مقالات
حوزههای تخصصی:
. یکی از اندیشه های کلیدی سوسور تاکید بر اهمیت زمانمند یا خطی بودن زبان و کارکردهای آن در ساحت های گوناگون است که در سال های اخیر گروهی از زبانشناسان بر اساس آن نحو زمانمند را به عنوان نگرشی نو بنیاد نهاده اند. از طرف دیگر توجه به زمانمندی حلقه های زنجیره ی سخن باعث تمرکز و دقت خاصی در چینش و جایگاه تک تکِ اجزای سخن می شود که هر کدام از آنها نقش مهمی در ایجاد زیبایی و بلاغت شعر فارسی دارند. نوشتار حاضر براساس این اصول و با توجه به این که نحو زبان فارسی به ویژه در شعر آزادی بیشتری به سرایندگان می دهد کوشیده است نوعی تحلیل بلاغی تازه را پیشنهاد کند. این روش در مرحله ی اول با الهام از علوم ادبی سنتی و رویکرد فرمالیسم به عنوان دو شیوه ی مهم سنتی و نوین تحلیل زبان شعر، با دقت بسیار علل ادبی و بلاغی را در جزئی ترین تغییرات جایگاه هر عنصر را جستجو می کند. در مرحله ی دوم این روش جدید با بهره گیری از اصول و شیوه های شعرشناسی شناختی می کوشد نقش هر کدام از این تغییرات را در معنا و تاثیری که مخاطب از شعر دریافت می کند به دقت نشان دهد. نتایج همگون تحلیل های نمونه نشان می دهد که این شیوه ی پیشنهادی به دلیل انسجام منطقی خود قادر است ساختارهای بلاغی مبتنی بر زمانمندی در شعر را که در زمینه هایی چون آموزش فارسی عمومی و تخصصی، گویندگی، خوانندگی، تصحیح متون ادبی و ترجمه کاربرد بسیار دارند بیابد و تجزیه و تحلیل کند.
جنگ اشعار کتابخانه مرکزی تبریز (جنگ نخجوانی)، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتابخانه مرکزی (ملی سابق) تبریز نسخه ای با عنوان جنگ اشعار به شماره 3047 محفوظ است که نگارندگان این جستار با بررسی آن به این نتیجه رسیدند که متن آن درست همان متن روضه الناظر و نزهه الخاطر است. از آنجایی که در صفحات آغازین و پایانی این نسخه افتادگی وجود دارد، نام اثر، مولف، کاتب و تاریخ کتابت آن معلوم نیست. اما با بررسی کامل و مطابقت این نسخه با نسخه روضه الناظر و نزهه الخاطر، دریافتیم که این جنگ اشعار، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر است. اشعار شاعران، ترتیب و توالی آن ها، نام شاعران، بعضاً حتی خطاهایی که در انتساب اشعار رخ داده، موید این یکسانی در دو نسخه است. در بخش هایی اگرچه اندک، تفاوتهایی نیز وجود دارد؛ به عنوان نمونه، در جاهایی از روضه الناظر نام شاعر نیامده که در جنگ تبریز ذکر شده است. رسم الخط دو نسخه و نوع کتابت آن ها به هم نزدیک است و به احتمال قوی کاتب هر دو نسخه یک نفر است. ضمن این که با توجه به قرائن متنی کاتب هر دو نسخه از نوادگان شمس الدین کیشی است.
