ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۹۴۱.

Le Procès-verbal de J.M.G. Le Clézio : La perte d’une tradition ou l’aventure en conflit d’une écriture ?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
Jean-Marie Gustave Le Clézio, détenteur du prix Nobel de la littérature en 2008, possède une écriture protéiforme, mouvante et d’une grande richesse. Dans Le Procès-verbal, le récit leclézien, dépossédé de sa cohérence narrative et langagière, transcrit la représentativité du monde par une aventure errante, confuse et extatique. Le roman, se levant sur les décombres du Nouveau Roman, sort de l’ordinaire pour mettre en scène un roman-jeu, un roman-puzzle en refusant les caractéristiques classiques romanesques et en rejetant l’individu en pleine contradiction, en pleine folie, dans une civilisation frustrante. L’auteur, décrivant le personnage jeté dans une ambiguïté existentielle, illustre un contexte ironique de la société occidentale. Le présent article, par une démarche descriptive-analytique, porte sur la mise en question de la représentation du langage, de la structure narrative et de l’altération du sujet dans le roman Le Procès-verbal qui, dévoilant le conflit d’une écriture, reflète des ambiguïtés et des perturbations narratives et stylistiques au niveau diégétique. Son texte prête également sa voix aux oscillations, aux malentendus et aux indifférences envers les tragédies humaines.
۹۴۲.

نشانه شناسی سفره طباخی صوفیه براساس اهمّ متون تعلیمی تصوف از قرن چهارم تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
از دیدگاه علم نشانه شناسی، هر متن ادبی و نیز هر حوزه از فرهنگ بشری، دستگاهی از نشانه هاست که به معانی ای فراتر از معنای قاموسی خود دلالت می کنند. بر اساس این، سفره صوفیه و نوع، شکل و اندازه غذاها واجد نظامی از نشانه هاست. ازآنجا که روزه، جوع و پرهیز از شکم بارگی از ارکان اصلی تصوف هستند، انواع طعام و نوشیدنی ها ارزش نشانه شناختی دارند. به همین دلیل، پژوهش در فرهنگ غذایی صوفیه و نشانه شناسی غذاها در سفره صوفیه، دریچه ای است به سوی درک جهان تصوف. پژوهش مذکور نشان می دهد که بر خلاف اهمیت بنیادین روزه داری و پرهیز از خوراک در تصوف، ژانر تعلیمی نسبت به ژانرهای دیگر ادبی، از لحاظ نوع، بسامد و پرداختن به انواع غذاها و رنگینی سفره، بسیار غنی و درخور توجه است. بی شک، دلیل اصلی آن می تواند عمل گرایی رسالات تعلیمی صوفیه و توجه آنان به زندگی روزمره عامه مردم باشد. دیگر اینکه، در سفره صوفیه، غذاها، حلویات و نوشیدنی ها در جدول سلسله مراتبی و دقیقاً معکوس سلسله مراتب ارزش عمومی قرار می گیرند. این سلسله مراتب باعث می شود که غذاها به حوزه معنویت وارد شوند و ارزشی نشانه ای و نمادین پیدا کنند. پرداختن به این جنبه بسیار مهم است؛ زیرا خوردنی ها و نوشیدنی ها بنابر مواد خود، داوریِ ارزشی می شوند. بدیهی است که مزه و طعم نیز به چنین جدولی وارد می شود. هم ارزی «غذا»، «معنویت» و «جایگاه اجتماعی» می تواند سنجه ای برای ارزیابی رانه های ارزشی- اجتماعی و نیز تبیین بسیاری از ضرب المثل های حوزه غذا، در اختیار پژوهشگران قرار دهد. مقاله حاضر می کوشد تا با ارجاع به اولیانامه ها و رسالات تعلیمی از این روزنه به دنیای معنوی صوفیه بپردازد. 
۹۴۳.

