ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۹۲۱.

شگردهای میرزا عبدالقادر بیدل برای کاربستِ انتزاعی حروف الفبا و واژگان در شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
تاریخ ادب فارسی گواه آن است که نویسندگان و شاعران در تصویرسازی و مضمون آفرینی های خویش، از اغلب چیزهایی که با آن ها سروکار داشتند بهره گرفته و آن ها را دست مایه ای برای نگاشتن و سرودن قرار داده اند. بر همین اساس، بهره گیری از حروف و واژگان، نه به عنوان عناصر زبانیِ صرف که به عنوان عناصری تصویرساز و مضمون آفرین در ادب فارسی مشاهده می شود. البته کیفیت و نوع بهره گیری از عناصر زبانی در قالب انتزاعی، ارتباط مستقیمی با قوّت و ضعف شاعران و نویسندگان دارد. در این میان میرزاعبدالقادر بیدل، به عنوان یکی از شاعران برجسته سبک هندی، ضمن تکرار برخی از اسلوب های اسلاف خویش در این زمینه، نوآوری های ویژه ای نیز داشته که در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی بدان ها پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بیدل برای کاربستِ عناصر زبانی در قالب انتزاعی از چهار اسلوبِ تصویری بصری، آوایی، ساختاری و تشخیص محور بهره برده است. کاربست انتزاعی حرف، واژه و ترکیب در شعر میرزا عبدالقادر بیدل حاصل مواجهه او با زبان به مثابه ماده ای زنده و انعطاف پذیر است که بر مبنای این رویکرد، پاره ای از عناصر زبانی به مقوله ای بصری تبدیل شده اند؛ هم چنین از طریق تغییرات آوایی و ساختاری، گذر معنایی ژرفی در برخی از واژگان به وجود آمده است و درنهایت، با جان بخشی به حروف و واژگان، مفاهیم عرفانی ژرف از طریقِ به دست دادن نمادهای چندبعدی از برخی حروف الفبا به مخاطب انتقال یافته است.
۹۲۲.

مرگ و بی مرگی و سرنوشت پس از مرگ در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر (یک بررسی تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۴۰
قهرمانان آثار بزرگ حماسی و ادبی جهان، گاه از ویژگی هایی دارند که بر عظمت آن ها افزوده است. این ویژگی ها گاه با دیگر شخصیت ها مشترک و مخصوص یک نفر بوده است. رویین تنی برای قهرمان خاص، در پاره ای از آثار حماسی وجود دارد. آنچه باعث تفاوت آن ها می-شود، چگونگی مرگ یا از بین رفتن شرایط بی مرگی است. ازآنجاکه زبان فارسی و یونانی ازنظر فرهنگ و بن مایه های مشترک ادبی شباهت های زیادی دارند، بررسی تطبیقی کمک شایانی به چگونگی تأثیر و تأثر پذیرفتنِ شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه خواهد داشت. در این جستار، شباهت ها و تفاوت های مرگ و سرنوشت پس از مرگ و بی مرگی، در این آثار با روش تحقیق نظری (بنیادی)، صورت گرفته است. این پژوهشِ کیفی به روش تحلیل محتواست و بر اساس یادداشت ها و مطالبی که از رهگذر بررسی تطبیقی بین شاهنامه فردوسی و کتاب ایلیاد هومر از منظر مکتب فرانسوی صورت گرفته، تنظیم شده است. برای روشن تر شدن مطلب، موارد مشابه یا برابری های موجود در آثار حماسی پیش از اسلام نیز، که اندیشه های شاهنامه از آن بی بهره نبوده، بررسی شده است. بررسی انجام شده همسانی ها و باورهای ایرانیان و یونانیان را که در حماسه های آن ها تجلی یافته است، نشان می دهد. با بررسی بن مایه های مرگ، سرنوشت پس از مرگ، بی مرگی، جاودانگی و رویین تنی در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر مشخص شد همه این موارد با نگاه خداشناسانه و منطق دینی هر فرهنگ و تمدنی که شاعر این اسطوره ها در آن پرورش یافته است، در ارتباط است.
۹۲۳.

