رایلندز دانشگاه منچستر نگهداری می شود. روش پژوهش: این مقاله بر اساس منابع کتابخانه ای و الکترونیکی انجام شده و مطالب آن برگرفته از کتاب ها، نسخه های خطی و مقالات فارسی و انگلیسی است، به طوری که نخست به بررسی کتابشناسی و نسخه شناسی کعبه عرفان پرداخته و به مباحثی مثل نام، تاریخ تدوین، ساختار، انگیزه و محرکان مؤلف، محتوا و مخاطبان و دو نسخه خطی آن اشاره شده است. ضرورت تصحیح کعبه عرفان بخش پایانی مقاله است. یافته ها: اوحدی در کعبه عرفان یا شاعرانی را معرفی کرده که در عرفات العاشقین مذکور نیست، یا اطلاعات تازه ای را پس از تألیف عرفات العاشقین به سرگذشت برخی از سرایندگان کعبه عرفان افزوده است، یا در نقل برخی از مطالب عرفات العاشقین در کعبه عرفان به تردید یا یقین رسیده است، یا جملات برخی از سرگذشت ها را تغییر داده است، یا ماده تاریخ هایی را به کعبه عرفان افزوده که برای تعیین سال فوت برخی از شاعران بسیار مفید است . نتیجه گیری : لازم و ضروری است که متن کعبه عرفان تحقیق و تصحیح انتقادی شود، زیرا این تذکره از یک سو نسبت به عرفات العاشقین هویت مستقلی دارد و اوحدی برای تدوین این دو تذکره انگیزه های خاص خودش را داشته است، از دیگرسو کعبه عرفان نسبت به عرفات العاشقین چاپی هم شامل ضبط های اصحی است که برای تصحیح ضبط های مغلوط، مشکوک و افتادگی های عرفات العاشقین بسیار کارآمد است، اما مصححان به جای استفاده از آن یا از روش قیاسی یا از منابع متاخر کمک گرفته اند.
پیوندهای ساختاری نماد در شعر نئوکلاسیک و بازنمود آن در غزلیات محمد سعید میرزایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۲)
123 - 146
حوزههای تخصصی:
نماد و نمادپردازی تلاشی برای ابهام آفرینی، عمق بخشی، شرکت دادن خواننده در آفرینش معنا و حرکت از تک معنایی به سوی چندمعنایی است. ورود به عصر مدرنیته، آشنایی با جریان های شعری غرب و مکتب سمبولیسم و نیز غلبه جوّ اختناق بر فضای سیاسی و اجتماعی پس از مشروطه هرکدام به نوعی در تغییر کمّی و کیفی نماد تأثیرگذار بوده است. در این میان، پژوهشگران نیز کوشیده اند با عمق بخشی به تحلیل بلاغی نمادها به رهیافت های جدیدی در این حیطه دست یابند. ارتباط و هم افزایی نمادها و کشف ارتباط ساختاری آنها و پدید آمدن اصطلاحاتی چون «نماد کلان» و «نماد ارگانیک» حاصل این تلاش هاست. پژوهش حاضر، بر آن است تا به شیوه توصیفی تحلیلی، رابطه ساختاری نماد و شبکه های نمادی را در سروده های محمد سعید میرزایی به عنوان مهم ترین مؤلفه سبکی او بررسی کند. به این منظور پس از طرح مباحث نظری و سپس استخراج نمادهای خُرد (به عنوان کمیّت پایه ای)، نمادهای کلان و ارگانیک به عنوان شبکه های ساختاری نماد در سروده های او کاویده شده است. حاصل آنکه میرزایی شاعری است که نمادهایش در پیوند شبکه ای و ساختاری معنا می یابد و در این میان غلبه با آمیختگی نماد ارگانیک و نماد کلان است؛ به این معنا که شاعر، همان نمادهای کلان و پُربسامد را در یک یا چند غزل محور قرار داده و از آن به عنوان نماد ارگانیک بهره برده است.