بازنمایی خود و دیگری در رمان همنام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
مفهوم مهاجرت همواره با تبعات و بحران های هویتی در مواجهه با دوگانه خودی-دیگری بین میزبان و مهاجر همراه است. این مقاله به بازنمایی خودی و دیگری از نظرگاه نقد پسااستعماری در رمان همنام، اثر جومپا لاهیری، می پردازد و با روش تحلیل و توصیف داده های تحقیق، به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که نسل اول و دوم مهاجران برای تثبیت هویت فرهنگی و جنسیتی خود و زدودن چالش های پیشِ رو در کشور میزبان چه می کنند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نسل اول مهاجران با قانون جذب و طرد و نسل دوم در تعامل با هویت بومی خود، یاد می گیرند که چگونه با خود و دیگری به همزیستی جغرافیایی و فرهنگی قابل قبولی دست یابند. اگرچه در ابتدا نسل دوم با فاصله گرفتن از فرهنگ خودی، به فرهنگ دیگری شیفتگی بیشتری نشان می دهد، در پایان، این رمان، راه حل نهایی نسبت به تعارضات هویتی و مواجهه با دیگری را حفظ فرهنگ خودی در کنار گفت وگو و تعامل با رمزگان فرهنگی دیگری با توسل به نظریه آستانه فرهنگی هومی بابا معرفی می کند. لاهیری با طرح موضوع مهاجرت در رمان، صدای مهاجران را به عنوان یک صدای به حاشیه رفته، در کانون روایت قرار می دهد. 
۹۴۴.

معرفی کتاب مجمع النّوادر و بررسی محتوایی آن (اثری از میراث داستانی شبه قاره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۷۸
مجمع النّوادر مجموعه ای است از حکایات فارسی و گاه عربی که ملک القضات صدر جهان فیض اللّه بنیانی/بنبانی، از صاحب منصبان حکومت گجرات، آن را در سال 903ق. نوشته و به محمودشاه بیگرّا، پادشاه گجرات (حک .863 – 917)، پیشکش کرده است. مؤلّف حکایات را از منابع مختلف فارسی و عربی گردآورده و با افزودن دیده ها و شنیده های خود، کتاب را در یک مقدمه، چهل فصل و یک خاتمه تدوین کرده است. از این اثر شش نسخه شناسایی شده که چهار نسخه آن به دست آمده است. یکی نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب است که در 930ق. کتابت شده و قدیمی ترین نسخه ای است که دستیاب شده است؛ دیگری نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی است که احتمالًا در قرن 11یا 12ق. کتابت شده؛ سومی نسخه محفوظ در کتابخانه آصفیه هند که تاریخ کتابت آن احتمالًا قرن 12یا 13ق. است و چهارمی نسخه کتابخانه نورعثمانیه ترکیه که تاریخ کتابت آن1025ق. است. در این مقاله ضمن بررسی محتوایی و ساختاری کتاب، مؤلّف اثر و دیگر آثار او، منابعش در تألیف کتاب، مهدی الیه، محل تألیف و دستنویس های اثر معرفی شده اند.
۹۴۵.

آمیزش اسطوره، حماسه و فرهنگ عوام در روایتی نقّالی از داستان «رستم و اکوان دیو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
داستان «رستم و اکوان دیو» یکی از روایت های مستقل شاهنامه است که رواج چندانی در میان عامه مردم نداشته است. یکی از مناطقی که به نظر می رسد این روایت از دیرباز در آن رواج داشته، منطقه سیاخ دارنگون فارس است. هدف نگارنده، بررسی مقایسه ای این روایت با روایت شاهنامه فردوسی است. نگارنده کوشیده است نخست به روش میدانی این روایت نقّالی را ثبت کند و سپس به بررسی تطبیقی آن با روایت فردوسی بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد روایت عامیانه مفصل تر و دارای رخدادهای متنوع تر در قیاس با روایت شاهنامه است. بخشی از این تفاوت ها مانندِ نحوه شروع روایت، رفتن گرگین به زابل و گذر رستم از هفت خان، حاصل آمیزش داستان اکوان دیو با دیگر روایت های شاهنامه است. بخش دیگری از تفاوت های دو روایت مانند حضور سروش غیبی، گرازها و دیوان در روایت عامیانه، حاصل تلاش راویان برای بومی سازی است. برخی از تفاوت ها نیز مانندِ رفتن دیو به قصر هفت طبقه افراسیاب و حضور پری در کنار آب، در نتیجه آمیزش روایت نقّالی با عناصر اساطیری است. به هر روی، این روایت از جنبه های گوناگون مانند شخصیت پردازی، خطوط اصلی روایت و فضای حاکم بر داستان با روایت شاهنامه فردوسی تفاوت های بنیادی دارد؛ اما در مجموع یک سانی هایی با روایت شاهنامه دارد.
۹۴۶.

آتش سوخرا خاموش شد، باد مهران وزید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۳
در سرگذشت کهن ایران، پاره ای نگرش های سیاسی، اجتماعی اقتصادی، و فرهنگی دینی ایرانیان در چارچوب مَثَل های ایرانی پدیدار شده اند. همچنین مردم یا همانا آفرینندگان ناشناخته مَثَل ها، گهگاه رویدادهای مهم تاریخی را نیز در مَثَل ها بازگو کرده اند و با کاربرد این مَثَل ها، یاد و خاطره رویدادها را در سینه خود نگاه داشته اند. مَثَل «باد سوخرا فروخوابید و باد شاپور/ مهران وزید» یا «آتش سوخرا خاموش شد و باد شاپور وزید»، یکی از کهن ترین مَثَل های ایرانی بازمانده از دوره ساسانیان است که دست کم تا نیمه سده پنجم هجری هنوز رواج و کاربرد داشته است. اگرچه به گواه منابع تاریخی، زمینه پیدایش این مَثَل، ستیزه دو فرمانده بزرگی ایرانی و مرگ یکی از آن ها در دوره قباد یکم (488-496 و 496-531 م.) بوده است، اما نمی دانیم که در دوره ساسانیان آفرینندگان این مَثَل، از خاموش شدن ʼآتشʻ سوخرا و یا فروخوابیدن ʼبادʻ او یاد می کرده اند. در این جستار، با اشاره ای گذرا به زمینه تاریخی پیدایش این مَثَل، تلاش می کنیم تا در چارچوب دین و فرهنگ ایرانی و چگونگی دگرگونی مَثَل های ایرانی، به ریخت آغازین این مَثَل در روزگار ساسانیان نزدیک شویم.
۹۴۷.

تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» می گویند. عشق از مهم ترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزل های سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعاره های معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل می کند. با استخراج نگاشت ها و تحلیل کیفی استعاره های مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبه ای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره می شود و آنان را به اسارت خویش می آورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمی دهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بی ارزش جان است.
۹۴۸.

بررسی طنز اجتماعی- سیاسی در اشعار واصف باختری و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۶
طنز یکی از شگردهای ادبی و همچنان یکی از شیوه های مبارزات کلامی است که شاعران در جوامع سیاسی خفقان آور برای نقد عمل کرد زمامداران از آن بهره می برند. در نوشتار حاضر نگارنده کوشیده است تا طنز اجتماعی- سیاسی را در اشعار باختری و مطر مورد بررسی قرار دهد. اساس طنز این دو شاعر انتقاد از شرایط نابسامان جامعه افغانستان و عراق به منظور اصلاح و زدودن فساد است که بدون تردید جلوه های مشترک طنز هردو شاعر دردمند را همین موضوع شکل داده است و از جانب دیگر هدف طنز این دوشاعر به هیچ وجه خنداندن دیگران نیست؛ بلکه طنز آنها اهداف کلان و ارزشمندی همچون استعمار زدایی و فساد زدایی را درپی دارد، در اشعار این دو شاعر مضامین مشترک زیادی دیده می شود که در این مقاله با روش توصیفی_تحلیلی به این مضامین مشترک و تطبیق اندیشه های دو شاعر پرداخته شده است در نتیجه می توان گفت که همگونی های زیادی میان طنز باختری و مطر وجود دارد از جمله برخورد انقلابی و تحول آفرین هردو شاعر با زمامداران عصر خود از رهگذر طنز، نقد فساد اداری، نقد استعمار ستایی، دید اصلاح گرانه، بیان کردن درد مردم در قالب طنز و برخی مشابهت های دیگری که در این مقاله به صورت مفصل به توضیح آن  پرداخته شده است.
۹۴۹.