کارکرد عناصر معنادرمانی در رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی بر اساس نظریه ویکتور فرانکل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
جستجوی هدف، ابزاری برای رسیدن به معنا و آرامش در مکتب روانشناسی معنادرمانی به شمار می آید. این مکتب مبتنی بر آرا و اندیشه های ویکتور فرانکل است و مطمح نظر بسیاری از نویسندگان و ادبای معاصر قرار گرفته است. رضا قاسمی، نویسنده معروف ایرانی نیز با نگاه فیلسوفانه و ادیبانه اش در آثار ادبی خویش به معنادرمانی و مفهوم زندگی در سایه مؤلفه های فلسفی آن توجه داشته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و به کمک منابع کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که معنا درمانی چه جایگاهی در این رمان دارد. برای این منظور ابتدا به تعریف معنادرمانی ویکتور فرانکل و مؤلفه های معنابخش آن در زندگی پرداخته شده، سپس رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی را با توجه به دلالت های مستقیم و غیر مستقیم آن، بر اساس نظریه معنادرمانی ویکتور فرانکل بررسی شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رضا قاسمی از تجربه های انسانی، ارزش های اخلاقی، رنج ها و دیگر مؤلفه های معنابخش زندگی برای مقابله با تکانه های روحی و فائق آمدن بر نابرابری ها و ناعدالتی های زندگی تعریف کرده؛ کما اینکه نیل به آرامش در مواجهه با مرگ را از دریچه اندیشه توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است.
۹۲۴.

بررسی سوژه مسئله مند زن در پیوند با خویشکاری پری در رمان های شهرنوش پارسی پور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۹۳
شهرنوش پارسی پور در سه رمان سگ و زمستان بلند (1355)، طوبی و معنای شب (1367) و زنان بدون مردان (1368) به تحقق سوژه زن به عنوان قهرمان رمان روی آورده است. سوژه زنانه در این آثار در تقابل با جامعه مردسالار و در پیوند با طبیعت شکل گرفته است. قهرمانان زن در این آثار سهمی در تحولات اجتماعی به عنوان قهرمانی مسئله مند ندارند، بلکه با نظر به کاستی های اجتماعی برای حضور زن شکل گرفته اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در پی آن است که مسیر شکل گیری سوژه زن را به مثابه قهرمان، در رمان های پارسی پور مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اگر رمان را ژانری در پیوند با جامعه بدانیم، نشانه این کاستی ها در رمان های پارسی پور، با تلاش برای شکل دهی به قهرمان زن بر پایه اسطوره و طبیعت پدید آمده، و نمود آن به صورت کهن الگوی پری پردازش شده که در دوره پیشازرتشتی مقدّس بوده و به دلیل پذیرفته نشدن خویشکاری اش در دوره زرتشتی، هویتش با جادو و دیو پیوند یافته است. اگرچه ساختار اجتماعی، اجازه شکل گیری قهرمان زن را در برخوردی بی واسطه با جامعه نمی دهد، اما پیوند با تباری اسطوره ای از دوران مادرسالاری عامل پدیدآمدن سوژه زن است.
۹۲۵.

A Structuralist Analysis of Similarities in Three Narratives: “Siavash”, “Hasanak Vazir” and “The Lion and the Cow”(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
This article argues that despite differences in language, setting, and cultural context, the three narratives—Siavash (from the Shahnameh), Hasanak Vazir (from the Tārīkh-i Bayhaqī), and The Lion and the Cow (from Kelileh and Demneh)—each serve as a literary criterion of their respective time and culture. Structurally, however, they revolve around the same core motif: the destructive cycle of jealousy and conspiracy orchestrated by their negative heroes (Garsīvaz, Būshal, and Demneh), who manipulate the protagonists into downfall. These villains incite the antagonistic figures (Afrasiab, Mas‘ud, and the Lion) to provoke and ultimately execute the tragic killings of the virtuous heroes—Siavash, Hasanak, and the Cow. Through this shared framework, the narratives reveal a universal archetype of betrayal and power dynamics.
۹۲۶.

تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
۹۲۷.

