فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۷٬۹۰۱ مورد.
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
199 - 225
حوزههای تخصصی:
امروزه داده ها به عنوان یکی از دارایی های ارزشمند سازمان ها و صنایع مختلف، نقش مهمی را در توسعه و پیشرفت کسب وکارها ایفا می کنند. درواقع هر سازمانی برای جمع آوری داده های خود از منابع مختلفی استفاده می کند که یکی از این منابع بستر وب است که در آن روزانه داده های زیادی توسط کاربران مختلف و یا حتی ربات ها در سراسر جهان تولید و منتشر می شود. جمع آوری و تحلیل چنین داده هایی، می تواند اطلاعات مفیدی را برای سازمان فراهم نماید. به همین منظور طی دهه های گذشته ابزارهای مختلفی توسعه یافته اند که به برداشت اطلاعات از بستر وب کمک شایانی نموده اند که ازجمله آن ها می توان به کتابخانه های ریکوئست، سلنیوم، اسکرپی، سوپ زیبا و ... در زبان برنامه نویسی پایتون اشاره نمود. بااین حال، هر یک از این کتابخانه ها با چالش هایی مواجه هستند. ما در این مقاله با مطالعه کتابخانه سلنیوم و با توجه به وجود چالش های متعدد در آن، راه حلی را برای مدیریت زمان و بهبود چالش نامتقارن بودن آن ارائه نموده ایم. آزمایش های ما نشان می دهد که استفاده از راه حل پیشنهادی، دقت اطلاعات برداشت شده از بستر وب را افزایش و درنتیجه چالش نامتقارن بودن را بهبود می دهد و همچنین زمان برداشت اطلاعات از بستر وب را نیز کاهش می دهد.
بررسی نقش هوش مصنوعی در آموزش با استفاده از رویکرد ره نگاشت فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
111 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: با توسعه سریع علم و فناوری، به ویژه هوش مصنوعی، استفاده از این فناوری در زمینه های مختلف ازجمله آموزش به سرعت افزایش یافته است. هوش مصنوعی توانایی بهبود و بهینه سازی فرآیندهای یادگیری و تدریس را دارد و می تواند مدیریت کلاس را کارآمدتر کند. همچنین، حق ثبت اختراع در توسعه هوش مصنوعی در آموزش مهم است؛ زیرا از حقوق مالکیت فکری مخترعان محافظت می کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی در آموزش با تمرکز بر تحلیل ثبت اختراعات است.
روش: این تحقیق یک مطالعه علم سنجی است که از روش تحلیل استنادی استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، تمامی اختراعات ثبت شده در موضوع کاربرد هوش مصنوعی در آموزش بدون محدودیت زمانی از پایگاه داده لنز جمع آوری شدند. در مجموع 1267 اختراع ثبت شده مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان می دهند که تعداد ثبت اختراعات مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، به ویژه در سال های اخیر، به طور پیوسته در حال افزایش است. میزان استناد به این اختراعات نیز افزایش یافته و نشان دهنده تأثیرگذاری بیشتر آنها در تحقیقات مرتبط است. همچنین بخش قابل توجهی از این اختراعات به منابع علمی ارجاع داده اند که نشان دهنده ارتباط قوی بین تحقیقات دانشگاهی و پیشرفت های تکنولوژیکی در این حوزه است. شاخص های پیوند با علم و فناوری و قدرت فنی نیز نشان دهنده سطح بالایی از نوآوری و تازگی در این زمینه است.
نتیجه گیری: تعداد ثبت اختراعات هوش مصنوعی در آموزش به طور مداوم در حال افزایش است و این اختراعات به طور فزاینده ای مورد استناد قرار می گیرند، که نشان دهنده تأثیر آنها بر تحقیقات و توسعه های بیشتر است. ثبت اختراعات، ارتباطات قوی بین تحقیقات علمی و پیشرفت های تکنولوژیکی را نشان می دهند و سطح بالایی از نوآوری و تازگی فنی در این حوزه به چشم می خورد. هوش مصنوعی نقش مهمی در تغییر چشم انداز آموزشی دارد، به ویژه در زمینه هایی مانند یادگیری شخصی سازی شده، ارزیابی تطبیقی و سیستم های آموزشی هوشمند. ادغام هوش مصنوعی در آموزش می تواند فرآیندهای یاددهی و یادگیری را دگرگون کند، مشارکت دانش آموزان را افزایش دهد و تجربیات آموزشی شخصی سازی شده را بهبود بخشد. با این حال، برای استفاده بهینه و کاهش خطرات بالقوه، ضروری است که ملاحظات اخلاقی مانند حفظ حریم خصوصی داده ها و جلوگیری از سوگیری رعایت شود. در نتیجه، هوش مصنوعی پتانسیل بسیار بالایی برای متحول کردن آموزش به روشی مؤثرتر و شخصی تر دارد و باید از آن به شکلی مسئولانه و اخلاقی استفاده شود تا به توانمندسازی دانش آموزان و تقویت یادگیری مادام العمر کمک کند.
نقش شبکه های اجتماعی علمی در رؤیت پذیری پژوهشگران و افزایش استنادات آثار پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
77 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف: رؤیت پذیری یکی از مهم ترین سنجه های قابل اندازه گیری انتشارات علمی وبی و از شاخص های تعیین کننده توسعه علمی در جوامع علمی است که می تواند به طور قابل توجهی، میزان استنادات آثار پژوهشی را افزایش دهد. یکی از ابزارهای پژوهشی که منجربه اشتراک گذاری و افزایش رویت و استنادات مقالات می شود، شبکه های اجتماعی علمی است. در واقع شبکه های اجتماعی برای برقراری ارتباطات علمی، اشتراک دانش، و انتشار بروندادهای پژوهشی استفاده می شوند که با استفاده از نشانگرها و شاخص های عملکردی خود می توانند میزان رؤیت پذیری مقالات و انتشارات را بالا ببرند. از این رو، هدف پژوهش حاضر واکاوی نقش شبکه های اجتماعی علمی در رویت پذیری پژوهشگران و افزایش استنادات آثار پژوهشی است.
روش : پژوهش حاضر یک تحقیق مروری بوده که با رویکرد کتابخانه ای و اسنادی تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش، منابع چاپی و الکترونیکی در زمینه علم سنجی و آلتمتریکس هستند.
یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که با ظهور ابزارهای وب2 ازجمله شبکه های اجتماعی و دسترسی آزاد به انواع بروندادهای علمی در وب و محدودیت های روش ها و شاخص های سنّتی مبتنی بر استناد همچون کتاب سنجی و علم سنجی، سنجه های جایگزین نظیر سنجه های شبکه های اجتماعی علمی و آلتمتریکس ظهور پیدا کردند که در کنار شاخص های سنّتی مبتنی بر استناد، برای بررسی اثرگذاری تولیدات علمی در محیط وب اجتماعی استفاده می شوند. در میان سنجه های جایگزین یا شاخص های مبتنی بر شبکه اجتماعی، شبکه های اجتماعی علمی ازجمله فضاها برای معرفی و دیده شدن آثار علمی محسوب می شوند که همانند پایگاه های استنادی، امکان بررسی میزان استفاده از یک منبع یا اثر را فراهم می کنند و معرفی آثار پژوهشگران در آنها، به افزایش رؤیت پذیری بروندادهای علمی و به دنبال آن، افزایش استناد به تولیدات علمی منجر می شود. در این میان شبکه های اجتماعی علمی ریسرچ گیت، آکادمیا، مندلی و گوگل اسکولار به عنوان شاخص های جایگزین می توانند تاثیر بسیار مثبتی بر میزان بارگیری، استناد و در نتیجه رؤیت پذیری داشته باشند.
نتیجه گیری: استفاده از شبکه ها ی اجتماعی علمی می تواند در ارتقای دانش، برقراری ارتباط و تبادلات علمی بین پژوهشگرا ن موثر باشد؛ بنابراین لازم است که با برگزاری کارگاه های آموزشی و اتخاذ سیاست های نوین توسط سیاستگذاران حوزه ارزیابی علمی، پژوهشگران به حضور بیشتر در شبکه های اجتماعی علمی و تسهیم آثار علمی خود در این فضاها ترغیب شوند.
ارائه مدل مدیریت اضطراب اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه تبریز با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اضطراب اطلاعاتی از چالش های نوظهور زندگی بشری است که با توسعه تفکر ریزومی در سایه تفکر پساساختارگرائی، ظهور و بسط یافته است. اضطراب اطلاعاتی در واقع از شکاف فزاینده بین مقدار اطلاعات موجود و توانایی ما برای پردازش و درک آن ناشی می شود و این نوع اضطراب، با مفاهیمی نظیر اضطراب کتابخانه ای و اضطراب اینترنتی تفاوت بنیادین دارد. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مدیریت اضطراب اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه تبریز با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد است.روش شناسی: روش پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی، مبتنی بر نظریه داده بنیاد بوده و از ابزار مصاحبه های نیمه ساختار یافته عمیق استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل 18 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز بوده و نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری داده ها ادامه پیدا کرد. تجزیه و تحلیل از طریق کدگذاری دستی و با الهام از نظریه گلاسر انجام گرفت و پس از استخراج کدهای اولیه و محوری مقوله های مرتبط استخراج و طراحی الگو صورت گرفت.یافته ها: براساس یافته های پژوهش، در کدگذاری باز 367 کد اولیه، در کدگذاری محوری 59 کد محوری و در کدگذاری انتخابی 23 مقوله محوری در قالب شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها/ اقدامات، پیامد و پدیده اصلی (مدیریت اضطراب اطلاعاتی) طبقه بندی شدند. توسعه سواد رسانه ای و اطلاعاتی، توسعه مهارت های شناختی و فراشناختی، توانمندسازی دانشجویان در مقابله با عوامل کاهنده خودمراقبتی و مهارت های ارزیابی اطلاعات از جمله راهبردها و اقداماتی هستند که می توانند در کاهش اضطراب اطلاعاتی دانشجویان مورد توجه قرار گیرند.نتیجه گیری: اضطراب اطلاعاتی در بین دانشجویان، حاصل یک عده شرایط و بسترهائی است، با شناسائی و کنترل این شرایط و بسترها، می توان اضطراب اطلاعاتی دانشجویان را مدیریت کرد و آنان را از آسیب های احتمالی آن دور نگهداشت.کلیدواژه ها: اضطراب، اطلاعات، اضطراب اطلاعاتی، نظریه پردازی داده بنیاد.
ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر جدید اقتصاد دیجیتال، کسب وکارها با رقابت های فزاینده و فرصت های فراگیر روبرو هستند. در همین حال، بسیاری از کسب وکارها سنّتی سفر دیجیتالی شدن را به سمت مدل های کسب وکار دیجیتالی تر دنبال می کنند و مشتاقانه منتظر پیاده سازی فناوری های دیجیتال در هر عملکردی از عملیات خود هستند. بسیاری از استارت آپ ها هم سعی دارند با استفاده از فناوری های پیشرفته، مشکلات را حل کنند. از نظر اقتصاد، استارت آپ ها نه تنها محصولات زیادی را برای بهتر کردن زندگی ایجاد می کنند، بلکه به ارائه فرصت های شغلی زیادی در ارتقای رشد اقتصادی کمک می نمایند. بنابراین، پژوهش حاضر با انگیزه ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین (استارتاپ ها) انجام شده است.
روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی است، استراتژی پژوهش ، داده بنیاد است که با استفاده از رویکرد ساخت گرا (چارمز) به شکل گیری نظریه پرداخته است . جامعه آماری شامل خبرگان، صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها) بوده که از بین آن ها 10 نفر به روش نمونه گیری نظری انتخاب شده و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند در تحقیق مشارکت داده شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. برای اطمینان از کسب داده های کامل و همه جانبه و از دست ندادن ابعاد اساسی پژوهش، از چارچوب از پیش تعیین شده ای مشتمل بر سه سؤال برای خبرگان به عنوان راهنمای مصاحبه استفاده شد . بعد از انجام هر مصاحبه و تحلیل داده ها ، مواردی که نیاز به واکاوی بیشتری داشتند، در مصاحبه ها مورد پرسش قرار می گرفتند و سؤالات مصاحبه بر این اساس تنظیم می شدند. محتوای تمامی مصاحبه ها به صورت یادداشت های راهنما مستند و ثبت شده است. برای محاسبه پایایی از شیوه دو کدگذار استفاده شد که برابر با 78 درصد بدست آمد. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. درنهایت برای اثبات و تأیید و رتبه بندی مؤلفه های پیشنهادی، از روش آماری آنتروپی شانون براساس نظرسنجی خبرگان استفاده شده است.
یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها مدل پویای استمرار فناوری دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین یا همان استارتاپ ها تدوین شد که شامل مولفه های زیر می باشد: اقتضائات (تغییرات بازاری، جهانی شدن، هنجارهای جدید فضای کار)، شرایط زمینه ای (محرک های داخلی و خارجی و ابتکارات تغییر و تحول)، عوامل مداخله گر (موانع سازمانی- فرهنگی و فقدان قابلیت های تکنولوژی)، راهبردها (استراتژی بقاء، استراتژی یکپارچه سازی و تحقیق و توسعه)، پیامدها (ایجاد جامعه شبکه ای، رهبری دیجیتال، موقعیت یابی در بازار، افزایش چابکی و ایجاد بازارگاه های داده محور). نهایتا ً بعد از اتمام تحلیل های صورت گرفته بر روی داده های کیفی، کدگذاری ها باید در قالب یک مدل ارائه شوند . مدلی که تبیین کننده روابط علت و معلولی بوده و مقوله های مهم و برجسته را مشخص نماید . از آنجا که چارمز ، مدل از پیش تعریف شده ای را ارائه نمی دهد و این کار را تماما ً در اختیار پژوهشگر قرار می دهد، بنا به نظر پژوهشگر، مدلی که تبیین درستی برای بیان روابط بین مقولات است، تدوین گردید.