هوش مصنوعی و سرآیندگی؛ تأملی فلسفی - اخلاقی در بازتولید شعر مفاخر ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی پرسش هایی پیرامون امکان و جواز اخلاقی تولید محتوا توسط مدل های زبانی می پردازد. یکی از پرسش های اساسی این است که آیا یک مدل زبانی می تواند به صورت اخلاقی مجاز باشد که اشعاری را به شاعری بزرگ، مثلاً خیام، بسراید؟ این اقدام چه تأثیری بر میراث تاریخی و منحصربه فرد خیام دارد که می تواند به مثابه یک وجود تکین، تکرارناپذیر و تمام شده تلقی شود؟ در این راستا، این پژوهش به بررسی این مسئله می پردازد که آیا چنین فعالیتی به نوعی نقض مالکیت فکری خیام محسوب می شود یا خیر. باتوجه به این مسائل، این مقاله به ارزیابی جواز انتشار مجموعه ای از اشعار می پردازد که توسط یک مدل زبانی و به سبک شاعری دیگر تولید شده است. همچنین، این پژوهش به این پرسش می پردازد که آیا جامعه به دوره ای وارد می شود که لازم است رویکرد خود را نسبت به تاریخ مندی چهره های بزرگ ادبی تغییر دهد. این مقاله، که پژوهشی فلسفی است، از برخی روش های رایج در حوزه مطالعات فلسفی، ازجمله تحلیل مفهومی، استدلال ورزی و آزمایش های فکری بهره می برد. افزون بر این، برای تکمیل این بررسی، از یک آزمایش تجربی در تعامل با مدل زبانی نیز استفاده شده است. در بحث های فلسفی، از نظریه هایی که بر عاملیت غیرانسان ها، به ویژه در فناوری ها، متمرکز هستند، مانند نظریه کنشگر - شبکه در مطالعات علم و فناوری، استفاده می شود. مباحث اخلاقی مطرح شده در این مقاله در حوزه اخلاق کاربردی قرار می گیرند؛ بااین حال برای تدوین استدلال ها از نظریه های اخلاقی هنجاری نیز استفاده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است نگاه ما را به تاریخ مندی آثار و مفاخر ادبی تغییر دهد و از منظر اخلاقی- فلسفی می توان فضا را برای بازتولید موجه و مشروط آثار و مفاخر ادبی فراهم کرد. این نتیجه گیری، ضرورت تدوین سیاست هایی برای تنظیم گری هوش مصنوعی در حوزه بازتولید آثار ادبی را برجسته می سازد. در پایان این مقاله، به برخی از این سیاست ها اشاره خواهد شد.
نقش شاعران و انجمن های ادبی در برپایی جشن های هزاره فردوسی و کنگره ۱۳۱۳ شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
206-234
حوزههای تخصصی:
در اوایل حکومت رضاشاه برگزاری کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن های فردوسی در ایران و دیگر کشورها با ایده طراحان فرهنگی رضاشاه جهت تحکیم پایه های ملّیت بود و در نشریات داخل و خارج از کشور انعکاس زیادی داشت. در کنگره هزاره فردوسی هشتاد و یک دانشمند و پژوهشگر خارجی و ایرانی شرکت داشتند. این کنگره در کنار دستاوردهای علمی و فرهنگی آن به لحاظ تبلیغی و نقش و حضور شاعران ایرانی و خارجی نیز حائز اهمیت است. نویسندگان این مقاله با بررسی منابع تاریخی و ادبی دوره رضاشاه به این فرض می رسند که در این بین نقش و نگرش شاعران و انجمن های ادبی در تقابل با کنشگری رجال سیاسی نادیده انگاشته شده است. در این جستار نویسندگان در پی آن هستند که به شیوه تحلیلی به بررسی علل و عواملی بپردازند که موجب شده است تا نقش شاعران و انجمن های ادبی کمتر نمود پیدا کند و جهت اثبات مدّعای خود به شرح و توصیف پنجاه و چهار شعر از شاعران ایرانی و خارجی و عملکرد ده انجمن پرداخته اند و در پایان داده های کمی جامعه آماری با رسم نمودار آمده است. ناآگاهی از نقش و حضور شاعران در جشن های فردوسی و کنگره 1313 و فراوانی ستایش سروده ها، معلول عواملی ازجمله بدبینی رضاشاه نسبت به کارگزاران دولتی، تبعید و عزل آنان و فرمایشی بودن فعالیّت برخی انجمن های ادبی است. از دستاوردهای این پژوهش تثبیت نقش و حضور فعّال شاعران و انجمن های ادبی در حاشیه کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن هزاره فردوسی در شهرها و مراکز فرهنگی است.