کارکرد تخیل ماده آتش در آثار فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۶
گاستون باشلار (1962-1884)، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، با تفسیر روان شناختی متون و بهره گیری از کهن الگوهای آتش، آب، باد و خاک به بررسی تخیل در متون پرداخته است. ازنظر باشلار، کارِ قوه تفکرْ تولید مفاهیم است و صورخیال محصول قوه تخیل اند. انسان پیش ازآنکه ببیند یا تجربه کند تخیل می کند. باشلار در این دیدگاه ادبیات و هنر را برآمده از تخیل ناب دانسته و معتقد است صورخیال بیانی و کلیشه ای در این رویکرد اهمیتی ندارد، بلکه تصاویر تخیلی ای مهم هستند که از چهار عنصر اصلی سرچشمه گرفته باشند. از دید باشلار، کار تخیل آن است که از ضمیر ناخودآگاه الهام بگیرد و انتخاب کند که کدام عنصر وجه غالب تفکر نویسنده باشد. ممکن است نویسنده در اثر خود، گریزی به هر چهار عنصر داشته باشد، اما تنها یک عنصر در میدان تفکر و تخیل غالب نویسنده پیروز خواهد بود. ریشه تفاوت کاربرد این عناصر در شعر، ضمیر ناخودآگاه گوینده است که امیال و آرزوهای درونی، خاطرات دوره کودکی و محلی را که نویسنده در آن رؤیاپردازی کرده دربرمی گیرد. پس، این مفهوم که تخیل مادی هر نویسنده با دیگری متفاوت است، در تفاوت زیستی، تجربی، حسی و فکری آنان ریشه دارد. در این پژوهش، پس از بررسی نظریات باشلار درباب تخیل ماده آتش که در کتاب روان کاوی آتش و شعله شمع گرد آمده است، تمام آثار فروغ فرخزاد را، که به نوعی به این مؤلفه ها اشاره داشتند، بررسی کردیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که از میان چهار عنصر، آتش در اشعار اولیه فرخزاد برجسته تر است که نمودی از شور عاشقانه، احساسات و تجربه عشقی تنانه فروغ است.
۹۲۸.

بررسی عناصر محتوایی و سبکی نسخه خطی شرح مخزن الاسرار، تألیف قاضی ابراهیم تتوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
: شرح مخزن ‌الاسرار، اثر ابراهیم تتوی، دانشمند و قاضیِ شبه‎قارّه در قرن یازدهم، یکی از شروح نگاشته‌شده بر مخزن ‌الاسرار نظامی گنجه‌ای است که به‌دلیل احاطه مؤلّف بر علوم گوناگون، ازجمله آیات، احادیث، عرفان، گیاه‌شناسی، جانورشناسی، طب، فلسفه، نجوم، موسیقی، لغت، دستور زبان و صنایع ادبی و اهتمام بر بیان دقایق ابیات این مثنوی، شرحی عالمانه است. وی در سال 1037ق این شرح را تألیف کرد و از آثاری چون صراح، قاموس، فرهنگ ابراهیمی، شرفنامه و تحفه سعادت بهره برد. این پژوهش با استفاده از شیوه سندکاوی و روش توصیفی ‌–‌ تحلیلی انجام یافته و ضمن معرفی اجمالی قاضی ابراهیم تتوی، به معرفی شرح مخزن‌ الاسرار و بیان ویژگی‌های سبکی آن پرداخته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که وفور لغات، ترکیبات و جملات عربی و در نتیجه عربی‌مآبی شارح، وجود جملات معترضه، جابه‌جایی اجزای جمله، ترکیبات وصفی و اضافی طولانی از جمله ویژگیهای زبانی این اثر است.
۹۲۹.

ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و  پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
۹۳۰.

بررسی تطبیقی مضامین مشترک در حکمت های ایرانیان باستان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۳
یکی از نشانه های ژرف اندیشی و خردمندی ایرانیان باستان، سخنانی است کوتاه و پرمغز و پندهایی ارزشمند است که نشان از خردگرایی و دین مداری و دادورزی و پایبندی به اخلاقیات آنان دارد. نیاز و شیفتگی عرب ها به فرهنگ و تمدن ایرانی و اشتیاق آنها به شنیدن اخبار ایرانیان باستان، باعث آشنایی آنها با حکمت ها و پندهای این قوم از طریق ترجمه متون پهلوی و اختلاط نژادی و درنتیجه ورود این سخنان حکیمانه به فرهنگ عربی شد. این پژوهش تکمله ای است بر کتاب حکمت های ایرانیان باستان در منابع عربی که به معرفی بیش از هزار مضمون حکیمانه ایرانی در ادب عربی پرداخته است. از آنجا که در پژوهش مذکور برخی منابع در دسترس نبوده و یا از قلم افتاده است، به معرفی حدود 250  مضمون جدید پرداخته همسویی و اشتراک آنها را با حکمت های نهج البلاغه، غررالحکم و احادیث نبوی و...  از جهت ساختار کلامی و مضمونی نشان داده ایم. علاوه بر معرفی حکیمانه های جدید ایرانی، تلاش کرده ایم که با روش عِلّی- مقایسه ای، احتمالات مختلف را برای توجیه و تفسیر این شباهت ها مورد بررسی قرار دهیم. نتایج  مقایسه بر اساس این احتمالات، نشان از  قرابت فکری و فرهنگی ایرانیان باستان با بسیاری از مضامین اسلامی به سبب تجربه و عقلانیت و آموزه های دینی دارد. هرچند احتمال جعل و انتساب دروغین با انگیزه تعصبات دینی و شعوبی منتفی نیست.
۹۳۱.

اختیار شاعری تسکین؛ شگردی در خدمت محتوا (مطالعه موردی: غزلیات سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۲
اختیار وزنی تسکین، یکی از شگردهای عروضی در شعر فارسی است که اغلب به عنوان مفرّی برای رهایی از تنگناهای وزنی از آن استفاده شده است؛ چنان که می دانیم از دیرباز اختیارات شاعری اغلب در سطح موسیقایی بررسی شده اند؛ بااین حال، بررسی کارکردهای اختیار تسکین در غزلیات سعدی، به گمان نگارندگان نشان می دهد که این اختیار علاوه بر نقش موسیقایی به عنوان ابزاری در خدمت معناسازی و القای عواطف به کار رفته است؛ به همین دلیل در این پژوهش کارکرد اختیار تسکین در غزل های سعدی به منظور تبیین پیوند میان تسکین با معانیِ ضمنیِ بیت و همچنین بازنمایی عواطف با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای بررسی و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سعدی آگاهانه از این اختیار وزنی برای تأکید بر واژگان کلیدی، بازنمایی حالت های عاطفی و خلق لایه ای پنهان از معنا بهره برده است. بررسی نمونه ها نشان می دهد که تسکین در میانه مصرع ها، گاه به دلیل کشش های آوایی، در القای اندوه و سکوت مؤثر بوده و گاه، ازطریق ایجاد سکته موسیقایی، احساس حیرت، اعجاب، تردید، شادی و... را به مخاطب منتقل کرده است. مطالعه موردی غزل ۵۶۴ دیوان سعدی به مطلع «مرا دلی ست گرفتار عشق دلداری/ سمن بری گلرخی جفاکاری» نیز به عنوان نمونه ای شاخص از غزلیات که بیشترین نمودهای تسکین در آن وجود دارد، نشان می دهد که سعدی با تکرار آگاهانه این اختیار در واژگان کلیدی و هجاهایی خاص، نه تنها موسیقی شعر را تقویت کرده، لایه ای پنهان از معانی ضمنی و عواطف را نیز خلق کرده است. در نهایت می توان گفت، نتایج این پژوهش نشان می دهد که اختیار تسکین در غزلیات سعدی ابزاری آگاهانه برای هماهنگ کردن هرچه بیشتر موسیقی شعر با محتوای آن، همچنین خلق و تعمیق معنا و عواطف است.
۹۳۲.

رسالتِ ایرانشهری رودکی (چرا سامانیان از رودکی خواستند تا کلیله و دمنه را به نظم بکشد؟)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۴
در اینکه سامانیان در پی احیای فرهنگ ایران باستان بوده اند، تردیدی وجود ندارد. حمایت آنها از دقیقی شاعر و تشویق او برای به نظم کشیدن خدای نامه را باید به همین خاطر دانست. اما دقیقی تنها شاعری نبود که سامانیان او را به کاری چنین بزرگ گمارده بودند. رودکی، بزرگ ترین شاعر دربار سامانیان، نیز مأموریت داشت تا کلیله و دمنه را به نظم درآورد. درباره علت به نظم کشیده شدن خدای نامه بسیار گفته اند، اما تاکنون توجه چندانی به چرایی انتخاب رودکی برای به نظم درآوردن کلیله و دمنه نشده است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا دلیل انتخاب کلیله و دمنه از سوی سامانیان و نظم آن توسط رودکی را بررسی نماییم. آنچه مسلم است آنکه به دلیل خاستگاه هندی کلیله و دمنه نمی توان آن را اثری نوشته شده در فرهنگ ایرانشهری دانست اما نکته ای که باید به آن توجه داشت، تغییراتی (دخل و تصرف هایی) است که ایرانیانی چون ابن مقفع در این متن ایجاده کرده و از این طریق به آن رنگی ایرانشهری داده اند؛ تغییراتی که از کلیله و دمنه اثری ساخته است که «فن زندگی» و شیوه بخردانه زندگی (البته هماهنگ با فرهنگ ایرانشهری) را تعلیم می دهد
۹۳۳.

تحلیل گفتمانی تحول قدرت: از فقاهت سلجوقی تا عرفان در عصر ایلخانی با محوریت جایگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل گفتمانی و چارچوب نظری ارنستو لاکلائو[1] و شانتال موفه[2]، به بررسی گذار گفتمانی از یک دولت مبتنی بر فقه تسنن به دولتی مبتنی بر تصوف در دوره تاریخی سلجوقی و ایلخانی می پردازد. این تحول با همت نظریه پردازان برجسته ای چون خواجه نظام الملک، امام محمد غزالی در ایران و به خصوص مولانا جلال الدین رومی در کانون معنوی - سیاسی قونیه، مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش نخست سلطنت سلجوقیان، گفتمان فقه تسنن با پشتیبانی ساختاری نهاد قدرت، به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی دینی و سرکوب رقیبان شیعی، به ویژه اسماعیلیان، به هژمونی دست یافت. این فرایند ازطریق تأسیس شبکه ای از مدارس نظامیه و تدوین متون سیاسی-فقهی نظیر سیاست نامه ها به پیش رانده شد. بااین حال، با وقوع تهاجم مغولان و فروپاشی ساختارهای سنتی، ناتوانی فقه تسنن در پاسخ گویی به نیازهای عمیق معنوی، روانی و اجتماعی جامعه، بستری برای غلبه گفتمان تصوف فراهم آورد. این گفتمان، با تکیه بر دال های باطن محور، تسامح و انسان گرایی، ازطریق نفوذ عرفا در لایه های مختلف نهاد قدرت، هژمونی خود را تثبیت کرد. تحلیل این مطالعه نشان می دهد که این گذار، نتیجه یک فرایند دیالکتیکی پیچیده میان الزامات تاریخی (مانند بحران های نظامی)، اجتماعی (نیاز به معنویت جمعی) و فرهنگی (تمایل به انعطاف پذیری دینی) بوده است. این پژوهش، با ارائه تحلیل های مبتنی بر داده های تاریخی، به تبیین سازوکار های این تحول و تأثیرات بلندمدت آن بر ساختار قدرت می پردازد. [1] .Ernesto Laclou [2]. Chantal Mouffe
۹۳۴.

تحلیل آرکه تایپی قصه «ملک ابراهیم و دختران پاشاه مصر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۷۰
قصه های پریان به عنوان بخش بزرگی از ادبیات روایی و شفاهی عامه، سرشار از رمز و رازهای نمادین هستند. کشف این رمز و رازها ما را به جهان بزرگ درون انسان، هدایت می کند. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، نقش ها، نشانه ها و رویدادهای نمادینِ قصه پریانِ «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» از قصه های عامه لرستان را به شیوه تحلیل آرکه تایپی یونگ، بررسی کند. ساختار کلی در ابتدای قصه، به تسلط وجه نرینه و غیبت عنصر مادینه اشاره دارد و درنهایت چگونگی ظهور مادینه غایب در پایان قصه را  نشان می دهد. چهار عملکرد روانی انسان، یعنی تفکر، احساس، دریافت حسی و شهود در قالب شخصیت های این قصه نمایان می شوند. این قصه چون دیگر قصه های پریان، بازتابی از آرکه تایپ های درونی است. مرگ شاه و جانشینی پسر کوچک، ضرورت نو شدن مداوم خویش را از طریق تماس با جریان رویدادهای روانی در ضمیر ناخودآگاه، انعکاس می دهد. آنیما نیز نقش پلی را دارد که به قصد تمامیت روان، به سوی لایه های عمیق تر ناخودآگاه و خود راه می یابد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد نقش ها، رویدادها و چهره ها در قصه پریان «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» به شکلی نمادین، نیاز ما را برای نیل به ضمیر برتر یا خویشتنی والاتر آشکار می کنند؛ امری که با آگاهی از نیروهای ناخودآگاه و آرکه تایپ ها میسر می شود.  
۹۳۵.

معرفی شخصیت ادبی: شناختی تحقیقی یا برساختی گفتمانی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۵
مورخان و منتقدان ادبی سهم بسیاری در آگاهی مخاطبان از شخصیت های ادبی دارند. یکی از راه کارهای معرفی شخصیت ها، کاربرد القاب و عناوین برای آن هاست. تبارشناسیِ لقب سازی و عنوان بندی، نشان می دهد این گونه معرفی ها، کارکرد گفتمانی دارند. نمایندگان و پیروان گفتمان ها برای تثبیتِ معنا و گسترشِ گفتمان، شخصیت هایی را به فضای گفتمانیِ موردنظرشان فرامی خوانند و آن ها را آن گونه که می خواهند معرفی می کنند. نقطه عزیمتِ پژوهش حاضر، معرفی تک بُعدی شخصیت های ادبی است که وجه گفتمانی یافته اند. پرسش اصلی پژوهش این است که نمایندگان و پیروانِ گفتمان ها از چه تمهیداتی در تحدیدِ تک بُعدی معرفیِ شخصیت های ادبی استفاده می کنند؟ سؤال دیگری که در پیِ پرسش نخست، مطرح می شود این است که چه راه کارهایی برای برون رفت از تنگنای معرفی گفتمانیِ شخصیت های ادبی وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها از نظریه تحلیل گفتمان و برساخت گرایی استفاده کردیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان ها صرفاً معرف بُعدِ محدود و مشخصی از شخصیت های ادبی هستند و برای رسیدن به این مقصود، بخش هایی را از آثار ایشان برمی گزیند که در راستای اغراض همان گفتمان باشد و آن ها را به گونه ای معرفی می کنند که از پیکره متنیِ برگزیده برمی آید. درنظر گرفتن «نظم گفتمانی» و «پازل شخصیت ادبی» براساس منابع گوناگون و نگرش آزاد و همه جانبه به تمام آثار یک شاعر/ نویسنده می تواند مبنایی برای اصالت در شناخت تحقیقیِ شخصیت های ادبی باشد.
۹۳۶.

بررسی تطبیقی مدرنیسم در رمان های «سه دختر حوا» اثر الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش نمودهای مدرنیسم را در دو رمان «سه دختر حوا» از الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» از زویا پیرزاد با رویکردی تطبیقی تحلیل می کند. شافاک، نویسنده ترکیه ای، از طریق درون مایه های هویت و دین، تناقض های زندگی مدرن ترکیه را بازتاب می دهد، در حالی که پیرزاد، نویسنده ایرانی-ارمنی، به زندگی روزمره با نگاهی دقیق و شاعرانه پرداخته و تجربه های زیسته شخصیت ها را ملموس می سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نحوه به کارگیری مؤلفه های مدرنیستی، از جمله توجه به درونیات شخصیت ها، جریان سیال ذهن، و تغییر زاویه دید در ساختار روایی هر دو رمان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هر دو نویسنده از تکنیک های مدرنیستی برای تقویت عمق روایتی و بیان چندلایگی تجربه های انسانی بهره گرفته اند. شافاک با استفاده از ساختار غیرخطی و تغییرات زاویه دید، پیچیدگی روانی و اجتماعی شخصیت ها را برجسته کرده، در حالی که پیرزاد، با تمرکز بر جزئیات و ساختار غیرمتعارف زمان، به بیان احساسات و کنش های روزمره معنا و عمق می بخشد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مدرنیسم به عنوان یک جریان فکری، در آثار این دو نویسنده ابزاری مؤثر برای بازنمایی جهان متناقض و چندوجهی معاصر به شمار می رود؛ جریانی که با ایجاد لایه های متعدد معنایی و دعوت مخاطب به تجربه تفکرات پیچیده، بر تحول روایت های مدرن تأثیرگذار بوده است.
۹۳۷.

از پل وجودی کافکا تا پل سوررئال حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۵
پل، همچنان که از نامش برمی آید می تواند پیونددهنده ای میان ادبیات داستانی دو سرزمین و رسیدن به تفکری جهان وطنی باشد. یک سوی آن، داستانی کوتاه از کافکا و سوی دیگر، نخستین داستان فلسفی بلند از نویسنده ایرانی، قدسی حسینی؛ زنی که همزمان با سفر حقیقی از آلمان به کانادا برای ملاقات خواهر محتضرش در بیمارستان، سفری معنوی را آغاز می ک ند و همگام با عبور از پل به مدد روایت تو در توی خویش و گفتگومندی باختینی در یک فضای سوررئالیستی و معناگرا می کوشد تا ناامیدی فروپاشانه پل وجودی کافکا را با یافتن خود، در دیگری بزرگ لکانی، دگرگون سازد. در هر دو داستان، امر نمادین و امرشخصی با کارکرد زبانی همدلی و زیبایی شناختی به هم گره خورده اند و همزمان در متن حضور دارند. این پژوهش با رویکردی نشانه شناسی به شیوه تحلیلی توصیفی به بررسی دو داستان هم نام پرداخته است و پژوهشی نوین در میان پژوهش های آثار کافکا، محسوب می شود که نشان می دهد همبستگی چشمگیری میان اجزای کلام، در انتقال پیامی واحد در پل کافکا وجود دارد؛ به صورتی که جنبه هایی از اگزیستانسیالیسم در آن برجسته شده، حال آنکه تنوع نمادها و ارجاعات بینامتنی گسترده در پل حسینی بر تعداد پیام های متن افزوده است. پیام هایی معنوی و اخلاق گرا که احتمالاً متأثر از خاستگاه شرقی نویسنده بوده اند. لحن لطیف و روند آهسته پل حسینی نیز در قیاس با زمختی لحن و ضرباهنگ کوبنده و پر تنش پل کافکا می تواند متاثر از جنسیت راویان باشد. اگرچه پل در اثر کافکا از ابژه به سوژه مبدل شده و در اثر حسینی به صورت معبر باقی مانده است؛ اما عناصر دیگری در روایت حسینی وجود دارد که نشانه درهم آمیختگی ابژه و سوژه است. این درهم تنیدگی دو عامل گفتمانی که نمایانگر خودِ نهفته سوژه در امن گاه ابژه است، می تواند مهمترین وجه اشتراک دو روایت متفاوت از پل باشد.
۹۳۸.

درآمدی بر آشنایی زدایی معنایی در شعر سازگار، انسانی، امیری اسفندقه، لطیفیان و برقعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۵
آشنایی زدایی معنایی در اثر ادبی یکی از شیوه های نو کردن و عادت زدایی از مؤلفه های معهودی است که پیشینیان به آن متعهد بوده اند. تکرار سنت ها و شیوه های معهود سبب می شود که اثر ادبی به ابتذال کشیده شود. شاعر برای خروج از این ابتذال، از هنجارگریزی استفاده می کند. یکی از گونه های هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی است. استفاده از صور خیالی چون تشبیه تفضیل، کنایه، استعاره وحس و همچنین به کارگیری صنایع بدیعی معنوی ای مانند تجاهل العارف، اغراق، حس آمیزی و متناقض نما از مؤلفه های هنجارگریزی معنایی است. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی، کوشیده ایم مؤلفه های هنجارگریزی معنایی را در شعر غلامرضا سازگار، علی انسانی، علیرضا امیری اسفندقه، علی اکبر لطیفیان و سیدحمیدرضا برقعی تحلیل و بررسی کنیم. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در شعر شاعران نامبرده، از صور خیالی همچون تشبیه، به ویژه تشبیه تفضیل، استعاره، به ویژه استعاره مصرحه، کنایه، به ویژه با استفاده از تعابیر محاوره و روزمره، و تشخیص با نسبت دادن افعال و کنش های انسانی به غیرذوی العقول یا با نسبت دادن یکی از ملائمات انسان مانند دست و پا به موجود غیرزنده استفاده شده است. استفاده از صنایع بدیعی ای چون متناقض نما، تجاهل العارف و اغراق سبب اعجاب و حیرت مخاطب و خلق معنی تازه شده است. نسبت دادن حسی به حس دیگر شیوه ای لطیف تر برای خلق معانی تازه و هنجارگریزی بوده که در بین شاعران نامبرده کمتر بسامد داشته است.
۹۳۹.

معرفی دو سروده نویافته از ابن حسام خوسفی و دست نوشت شماره 6115 کتابخانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
ابن حسام خوسفی از سرایندگان نام آور قرن نهم هجری است که دست نوشت های متعددی از دیوان او در کتابخانه های مختلف ایران نگاهداری می شود. دیوان او تا کنون سه بار تصحیح شده است: در سال 1346 توسط غلامحسین شکوهی. در 1364 توسط طاهره خوشحال دستجری و در 1366 توسط آقایان احمد احمدی بیرجندی و محمد تقی سالک. نسخه 6115 کتابخانه ملی از دست نوشت های قابل اهمیت اما کمتر شناخته شده دیوان است که در هیچ یک از تصحیحات انجام یافته دیوان ابن حسام محل استفاده نبوده است. این دست نوشت محتملاً در قرن یازدهم هجری کتابت شده است و علی رغم افتادگی ها، شامل سروده ها و بیت هایی است که در تصحیح های موجود از دیوان ابن حسام به چشم نمی خورند. در نگاشته حاضر پس از معرفی این دست نوشت، برای نخستین بار دو سروده که باید آنها را از سروده های نویافته ابن حسام تلقی کرد بر پایه این دست نوشت نقل و تصحیح شده است. این دو غزل که مجموعاً 16 بیت هستند از نظر اشتمال بر باورهای دینی ابن حسام اهمیت دارند.
۹۴۰.

نشانه شناسی اجتماعی صفوه الصفا نوشته ابن بزاز اردبیلی براساس نظریه پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
نشانه شناسی اجتماعی رویکردی انتقادی و تحلیلی است که به بررسی نشانه های اجتماعی و فرهنگی در درون متون ادبی می پردازد و فرایند تولید معنا از طریق این نشانه ها و دلالت های اجتماعی درون متن را بازخوانی می کند. بررسی و تحلیل نشانه ها و ارتباط معنایی آن ها در نظام اندیشگانی یک متن و تأثیر آن ها بر تولید معنا در حوزه مطالعات نشانه شناسی اجتماعی قرار می گیرد. پی یر گیرو زبان شناس و نشانه شناس فرانسوی از جمله کسانی بود که به بررسی و تحلیل نظام نشانه ای اجتماعی و فرهنگی در فرایند تولید معنای متن پرداخت و این نشانه ها را طبقه بندی کرد. صفوه الصفا نوشته ابن بزار اردبیلی از مهم ترین متون تراجم احوال مشایخ صوفیه در ادبیات صوفیه در قرن هشتم هجری است که به بررسی حیات صوفیانه و اجتماعی شیخ صفی الدین اردبیلی و استادان و شاگردان او می پردازد. ابن بزار در ضمن بیان احوال شیخ صفی الدین اردبیلی، تصویر قابل تأمل و روشنی از اوضاع اجتماعی زمانه شیخ صفی ارائه می دهد که باعث شناخت غنی تر دوران حیات او از منظر طریقت صوفیه و اوضاع اجتماعی می شود. در این مقاله با بررسی تحلیلی و توصیفی نشانه های اجتماعی صفوه الصفا بر اساس نظریات بنیادین پی یر گیرو، نظام نشانه ای مبتنی بر جامعه و فرهنگ در زمانه اثر بازشناسی شد و نتایج حاصل بیانگر نشانه های هویتی چون عناوین و القاب، مکان ها، طبقات اجتماعی و مشاغل مردمان و نیز نشانه های ارتباطی مثل لحن مختلف کلام، ارتباطات غیر کلامی، اطوار و حالات مردمان این دوره است که در نهایت منجر به تولید معنای اثر نیز شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان