فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۷٬۹۰۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: باتوجه به اینکه رفتار اطلاع یابی یک فرایند حل مسئله و دربرگیرنده گام های مختلف است. ازاین رو می توان ادعا نمود که افراد هنگام تعامل با نظام های جستجو و تصمیم گیری در هر مرحله از این فرایند تحت تاثیر شیوه استدلال و نوع تفکر خود بوده و تا رسیدن به هدف ممکن است بارها اقدام به تکرار، تغییر عبارت جستجو و یا انجام جستجو نمایند. بنابراین شناسایی نوع استدلال افراد در هر مرحله از فرایند اطلاع یابی باعث افزایش آگاهی درباره چالش های ذهنی کاربران و استدلال هایی که در ذهن آنها رخ می دهد، می شود. بنابراین هدف از نگارش این نوشتار بررسی، تبیین نظری و مقایسه جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی و جایگاه آن ها در فرایند اطلاع یابی است.روش: در این پژوهش با رویکرد نظرورزی جایگاه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) در فرایند اطلاع یابی مقایسه و برمبنای آن مزیت نسبی راهبردهای استدلالی در قیاس با دو رویکرد دیگر تبیین گردید.یافته ها: بررسی رویکردهای فکری مختلف نشان می دهد که نمی توان با تکیه بر یک رویکرد در فرایند اطلاع یابی اقدام به حل مسئله نمود چراکه از رویکرد منطق ذهنی و استفاده از قوانین منطقی تنها می توان در مرحله صورت بندی پاره های اطلاعاتی مختلف و یا مرحله ارزیابی نتایج استفاده نمود، حال آنکه بررسی رویکرد الگوهای ذهنی نشان از کاربرد این رویکرد هم در مرحله بیان نیاز، تعریف و درک مسئله و هم در مرحله ارزیابی نتایج است. در این میان بررسی رویکرد راهبردهای استدلالی حاکی از آن است که با توجه به اینکه برخی از راهبردهای استدلالی مبتنی بر قواعد منطقی و برخی از آنها مبتنی بر الگوهای ذهنی است لذا استفاده از هریک از راهبردهای استدلالی در هریک از مراحل فرایند اطلاع یابی به چشم می خورد.نتیجه: مقایسه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) نشان داد در رویکرد راهبردهای استدلالی می توان از از طیف گسترده ای از راهبردها جهت انجام وظایف و تکالیف استدلالی که از نظر کاربرد قواعد منطقی در یک سطح قرار ندارند، استفاده نمود. به عبارت دیگر رویکردهای مبتنی برقاعده (منطق ذهنی) و یا الگوهای ذهنی در هنگام حل مسئله می توانند تحت راهبردهای استدلالی بکار روند. افزون براین در این رویکرد، ساختار نحوی، معنایی و همچنین محتوا و بافت مسئله مورد توجه قرار می گیرد بنابراین در مقایسه با دو رویکرد دیگر، می توان رویکرد راهبردهای استدلالی را به مثابه بدیل مناسب برای تبیین و پیشبرد فرایند اطلاع یابی درنظر گرفت.
طراحی یک هستی شناسی برای ادبیات کودکان و نوجوانان بر مبنای اصطلاحنامه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (اصکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد بسیاری استفاده از اصطلاحنامه های قبلی به عنوان دانش پایه و مبنایی برای تعیین روابط سلسله مراتبی برای ساخت هستی شناسی بسیار موثر خواهند بود. مفاهیم و ویژگی های بعدی و غنا بخشی به اصطلاحات به واسطه مطالعه متون مرتبط حاصل خواهد شد. هدف اصلی این پژوهش ارائه یک هستی شناسی جهت تبیین درست روابط، ویژگی ها و مفاهیم موجود در ادبیات کودک و نوجوان و دسترسی پذیری هرچه بهتر متون مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان است. وجود چنین منبعی باعث پربارتر شدن ادبیات کودک و نوجوان آن چنان که در ایران در جریان است خواهد شد. در این پژوهش اصطلاحنامه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که جامع ترین اصطلاحنامه در زمینه کودک و نوجوان است، به عنوان نقطه شروع ساخت هستی شناسی استفاده شد. این پژوهش به روش مت آنتولوژی که روش قابل قبول و پیشنهاد شده از سوی متخصصان این حوزه است در یازده مرحله انجام شد. ابزار مورد استفاده نرم افزار پروتژه (نسخه 5.5) بود. یافته ها نشان دادند که این حوزه دارای 11 رده اصلی (آموزش و پرورش، ادبیات، ارتباطات، جامعه شناسی، دانش شناسی و علم اطلاعات، دین، روانشناسی، زبانشناسی، فلسفه، فناوری و علوم تجربی و هنر و فرهنگ) است. هریک از این رده ها به چندین کلاس فرعی تقسیم می شوند. گسترده بودن تعداد رده های اصلی مربوط به حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان را می توان چنین برداشت کرد که هدف اصلی ادبیات کودک و نوجوان تنها سرگرم کردن نیست بلکه هدف آموزش و پرورش و آشناسازی او با مسائل مختلف زندگی را نیز در پی دارد. در نهایت 29 رابطه نوع شی و 23 رابطه نوع داده و پنج رابطه تفسیری برای اصطلاحات تعریف شد. همچنین 950 نمونه یا مثال به هستی شناسی اضافه شد. به جهت زیاد بودن آثار ادبی در گروه کودکان و نوجوانان نمونه های زیادی برای هر یک از کلاس ها قابل ذکر بود که این موضوع از جمله نقاط قوت این هستی شناسی به حساب می آید. این هستی شناسی با برخورداری از مجموعه کاملی از اصطلاحات و مفاهیم و روابط معنایی که با نمونه های مختلف برای هر یک از انواع ادبی همراه شده است، برای نویسندگان، کتابداران و سایر فعالان در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان بسیار کارآمد و سودمند خواهد بود.
شاخص های شبکه های ایگو محور: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مرور نظام مند پژوهش های قلمرو شاخص های شبکه های ایگو به منظور تعیین ابعاد و جنبه ها و نیز دسته بندی شاخص های بررسی شده در متون در راستای ایجاد مبنایی جهت ارزیابی عملکرد برون دادهای علمی و یا شبکه های افراد، هدف اصلی مقاله حاضربود.روش: پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و به روش مرور نظام مند انجام شده است. مراحل جست وجو و تحلیل داده ها در این مطالعه بر اساس راهنمای استاندارد پریزما تدوین شده است. بدین منظور بیست و سه پژوهش مرتبط با شاخص های شبکه ایگو از 2003 تا 2023 در مجموعه هسته وب گاه علم و اسکاپوس و IEEE جست وجو و پس از پالایش نتایج ارائه شده اند. در هر سه پایگاه محدودیت های نوع مدرک (مقاله و کتاب)، و بازه زمانی (2003 تا 22 may 2023) و زبان (انگلیسی) اعمال شد.یافته ها: متون مرورشده در این پژوهش سه سطح از شاخص های شبکه ایگو با توجه به ویژگی های ساختاری و ترکیبی را در قالب بیست و یک شاخص شناسایی کرده اند که عبارتند از: شاخص های پیوند ایگو آلتر، شاخص های ویژگی های آلتر، و شاخص های پیوند آلتر آلتر. چهار شاخص ویژگی های پیوند ایگو آلتر شامل اندازه شبکه، تعدد، قدرت پیوند، و پراکندگی پیوند است که نشان دهنده ابعاد متفاوت روابط میان موجودیت مرکزی (ایگو) و آلترها است. شاخص های مرتبط با ویژگی های آلترها که در شبکه ایگو وجود دارند شامل شش شاخص ترکیب شبکه، شباهت ایگو و آلتر، ناهمگونی، مرکزیت آلتر، پراکندگی آلترها، و پراکندگی جغرافیایی هستند. دو مفهوم رایج در علوم اجتماعی مانند سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی را می توان زیرمجموعه معیار ترکیب تعریف و محاسبه کرد. یازده شاخص تراکم، تعداد و اندازه مؤلفه ها، چاله های ساختاری برت (سه معیار اندازه مؤثر، محدودیت، و سلسله مراتب جهت محاسبه این شاخص پیشنهاد شده است)، شاخص واسط گلد و فرناندز، شاخص بینابینی ایگو، مرکزیت رتبه، نزدیکی و بینابینی آلتر، دسته ها، تعداد گره های منفصل، و هسته پیرامونی در دسته پیوندهای آلتر آلتر مورد بررسی قرار گرفت. برخی از معیارهای ساختاری شبکه مبتنی بر نمودار هستند و بر اساس نظریه نمودار سنجیده شدند که از جمله آن ها می توان به شاخص های تراکم، مرکزیت نزدیکی، درجه و بینابینی آلتر، دسته ها، تعداد گره های منفصل، و هسته پیرامونی اشاره کرد. این معیارها زمانی که در شبکه های ایگو مورد استفاده قرار می گیرند، اغلب معنی و تفسیر خاصی دارند به ویژه اگر ایگو از شبکه حذف شده باشد این معانی با معانی شبکه های کل محور متفاوت است.نتیجه گیری: نتایج حاکی از برخی از شکاف های پژوهشی در قلمرو شبکه های ایگومحور افراد و شبکه های ایگومحور استنادی هست که به لزوم بررسی شاخص های شبکه های ایگومحور، نرم افزارهای مورد نیاز جهت اجرای شاخص ها، شیوه دیداری سازی، اعتبارسنجی، کاربرد شاخص ها در حوزه علم سنجی، ارزیابی پژوهش، و سیاست علم و فناوری می توان اشاره کرد.
ساخت و اعتباریابی ابزار اندازه گیری کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی ایران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، توصیفی-همبستگی است. نمونه آماری 300 نفر از کتابداران نهاد کتابخانه های عمومی ایران است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده و روایی ابزار به شیوه روایی محتوا و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی محاسبه شد. پایایی ابزار نیز با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد. یافته ها: تمامی بارهای عاملی شاخص های کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی (یادگیری مادام العمر، پاسخ اضطراری، مشارکت مدنی، توسعه اقتصادی، سلامتی، و تنوع و شمول) بالاتر از ۵/۰ به دست آمدند که نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی روایی و پایایی مناسب ابزار را تأیید کرد. اصالت/ ارزش: نبود پژوهش در حوزه کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی مشهود است و اکثر پژوهش ها در زمینه کارآفرینی به صورت کلی انجام شده است. ابزار استانداردی که بتوان وضعیت کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی را ارزیابی کرد، در پژوهش های قبلی مشاهده نشد. بنابراین، پژوهش حاضر از بُعد موضوعی و روش شناختی دارای نوآوری است و به این سبب دارای اعتبار است که ابزار سنجش کارآفرینی اجتماعی را در بافت کتابخانه های عمومی ایران طراحی و اعتبار یابی کرده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی ایران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، توصیفی-همبستگی است. نمونه آماری 300 نفر از کتابداران نهاد کتابخانه های عمومی ایران است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده و روایی ابزار به شیوه روایی محتوا و تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی محاسبه شد. پایایی ابزار نیز با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد. یافته ها: تمامی بارهای عاملی شاخص های کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی (یادگیری مادام العمر، پاسخ اضطراری، مشارکت مدنی، توسعه اقتصادی، سلامتی، و تنوع و شمول) بالاتر از 0.5 به دست آمدند که نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی روایی و پایایی مناسب ابزار را تأیید کرد. اصالت/ ارزش: نبود پژوهش در حوزه کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی مشهود است و اکثر پژوهش ها در زمینه کارآفرینی به صورت کلی انجام شده است. ابزار استانداردی که بتوان وضعیت کارآفرینی اجتماعی در کتابخانه های عمومی را ارزیابی کرد، در پژوهش های قبلی مشاهده نشد. بنابراین، پژوهش حاضر از بُعد موضوعی و روش شناختی دارای نوآوری است و به این سبب دارای اعتبار است که ابزار سنجش کارآفرینی اجتماعی را در بافت کتابخانه های عمومی ایران طراحی و اعتبار یابی کرده است.
هستی شناسی؛ بهبود خدمات اطلاع رسانی در آرشیو صدا و سیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
43 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش شناخت رابطه بین دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما و توانایی های اطلاع رسانی آنان به همراه ارائه الگوی هستی شناسی آرشیو صداوسیما است. این پژوهش، کاربردی و ازنظر نوع پژوهش ترکیبی متوالی (کیفی-کمی)، ازنظر روش پژوهش، آمیخته[1] است. گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه و پرسشنامه بود. ابتدا در مطالعه دلفی از طریق مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران در حوزه آرشیو که تعداد افراد در مطالعه دلفی 10 نفر بود، مؤلفه های اصلی تهیه شد و پرسشنامه محقق ساخته بین آرشیویست های صداوسیما مستقر در تهران که تعداد آن ها 120 نفر بود به صورت سرشماری توزیع شد. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از دو روش کیفی (مطالعه دلفی) و کمی (پرسشنامه) استفاده شده است. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون کولموگراف اسمیرنوف، جهت نرمال بودن داده ها و تحلیل داده ها از آزمون t (همبستگی)، از نرم افزار لیزرل[2]، برای ارائه الگوی هستی شناسی از نرم افزار پورتژه[3] استفاده شده است. فرضیه های پژوهش نیز با استفاده از فن مدل یابی معادلات ساختاری آزمون شده است. KMO یا آزمون مشخصه کایزر- مایر- اولکین یک معیار ارزیابی است که در تحلیل عاملی و تحلیل مؤلفه ها برای ارزیابی مناسبی داده ها و استفاده از مدل های عاملی استفاده می شود. این آزمون به اندازه گیری این موضوع می پردازد که آیا داده ها مناسب هستند تا از روش های تحلیل عاملی استفاده شود یا خیر. KMO یک اندازه گیر از میزان مشابهت بین متغیرها در داده ها است. مقادیر KMO بین 0 و 1 قرار دارند. اگر مقدار KMO نزدیک به 1 باشد (به عنوان مثال 8/0 یا بالاتر)، این نشان دهنده این است که داده ها به خوبی برای تحلیل عاملی مناسب هستند. نتایج حاصل از پژوهش تائید کننده این نظر هست که آرشیویست با دایره واژگانی غنی می تواند در اطلاع رسانی به کمک هستی شناسی آرشیو، بهینه و مفید باشد. هستی شناسی پیشنهادی حاصل تبدیل مفاهیم حوزه برنامه های صداوسیما که در آرشیوهای آن موجود است در چهار مرحله: گردآوری مفاهیم، کشف و تعیین روابط میان مفاهیم، ایجاد کاربرگه برای هر مفهوم و پیاده سازی هستی شناسی در محیط پروتژه انجام پذیرفت. این الگوی پیشنهادی می تواند برای تولید هستی شناسی آرشیو صداوسیما مفید واقع شود. میانگین دایره واژگانی غنی در بین پاسخگویان برابر با 01/4 و حداقل و حداکثر آن 3 و 5 است بنابراین میانگین دایره واژگانی غنی در حد متوسط به بالا است که نشان دهنده این است که آرشیویست با دایره واژگانی غنی به کمک هستی شناسی آرشیو، می تواند منابع اطلاعاتی مرتبط با نیاز اطلاعاتی مراجعان به آرشیو های صداوسیما را در اختیار آنان قرار دهد. همچنین میانگین متغیر کیفیت اطلاع رسانی آرشیویست های صداوسیما در بین پاسخگویان برابر با 89/3 و حداقل و حداکثر آن92/2 و 72/4 است؛ بنابراین میانگین متغیر کیفیت اطلاع رسانی آرشیویست ها در حد متوسط به بالا است و با هستی شناسی آرشیو، کیفیت اطلاع رسانی بهتر خواهد شد. رابطه مثبت و معنی داری بین هستی شناسی و دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما برای اطلاع رسانی وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش این متغیر میزان استفاده بهینه از دایره واژگانی و اطلاع رسانی بهینه آرشیویست های صداوسیما نیز افزایش می یابد. ارائه اطلاعات مفید در کمترین زمان، قابل توجه است و آرشیویست های صداوسیما توانایی ارائه اطلاعات متناسب با نیاز اطلاعاتی مراجعین را دارند. آموزش استفاده از ابزارهای بازیابی اطلاعات، هستی شناسی و به کارگیری تجربیات حرفه ای آرشیویست ها، کیفیت اطلاع رسانی را بهتر می کند. [1]. Mix methode[2]. lisrer[3]. protege
ارزیابی کیفیت خدمات سامانه آموزش الکترونیکی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان (زمرد) با استفاده از روش وب کوآل و رویکرد تلفیقی مدل کانو و ماتریس تجزیه وتحلیل اهمیت و عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی کیفیت خدمات سامانه آموزش الکترونیکی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان (زمرد) با استفاده از روش وب کوآل و رویکرد تلفیقی مدل کانو و ماتریس تجزیه وتحلیل اهمیت و عملکرد، انجام شد.روش شناسی: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ شیوه اجرا، از نوع توصیفی و پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل 231 نفر از فراگیران بالای 18 سال آموزش های الکترونیکی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان در گروه های آموزشی پزشکی، علوم انسانی، زبان انگلیسی و غیرانگلیسی بود. تعداد نمونه براساس فرمول کوکران 144 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه وب کوآل است که دارای 4 بُعد قابلیت استفاده، کیفیت اطلاعات، کیفیت تعامل و تأثیر کلی در 23 گویه براساس پرسشنامه وب کوآل4 بارنز و ویدگن (2002) است. به منظور بهره گیری از مدل کانو و ماتریس تجزیه وتحلیل اهمیت و عملکرد، گویه های ابزار وب کوآل در 2 پرسشنامه مجزا برای بررسی میزان اهمیت- عملکرد و تعیین گویه های مؤثر بر رضایت فراگیران تکرار می شود. روایی و پایایی پرسشنامه تأیید گردید و از روش های آماری همانند میانگین، درصد فراوانی و میانگین هندسی برای توصیف و تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که ضمن اهمیت بالای دو بُعد «قابلیت استفاده» و «کیفیت تعامل» ازنظر فراگیران، سامانه آموزش الکترونیکی جهاد دانشگاهی نیز عملکرد بالایی در خصوص این ابعاد وب کوآل داشته است. در مقابل بُعد «کیفیت اطلاعات» که به عنوان نیاز ضروری و با اهمیت از سوی کاربران مطرح شد که با انتظارات آن ها مطابقت نداشت. بُعد «تأثیر کلی» نیز در گروه نیاز های جذاب مدل کانو و ربع سوم ماتریس اهمیت و عملکرد قرار گرفت و ازنظر فراگیران چندان مهم ارزیابی نشد.نتیجه گیری: بررسی مدل کانو براساس گویه های وب کوال نشان داد که بیشتر گویه های مربوط به ویژگی های سامانه «زمرد» در طبقه نیاز های یک بعدی قرار گرفتند. در تحلیل ماتریس اهمیت عملکرد نیز تعداد 7 گویه از 23 گویه وب کوآل در ربع اول، 7 گویه در ربع دوم، 4 گویه در ربع سوم و 5 گویه در ربع چهارم قرار گرفتند.
بررسی وضعیت استفاده کتابداران و کاربران کتابخانه های عمومی از شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش کشف وضعیت استفاده کتابداران و کاربران کتابخانه های عمومی از شبکه های اجتماعی مجازی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع و روش شناسی، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش کتابداران و کاربران استفاده کننده از شبکه های اجتماعی اینستاگرام و بله در نهاد کتابخانه های عمومی هستند. تعداد 204 نمونه از جامعه کتابداران و 81 نمونه نیز از جامعه کاربران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه بود. یافته ها: بین قالب اطلاعات (نحوه نمایش اطلاعات) ارایه شده و میزان تعامل کاربران و کتابداران (پسند کردن، نظر دادن و...) با صفحات مجازی شبکه های اجتماعی نهاد کتابخانه های عمومی کشور رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از نظر میزان تعامل کتابداران و کاربران با صفحات شبکه های اجتماعی مشخص شد که کتابداران با توجه به وجود رابطه استخدامی و لزوم تولید محتوا در صفحات مذکور به عنوان بخشی از وظایف محوله، ارتباط و تعامل بیشتری نسبت به کاربران دارند. همچنین از نظر کتابداران، استفاده از اطلاعات مرتبط موجود در صفحات شبکه های اجتماعی در عملکرد سازمانی آنها مؤثر است. با توجه به اینکه پلتفرم های خارجی مانند اینستاگرام در کشور گاه با محدودیت های قانونی مواجه می شوند، پیشنهاد می شود پلتفرم های داخلی با ارتقای خدمات خود از نظر فنی، باعث افزایش گرایش کاربران به استفاده از آنها شوند. اصالت/ارزش: مهم ترین نتیجه پژوهش این است که کتابخانه های عمومی اقدام به فعالیت در شبکه های اجتماعی کرده اند و این اقدام فعلاً در سطح وظیفه سازمانی مانده است و این کتابخانه ها هنوز نتوانسته اند به جذب کاربران و تعامل مناسب با آنها در این شبکه های اجتماعی بپردازند. لازم است کتابخانه های عمومی برای حذب و تعامل بیشتر با کاربران در این شبکه ها اقدام و برنامه ریزی کنند.
استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف است.
روش پژوهش: به دلیل تعداد اندک پژوهش های چگونگی پیاده سازی معماری سازمانی در چارچوب توگف به منظور کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور و همچنین عدم تصویری جامع از این پژوهش ها و روش های به کار گرفته شده، لازم بود در جهت تصمیم آگاهانه و جمع بندی در راستای اهداف مطالعه، نتایج آن ها به صورت جامع مورد بررسی قرار گیرند که مطابق با پروتکل کیچنهام و چارترز، 12 مقاله جهت مرور یافته ها انتخاب شد.
یافته ها: شواهد نشان داد، جهت کسب دانش ضمنی، چارچوب های «معماری سازمانی توگف» به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش سازمانی بوده و آن را مدلی ضروری برای انتقال دانش آشکار و ضمنی دانسته اند. آنان در رابطه با مفیدترین اجزای توگف نشان دادند که چرخه «روش توسعه معماری» مفیدترین روش است و می تواند فعالیت های مدیریت دانش را در بر گیرد؛ هر چند حفظ و استفاده از دانش به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته است و هیچکدام تمام گام های این چرخه را به صورت بالفعل پیاده سازی نکرده اند.
نتیجه گیری: بنابر مرور، چارچوب معماری سازمانی توگف در سطح جهانی برجسته تر است و برای پیاده سازی مدیریت اّشکال دانش و درس آموخته های پروژه ها در نظر گرفته شده، اما با توجه شکاف های پژوهشی موجود، توأم سازی دانش ضمنی و آشکار در فرایندهای سازمانی و چگونگی ذخیره به منظور بازیابی آن به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته و به صورت بالقوه بوده و پیاده سازی نشده است. از طرف دیگر، در پژوهش ها سایر ذینفعان دانشی در نظر گرفته نشده و اساس دانش ضمنی پروژه ها دچار نقصان شده است.
نگاشت عناصر داده ای منابع جغرافیایی در مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط در مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا (ال .آر.ام.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سازمان دهی منابع جغرافیایی به عنوان یکی از انواع منابع غیرکتابی مورداستفاده کاربران کتابخانه ها، از آن روی که اطلاعات دقیق و راهبردی در مورد هر نقطه از جهان ارائه می دهند، بسیار مهم تلقی می شود. در بسیاری از کتابخانه های کشور سازمان دهی منابع جغرافیایی به شیوه کتاب و با قالب مارک ایران انجام می شود، درنتیجه به دلیل عدم برقراری ارتباط میان رکوردهای کتابشناختی، کاربران در جستجو و بازیابی منابع جغرافیایی با چالش مواجه می شوند. ازآنجایی که برقراری ارتباط معنایی میان رکوردهای کتابشناختی در کتابخانه های کشور مستلزم پیاده سازی نظام های فهرست نویسی کتابخانه ای مبتنی بر مدل های مفهومی است که جدیدترین آن ها، مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا (ال.آر.ام.) است، نگاشت رکوردهای کتابشناختی مارک ایران با مدل ال .آر.ام. امری ضروری است. بدین منظور، این پژوهش با هدف تطبیق عناصر داده ای منابع جغرافیایی در قالب مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط در مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا ال.آر.ام. انجام شده است.روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی بود که به روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از ابزار سیاهه وارسی مربوط به گزارش نهایی ایفلا ویرایش اوت سال 2017 انجام شده است. در این سیاهه وارسی، ساختار مربوط به 11 موجودیت (در سه سطح) ، 37 ویژگی و 36 رابطه بین آن ها به طور جامع و واضح در قالب جداول جداگانه ارائه شده است.یافته ها: در مطالعه حاضر تمامی عناصر داده ای منابع جغرافیایی در قالب مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط میان آن ها در مدل ال.آر.ام. در یک جدول نگاشت شده است. بدین صورت که ستون های این جدول متشکل از فیلدهای اصلی و فرعی بلوک های مارک ایران مربوط به رکوردهای منابع جغرافیایی برگرفته از نرم افزار رسا و نیز ستون های موجودیت ها، ویژگی ها و روابط منابع جغرافیایی در مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا ال.آر.ام. است. با توجه به ساز و کار گسترش پذیری مدل ال.آر.ام.، پنج رابطه جدید (شخص بخشی دارد شخص، اثر خلق شده توسط شخص، شخص معادل است با شخص، اثر خلق شده توسط عامل جمعی و عامل جمعی معادل است با عامل جمعی) توسط پژوهشگران در مدل ال.آر.ام. پیشنهاد و افزوده شده است.نتیجه گیری: چنانچه همه موجودیت ها، ویژگی ها و روابط میان آن ها نظام مند توصیف شود، نگاشت فیلدهای مربوط به منابع جغرافیایی در رکوردهای مارک ایران به مدل ال.آر.ام. موفقیت آمیز خواهد بود. نتایج حاکی از آن است که تمامی عناصر داده ای منابع جغرافیایی در قالب مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط میان آن ها در مدل ال.آر.ام. قابلیت انطباق دارند. همچنین نتایج این مطالعه نشانگر بازنمون روابط جدیدی میان موجودیت های مدل ال.آر.ام. است. ازآنجایی که مدل ال.آر.ام. یک مدل مرجع است و قواعد آر.دی.ای. نیز از این مدل به عنوان راهنما بهره می برد، انتقال از قالب یونی مارک به مدل مفهومی ال.آر.ام. می تواند راه حل مناسبی برای سازمان دهی منابع جغرافیایی با استفاده از استانداردهای نوین باشد.
تحلیل عوامل محیطی کلیدی اثرگذار بر نظام علم، فناوری و نوآوری فضای مجازی در ایران؛ کاربست تحلیل تأثیرات متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به شناسایی و تحلیل تاثیرات متقابل عوامل محیطی کلیدی اثرگذار بر نظام علم، فناوری و نوآوری فضای مجازی در ایران پرداخته است. جهت تحقق هدف پژوهش، از استراتژی پژوهش آمیخته استفاده شده است. در بخش کیفی، با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و نظر خبرگان، عوامل محیطی که بر نظام مذکور تأثیرگذارند شناسایی و با استفاده از مدل STEEPLED طبقه بندی شدند که هفت طبقه را شامل می شود: اجتماعی-دموگرافی، فناورانه، اقتصادی، محیط زیستی، سیاسی، سیاستی- قانونی، اخلاقی. توزیع عوامل در طبقات مختلف نشان از پیچیدگی محیط پیرامون نظام علم، فناوری و نوآوری فضای مجازی دارد. در بخش کمی، از تحلیل تاثیرات متقابل با رویکرد ساختاری استفاده شده است. الگوی توزیع عوامل محیطی نظام علم، فناوری و نوآوری فضای مجازی، به دلیل اثرات متقابل عوامل بر یکدیگر، نشان داد که این نظام با محیط بسیار پیچیده ای مواجه می باشد. بر اساس نتایج، کلیدی ترین عوامل هدف بر اساس میزان اثرگذاری مستقیم به اشتغال، رشد اقتصادی، اتصال به اینترنت، روندهای فناورانه دیجیتال و اعتماد مردم به دولت اختصاص دارد. رویکردهای جدید اقتصادی (از جمله اقتصاد اشتراکی، اقتصاد گیگ و غیره)، سرمایه گذاری در حوزه فاوا و وضعیت اقتصادی مردم نیز از کلیدی ترین عوامل ریسک به شمار می آیند. بر این مبنا پیشنهاد می شود عوامل هدف با توجه به اهداف و کارکردهای نظام علم، فناوری و نوآوری فضای مجازی توسعه و هدایت شوند و عوامل ریسک نیز با توسعه و ارتقاء به عوامل هدف تبدیل شوند.
تحلیل و ترسیم شبکه مفهومی پژوهش های حوزه مرجعیت علمی در ایران: تحلیل هم واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرجعیت علمی یکی از مفاهیم اساسی در علم و از جمله سیاست های کلان نظام کشور در گفتمان پیشرفت علمی ایران است. از دهه هشتاد به دنبال مطرح شدن ادبیات «مرجعیت علمی» در جامعه علمی ایران، پژوهش های زیادی در تبیین و ابعاد نظری، کاربردی، علمی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن در فرمت های مختلف و در مجامع داخلی و بین المللی انجام شده است. هدف از این پژوهش تحلیل ساختار مفهومی دانش مرجعیت علمی در ایران است. پژوهش حاضر بر اساس رویکرد علم سنجی با روش های تحلیل هم واژگانی، خوشه بندی اطلاعات و تحلیل شبکه اجتماعی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل کلیه مدارک علمی اعم از مقاله های فارسی، کتاب ها، پایان نامه های تحصیلی و پروژه های تحقیقاتی از ابتدا تا دی ماه 1402 می باشد. یافته های مربوط به تحلیل هم واژگانی نشان داد، بیش از 241 مفهوم یا کلیدواژه در این حوزه مطرح شده و مفهوم «مرجعیت علمی» به طور خاص با بالاترین فراوانی، مفاهیم: «اهل بیت (ع)، قرآن کریم ،کسب یا دستیابی به مرجعیت، دانشگاه علوم پزشکی، دانشگاه ها دیدگاه رهبری و آموزش عالی» بیشترین فراوانی را در بین کلیه مفاهیم داشته اند. علاوه بر آن، زوج های مفهومی"مرجعیت علمی- اهل بیت (ع)، مرجعیت علمی- قرآن، مرجعیت علمی– دیدگاه رهبری، مرجعیت علمی- دستیابی و مرجعیت علمی- دانشگاه ها" بیشترین هم رخدادی با هم بر قرار کرده اند. همچنین 30 مفهوم مانند: "بومی سازی علم، پویایی علمی، نشاط علمی، سرمایه علمی، مرجع علمی، پژوهش تمدن ساز، اقتدار علمی، علم گرایی، جریان علمی، کرسی ترویجی، مرزهای دانش، میراث علمی، سرآمدان علم..." به عنوان مفاهیم نوظهور در پژوهش ها شناسایی شدند. نتایج مربوط به خوشه بندی نشان داد دانش این حوزه در ایران از 13 خوشه اصلی تشکیل شده است. ترسیم نقشه های مفهومی حوزه دانش مرجعیت علمی نشان داد شبکه شکل گرفته مفاهیم دارای گسستگی است و مفاهیم آن کمتر با هم ارتباط برقرار کرده اند. با توجه به عدد تراکم شبکه (0268/0)، نمی توان گفت شبکه مفهومی متراکمی دارد. با توجه مفاهیم بدست آمده از پژوهش های انجام شده در حوزه مرجعیت علمی، این حوزه در ایران هنوز جوان است و دایره گستره کاربردی آن در سایر حوزه ها کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است. اما بعد از مطرح شدن آن توسط مقام معظم رهبری، در سال های اخیر پژوهش های مرتبط با آن رشد داشته است؛ ولی دامنه آن گسترده نیست. این وضعیت در نقشه های بدست آمده به خوبی مشهود است. بیشتر مفاهیم بدست آمده در محور تبیین و تعاریف بعد نظری مرجعیت علمی بوده است. در مجموع این پژوهش تصویر کلانی مفهومی از حوزه مرجعیت علمی را ارائه داد.
ارائه مدلی مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر اساس مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
159 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر اساس مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان است. با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور افزایش سرعت و دقت فعالیت های مختلف سازمان ها و در نتیجه بالا بردن بهره وری آن ها، می توان به سمت پیشرفت دانش سازمانی و بالا بردن سطح آگاهی های سازمان و بالا بردن توسعه و خلاقیت سازمان رسید. در واقع، با گردآوری دانش نیاز محیط بیرونی و درونی سازمان با یک مهندس سیستم دانش آیتم های کاربردی می سازد تا در آینده همین آیتم ها به صورت واقعی به اجرا در آیند. نقش پشتیبان فناوری اطلاعات برای مدیریت دانش، پیشرفت قابل توجهی در رفتار هوشمندانه و مبتنی بر دانش سازمان ها و افراد آن ها به وجود خواهد آورد.روش شناسی: نوع پژوهش کاربردی و رویکرد آن کیفی است که با استفاده از نظریه زمینه ای و داده بنیاد انجام شده است. این پژوهش با بهره گیری از رویکردی امیک و تبیین ایدوگرافیک به دنبال عوامل پیش برنده تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) و مهندسی دانش است. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 178 نفر متشکل از مدیران و کارشناسان شاغل در شرکت های دانش بنیان در سطح ارشد هستند. روش نمونه گیری پژوهش، نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی بوده و جهت گردآوری اطلاعات از ابزار مصاحبه باز و ساختارنیافته با صاحبنظران و اهل فن استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل در پژوهش حاضر، روش های تحلیل تماتیک و نظریه زمینه ای است و آزمون های آماری با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی انجام گرفته است.یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش مشخص گردید، عوامل مؤثر بر ارائه مدل مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان شرایط علّی (تغییر و تحولات در نقش دانشگاه ها)، شرایط زمینه ای (ارتقای آکادمیک سیاستگذاری و طراحی مجدد ساختارها- نهادینه کردن)، شرایط مداخله گر (بسترهای آیین نامه ای و قانونی)، فرآیند/تعاملات (شبکه سازی) و پیامدها (دست یابی به مزیت رقابتی) هستند و فناوری اطلاعات به عنوان مهمترین عامل تواناساز فرایند مهندسی دانش با سرعت و دقت بالاست.نتیجه گیری: فقدان سیاست کلی دولت در توسعه فناوری اطلاعات در زمینه مهندسی دانش، نبود بستر مخابراتی جهت تبادل اطلاعات، عدم آشنایی و مهارت کارکنان در استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات به عنوان چالش مهم در به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان های دانشی است. بنابراین، پیشنهاد می شود که دولت ها بسترهای مناسب را فراهم نموده و در جهت ارتقای این فناوری برنامه ریزی نمایند.
عوامل اعتمادآفرین مؤثر بر تسهیم دانش سازمانی: مطالعه دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
157 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد شناسایی و تحلیل مهمترین عوامل اعتمادآفرین مؤثر بر تسهیم دانش سازمانی در حوزه مدیریت دانش است تا زمینه را برای مدیریت درست و برنامه ریزی مناسب برای مدیران سازمان ها فراهم نماید.روش پژوهش: پژوهش حاضر با استفاده از روش های مرور نظام مند و دلفی انجام شد. خبرگان شرکت کننده در دلفی به وسیله نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. خبرگان انتخاب شده ، اساتید حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی، جامعه شناسی و مدیریت در دانشگاه های تربیت مدرس، تهران، خوارزمی، شهید بهشتی، شاهد، مالک اشتر و علامه طباطبایی بودند که سابقه علمی و پژوهشی در موضوع مدیریت دانش و اعتماد سازمانی را داشتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از توزیع فراوانی، میانگین، ضریب توافق، آزمون تی تک نمونه ای و رتبه بندی فریدمن استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد عوامل اعتمادآفرین مؤثر بر تسهیم دانش را می توان در شش بعد کلی شامل عوامل اعتماد سازمانی، هنجار ذهنی، نگرش به تسهیم دانش، انگیزش بیرونی، انگیزش درونی و حمایت سازمانی دسته بندی نمود. در میان عوامل مؤثر از دیدگاه خبرگان، عامل اعتماد سازمانی با میانگین کل برابر با 4/86 دارای بیشترین تأثیرگذاری و انگیزش بیرونی با میانگین کل برابر 4/14، دارای کمترین تأثیرگذاری بر تسهیم دانش است.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که جهت فرآیند تسهیم دانش کارآمد و ایجاد بستری پویا، توجه و سیاست گذاری مناسب مدیران و شاغلان حرفه ای مدیریت دانش برای بهبود فرهنگ تسهیم دانش میان بخش های مختلف سازمان ضروری به نظر می رسد. در همین راستا، به سازمان ها پیشنهاد می شود با تقویت عوامل اعتمادآفرین و محرک های انگیزشی، تسهیم دانش میان کارکنان را تسهیل نمایند.
شناسایی موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال مبتنی بر نظریه مبنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
67 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال است. روش اجرای این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی است. جامعه آماری شامل 10 نفر از متخصصان دانشگاهی است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. حجم نمونه براساس اصل اشباع نظری محاسبه شد. ابزار پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته در مورد موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر نظریه مبنایی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که 53 مضمون محوری در قالب شرایط علّی شامل «وجود یک مشکل یا مسئله»، «عوامل فردی»، «سازمانی- مدیریتی»، «فناوری»، «سیاسی»، «اجتماعی»، «نهادی» و شرایط زمینه ای شامل «توسعه فناوری»، «درک کاربران»، «اهداف کتابخانه»، «وضعیت اقتصادی»، «سطح سواد فناوری»، «فرهنگ ها و ارزش ها»، «پیشینه و تجربه»، «نیاز کاربران»؛ شرایط مداخله گر شامل «منابع محدود»، «سرعت بالای تغییر فناوری»، «عدم قطعیت در آینده متاورس»، «عوامل انسانی»؛ راهبردها شامل «آموزش و آگاهی بخشی»، «همکاری با شرکت های فناوری»، «توسعه زیرساخت های فناوری»، «تحقیق و توسعه» و پیامدها شامل «کاهش دسترسی به اطلاعات»، «عدم انطباق با استانداردها»، «خطرات امنیتی و حریم خصوصی»، «عدم پذیرش از سوی کاربران» بودند. براساس نتایج می توان گفت که در مسیر توسعه متاورس موانع مختلفی به چشم می خورد. زمانی که این موانع مورد شناسایی قرار گیرند و راهکارهای لازم برای رفع آن ارائه شود می توان گفت که با توسعه متاورس، کتابخانه ها فرصت های جدیدی برای ارائه خدمات به کاربران خود خواهند داشت. با تفکر خلاقانه در مورد نحوه استفاده از این فناوری، کتابخانه ها می توانند به پلتفرم های آموزشی و اجتماعی ارزشمندی تبدیل شوند.
بررسی فرهنگ و روش های اشتراک گذاری دانش در میان کارکنان کتابخانه های عمومی شهرستان اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
149 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی وضعیت فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و روش های اشتراک گذاری دانش در میان کارکنان (کتابداران و مدیران) کتابخانه های عمومی شهرستان اهواز است. پژوهش کاربردی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تمامی کارکنان (مدیران و کتابداران) کتابخانه های عمومی شهرستان اهواز که نمونه پژوهش با روش سرشماری به دست آمده و زمان اجرا، سال 1401 بوده است. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی صوری پرسش نامه با نظر متخصصین و پایایی آن، با استفاده از آلفای کرونباخ (90/)0 و دونیمه کردن (85/0) به دست آمده است. به لحاظ مؤلفه های فرهنگ اشتراک گذاری، رقابت بین کارکنان برای اشتراک دانش با بالاترین میانگین (16/ 3) بهترین وضعیت را داشته است و انگیزه مدیران برای اشتراک دانش با سایر کتابخانه ها با میانگین 70/2 در پایین ترین وضعیت قرار داشت. همچنین وضعیت اشتراک دانش ازلحاظ روش های مختلف اشتراک دانش نشان می دهد که مطلوب ترین وضعیت مربوط به دوره ها و کارگاه های آموزشی با میانگین 55/3، سپس سامانه اتوماسیون اداری با 51/3 و همین طور کیفیت ارتباطات شخصی و غیررسمی میان کتابداران با میانگین 26/3، بوده است. در یک نتیجه گیری کلی، وضعیت اشتراک دانش به لحاظ فرهنگ اشتراک گذاری، شرایط موجود فناوری اطلاعات و ارتباطات و روش های اشتراک دانش در شرایط خوبی قرار ندارد و کتابخانه های عمومی اهواز، در همه بخش ها، نیاز به ارتقاء و بهبود وضعیت دارند.
واکاوی ابعاد و مولفه های اصلی در طراحی و پیاده سازی کتابخانه های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کتابخانه های آینده با آنچه در حال حاضر مشاهده می شود، بسیار متفاوت خواهند بود. مفهوم کتابخانه هوشمند می تواند به عنوان نام جدید و مناسبی برای آنها باشد. کتابخانه هوشمند گزینه ای برای ماندن در بازی و دفاع از دارایی های اساسی کتابخانه در جامعه هوشمند آینده است. هدف پژوهش حاضر آن است تا با بررسی و تحلیل متون حوزه کتابخانه های هوشمند، به واکاوی ابعاد و مؤلفه های آن در طراحی و پیاده سازی کتابخانه هوشمند بپردازد.روش شناسی: پژوهش حاضر کیفی است و با استفاده از روش فراترکیب براساس مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات و تولیدات علمی مرتبط با کتابخانه هوشمند در پایگاه های علمی معتبر بدون محدودیت زمانی و زبانی جستجو و تعداد 1800 عنوان مقاله بازیابی شد. پس از حذف عناوین تکراری و مقالات غیرمرتبط، در نهایت تعداد 194 عنوان مقاله جهت شناسایی ابعاد و مؤلفه های کتابخانه هوشمند مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل محتوای متون نیز با کمک نرم افزار مکس کیودا انجام شد.یافته ها: تعداد 4336 کد براساس تحلیل محتوای 194 مقاله شناسایی شد. کدهای شناسایی شده در 8 بُعد و 76 مؤلفه برچسب گذاری شدند. این ابعاد شامل فناوری، خدمات، افراد، منابع، مکان، حکمرانی و مدیریت، مسائل حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی، و نوآوری و خلاقیت هستند.نتیجه گیری: اگرچه فناوری، به عنوان عامل اصلی و زیرساخت کتابخانه هوشمند است، بااین حال، باید به ابعاد دیگری چون خدمات، افراد، مکان، منابع، حکمرانی و مدیریت، مسائل حقوقی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، و نوآوری و خلاقیت در ساخت کتابخانه هوشمند توجه نمود. البته باید این نکته را مدنظر قرار داد که در طراحی و اجرای کتابخانه هوشمند، باید به نیازها، امکانات و تجهیزات موجود و بودجه مورد نیاز توجه شود. هر کتابخانه ممکن است نیازها و منابع مختلفی داشته باشد که باید مورد توجه واقع شوند. در نتیجه، پیاده سازی کتابخانه های هوشمند نیازمند رویکرد چندبُعدی است که اجزای کلیدی مختلفی را در برمی گیرد.
مقایسه کارکرد نرم افزارهای طراحی هستی شناسی با تاکید بر زبان فارسی : طراحی نمونه اولیه هستی شناسی حوزه پزشکی مبتنی بر شواهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: استفاده از ابزارهایی برای توصیف واضح و دقیق مراحل، اجزاء و روابط بین اجزاء پدیده ها به صورت گرافیکی و یا سلسله مراتبی یکی از روشهای مرسوم آموزش محسوب می شود و می تواند در درک بهتر یادگیرنده موثر باشد، در این مقاله با استفاده از ابزار هستی شناسی سعی خواهد شد توصیف واضح، رسمی و دقیقی از حوزه پزشکی مبتنی بر شواهد و روابط بین اجزاء آن ارائه شود. روش: این مقاله از نوع کاربردی و روش پژوهش استفاده شده در آن مهندسی هستی شناسی است. 5 نرم افزار طراحی هستی شناسی کوگویی، سواپ، اوبو-ادیتور، آپولو و پروتژ به لحاظ کارکرد و امکانات به خصوص برای طراحی هستی شناسی های فارسی ارزیابی شد. یافته ها و پیشنهادات: در بررسی نرم افزارها، پروتژ و کوگویی دارای امکانات و پشتیبانی بهتری بوده و استفاده از آنها به خصوص در طراحی هستی شناسی به زبان فارسی با مشکلات کمتری همراه بود. از آنجایی که نرم افزار پروتژ تطابق بیشتری با استانداردهای طراحی هستی شناسی دارد، این نرم افزار برای طراحی هستی شناسی پزشکی مبتنی بر شواهد انتخاب شده و طی 7 گام این هستی شناسی طراحی شد. با توجه به اینکه این هستی شناسی نمونه اولیه بوده و کلیه بخشهای آن نیاز به افزودن کلاس ها و روابط بیشتر دارد، پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی با توسعه این هستی شناسی امکان استفاده از آن برای پایگاه های اطلاعاتی این حوزه نیز علاوه بر کاربرد آموزشی آن فراهم گردد.
نیازهای اطلاعاتی و انتظارات جامعه آذری ساکن در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان از کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد به کشف نیازهای اطلاعاتی و انتظارات جامعه آذری ساکن در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان از کتابخانه های عمومی بپردازد. روش: این پژوهش با رویکرد کمّی و به روش پیمایش با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابداران، کاربران و غیرکاربران کتابخانه های عمومی در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و خوشه ای انتخاب شدند. روایی محتوایی و صوری پرسشنامه از سوی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و علوم اجتماعی تأیید شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آزمون-بازآزمون استفاده شد. بازه زمانی انجام پژوهش سال های 1399-1400 بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آماره های فراوانی، میانگین و آزمون کروسکال والیس استفاده شد. یافته ها: شبکه های اجتماعی مهم ترین منبع کسب اطلاعات در گروه کاربران و غیرکاربران بودند. موضوعات مورد علاقه شرکت کنندگان به ترتیب روانشناسی، مهارت های زندگی و آموزش زبان بودند و آنها منابع اطلاعاتی غیردرسی و سرگرمی را به دو زبان فارسی و ترکی آذری ترجیح می دهند. مهم ترین نکته در ارتباط با کمیت و کیفیت منابع اطلاعاتی توجه ناکافی به منابع مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری بود. آنها توجه به منابع اطلاعاتی مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری را ضروری می دانند. در زمینه شناسایی نیازهای آموزشی، آموزش مهارت های عمومی زندگی مهم ترین نیاز آموزشی شناسایی شده توسط جامعه مورد مطالعه بود. از دیدگاه کاربران، داستان سرایی به زبان ملی؛ از دیدگاه غیرکاربران، ارائه اطلاعات کاریابی؛ و از دیدگاه کتابداران، برگزاری برنامه های فرهنگی-هنری از مهم ترین نیازهای فرهنگی-اجتماعی کتابخانه های عمومی استان های مورد مطالعه محسوب می شود. اصالت/ارزش: جامعه مورد مطالعه طیف وسیعی از نیازهای اطلاعاتی، آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و خدماتی را داشتند. آنها بر لزوم توجه بیشتر به منابع مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری تأکید داشتند. کتابخانه های عمومی باید خدمات و منابع متناسب با نیازها و انتظارات خاص جامعه آذری را طراحی و ارائه کنند. بدین طریق هم به حفظ میراث و فرهنگ اقوام کمک می کنند و هم موجبات مراجعه و استفاده بیشتر از کتابخانه های عمومی را در استان های مورد مطالعه فراهم می سازند.
تجزیه و تحلیل وضعیت انتشار تولیدات علمی دانشگاه گلستان در پایگاه اسکوپوس: مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
53 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی وضعیت تولیدات علمی دانشگاه ها و مؤسسه های آموزش عالی یکی از جنبه های ارزیابی عملکرد دانشگاه ها برای نظارت بر بهره وری و اطمینان از دستیابی به اهداف دانشگاه و حرکت در مسیر درست برای حل مسائل کشور است. مطالعات علم سنجی ابزاری گسترده برای ارزیابی انتشارات پژوهشی و سنجش بهره وری دانشگاه ها فراهم کرده است. از رایج ترین و کارآمدترین روش های سنجش علم، تحلیل منابع علمی، به ویژه مقالات نمایه شده اعضای هیأت علمی و پژوهشگران در پایگاه های اطلاعاتی معتبر و پایگاه های استنادی جهان، روند توزیع و نرخ رشد آنها، شناسایی پژوهشگران فعال، تعیین شبکه همکاری علمی و خوشه های موضوعی است. با ترسیم نقشه های تولیدات علمی و شناسایی و تحلیل نقاط قوت و ضعف دانشگاه در حوزه تولیدات علمی، می توان راهکارهایی را با هدف ارتقاء کیفی و کمّی تولیدات علمی ارائه کرد و برنامه ریزی لازم برای ارتقای شاخص های رتبه بندی دانشگاه در سطح ملی و بین المللی اتخاذ گردد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشگاه گلستان با استفاده از داده های پایگاه استنادی اسکوپوس به روش علم سنجی است.
روش: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی-مقطعی با رویکرد کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه بروندادهای علمی دانشگاه گلستان، از اولین مدرک نمایه شده در پایگاه اسکوپوس تا 29 جولای 2024 تعیین شد. تحلیل داده ها و ترسیم نقشه های علمی با استفاده از نرم افزار اکسل، بیب اکسل و ووس ویور انجام شد.
یافته ها: 2165 تولید علمی دانشگاه گلستان از سال 2007 در پایگاه اسکوپوس نمایه شده است و براساس نتایج تحلیل داده ها، روند رشد تولیدات علمی در طول دوره مطالعه، روند سینوسی دارد. بالاترین تعداد تولیدات علمی در سال 2022، و بیشترین تعداد تولیدات علمی به صورت مقاله علمی- پژوهشی (1999 مدرک) منتشر شده است. حوزه های موضوعی شیمی، علم مواد، فیزیک و نجوم، بیشترین تعداد تولیدات علمی را دارند. قاسم بهلکه، علی اکبر دهنوخلجی و علی درخشان حصاری نویسندگانی با بیشترین سهم تولیدات علمی شناسایی شدند. بیشترین همکاری بین المللی با کشورهای چک، انگلیس، و آمریکا بوده است. این دانشگاه با پژوهشگاه، دانشگاه تهران، و دانشگاه علوم پزشکی گلستان بیشترین همکاری های علمی ملی را داشته است. نتایج تحلیل شبکه هم رخدادی واژگان و خوشه های موضوعی تولیدات علمی دانشگاه گلستان، نشان دهنده تمرکز بر موضوعات تحقیقاتی داغ، متشکل از 6 خوشه است. این خوشه ها به ترتیب عبارتند از: «سنتز و تحلیل ساختاری مواد پیشرفته»، «نانومواد و شبیه سازی های محیطی»، «خوردگی الکتروشیمیایی و روش های محافظت از فلزات»، «مطالعات بالینی و تأثیرات دارویی بر انسان ها»، «جغرافیای زیستی و مورفولوژی در دوره های زمین شناسی»، و «مواد و نانومواد پیشرفته».
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نقاط قوت و ضعف تولیدات علمی دانشگاه گلستان را برجسته می نماید که با تحلیل آن ها، و ارائه راهکارهایی برای تقویت نقاط قوت و کاهش و رفع نقاط ضعف می توان برای بهبود جایگاه دانشگاه گلستان و افزایش رتبه آن در نظام های رتبه بندی برنامه ریزی لازم صورت گیرد. انجام پژوهش های مشابه در سایر پایگاه های استنادی و تکرار چنین پژوهش هایی به صورت دوره چندساله می تواند برای بهبود برنامه ریزی ها و خط مشی گذاری صحیح علمی در راستای توسعه پایدار دانشگاه گلستان در سطح ملی و بین المللی مؤثر باشد.
به کارگیری رویکرد علم سنجی به منظور تجزیه و تحلیل مطالعات تخصیص بهینه کاربری اراضی در سیستم اطلاعات مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
7 - 18
حوزههای تخصصی:
هدف: بهینه سازی تخصیص کاربری اراضی به عنوان یک حوزه میان رشته ای، به کمک سیستم اطلاعات مکانی (GIS) نقش مهمی را در مدیریت منابع طبیعی، برنامه ریزی شهری و ایجاد توسعه پایدار ایفا می کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بهره گیری از رویکرد علم سنجی به منظور بررسی وضعیت مقالات علمی منتشر شده است، تا بینشی جامع و دقیق از روندها، مفاهیم کلیدی و روش های پرکاربرد در پژوهش های این زمینه ارائه دهد و مسیرهای آتی را برای توسعه علمی و عملی این حوزه روشن سازد.
روش: این مطالعه با استفاده از داده های استخراج شده از پایگاه علمی Web of Science، مجموعه ای متشکل از 584 مقاله که بین سال های 1991 تا 2024 منتشر شده اند، بررسی گردید. تحلیل های آماری داده ها با استفاده از نرم افزار Excel انجام شده و روندهای انتشار، توزیع جغرافیایی مقالات و ناشران فعال مشخص شدند. علاوه بر این، از نرم افزار VOSviewer برای شناسایی کلمات کلیدی پرتکرار، خوشه بندی و تحلیل ساختار موضوعی آن ها استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که از سال 2010 به بعد تولید مقاله در زمینه بهینه سازی تخصیص کاربری اراضی مورد توجه بیشتری قرار گرفته و این تولید تا سال 2022 نیز روند افزایشی داشته است. در این راستا، کشورهای چین، ایالات متحده آمریکا و ایران به ترتیب با ارائه 302، 103 و 41 مقاله، بیشترین سهم تولید علم را در این زمینه داشته اند. از میان ناشران نیز، انتشارات Elsevier با انتشار بیش از 38 درصد مقالات، فعال ترین ناشر در این زمینه بوده است. همچنین، شناسایی کلمات کلیدی نشان داد که واژه GIS پرتکرارترین عبارت بوده و الگوریتم های فرا ابتکاری مانند الگوریتم ژنتیک، بهینه سازی ازدحام ذرات و بهینه سازی کلونی مورچه ها، به عنوان روش های رایج حل مسائل پیچیده بهینه سازی تخصیص کاربری اراضی به کار گرفته شده اند. خوشه بندی کلمات کلیدی نیز چهار حوزه اصلی را مشخص کرد که شامل الگوریتم های فرا ابتکاری، مدل سازی مکانی، بهینه سازی چندهدفه و تخصیص منابع در سیستم های اطلاعات مکانی است.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش روند رو به رشد پژوهش در زمینه تخصیص بهینه کاربری اراضی را نشان می دهد. همچنین کشورها و انتشارات فعال در این زمینه مشخص شدند. علاوه بر این، روش های رایج مورد استفاده در این زمینه که شامل الگوریتم های فرا ابتکاری مانند الگوریتم ژنتیک هستند، معرفی گردیدند. بدین ترتیب، این پژوهش می تواند به عنوان مرجعی در مطالعات آتی بهینه سازی تخصیص کاربری اراضی مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.