فراشعر پست مدرن در شعر دهه هفتاد
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
121 - 149
حوزههای تخصصی:
فراشعر پست مدرن مشرقی ژانری ست که برای اولین بار در ایران با کتاب جنس سوم (1384) مقوله بندی و تئوریزه شد. نمونه های ارائه شده اغلب دارای ویژگی های پست مدرنیستی مانند پلی فونی، بازی زبانی، آغازهای ناگهانی و پایآنهای باز، بازی با دستور زبان در زاویه عمودنگرانه یعنی حرکتی فرارونده برای گذر از هر گونه سیستم محوری در شعر است. فراشعر پست مدرن با الهام از چگونگی نگارش فراداستان پست مدرن که مرز بین داستان و تحلیل داستان (نقد) را برداشته بود با تعمیم این فضا به هنر شعر، توسط آذرپیک ارائه شد. در این شیوه چگونگی سرایش شعر و به کارگیری امکانات و تکنیک های شعری برای خوانشگر فاش می شود که بر اساس فاصله گذاری برشتی، خودآگاهانه سرایش شعر به گونه ای اتفاق می افتد که مخاطب در چگونگی آفرینش آن مشارکت یافته و از چند و چون آن آگاه می شود. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته درصدد است تا تعریفی از فراشعر پست مدرن ارائه دهد و به معرفی فراشعر پست مدرن مشرقی بپردازد. در این راستا مشخص شد که در ایران تا پیش از مکتب اصالت کلمه تعریف مشخصی از فراشعر پست مدرن و ویژگی های آن ارائه نشده، از این رو ترجمه چند مقاله در مورد فراشعر و ارائه قسمت هایی از آن در این نوشتار راه گشا بوده است.
واکداری در همخوان های چاکنایی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
75 - 98
حوزههای تخصصی:
چاکنایی های بی واک [?] و [h] در زبان فارسی در برخی بافت های واجی واکدار می شوند. تظاهر آوایی واکداری بست چاکناییِ [?] و سایش چاکناییِ [h] به ترتیب به صورت واک بازداشته و واک نفسی است. در یک مطالعه صوتی، میزان واکداری و شدت واکداری همخوان های چاکنایی فارسی را در کلماتی که از سطح پیکره های طبیعی گفتار فارسی استخراج شده بودند، در سه بافت واجی پیش واکه ای، بین واکه ای و پس واکه ای اندازه گیری کردیم. نتایج نشان داد بست چاکنایی /?/ در هر سه جایگاه پیش واکه ای، بین واکه ای و پس واکه ای واکدار است و میزان واکداری آن در این سه جایگاه تقریباً به یک اندازه است. اما واکداری /h/ وابسته به جایگاه واجی است به این صورت که این همخوان در جایگاه پیش واکه ای واکداری ضعیفی دارد ولی در جایگاه بین واکه ای و پس واکه ای میزان واکداری آن به طور قابل توجهی افزایش می یابد. چنین بحث کردیم که رفتار آوایی متفاوت /h/ و /?/ بر حسب پارامترهای وابسته به واک با توجه به سازوکارهای تولیدی متفاوت آنها قابل توضیح است. در تفسیر واجی رفتار آوایی چاکنایی های فارسی، پیشنهاد کردیم که این همخوان ها، نه به صورت دو واحد زنجیره ای، بلکه به صورت دو الگوی واک سازیِ ]گستردگی چاکنایی[ و ]انقباض چاکنایی[ بازنمایی شوند که میزان فعالیت این الگوها مشخصه دهی نشده است.
Le Procès-verbal de J.M.G. Le Clézio : La perte d’une tradition ou l’aventure en conflit d’une écriture ?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Jean-Marie Gustave Le Clézio, détenteur du prix Nobel de la littérature en 2008, possède une écriture protéiforme, mouvante et d’une grande richesse. Dans Le Procès-verbal, le récit leclézien, dépossédé de sa cohérence narrative et langagière, transcrit la représentativité du monde par une aventure errante, confuse et extatique. Le roman, se levant sur les décombres du Nouveau Roman, sort de l’ordinaire pour mettre en scène un roman-jeu, un roman-puzzle en refusant les caractéristiques classiques romanesques et en rejetant l’individu en pleine contradiction, en pleine folie, dans une civilisation frustrante. L’auteur, décrivant le personnage jeté dans une ambiguïté existentielle, illustre un contexte ironique de la société occidentale. Le présent article, par une démarche descriptive-analytique, porte sur la mise en question de la représentation du langage, de la structure narrative et de l’altération du sujet dans le roman Le Procès-verbal qui, dévoilant le conflit d’une écriture, reflète des ambiguïtés et des perturbations narratives et stylistiques au niveau diégétique. Son texte prête également sa voix aux oscillations, aux malentendus et aux indifférences envers les tragédies humaines.
