فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی میزان انطباق مؤلفه های سیبرنتیک با نظام جامع آماری نهاد کتابخانه های عمومی کشور است. روش: این پژوهش کاربردی با شیوه گردآوری داده های کتابخانه ای و اسنادی است. به منظور تحقق اهداف پژوهش، از راهبرد تحلیل محتوای کیفی استفاده و شیوه میزان یاب برای بررسی انطباق مؤلفه های سیبرنتیک در نظام جامع آماری به کار گرفته شد. یافته ها: مهم ترین مؤلفه های لازم برای به وجود آمدن نظام های سیبرنتیکی، شامل هدف، درون داد، برون داد، پردازش، ارتباطات، کنترل و بازخورد در سند نظام جامع آماری بررسی شد. قوی ترین مؤلفه های سیبرنتیک در نظام جامع آماری «درون داد، پردازش و تبدیل، برون داد»، «کنترل» و «بازخورد» است و «هدف» و «ارتباط» نیز در این بررسی رتبه متوسط را به دست آوردند که در مجموع می توان صفت نسبتا قوی را برای میزان انطباق آن برگزید. نتیجه گیری: مطابقت زیاد این مؤلفه ها با موارد پیش بینی شده در نظام جامع آماری نهاد کتابخانه های عمومی کشور نشانگر این است که نظام جامع با حفظ نگاه سیستمی در فرآیندهای ایجاد، تجمیع، تحلیل و استفاده از آمار، بدون اینکه نامی از علم سیبرنتیک در سند آورده باشد، مؤلفه های سیبرنتیکی را رعایت کرده است. این پژوهش می تواند الگویی برای سایر سازمان ها در به کارگیری مؤلفه های سیبرنتیک در نظام های اطلاعاتی و آماری باشد. به علاوه، نتایج این پژوهش می تواند به توسعه نظریه های سیبرنتیک و کاربرد آن ها در حوزه های مختلف مدیریتی و اطلاعاتی یاری رساند و زمینه ساز تحقیقات آینده شود.
مروری انتقادی بر مطالعات و پژوهش های مربوط به پیشینه پژوهش (1375- 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
209 - 236
حوزههای تخصصی:
پیشینه های پژوهش نقش و جایگاه ویژه ای در بین پژوهش ها دارند و زمانی ارزش آن ها بیشتر خواهد شد که پژوهشگر منابع مرتبط را به صورت انتقادی موردبررسی و تحلیل قرار دهد. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر، مرور انتقادی مطالعات و شناسایی مهم ترین مباحث و معیارهایی است که به بررسی پیشینه های پژوهش پرداخته اند، است. روش این پژوهش کتابخانه ای- اسنادی است که با استفاده از مرور نظام مند و با رویکرد تحلیل انتقادی، به بررسی و تحلیل منابع و مطالعات صورت گرفته پرداخته است. با استفاده از مراحل، مشخص کردن هدف پژوهش، جستجوی منابع، تجزیه وتحلیل منابع و استخراج دسته های موضوعی به بررسی منابع و تحلیل آن ها پرداخته شده است. در پایگاه های فارسی ایرانداک، سیویلیکا، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، نورمگز، پرتال علوم انسانی، مگیران و در پایگاه های غیرفارسی ساینس دایرکت، اریک و امرالد جستجو انجام شد و با بررسی منابع ، دسته های مطالعات نظری و راهنماها (تعریف، اهمیت، هدف و کارکرد) پیشینه های پژوهش، انتقادی بودن پیشینه های پژوهش و معیارهای ارزیابی پیشینه های پژوهش استخراج گردید. در دسته مبانی نظری پیشینه های پژوهش، از محاسن مطالعات آن است که به تشریح اهمیت، فواید و کارکردهای پیشینه پژوهش پرداخته اند، اما به دلیل قابل فهم نبودن راهنماها، عدم تشریح مسئله پژوهش و ارائه مطالب نامرتبط موجب سردرگمی مخاطب شده اند. در دسته معیارهای ارزیابی پیشینه پژوهش، پژوهش ها با تدوین معیارهایی جهت بررسی پیشینه ها به پژوهشگران این امکان را داده اند که منابع و مطالعات گذشته را با دیدگاهی عمیق تری موردبررسی قرار دهند، اما این معیارها نیز گاه به دلیل گویا و قابل فهم نبودن مشکلاتی را برای پژوهشگران به ارمغان آورده است و در دسته تحلیل انتقادی پیشینه ها، با این که در عنوان و متن پژوهش ها قصد داشته اند به بررسی تحلیل انتقادی بپردازند، اما آن ها نیز نه تنها به تشریح کامل موضوع نپرداخته اند، بلکه خود نیز منابع موردبررسی را با رویکردی انتقادی مورد تحلیل قرار نداده اند. نتایج نشان می دهد، پژوهش ها توجه به بحث تحلیل انتقادی در پیشینه های پژوهش را مورد کم توجهی قرار داده اند و این مسئله نشان دهنده ی آن است که پژوهشگران با دیدگاهی سطحی به این مسئله پرداخته اند و به عمق منابع و متون پیشینه های پژوهش نفوذ نکرده اند.
How does the evidence-based approach contribute to ethical policy making in science and technology?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Evidence-based policy-making is a continuous process of collecting valid and ethical information, intelligently analyzing it, and effectively communicating the findings to policymakers at the operational level in a controlled manner. This approach enables policymakers to take a proactive stance toward the consequences of science and technology (S&T) and develop ethical policies to achieve favorable economic and social outcomes in the S&T field. The purpose of this research is to describe how the evidence-based approach contributes to ethical policy-making in science and technology (S&T). To achieve this goal of explaining the evidence-based policy-making approach, the concept of strategic intelligence in policy-making has been utilized to elucidate the theoretical foundations of the research. The ethical components of evidence-based policy-making are then identified from relevant resources and documents through a documentary study. To classify the ethical components of evidence-based policy-making, identify the relationships between them, and formulate the framework for evidence-based ethical policy-making, a thematic analysis method inspired by the 7-step approach of Noblit and Hare (1988) has been used. Based on the results of this research, the steps of evidence-based ethical policy-making include the identification of information sources, the use of analytical tools for strategic intelligence in policy-making, policy intelligence, and ethical policy formulation. Also, in all these steps, policymakers must adhere to ethical principles of politics, which include participation, objectivity, methodicality, and learning.
A Sociotechnical Transition to an Electric Autonomous Vehicle System(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Modern economic growth has been based on mass industrial production and consumption, which have heavily relied on fossil fuels and energy waste since the 18th century. Hence, current socio-technical systems are unsustainable in meeting humans' basic needs, such as energy and mobility. Fossil energy resources are non-renewable and, on the one hand, contribute to emissions that cause unreliable harm to the environment. In this research, the prime theory of Transformational Change illuminates how to use science and technology policy to meet social needs sustainably and inclusively in societies. This article answers questions regarding the essential policies and governance measures that states need to implement for the transition to electric autonomous vehicles (AVs) in the socio-technical system. Using meta-synthesis, followed by a case study and interviews with experts in the electric AV field, the article identifies state policies and governance measures to facilitate the transition of the sociotechnical system into electric AVs. The conceptualization of these roles determines that the state's role is influenced by policy, governance, and legal decisions, which are ultimately implemented through specific combinations of policies.
بررسی وضعیت تولیدات علمی نمایه شده حوزه نوآوری باز در پایگاه استنادی وب آو ساینس و ترسیم نقشه علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل تولیدات علمی نمایه شده مرتبط با حیطه موضوعی نوآوری باز در پایگاه استنادی وب آو ساینس و ترسیم نقشه علمی این حوزه است.روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جهت استخراج داده ها از قسمت جستجوی پیشرفته پایگاه وب آو ساینس استفاده شد و کلیدواژه ای به شکل «نوآوری باز» جستجو و 6429 مدرک بازیابی شد. داده ها پس از پالایش و یکسان سازی وارد نرم افزارهای علم سنجی شده و نقشه های مورد نظر ترسیم شدند. جهت ترسیم نقشه ها از نرم افزارهای وس ویوور، یوسی نت و بیب اکسل استفاده شد.یافته ها: بر اساس داده های به دست آمده از پایگاه وب آو ساینس، نقشه علمی این حوزه ترسیم و مشخص شد که ساختار علمی نوآوری باز از 9 خوشه موضوعی اصلی تشکیل شده است. خوشه اول با 13 کلیدواژه بزرگ ترین خوشه شناخته شد. در بین کلیدواژه های مقالات نمایه شده، کلیدواژه تحقیق و توسعه و ظرفیت جذب دارای بیشترین هم رخدادی بودند. در این حوزه، کشورهای آمریکا، ایتالیا و انگلستان بیشترین تولیدات علمی و دانشگاه کالیفرنیا بیشترین بروندادهای پژوهشی را در این حوزه داشت. بیش از 96.9 درصد بروندادهای پژوهشی به زبان انگلیسی بوده و زبان اسپانیایی در رتبه دوم قرار گرفت.نتیجه گیری: این پژوهش ضمن بیان روابط مهم واژگانی، افراد و سازمان های برتر و همچنین گرایش پژوهشی این حوزه در سال های مختلف، پُرکاربردترین و پُرمراجعه ترین حوزه های موضوعی نوآوری باز را نیز نشان می دهد. بررسی پُربسامدترین هم رخدادی واژگان نشان داد که بیشترین هم واژگانی میان کلیدواژه های «تحقیق و توسعه - ظرفیت جذب» وجود داشت. همچنین در کاربرد نوآوری باز در حوزه های مختلف علوم، همبستگی وجود نداشت و شکاف هایی در ساختار علمی این حوزه مشاهده شد.
طراحی و تبیین عوامل مؤثر بر قابلیت های نوآوری فناورانه (مورد مطالعه: نهاد کتابخانه های عمومی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
221 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف: توسعه قابلیت های فناورانه از لوازم پیشرفت صنعتی کشورها بوده و هر کشوری متناسب با اقتضائات خود، راهبردهایی برای توسعه قابلیت های فناورانه اتخاذ می کند. سازمان ها هم برای توسعه محصولات و خدمات واحد و ایجاد منفعت در بازار، باید درگیر نوآوری فناورانه شوند و این میسّر نمی شود، مگر با پایه ریزی بر مبنای منابع دانشی معتبر. در این راستا، پژوهش حاضر، طراحی و تبیین عوامل مؤثر بر قابلیت های نوآوری فناورانه در نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد. روش: این پژوهش از جنبه هدف اکتشافی و از نظر مخاطب پژوهشی بنیادی و با توجه به نوع داده ها پژوهشی آمیخته (ترکیبی) است. در این روش ابتدا داده های کیفی و در مرحله دوم داده های کمّی گردآوری و تحلیل می گردد. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش را خبرگان اجرایی که آشنایی کامل با نهاد کتابخانه های عمومی کشور داشتند، تشکیل داده اند. روش نمونه گیری در بخش کیفی، نمونه گیری هدفمند است. بدین ترتیب باید افرادی مورد مصاحبه قرار گیرند که در زمینه اقدامات، فعالیت ها و امورات نهاد کتابخانه های عمومی کشور تخصص داشته و آن را تجربه کرده باشند. با انجام 15 مصاحبه، تشخیص پژوهشگران این بوده که اطلاعات گردآوری شده به نقطه اشباع رسیده و نیازی به انجام مصاحبه های بیشتر نیست. جامعه آماری پژوهش در مرحله کمّی شامل تمام کتابداران کتابخانه های عمومی سراسر کشور به تعداد 6171 نفر است که برای تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 362 نفر به عنوان حجم کل نمونه تعیین شدند، و با توجه به خطای 05/0 درصد و احتمال عدم بازگشت برخی از پرسشنامه ها، 382 پرسشنامه توزیع گردید که البته همه پرسشنامه ها وصول و تحلیل شدند. روش نمونه گیری در بخش کمّی، تصادفی طبقه ای بوده است. هر یک از استان های کشور به عنوان یک طبقه در نظر گرفته شده و تعداد نمونه در هر استان براساس تعداد کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی آن استان در نظر گرفته شده است. همچنین در مرحله اول پژوهش(بخش کیفی)، ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته و در مرحله دوم (بخش کمّی) پرسشنامه محقق ساخته است. این پرسشنامه شامل 85 گویه بوده و بر مبنای یافته های حاصل از تحلیل بخش کیفی پژوهش طراحی شده است. روایی ابزارهای پژوهش (مصاحبه و پرسشنامه) با استفاده از روش روایی محتوا، و پایایی مصاحبه ها با استفاده از روش باز آزمون با ضریب 87/0 و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 948/0 بررسی و تأیید شد. همچنین به منظور اعتبارسنجی داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها، از روش تحلیل تِم و به منظور تحلیل داده های کمّی حاصل از پرسشنامه ها، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. یافته ها: قابلیت های نوآوری فناورانه دارای شش عامل آموزش و یادگیری، تحقیق و توسعه، مدیریت، منابع انسانی، تحلیل بازار و ساختار سازمانی است. عامل مدیریتی با بار عاملی 951/0، دارای بیشترین و عامل آموزش و یادگیری با بارعاملی 794/0 دارای کم ترین تأثیر بر قابلیت های نوآوری فناورانه است. همچنین عوامل آموزش و یادگیری، تحقیق و توسعه، مدیریت، منابع انسانی، تحلیل بازار و ساختار سازمانی بر قابلیت های نوآوری فناورانه نهاد کتابخانه های عمومی کشور تأثیرگذار بوده و الگوی ارائه شده نیز دارای برازش مناسب است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش شش عامل آموزش و یادگیری، تحقیق و توسعه، مدیریت، منابع انسانی، تحلیل بازار و ساختار سازمانی بر قابلیت های نوآوری فناورانه در نهاد کتابخانه های عمومی کشور تأثیر معناداری دارند. فعالیت های تحقیق و توسعه زمانی ثمربخش است که با آموزش و یادگیری همراه باشد. در صورت عدم وجود منابع انسانی مناسب، یک فناوری نوظهور مورد استقبال قرار نخواهد گرفت. اگر طراحی ساختار سازمانی با توجه به تغییرات محیط باشد، و تحلیل بازار هم با استفاده از سیستم های دریافت بازخورد و رفع نیاز مراجعان همراه باشد، منجربه توسعه و بهبود قابلیت های نوآوری فناورانه می گردد. بنابراین، نتایج این پژوهش می تواند مدیران را در جهت برنامه ریزی برای ارتقاء و بهبود وضعیت قابلیت های نوآوری فناورانه کارکنان در نهاد کتابخانه های عمومی از طریق شناسایی ابعاد آن کمک کرده و با بهبود قابلیت های نوآوری فناورانه، زمینه را برای رشد کارکنان و درنهایت رشد سازمان مهیاء سازد.
رابطه سواد سلامت و استرس ادراک شده و نقش تعدیل گر اینفودمی کووید 19 در دانشجویان دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهمیت سواد اطلاعات سلامت و اثرگذاری آن بر سلامت افراد به ویژه در شرایط بحرانی نظیر همه گیری کرونا که جامعه جهانی با انتشار غیرقابل کنترل اخبار و اطلاعات بعضاً نامعتبر روبه رو بود، بیش ازپیش مشهود شد. از سویی دیگر استرس ادراک شده عبارت است از احساس و ادراکی که فرد نسبت به میزان استرس خود دارد.روش شناسی: پژوهش حاضر ازنظر نوع در زمره پژوهش های کاربردی و ازنظر روش گردآوری داده ها پژوهشی پیمایشی است. برای محاسبه حجم نمونه از جدول مورگان استفاده و حجم نمونه 375 نفر تعیین شد. برای نمونه گیری از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه گردآوری شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس در سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها نشان داد که رابطه بین ارزیابی اطلاعات و استرس ادراک شده مثبت و بالاست و در مقابل رابطه بین دسترسی و استرس ادراک شده منفی است. همچنین براساس یافته های پژوهش اینفودمی بر معناداری روابط بین سواد اطلاعات سلامت و استرس ادراک شده تأثیر دارد. همچنین یافته ها حاکی از آن بود که ابعاد سواد سلامت قدرت پیش بینی استرس ادراک شده را دارند.نتیجه گیری: در شرایط اینفودمی با توجه به این که کسب، تحلیل و ارزیابی اطلاعات سلامت در شرایطی غیرعادی و بحرانی رخ می دهد؛ می توان اثرگذاری متفاوت متغیر مستقل (سواد اطلاعات سلامت) بر متغیر وابسته (استرس ادراک شده) را انتظار داشت.
بررسی تحلیلی مراکز و کانون های تولید نسخه های خطی فقهی در نیمه دوم دوره صفویه و تطبیق آن با آثار فقهی نیمه اول با استناد به نسخه های خطی کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : بررسی تحلیلی مراکز و کانون های تألیف و کتابت آثار فقهی دوره دوم صفوی و تعیین مراکز استنساخ منابع و تطبیق آن با آثار فقهی دوره اول است. روش پژوهش: این پژوهش به روش پیمایشی از نوع تحلیل محتوا به شیوه سرشماری انجام می شود. یافته ها: در میان 672 اثر فقهی تاریخ دار دوره دوم صفوی، محل کتابت 59 عنوان اثر فقهی در 22 شهر در انجامه نسخه مشخص شده است که بیشترین فراوانی آن مربوط به شهر اصفهان است؛ همچنین فقط در 11 نسخه فقهی این دوره، کانون کتابت ذکر شده که بیشترین فراوانی مربوط به مدرسه است. در دوره اول صفوی، در میان 392 نسخه فقهی، محل کتابت 190 عنوان اثر فقهی در 6 شهر در انجامه نسخه تعیین شده که بیشترین فراوانی مربوط به شهرهای مشهد مقدس و اصفهان است؛ همچنین در دوره نخست صفویه، فقط در 86 نسخه، کانون استنساخ ذکر شده که بیشترین فراوانی مربوط به مدرسه با فاصله معنی داری از کانون های دیگر است. نتیجه گیری: در دوره نخست صفویه چون در شهر مشهد تعداد زیادی مدارس شیعی فعالیت داشت که 10 مدرسه از آن ها فقط در دوره صفویه ساخته شده، بیشترین فراوانی استنساخ آثار فقهی در آن شهر به عنوان پایتخت معنوی با 52 عنوان و سپس در شهر اصفهان به عنوان پایتخت سیاسی ایران صورت گرفته است؛ در حالی که در نیمه دوم صفویه با توجه به گسترش مدارس شیعی در اصفهان که 8 مدرسه فقط در نیمه دوم صفویه احداث شده، بیشترین استنساخ آثار فقهی با 25 عنوان نسخه در این شهر انجام شده است. به جز مدارس، در دوره صفویه کانون های مدرسه، قلعه، دولتخانه و قریه نشیمن، حرم، مسجد، منزل و خانه، نظامیه، خانقاه و محله در امر استنساخ آثار فقهی فعالیت داشته اند.
نقش سازماندهی و مدیریت دانش سازمانی در بهبود شرایط آموزشی کارکنان دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
139 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف کاربرد مدیریت دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است که به روش پیمایشی و به صورت توصیفی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس است که طبق فرمول کوکران، 15 مدیر، 93 کارمند زن و 107 کارمند مرد به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری در هر دو گروه مدیران و کارکنان به صورت تصادفی- طبقه ای بود. به منظور جمع آوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شد. در این پژوهش به روش توصیفی به تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه پرداخته شد. در سطح توصیفی با استفاده از مشخصه هایی نظیر فراوانی به تحلیل ویژگی های جامعه پرداخته شد و آزمون نرمال بودن کولموگروف- اسمیرنف، آزمون دوجمله ای برای بررسی فرضیه ها استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مدیریت دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مؤثر است. همچنین ایجاد دانش با میانگین 40/09 ، جذب دانش با میانگین 26/74 و سازماندهی دانش با میانگین 36/81 در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس نقش تأییدکننده دارد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مدیریت دانش در افزایش توانمندی کارکنان و مدیران دانشگاهی حائز اهمیت است. ایجاد، ذخیره سازی، سازماندهی و اشاعه اطلاعات سازمانی در تقویت مهارت های آموزشی مؤثر است. حمایت های مؤثر از زیرساخت ها، توسعه فرهنگ سازمانی در اشتراک گذاری اطلاعات، گردآوری تجربه های حرفه ای، تعامل سازمانی در سطوح مختلف دانشگاه در کنار خلاقیت روش ها و به کارگیری سیستم های اطلاعاتی نقش مهمی در توسعه نظام مدیریت دانش دارد.
Revolutionizing Molten Gold Ownership Transfer: Unlocking the Power of Blockchain Technology(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
191 - 218
حوزههای تخصصی:
Molten gold ownership transfer holds both historical and economic significance, serving as a crucial aspect of financial and wealth management practices. Traditional systems for transferring ownership of molten gold are often inefficient, susceptible to fraud, and lack transparency. In contrast, blockchain technology, with its decentralized, immutable, and transparent characteristics, presents a promising solution to these challenges. This paper explores the transformative potential of blockchain technology in revolutionizing the transfer of molten gold ownership. Utilizing blockchain for this purpose provides a secure and transparent method to track and verify ownership of gold assets. The proposed model facilitates the creation of digital tokens that represent physical gold, which can then be exchanged on a blockchain platform. By highlighting the transformative potential of blockchain in molten gold ownership transfer, this paper contributes to the ongoing discourse at the intersection of blockchain technology and asset management, paving the way for a more efficient, secure, transparent, and decentralized gold market.
آینده نگاری حکمرانی دیجیتال در راستای هوشمند سازی شهری با رویکرد پایداری در سطح کلان شهرهای کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق، محققان به دنبال ارائه سازوکاری برای آینده نگاری حکمرانی دیجیتال در راستای هوشمندسازی شهری با رویکرد پایداری مبتنی بر سناریونویسی در سطح کلان شهرهای کشور هستند. روش تحقیق از نظر نحوه بررسی داده ها آمیخته است؛ زیرا در آن هم از استراتژی های تحقیقات کمّی (در داده های خبرگانی) استفاده می شود و هم از استراتژی روش کیفی (در تحلیل محتوای مصاحبه). از نظر ماهیت داده ها در پژوهش حاضر، هم از شیوه کمّی و هم از شیوه کیفی بهره گیری می شود. این پژوهش در زمره پژوهش های بنیادی-کاربردی است؛ چون تحقیقِ اکتشافی است و هدف اصلی آن، شناسایی پیشران های محیطی مرتبط با موضوع تحقیق است. بنابراین، تحقیق از نوع بنیادی است. در ضمن، دستاوردهای آن ملاک عمل برای مدیریت شهری، به ویژه سازمان های ذی نقش شامل شهرداری است. این است که پژوهش حاضر کاربردی نیز محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق، شامل 15 نفر از نخبگان، مدیران و کارشناسان ارشد است و می توان از نظرات آن ها در حوزه آینده نگاری حکمرانی دیجیتال و هوشمندسازی شهری با رویکرد پایداری بهره برد.بر اساس نتایج به دست آمده، سناریوی اول در بخش های هوشمندسازی، مشارکت محوری، شفاف سازی، تمهیدات ساختاری، یکپارچه سازی، فرهنگ سازی و پایدارسازی بهترین حالت است و سناریوی ششم (و تا حدودی سناریوی پنجم)، بدترین حالات ممکن را نشان می دهند. سناریوهای دوم تا چهارم بیشتر بر مبنای کمترین تغییرات در عوامل اصلی هستند و تنها در یک عامل، پیشرفت و در یک عامل پس رفت را نشان دادند.نتایج تحقیق نشان داد که ظرفیت سازی برای ایجاد حق دسترسی به اطلاعات، افزایش قانون مداری، انضباط بخشی به سازوکارهای مدیریت شهری، تقویت بسترهای داخلی به منظور شبکه سازی و ایمن سازی اطلاعات در راستای هوشمندسازی شهری می تواند از طریق پیاده سازی یک مدل حکمرانی خوب دیجیتال عملیاتی گردد.
مهمترین عوامل ایجاد کننده شکاف راهبردی در کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
107 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش شناسایی مهمترین عوامل ایجاد کننده شکاف راهبردی در کتابخانه های عمومی ایران است.
روش پژوهش: این پژوهش کاربردی، با رویکرد کیفی-کمی و جهت گیری اکتشافی انجام شده است. در این پژوهش، از پرسشنامه محقق ساخته که برای بررسی دیدگاه های مدیران کتابخانه های عمومی کل کشور طراحی شده، استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی از 20 نفر از خبرگان مدیریت راهبردی و علم اطلاعات و دانش شناسی و جامعه آماری پژوهش در بخش کمی، از 31 نفر از مدیرکل های کتابخانه های عمومی ایران تشکیل شده است که به روش هدفمند انتخاب شدند. جهت تأیید عوامل و فاکتورهای استخراج شده، از روش تحلیل عاملی تأییدی (مرتبه اول) و از آزمون تی (t) تک نمونه ای جهت بررسی میانگین وضعیت مطلوب در عوامل مرتبط با فرآیندهای مدیریت راهبردی استفاده شد. همچنین از نرم افزار اس پی اس اس (SPSS) و نرم افزار اموس (AMOS) استفاده شده است.
یافته ها: با توجه به میانگین های به دست آمده، مهمترین عوامل ایجاد کننده شکاف راهبردی در کتابخانه های عمومی ایران، عدم توجه به عواملی همچون رشد و تعالی فرهنگ سازمان، عوامل سیاسی، قانونی و دولتی و پیش بینی اثرات آن ها، عدم نظارت و اعمال کنترل به وسیله مدیران، عدم استفاده از نرم افزارهای تخصصی، عدم حمایت راهبردها از محصولات فرهنگی خاص جامعه، عدم برخورداری راهبردها از چارچوب یکپارچه و منسجم، عدم توجه به تقسیم بندی کاربران در کتابخانه عمومی بر اساس نیازها، عدم توجه به ارتقای سیستم های اطلاعاتی و فناوری پیشرفته هستند.
نتیجه گیری: ارزیابی و تحلیل شکاف راهبردی کتابخانه های عمومی می تواند ما را از اشتباهات و مسائل پیش رو آگاه کند. همچنین، اطلاعات ضروری برای تصمیم گیری اثربخش و تخصیص مؤثر منابع که یکی از کلیدی ترین فعالیت های مدیریت است را فراهم سازد. لازم است مدیران ارشد با توجه بیشتر به نیازهای جامعه، تدابیر متفاوت تری در حوزه مدیریت راهبردی خصوصاً در فرآیند تدوین راهبردها داشته باشند.
نقش کتابخانه های عمومی روستایی در توانمندسازی و توسعه جامعه روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کتابخانه های عمومی روستایی، اگرچه عمدتاً مؤسسات کوچکی هستند، طیف وسیعی از خدمات و برنامه ها را در حوزه های بسیار متفاوت زندگی -شامل پرورش شخصی، توسعه مهارت های فردی و مدنی تمامی شهروندان و پر کردن اوقات فراغت آنان- ارائه می دهند. کتابخانه های عمومی روستایی از عوامل توسعه در جوامع روستایی محسوب می شوند و همچنین مکانی ایده آل برای حمایت از توسعه جامعه هستند و به رشد فکری و اجتماعی در سطح فردی و اجتماعی کمک می کنند. در این راستا، پژوهش حاضر نقش کتابخانه های عمومی روستایی را در توانمندسازی و توسعه جوامع روستایی استان کرمانشاه شناسایی کرده است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شد و روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی مرسوم بوده است. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. مشارکت کنندگان شامل مسئولان کتابخانه های عمومی روستایی زیر پوشش اداره کل کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه در پاییز سال 1402 بود. نمونه گیری به روش هدفمند یا قضاوتی انجام شد و تا اشباع اطلاعات ادامه یافت. در مجموع 14 مصاحبه انجام شد و مدت آن بین 40 تا 75 دقیقه متغیر بود. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای اعتبارسنجی پژوهش از معیارهای اعتبارپذیری و قابلیت اطمینان استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه منجر به شکل گیری دو مقوله، شامل اقدامات کتابخانه های عمومی روستایی در توانمندسازی روستاییان و توسعه روستا، و چالش ها و پیشنهادهای کتابخانه های عمومی روستایی در توانمندسازی روستاییان و توسعه روستا طبقه بندی شد. در مقوله اقدامات، 4 مفهوم شامل توسعه فرهنگی، توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی، و توسعه پایدار و حفظ محیط زیست شناسایی شد که جنبه های مختلف نقش آفرینی کتابخانه های عمومی روستایی استان کرمانشاه را در توانمندسازی روستاییان و توسعه روستاهای خود نشان می دهد. در مقوله چالش ها و پیشنهادها نیز 8 مفهوم شامل نیروی انسانی، منابع اطلاعاتی، تسهیلات و امکانات، سطح کیفی برنامه ها و خدمات، سنجش اثرگذاری برنامه ها و خدمات، عوامل مربوط به روستاییان، سطح همکاری و مشارکت، و چگونگی اطلاع رسانی و تبلیغات شناسایی شد. در مجموع، کتابخانه های عمومی روستایی استان کرمانشاه جوامع محلی خود را از طریق ارائه خدمات، فعالیت ها و برنامه های خود، توانمند و به توسعه روستاها کمک کردند. کتابخانه های یادشده با اجرای برنامه ها و خدمات متنوع خود که اکثراً در طول هفته تداوم داشته است، توانسته اند در بالا بردن آگاهی و بینش فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی روستا؛ نشان دادن نقش پررنگ و تأثیرگذار کتاب در مقایسه با اینترنت؛ و تثبیت نقش کتابخانه به عنوان پایگاه اجتماعی-فرهنگی روستا گام مؤثری بردارند. اصالت/ارزش: تاکنون در ایران پژوهشی به شناخت نقش کتابخانه های عمومی روستایی در توسعه جوامع خود نپرداخته است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان نقشه راه کتابخانه های عمومی روستایی در توسعه همه جانبه خدمات و برنامه های خود و اثرگذاری بیشتر آنها در توسعه روستاهایشان مورد استفاده قرار گیرد.
مدل مفهومی مستندسازی تجربیات اعضای هیئت علمی دانشگاه بر اساس چارچوب بازی وارسازی اکتالیسیس چاو با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بازی وارسازی رویکردی ابتکاری است که با استفاده از عناصر جذاب و سرگرم کننده بازی در دنیای واقعی باعث افزایش تعامل و انگیزه کاربران و ارائه تجارب پایدار می شود. مطالعه حاضر با شناسایی مؤلفه های مستندسازی تجربیات در صدد ارائه مدل مفهومی مستندسازی تجربیات اعضای هیئت علمی دانشگاه ها براساس چارچوب بازی وارسازی اکتالیسیس چاو است.
روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و با روش فراترکیب مبتنی بر الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو و نرم افزار مکس کیودا انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه آثار علمی مرتبط با مستندسازی تجربیات، مدیریت دانش و بازی وارسازی در بازه زمانی 2006 تا 2023 ( مصادف با 1383 تا 1402) است که از این میان با انجام فرایند غربالگری، 85 اثر به منظور بررسی و تحلیل انتخاب شدند.
یافته ها: در نهایت از 187 کد، 75 شاخص مستندسازی تجربیات از منابع علمی مورد بررسی استخراج و در 16 مؤلفه و 8 پیشران چارچوب اکتالیسیس شامل معنای حماسی و ندای درون (پیشران اول)، پیشرفت و دستاورد (پیشران دوم)، توانایی بروز خلاقیت و بازخورد (پیشران سوم)، مالکیت و تصاحب (پیشران چهارم)، نفوذ اجتماعی و وابستگی (پیشران پنجم)، کمیابی و بی صبری (پیشران ششم)، غیر قابل پیش بینی بودن ( عدم قطعیت)، کنجکاوی (پیشران هفتم) و در نهایت از دست دادن و اجتناب (پیشران هشتم)، دسته بندی شدند و بر اساس آن، مدل مفهومی پژوهش شکل گرفت. در کل می توان گفت که مدل مفهومی ارائه شده با رویکرد بازی وارسازی می تواند برای ایجاد انگیزه در اعضای هیئت علمی برای مستندسازی تجربیاتشان کمک کند.
نتیجه گیری: در طراحی و پیاده سازی مدل مستندسازی تجربیات اعضای هیئت علمی، لازم است شاخص ها و مؤلفه های انگیزشی شناسایی شده مرتبط با چارچوب بازی وارسازی اکتالیسیس، نظیر شاخص ها و مؤلفه های مربوط به نگرش فردی، دستاوردهای نظام مدیریت دانش، دستاوردهای فردی و سازمانی، خودمختاری، خودکارآمدی، ارائه بازخورد، حساب کاربری، اعتماد، بسترهای رسمی و غیررسمی اشتراک تجربه، ارتباطات سازمانی، کنجکاوی، غیرقابل پیش بینی بودن پاداش و ترس از اشتراک تجربه در نظر گرفته شوند. پیاده سازی این شاخص ها، می تواند سبب تغییر رفتار، افزایش مشارکت، تعهد و تشویق اعضای هیئت علمی در به اشتراک گذاری تجارب، افزایش اثربخشی، کاهش دوباره کاری و هزینه های مالی در نظام آموزش عالی کشور شود.
ارتقای شفافیت اطلاعات بازار سرمایه در پرتو علت شناسی از ناهنجاری های شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
265 - 289
حوزههای تخصصی:
هدف: از ابزارهای اثرگذار در کارایی بازار سرمایه، شفافیت اطلاعات است. فقدان شفافیت اطلاعات از ریسک های قابل توجهی است که سرمایه گذاران را با مخاطرات جدی مواجه می سازد. از متغیرهای اثرگذار در کاهش سطح شفافیت اطلاعات بازار، ارتکاب رفتارهای متقلبانه و ضعف گزارشگری شرکت ها است. از این رو هدف پژوهش حاضر، شناسایی ناهنجاری های شرکت ها و نقش آن در شفافیت اطلاعات بازار سرمایه است.
روش: در این پژوهش از روش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده های کیفی اسناد قضایی (10 پرونده های قضایی) مربوط به جرایم شرکت های بورس مطروحه در محاکم کیفری تهران و برای سنوات 1392 تا 1398 می باشد. روش نمونه گیری هدفمند بوده و تجزیه و تحلیل داده های کیفی براساس طرح سیستماتیک داده بنیاد است. از این رو، داده ها پس از استخراج مفاهیم، در چند مرحله و به طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: کدهای شناسایی شده در رابطه با شرایط علّی در قالب 4 مقوله اصلی و 31 مقوله فرعی دسته بندی شدند. از این رو، به منظور افزایش سطح شفافیت بازار سرمایه، رفع موانع در فضای کسب وکار، کاهش تصدی گری دولت، و حذف برنامه های دستوری، از ضروریات این بازار است. علل مداخله گر در قالب 3 مقوله اصلی و 25 مقوله فرعی دسته بندی شدند. این علل بیانگر ضعف و ناتوانی ضمانت اجراهای سزاگرا و سرکوب گر در مهار جرم و ناهنجاری در حوزه بورس و بازار اوراق بهادار است. از این رو، بهره مندی از سازوکارهای کنشی و کاهنده، از لوازم شفافیت بازار سرمایه است. علل زمینه ای در قالب 3 مقوله اصلی و 6 مقوله فرعی دسته بندی شدند. این علل مبین لزوم اتخاذ برنامه های آموزش محور و آگاهی بخش، با هدف افزایش سطح سواد مالی و ترویج اصول سهامداری و مهم تر از همه پیشگیری از بزه دیده شدن افراد در بازار سرمایه است. به علاوه، ضعف مکانیزم های نظارت مدار درون سازمانی ناظر بر عدم رعایت شرکت ها برای تعیین حسابرس داخلی و کمیته حسابرسی، و به تبع آن افزایش تقلب، ضعف گزارشگری مالی و کاهش سطح شفافیت اطلاعات افشایی شرکت ها ازجمله علل افزایش ریسک و کاهش شفافیت اطلاعات در بازار سرمایه است.
نتیجه گیری: بهره مندی از مقررات تنظیم بازار در ایجاد شفافیت در بازار سرمایه بسیار راهگشا خواهد بود. بدان علت که تدابیر کیفری حداقلی و کمینه گرا در حوزه کسب وکار، ضمن پیشگیری از ناهنجاری ها، از ناکارآمد شدن بخش های مولد اقتصادی ممانعت به عمل می آورد.
جایگاه پسادکتری در ایران در مقایسه با سایر کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هر ساله تعداد قابل توجهی از جوانان کشور با مدرک دکتری تخصصی فارغ التحصیل می گردند که اولین دغدغه آنها بعد از فارغ التحصیلی مسأله پیدا نمودن شغل مناسب با توجه به مدرک تحصیلی می باشد. یکی از جایگاه های شغلی مورد انتظار برای این قشر از فارغ التحصیلان جذب شدن در دانشگاه ها و موسسات آموزشی و پژوهشی در جایگاه هیأت علمی می باشد که این امر نیز به دلیل محدود بودن ظرفیت جذب و استخدام هیأت علمی در عمل باعث ایجاد دل نگرانی برای این گروه از محققین کشور می گردد. برگزاری دوره های پسادکتری به عنوان دوره های کوتاه مدت، هم از نظر ایجاد بستر انجام کارهای تحقیقاتی و هم از نظر افزایش شانس اشتغال در محل طی نمودن دوره پسادکتری، در بسیاری از مواقع باعث جذابیت برای بسیاری از فارغ التحصیلان مقطع دکتری می گردد. در پژوهش حاضر تلاش شده است ضمن تشریح اقدامات صورت گرفته در وزارت عتف و دانشگاه ها و موسسات پژوهشی در برگزاری دوره های پسادکتری، به بررسی دیدگاه ها و عملکرد برخی از کشورها در این خصوص پرداخته شود.
روش: روش اجرای این تحقیق به صورت پیمایشی و براساس بررسی اسناد بالادستی کشور در حوزه علم و فناوری است. در بررسی جایگاه پسادکتری در اسناد بالادستی، چهار سند بالادستی یعنی قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور، قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه کشور، نقشه جامع علمی کشور و سند تحول دولت مردمی (دولت سیزدهم) و همچنین برنامه های پیشنهادی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی نتایج علمی اجرای این آیین نامه ها در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی کشور، با انجام طرح پایش، به گردآوری اطلاعات محققان پسادکتری شاغل در 46 دانشگاه و موسسه پژوهشی دولتی از طریق تکمیل اطلاعات محققان در سامانه، پرداخته شد.
یافته ها: بررسی اسناد بالادستی نشان داد که اصطلاح پسادکتری تنها در سه بخش از این اسناد (ردیف 12 اقدام ملی از راهبرد کلان 6 نقشه جامع علمی کشور، راهبرد تحول آفرین نهم و برنامه کلان شماره 18 برنامه های پیشنهادی مقام عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دولت سیزدهم) مورد اشاره مستقیم قرار گرفته است و در سایر موارد به صورت کلی و در قالب واژگانی همچون پژوهشگران مستقل، پژوهشگران، فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی، نخبگان و مواردی از این دست، مورد اشاره قرار گرفته است. اقدامات وزارت عتف نیز با تدوین دو آیین نامه پذیرش پژوهشگران پسادکتری و آیین نامه جذب و به کارگیری محققان پسادکتری بوده است. اما میزان استقبال برگزاری دوره ها در دانشگاه ها و موسسات به دلیل محدود بودن منابع مالی، چندان مناسب نبوده است؛ به نحوی که در سال 1401 تنها 879 محقق پسادکتری (516 زن و 363 مرد) در 42 دانشگاه و 4 موسسه پژوهشی دولتی جذب شده اند. در بررسی وضعیت محققین پسادکتری به تفکیک جنسیت نیز مشخص شد که تعداد زیادی از جامعه محققین پسادکتری در سال 1401 را جامعه خانم ها (58.7 درصد) به خود اختصاص داده است که در مقایسه با جامعه مردان (41.3 درصد) درصد قابل توجهی می باشد. همچنین بیشترین آمار محققین پسادکتری به ترتیب در گروه های علوم پایه (359 نفر)، فنی و مهندسی (269 نفر) و علوم انسانی (146 نفر) مشاهده گردید.
نتیجه گیری: وجود نزدیک به ده هزار فارغ التحصیل مقطع دکتری تخصصی در هرسال از یک سو و همچنین وجود تعداد بسیار مناسب اعضای هیأت علمی با رتبه دانشیار و استاد، نشان دهنده وجود یک ظرفیت بسیار بالا در برگزاری دوره های پسادکتری در کشور می باشد، اما مشکلاتی همچون عدم تأمین اعتبارات لازم و یا وجود صندوق های تأمین اعتبار برای حوزه پژوهش در سطح کشور باعث شده که این امر مورد غفلت قرار گیرد. از این رو تأمین منابع مالی مناسب، هدفمند و برنامه ریزی شده می تواند ضمن فراهم سازی بستر مناسب برای جذب فارغ التحصیلان دکتری بیشتر، موجب تقویت تولیدات علمی کشور در حوزه های تخصصی گردد.
تبیین رویکردهای عمده به مدیریت اطلاعات و تحلیل پیامدهای آن در علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: وجود نگرش های مختلف نسبت به مفهوم «مدیریت اطلاعات» و چند وجهی بودن این عبارت، اتفاق نظر درباره ابعاد شناختی و کاربردی، آموزشی و پژوهشی، و جایگاه مدیریت اطلاعات در علوم مختلف به طور کلی و به طور خاص در علم اطلاعات و دانش شناسی را دشوار ساخته است؛ به طوری که به نظر می رسد برداشت های مختلفی از مفهوم، موضوع و عبارت «مدیریت اطلاعات» وجود دارد، که باعث ایجاد ناهماهنگی و ایستایی در رسیدن به هدفی مشترک در این باره می شود. برای نمونه یک سؤال اساسی در این مورد آن است که آموزش و پژوهش در این حوزه باید روی چه موضوعاتی تمرکز داشته باشد؟ این در حالی است که با بررسی متون روشن می شود که مواجهه روش مند و نظام مندی با این مسأله صورت نگرفته و هدف مشترکی در این زمینه قابل شناسایی نیست و تلاش ها متفرق و جزیره ای است؛ به طوری که سرجمع مطالعات و پژوهش ها تاکنون حتی مفهوم این عبارت را برای ما روشن نکرده است. از این رو، پژوهش حاضر در راستای پاسخ به این سؤالات شکل گرفته است که مفهوم مدیریت اطلاعات چیست؟ مدیریت اطلاعات از چه زوایایی قابل تصور است و رویکردهای عمده در این زمینه کدامند؟ فلسفه مدیریت اطلاعات چیست؟ جایگاه این حوزه در علم اطلاعات و دانش شناسی کجاست؟ و اولویت های آموزشی و پژوهشی و عملی مدیریت اطلاعات در این حوزه کدامند؟ آیا اصولاً اتفاق نظری در این موارد وجود دارد؟ وجود این سؤالات و مسائل اساسی، ضرورت توجه روش مند و نظام مند به ابعاد شناختی و مفهومی مدیریت اطلاعات را نمایان تر می سازد. در این راستا، این پژوهش بر آن است در مقابل نگاه های یک سویه و محدود، به مفهوم مدیریت اطلاعات، در یک چارچوب نسبتاً جامع، مفهوم «مدیریت اطلاعات»، رویکردهای عمده به این مفهوم، جایگاه و ابعاد آن را تبیین کند؛ و در ذیلِ این نگرش نسبتاً جامع، جایگاه مدیریت اطلاعات در علم اطلاعات و دانش شناسی و پیامدهای هرگونه برداشت از مفهوم مدیریت اطلاعات در این حوزه را نمایان سازد.
روش: روش پژوهش سندی- تحلیلی است؛ که در آن ضمن استفاده از متون، بیشتر حاصل تأمل بر دیدگاه ها و دسته بندی آن ها بوده است. این پژوهش با جامعیت بخشیدن به مفهوم مدیریت اطلاعات در قالب رویکردهای عمده، با عمق بخشیدن به آن در قالب تمرکز بر علم اطلاعات و دانش شناسی و روزآمد کردن این مفهوم در بستر جامعه جدید اطلاعاتی و دانشی، درصدد طراحی چارچوبی برای فهم روش مند و نظام مند مدیریت اطلاعات بوده است.
یافته ها: در این پژوهش با تأمل در زوایای قابلتوجه و نگرش های مختلف نسبت به مدیریت اطلاعات مانند نگرش های رشته ای، فردی، سازمانی، ملی و بین المللی، و ارتباط آن با مقوله های مختلف در قالب ترکیبات اطلاعات، ابتدا زوایای کلی قابل تصور در این زمینه مورد بررسی قرار گرفت؛ در ادامه نگرش فرآیندی به مدیریت اطلاعات، مباحث قابل طرح در علم اطلاعات و دانش شناسی، اینکه جایگاه ما کجاست و اولویت چیست، و فلسفه مدیریت اطلاعات، مورد بررسی قرار گرفته اند. درنهایت، چارچوب کلی و شناختی مدیریت اطلاعات، و جایگاه آن در علم اطلاعات و دانش شناسی، شناسایی و پیامدهای آموزشی، پژوهشی، فناورانه، عملی، مدیریتی و توسعه ای آن در علم اطلاعات و دانش شناسی مورد توجه قرارگرفت. در نهایت مشخص شد که مدیریت اطلاعات برای شناسایی اهداف و اولویت ها به فلسفه اطلاعات نیاز دارد.
نتیجه گیری: در این پژوهش علاوه بر تبیین رویکردهای عمده به مدیریت اطلاعات، بر ضرورت توجه به شکل گیری و توسعه یک سامانه مفهومی برای مدیریت اطلاعات در علم اطلاعات و دانش شناسی تأکید شده است؛ زیرا هرگونه شناخت و تصور از مفهوم مدیریت اطلاعات برای برنامه ریزی در ابعاد آموزشی، پژوهشی و فناورانه در علم اطلاعات و دانش شناسی تعیین کننده است. مدعا این است که همه پیامدهای بعدی در ابعاد عملی، مدیریتی، توسعه ای و آینده نگرانه مدیریت اطلاعات، پیامد حتمی و جبری سامانه مفهومی مدیریت اطلاعات و برآمده از آن است. در نهایت بر این نکته تأکید شده که در راستای ایجاد این سامانه مفهومی برای این حوزه، توجه به مفاهیم و واژگان پایه و اصلی و در واقع فهم چیستی این حوزه ضروری است؛ زیرا ایجاد و توسعه یک سامانه مفهومی برای مدیریت اطلاعات در علم اطلاعات و دانش شناسی، مستلزم توجه به مفاهیم و واژگان و چیستی این حوزه در شکل جدید آن، یعنی گفتمانی و سامانه ای است.
تحلیل و ارزیابی محتوایی تولیدات علمی حوزه موضوعی سواد اطلاعاتی دیجیتال: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف: همگام با گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی و نفوذ آن در جنبه های مختلف زندگی، تحصیل و حرفه، دستیابی به سواد اطلاعاتی، لازمه و پیش نیاز بقاء در جامعه دانش مدار امروز است. سواد اطلاعاتی مجموعه ای از توانمندی هاست که افراد را قادر می سازد تا متوجه شوند که چه موقع به اطلاعات نیاز دارند و نیز توانایی مکان یابی، ارزیابی و به کارگیری مؤثر اطلاعات مورد نیاز را فراهم می آورد. افزایش تعداد مقالات منتشر شده در زمینه سواد اطلاعاتی دیجیتال، نیاز به تجزیه و تحلیل کمّی این مطالعات را برجسته می سازد. این تحلیل برای درک وضعیت فعلی و جهت گیری های آتی تحقیقات در حوزه سواد اطلاعاتی دیجیتال ضروری است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی محتوای تولیدات علمی در زمینه سواد اطلاعاتی دیجیتال و ترسیم نقشه موضوعی در پایگاه داده وب آو ساینس است.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی است که با رویکرد علم سنجی انجام شده است. بازه زمانی مورد مطالعه شامل متون منتشر شده در پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس می باشد. برای تحلیل داده ها و ترسیم نقشه های علمی از نرم افزارهای اکسل و بیبلیومتریکس استفاده شده است.
یافته ها: ۳۷۱۱ تولید علمی در حوزه موضوعی سواد اطلاعاتی دیجیتال از سال 1995 در پایگاه وب آو ساینس نمایه شده است. مک گرو، تامچیک، لی و ژانگ به عنوان پرتولیدترین نویسندگان و دانشگاه های یانسه، تورنتو و سیدنی به عنوان پرتولیدترین وابستگی های سازمانی در میان تولیدات علمی حوزه سواد اطلاعاتی دیجیتال شناسایی شدند. بیشترین همکاری بین المللی با کشورهای آمریکا، اسپانیا و انگلستان بوده است. طبق نتایج به دست آمده از تحلیل بروندادهای علمی سواد اطلاعاتی دیجیتالی، مشخص شد که مطالعات این حوزه بر موضوعاتی همچون تأثیر تکنولوژی بر سواد و ارتباطات کودکان؛ سواد اطلاعاتی دانش آموزان، معلمان و فناوری اطلاعات دانشگاه ها و آموزش عالی؛ دسترسی به وب و اینترنت و رفتار کاربر؛ درک نگرش مدل آنلاین؛ مراقبت از سلامت افراد، و خودکارآمدی و باورها؛ مدیریت تعامل با رسانه های اجتماعی و تجربیات؛ و زبان انگلیسی متمرکز است. واژگان technology، education، information، students و literacy بیشترین فراوانی را دارند. نمودار راهبردی تحلیل محتوای مطالعات سواد اطلاعاتی دیجیتال نشان می دهد موضوع «دیجیتال، سواد و مهارت» دارای بالاترین میزان توسعه یافتگی و ربط است. خوشه «سواد دیجیتالی، آموزش و تکنولوژی» از نظر مرکزیت در سطح بالا، و به عبارتی در بطن کلیه مطالعات این حوزه به چشم می خورد. خوشه «توسعه، شیوه های سواد دیجیتال و کودکان» با تراکم بالا و مرکزیت پایین می باشند. همچنین خوشه «کوید 19، پزشکی از راه دور و بزرگسالان» در چارک سوم اشتراک قرار دارد. خوشه «تقسیم دیجیتال، فناوری اطلاعات و ارتباطات» بیانگر موضوعاتی هستند که در حال ظهور و یا رو به زوال می باشند. نهایتاً، خوشه «رسانه های اجتماعی، اینترنت و سواد رسانه ای» قرار دارد که تراکم کم، اما مرکزیت بالایی دارد.
نتیجه گیری: تولیدات علمی مربوط به حوزه موضوعی سواد اطلاعاتی دیجیتال از زمان آغاز انجام اولین پژوهش در سال 1995 تاکنون روند صعودی داشته است. پیشنهاد می شود نتایج حاصل از این پژوهش در آموزش سواد اطلاعاتی، مطالعات و برنامه ریزی درسی سواد اطلاعاتی مورد توجه قرار گیرد.
Structural analysis of factors affecting the development of IT-based platform services(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Today, businesses are considered the main factor in improving the country's economy and creating employment through the implementation of policies that foster entrepreneurship and the establishment of supportive institutions. Therefore, the current research seeks to identify factors that affect the development of IT-based platform services. In this research, a questionnaire based on the fuzzy Delphi method was used to identify the factors. The statistical population of this research consists of 20 managers, professors, specialists, and experts who are associated with start-up companies. Due to the small size of the population, the entire population was considered as a sample. In this research, the influential factors were identified using the fuzzy Delphi method. The results of the research showed that providing access to financial resources is the most important factor affecting the development of IT-based platform services. On the other hand, improving the entrepreneurial environment through the establishment of laws is considered the least important factor in this area.
تحول در نقش کتابخانه های دانشگاهی درپی شیوع همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
117 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تحول در نقش، کارکردها، راهبردها و ابزارهای ارائه خدمات کتابخانه های دانشگاهی سطح یک کشور در زمان شیوع همه گیری کووید 19 است.
روش : پژوهش حاضر کیفی است و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در بهار 1400، با مدیران کتابخانه های مرکزی 13 کتابخانه دانشگاهی سطح یک کشور تحت پوشش وزات علوم، تحقیقات و فناوری انجام شد. محتوای مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل و کدگذاری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، از روش تحلیل محتوای کیفی، مقوله بندی (سازماندهی و گروه بندی کدها) و کدگذاری (مشخص کردن کدهای اصلی و فرعی) استفاده شد. برای اعتباربخشی به یافته ها از معیارهای لینکلن و کوبا استفاده گردید.
یافته ها: طی فرایند کدگذاری 196 کد اولیه شناسایی شد که به بیان اقدامات، ابزارها، خدمات و فعالیت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور پرداخته بودند. کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور در مقوله ابزارهای ارائه خدمات در دوران کووید 19 به ابزارهایی همچون شبکه های اجتماعی مجازی، پاسخگویی تلفنی، ایمیل، تقویت اطلاع رسانی از طریق وب سایت ها و پورتال های کتابخانه ای، خدمات مرجع مجازی و وبینارهای آموزشی اشاره کردند. در مقوله خدمات، مشاوره آنلاین و رزرو کتابدار در بستر نرم افزارهای ویدئوکنفرانس، خریداری و فراهم کردن برخی از زیرساخت های لازم و ضروری برای ساماندهی منابع الکترونیکی، تغییر رویکرد خدمات حضوری به مجازی و فراهم کردن رویه های مشخص برای آن، تقویت خدمات برای دسترسی از راه دور کاربران به پایگاه های اطلاعاتی و تقویت تعامل و بازخوردگیری از کاربران ازجمله خدمات و فعالیت های جدیدی بود که در این دوران شکل گرفت.
نتیجه گیری: اعتباربخشی به کاربر در دوران کووید 19 بیش از پیش تقویت شد و این دوران نقطه عطفی در مفهوم واقعی خدمات رسانی به ویژه از جنبه تقویت اطلاع رسانی و اشاعه اطلاعات برای کتابخانه ها محسوب شد. آموزش در هرجا، هر زمان و هر مکان جایگزین دوره های آموزشی حضوری کتابخانه ها شد. افزایش توقع کاربران درباره خدمات غیرحضوری و از راه دور و نهادینه شدن آن، بازاندیشی درباره برنامه ریزی مجدد در مورد مراجعه های حضوری و استفاده از خدمات الکترونیکی و مجازی به عنوان مکمّل خدمات فیزیکی حاضر، توجه به فضاسازی های جدید در مراجعه های حضوری و ایمن سازی ارتباط های کتابداران با کاربران، بخشی از توجهات جدید مدیران محسوب می شود. افزایش مهارت های کتابداران مرتبط با کاربران و افزایش سواد اطلاعاتی آنها نیز به عنوان یک ضرورت مطرح شد. کتابخانه ها دیگر به دوران قبل از کرونا برنمی گردند و جهت بقای اثربخش خود در بین کاربران، لازم است خدمات غیرحضوری پایه گذاری شده در دوران کووید 19 را ادامه داده و تقویت کنند، چراکه دیگر کاربران آنها همان کاربران قبل از کووید نیستند و انتظارات و توقعات آنها متحمّل تغییرات زیادی شده است.