حساب غالب و مغلوب: حسابی ناشناخته و گونه ای شکل نایافته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فال نامه ها از انواع ادبی ای در زبان فارسی هستند که سیر تحول آن ها تابه حال مورد بررسی قرار نگرفته است. یکی از صورت های پیشینی فال نامه ها «حساب غالب و مغلوب» است که در متون ادبی و تاریخی فارسی بازتاب یافته است. از شاخص ترین این متون خسرو و شیرین نظامی است. در ضمن این منظومه، فرهاد از مقوله ای به نام «حساب غالب و مغلوب» به گونه ای مبهم سخن می گوید که دریافت فحوای بیت با دشواری همراه است. همان طور که از واژه ی حساب برمی آید، غالب و مغلوب نوعی محاسبه ریاضی است که در ابیات نظامی نحوه ی محاسبه آن مشخص نیست و شارحان آثار نظامی نیز به نحوه ی محاسبه و چیستی آن نپرداخته اند. در واقع غالب و مغلوب نوعی فال و پیش گویی است در قالب اعداد. این حساب اغلب در جنگ کاربرد دارد و مدعیان آن بر این باورند که با این حساب می توانند طرف پیروز جنگ را پیش از ورود به جنگ مشخص کنند. در این مقاله ما با استفاده از روش کمی و توصیفی، پس از بررسی نمونه های غالب و مغلوب در متون چاپی و خطی فارسی و نگاهی بر منابع غیرفارسی به ارائه ی نمونه های موجود در متون شاخص فارسی از این مقوله می پردازیم. سپس با استفاده از این منابع، ساختار و چگونگی محاسبه ی «غالب و مغلوب» و نحوه ی استفاده از آن، برای یافتن طرف غالب و طرف مغلوب در جنگ و موارد دیگر استفاده از آن را بیان خواهیم کرد.
اخوان ثالث و رجعت رمانتیک؛ ملاحظاتی درباره ی مبانی نظری باستان گرایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخوان ثالث به زعم بسیاری از پژوهشگران، از دل سپردگان به سنت در عصر جدید به شمار می آید؛ بررسی ها نشان می دهد که این نظریه که عموماً بر اساس قراین متنی برآمده از روی ساخت شعر اخوان صورت بندی شده است، در پژوهش های معاصر به صورت یک کلان روایت پذیرفته شده درآمده است. اینک پرسش مهم و کلیدی اینجاست که آیا گرایش به سنت که از آن تحت عناوینی از قبیل باستان گرایی یا ایران گرایی یاد می شود، در معنای اصیل و مصطلح خود یعنی یک نوع گفتمان پویا ناظر بر بازآفرینی نظم جدید در ساحت ها و ابعاد مختلف جامعه، در منظومه فکری و متعاقباً در ژرف ساخت شعر اخوان نیز حضور و جریان دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا ایران گرایی مهدی اخوان ثالث، با رسالت ها و آرمان های معین ایران گرایی در نهضت مشروطه و در بافت گفتمانی و فضای سیاسی ایران پسامشروطه همسو است یا خیر؟ به منظور دستیابی به پاسخ این پرسش، اشعار اخوان ثالث مورد مطالعه و تحلیل محتوایی فراتر از محور افقی شعر قرار گرفته است. نتایج حاصل از دریافت و تشریح این آثار نشان می دهد که اخوان ثالث اگرچه به صورت گسترده به گفتمان ایران باستان و مشخصا اسطوره ها و نمادهای آن ارجاع داده است، در سطح روی ساخت شعر، اما سویه ی فلسفی و نظری این گفتمان را در دستگاه فکری خود ترجمه و منتقل نساخته است. از این چشم انداز، شعر اخوان با مؤلفه های بنیادین مندرج در گفتمان ایران باستان از قبیل امیدواری، پیروزی نور بر تاریکی، حضور امر قدسی در مناسبات اجتماعی و زیست فردی، فرجام شناسی و غلبه ی خیر بر شر، در فاصله ی کاملا معناداری قرار دارد. درست به همین دلیل، سنت گرایی اخوان، به مثابه ی رجعتی صرفاً رمانتیک، علیه اصالت و رسالت خویش، یعنی خلق پراکتیس و عاملیت، شورش کرده است.
مزرع سبز فلک و داس مه نو؛ گزارش بیتی از حافظ براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره بازگشت جاودانه برای هر پدیده زمینی، نمونه ای آغازین، برتر و آسمانی در نظر می گیرد؛ به بیان دیگر، هر چیزی در این جهان را تقلیدی از نمونه ای مینوی می داند. حافظ در بیتی مشهور از «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» سخن می گوید. در برخی اساطیر نیز از «مزارع آسمانی» سخن رفته است؛ بدین معنا که انسان باستانی، نخست مزرعه آسمانی را شناخت و سپس مزرعه های زمینی را براساس آن به وجود آورد. در این پژوهش براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه میرچا الیاده و با تکیه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی توصیفی به گزارشی از بیت گفته شده پرداخته ایم. نمادشناسی واژه های به کاررفته در دو ترکیب «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» هدف این جستار است. یافته ها نشان می دهد که همه این واژه ها اگرچه در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند؛ امّا در ژرف معنا از نظر اسطوره ای، آیینی و باورشناختی کاملاً با هم مرتبطند و بیانگر مفاهیمی همچون زمان، مرگ، خرمن چینی، باروری، مرگ وزندگی، حیات مجدد و جاودانگی هستند؛ بنابراین می توان گفت بیت مورد نظر پیوند تنگاتنگی با مفاهیم نام برده دارد.