توصیف ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
صفت در لغت به معنی ویژگی است و در اصطلاح دستور زبان، واژه ای است که همراه با اسم به کار می رود و یکی از ویژگی های آن را بیان می کند. هر یک از دستورنویسان، برای صفت تعریفی ارائه کرده اند که با اندکی تسامح می توان گفت همه آن ها بر پایه ویژگی و چگونگی اسم بنا شده اند. پژوهش حاضر به ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب اختصاص یافته است. روشِ گردآوریِ مطالب این پژوهش به دو صورت میدانی و کتابخانه ای بوده و روش پژوهش نیز تحلیل محتوا با رویکرد تحلیلی-توصیفی بوده است. امروزه با توجه به دیدگاه های نوین زبان شناسی و توجه بیش از حد دستورپژوهان به جایگاه و محل قرار گرفتن واژه ها در جمله، صفت را نیز از نظر جایگاه و به طور کلی در گروه اسمی مورد بررسی قرار می دهند. اما به نظر می رسد این کافی نیست چراکه ویژگی بسیاری از مقوله های دستوری، به ویژه بخشی که مربوط به زایایی زبان فارسی می شود، مورد غفلت قرار گرفته است. بنا بر ضرورت و اهمیت این مسئله، نگارنده در این جستار، کوشیده است تا صفت در گویش لایزنگانی را از نظر مفهوم، ساختمان، ثابت یا درجه ای بودن، کاهش، افزایش و اعتدال (سنجش و مقایسه)، جایگاه (پیشین یا پسین بودن)، جایگاه صفت بیانی و موصوف و تقدم و تأخر آن، رابطه دستوری گروه وصفی و مطابقت صفت و موصوف مورد بررسی قرار دهد.
تحلیل استقبال های جامی از غزل اوّل دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقبال از سروده های شاعران دیگر و جواب گفتن به آنها، یکی از شگردهای شاعران در سرودن شعر است؛ حافظ از شاعرانی است که اشعار او مورد استقبال شاعران بخصوص شاعران سده نهم قرار گرفته یکی از این شاعران جامی است که در میان تقلید کنندگان حافظ، یگانه و ممتاز است به گونه ای که برخی محققان، سبک غزلهای جامی را سبک حافظانه نامیده اند. از میان غزلهای حافظ، عزل اوّل دیوان او، بیش از همه مورد توجه جامی قرار گرفته و او هفت بار به استقبال این غزل رفته و آن را جواب گفته است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای است و هدف از انجام آن، بررسی استقبال های جامی از غزل اوّل دیوان و تحلیل چگونگی و چرایی توجه جامی به این غزل است. فرض نگارندگان بر این بوده که جامی توجه خاصی به غزل اوّل حافظ داشته است؛ مبتنی بر این ایده و براساس تعریف استقبال در کتابهای بلاغی و وام گیری از نظریه بینامتنیت، چگونگی و چرایی توجه جامی به غزل اوّل حافظ بررسی و این نتیجه حاصل شده است که جامی علیرغم تقلید ظاهری از حافظ و ستایش شعر او، در باطن، نوعی حسّ رقابت و معارضه با حافظ را داشته است به گونه ای که نسبت به برخی معانی و مضامین حافظ با نوعی آشنایی زدایی معنایی برخورد کرده است.
تضمین های ادریس بدلیسی از اشعار شاعران فارسی زبان در ب هشت هفتم از هشت بهشت با تکیه بر اشعار حکیم نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تضمین از جمله آرایه ها و صناعات ادبی است که در نظم و نثر کاربرد بسیاری دارد. در متون ادبی این صنعت به منظور زینت متن و بیان تحکیم و تأیید مطلب به کار می رود. از جمله متونی که از این آرایه بسیار در آن استفاده شده هشت بهشت ادریس بدلیسی است. ادریس بدلیسی در جای جای این اثر سترگ، بنا بر مطلبی که ذکر کرده، به استفاده از آیات و احادیث و اشعار فارسی و عربی پرداخته است از جمله شعرای ایرانی که وی اشعار آنان را در اثرش به کار برده است، می توان به نظامی، سعدی، حافظ، مولانا، جامی، کمال الدین اسماعیل و دیگران اشاره کرد. وی به ویژه در بهشت هفتم دوران سلطنت سلطان محمد فاتح اشعار خمسه حکیم نظامی گنجوی، شاعر بزرگ سده ششم هجری، را تضمین کرده است. نظامی یکی از بزرگ ترین شاعران فارسی زبان است که مهم ترین اثرش، خمسه، در ایران و خارج از ایران مورد توجه بسیار قرار گرفته است. آسیای صغیر از جمله سرزمین هایی است که توجه ویژه به نظامی و خمسه او داشته و با توجه به شهرت خمسه در این خطّه، ادریس بدلیسی اشعار بسیاری را از او در متن هشت بهشت، به کار برده است. در مقاله حاضر، پس از ارائه تعریفی از آرایه تضمین و نظری کوتاه به بعضی اشعار فارسی بهشت هفتم هشت بهشت، به تعدادی از اشعار تضمین شده نظامی در این کتیبه پرداخته خواهد شد.