بررسی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر (با تکیه بر داستان های شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
پژوهش حاضر با عنوان: چگونگی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر در رمان های: شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم در نظر داشته است تا با روش تحلیلی توصیفی، نقش «مادر» را در این رمان ها بررسی کرده و از این منظر ابعاد معنوی شخصیت های اصلی داستان یعنی «آهو» و «کلاریس» را به خواننده نشان دهد. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد به اختصار عبارت از آن است که: هر دو نویسنده توانسته اند فضای اجتماعی سیاسی وقت را تحت شعاع فضای روان شناختی (بر پایه ویژگی های نمادین کهن الگویی) قرار داده و جنبه های معنوی این دو شخصیت زن (= مادر) را برجسته و نگاه خواننده را به آنان همسو گردانند. علی محمد افغانی شخصیّت مادرانگی داستان را با همه فراز و فرودهایی که زندگی یک مادر می تواند داشته باشد به تصویر کشیده است به طوری که وقتی با دیده مدرن نقد روان شناختی به این اثر نگریسته شود، انگاره های اسطوره ای که از مادر در ذهن تداعی می گردد را می توان در جای جای این اثر به روشنی دید. همچنین زویا پیرزاد در داستان خود درونیات پنهان یک مادر حقیقی را با ظرافتی زنانه بیان کرده و از این منظر داستان وی نیز بر پایه کهن الگوی مثبت و معنوی مادر قابل مشاهده است.
۹۵۰.

Voices from the Margins: A Comparative Analysis of ‘Subaltern Otherness’ in Boesman and Lena by Athol Fugard and (پیام زن دانا) The Message of a Wise Woman by Gholam-Hossein Sa’edi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
This study explores the concept of the "subaltern other" in Athol Fugard's Boesman and Lena and Gholam-Hossein Sa'edi's (پیام زن دانا) The Message of a Wise Woman. By examining the racial, gender, and economic dimensions of subaltern identity in the South African and Iranian contexts, it investigates how colonialism and patriarchy shape the experiences of marginalized women. Using a multidisciplinary approach that combines postcolonial theory, feminist criticism, and critical race studies, this research employs a comparative framework to analyze both universal and culturally specific aspects of subaltern experiences.Central to the study is an exploration of marginalized female voices in male-dominated societies and how these voices are both suppressed and subtly resistant. The research also examines narrative strategies, character development, and the linguistic choices made by Fugard and Sa'edi, considering how language functions as both a tool of oppression and a medium of resistance. The authors' positionality and the ethical implications of representing subaltern experiences are also critically analyzed.This study concludes that both works highlight the enduring effects of colonial and patriarchal oppression, while also demonstrating the resilience and agency of their marginalized characters. By analyzing the intersection of race, gender, and class in shaping subaltern identities, this research contributes to postcolonial and feminist scholarship, offering insights into the complexities of subaltern resistance and representation across different cultural contexts.
۹۵۱.