نتیجه گیری: فن آوری های دیجیتال توسعه روابط بین بازیگران مختلف را تسهیل می کنند که به صورت پویا برای انجام فرآیندهای تجاری و نوآوری با هم تعامل دارند. این بدان معناست که انتشار فناوری های دیجیتال با استفاده از اهرم همکاری، امکانات جدیدی را برای توسعه کسب وکارهای نوآفرین فراهم کرده است. از این رو، در بازارهای جدید و پویا، استارت آپ ها باید اولین کسانی باشند که فرصت های ارائه شده توسط فناوری های دیجیتال را شناسایی و کشف می کنند؛ به ویژه با توجه به راه اندازی یک سرمایه گذاری جدید. بنابراین، فناوری های دیجیتال یک کانال تجاری مهم برای استارت آپ ها در حوزه های مختلف، مانند توسعه محصول جدید، نوآوری محصولات موجود یا فرآیندها، تجزیه و تحلیل بازار و نیازها و رضایت مشتری است.
نیازهای اطلاعاتی و انتظارات جامعه آذری ساکن در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان از کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد به کشف نیازهای اطلاعاتی و انتظارات جامعه آذری ساکن در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان از کتابخانه های عمومی بپردازد. روش: این پژوهش با رویکرد کمّی و به روش پیمایش با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابداران، کاربران و غیرکاربران کتابخانه های عمومی در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و خوشه ای انتخاب شدند. روایی محتوایی و صوری پرسشنامه از سوی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و علوم اجتماعی تأیید شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آزمون-بازآزمون استفاده شد. بازه زمانی انجام پژوهش سال های 1399-1400 بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آماره های فراوانی، میانگین و آزمون کروسکال والیس استفاده شد. یافته ها: شبکه های اجتماعی مهم ترین منبع کسب اطلاعات در گروه کاربران و غیرکاربران بودند. موضوعات مورد علاقه شرکت کنندگان به ترتیب روانشناسی، مهارت های زندگی و آموزش زبان بودند و آنها منابع اطلاعاتی غیردرسی و سرگرمی را به دو زبان فارسی و ترکی آذری ترجیح می دهند. مهم ترین نکته در ارتباط با کمیت و کیفیت منابع اطلاعاتی توجه ناکافی به منابع مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری بود. آنها توجه به منابع اطلاعاتی مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری را ضروری می دانند. در زمینه شناسایی نیازهای آموزشی، آموزش مهارت های عمومی زندگی مهم ترین نیاز آموزشی شناسایی شده توسط جامعه مورد مطالعه بود. از دیدگاه کاربران، داستان سرایی به زبان ملی؛ از دیدگاه غیرکاربران، ارائه اطلاعات کاریابی؛ و از دیدگاه کتابداران، برگزاری برنامه های فرهنگی-هنری از مهم ترین نیازهای فرهنگی-اجتماعی کتابخانه های عمومی استان های مورد مطالعه محسوب می شود. اصالت/ارزش: جامعه مورد مطالعه طیف وسیعی از نیازهای اطلاعاتی، آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و خدماتی را داشتند. آنها بر لزوم توجه بیشتر به منابع مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری تأکید داشتند. کتابخانه های عمومی باید خدمات و منابع متناسب با نیازها و انتظارات خاص جامعه آذری را طراحی و ارائه کنند. بدین طریق هم به حفظ میراث و فرهنگ اقوام کمک می کنند و هم موجبات مراجعه و استفاده بیشتر از کتابخانه های عمومی را در استان های مورد مطالعه فراهم می سازند.
اثربخشی کتاب درمانی بر جرئت ورزی دانش آموزان چهارم ابتدایی شهر قاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی کتاب درمانی بر جرئت ورزی دانش آموزان کم جرئت پایه ابتدایی انجام شده است. روش: طرح پژوهشی شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر کم جرئت پایه چهارم ابتدایی شهر قاین بودند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. مداخله کتاب درمانی بر روی گروه آزمایش، طی ۸ جلسه، هر جلسه یک کتاب داستان و به مدت ۴۵ دقیقه، و هفته ای دو بار برگزار شد. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از برتری معنادار گروه آزمایش بر گروه کنترل در مرحله پس آزمون بود. نتایج به دست آمده ماندگاری اثربخشی را در مرحله پیگیری نیز نشان داد. با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت که کتاب درمانی به روش گروهی می تواند به عنوان روش مؤثر در بهبود و نگهداشت رفتار جرئت ورزانه در کودکانی به کار رود که با ضعف در این مهارت مواجه اند. نتیجه گیری: قصه درمانی نسبت به کار مستقیم با کودکان به دلیل علاقه وافر آنان به قصه جذاب تر است. در نتیجه، کودکان می توانند نحوه نگاه خود را از مرکز درمانی، به یک محیط آموزشی، سرگرم کننده و درمانی تغییر دهند. این پژوهش می تواند قصه درمانی را به عنوان شیوه ای جذاب برای کودکان معرفی کند. ویژگی مهم دیگر قصه سرگرم کنندگی، آرامش بخشی و لذت بخشی آن است. این تأثیرها همانند نیروی محرکه عمل می کنند و تحول ساختارهای ذهنی را سریع تر می کنند. در پژوهش حاضر با روش کتاب درمانی به شکل قصه درمانی این فرصت برای کودکانی که از نظر جرئت ورزی در سطح پایینی بودند فراهم شد تا بر ضعف موجود در خود غلبه کنند.
طراحی هستان شناسی اشیای یادگیری الکترونیکی براساس استاندارد فراداده شیء یادگیری در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی هستان شناسی اشیای یادگیری الکترونیکی براساس استاندارد فراداده شیء یادگیری در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران در جهت سازمان دهی ساختارمند اشیای یادگیری است. پژوهش به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است. در پژوهش حاضر از روش مشاهده و پیمایش استفاده شده است و به مطابقت عناصر استاندارد فراداده شیء یادگیری با عناصر فراداده ای اشیای یادگیری در مخازن سازمانی جامعه پژوهش پرداخته شد. سپس پرسش نامه محقق ساخته برای انجام فن دلفی جهت اصلاح و اعتبارسنجی عناصر شناسایی شده در اختیار متخصصان قرار گرفت. در مرحله بعد مجموعه ای تأییدشده از عناصر و موجودیت ها برای اشیای یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران به دست آمد. درنهایت براساس موجودیت های شناسایی شده، هستان شناسی اشیای یادگیری الکترونیکی مبتنی بر استاندارد فراداده شیء یادگیری در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران طراحی شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محق ساخته و چهارچوب استاندارد فراداده شیء یادگیری است. از نسخه 1.6.5 نرم افزار پروتژه برای رسمی سازی، استخراج ساختار مفهومی و رمزگذاری هستان شناسی استفاده شده است. یافته ها نشان داد هستان شناسی طراحی شده متشکل از 162 کلاس با مجموع 189 نوع رابطه و 2220 نمونه مستقر در کلاس ها مصورسازی شد. نتایج پژوهش نشان داد، استاندارد فراداده شیء یادگیری به عنوان استانداردی ترکیبی که انواع فراداده ها را شامل می شود، از جامعیت برخوردار است. بر مبنای موجودیت های شناسایی شده مبتنی بر استاندارد فراداده شیء یادگیری، هستان شناسی اشیای یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران طراحی شد. هستان شناسی طراحی شده از صحت کلی و همچنین صحت اجزای مختلف برخوردار است. نتیجه این هستان شناسی ارائه ساختار مفهومی متشکل از مفاهیم به شکل صریح در قالبی رسمی است. با به کارگیری هستان شناسی مبتنی بر استاندارد فراداده شیء یادگیری در ساختار مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران، می توان در رفع خطاهای احتمالی موجود در سطح معنایی داده ها ازجمله بهبود بازیابی، دسترسی بهتر و طراحی نظام های هوشمند اقدام کرد.
بازنمایی و تحلیل روند مقالات برتر آلتمتریکس جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که با هدف بازنمایی و تحلیل روند مقالات برتر آلتمتریکس جهان و با بهره گیری از رویکردهای علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 800 مقاله برتر از جنبه آلتمتریکس (منتشرشده در بازه زمانی 2013 تا 2020) است. برای گردآوری داده ها از پایگاه های «وب آو ساینس» و «آلتمتریکس» استفاده شد. در گام اول پژوهش، فهرستی از مقالات برتر به همراه داده های آلتمتریکس از سایت «مؤسسه آلتمتریکس» استخراج شد. سپس، به منظور تعیین وضعیت استنادی این مقالات، حوزه های موضوعی آن ها و نیز برای تعیین کشورهای سهیم در نگارش آن ها از داده های پایگاه اطلاعاتی «وب علوم» استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای «اکسل» و «اس پی اس اس» نسخه 22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 45 درصد مقالات برتر در حوزه علوم چندرشته ای و 24درصد آن ها در حوزه علوم پزشکی منتشر شده اند. مجلات مهم در نگارش مقالات، نشریه «نیچر» با فراوانی 105 مقاله و سپس مجله «ساینس» با 74 مقاله هستند. ایالات متحده منتشرکننده بیش از نیمی از مقالات برتر جهان است و پس از آن انگلستان مقام دوم در جهان را داراست. در میان رسانه های اجتماعی، «توییتر»، «رسانه های خبری» و «مندلی» در رتبه های نخست تا سوم قرار دارند و روند آن ها در طول سال ها ی مورد تحقیق همواره افزایشی بوده است. میزان حضور مقالات برتر در «فیس بوک»، نسبت به سال های گذشته به شدت کاهش پیدا کرده است. این است که به نظر می رسد حضور در رسانه های اجتماعی پرطرفدارتر و تمرکز بر رسانه هایی که بیشتر مورد اقبال جامعه است، می تواند بر نمره آلتمتریک مقالات اثر بیشتری داشته باشد و رسانه هایی که به تدریج جایگاهشان در این موضوع کم رنگ شده، تأثیر کمتری بر نمره آلتمتریکس دارند. همچنین رابطه معنا دار و ضعیفی بین امتیاز آلتمتریکس و شمار استنادات مقالات برتر وجود دارد. در ضمن، با توجه به نبودِ ارتباط معنا دار بین دو متغیر فوق در برخی از سال های مورد بررسی در این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که منابع پراستناد لزوماً ممکن است به همان میزانی که استناد گرفته اند، در رسانه های اجتماعی مورد توجه نباشند و دستورالعمل واحدی برای ارزیابی همبستگی این دو متغیر وجود ندارد. به کارگیری ویژگی های مجموعه مقالات برتر از دیدگاه حوزه های موضوعی، مجلات مهم، توزیع جغرافیایی، و مقایسه شمار استنادات با شمار خوانندگان آن ها در رسانه های اجتماعی به سیاست گذاران حوزه های پژوهشی و پژوهشگران کمک می کند که بتوانند سیاست گذاری های کوتاه مدت و بلندمدت دقیق تری بر روی پژوهش ها انجام داده و میزان رؤیت پذیری و اثرگذاری بروندادهای علمی خود را افزایش دهند.
Performance Evaluation and Accuracy Improvement in Individual Record Linking Problems Using Decision Tree Algorithm in Machine Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
81 - 105
حوزههای تخصصی:
Record linkage is vital for consolidating data from different sources, particularly in Persian records where diverse data structures and formats present challenges. To tackle these complexities, an expert system with decision tree algorithms is crucial for ensuring precise record linkage and data aggregation. Adaptation operations are created based on predefined rules by incorporating decision trees into an expert system framework, simplifying the aggregation of disparate data sources. This method surpasses traditional approaches like IF-THEN rules in effectiveness and ease of use and improves accessibility for non-technical users due to its intuitive nature. Integrating probabilistic record linkage results into the decision tree model within the expert system automates the linkage process, allowing users to customize string metrics and thresholds for optimal outcomes. The model’s accuracy rate of over 95% on test data highlights its effectiveness in predicting and adjusting to data variations, confirming its reliability in various record linkage scenarios. The innovative utilization of machine learning decision trees alongside probabilistic record linkage in an expert system represents a significant advancement in the field, providing a robust solution for data aggregation in intricate environments and large-scale projects involving Persian records. Combining decision tree algorithms and probabilistic record linkage within an expert system offers a powerful tool for handling complex data integration tasks. This approach not only streamlines the process of consolidating diverse data sources but also enhances the accuracy and efficiency of record linkage operations By leveraging machine learning techniques and automated decision-making processes, organizations can achieve significant improvements in data quality and consistency, paving the way for more reliable and insightful analytical results in implementing statistical registers. In conclusion, integrating decision trees and probabilistic record linkage in an expert system represents a cutting-edge solution for addressing data aggregation challenges in Persian records and beyond.
واکاوی نقش تعدیلگری ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند در رابطه بین تسهیم دانش و رشد کارآفرینی در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش کارآفرینان در صنعت گردشگری که امروزه در بسیاری از کشورها منبع اصلی درآمد و اشتغال است می تواند به توسعه پایدار کمک کند. همچنین، یکی از ویژگی های عصر حاضر که عصر دانش محوری نامیده می شود تغییرات سریع فناوری است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر نیز واکاوی نقش تعدیلگری ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند در رابطه بین تسهیم دانش و رشد کارآفرینی در صنعت گردشگری است.روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از دیدگاه نحوه گردآوری داد ه ها، در حوزه پژوهش های توصیفی از نوع پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصان و خبرگان صنعتی و دانشگاهی در حوزه گردشگری هسنند. حجم نمونه پژوهش حاضر بر اساس قاعده سرانگشتی کلاین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس 300 نفر برآورد گردید که برای جلوگیری از ریزش حجم نمونه تعداد 382 پرسشنامه توزیع شد. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده و متغیرهای مورد بررسی در مطالعه حاضر از طریق نظرخواهی با استفاده از «پرسشنامه الکترونیکی» مورد سنجش قرار گرفته اند. جهت سنجش کسب دانش و اهدای دانش هر کدام با 4 گویه از پژوهش کیم و لی (2014)؛ ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند 7 گویه از مطالعات فرناندز-پورتیلو و دیگران (2024) و نهایتاً رشد کارآفرینی نیز با 5 گویه از مطالعات دی کلرک و دیگران (2015)، بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شده است. همچنین روایی صوری این پرسشنامه با نظر اساتید و صاحبنظران متخصص در این حوزه و روایی محتوای آن با شاخص روایی محتوای نسبی با تکیه بر نظرات 10 نفر از خبرگان آگاه به موضوع پژوهش و پایایی یا اعتبار آن نیز با کمک آزمون ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها از نرم افزار spss نسخه 22 و SmartPLS نسخه 3 استفاده شده است.یافته ها: هر کدام از ابعاد تسهیم دانش؛ کسب دانش با ضریب مسیر 0/118 و آماره آزمون معنی داری 5/121 و اهدای دانش با ضریب مسیر 360/0 و آماره آزمون معنی داری 9/385 بر رشد کارآفرینی تأثیر معنی دار دارد. ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند با ضریب مسیر 0/064 و آماره آزمون معنی داری 2/753 توانست بر رابطه بین کسب دانش و رشد کارآفرینی تأثیر گذار باشد. همچنین ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند با ضریب مسیر 0/057 و آماره آزمون معنی داری 2/560 توانست رابطه بین اهدای دانش و رشد کارآفرینی را تعدیل کند.نتیجه گیری: بررسی نتایج این پژوهش نشان داد که تسهیم دانش انتشار گسترده اطلاعات حیاتی را تسهیل و ایجاد شیوه های تجاری نوآورانه را نیز تقویت می کند و به کارآفرینان اجازه می دهد تا به منابع ارزشمند دسترسی داشته باشند، دانش فنی را جذب کنند و روابطی را در شبکه های کارآفرینی صنعت گردشگری ایجاد کنند. همچنین، ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند محیطی را برای به اشتراک گذاری و تسهیم دانش ایجاد می کند تا به فعالیت ها و رشد کارآفرینی تبدیل شود.
اصطلاحنامه ها: تسهیلگرهای ایجاد و توسعه هستی شناسی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل کمی و کیفی مطالعات با موضوع کاربرد اصطلاحنامه در ایجاد و توسعه هستی شناسی ها و شناسایی دامنه های موضوعی، رویکردها، روش ها و تبیین محورهای عمده مطالعات این حوزه انجام شده است.روش: این پژوهش توصیفی-تحلیلی با روش مرور نظام مند و با استفاده از روش پتیکرو و رابرت (2008) انجام شده است. تحلیل و مصورسازی داده ها با استفاده از نرم افزار دیتارپر انجام شده است.یافته ها: تحلیل مطالعات حوزه کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی ها، ضمن شناسایی و ارائه دامنه های موضوعی مطالعات، فراوانی، روش ها، زبان ها ورویکردهای مورد توجه نشان داد که مطالعات این حوزه با تمرکز بر شش محور اصلی انجام شده اند: کاربرد اصطلاحنامه در توسعه و ساخت هستی شناسی در ارتباط با بازیابی اطلاعات چندزبانه، کاربرد اصطلاحنامه در توسعه و ساخت هستی شناسی با هدف پوشش دامنه موضوعی خاص، استفاده از استاندارد ایزو 25964 در توسعه هستی شناسی با استفاده از اصطلاحنامه، ارائه چارچوب، روش و ابزار برای کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی، بهبود روابط معنایی و ترسیم مفاهیم با استفاده از کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی، و مطالعات مروری کاربرد و تبدیل اصطلاحنامه به هستی شناسی.نتیجه گیری: دامنه های موضوعی متنوعی در بازه های زمانی متفاوت از مزایای استفاده از اصطلاحنامه در فرایند ایجاد و توسعه هستی شناسی بهره برده و زیر چتر این ابزار معنایی زمینه سازماندهی، بازیابی و دسترسی دقیق تر و سهل تر را برای علاقه مندان و ذی نفعان حوزه مربوطه فراهم نموده اند. علی رغم این تلاش ها، فقدان رویه و چارچوب استاندارد و مورد توافق و لزوم روزآمدسازی روش ها و رویکردها و ابزارها به دلیل وابستگی این فرایند به فناوری های پردازش زبان طبیعی، مهندسی دانش و همچنین پرداختن به آن از زاویه دید کاربردی و نه صرفاً نظری از جمله مواردی است که موجب شده این حوزه نیاز به پژوهش های بیشتر به منظور تکامل داشته باشد.
تحلیل میزان همخوانی مقالات با دامنه موضوعی نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بر پایه فنون متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بر پایه توصیه کمیسیون نشریات علمی کشور و نیز دفتر سیاست گذاری و برنامه ریزی امور پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد پایبندی به محورهای موضوعی اعلام شده از سوی نشریات علمی، همه نشریات باید به سوی این خط مشی حرکت کرده و انتظار می رود محتوای مقالات، انعکاس دهنده پژوهش های مرتبط با دامنه و اهداف و مندرج در نشریه باشد. هدف این رویکرد، فراهم ساختن بستر به گونه ای است که جامعه دانشگاهی اعم از پژوهشگران، نویسندگان مقالات و خوانندگان بتواند هر نشریه را با موضوع یا موضوعات تخصصی شناسایی کنند. از این رو پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش تحلیل محتوای مقالات نشریات معتبر وزارت علوم در شش حوزه موضوعی سطح کلان، به تعیین میزان همخوانی مقالات با اهداف و دامنه موضوعی اعلام شده از سوی نشریات بپردازد.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی- اکتشافی انجام شده و از فنون متن کاوی بهره برده است. کاربردی بودن این پژوهش، از آن جهت است که وضع موجود قلمرو پژوهش را بررسی کرده و از نتیجه به دست آمده در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها و همچنین برنامه ریزی ها استفاده می شود. جامعه آماری پژوهش را 1150 عنوان نشریه فارسی مصوب وزارت علوم، تحققات و فناوری (1400) براساس پرتال نشریات[1] تشکیل می دهند. با توجه به محدودیت های زمانی، منابع انسانی و مالی، امکان بررسی اهداف و دامنه موضوعی مقالات تمام نشریات در پژوهش حاضر وجود نداشت؛ بنابراین، بایستی حجم نمونه مشخص گردد. در همین راستا، جهت تعیین حجم نمونه، از نرم افزار PASS نسخه 11 استفاده شد. با در نظر گرفتن فاصله اطمینان 95/0، توان آزمون 80/0 و همبستگی مورد انتظار 20/0، حداقل حجم نمونه مورد نیاز توسط نرم افزار، 116 عنوان نشریه تعیین شد. حجم نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد؛ به گونه ای که تناسب بین نمونه و جامعه در هر یک از شش حوزه موضوعی سطح کلان نشریات وزارت عتف شامل علوم انسانی، فنی و مهندسی، علوم پایه، هنر و معماری، کشاورزی و منابع طبیعی و دامپزشکی و همچنین حوزه های موضوعی سطح میانی رعایت شود. داده های کتابشناختی مورد نیاز از تمام مقالات سه سال اخیر نشریات نمونه پژوهش استخراج و پیش پردازش شامل نرمال سازی و حذف کلمات اضافی صورت گرفت. موضوع ها با روش تکرار واژگان و خوشه بندی شناسایی شدند. درنهایت شباهت سنجی روی داده های بدست آمده انجام و تجزیه وتحلیل دانش صورت گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد در 8 درصد نشریات مورد بررسی، میزان همخوانی یا تطابق محتوای مقالات با دامنه موضوعی مندرج در وب سایت به میزان 95 درصد رعایت شده بود. کمترین میزان همخوانی 40 درصد است که در 20 درصد نشریات مورد بررسی مشاهده گردید. در این میان 47 درصد نشریات به میزان 60 درصد، 23 درصد نشریات به میزان 70 درصد و 2 درصد نشریات به میزان 80 درصد به موضوعات اعلامی پایبند بودند.
نتیجه گیری: با توجه به نقش و اهمیتی که نشریات علمی در عرصه علم و دانش دارند، لازم است به صورت دوره ای از وجوه مختلف کمّی و کیفی مورد ارزیابی قرار گیرند. نتایج حاصل از این ارزیابی ها می تواند یاری گر مسئولان بالادستی و سیاستگذاران عرصه علم و دانش کشور در برنامه ریزی های پژوهشی، ارزیابی، رصد پیشرفت های علمی و ارتقای کیفیت فعالیت های پژوهشی باشد. همچنین دست اندرکاران نشریات به منظور ارتقای محتوای نشریه و تدوین شیوه نامه های استاندارد می توانند از نتایج این ارزیابی ها بهره مند گردند. بدون شک برای پژوهشگران و دست اندرکاران نشریات این موضوع دارای اهمیت است که بدانند موضوع مورد علاقه آنها در چه نشریه ای قابل دسترسی و همچنین انتشار است. از این رو، بررسی موضوع هایی که در مقالات نشریه بدان پرداخته شده، تصویری عینی از شرایط موجود و وضعیت انعکاس تحقیقات در آن نشریه را نشان می دهد. نتایج نشان داد در پیش گرفتن رویکرد شفاف موضوعی از سوی نشریات می تواند دستاوردهای سودمندی برای جامعه دانشگاهی داشته باشد. با مشخص شدن گرایش های موضوعی نشریه های علمی، هویت بارزتری برای هر نشریه ایجاد می شود؛ به طوری که هر متخصصی می تواند انتظار داشته باشد که نشریه یا نشریه های خاصی، زمینه های مطالعاتی وی را پوشش خواهد داد. همچنین سردبیران مجلات باید ضمن در نظر گرفتن سیر موضوعی مقالات مجله در گذر زمان، تلاش کنند تا براساس خط مشی و حوزه های موضوعی مجلات، نسبت به انتشار مقالات اقدام نمایند.
روابط علّی سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی روابط روابط علّی سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز می باشد.
روش : این پژوهش از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به تعداد 435 نفر بود که در سال تحصیلی 1۴۰۰- 139۹ مشغول به تحصیل بودند و از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 205 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشگاه یونسکو (2016)، مهارت های شهروندی سایبری یونسکو (2016) و تهدیدات فضای مجازی ایسا و ایسایاس (2016) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی صوری و محتوایی مورد تایید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 87/0، 90/0 و 77/0 برآورد گردید و مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی (مدل معادلات ساختاری) انجام گرفت که از طریق نرم افزارهایSPSS 21 و Lisrel 8.8 اجرا شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری، تاثیر مثبت و معناداری بر مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان دارد. در حالی که مهارت های شهروندی سایبری، تاثیر منفی و معنادار بر تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی دارد. همچنین تاثیر سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری بر تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی، منفی و معنادار است که این بیانگر نقش واسطه گری تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی منفی در روابط بین سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشگاه و مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان دریافت که سیاست گذاری و برنامه ریزی های دانشگاه ها در حوزه شهروند سایبری می تواند بر افزایش مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان و کاهش تاثیرپذیری آنان از فضای مجازی تاثیرگذار باشد. در عین حال، افزایش مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان نیز می تواند سطح تاثیرپذیری آنان را از مخاطرات و تهدیدات فضای مجازی کاهش دهد. بنابراین، کاهش تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی نه تنها می تواند به طور مستقیم تحت تاثیر سیاست گذاری و برنامه ریزی های دانشگاه در حوزه سایبری باشد، بلکه می تواند به واسطه رشد مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان که تحت تاثیر اقدامات آموزشی دانشگاه و حتی دولت در سطح ملی می باشد، نیز به وقوع بپیوندد.
شناسایی انواع همکاری های غیر رسمی در مقالات حوزه شیمی و رابطه آن با استناد: مطالعه علم سنجی بخش سپاسگزاری مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی انواع همکاری های غیر رسمی در بخش سپاسگزاری مقالات حوزه شیمی است. روش پژوهش: این پژوهش، یک مطالعه کمی با رویکرد علم سنجی و مبتنی بر فنون داده کاوی روش کتابخانه ای و توصیفی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را مقاله های پژوهشی با دسترسی باز پایگاه وب آوساینس تشکیل می دهد. برای داده کاوی و استخراج بخش سپاسگزاری مقالات، از نرم افزار شناساگر موجودیت های اسمی استنفورد استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد سپاسگزاری مقالات حوزه شیمی با توجه به مدل سه سطحی ساختار متون سپاسگزاری هایلند به ترتیب به عمل تشکر، عمل بازتاب و عمل آگاهی بخشیدن اختصاص دارد.همچنین آکادمی علوم چین، دانشگاه برکلی کالیفرنیا و انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) سازمان ها و دانشگاه هایی هستند که بیشترین سپاسگزاری از آن ها صورت گرفته بود. میزان استناد در میان مقالاتی که تعداد افراد سپاسگزاری شده در آن ها بیش از دو نفر(متوسط تعداد افراد سپاسگزاری شده) است بیشتر از تعداد استناد به مقالات دیگر است. بعلاوه بین تعداد افراد سپاسگزاری شده در مقاله با میزان استناد به مقاله ارتباط معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه سپاسگزاری می تواند بر دریافت استناد موثر باشد، می توان با آگاهی رسانی به افراد و مجاب کردن آن ها به اهمیت استناد در شکل گیری هویت و برند شخصی و حقوقی با نهادینه سازی حس وفاداری و تشکر در افراد موثر بود. بعلاوه شاید یکی از دلایل شدت کم ارتباط بین میزان استناد و سپاسگزاری عدم وجود یکدستی در نام افراد و سازمان ها و نیز محل ارائه سپاسگزاری در اکثر مقالات که در بخش انتهایی مقاله است، دانست.
شناسایی و استخراج باهمایی های زبان فارسی با استفاده از روش های رایانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بازشناسی باهمایی ها در زبان فارسی پرداخته می شود. پژوهش های صورت گرفته زبان فارسی در این زمینه عمدتاً آماری و مقابله ای بوده است. هدف این پژوهش بازشناسی باهمایی ها به روش پیکره بنیاد و رایانشی است. برای این منظور از پایگاه داده زبان فارسی به عنوان پیکره پژوهش استفاده شده است. همچنین به علت نداشتن لغت نامه باهمایی ها در زبان فارسی مجموعه داده ای از باهمایی بر اساس کتاب فرهنگ زبان آموز پیشرفته فارسی ساخته شده است. با استفاده از بردارهای تعبیه fasttext مدل زبانی با شبکه حافظه کوتاه مدت ماندگار آموزش داده می شود. همچنین با تنظیم دقیق «پارس برت» فراخوانی این مدل زبانی با استفاده از لیست های هزارتایی باهمایی ها و ناباهمایی ها محاسبه شد. در انتها، بررسی مقابله ای بازشناسی باهمایی در موتور ترجمه گوگل با استفاده از ترجمه هزار جمله فارسی به انگلیسی که هر یک از جملات دارای یک باهمایی است، انجام شد. نتایج نشان می دهد که مدل «پارس برت» با فراخوانی 93/95 درصد و 8/85 درصد به ترتیب، به بازشناسی باهمایی و ناباهمایی و مدل زبانی آموزش دیده با شبکه حافظه کوتاه مدت ماندگار به ترتیب باهمایی و ناباهمایی را با فراخوانی 6/6 درصد و 0 درصد بازشناسی کرد. همچنین بررسی مقابله ایِ دقت ترجمه موتور گوگل در ترجمه باهمایی ها سه نتیجه را در بر داشت: 1) باهمایی به درستی بازشناسی و ترجمه شد، 2) باهمایی به درستی بازشناسی نشد و ترجمه به صورت تحت اللفظی و واژه به واژه است، و 3) باهمایی بازشناسی نشد و ترجمه غلطی صورت پذیرفته است.
مشارکت اساتید دانشگاه در وبلاگ ها و صفحه های عمومی وب: مطالعه مقایسه ای گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تمایل اشتراک دانش در صفحات عمومی وب در بین اساتید دانشگاه در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی است. روش: این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته و برای تحلیل داده ها از روش مقایسه ای استفاده شده است. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته طراحی شده، و روایی آن توسط چهار نفر از متخصصان علم اطلاعات تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز توسط نرم افزار اس.پس.اس.اس محاسبه و مقدار آن ۰.۷۱ بدست آمد که میزان مناسبی است. اساتید دانشگاه تهران در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی به عنوان واحدهای مقایسه انتخاب شدند. یافته ها: هر دو گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی نسبت به اشتراک دانش در وب سایت های عمومی، تمایل زیادی نشان دادند. هر دو گروه برای انتشار مطالب علمی فاکتورهای ساختاری رشته ای ازجمله الزام بیان مطالب در قالب مقالات نقد و داوری شده را ضروری نمی دانند. این موضوع نشان می دهد که اعضای دو گروه نسبت به انتشار عمومی مطالب رویکرد مثبت دارند، با این حال گروه علوم پزشکی 20 درصد بیشتر از گروه علوم اجتماعی تمایل به انتشار مطالب علمی دارند. این در حالی است که تنها 2 درصد از گروه علوم پزشکی در عمل اقدام به انتشار مطلبی در صفحه های عمومی وب نموده اند و در مقابل، سهم مشارکت گروه علوم اجتماعی بیشتر بوده است. نتیجه گیری: در هر دو گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی، گرچه انگیزه زیاد و نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش وجود دارد، موانعی مثل عوامل تکنولوژیکی، ترس از سرقت علمی (علوم اجتماعی) و کمبود زمان (علوم پزشکی) مانع ایجاد رفتار اشتراک دانش می گردد؛ ولی نکته مهم و قابل توجه، مسأله ساده نویسی مطالب علمی است. در مورد تفاوت بین دو گروه برای اشتراک اطلاعات علمی در وبلاگ و وب سایت های عمومی مشخص شد که از نظر گروه علوم پزشکی، نگارش به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم به مراتب دشوارتر است، در حالی که این موضوع برای گروه علوم اجتماعی کمتر نشان داده شد. این تفاوت می تواند ناشی از حساس بودن مطالب پزشکی و دشواری تبیین مفاهیم به زبان ساده و قابل فهم برای عموم باشد. بنابراین، دشواری تبیین مطالب به زبان ساده و قابل فهم برای گروه علوم پزشکی یکی از مهم ترین موانعی است که بر سرراه انتشار مطالب علوم پزشکی وجود دارد. با معطوف داشتن توجه به سمت این عوامل و موانع می توان رفتارهای اشتراک دانش را بهبود بخشید.
اهداء و تبادل منابع اطلاعاتی بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه ها و مراکز ایران شناسی در اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات و اولویت ها در تهیه منابعی که می تواند بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه ها و مراکز ایران شناسی در قاره اروپا مبادله و اهداء شود، انجام شد. نتایج آن را می توان در تدوین خط مشی مبادله و اهدای مجموعه منابع اطلاعاتی (اعم از کتاب، نشریه و نظایر آن) به کار برد. منابع تهیه شده با توجه به ویژگی های فرهنگی – زبانی مناطق و کشورهای هدف تدوین شده و منطبق با سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران باشد.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و با روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش مشارکت کنندگان از بین سه گروه مطلع شامل اعضای هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و کتابداران شاغل در واحدهای اهداء و مبادله سازمان اسناد و کتابخانه ملی انتخاب شدند. داده ها با ابزار پرسشنامه گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: بر اساس پیمایش انجام شده، مشخص شد که کتابخانه های ملی باید مقصد اول منابع ارسالی برگزیده باشند. از دید پاسخ دهندگان، بین کشورها و مناطق مختلف قاره اروپا ازلحاظ علاقه مندی به انتشارات ایرانی، تفاوت معناداری وجود ندارد و ارسال منابع برای آن ها از اهمیت یکسان برخوردار است. همچنین منابع تاریخی ایران و کتاب های مصور حاوی تصاویری از کشور ایران، در اولویت اول و دوم قرار دارد. در بین منابع تاریخی نیز، آثار مرتبط با تاریخ ایران معاصر و تاریخ ایران قدیم و پس ازآن جذابیت ها و دیدنی های سرزمین ایران از بیشترین اهمیت برخوردار بوده است. در حوزه زبان و ادب فارسی، آثار مرتبط به ادبیات معاصر ایران در اولویت نخست بوده و با فاصله کمی از آن، متون کلاسیک ادبیات فارسی و پس ازآن، متون آموزش زبان فارسی قرار دارد. همچنین از دید اکثر پاسخ دهندگان، در هر سه حوزه ذکرشده، موضوع ایران معاصر در اولویت نخست واقع شده است.نتیجه گیری: اهداء و مبادله منابع بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه های اروپایی فرصت مناسبی برای معرفی فرهنگ و تاریخ کشور ایران به خوانندگان و مراجعان کتابخانه هاست. انتخاب مناسب منابع مرتبط با فرهنگ و تمدن ایران زمین، منطبق بر اولویت های موضوعی و شکلی، می تواند بازدهی این امر را ارتقا بخشد.
ارائه الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر بر آن است که چارچوب های روش شناختی به کار رفته مقالات حوزه سواد اطلاعاتی را مورد مطالعه قرار دهد و بر اساس همین چارچوب ها، الگوی جدیدی را برای مطالعات سواد اطلاعاتی به منظور توسعه روش شناختی پیشنهاد نماید.روش: در پژوهش حاضر از چارچوب آمیخته برای دستیابی به نتایج استفاده شده است. جامعه پژوهش، همه مقالات فارسی و انگلیسی حوزه سواد اطلاعاتی طی سال های 1992 تا 2023 شامل 682 مقاله بود که با روش نمونه گیری نظری، مقالاتی که دارای اصالت روش شناختی بودند انتخاب و باقی مقالات کنار گذاشته شد و در آخر 193 مقاله به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابتدا به روش مقوله بندی، پژوهش های حوزه سواد اطلاعاتی در سه رویکرد کمی، کیفی و آمیخته تقسیم بندی شد. در ادامه به روش تحلیل مضامین، چارجوب روش شناختی مقالات منتخب مشخص گردید و مضامین و ایده های روش شناختی متمایز آن ها استخراج شد و با بهره گیری از اندیشه های روی باسکار و روش طبقه بندی مفاهیم، الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات این حوزه ارائه گردید.یافته ها: چارچوب های روش شناختی در سه دسته شناخت تجربی، شناخت رویه ای و شناخت استفهامی جای گرفتند. شناخت تجربی، سطح ارائه روش شناسی های نازل، و عموماً شامل روش هایی است که با آنها می توان به درکی کلی از مسئله رسید و روش های پیمایشی، تجربی، دلفی و امثال آن در این سطح اند. شناخت رویه ای، سطح میانی پژوهش های سواد اطلاعاتی است و بیشتر به دنبال بررسی رویه هاست. این سطح بالاتر از شناخت تجربی است و درکی از مراحل دستیابی به سواد به دست می دهد. شناخت استفهامی، سطح عالی پژوهش های سواد اطلاعاتی است که در آن تضادها، درگیری ها، زدوخوردها، و دیالکتیک کنشگران برای کسب اطلاعات، و ساختارهای محدودکننده بررسی می شود.نتیجه گیری: پژوهش در حوزه سواد اطلاعاتی، با توجه به روش های به کاررفته تاکنون، و با توجه به الگوی باسکار، بهتر است با مطالعه تجربی آغاز شود، با مطالعات رویه ای دنبال گردد و به مطالعه استفهامی خاتمه یابد. تک بعدی بودن پژوهش های این حوزه و طی نشدن این روال، موجب گسستگی نتایج و غنا نیافتن داده ها در طول فرایند می شود و اثربخشی نتایج را کاهش می دهد.
کتابخانه های عصر صفوی: تداوم و تحول در رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی و تحلیل کارکرد و نقش کتابخانه ها در دوران حکومت صفویان.
روش پژوهش: با توجه به ماهیت این پژوهش، از روش کتابخانه ای مبتنی بر بررسی کتاب ها، نسخ خطی و اسناد دست اول استفاده شده است.
یافته ها: پژوهش حاضر نشان می دهد که دو دوره متمایز در حیات و کارکرد کتابخانه های عصر صفوی قابل بررسی است. دوره نخست که مربوط به سده دهم هجری و زمان حکومت شاه اسماعیل و بخشی از زمان شاه طهماسب می شود، امتداد نقش و کارکرد کتابخانه های قرن نهم و به ویژه کتابخانه های تیموریان در خراسان است که در آن، وظیفه اصلی کتابخانه ها، تولید و آفرینش نسخ نفیس با بهره گیری از عالی ترین سطح هنرهای کتاب آرایی است.
در دوره دوم که زمان شاه عباس و پس از آن را در بر می گیرد، به دلایلی چند و از جمله لزوم تدوین آثار دینی – فقهی مذهب تشیع که در جامعه ایران آن روزگار با کمبود مواجه بوده، کتابخانه ها و مجموعه منابعشان عمدتاً به سمت گردآوری این گروه از آثار سوق پیدا می کند. تحول دیگری که در این مرحله رخ می دهد، مطرح شدن زبان فارسی به عنوان زبان نگارش متون مذهبی برای استفاده عموم افراد جامعه ایران است.
نتیجه گیری: کارکرد و جایگاه کتابخانه ها در دو قرن حکومت صفویان را در دو مرحله متفاوت می توان مشاهده کرد. در مرحله نخست، تداوم کارکرد کتابخانه ها بسان دوره گذشته بود که در آن وظیفه اصلی کتابخانه ها، آفرینش نسخه های خطی نفیس با بهره گیری از سرآمدان عرصه های نگارگری و خوشنویسی و کتاب آرایی بود. در مرحله دوم توجه به کتابخانه ها بیشتر به عنوان جایگاه حفظ و نگهداری آثار مکتوب علما و فقهای شیعه بود که تحولی محسوس در نقش و عملکرد کتابخانه های مهم این دوره به شمار می آید.