فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
61 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی وضعیت برون دادهای پژوهشی ده دانشگاه سطح اول ایران در حوزه موضوعی روان شناسی طی سال های 2010-2021 بود. روش این پژوهش از نوع کاربردی بود و با استفاده از شاخص های علم سنجی و آلتمتریکس انجام شد. جامعه پژوهش برون دادهای پژوهشی ده دانشگاه سطح اول ایران در حوزه موضوعی روان شناسی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس انتخاب شد. استخراج داده ها از پایگاه اسکوپوس، آلتمتریک اکسپلورر و سای ول انجام گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای مایکروسافت اکسل (آمار توصیفی) و اس.پی.اس.اس. نسخه 22 (آزمون همبستگی) استفاده گردید. یافته ها نشان داد که دانشگاه تهران ازنظر کمیت و تعداد استنادات دریافتی وضعیت بهتری داشت ولی دانشگاه تربیت مدرس ازنظر کیفیت برون دادهای پژوهشی عملکرد بهتری داشت. یافته ها نشان داد، برون دادهای پژوهشی با همکاری های بین المللی بالا دارای استنادهای مطلوبی بودند. در ادامه ارتباط آماری معنی داری بین نمره آلتمتریک با تعداد استنادات دریافتی برون دادها در اسکوپوس به دست آمد. نتایج نشان داد که برون دادهای پژوهشی حوزه موضوعی روان شناسی حضور مطلوبی در رسانه های اجتماعی نداشتند، بنابراین لازم است سیاستی در دانشگاه ها اتخاذ شود که پژوهشگران با حضور فعال و اشتراک گذاری آثار خود در رسانه های اجتماعی، به رؤیت پذیری بیشتر و افزایش استناد برون دادهای خود کمک کنند.
اشاعه گزینشی اطلاعات بافت آگاه برای پایان نامه ها و رساله های الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سامانه پایان نامه ها و رساله های الکترونیک (پارسا)، اشاعه گزینشی اطلاعات رساندن اسناد «پارسا» به کاربرانی است که آن اسناد احتمال سودمندی بیشتری برای کاربران داشته باشند. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای اشاعه گزینشی اطلاعات با بهره گیری از بافت های کاربران و بافت های «پارسا» در یک پایگاه اطلاعات «پارسا»هاست. هسته این مدل یک سیستم پیشنهادهنده بافت آگاه محتوامحور است که در آن بافت «پارسا» با بافت کاربر مقایسه و کاربران هدف با احتمال سودمندی بیشتر برگزیده می شوند. روش پژوهش، مطالعه به شیوه علم طراحی است که در آن یک مصنوع (سامانه نرم افزاری) دارای نوآوری ساخته می شود. نوآوری این پژوهش مدل بافت کاربران، مدل بافت «پارسا»ها، و روش وزن دهی به بافت های کاربر و «پارسا» برای سامانه «پارسا»ست. در اشاعه گزینشی اطلاعات، بافت های کاربر و «پارسا» بر اساس روش پیشنهادی مقاله حاضر، «سی اف-آی سی اف» وزن دهی و مقایسه شدند تا نزدیک ترین کاربران به «پارسا»های قابل انتشار گزینش شوند. برای ارزیابی مدل از پارسا»های منتشرشده در سال تحصیلی 1401-1402 تعداد 10860 «پارسا» به صورت تصادفی انتخاب و تعداد 30 «پارسا»ی دارای بیشترین شباهت بین بافت «پارسا» با بافت کاربر برای 163 کاربر بر اساس مدل یادشده ارسال شد. «پارسا»های بازگشتی از آن ها رتبه بندی و بازخورد دریافت شد. یافته ها نشان می دهد که پنج پیشنهاد اول کمینه به میزان 56 درصد برای کاربران خیلی مفید بوده اند. برای همین پیشنهادها، شاخص تمرکز برابر 73/0 از 1 و کمینه شاخص سود تجمعی نرمال شده برابر 69/0 از 1 است. این روش مدلی را برای اشاعه گزینشی اطلاعات مبتنی بر محتوا و بافت کاربران و «پارسا»ها ارائه می دهد که در پنج گزینه پیشنهادی اول بهترین تمرکز را داراست و می تواند برای توسعه دهندگان و مدیران سامانه «پارسا» مفید باشد.
همگرایی کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوهای ایران: وضعیت موجود و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : همکاری، همگرایی و تلفیق بین سازمان ها، نهادها و ارگان هایی که اهداف و کارکردهای اجتماعی مشترکی دارند، می تواند در کنار کاهش هزینه ها و افزایش رضایت کاربران، مزایای دیگری نیز برای سازمان ها داشته باشد. کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها به عنوان سه نهاد حفاظت و اشاعه میراث فرهنگی و تاریخی از این قاعده مستثنی نیستند؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر تحلیل وضعیت همکاری بین کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها در ایران است. روش : پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و استفاده از روش داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. جامعه پژوهش را مدیران و صاحبنظران حوزه کتابداری، موزه داری و آرشیو تشکیل می دهند که از میان آن ها، 24 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع انتخاب شده است. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، انتخابی و محوری در قالب روش ساختاریافته داده بنیاد انجام شده است. یافته ها: در پژوهش حاضر 399 کد اولیه از تحلیل محتوای مصاحبه ها استخراج شد که در قالب 53 کد ثانویه و 5 مقوله اصلی شامل «وضعیت کنونی»، «زمینه های موجود برای همکاری»، «عوامل مؤثر بر همکاری»، «مزایای همکاری» و «چالش های همکاری» تلفیق شده و در 6 طبقه اصلی شامل شرایط علی، پدیده مرکزی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها بر اساس روش نظریه پردازی داده بنیاد دسته بندی شدند. الگوی نظری پژوهش نیز بر این اساس ترسیم شد. یافته های حاصل نشان دهنده همکاری های محدود، موردی و منقطع بین کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها بوده و این امر متأثر از زیرساخت های فناوری نامناسب، نبود استانداردهای توصیف منابع مشترک و جامع، نبود انجمن ها و نهاد های متولی همکاری مستقل، نبود خط مشی های مشخص و مدون، نبودن قوانین بالادستی پشتیبانی کننده از مسئله همکاری، نبود نیروی انسانی متخصص و کارآمد، عدم شفافیت در مباحث مالی و اختصاص بودجه است. از سوی دیگر، بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد پیاده سازی یک طرح همکاری جامع و پایدار موجب صرفه جویی در منابع مالی، کاهش هزینه های تأمین و سازماندهی منابع، افزایش کارآمدی خدمات و رضایت کاربر، کاهش استفاده از منابع اولیه، افزایش میزان دسترسی به منابع اطلاعاتی و تعمیق فعالیت های پژوهشی خواهد شد. سیاستگذاری های کلان، زیرساخت های فناوری ضعیف، ساختار و فرهنگ سازمانی، تأمین منابع مالی و تأمین نیروی انسانی از جمله چالش های موجود در زمینه همکاری بین کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها شناسایی شد. نتیجه گیری: با در نظر گرفتن یافته های پژوهش، می توان گفت همکاری و همگرایی کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها به عنوان سه نهاد حفظ میراث فرهنگی و تاریخی یک جامعه یک ضرورت بوده و نهادها از این مزایای سازمانی، مالی، نیروی انسانی و رقابتی بسیاری به دست خواهند آورد. در این راستا، لازم است زیرساخت های فناوری، اقتصادی و نیروی انسانی تأمین و استانداردها، آئین نامه ها و خط مشی ها، قوانین و سیاست های لازم طراحی و اجرایی شود.
تأثیر مدیریت ریسک بر پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت ریسک و مؤلفه های آن بر اجرای مدیریت دانش در شهرداری صحنه انجام شده است. تغییر رویکرد شهرداری ها از خدمت محور به بازارمحور و پروژه محور نیاز به مدیریت مؤثر دانش و اطلاعات جدید را افزایش داده است. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش مدیریت ریسک در بهبود اجرای مدیریت دانش در این سازمان ها است.روش: این پژوهش به روش ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شد و جامعه آماری آن شامل 255 نفر از کارکنان شهرداری صحنه بود که از این میان 150 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها دو پرسش نامه استاندارد مدیریت دانش چومی تسنگ و مدیریت ریسک صمیمی بود که پایایی آن ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذی نفعان کلیدی و کارشناسان شهرداری صحنه انجام شد تا چالش ها و ریسک های خاص مرتبط با اجرای مدیریت دانش شناسایی شود. در بخش کمی، پرسش نامه های استاندارد به نمونه منتخب توزیع شد و داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. فنون آماری شامل تحلیل رگرسیون، ضریب همبستگی و ANOVA برای بررسی روابط بین مؤلفه های مدیریت ریسک و موفقیت مدیریت دانش به کار گرفته شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه های مدیریت ریسک تأثیر معناداری بر موفقیت اجرای مدیریت دانش دارند. مهم ترین چالش های اجرای مدیریت دانش در شهرداری صحنه شامل مقاومت فرهنگی کارکنان در برابر به اشتراک گذاری دانش، کمبود زیرساخت های فنّاورانه و نبود برنامه های آموزشی مناسب بود. تحلیل داده های جمع آوری شده نشان داد که مدیریت ریسک مؤثر می تواند به کاهش این چالش ها کمک کرده و اجرای مدیریت دانش را بهبود بخشد. همچنین، یافته ها حاکی از وجود همبستگی مثبت بین مؤلفه های مدیریت ریسک و موفقیت مدیریت دانش بود. این پژوهش نشان داد که عواملی مانند شناسایی و ارزیابی ریسک ها، ایجاد برنامه های آموزشی منظم در زمینه مدیریت ریسک و دانش و فراهم آوردن زیرساخت های مناسب فنّاورانه می توانند نقش مهمی در بهبود مدیریت دانش داشته باشند. همچنین، فرهنگ سازی مناسب و ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات از طریق سیستم های پاداش دهی و تشویقی می تواند به موفقیت بیشتر مدیریت دانش کمک کند.نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که مدیریت ریسک نقش مهمی در موفقیت اجرای مدیریت دانش دارد، به ویژه در محیط های پویا و پروژه محور مانند شهرداری های ایران. توصیه می شود که سازمان ها از چهارچوب های یکپارچه مدیریت ریسک و دانش بهره برداری کنند تا دارایی های دانشی خود را بهینه کرده و عملکرد کلی خود را ارتقا دهند. به کارگیری رویکرد یکپارچه مدیریت ریسک و دانش می تواند به شناسایی و کاهش ریسک ها و افزایش فرصت ها کمک کند. همچنین، پژوهش های آینده می توانند مکانیسم های خاص تأثیرگذاری مدیریت ریسک بر مدیریت دانش در سازمان های مختلف را بررسی کرده و راهبردهای مناسبی برای هر بخش توسعه دهند. این پژوهش نشان می دهد که برای بهبود اجرای مدیریت دانش در سازمان های مشابه، لازم است برنامه های آموزشی و فرهنگ سازی مناسبی جهت ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش اجرا شود. تأمین زیرساخت های فنّاورانه مناسب و پیاده سازی سیستم های مدیریت دانش بهینه ضروری است. علاوه بر این، ایجاد سیستم های پاداش دهی و تشویقی برای ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات نیز توصیه می شود.
طراحی مدل شبکه های اجتماعی دانش محور در کتابخانه های دانشگاه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: شبکه های اجتماعی در کتابخانه ها به ویژه کتابخانه های دانشگاهی به عنوان نمونه ای جدید و قدرتمندی از ارتباطات میان استادان، کتابداران و کاربران به حساب می آید. این پژوهش درصدد برآمد تا مدل مطلوب شبکه های اجتماعی دانش محور را در کتابخانه های دانشگاهی ایران طراحی نماید.روش: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی است که با روش پیمایشی از نوع طرح های همبستگی و مدل تحلیل مسیر و الگوی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل تعداد ۶۵ نفر (اعم از مدیر و کتابدار) در کتابخانه دانشگاه های ایران در نظر گرفته شد. در این پژوهش جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار های توصیفی و استنباطی استفاده گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد که از میان مؤلفه های شبکه های اجتماعی دانش محور (بُعد ساختاری، فنی، محتوایی، آموزشی) و فرهنگ سازمانی به عنوان متغیر میانجی، با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. وقتی ابعاد ساختاری وارد مدل شد، مدل کلی 25 درصد شبکه اجتماعی دانش محور را تبیین کرد، با اضافه شدن ابعاد محتوایی، آموزش و فنی مدل نهایی به 35 درصد رسید.نتیجه : نتایج یافته ها حاکی از آن بود که باتوجه به معنادار بودن اکثر مؤلفه ها (اعم از ساختاری، محتوایی، فرهنگی و فنی) در این پژوهش لازم است در گسترش و پیاده سازی این شبکه در سازمان به این مؤلفه ها توجه ویژه ای شود و ضعف ابعاد دیگر را با برگزاری کارگاه های آموزشی و درس گروهی ها حل کند.اصالت: با توجه به تأکیدی که امروزه بر تحقق جوامع دانش بنیان صورت گرفته است و نظر به نقش محوری دانشگاه ها در این فرایند، به نظر می رسد طراحی مدل شبکه های اجتماعی دانش محور در کتابخانه های دانشگاهی، از اصالت و اهمیت برخوردار است.
نقش تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید و با نقش میانجی نرم افزارهای اجتماعی در خریداران اسنپ فود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه تجارت الکترونیک، به سنگ بنای اقتصاد مدرن تبدیل شده است و شیوه فعالیت کسب و کارها و خرید مصرف کنندگان را متحول کرده است. در این راستا، استفاده از پلتفرم های خرید آنلاین نیز منجر به تحولات عمیق در صنایع مختلف شده است. یکی از زمینه های تجارت الکترونیک که بر این بستر رشد کرده است در قالب فروش آنلاین غذا بوده است. یکی از پلتفرم های بسیار فعال در این حوزه، اسنپ فود می باشد که با ارائه خدمات مختلف، امکان سفارش غذا به صورت آنلاین را تسهیل نموده است. لذا، هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید و با نقش میانجی نرم افزارهای اجتماعی در خریداران اسنپ فود بوده است. روش: روش این تحقیق کاربردی، پیمایشی و توصیفی می باشد. در این تحقیق به منظور گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. روایی این پرسشنامه ها از طریق روایی سازه و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی و تایید شده است. همچنین، از آزمون میانگین یک جامعه برای بررسی وضعیت شاخص های تحقیق استفاده گردید. در این تحقیق از نرم افزار SPSS22 و ایموس 26 استفاده شده است. روش های مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل داده های آماری شامل آزمون t تک نمونه ای و آزمون کولموگروف – اسمیرنف می باشد. علاوه براین، به منظور بررسی برازش الگوی تحقیق از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. این بخش نشان داد که برازش کلیه شاخص های مورد بررسی در سطح مطلوبی می-باشد. یافته ها: برای شاخص های نرم افزارهای اجتماعی، تجارت الکترونیک و تمایل به خرید، مقدار آماره آزمون به ترتیب، برابر 25/0، 14/0 و 89/0 محاسبه شده است که کمتر از معیار 96/1 می باشد. بنابراین، می توان بیان نمود که وضعیت این شاخص-ها در سطح نرمال ارزیابی می شود. علاوه براین، ارزیابی وضعیت شاخص ها از نظر برازش مدل عاملی تاییدی نشان می دهد که آن ها در وضعیت مطلوبی قرار دارند. مقدار ضریب رابطه بین تجارت الکترونیک بر نرم افزارهای اجتماعی 58/0 محاسبه شده است. عدد معنی داری در این ارتباط مقدار 48/7 محاسبه شده است که بالاتر از معیار 96/1 می باشد. بنابراین، این رابطه تایید می شود. در رابطه با تاثیر نرم افزارهای اجتماعی بر تمایل به خرید مقدار ضریب این ارتباط در سطح 42/0 محاسبه شده است. مقدار ضریب معنی داری نیز در سطح 25/4 محاسبه شده است که نشان از معنی داری این رابطه می باشد. در نهایت، در رابطه بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید مقدار ضریب این ارتباط در سطح 32/0 قرار گرفته است. عدد معنی داری نیز در سطح 12/3 محاسبه شده است. این مقدار نیز نشان دهنده رابطه معنی دار بین این متغیرها می باشد. علاوه براین، بررسی وضعیت شاخص های تحقیق نیز نشان می دهد که کلیه شاخص های مورد بررسی از نظر پاسخگویان بالای متوسط ارزیابی می-شود. نتیجه گیری: بررسی روابط بین متغیرهای تحقیق نشان داد که تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید تاثیر مستقیم دارد. همچنین، تجارت الکترونیک بر نرم افزارهای اجتماعی تاثیر مستقیم دارد. علاوه براین، نرم افزارهای اجتماعی نیز بر تمایل به خرید تاثیر مستقیم دارند. همچنین، نتایج این بررسی نشان داده است که نرم افزارهای اجتماعی نقش میانجی را در ارتباط بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید دارند. با توجه به تأیید رابطه بین نرم افزارهای اجتماعی و تجارت الکترونیک، یک پیشنهاد کاربردی می تواند ایجاد یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر رسانه های اجتماعی برای ترویج و فروش محصولات یا خدمات باشد که چندین ایده برای پیاده سازی این استراتژی وجود دارد و از مهمترین آن ها می توان به تبلیغات هدفمند در شبکه های اجتماعی، بازاریابی محتوا، برنامه های تحریکی و تخفیفات، ارتباط مستقیم با مشتریان و مسابقات و رویدادهای آنلاین اشاره نمود. علاوه براین، با توجه به تحقیق که رابطه مثبت بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید وجود دارد، در این بخش می توان از استراتژی های بازاریابی دیجیتال و تبلیغات آنلاین استفاده نمود. همچنین، ارائه تجربه خرید آسان و امن و پیشنهاد تخفیف و پاداش نیز می تواند کارآمد باشد.
تحلیل حقوقی موانع تکثیر و عرضه منابع کتابی در کتابخانه های دیجیتالی ایران با تأکید بر راهکارهای حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
143 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف: با وجود ظرفیت گسترده کتابخانههای دیجیتال برای افزایش دسترسی به دانش، در ایران کتابخانهها با موانع حقوقی جدی در تکثیر و عرضه منابع کتابی مواجه هستند. این مشکلات ناشی از محدودیتهای قانونی و نبود چارچوبهای روشن برای اخذ مجوز از ناشران، دسترسی پژوهشگران و کاربران را محدود میکند. هدف پژوهش کنونی، تحلیل موانع حقوقی تکثیر و عرضه منابع کتابی در کتابخانههای دیجیتالی ایران به منظور ارائه راهکارهای حقوقی برای رفع موانع است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر رویکرد کیفی دارد. در این پژوهش از روش تحلیل اسنادی و تحلیل مضمون برای گردآوری دادهها استفاده شد. در همین راستا، منابع، پژوهشهای مرتبط و 15 قانون و اسناد بینالمللی مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفت. همچنین، مصاحبه با متخصصان و حرفهمندان برای استخراج موانع و راهکارهای احتمالی استفاده شد. با توجه به مباحث حوزه دیجیتال در کتابخانهها و ارتباط آن با کتابخانهها در گام نخست، 8 نفر از متخصصان و اساتید حق مؤلف شناسایی شدند که در نهایت، 5 نفر از خبرگان این حوزه برای مصاحبه اعلام موافقت کردند.
یافتهها: بیست و شش مضمون پایه مربوط به مضامین سازماندهنده اقدامات حفاظت فناورانه و حمایتهای قانونی ذیل مضمون فراگیر حمایتهای حقوقی از تدابیر فنی در تحلیل قوانین به دست آمد. یافتهها نشان داد که تعیین سیاست حق مؤلف به عنوان یکی از مواردی است که بارها هم در منابع و هم از دیدگاه مصاحبهشوندگان به آنها اشاره شد. مانعی همچون فقدان زیرساختها و چارچوبهای حقوقی در کنار فقدان قراردادهای حقوقی به عنوان مهمترین و پربسامدترین موانع مطرح شدند. استثنائات و معافیتهای کتابخانهای، قرارداد حقوقی، حمایتهای حقوقی از تدابیر فنی، اطلاعات مرتبط با مدیریت حقوق مالکیت فکری، سازمانهای مدیریت جمعی حق مؤلف، امانت و اجاره عمومی و مانند آن از جمله راهکارهایی بود که بهتر است توسط قانونگذار مورد توجه قرار گیرد.
نتیجهگیری: استفاده از فراداده حقوقی به منظور مستندسازی وضعیت حق مؤلف، گنجاندن سازمانهای مدیریت جمعی حق مؤلف و شرح وظایف آنها در قانون، اجازه به کتابخانهها توسط سازمانهای مدیریت جمعی حق مؤلف برای تکثیر و عرضه منابع کتابی در صورت ثبت بیش از ششماه؛ با جستجو در اپک کتابخانه ملی ایران و قراردادن «اطلاعات مرتبط با حقوق مالکیت فکری اثر» در پیشنویس لایحه به جای شناسنامه الکترونیکی، اثر بخشی از پیشنهادهای پژوهش حاضر است. استفاده از نتایج این پژوهش میتواند تا حدود زیادی به رفع موانع پیش رو در کتابخانههای دیجیتالی ایران و اصلاح قوانین کمک نماید.
ترسیم نقشه های برون دادهای علمی دانشگاه علامه طباطبائی بین سال های 1353 تا 1403(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
23 - 60
حوزههای تخصصی:
برون دادهای علمی که به گزارش یافته های پژوهش های علمی می پردازند، نقشی مهم در ارتقای دانش، پیشرفت علمی و ترویج پژوهش ها در جوامع علمی ایفا می کنند. بدین دلیل، هدف از انجام این پژوهش، تحلیل وضعیت برون دادهای علمی دانشگاه علامه طباطبائی و بازنمود آن ها در قالب نقشه های علمی بود که با استفاده از روش پژوهشی علم سنجی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش همه برون دادهای پژوهشی (مقالات بین المللی، کتاب ها، پایان نامه ها/رساله ها، مقالات مجلات داخلی و طرح های پژوهشی) دانشگاه علامه طباطبائی بین سال های 1353 تا 1403، به تعداد 69420 عنوان بودند. این برون دادها بیشتر به زبان فارسی و انگلیسی و تعدادی نیز در دیگر زبان ها همانند فرانسوی، عربی، اسپانیایی و جز آن ها تدوین شده اند. در این پژوهش به منظور گردآوری داده های موردنیاز پژوهش از ابزارهای تحلیلی پایگاه های استنادی، گزارش های سامانه های پژوهشی دانشگاه و ابزارهای علم سنجی استفاده شد. برای ترسیم جداول از نرم افزار اکسل و برای تحلیل شاخص های مرکزیت و ترسیم نقشه های علمی از نرم افزارهای یو سی آی نت و وی. اُ.اِس. ویور استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد، از 3227 مقاله بررسی شده، تعداد 1091 مقاله (6/18 درصد) در حوزه علوم اجتماعی، 666 مقاله (4/11 درصد) در حوزه پزشکی و 493 مقاله (4/8 درصد) در حوزه علوم رایانه منتشر شده اند. درزمینه انتشار کتاب، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی با 1170 کتاب در رده نخست قرار داشت. دانشکده های روانشناسی و علوم تربیتی با 835 کتاب و مدیریت و حسابداری با 656 کتاب در رده های دوم و سوم قرار گرفتند. بررسی پایان نامه ها/رساله های دانشگاه نشان داد کلیدواژه های ایران، آموزش، یادگیری، کیفیت زندگی، رشد اقتصادی، رضایت شغلی و جز آن ها بیشتر به کاررفته اند. بررسی مقالات در مجلات داخلی و خارجی فاقد نمایه بین المللی دانشگاه نشان داد، کلیدواژه های ایران، اثربخشی، دانشجویان و ارزیابی کیفیت بسامد بالایی داشتند. بیشتر طرح های پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی در موضوعات رضایت تحصیلی، وضعیت اشتغال، فعالیت های اجتماعی دانشجویان تدوین شده اند. درمجموع می توان بیان داشت، ترسیم نقشه های علمی می تواند در افزایش اعتبار و شفافیت نتایج پژوهش ها، توسعه و پیشرفت درزمینه پژوهشی و افزایش رؤیت پذیری برون دادهای علمی نقش بسزایی ایفا نماید.
Neuromorphic Computing with a Paradigm Shift in Energy-Efficient and Scalable AI Hardware for Real-Time Applications(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
401 - 433
حوزههای تخصصی:
Background: Neuromorphic computing is a newly developed technology that is based on data-flow architectures similar to the brain, which has the potential to power energy-constrained, latency-sensitive, and large-scale applications. The lack of flexibility in energy consumption and response time of traditional systems is a problem where neuromorphic platforms shine in real-time applications like robotics, IoT and autonomous systems. Objective: The article aims to assess the capabilities of neuromorphic computing platforms with respect to conventional schemes, both quantitatively and qualitatively, in terms of energy consumption, response time, modularity, and application-dependent adaptability, and to determine the drawbacks and application prospects for its further development. Methods: The study uses a comparative analysis approach to compare the identified factors and make statistical comparisons of the performance measures. The performance of the neuromorphic platforms as compared to non-neuromorphic platforms like Intel Loihi, IBM TrueNorth, NVIDIA Tesla V100, and Google TPU is compared based on its applications in robotics, IoT, and especially in healthcare. Data is derived from the experimental assessments of knowledge and theoretical paradigms encountered in prior research studies. Results: Neuromorphic systems showed better energy consumption, system size, and delay characteristics. Nevertheless, that the algorithm so excellently solves particular tasks does not mean that it can successfully be used regardless of its purpose, or can be adapted freely to new, further-reaching trends, such as quantum computing. Regression results demonstrate a high degree of dependency between these measures as well as their potential for real time data processing. Conclusion: Neuromorphic computing can be regarded as a new paradigm of energy-efficient and scalable AI and is especially promising for latency-sensitive deployment. Their shortcomings have been discussed earlier, yet it is worth stating that extension of these approaches by hybrid systems and more sophisticated integration frameworks might open new opportunities and eventually promote them as a foundation for new-generation computation models.
کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی بود که بر اساس پارادایم تفسیری و با رویکرد کاربردی توسعه ای به صورت کیفی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بودند که 16 نفر به صورت هدفمند بر اساس معیارهایی انتخاب شدند. روایی و پایایی داده های به دست آمده از مصاحبه ها با استفاده از معیارهای مقبولیت و قابلیت تائید و باز آزمون بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش داده بنیاد و فرایند کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. کدگذاری ها در هر سه مرحله تشریح و مدل انگیزه به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی برای اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بر اساس روش داده بنیاد ترسیم شد. یافته های پژوهش نشان داد که چهار مقوله هم راستایی راهبردی اشتراک دانش، عوامل مدیریتی، عوامل فردی و ایجاد محتوا عوامل تأثیرگذار در انگیزه اشتراک گذاری دانش بوده؛ همچنین، محیط اشتراک، جنبه های آموزشی، ارزیابی، مسائل فنی، زیرساخت و مسائل اطلاعاتی، عوامل اصلی زمینه ای هستند و دو مقوله عوامل شخصیتی اعضا و بی ثباتی فرهنگ سازمانی به عنوان مقوله های مداخله گر شناسایی شدند و راهبردهای این پژوهش شامل چهار عامل تحول، رشدگرایی، بافت سازمانی و راهبردهای سازمانی است و بخش آخر مدل پژوهش، شامل پویایی سازمانی، پیامدهای اجتماعی، توسعه عوامل ساختاری و ایجاد سازمان یادگیرنده به عنوان پیامدهای ارتقای انگیزه اشتراک گذاری دانش در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور شناسایی شدند.
ارائه مدل مفهومی تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان استفاده از اینترنت و همچنین گسترش وسیع تعامل انسان-رایانه در مصنوعات و اشیای مختلف، نقش مفهوم تجربه کاربری روز به روز در این حوزه برجسته تر می شود. تأثیر این عامل بر مقبولیت محصولات و همچنین خدمات دیجیتال و آنلاین شناخته شده و مورد تأیید متخصصان این حوزه است. با این حال، به رغم کوشش ها و پژوهش های صورت گرفته در خصوص تجربه کاربری، فقدان یک تبیین جامع و معتبر، به طوری که ماهیت تجربه کاربری را تعریف کرده و عناصر مؤثر بر آن را تعیین نماید، در ادبیات پژوهشی حوزه تعامل انسان-رایانه مشهود است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تجربه کاربری و ارائه تصویری شفاف از این مفهوم به روش تحلیل موضوعی انجام شد و بر این اساس به لحاظ هدف، یک پژوهش بنیادی است که با استفاده از یک روش تحلیلی بر روی اطلاعات کیفی اجرا شده است.
برای انجام این پژوهش از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. این روش در شش فاز به تجزیه و تحلیل داده های پژوهش می پردازد. داده های پژوهش از منابع معتبر دانشگاهی و به روش کتابخانه ای گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس فازهای تحلیل موضوعی انجام گردید و فرایند کدگذاری در دو مرحله انجام شد و سرانجام، تم های یافت شده پس از دسته بندی تعریف شدند.
یافته های این پژوهش به ترتیب، یک چارچوب مفهومی برای تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه و همچنین عناصر معرف و سازنده آن است. عناصر سازنده به همراه ویژگی های معرف آن، که خصوصیات ذاتی آن هستند، یک مفهوم چندوجهی می سازند که دارای سه سطح (زیبایی شناختی، عاطفی و معنایی) و سه نوع (ارگونومیک، تأثیری و شناختی) است.
طراحی و ساخت هستی شناسی بیماری «ام اس»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هستی شناسی به عنوان یک ابزار معنایی به دنبال ارائه یک طبقه بندی قطعی و جامع از موجودیت ها در تمام حوزه های هستی و بازیابی دانش از منابع است. هستی شناسی ها در حوزه های پزشکی و شناخت و درمان بیماری ها کاربرد زیادی دارند. از این رو، هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی هستی شناسی حوزه بیماری «ام اس» و مراحل ساخت آن است. این مطالعه با رویکرد کیفی به روش تحلیل محتوا و بر مبنای روش OAsys Bermejo صورت گرفت. مراحلی که برای ساخت هستی شناسی بیماری «ام اس» در نظر گرفته شد، شامل 9 مرحله، 1) تعیین حوزه، دامنه یا هدف هستی شناسی، 2) شناسایی منابع اطلاعاتی شامل کتاب ها، مقالات، متخصصان، و موارد دیگر، 3) شناسایی و جمع آوری اصطلاحات و مفاهیم از متون، 4) تعیین پوشش موضوعی، دامنه و طبقات اصلی هستی شناسی، 5) تعیین سلسله مراتب اصطلاحات و مفاهیم، 6) تعریف و تعیین روابط بین اصطلاحات و مفاهیم، 7) توصیف ویژگی های رده ها و روابط بین آن ها، 8) تعیین روابط بین نمونه ها و کلاس ها، و 9) ایجاد محدودیت ها و قوانین مورد نیاز است. جامعه آماری پژوهش، منابع اطلاعاتی فارسی و انگلیسی تخصصی در حوزه بیماری «ام اس» بود. به همین منظور، کلیه علائم این بیماری، روش های درمانی و تشخیص آن از طریق کتب، مقالات و واژه نامه های تخصصی این حوزه استخراج گردید. چارچوب مفهومی هستی شناسی بیماری «ام اس» بر اساس متون مرتبط تخصصی حوزه و به صورت دستی و به وسیله نرم افزار «پروتژه» نسخه 5/5 انجام شد. هستی شناسی بیماری «ام اس» شامل 6 کلاس اصلیِ 1) انواع بیماری «ام اس»، 2) روش های درمان، 3) روش های تشخیص، 4) علائم بیماری، 5) عوامل ابتلای انسان به این بیماری، و 6) عوارض آن بود و هر یک از آن ها زیرکلاس های مربوط به خود را دارد. همچنین، به منظور تعیین ارتباط بین مفاهیم، 10 رابطه معنایی اصلی شامل 1) علت دارد، 2) علت است، 3) عوارضی دارد،4) عارضه است، 5) علائمی دارد، 6) علامت است، 7) تشخیص می دهد، 8) تشخیص داده می شود به وسیله، 9) درمان، و 10) درمان می شود توسطِ، مشخص گردید. هستی شناسی طراحی شده، به سازماندهی و بازیابی دانش در زمینه بیماری «ام اس» کمک می کند و با توجه به نیاز افراد و متخصصان به سیستم های مبتنی بر دانش کاربردی و معتبر، می تواند در ساخت و طراحی سیستم های توصیه گر و سایر ابزارهای تحلیل دانش پزشکی برای بیماری «ام اس» مورد استفاده قرار گیرد. افزون بر این، این هستی شناسی می تواند برای استفاده در تحلیل و ترسیم ساختار دانش در دیگر حوزه ها نیز به کار رود.
5G Deployment in Rural Areas: Advancing Connectivity and Bridging the Digital Divide(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1445 - 1467
حوزههای تخصصی:
Background: Digital literacy, education, and human right of internet are also hampered in rural areas keeping the rural people more backward in the technological advancement and not providing them better chance of socioeconomic development. The opportunity of implementing the new 5G technologies can give the new perspective in the elimination of such disparities manifested through the improvement of the connection, the decrease of latency, and the increase of data transfer rates. This research study established that the adoption of 5G for coverage in rural areas is challenged by technical, economic and policy factors. Objective: The article aims at analyzing the technical, economic, and social aspects of 5G technology in the rural context in order to identify such problem the development of appropriate solutions for infrastructure costs, spectrum availability, and consumers. In pursuing this goal, the research seeks to develop practical recommendations on enhancing deployment strategies to increase Internet access where it is scarce. Methods: The study therefore used an exploratory, theoretical-evaluative, and finally empirical approach that involved quantitative modeling, case studies, and key informant interviews. Latency, data throughput, and coverage stand as the most significant factors which were tested using network simulation. Level of cost was used to determine economic feasibility while data for qualitative analysis were obtained from a survey of policymakers and telecom operators, and focus group discussion with rural community leaders. Results: In the case of 5G, the implementation of the system led to a 75% reduction in latency, a 600% improvement in the data throughput, and a 300% increase in coverage area. This finding revealed that the partnerships as a deployment model were the most effective as they resulted to a 58%ROI and lowered infrastructure costs. Conclusion: The study reaffirms the innovation of 5G to rural areas and develops agriculture, healthcare services, and educational systems. Policies, investments in the right areas, optimal management of the available spectrum and engaging with the communities as required should be a key focus for deployment to be just.
کارکردهای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش به منظور شناسایی و معرفی کلیدی ترین کارکردهای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی انجام شده است. روش : با استفاده از روش مرور نظام مند پس از کاوش پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و خارجی، 42 اثر مرتبط با موضوع این پژوهش شناسایی شدند. این آثار مطالعه و کلیدی ترین کارکردهای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی از تمام متن آنها استخراج شدند. تحلیل داده ها با استفاده از فن کدگذاری انجام شد؛ به این شکل کد به هر یک از کارکردها در متن آثار کدی اختصاص داده شد. یافته ها : کتابخانه های عمومی می توانند در شش حوزه مختلف از ظرفیت های هوش مصنوعی بهره ببرند: (1) مدیریت مجموعه، کمک به شناسایی نیازهای کاربران و بهینه سازی چرخه عمر منابع کمک؛ (2) سازماندهی اطلاعات، کمک به اختصاص اصطلاحات نمایه ای، تهیه خلاصه ها، و دیجیتال سازی آثار؛ (3) بازیابی اطلاعات، کمک به جستجوی چندرسانه ای، کاوش اطلاعات ناهمگون و چندزبانه؛ (4) خدمات کاربران، کمک به بهبود تجربه کاربری از طریق مشاوره اطلاعاتی، ربات های دستیار، و تحلیل احساسات؛ (5) فضا و تجهیزات کتابخانه، کمک به فراهم سازی فضایی دلنشین تر برای کاربران؛ و (6) مدیریت و نگهداری کمک به مدیر برای استفاده بهتر از منابع در دسترس. در مجموع، 66 کارکرد گوناگون برای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی شناسایی شدند. نتیجه گیری: برای تداوم حیات کتابخانه های عمومی و همراهی با شهرهای هوشمند، این نهادها باید از هوش مصنوعی بهره برداری کنند تا کارایی و جذب کاربران افزایش یابد و خدمات شخصی سازی شوند. این امر با چالش هایی نظیر هزینه ها، حریم خصوصی و آمادگی کتابخانه ها مواجه است، اما تأثیرات مثبت آن بر کیفیت، عدالت، و نوآوری خدمات کتابخانه ها مشهود خواهد بود.
پیشنهادهایی برای ایجاد ارزش افزوده «مدیریت پژوهشی» و «سیاستگذاری پژوهشی» در فعالیت های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ایرانداک» (با نام جدیدش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران) با مأموریت «مدیریت اطلاعات علم و فناوری»، «آموزش همکاری های پژوهشی و اطلاع رسانی» و «پشتیبانی از فعالیت های علم و فناوری ایران» در مهر ۱۳۴۷ پایه گذاری شد. این نهاد امروزه یکی از موفق ترین مراکز پژوهشی و اطلاع رسانی است که توانسته سیاست گذاری های ارزشمندی در راستای توسعه منابع مادی و نیروی انسانی خود به عمل آوَرَد. همچنین در این راستا تلاش دارد همگام با پیشرفت های نوین اطلاع رسانی حرکت کرده و برای ارائه خدمات بهتر، سامانه های متعددی راه اندازی و ارائه کند. اینک با ورود به نیم قرنِ دوم فعالیت این مرکز > لازم است با «فرآوری» و «ایجاد ارزش افزوده» بر منابع و خدمات خود در راستای مأموریت های نامبرده، > اقدام ها و فعالیت های خاصی در راستای هدایت «سیاست گذاری های پژوهشی» مد نظر قرار دهد. در همین راستا، مقاله حاضر پیشنهاد می دهد که مسئولان پژوهشگاه فعالیت های بازنگری در رابط کاربری سامانه ها و در نظر گرفتن امکاناتِ گرفتن خروجی برای فعالیت های پژوهشی، سازماندهی طرح های پژوهشی، سازماندهی پایان نامه های دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی، فراهم سازی خدمات علم سنجی، راه اندازی سامانه پرسشنامه ها و چک لیست ها، جدا کردن منابع انتهای پایان نامه ها و ارائه مستقل آن ها همراه با برقراری پیوند بین منابع و متن آثار، راه اندازی نظام موضوع های پیشنهادی، تقویت منابع «ایرانداک» از طریق فراخوان مردمی و برگزاری جشنواره «پژوهش در پژوهش » را مد نظر قرار دهند. می توان انتظار داشت که انجام این فعالیت ها بتواند «ایرانداک» را در کنار مراکزی مانند SCOPUS قرار دهد که پژوهشگران علم سنجی داده های مورد نیاز خود را از این مرکز اخذ کنند.
شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیأت علمی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریتِ ایده یک رویکرد ساختاریافته برای تولید، ارزیابی و سازماندهی ایده هاست که می تواند به بهبود دستاوردهای سازمان کمک کند. هدف این پژوهش کیفی شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی بود که با رویکرد سنتزپژوهی و روش فراترکیب و با استفاده از روش هفت-مرحله ای «ساندلوسکی و باروسو» انجام گرفت. تیم فراترکیب، متشکل از سه متخصص در حوزه مدیریت اطلاعات و دانش و یک متخصص در حوزه روش پژوهش فراترکیب بود. گردآوری داده ها با استفاده از هفت گام فراترکیب شامل تنظیم سؤال پژوهش، بررسی نظام مند منابع، جست وجو و انتخاب منابع مناسب، استخراج اطلاعات، تجزیه وتحلیل و ترکیب یافته های کیفی، کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها صورت گرفت؛ بدین شکل که با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط در هفت پایگاه اطلاعاتی و موتور جست وجو، مقاله های منتشرشده بین سال های 2000 تا2023 انتخاب گردید و بر اساس سیستم غربال گری برای ورود یا خروج مقالات، سرانجام 55 منبع پژوهشی مرتبط که همگی به زبان انگلیسی بودند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی را می توان در چهار مضمون سازمان دهنده شامل جامعه و مشارکت اعضا، مدیریت سامانه، مدیریت نوآوری، و مدیریت مالی قرار داد. هر یک از این مضامین خود شامل تعدادی مضمون پایه بود و سرانجام، 58 مضمون پایه به دست آمد. اعتبار مضامین یافت شده با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها انجام شد. اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تأیید گردید. با توجه به نتایج به دست آمده، سامانه مدیریت ایده های پژوهشی سودمند سامانه ای است که افزون بر دارا بودن مشخصات یک سامانه معمول مدیریتی، ویژگی هایی همچون ارتباط با کارشناسان موضوعی، ترسیم نقشه ذهنی، امکان بارش فکری، ثبت، ضبط، ویرایش و اصلاح ایده ها، انتخاب بهترین ایده ها، همچنین پیگیری وضعیت ایده و پیشرفت آن و غیره را داشته باشد. این پژوهش افزون بر اینکه برای نخستین بار به موضوع ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی پرداخت، یک رویکرد فراترکیب را در این حوزه به کار برد که پیش از آن تحت سلطه روش های علم طراحی قرار داشت. طراحی چنین سامانه ای به عنوان ابزاری سودمند جهت ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی، ردیابی سیر فکری پژوهشگران در طول زمان و پی بردن به علایق پژوهشی آن ها مطرح است. همچنین، مدیران می توانند بر اساس گزارش های موجود در سامانه، برنامه ریزی دقیقی از پروژه های آینده سازمان خود و نیازهای فناورانه، مالی، نیروی انسانی مورد نیاز و غیره داشته باشند و از پیشرفت اجرای ایده ها مطلع شده و چالش ها و مشکلات پیش روی اجرای ایده ها را بشناسند.
تحلیل سطح مهارت های نرم کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت سطح دانش، مهارت های نرم و توانایی های مورد نیاز کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است. روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه (140 نفر) تشکیل می دهند که براساس فرمول کوکران حجم نمونه برابر با 102 نفر به دست آمد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه ساندرز (Saunders, 2019) که دارای پنج مؤلفه مهارت های کلی، ارتباط، خدمات کاربر، مدیریت و فناوری است، استفاده شد. جهت آزمون پایایی پرسشنامه ، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون فریدمن نشان داد که مهارت های نرم کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه از نظر میانگین و رتبه یکسان نیستند و بین این مهارت ها تفاوت معناداری وجود دارد. بالاترین اولویت ها از نظر کتابداران کتابخانه های عمومی، ارتباط بین فردی و مهارت های خدمات رسانی به مراجعه کنندگان بود که جزء مؤلفه های ارتباطی است. نتیجه گیری: داشتن مهارت های نرم می تواند به بهبود خدمات کتابخانه های عمومی و رضایت بیشتر کاربران منجر شود. این پژوهش نشان داد که کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه، مهارت های ارتباطی و خدمات محور را به عنوان هسته اصلی حرفه خود می دانند، در حالی که مهارت های فناورانه و مدیریتی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با توجه به تحولات فناوری، ضروری است که کتابداران علاوه بر حفظ مهارت های سنتی، به روزرسانی توانمندی های خود در حوزه های دیجیتال و مدیریتی نیز توجه کنند. طراحی برنامه های آموزشی هدفمند، گام های مؤثری در جهت ارتقای توانمندی حرفه ای کتابداران دربردارد.
اعتباریابی مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: تحول دیجیتال مفهوم به نسبت جدیدی در محیط کتابخانه های دانشگاهی است و به یکی از مفاهیم کلیدی موفقیت و پایداری برای کتابخانه ها در محیط رقابتی اطلاعات تبدیل شده است. نبود پژوهش های بنیادین و مبهم بودن ملزومات ساخت آن برای کتابخانه ها به ویژه در بافت کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران این نیاز را پدید می آورد تا ملزومات تحول دیجیتال را در کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران بررسی کنیم. برای این هدف پیش تر پژوهشی با روش دلفی انجام شده و مجموعه ای از عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران را در قالب مدل ارائه کرده است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر سنجش اعتبار مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.روش ها: رویکرد این پژوهش کمی با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری مورد بررسی 753 نفر از مدیران، معاونان و کتابداران کتابخانه های مرکزی و نیز اعضای هیئت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بودند و نمونه آماری پژوهش 258 نفر از آنان بودند که روش نمونه گیری براساس نمونه گیری در دسترس و سپس طبقه ای انجام شد. اعتبار مدل پژوهش با کاربرد روش های «مدل سازی معادلات ساختاری» و نرم افزار «پی ال اس» بررسی شد.یافته ها: یافته های پژوهش گویای آن است که مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران که در قالب 7 بُعد اصلی، 25 مفهوم و 139 مؤلفه ارائه شده بود از سه جنبه برازش مدل اندازه گیری، برازش مدل ساختاری و برازش مدل کلی از تناسب و کیفیت خوبی برخوردار بوده و پرسشنامه حاصل از آن روایی و پایایی مناسبی دارد.بحث و نتیجه گیری: مدل پیشنهادی از تبیین قابل قبولی برای شناسایی الزامات و عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران برخوردار است و می تواند راهنمای خوبی برای پیاده سازی تحول دیجیتال در این کتابخانه ها باشد.اصالت: این پژوهش می تواند به درک بهتر الزامات و عوامل موثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران یاری رسانده و زمینه را برای ارتقای عملکرد آن ها در عرصه رقابتی اطلاعات فراهم آورد.
بررسی عملکرد نرم افزارهای کتاب خوان ایرانی در پیاده سازی مؤلفه های استراتژی بازاریابی محتوایی دیجیتال (مطالعه موردی: اپلیکیشن فیدیبو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهش پیشِ رو، قصد داریم علاوه بر شناسایی مؤلفه های بازاریابی محتوایی سازمان دهی شده برای کسب وکارهای اینترنتی، به بررسی میزان انطباق عناصر به دست آمده با فرایندهای راهبرد بازاریابی محتوایی در اپلیکیشن های کتاب خوان ایرانی بپردازیم.روش: پژوهش پیش رو از جنبه هدف، در زمره پژوهش های کاربردی و توسعه ای و از منظر رویکرد، در ردیف پژوهش های آمیخته قرار می گیرد. در گام اول پژوهش با استفاده از شیوه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، تمامی شاخص ها و مؤلفه های راهبرد بازاریابی محتوایی استخراج شده است. سپس در گام دوم، از طریق اجرای فرایند مطالعه و تحلیل نمونه های موفق ملّی، نقاط ضعف و قوت برنامه های کاربردی کتاب خوان شناسایی شده است.یافته ها: درنهایت، با بررسی، مطالعه و تحلیل محتوای کمّی 224 عدد از منابع موجود در حوزه موضوعی پژوهش حاضر به عنوان نمونه انتخاب شده، 112 شاخص اصلی براساس بسامد واژگانی استخراج گردیده و با توجه به همپوشانی مفاهیم مستخرج، هر یک از این شاخص ها در دسته بندی جدیدی قرار گرفته است. پس از استخراج داده های موردنیاز در بخش اول، با انجام تحلیل محتوای کیفی و مطالعه مقایسه ای و نیز گردآوری سیاهه ای از مؤلفه های به دست آمده در پرسش نخست، فرایند مطالعات تطبیقی برای تعیین وضعیت موجود بازاریابی محتوایی در برنامه های کتاب خوان بومی و میزان مطابقت این اپلیکیشن ها با مؤلفه های بازاریابی محتوایی صورت گرفته است که نتایج حاصل از آن بیان می کند برنامه های کاربردی کتاب خوان ایرانی در بخش های تولید محتوای منحصربه فرد و بومی سازی شده، به کارگیری قالب های نوین تولید محتوا (مانند ویدئو) و برقراری ارتباطات دوطرفه با مخاطب بیشترین ضعف را از خود نشان می دهند.نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که هدف گذاری دقیق، افزایش آگاهی و اطلاعات مخاطب، افزایش فروش غیرمستقیم، افزایش وفاداری مشتری، انتقال پیام و داستان برند، هدایت کاربر به اقدام سودآور، برقراری تعامل و ارتباط دوطرفه با مخاطب و استفاده از فناوری و امکانات نوین فنّاوری ازجمله مهم ترین مؤلفه های یک راهبرد بازاریابی محتوایی موفق به شمار می روند و با توجه به عملکرد متوسط رو به پایین اپلیکیشن های داخلی در این زمینه ها، لازم است هر یک از این نرم افزارهای کتاب خوان از طریق اجرای یک برنامه دقیق و هدفمند، مطابق با چهارچوب ارائه شده در پژوهش حاضر، کاستی ها و نواقص موجود را شناسایی و برطرف کنند.
Drones for Disaster Recovery with Rapid Deployment of Communication Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
699 - 736
حوزههای تخصصی:
Background: UAV-assisted communication networks have emerged as vital tools for disaster recovery, offering rapid deployment and scalability in dynamic environments. However, challenges such as regulatory compliance, data security, energy efficiency, and real-time adaptability limit their widespread implementation. Objective: This study aims to develop a multi-objective optimization framework for UAV-assisted networks that enhances coverage efficiency, reduces latency, and optimizes energy consumption while addressing regulatory and data security challenges. Methods: The proposed framework integrates k-means clustering, genetic algorithms, and real-time adaptation mechanisms. Key metrics: coverage, latency, energy efficiency, and regulatory compliance, were evaluated across urban, suburban, and rural disaster scenarios. Dynamic geofencing, end-to-end encryption, and anomaly detection were incorporated to ensure compliance and secure operations. Results: The framework achieved significant improvements: coverage efficiency increased by 8%, latency reduced by 43%, and battery life extended by 33%. Regulatory compliance rose from 75% to 95%, and data security was enhanced with a 50% improvement in threat detection. The framework demonstrated robust scalability, maintaining high performance across diverse user densities. Conclusion: The study presents a scalable and adaptable UAV-assisted communication framework that addresses operational, regulatory, and security challenges. Its results validate its potential for real-world disaster recovery, paving the way for further innovations in this critical domain.