سبب تألیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرایش و خلق هر اثر ادبی انگیزه و سببی دارد که نویسنده یا شاعر در بیشتر مواقع بدان اشاره می کند و گاهی نیز برحسب دلایل برون متنی می توان به آن پی برد. توجه به ذکر تالیف به حدی است که در بیشتر منظومه ها، بخشی از مقدمه اثر بدان اختصاص یافته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و هدف آن بررسی سبب تالیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم است و سعی دارد نشان دهد شاعران چه انگیزه هایی برای سرایش اثر خود داشته اند و آیا همواره آنچه شاعر در سبب تالیف آورده قابل پذیرش است یا موضوعی خیالی و بن مایه ای ادبی محسوب می شود. این مقاله با بررسی سبب تالیف در نوزده منظومه غنایی تا قرن هشتم نشان داده که آنها در دو دسته مولف محور و مخاطب محور جای می گیرند. در نوع نخست شاعر منفعت شخصی و فردی مثل ماندگاری نام نیک و نشان دادن توانایی و مهارت خود یا دریافت صله مدنظر داشته و در نوع دوم، شاعر منظومه ای را به سفارش دیگران و اجابت درخواست آنها سروده است. پربسامدترین سبب تالیف سفارش دیگران از جمله صاحبان قدرت و درباریان است که در دوازده اثر بدان اشاره شده است. مردم پسندی و تمایل آنها به داستان های عاشقانه نیز دومین انگیزه سرایش محسوب می شود که هردو انگیزه مخاطب محور است. از میان صاحبان منظومه های مورد بررسی، نظامی توجه خاصی به ثبت آن داشته و بخش مستقلی بدان اختصاص داده است.
مقاله کوتاه: بررسی نمادی نو در شعر شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات ملل مختلف علی رغم داشتن هویتی مستقل، با همدیگر در گفت وگو و تعامل اند که این امر، در ادبیات معاصر ایران محسوس تر و عینی تر قابل پی گیری است؛ چرا که در این عصر، پیشرفت علم و گسترش صنعت چاپ و اقتضائات سیاسی در برقراری ارتباط با دول غربی، باعث شد تا ادبیات غربی به اشکال مختلف بر ادبیات شعر معاصر ایران سایه افکند. از جمله حوزه هایی که ادبیات معاصر، شاهد تحولات شگرفی در آن بوده، مربوط به نگرش، مضامین و تصاویر بوده است. برای مثال، برخی از شاعران صاحب سبک این عصر همچون فروغ، نیما، شاملو، اخوان و... تحت تأثیر عوامل مختلف اقدام به آشنایی زدایی از تصاویر نموده، نمادهای جدیدی را خلق کردند. در این میان، شعر شهریار نیز تجلی گاه برخی تصاویر و نمادهای منحصر به فرد و شخصی است؛ یکی از این موارد، مربوط به صورت فلکی زهره(= ونوس/ ناهید) است. در دیوان این شاعر، زهره با حفظ کارکرد خنیاگری فلک، برای اولین بار به عنوان شبان فلک معرفی شده است. این پژوهش با بهره گیری از روش استقرایی مبتنی بر تحلیل و با تتبع در آثار دیگر، در پی یافتن مأخذ اصلی تصویر اخیر بوده است. حاصل پژوهش نشان می دهد که شهریار به خاطر آشنایی با زبان فرانسه و تأمل در آثار شاعرانی همچون شاتو بریان، حشر و نشر با اشخاص تحصیل کرده ای چون ایرج میرزا، نیما یوشیج، صادق هدایت و... در خلق این تصاویر، تحت تأثیر ادبیات فرانسه بوده است.