ترامتنیت مثنوی معنوی با متون عرفانی و کلامی پیشین در موضوع رؤیت خداوند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
در این پژوهش به روش توصیف- تحلیلی و با استفاده از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، روابط ترامتنیتی مثنوی معنوی تحلیل شده است. مثنوی معنوی در باب امکان یا عدم امکان رؤیت خداوند با متون کلامی و عرفانی پیش از خود روابط ترامتنی دارد. سرمتنیت مثنوی معنوی ژانر تعلیمی و القائی است که تفاسیر و تأویلهای عرفانی مولوی را از موضوعات مختلف دینی و کلامی در اختیار مخاطبان میگذارد. از نظر پیرامتنیت عنوان اثر مولوی «مثنوی» است که صفت «معنوی» را نیز به آن اضافه کرده اند. تقسیم بندی تعالیم مثنوی به شش دفتر و انتخاب عنوان داستانها نیز کار خود مولوی بوده است. قرآن کریم، نهج البلاغه، حدیقه سنایی، معارف بهاءولد و مقالات شمس تبریزی پیش متن های مثنوی هستند. مثنوی معنوی در ردّ اعتقاد برخی از فرقه های کلامی گاهی به طور صریح و گاهی به طور ضمنی با متون عرفانی مثل معارف بهاولد و مقالات شمس تبریزی روابط بینامتنی دارد. از دیدگاه فرامتنی نیز نگرش انتقادی مولوی نسبت به دیدگاه های کلامی پیشین بررسی و تحلیل شده است. مولوی در بحث رؤیت خداوند هم رویکرد تفسیری و هم رویکرد انتقادی به دیدگاه های قبل از خود دارد. مذهب کلامی مولوی، رؤیت خداوند را با چشم سَر در جهان آخرت از امور مسلم می داند؛ اما مولوی در این موضوع از کلام اشاعره تبعیّت نمی کند و دیدگاه معتزله را نیز نامعتبر میداند و ردّ میکند. مثنوی با دیدگاه عرفای پیش از خود فرامتن تفسیری دارد؛ زیرا معتقد به رؤیت خداوند با چشم سِرّ(دل) هستند و کل هستی را تجلی گاه جمال و جلال خداوند می دانند.
۹۵۲.

Le Feu dans Thérèse Desqueyroux de François Mauriac: Une Analyse à Travers la Perspective de Gaston Bachelard(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
L’analyse proposée examine l’élément du feu dans Thérèse Desqueyroux de François Mauriac au regard de la critique thématique de Gaston Bachelard. En suivant la méthode bachelardienne — qui accorde une valeur heuristique aux images élémentaires — nous montrons que le feu fonctionne dans le roman comme un motif dialectique: il symbolise à la fois la passion et le désir d’émancipation de Thérèse, l’héroïne, tout en portant en germe la destruction, la culpabilité et l’isolement. La question problématique est la suivante: le feu traduit-il, dans la texture narrative et psychologique de l’œuvre, la tension entre la volonté de liberté et la conscience des conséquences? Nous avançons l’hypothèse que le feu articule simultanément l’activation (volonté, révolte), la purification (possibilité de renouvellement) et le danger (autodestruction, perte d’appartenance sociale). Par une lecture textuelle étayée — focalisée sur les images de braise, de flamme et sur leurs interactions avec l’eau et la terre — nous dégagerons plusieurs fonctions du feu: révélateur de désirs refoulés, agent de purification symbolique et moteur de conflit éthique. L’analyse montre aussi que les éléments complémentaires (l’eau comme miroir et apaisement, la terre comme enracinement) modulant la flamme rendent la dynamique du personnage profondément ambivalente. En conclusion, le feu chez Mauriac n’est ni une pure métaphore héroïque ni un simple symbole de condamnation: il constitue un instrument critique pour explorer les coûts moraux de la quête d’identité et invite à concevoir la liberté comme une transformation exigeant parfois des sacrifices douloureux.
۹۵۳.