فرایند مفهوم سازی با وابسته های عددی در شعر سبک هندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی تحقیق حاضر، معرفی وابسته های عددی به عنوان بخشی از استعاره های مفهومی-هستی شناختی در شعر سبک هندی، به منظور مفهوم سازی های گسترده این نوع شعر است. مفهوم سازی، یکی از رابط های مهم بین ذهن و زبان آدمی در سازوکارهای مهم و پیچیده حیات بشر نظیر شناخت، یادگیری و تعامل با جهان است. نیاز به مفهوم سازی، در برخی ساحه های گفتمانی نظیر مباحث فلسفی و تبیین تجربیات تجریدی، برجسته تر می شود. در میان سبک های دوره ای شعر فارسی، سبک هندی به واسطه پرداخت به تصاویر شهودی پیچیده و بیانات انتزاعی، سبکی شاخص است. برای انجام پژوهش حاضر، از روش توصیفی-تحلیلی، و مطالعات حوزه زبان شناسی شناختی استفاده شده است. ضرورت انجام این تحقیق، در ارائه الگویی از مفهوم سازی در بخشی از ادبیات فارسی است که ویژگی برجسته آن، ورود در حوزه های غامض انتزاعی و تجریدی است. با انجام این پژوهش، به این نتایج دست یافتیم: وابسته های عددی با الگوی «عدد + وابسته: مادی؛ معدود: انتزاعی»، اغلب برای مفهوم سازی امور تجریدی و ذهنی در شعر سبک هندی وارد شده است و با نسبت دادن جسمانیت و کیفیات فیزیکی ماده (وزن، درازا، ارتفاع، زمان و حجم) به امور ذهنی، به عینی تر شدن این مفاهیم کمک می کند؛ بدین دلیل، این گروه از وابسته های عددی را می توان استعاره های هستی شناختی (ظرف، مادی و تشخیص) به شمار آورد.
عروس پاکستانی اثر باپسی سیدوا: رمانی طبیعت گرا با رنگ و بویی فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرچند رمان «عروس پاکستانی» به اندازه برخی دیگر از آثار باپسی سیدوا مانند «بچه پُرروی آمریکایی» و «هند ترک برمی دارد» در کانون توجه منتقدان نبوده، آثار انتقادی فراوانی را به خود اختصاص داده که بیشتر، جنبه های پسااستعماری یا فمینیستی آن را کاویده اند و از روح طبیعت گرا و جبرگرایانه ای که در رگ رمان جاری است، غافل مانده اند؛ به گونه ای که گویی کثرت درختان، از دیدن جنگل بازشان داشته است. این پژوهش در پی آن است که طبیعت گرایی و جبرگرایی عمیقی را که در جای جای رمان «عروس پاکستانی» ریشه دوانده و شامل جبر زیستی، اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی و سیاسی است و مردان را نیز به همان اندازه زنان، در چنبره خود گرفته است، مورد کنکاش قرار دهد و روشن سازد که دغدغه های فمینیستی این اثر، نتیجه طبیعت گرایی و جبر جهان شمول حاکم بر آن و در نتیجه، فرع بر آن است. رویکرد اتخاذشده، ترکیبی از مطالعات طبیعت گرا و فمینیستی است که همراه با یک نگرش کیفی نسبت به موضوع مورد مطالعه، شالوده این پژوهش را شکل می دهند.
