الگوهای روایی خاص در نقل حکایت های سماع در رساله های جامع و تذکره های صوفیان از سده ۴ تا ۶ ق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقل حکایت یکی از ابزارهای مهم برای تعلیم در متون صوفیه است. یکی از مهم ترین و متفاوت ترین تعالیم صوفیه که در بسیاری از آثار ایشان از آن سخن به میان آمده، سماع است. با بررسی تعدادی از مهم ترین آثار صوفیانه در بازه زمانی سده چهارم تا ششم هجری، آشکار شد که می توان این حکایت ها را در الگوهای سیزده گانه ای جای داد که در این مقاله هریک عنوانی دارند. الگوهای اول تا ششم بسامد بالایی در متون دارند. در رساله های جامع به دلیل ماهیت تعلیمی بودن آن ها، این حکایت ها با مقاصد تعلیمی روایت شده اند، حال آنکه در تذکره ها، این حکایت ها بیشتر با هدف مشروعیت بخشی به سماع و توجیه عمل مشایخ آورده شده اند. بر این اساس، بررسی بسامد هریک از الگوهای پرتکرار در رساله های جامع و تذکره ها نشان می دهد که صاحبان تذکره ها افزون بر بهره گیری از الگوهای رساله های جامع، به دلیل آنکه بر قدرت و درک و دریافت خاص مشایخ تأکید داشته اند، از الگوهای «دریافت دیگر برحسب احوال درونی» و «عمل خارق العاده» استقبال کرده اند و در میان صاحبان تذکره ها، عطار در نقل حکایت ها نوآوری هایی داشته است. همچنین بررسی حکایت های سماع برمبنای الگوهای روایی آشکار کرد که صوفیان برای نقل حکایت های بعضی از مشایخ مشهور خود از الگوهای روایی خاصی بهره برده اند. سه صوفی معروف که حکایت های سماع آنان در متون صوفیه با شواهد مکرر و مشهوری آمده است، جنید، شبلی و ابوسعید ابوالخیر هستند. الگوهای روایی حکایت ها نشان می دهد که صوفیان گرایش داشته اند برای بیان حکایت های هریک از آنان الگوهای ویژه ای به کار برند.