بررسی نقش طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک منوچهر احترامی با تکیه بر مجموعه اشعار حسنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۶
منوچهر احترامی از قدیمی ترین و موفق ترین نویسندگان و سرایندگان ادبیات کودک و نوجوان ایران با مجموعه شعرهایش به ویژه مجموعه ی حسنی نگو یه دسته گل از انقلاب اسلامی تا به امروز، با تیراژ چند میلیونی همچنان یکی از محبوب ترین شاعران شعر کودک به شمار می رود. با وجود اینکه عوامل گوناگونی در موفقیت و ماندگاری اشعار او مؤثر بوده اند اما به نظر می رسد کاربست طنز و شگردهای گوناگون آن نیز نقش مهمی در ماندگاری آثارش داشته باشد. طنز احترامی به دلیل جهان شمول بودن و سخن گفتن از جهان واقعی کودکان، در گام نخست با موقعیت های طنزآمیزی که دارد با کودک همراه می گردد، ارتباط عاطفی عمیقی با او برقرار می سازد و سپس باتکیه بر اندیشه و تخیل خاص کودکان، احساس لذت و هیجان در وجود کودک برمی انگیزاند که تأثیر آن تا سال ها حتی یک عمر باقی می ماند. بنابراین، هدف مشخص این جستار، بررسی تأثیر شگردهای طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک احترامی و به طور مشخص، هفده دفتر از مجموعه ی 21 جلدی حسنی به روش توصیفی تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد یکی از عوامل موفقیت و ماندگاری شعر احترامی این است که افزون بر استفاده از شگردهای طنز ملموس و خودکاری مانند جناس، تحامق، استعاره، ایجاز و... از شگردهای دیگری که مختص خود اوست همچون نگرش طنزآمیز، چرخش طنز، شخصیت های طنزآمیز، طنز موجود در فرهنگ عامه نیز بهره برده است که از میان این ها، طنز در ادبیات عامه بیشترین و طنز تناقض طنزآمیز، کمترین بسامد را داشته است. احترامی بیشتر با رویکرد سرگرمی، آموزشی و انتقادی طنز خود را پیش برده است و اشعار طنزآمیز او متشکل از لایه های درونی و بیرونی است. روساخت آن برای کودکان، خوشایند و سرگرم کننده بوده است و لایه های درونی آن برای برانگیختن حس پرسش گری و کنجکاوی در کودکان کارکردی انتقادی دارد.
۹۵۴.

بازخوانی و تحلیل استعاره مفهومی «زمان» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
مفهومِ زمان از بنیادی ترین مفاهیم در ذهن، اندیشه و زبانِ انسان است که از دیرباز در گفتار و نوشتار معمولاً به صورت استعاری بیان و به صورتِ شیء و مکان، مفهوم سازی شده است. در این پژوهش، مفهومِ زمان در مثنوی معنوی براساس نظریه زبان شناختی استعاره مفهومی لیکاف و جانسون بررسی شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی فرایند چگونگی مفهوم سازی بحث انتزاعی زمان در مثنوی است. استعاره های هستی شناختی، مفاهیم انتزاعی همچون زمان را به مثابه یک هستومند یا موجودی مجسم می سازند و انسان با این شیوه درباره آن مفاهیم بحث و استدلال می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم زمان در مثنوی به صورت طرح واره تصوّریِ مکان، شیء و انسان با این ساخت و شیوه که زمان، مکان است و زمان، شیء (ثابت و متحرک) است، نشان داده شده است و همچنین جاندارانگاری زمان از مفاهیم پرتکرار این نوع استعاره مفهومی است. مولانا با کمک استعاراتی از این دست مفهوم بنیادین زمان را برای تمثیلات عرفانی و فکری به کار گرفته است تا مسائل مهم عرفانی و فلسفی بهتر تبیین و درک شود.
۹۵۵.

تحلیل تطبیقی دو داستان «قریهالحروف» و «درخت ستاره» بر اساس نظریه ی ریخت شناسی پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
ادبیات تطبیقی مشابهت های محتوایی و ساختاری میان آثار نویسندگانی از فرهنگ های گوناگون را بررسی می کند. این پژوهش به مقایسه ی تطبیقی داستان های «قریه الحروف» اثر محمود شقیر و «درخت ستاره» اثر قنبر شکری می پردازد و این دو داستان را با بهره گیری از نظریه ی ریخت شناسی، به صورت توصیفی تحلیلی، بر پایه ی مکتب آمریکاییِ ادبیات تطبیقی بررسی می کند. پژوهش حاضر به دنبال این است که میزان تطابق دو داستان را با نظریه ی ریخت شناسی پراپ دریابد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در خویشکاری های موجود در دو داستان، نمی توان متوجه تفاوت چشمگیری شد و تنها اختلاف موجود به صحنه ی آغازین دو داستان بازمی گردد. هم چنین بیشتر کنش ها، شکلی غیرفیزیکی و درونی دارند. بیشتر خویشکاری های یافت شده برای کودکان شکلی لطیف و فهمیدنی دارند و به نوعی به منظور رشد شخصیتی از آن ها استفاده شده است و ازاین رو می توان گفت که هر دو نویسنده موفق بوده اند. هم چنین باوجود تفاوت های فرهنگی، تقریبا به ارزش های یکسانی در این آثار توجه شده است و تفاوت فرهنگی لزوماً باعث تفاوت های چشمگیر نشده است.
۹۵۶.