ضحاک، روایت هفت راوی در پیچ و خم بازآفرینی ، برهم کنش تصویر و متن و حلقه ی کندوکاو فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ی آموزش فلسفه به کودکان، دست خوش تحولاتی در مفاهیم، ساختار و اهداف خود شده است. چرخش از انسان گرایی به سوی پساانسان گرایی یکی از مهم ترین تحولات آن است. این تغییر در پارادایم، منابع و داستان های حلقه های کندوکاو را نیز تغییر داده است. اگر لیپمن و همکارانش رمان هایی می نوشتند که به نوعی تکرار تاریخ فلسفه ی غرب، چالش ها و پرسش هایش بود، در نسل دوم و سوم برنامه ی آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان از کتاب های تصویری داستانی و متن های ناب ادبیات کودک و نیز قصه ها و اسطوره ای فرهنگ های گوناگون نیز بهره جسته اند. به تناسب تغییر در کتاب ها، معیار انتخاب کتاب برای حلقه ی کندوکاو نیز دست خوش تغییراتی شده است. هینز و موریس برای گزینش کتاب تصویری داستانی مناسب برای حلقه ی کندوکاو با رویکردی نو به سراغ ادبیات کودک و کتاب های تصویری داستانی رفته اند. این معیارها از یک سو به زیبایی شناسی اثر و از سوی دیگر به بررسی معرفت شناسانه، اخلاقی و سیاسی آن ها توجه می کنند. در این مقاله با توجه به معیارهای هینز و موریس یکی از کتاب های تصویری داستانی بازنگاری شده از شاهنامه با روش تحلیل محتوای قیاسی و با هدف نمایان کردن ظرفیت های این کتاب بازنگاری شده برای حلقه ی کندوکاو بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان داد که در بخش زیبایی شناسی با استفاده از نشانه های تصویری، راویان گوناگون، زاویه-ی دید و گفت وگوهایی با پایان باز راه برای تفسیرها و خوانش های گوناگون خواننده باز است و از نظر معرفت-شناسانه کتاب با نقض روایت های هر یک از راویان، مخاطبان خود را به تأمل دوباره درباره ی حقیقت و ابهام در باورها فرا می خواند. از نظر اخلاقی و سیاسی، اثر به پرسش کشیدن قدرت مطلق و دعوت به تفکر انتقادی درباره روایت های پیشین را در مرکز توجه خود قرار داده است. بنابراین این کتاب تصویری می تواند بستری برای پرسش گری، معناسازی و تفکر فلسفی در حلقه های کندوکاو فراهم آورد.
بررسی تطبیقی عن اصر عینی به کار رفته در س ه رمان برنده نوبل (حکایت های محله ما، تهوع و عقاید یک دلقک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
113-132
حوزههای تخصصی:
در ادبیات داستانی، همیشه دو بخش روایی و توصیفی با هم ارتباط مستقیمی دارند؛ در واقع هر داستان شامل بخشی مربوط به روایت حوادث و اتفاق هاست و بخش دیگر مربوط به توصیف شخصیت ها، اشیا ،مکان و.... دو رکن اصلی داستان توصیف و روایت است که مکمل هم اند. توصیف عینی انتخاب دقیق و درست از جزئیات دریافت های نویسنده از جهان پیرامون است با توجه به اهمیت توصیف در ادبیات داستانی و نیاز به دقت در توصیف این پژوهش به میزان کاربرد و چگونگی توصیف عینی در رمان های حکایت های محله ما اثر نجیب محفوظ، تهوع اثر ژان پل سارتر و عقاید یک دلقک اثر هانریش بل می-پردازد که هر سه برنده جایزه نوبل ادبی بوده اند. در پی بررسی میزان کاربرد عناصر توصیف عینی به کار رفته در سه رمان فوق، مشخص می شود که هر سه نویسنده از همه عناصر توصیف عینی استفاده کرده-اند، ولی با نسبت های متفاوت. رمان حکایت های محله ما بیشترین استفاده از عنصر حرکت داشته است که مقتضای تحرک و فضای انقلابی این رمان است. همه عناصر عینی در هر سه رمان با نسبت های متفاوت و معنادار به کار رفته است و عناصر عینی به کار رفته در هر سه رمان، صرفا معلول دو عامل مهارت و دقت نویسنده و جامعه و اقلیم محل وقوع حوادث رمان است.
بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در مجموعه طفلی به نام شادی سروده شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
276-305
حوزههای تخصصی:
درک لایه های پنهان در متن با استفاده از نشانه ها مشخص می شود. نشانه ها متشکل از یک صورت آوایی (دال) و یک تصور مفهومی (مدلول) هستند که به تنهایی معنا و مفهومی را بیان می کنند. شیوه هماهنگی و توازن آوایی موجود در میان کلمات، معنی تازه می آفریند؛ بدین معنی که موسیقی ایجادشده از رهگذر وحدت یا تضاد صامت ها و مصوت های کلمات با مفهوم موردنظر شاعر هماهنگی و مطابقت دارد. شفیعی کدکنی، جادوی مجاورت را موسیقی پنهان میان واژه ها و آوا ها می داند که با جناس و سجع نمایان می گردد. جادوی مجاورت به واسطه موسیقی پنهان، قدرت جذب پیام نهفته در متن را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در مجموعه شعری «طفلی به نام شادی» اثر شفیعی کدکنی است. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با اتکا به روش کتابخانه ای انجام شده است، در این مطالعه جامعه آماری را گاه مصراع، گاه بیت و گاهی سطرهای شعر تشکیل می دهند که با نرم افزار spss مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد شفیعی کدکنی با استفاده از آرایه های ادبی مانند واج آرایی، جناس، سجع و ترکیب های تابعی در سروده هایش به ایجاد جادوی مجاورت در اشعار خود پرداخته است و در این راستا بیشترین کاربرد ادبی «جادوی مجاورت» در این مجموعه «واج آرایی» و بیشترین کاربرد معنایی بعد از واج آرایی، «القای احساس» است. بر این اساس به نظر می رسد جادوی مجاورت در نیرومند کردن موسیقی اشعار دکتر شفیعی جایگاه بسیار والایی دارد.
سرچشمه های برخی از کلمات قِصار در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شمس تبریزی از درویشان درس خوانده سده ششم و هفتم است. تنها اثر باقی مانده او که آن را دیگران گِردآوری کرده اند، مجموعه گفتارهایی مشهور به مقالات است. بخشی از سخنان منسوب به وی، چهل و یک گفتار کوتاه است که در شماری از دست نویس های مقالات و برخی آثار دیگر برجا مانده و مصحّحِ مقالات، آن را به عنوان «کلمات قصار»، در بخشی جداگانه آورده است. این پژوهش بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا این سخنان از خود شمس و حاصل تأملات اوست یا سخن دیگران است که به نام شمس نقل شده است. ازآنجاکه شمس به منابع سخنان خود یا گویندگان آن گفته ها اشاره ای نکرده است، بنابر بررسی های انجام شده و با تتبّع در منابع متقدّم صوفیانه و...، معلوم گردید که آن سخنان، برخلاف دیگر بخش های کتاب، برگرفته از منابع متقدّمین است و مصحِّح کتابِ مقالات تنها به دو مورد از این اقتباس ها اشاره کرده است. در این مقاله به بررسی بیست و یک مورد از گفته های شمس در بخش «کلمات قصار» پرداخته و مشخص شده که آن جملات برگرفته از احادیث قُدسی و نبوی، سخنان صوفیه و... است.
شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
149 - 175
حوزههای تخصصی:
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.
وجوه تعاملی سوژه و ژست در سه گانه بکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
511 - 541
حوزههای تخصصی:
سوژه و ژست از مفاهیمی هستند که در رابطه تعاملی و تناظری با یکدیگر قرار دارند. در گفتمان ادبی، سوژه به تأثیر از ژست دچار استحاله می شود و از این منظر، ژست در بازتولید هویّت و باورمندی سوژه ایفای نقش می کند. مسئله اصلی پژوهشِ حاضر تأثیر ژست بر سوژه و تبیین سازوکارها و کارکردهای آن است. یکی از جلوه های تأثیرپذیری سوژه از ژست و وجوه تعاملی این دو مفهوم را در آثار ساموئل بکت می توان پی جویی کرد. نوع تفکّر بکت که از نواندیشی فلسفی و طنز گزنده او مایه می گیرد، موجب تحوّل ساختارهای ادبی و اندیشگانی در قرن بیستم شد و از این منظر، وجوه تعاملی این دو مفهوم در این ساختار بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش کارکرد سوژه و ژست و وجوه تعاملی آن در سه گانه بکت واکاوی می شود و تأثیر ژست بر افول سوژه نمایان می گردد. استحاله سوژه به میانجی ژست از این منظر قابل بازنمایی است که در روایت سه گانه بکت، فقدان ژست ، سوژه های بکتی را بی چهره و مستهلک می کند که حتّی به ماقبل سوژگی می رسند. برای نشان دادن این فرایند، مسیر حرکت سوژه در بکت در سه ساحت پیشا- افول، افول و پسا- افول بازنمایی شده است. در این فرایند سوژه بکتی از تن دادن به نظم نمادین سر باز می زند و به سوژگی نمی رسد. مسیر افولی فیگور بکتی با رفتن به ساحت هیچ، تن را می زُداید و تنی ساکن و ذهنی وراج را برای او رقم می زند. بنابراین تنِ سوژه (فیگور) در گفتمان بکت به تنی فرو پاشیده، از هم گسیخته و به غایتِ تودگی می رسد.
ارزیابی ترکیب مدل های زبانی و روش های دسته بندی برای بهبود طبقه بندی نثرهای ادبی کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبقه بندی متون فارسی، به ویژه نثرهای ادبی کلاسیک که سرشار از ساختارهای زبانی پیچیده و لایه های معنایی عمیق هستند، یکی از چالش های کلیدی در پردازش زبان طبیعی[1]محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی روش های مختلف یادگیری ماشین و مدل های زبانی گوناگون برای طبقه بندی موضوعی نثرهای ادبی فارسی انجام شده است. در این مطالعه افزون بر شیوه های رایج طبقه بندی (مانند استفاده از مدل های از پیش آموزش دیده مانندmBERT،ParsBERT و RoBERTa)، از رویکردهای نوآورانه ای نیز بهره گرفته شده است. این رویکردهای نوین شامل ترکیب تعبیه سازی[2]های دو مدل با هم یا استفاده از توکن های عددی استخراج شده از یک مدل برای طبقه بندی با مدل دیگر هستند که با هدف بهینه سازی عملکرد و تجزیه وتحلیل نتایج به کار رفته اند. همچنین، تکنیک های سنتی تعبیه سازی همچون TF-IDF، Bag of Words و FastText به کار گرفته شدند و برای ارزیابی عملکرد، بردارهای استخراج شده به مدل های متنوع طبقه بندی، ازجمله مدل های شبکه عصبی بازگشتی LSTM و GRU و همچنین مدل های طبقه بندی برداری (مانند SVM[3] ،Random Forest و Logistic Regression) ارائه شدند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تعبیه های مدل های ترنسفورمری با یکدیگر و با بردارهای ویژگی دیگر یا طبقه بندی آن ها با مدل های طبقه بندی برداری است که نتایج به دست آمده، بهبود معنادار معیارهای صحت، بازخوانی و امتیاز F1 را نشان می دهد. این رویکرد، افزون بر بهبود طبقه بندی متون فارسی، امکان شناسایی الگوهای زبانی و معنایی در نثرهای کلاسیک فارسی را فراهم می کند. همچنین، این پژوهش می تواند نقش مدل های زبانی و الگوریتم های یادگیری ماشین را در مطالعات ادبی گسترش دهد و آن ها را با نیازهای خاص متون ادبی سازگارتر و ازنظر عملکرد، دقیق تر از روش های پیشین سازد. [1]. NLP [2]. Embedding [3]. Support Vector Machine
شعر کودک (رده ی سنی الف و ب) و نیاز آن به فرانمایی احساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس دردسترس ترین و کاربردی ترین عنصر برای برقراری ارتباط با جهان فکری و درونی کودک در عرصه ی هنر و ادبیات و سایر فعالیت های مرتبط با شناخت و اثرگذاری بر ساحت های ذهنی ادراکی کودک است. مفهوم سازی تصویر و تعبیر احساس، پیش و بیش از تعقل و ایدیولوژی، تجربیات فراگیر از جهان زیسته ی کودک و روحیه های روانی خاص کودکی را برای او تداعی می کند. ازاین رو کار با سازه های احساس برانگیز در شعر کودک، جزو اصول و مبانی پایه ای است. سؤال اصلی تحقیق حاضر بررسی اشکال، انواع، دلایل و ابزار شیوه ی فرانمایی احساس (که جهان را بیشتر از طریق عواطف و احساسات می نگرد و تأثرات شخصی از وقایع را تعبیر و تفسیر می کند) در شعر کودک بوده است. این تحقیق برمبنای نظریه ی فرانمایی احساس و به روش توصیفی تحلیلی انجام یافت و جامعه ی آماری تحقیق اشعار رحمان دوست، شعبان نژاد، شعبانی، قاسم نیا و کشاورز بوده است. نتایج حاصل از تحقیق بدین قرار است: ویژگی های اصلی هنر فرانمودی، نظیر تعریف، تفسیر و بزرگنمایی احساسات و هیجانی ترکردن تجربه های حسی، جزو ویژگی های اصلی شعر کودکانه (رده ی سنی الف و ب) است. انسانی بودن، عدول از واقع گرایی، تفرد، اعتراضی و انتقادی بودن، اضمحلال فرد در تیپ و سنخ که از مبانی نظریه ی فرانمایی است، در شعر کودک بسیار دیده می شود. همچنین در شعر کودک از انواع فرانمودهای کلامی (نام آواها، شبه جملات، قیود تأکید و هیجان، افعال مبین حرکت و هیجان، تکرار) فرانمود روانی (خواب و رویا، فراروی از واقعیت، فانتزی) و فرانمود تصویری (اغراق، استعاره، اسطوره، اعداد و وابسته های عددی مبین کثرت) به منظور فرانمایی و گزاره سازی احساس استفاده می شود .