بازتاب هفت وادی سلوک عطار در غزل نخست حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۲
عرفان حافظ و بررسی مفاهیم و معانی عرفانی در شعر او از مهمترین موضوعات قابل تحقیق در دیوان اوست، که البته در این باره شارحان گذشته و معاصر اختلافاتی نیز داشته اند، اما در آثار عطار و به ویژه در منطق الطیر او، به طور ویژه و با دو رویکرد صریح و تعلیمی، و کنایی و نمادین به سیر و سلوک عرفانی و وادی ها یا مراحل سلوک پرداخته شده است. در این پژوهش که به شیوه کیفی و کتابخانه ای و با روشی تحلیلی و مقایسه ای انجام یافته، غزل نخست دیوان حافظ (با مطلع: الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها…) که به نوعی مرامنامه ی سلوکی او به شمار می آید، مورد توجه واقع شده و تأثیر هفت وادی سلوک عرفانی عطار در آن، به اختصار واکاوی و تفسیر و تبیین شده است. از نتایج تحقیق حاضر آن است که حافظ شیرین سخن با زبانی نمادین و بیانی غنایی و غیر مستقیم و ایهامی، هفت وادی عرفانی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر و فنا) را به زیبایی و ظرافتی هنری در هفت بیت این غزل مشهور خود درج کرده و از دغدغه ها و دشواری های سلوکی عرفانی خود رونمایی کرده، و به طور ضمنی نیز این مبانی را به مشتاقان سلوک عرفانی و عموم مخاطبان خود معرفی کرده و آموزش داده است.
۹۵۷.

تبیین جایگاه زن در متون تاریخی با رویکرد شناختی (با تکیه بر چهار اثر از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۳
خویش کاری زن در همه ادوار تاریخی ایران، قابل تأمل و تبیین است؛ چراکه از رهگذر میزان غیبت و حضور زن، هم جایگاه او در هر دوره تاریخی و هم نوع مواجهه جامعه مردسالار با زن را می توان تحلیل و تبیین کرد. ازاین رو، در جستار حاضر که تلاشی میان رشته ای در حوزه ادبیّات و زبان شناسی شناختی است، کوشیده ایم با روش تحلیلی–توصیفی و رویکرد استعاره مفهومی، این مهم را در چهار متن برتر تاریخی از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول واکاویم و نشان دهیم هر یک از این نثرهای تاریخی چهارگانه برای بازنمایی مفهوم زن و فهم فرهنگی آن مفهوم، از چه استعاره ها و چه حوزه های مبدأ برای توصیف زن بهره جسته است. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که باورها و اندیشه های ایدئولوژیک و قدرت حاکمان در خلق این استعاره ها مؤثر است و همچنین زن در بستری از مفاهیم ابزاری معنا می یابد و با تسرّی مفاهیم ضمنی سیاست و اقتصاد و تجربه های فیزیکی در شبکه های زبانی و واژگانی، شیئیّت زن در این متون قابل مشاهده است؛ بنابراین، آنچه از این پژوهش حاصل شد، این است که مفاهیم استعاری به کار گرفته شده برای زن با صورتی که در جهان واقعی بر او دلالت می کند، متناظر است که حاکی از ارتباط تنگاتنگ جهان بینی گفتمان با استعاره هاست.
۹۵۸.

مجلس گردانی رزم در نقالی: مطالعه تطبیقی معرکه آرایی مرشد سعیدی و مرشد ترابی از صحنه کشتی دوم رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۳
از مهم ترین صحنه های نقل رزمی، کشتی دوم رستم و سهراب، معروف به مجلس «سهراب کشی» است. نقالان می کوشند بهترین اجرای خود را از این صحنه به نمایش درآورند. پرسش اینجاست چگونه معنا در مجلس نقل ساخته می شود؟ و چگونه نقالان اجرای خود از این فراز داستان را نسبت به یکدیگر متمایز می سازند؟ نظر به اهمیت نقش حرکات بدن در داستان گزاری، پژوهش حاضر از چشم انداز متفاوتی به اجرای نقالی می پردازد. بدین منظور بر پایه یافته های زبان شناسی در مطالعات ژست، تعامل اجزای معرکه آرایی براساس بخشی از ویدئوی اجرای نقل سهراب کشی مرشد سعیدی و مرشد ترابی بررسی شد. بحث درباره ویژگی های فنی و ابداعی حرکات نقالان نشان داد ترابی بیشتر از ژست های تصویرگر عینی بهره برده است، ولی سعیدی علاوه بر تصویرگری عینی، متنوع تر از ژست برای ارتباط با مخاطب و توصیف مفاهیم انتزاعی نیز استفاده می کند. نقال حماسه ملی را با تأکیدهای کانونی متمایز در اجرا تفسیر می کند. ترابی بیشتر نبرد تن به تن را عینی تصویر می کند و بر نقش چرخ بلند برسرنوشت سهراب تأکید دارد، اما سعیدی بر مقاومت سهراب در برابر رستم تأکید می کند و درنهایت مرگ او را در قالب استعاری نشان می دهد؛ درختی که باد آن را بر زمین می افکند.
۹۵۹.

کاربرد روان شناختی نمادها در روایت مم و زین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۴
نماد روان شناختی از انواع نمادهایی است که بیشترین کارکرد را در متون ادبی از خود به جای می گذارد و با گذر از معنی ظاهری واژه ها به معنای باطنی آنها اشاره می کند که اغلب از ناخودآگاه شاعر یا نویسنده سرچشمه می گیرد، برخلاف نماد ادبی که پدیده ای مستقل و ابتکاری است، در مثنوی مم و زین با نمادهای روان شناختی روبه رو هستیم که صرف نظر از ارزش زیبایی شناسانه متن، از پیوندی عمیق بین ناخودآگاه شاعر برخوردار است. این جستار بر آن است تا با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان شناختی یونگ، نمادهای به کاررفته در این داستان را واکاوی کند. این پژوهش می تواند به درک و شناخت بهتر ما از مثنوی مم و زین کمک کند و ما را با زوایای کمتر شناخته شده ای از این اثر آشنا سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که داستان مم و زین از این جهت که دارای ساختار و درون مایه ای کاملاً نمادین و مشتمل بر مضامین صور اساطیری و کهن الگویی است، ناخودآگاه جمعی در آفرینش آن نقش مهمّی دارد.
۹۶۰.

بررسی و نقد پسااستعماری رمان های هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی و گوری، اثر جومپا لاهیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
نظریه پسااستعماری به طورکلی به بررسی روش هایی می پردازد که استعمارگران می خواهند از طریق آن، به ملت های استعمارزده بقبولانند که فرهنگ استعمارگر بر فرهنگ آنان برتری دارد. از آن جا که این روش ها متعدد و بررسی کنندگان متنوع اند، نظریه پسا استعماری در عمل دامنه ایی وسیع می یابد. یکی از ابزارهای بازنمود و برملاکننده شگردهای استعماری، ادبیات و به ویژه رمان است: رمان پسااستعماری. موضوع مقاله حاضر بررسی دو رمان از حوزه ادبیات پسااستعماری و مشخصاً ادبیات مهاجرت است. نویسندگان این داستان ها که رضا قاسمی در رمان «هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها» و جومپا لاهیری در رمان «گوری» کوشیده اند بسیاری از مسائل کشورهای استعمارزده را در خلال روایت داستان خود در معرض دید خواننده بگذارند. داده های این پژوهش با روش کتابخانه ای فراهم آمده و پس از مقوله بندی با بهره گیری از روش تحقیق کیفی توصیف و گزارش شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که دیالکتیک من/دیگری همچنان ادامه دارد و با توجه به قدرت روزافزون استعمارگر، دگرگون کردن این رابطه کاری به غایت دشوار خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان