فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1469 - 1503
حوزههای تخصصی:
Background: With the continued advance in cyber threats, traditional network security systems offer little returns to organizations. AI has turned out to be a useful technology in improving network security because it proactively identifies and responds to threats in a short time. Objective: This article seeks to discuss the role played by AI self-defending mechanisms in autonomous network security given their effectiveness in threat detection, response time, and the overall harm that can be caused to networks by cyber criminals. Methods: Three separate studies were made, including conventional security systems, and analytically compared them with the AI-driven system across 100 different network environments. Machine learning (ML), deep learning (DL), and other forms of AI were applied to identify and counteract distinct threats like viruses, phishing, and even DDoS attacks. Detecting accuracy, response time and ability to mitigate attacks where among some of the other factors that were examined. Results: Automated threat intelligence systems have a 92% accuracy while legacy systems only have 78%. Mean response time was also decreasing by 65% from 45 seconds to 15 seconds. A significant increase to attack mitigation rates was noted with fifty percent effectiveness of the AI programs averting 85 percent of the threats in the first 30 seconds of identification. Conclusion: Autonomous threat response systems substantiate AI, which function as a radically superior replacement to conventional network security structures, minimizing threat response time and boosting the overall threat neutralization outcome. Incorporation of these types of secure mechanisms into contemporary security landscapes is important as a means of counteraction against new forms of cyber threats.
نقش ذخیره سازی، انتشار و کاربرد دانش در بهبود وضعیت آموزش کارکنان دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش ذخیره سازی، انتشار و کاربرد دانش در بهبود وضعیت آموزش کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس است.
روش : پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی قرار دارد. روش پژوهش از نوع تحلیلی- پیمایشی است. جامعه پژوهش حاضر عبارت است از تمامی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس. این تعداد مشتمل است بر 15 مدیر و 272 کارمند. نمونه ها نیز با بهره گیری از فرمول کوکران شامل 15 مدیر و 200 کارمند از جامعه نامبرده است. روش نمونه گیری در هر دو گروه مدیران و کارکنان به صورت تصادفی- طبقه ای است. به منظور گردآوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شده است. در این پژوهش به دو روش توصیفی و استنباطی به تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه ها پرداخته شد. در سطح توصیفی با استفاده از مشخصه هایی نظیر فراوانی به تحلیل ویژگی های جامعه پرداخته شد و در سطح استنباطی فنون استنباطی آزمون نرمال بودن کولموگروف- اسمیرنف، آزمون دوجمله ای برای بررسی فرضیه ها استفاده شد.
یافته ها: مدیریت دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مؤثر است. همچنین، ذخیره سازی دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مؤثر است. انتشار دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس تأثیر دارد. کاربرد دانش نیز در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مؤثر است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ذخیره سازی و انتشار دانش نقش مهمی در افزایش کارایی آموزشی کارکنان و مدیران دانشگاهی دارد. علاوه بر آن، توجه به عواملی چون: تقویت فرهنگ سازمانی، تعامل میان همکاران، توجه به زیرساخت ها و فناوری اطلاعات نقش مهمی در کاربرد دانش در دانشگاه دارد. برگزاری دوره های آموزشی، ایجاد پایگاه دانش، راه اندازی سیستم سنجش مدیریت دانش، ایجاد نظام پیشنهادها برای بهبود فعالیت سازمانی، برنامه ریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت برای توسعه حرفه ای کارکنان از زمره پیشنهادهای این پژوهش است.
بررسی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش مجازی سواد اطلاعاتی از دیدگاه کاربران در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه دانشگاه هایی که درصدد ارتقای سطح آموزشی خود در یک مقیاس جهانی و قابل قبول هستند، در کنار نظام سنتی خود، شرایط ایجاد محیط آموزش مجازی و بهره گیری از روش های آموزشی مختلف را فراهم کرده اند. آموزش مجازی مهم ترین کاربرد فناوری اطلاعات است که در قالب نظام های مختلف مثل یادگیری رایانه محور، یادگیری برخط، یادگیری شبکه محور ارائه می شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش مجازی سواد اطلاعاتی از دیدگاه کاربران در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران انجام گرفته است.روش : روش این پژوهش آمیخته (کمی و کیفی) است. در بخش کیفی ازنظر هدف توسعه ای و در بخش کمی کاربردی و ازنظر روش تحلیل داده ها توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی است. در راستای هدف پژوهش، از روش کتابخانه ای و مطالعات پیشین استفاده شده است؛ ابتدا با روش کیفی پژوهش با استفاده از روش فراترکیب شاخص های موردنظر شناسایی و درمجموع 122 کد استخراج شد که در 14 مقوله فرعی و 7 مقوله اصلی دسته بندی و کدگذاری شدند. در مرحله بعد در بخش کمی، با استفاده ازنظر خبرگان، شاخص های نهایی استخراج و پرسشنامه نهایی تنظیم گردید. سپس پرسشنامه تهیه شده بین جامعه آماری توزیع شد. جامعه آماری شامل کلیه کاربران (دانشجویان) آموزش های مجازی سواد اطلاعاتی دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود که با روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس تعداد 384 پرسشنامه تکمیل و سپس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 25 و اسمارت پی ال اس (SmartPLS 3) تحت تحلیل عاملی اکتشافی قرار گرفتند. روایی صوری پرسش ها را گروهی از متخصصان مرتبط بررسی و تأیید کردند و پایایی پرسشنامه نیز از طریق انجام پیش آزمون و سپس از آلفای کرونباخ، معیار پایائی ترکیبی (CR) و روایی همگرا (AVE) محاسبه شد.یافته ها: نتایج پژوهش در مرحله فراترکیب نشان داد عوامل مؤثر بر توسعه آموزش مجازی سواد اطلاعاتی از دیدگاه کاربران در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران شامل عوامل فنی، عوامل راهبردی، مؤلفه مدرسین، عوامل ساختاری، عوامل آموزشی، عوامل محتوایی، عوامل سنجش و ارزیابی بوده است. نتایج پژوهش در مرحله کمی پژوهش نیز نشان داد که مقوله عوامل ساختاری رتبه اول با میزان 0/842؛ عوامل آموزشی با میزان 0/831، عوامل راهبردی با میزان 0/763، عوامل فنی با میزان 0/726 ، مؤلفه مدرسین با میزان 0/613 و عوامل سنجش و ارزیابی با میزان 0/564 و عوامل محتوایی با میزان 0/518 رتبه های بعدی را به خود اختصاص داده است. نتایج این پژوهش نشان داد که متغیر عوامل ساختاری با آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی بیشترین مقدار ارتباط را دارد. سایر متغیرها همچون عوامل آموزشی با آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، عوامل راهبردی با آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانه های علوم پزشکی ایران از دیدگاه کاربران، عوامل فنی و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، مؤلفه مدرسین و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، عوامل سنجش و ارزیابی و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، متغیر عوامل محتوایی و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی به ترتیب در رتبه های دوم تا هفتم را به خود اختصاص دادند.نتیجه گیری: نتایج حاکی از این است که عوامل ساختاری آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران ازجمله طراحی و تدوین، تهیه و تولید، عوامل آموزشی، عوامل مربوط به شیوه آموزش، عوامل مربوط به قالب های مورداستفاده برای آموزش دارای اهمیت و موردتوجه است.
مدل های ذهنی و تجربه کاربری در برنامه های کتابخوان الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی مدل های ذهنی کاربران در تعامل با برنامه های کتاب خوان الکترونیکی است.روش : پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کاربران برنامه های کتاب خوان الکترونیکی داخلی است که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش از طریق مشاهده اکتشافی کاربران برنامه های کتاب خوان الکترونیکی داخلی و با بهره گیری از پروتکل بلنداندیشی (نظریه بیان شفاهی) و با استفاده از نرم افزار ضبط صفحه فست استون، داده ها گردآوری شد. برای تحلیل داده های کیفی از تحلیل محتوا و کدگذاری و از نرم افزار Maxqda (نسخه 22) استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد بیشترین تراکنش و فعالیت کاربران با برنامه های کتاب خوان الکترونیکی در خصوص مقوله های فرعی «محتوا» (123 مورد) و «جنبه های تعاملی و بازخورد» (103 مورد) و کم ترین آن ها مربوط به مقوله های فرعی «تنظیمات ظاهری» (44 مورد)، «دسترسی» (46 مورد) و «پشتیبانی و مسائل فنی» (50 مورد) است. از آنجاکه شرکت کنندگان در پژوهش به هنگام بیان مدل ذهنی خود در تعامل با رابط کاربر برنامه های کتاب خوان الکترونیکی آزاد بودند و اجازه داشتند هر آنچه در ذهن آن ها می گذرد را با صدای بلند بیان کنند، در اغلب موارد به هنگام بیان شیوه تراکنش و فعالیت با برنامه های کتاب خوان، راهکار و یا نظر پیشنهادی خود را برای بهبود برقراری ارتباط اظهار می کردند. به عبارت دیگر، کاربران برنامه های کتاب خوان الکترونیکی، به عنوان افرادی که به طور مستقیم با این ابزارها تعامل دارند، نظرات و پیشنهادهای ارزشمندی را ارائه دادند. این پیشنهادها شامل بهبودهای فنی، ویژگی های جدید، و یا تغییرات در طراحی رابط کاربری بودند. در این پژوهش، پیشنهادها به عنوان مقوله کلی در نظر گرفته که در 8 مقوله فرعی تعیین شده (با 49 کد) گنجانده شدند. این پیشنهادها می تواند راهگشای توسعه دهندگان در راستای ارتقاء تجربه کاربری و افزایش رضایت کاربران باشد. بیشترین راهکار پیشنهادی کاربران در رابطه با بهبود عملکرد برنامه های کتاب خوان الکترونیکی به ترتیب در مقوله فرعی «محتوا» (16 مورد)، دسترسی (11 مورد)، تعامل (10 مورد) و کم ترین آن ها مربوط به مقوله فرعی «جستجو» و «تنظیمات ظاهری» (هر یک با 1 مورد) بود.بحث و نتیجه گیری: تأکید بیشتر کاربران بر جنبه های تعاملی و محتوایی برنامه ها می تواند ناشی از تغییرات فرهنگی و نیازهای جدید کاربران باشد که به دنبال ایجاد ارتباطات اجتماعی و به اشتراک گذاری تجربیات خود هستند. پژوهش حاضر می تواند به توسعه دهندگان برنامه های کتاب خوان الکترونیکی کمک کند تا با درک بهتر نیازها و انتظارات کاربران، ویژگی هایی را طراحی کنند که بر تعاملات اجتماعی تمرکز داشته باشد.اصالت: گرچه استفاده از کتاب خوان های الکترونیکی در ایران هنوز به عنوان شیوه ای مرسوم در خواندن تلقی نمی شود، اما رشد شتابان فناوری این نوید را می دهد که در آینده ای نه چندان دور شاهد گسترش بیشتر استفاده از آن باشیم. با این توصیف ارزش و اصالت این پژوهش در آن است که استفاده از مدل های ذهنی کاربران با توجه به ویژگی ها، و نحوه مواجهه کاربران در تعامل با بر نامه های کتاب خوان الکترونیکی می تواند در مقایسه با سایر مدل های تعاملی الگوی معتبر و مستندتری از خواسته های کاربران در اختیار طراحان و تولیدکنندگان قرار دهد.
فرایندکاوی در محیط های سازمانی: مرور نظام مند نوشته ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : سازمان های امروزی، به عنوان سیستم های پیچیده و پویا، نیازمند فناوری های پیشرفته ای برای مدیریت مؤثر فرایندها هستند. فرایندکاوی، به عنوان روشی نوین در داده کاوی، در بهبود کارایی عملیاتی و تصمیم گیری نقش کلیدی دارد. این حوزه، با تحلیل لاگ های رویداد، به مدل سازی، تحلیل و بهبود فرایندها می پردازد. با توجه به رشد روزافزون تحقیقات، پژوهش های نظام مند در حوزه فرایندکاوی برای شناسایی فرصت های تحقیقاتی جدید ضرورت دارد. روش پژوهش : این پژوهش، با رویکردی نظام مند با بررسی مطالعات انجام شده، به نیازهای روزآمد و مسیرهای تحقیقاتی آتی در حوزه فرایندکاوی در سازمان ها می پردازد. معیارهای گزینش مقالات شامل محتوا، طرح تحقیق، زبان، تاریخ انتشار و نوع سند در نظر گرفته شده است. پس از غربالگری، 31 مقاله انتخاب و تجزیه و تحلیل شده اند. یافته ها : یافته ها نشان داد که تحقیقات فرایندکاوی در دهه 2010 ابتدا بر پایه های نظری و کاربردهای اولیه تمرکز داشته است. در اواسط دهه، توسعه روش ها و کاربردهای عملی در صنایع مختلف مورد توجه قرار گرفته اند. دهه 2020 شاهد پیشرفت قابل توجه با استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین برای تحلیل دقیق تر داده ها بوده است. تحقیقات اخیر بر حوزه های نوآورانه تر مانند امنیت اطلاعات و حریم خصوصی تمرکز داشته اند. همچنین، توسعه مدل های بلوغ و استفاده از ابزارهای مدرن در این حوزه در حال پیشرفت نشان داده شده است. نتیجه گیری : با توجه به اینکه فرایندکاوی ابزاری مؤثر برای بهبود فرایندها و مدیریت سازمان هاست، تحقیقات نشان از موفقیت آن در شناسایی نقاط ضعف، ارائه راهکارهای بهبود و کاهش هزینه ها دارد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تحلیل داده ها را دقیق تر و نتایج را کارآمدتر می کند. با این حال، دسترسی به داده های با کیفیت و پیچیدگی فرایندها چالش هایی را ایجاد می کنند. تحقیقات آتی در این حوزه نوظهور، می تواند به توسعه روش ها و ابزارهای جدید منجر شود و تحولات چشمگیری در سازمان ها ایجاد کند.
فردوس-لکس: پیکره واژگانی از منابع آموزشی فارسی برای غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین پیکره ای مطابق با همپوشانی واژگانی در سطوح مبتدی، میانه و پیشرفتة منابع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان در ایران، با رویکردی پیکره آگاه و روشی رایانشی انجام شد. این مطالعه در سه مرحله صورت گرفت. در مرحله اول، دادگان پژوهش شامل 14585 واحد واژگانی از 26 منبع آموزشی در سه سطح مبتدی، میانه و پیشرفته انتخاب شدند. این منابع شامل مجموعه کتاب های «پرفا»، «مینا»، «شیراز»، «پارسا»، «رسا»، «نگارا»، «خوانا» و «آموزش نوین زبان فارسی» بودند. سپس، تمامی واژگان به صورت دستی تایپ شده، به صورت رایانشی پیش پردازش شده، و برچسب اجزای کلام دریافت کردند. هنجارسازی به طور عمده با ابزار «دادماتولز» انجام پذیرفت. واحدسازی، بن واژه سازی و برچسب دهی اجزای کلام با استفاده از «استنزا» صورت پذیرفت. در مرحله دوم، با بهره گیری از برنامه نویسی «پایتون»، با کمک اجتماع و اشتراک بین مجموعه های واژگان هر کتاب، میزان همپوشانی واژگان در هر سطح و بین سطوح مختلف تعیین شد. در مرحله سوم، ماشین خوان کردن صورت پذیرفت؛ بدین صورت که یک پیکره با استاندارد نشانه گذاری XML توسعه داده شد که برای هر واژه در سطوح مختلف دارای حرف الفبا، واحد، بن واژه ، دامنه همپوشانی، برچسب اجزای کلام و فراداده کتاب های منبع آن است. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش سطح زبان آموزی، میزان همپوشانی واژگان روندی ثابت و سپس کاهشی دارد؛ به طوری که در سطوح مبتدی و میانه به ترتیب، در حدود ۳۶ درصد و 5/36 درصد همپوشانی مشاهده شد، اما در سطح پیشرفته این میزان به ۱۳ درصد کاهش یافته است. واکاوی اجزای کلام در هر سطح نشان داد که اسم ، فعل و صفت پرتکرارترین اجزای کلام در تمامی سطوح هستند. همچنین، در مقایسه همپوشانی واژگان بین سطوح مختلف (مبتدی و میانه، میانه و پیشرفته، مبتدی و پیشرفته) مقوله اسم بالاترین سهم را داشت. این یافته ها بر طراحی نظام مند منابع آموزشی جهت پیشرفت تدریجی مهارت های زبانی تأکید دارند.
شناسایی مهارت ها و شایستگی های اشتغال پذیری در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر حاضر فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث تغییر در دیدگاه ها و نیازهای جوامع شده است. ظهور این فناوری نیازمند کسب دانش و یادگیری مهارت های متناسب با آن در جهت رفع نیازهای ایجاد شده است. حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی نیز از تحولات کنونی مستثنی نبوده و باعث تغییراتی در چشم انداز و جایگاه این حرفه در بازار کار شده است؛ بنابراین هدف این مطالعه، شناسایی مهارت ها و شایستگی های اشتغال پذیری متخصصان و دانش آموختگان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و استفاده از نتایج این پژوهش برای کمک به توسعه یا اصلاح برنامه های درسی این حوزه است که نیازهای نیروی بازار کار را برآورده می کند.روش: پژوهش کیفی حاضر از نوع مطالعات کاربردی است و با روش مرور نظام مند انجام شده است. در این پژوهش ابتدا برای مرور ادبیات پژوهش از دو پایگاه اسکوپوس و وب آوساینس از طریق تعیین استراتژی جستجوی مرتبط با مشاغل علم اطلاعات و دانش شناسی، 11986 مدرک استخراج شد. سپس با استفاده از دستورالعمل پریزمای ترجیحی اقدام به غربالگری مطالعات شد و پس از غربالگری و ورود به مطالعه ازلحاظ هدف پژوهش، عناوین شغلی، مهارت های شغلی موجود در مطالعات و وظایف شغلی مورد بررسی قرار گرفتند. جامعه آماری را متونی تشکیل می دهند که طی سال 1923 تا 2023 به زبان انگلیسی منتشر شده اند. پس از بازیابی مدارک به پاک سازی آن ها اقدام شد. پاک سازی داده ها بر اساس میزان ارتباط مدارک با هدف پژوهش بدین صورت بود که ابتدا تمام مدارک غیر مرتبط از داده ها حذف شدند و مدارکی که بیشترین ارتباط با هدف پژوهش را داشتند جهت بررسی تمام متن مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت 223 مدرک مرتبط با مشاغل و مهارت های شغلی گزینش شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که حرفه علم اطلاعات و دانش شناسی وارد مشاغل متنوع و فراتر از حوزه کتابخانه شده است. همچنین مشخص شد که مشاغل حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی نیازمند دستیابی به دانش و مهارت های متنوعی است. مهارت های شناسایی شده برای مشاغل کنونی در بازار کار در 7 مؤلفه مهارت های حرفه ای، مهارت های مدیریتی، مهارت های رفتاری، مهارت های آموزشی، مهارت های پژوهشی، مهارت های سواد اطلاعاتی و مهارت های عملکردی دسته بندی شدند. این مهارت ها می توانند به آماده سازی دانش آموختگان برای ورود به بازار کار کمک کننده باشند.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد موفقیت در هر سازمانی وابسته به کارکنانی پویا، واجدشرایط، خلاق، پرانرژی، متعهد و دارای مهارت کافی است. در چرخه هر سازمانی انتخاب افراد شایسته یک فرایند حساس و بااهمیت است. براساس نتایج بازنگری در سرفصل دروس حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و اضافه نمودن مهارت های جدید که با ظهور فنّاوری روی کار آمده اند می تواند به توسعه بین رشته ای حوزه کمک کند. همچنین با توسعه مهارت های شغلی دانش آموختگان به هنگام ورود به بازار کار با چالش های مهارتی مواجه نمی شوند؛ حتی این دانش آموختگان می توانند در مشاغل حرفه اطلاعاتی در سازمان ها و شرکت های دولتی و خصوصی و فراتر از کتابخانه ها و در پست های شغلی شناسایی شده استخدام شوند. در این راستا نیاز است تا به وظایف شغلی مرتبط با حوزه نیز توجه بیشتر شود. اگر به جایگاه حرفه در صنعت کشور توجه نشود و زیرساخت های لازم ایجاد نشود تدوین مهارت ها در سرفصل دروس فقط صرف زمان و هزینه خواهد بود و هیچ اثربخشی نخواهد داشت.
تحلیل و تدوین شاخص های ارزیابی کیفیت مجله سوادآموزی «فرصت دوم»: بررسی نظرات مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: هدف پژوهش، تحلیل و تدوین مؤلفه های ارزیابی کیفی مجله «فرصت دوم» از منظر مخاطبان است. نتایج این پژوهش، به عنوان یک الگوی نظام مند، می تواند متولیان حوزه نشر آموزشی را در انتخاب استراتژی های اصولی و کارشناسانه در زمینه کیفیت بخشی کمک کند.روش ها : روش، کمّی و از نوع توصیفی تحلیلی و با رویکرد پیمایشی است. جامعه آماری، شامل نوسوادان دوره تحکیم سواد نهضت سواد آموزی در سال 1403-1402 می باشد. از این میان، تعداد 367 نفر با روش نمونه گیری تصادفی، انتخاب و مورد پرسش قرار گرفتند. روایی پرسشنامه، با روش روایی محتوایی و توسط متخصصان حوزه نشر آموزشی مورد تأیید قرار گرفت. به علاوه، پایایی آن، توسط آزمون آلفای کرونباخ (a:0.717) بررسی شد. در نهایت، برای شناسایی شاخص های ارزیابی کیفی مجله، از ابزار تحلیل عاملی اکتشافی EFA استفاده گردید.یافته ها: فرایند تحلیل، منجر به شناسایی 15 شاخص محوری در ارزیابی کیفیت مجله «فرصت دوم» گردید. شاخص ها ذیلِ سه دسته زیربنایی، شامل شناختی آموزشی، اجتماعی هویتی و طراحی ساختاری طبقه بندی شدند. در حوزه عوامل زیربنایی شناختی آموزشی، پنج شاخص با وزن های تبیینی متفاوت، شامل توسعه چندوجهی سواد و مهارت های کاربردی (واریانس تبیینی: 611/3)، انتقال مفاهیم از طریق به کارگیری عناصر ادبی سرگرم کننده (293/ 3)، ارتقاء سطح دانش و آگاهی در حوزه های معرفتی خاص (874/ 2)، اتخاذ رویکردی نوآورانه و زمینه محور در ارائه محتوا (644/ 2) و سازمان دهی محتوای آموزشی متناسب با ساختارِ شناختی مخاطبان (598/ 2) شناسایی شدند. در بُعد عوامل زیربنایی اجتماعی- هویتی، چهار شاخص مهم، شامل تقویت انگیزه و خودکارآمدی بر مبنای تجارب زیسته و نیازهای اجتماعی (308/6)، ایجاد هم افزایی و شکل گیری گفتمان پیرامون هویت جمعی ملی (278/3)، توسعه پایدار پتانسیل های حرفه ای یادگیرندگان (124/3) و استقرار سازوکارهای تعاملی برای ارزیابی و ارتقا پویایی نشریه (706/2) مورد شناسایی قرار گرفتند. نهایتاً در حوزه عوامل طراحی ساختاری، شش شاخص بهینه سازی و بهبود اثربخشی محتوایی (134/ 17)، تطبیق محتوای نشریه با ویژگی های بافتی مخاطبان (018/3)، کارآمدی ساختار و شیوه انتقال پیام (989/2)، بهره مندی از شبکه توزیع مناسب و دسترسی پذیری کافی (534/ 2)، تضمین اعتبار و صحت اطلاعات منتشرشده (444/2) و ایجاد جذابیت بصری (388/2) به عنوان عوامل اصلی مورد تأکید واقع شدند.بحث و نتیجه گیری: نتایج، نشان می دهد که عامل زیربنایی شناختی آموزشی، از یک سو بر اثربخشی نوع محتوا و از سوی دیگر بر بهره گیری از شیوه های کارآمد انتقال محتوا، متمرکز است. عامل زیربنایی اجتماعی هویتی بر فراهم سازی یک اکوسیستم اجتماعی محور با هدف تقویت سرمایه های فرهنگی بین فردی، تأکید دارد. همچنین، عامل طراحی ساختاری، کیفیت فرآیند تدوین و انتشار مجله از نویسندگان تا مخاطبان را تضمین می کند. این عوامل زیربنایی، مدلی را برای تدوین و ارزیابی کیفیت مجله تشکیل می دهند که در تبیین کیفیت مجله سهم دارند.اصالت: بررسی نشریه فرصت دوم، با حمایت مالی سازمان نهضت سوادآموزی، و نظارت فنی دکتر حمید رضا مشهدی عباسی، برای اولین بار انجام شد تا جهت ارتقاء کیفیت آن، سازمان براساس یافته های این پژوهش اقدام نماید.
Blockchain Technology and Its Impact on Transparency, Security, and Efficiency in Supply Chain Management(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
233 - 258
حوزههای تخصصی:
Background: The length and depth of global supply networks have been rising over time, causing permanent problems in visibility, protection, and performance. Blockchain technology has come out as a disruptive technology to tackle all these problems, by providing decentralized, safe and transparent systems. Objective: This article examines the use of blockchain technology within the context of supply chain and specifically digs deeper into the area of increased transparency, security and subsequent efficient supply chain transactions. The aim is to show that it is possible to transform resource supply chain operations through blockchain and engender trust amongst stakeholders. Methods: Permissioned blockchain system has been design and implemented using proof of Authority (PoA) consensus algorithm. IoT sensors were deployed to obtain data in real-time, and smart contracts were incorporated to perform the tasks of product evaluation, and payment authorization. The performance of the system was assessed depending on the indicators including the number of transactions per time or volume per time, time taken for each transaction, auditability and workability. Results: The combination of high transaction throughput with low latency made the blockchain system scalable as well as operationally stable. Smart contracts were able to minimize the time taken and mistakes, and improve the integration of IoT in relation to tracing transactions in real time. The system also proved that it had the ability to withstand cyber assaults and no data were compromised. Conclusion: Based on the analysis of supply chain problems, blockchain technology can be used to transform supply chain management. Furthermore, more studies should be done on the future compatibility of the usage of such a system with new technology trends and also its implementation in multiple regions supply chain to harness this valuable system.
Synergizing 5G and Artificial Intelligence: Catalyzing the Evolution of Industry 4.0(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
495 - 524
حوزههای تخصصی:
Background: The marriage of 5G and Artificial Intelligence (AI) has been brought forward as a key enabler of Industry 4.0 and smart city applications. These technologies solve the problem of latency, scalability, and energy use, providing technology support for real-time decision-making and efficient organization of work. Nevertheless, studies regarding their individual and collective effects in a plethora of industrial and urban contexts are still limited. Objective: The objective of this research is to assess the performance, energy saving, and expansibility of 5G and AI synergies in manufacturing, logistics, healthcare, and smart city applications and highlight their challenges and potential for further exploration. Methods: An experimental data collection, mathematical modeling and comparative analysis approach was employed. Performance indicators including latency, possible and actual throughput, power usage, and predicting achievement were measured in real pilot tests implemented in dense networks and IoT contexts. Available data were compared with other similar studies to gain an understanding of the results. Results: The conjoin with 5G and AI suggested potential optimization of process; the latency has been decreased to more than 90%, its predictive maintenance was sharpened, and its power consumption was decrease to 75%. The feasibility of extending scalability and system reliability of the protocol was confirmed in dense IoT environments, with further potential for emission reduction. Conclusion: The study identifies the use of 5G in Industry 4.0 with AI in addressing dynamic issues but potential drawback includes scalability and security. More studies should be conducted on the novel hybrid architectures and 6G integration concerning more extensive areas.
Optimizing Telecommunications Network Performance through Big Data Analytics: A Comprehensive Evaluation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1149 - 1177
حوزههای تخصصی:
Background: The telecommunication industry is currently witnessing an unparalleled growth in traffic data with a concomitant growth in the complexity of networks. As operators seek to achieve high availability of the networks, it is almost compulsory to employ the BDA for improved quality of service and increased operational performance. Objective: The study aims to provide a systematic review of the deployment of BDA in enhancing the primary characteristic indicators of telecommunications networks, to include availability of upgraded latency and throughput levels and network dependability. Methods: The research method used was summed up by quantitative analyses of the key performance parameters of the networks, along with the qualitative results of case studies conducted with major telecommunications operators. Information was collected from multiple networks as well as analyzed with the use of machine learning to be able to predict possible performance issues. Results: The study demonstrates that there is the possibility for reducing latency utilizing BDA with enhancements of up to 40%. In addition, the throughput has been raised by an average of 30% and the predictable analytics lead to 25% reducing in network downtime to improve the reliability and satisfaction of the user experience. Conclusion: The information provided in this study highlights the importance of Big Data Analytics for the telecommunication industry, proving that the proper integration can bring tangible improvements to the existing networks. One future development that constitutes the need for innovative analytical technologies is the rise in data traffic and sophisticated network requirements.
AI-Driven Drones for Real-Time Network Performance Monitoring(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1281 - 1308
حوزههای تخصصی:
Background: The growing complexity of telecommunications networks, fueled by advancements like the Internet of Things (IoT) and 5G, necessitates dynamic and real-time network performance monitoring. Traditional static systems often fail to address challenges related to scalability, adaptability, and response speed in high-demand environments. Integrating artificial intelligence (AI) with unmanned aerial vehicles (UAVs) presents a transformative approach to overcoming these limitations. Objective: This study aims to evaluate the effectiveness of AI-driven drones for real-time network performance monitoring, focusing on key metrics such as latency, signal strength, throughput, and anomaly detection. Methods: A comprehensive framework was developed, employing reinforcement learning (RL) for path planning and a hybrid temporal-spectral anomaly detection (HTS-AD) algorithm. Experimental validation was conducted using 10 UAVs across simulated and real-world environments, collecting over 3.2 million data points. Statistical analyses, including MANOVA and Bayesian regression, were used to evaluate performance. Results: The proposed system demonstrated significant improvements over traditional methods, including a 24.6% increase in anomaly detection accuracy, a 30% reduction in energy consumption, and 99.9% network coverage in high-density UAV deployments. Conclusion: AI-driven drones offer a scalable, efficient, and reliable solution for network monitoring. By addressing limitations of traditional systems, this study establishes a foundation for next-generation telecommunications infrastructure. Future research should focus on real-world deployment and hybrid security models.
Smart Contracts and Blockchain: Transforming Telecommunications Contracts(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1341 - 1371
حوزههای تخصصی:
Background: Smart contract is defined as a self-executing contract that runs on the distributed ledger technology, called block chain and has attracted much attention as a promising application for improving efficiency, accountability and reliability in telecommunications and related sectors. But problems like scalability issues, recurrent resource inefficiencies, and threats posed by new quantum computing technologies hinder their broad usage and effectiveness. Solving these problems is crucially important to further development of blockchain systems and to provide for them ongoing stability in complex contexts. Objective: Towards this goal, the current study proposes a comprehensive blockchain framework that incorporates these computational intelligence techniques and quantum-safe cryptography in an effort to address scalability, security, and efficiency issues. This research aims at solving practical problems and identifying the potential applications for blockchain in telecommunication and other fields. Methods: An evidence-based approach including detailed literature reviews, qualitative expert interviews, and simulation studies was adopted. Experimental conditions involved latency, throughput, energy, and scalability factors in order to assess single-photon detection. Telecommunications providers engaged in pilot tests to determine the practical usability of the system. Results: The improvement in the aspects of the system that was proposed were high improvements that were achieved as follows: 75% improvement in scalability, 25% improvement in latency, and the preferred quantum-resistant cryptography. Substantial gain in energy efficiency was estimated to be 40%, while field implementations ensured versatility of the system in the areas that differ from a city or even desert. Conclusion: These findings provide support to the proposition that blockchain systems hold the key to revolutionizing telecommunications. With that, the solution of the critical limitations of this research makes it the basis for further development to maintain blockchain technology secure, scalable, and sustainable in the quantum period.
The Future of Optical Fiber Networks for Speeding Up the Internet of Tomorrow(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1371 - 1401
حوزههای تخصصی:
Background: The availability of advanced digital technology and evolving need for high speed and low latency connections have put pressures on the existing optical fiber networks. New technologies like the Wavelength Division Multiplexing (WDM), Photonic Integrated Circuits (PICs), Mode Division Multiplexing (MDM) and Quantum Communication will be valuable towards the achievement of these demands. Objective: The study examines the capability, expansiveness, and cost-effectiveness of current and emerging optical fiber systems for the development of future Internet technology. The research also seeks to assess these formations to improve data transmission rates, network response time, secure and efficient networks’ solutions. Methods: This is a mixed methods study where both experimental and computational data were collected and analyzed accompanied by theoretical insight. The results that were compared included transmission rate, spectral efficiency, signal integrity and lifecycle costs. Specific work was done on multi-band WDM, PIC-based systems, optical QKD along with simulation studies on large scalable multi-core and mode-division architectures. Results: The article samples acknowledge improved network capabilities with increased transits per watt by 300% in multi-band WDM and reduction of latency levels by employing edge computing. The tested PIC-based systems were shown to be more efficient than the comparable existing systems and quantum communication proved to be reliable method for transmitting data over short to medium distances. Conclusion: Today, it can be stated that the advanced optical fiber technologies are of great value for the construction of high speed, large bandwidth and secure Internet connection. Their integration can reportedly conquer future connectivity issues but new development is required to come over the barriers of deployment and sustainability.
تحلیل محتوای تولیدات علمی تاریخ پزشکی دوره اسلامی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: علم سنجی شاخه ای از مطالعات کتابداری است که نقش مهمی در مدیریت منابع پژوهشی، بهبود بهره وری و ارتقای کیفیت پژوهش ها ایفا می کند. این علم با هدف اندازه گیری و تحلیل فعالیت های علمی پژوهشی، امکان ارزیابی کمی و کیفی تولیدات علمی، شناسایی روندهای پژوهشی، تعیین اولویت های تحقیقاتی و ارزیابی اثربخشی سیاست های علمی را فراهم می آورد. این مطالعه با هدف بررسی و ارزیابی تولیدات علمی حوزه موضوعی تاریخ پزشکی دوره اسلامی در بازه زمانی سال 1351 ه.ش تا سال 1400ه.ش انجام گرفته است. روش: حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش از 807 عنوان کتاب تشکیل شده است که در سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران در حوزه موضوعی تاریخ پزشکی در بازه زمانی سال 1351 ه.ش تا سال 1400ه.ش نمایه شده اند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد، در مجموع 807 کتاب توسط 1512 نویسنده تالیف شد. از نظر توزیع جنسیت 23/8 درصد زن و 76/2 درصد مرد و از نظر ملیت نویسندگان، 1304 نفر ( 86/24 درصد) ایرانی و 208 نفر (13/76 درصد) خارجی بودند. یوسف بیگ باباپور، محمد مهدی اصفهانی و فرید قاسملو، پرتولیدترین نویسندگان ایرانی و حکیم محمد سعید، ماکس مایرهوف، احمد عیسی بک و روی پورتر فعالترین نویسندگان خارجی بوده اند. محمد ابراهیم ذاکر با مشارکت در ترجمه 31 کتاب، علی اکبر ولایتی با مشارکت در ترجمه 23 کتاب و احسان مقدس با مشارکت در ترجمه 12 کتاب به عنوان فعالترین مترجم این حوزه شناخته می شوند. احسان مقدس و محمدمهدی اصفهانی با تصحیح 42 و 41 کتاب پرتولیدترین مصححان بوده اند. انتشارات موسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل با انتشار 149 کتاب و 18/46درصد و انتشارات چوگان با 66 کتاب و 8/17 درصد، در صدر جدول انتشارات داخلی قرار دارند. انتشارات «دانشگاه یوهان وولفانگ گوته، بریل و پارتنون» پرتولیدترین انتشارات خارجی بودند. بیشترین موضوع مورد تحقیق، حوزه تصحیح متون کهن و قدیمی پزشکی با 33/45 درصد (270 کتاب) بوده است. شهرهای تهران با مشارکت در تولید 489 عنوان کتاب (تقریبا 61 درصد)، قم با مشارکت در تولید 25 عنوان کتاب (3/09 درصد) و تبریز با مشارکت در تولید 17 عنوان کتاب (2/10 درصد) پرتولیدترین شهرها بودند. زبان های فارسی با 472 مورد (58/48 درصد)، عربی با 217 مورد (26/88 درصد) و انگلیسی با 58 مورد (7/18 درصد) به ترتیب بیشترین زبان های مورد استفاده در تالیف کتب به شمار می روند. دو زبان فارسی و عربی در نگارش بیش از 85 درصد از کتب نقش داشته اند. نتیجه گیری : با توجه به تحلیل محتوای تولیدات علمی تاریخ پزشکی دوره اسلامی در ایران، می توان نتیجه گرفت که این حوزه پژوهشی در کشور دارای سابقه ای قابل توجه است و بیشتر بر روی تصحیح متون پزشکی کهن متمرکز شده است. با این حال، برای ارتقای سطح بین المللی این پژوهش ها، نیاز به گسترش تولیدات به زبان های بین المللی و تمرکز بر موضوعات نوین مانند تاریخ پزشکی زنان و پزشکی سنتی احساس می شود.
مدل عِلّی یادگیری مادام العمر بر اساس سواد دیجیتال با نقش واسطه ای تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود به عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات، حوزه آموزش از نخستین نهادهایی است که دستخوش تحولات اساسی شده است. امروزه، مدارسی در کانون توجه قرار گرفته اند که با بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا)، امکان یادگیری مادام العمر را فراهم می آورند و فرصت های مناسبی را در اختیار افراد برای رشد و تجربه زندگی قرار می دهند. بنابراین، هدف این پژوهش، برازش مدل مفهومی یادگیری مادام العمر بر اساس سواد دیجیتال با نقش واسطه ای تسهیم دانش با مدل تجربی بود. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی بخش «کوهنانی» شهرستان «کوهدشت» در سال تحصیلی 1401-1402، به تعداد 285 نفر بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعیین و 164 نفر برآورد گردید که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های یادگیری مادام العمرِ «لی و تسای»، سواد دیجیتالِ «رودریگوئز-دو-دیوس، ایگوارتا و گنزالز-واسکز» و تسهیم دانشِ «وان دن هوف و وان وینن» بود. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ برای پرسشنامه یادگیری مادام العمر 939/0، سواد دیجیتال 792/0، و تسهیم دانش 837/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار استفاده شد. همچنین نتایج برای پاسخگویی به فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزار «اسمارت پی ال اس» به روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر، تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که سواد دیجیتال بر تسهیم دانش و یادگیری مادام العمر اثر مستقیم دارد، تسهیم دانش بر یادگیری مادام العمر اثر مستقیم دارد، و سواد دیجتیال بر یادگیری مادام العمر با نقش میانجیگری تسهیم دانش اثر غیرمستقیم دارد. همچنین می توان نتیجه گرفت که مدل مفهومی یادگیری مادام العمر بر اساس سواد دیجیتال با نقش واسطه ای تسهیم دانش با مدل تجربی با توجه به شاخص محاسبه شده (31/0 GOF=)، از نیکویی برازش متوسطی برخوردار است. سواد دیجیتال و تسهیم دانش از جمله عوامل مؤثر یادگیری مادام العمر معلمان است. در نتیجه، برای بهبود یادگیری مادام العمر، معلمان باید هم شایستگی دیجیتال و هم تسهیم دانش خود را در نظر بگیرند.
AI-Powered Network Management with Enhancing Reliability and Security(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
119 - 148
حوزههای تخصصی:
Background: Contemporary multi-protocol networks necessitate scalability, reliability, energy efficiency, and security due to the increasing number of devices and the diversification of network traffic. Conventional network management methods are inadequate to meet these demands, necessitating sophisticated solutions. Artificial intelligence (AI) has emerged as a significant field, offering advanced methods including predictive maintenance, anomaly detection, and intelligent resource management. Objective: This article aims to critically evaluate the effectiveness, flexibility, and productivity of AI-based applications in addressing major challenges in network management, including performance, scalability, energy consumption, threat detection rates, and cost. Methods: The study employs simulations and modeled datasets to assess AI-oriented solutions across various network environments, such as industrial IoT, smart cities, and telecommunications. The evaluation encompasses factors including Mean Time Between Failure (MTBF), resource utilization, delay minimization, and operating cost reduction. Digital twins, intelligent routing algorithms, and self-attention-based anomaly detection models are utilized, and the overall performance of these integrated technologies is analyzed. Results: The analysis demonstrates that AI-powered systems achieve near-optimal performance across all evaluated indicators. Specifically, the Manufacturing and Automotive Knowledge (MAK) sector observed a 52% increase in MTBF, the Banking, Financial Services, and Insurance (BFSI) sector noted a 32.39% improvement in energy efficiency, and the Defense and Public Enterprise (DPE) sector experienced a 94% increase in advanced threat detection. Conclusion: The findings indicate that AI solutions can effectively address many of the challenges present in current networks, offering cost-efficient and secure methods for implementing new communication networks with vast potential. Nonetheless, further empirical research is necessary to generalize these results and validate their applicability in real-world scenarios.
روشی برای بازیابی اطلاعات از داده های گم شده با استفاده از تکنیک های داده کاوی و الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در ادبیات آماری، اصطلاحات مختلف و غالباً مترادفی برای مفهوم داده های گم شده وجود دارد. این اصطلاحات عبارتند از داده های گم شده، داده های از دست رفته، داده های ناقص و داده های بی پاسخ. در آمار، داده های گم شده یا مقدارهای گم شده زمانی رخ می دهد که هیچ مقدار داده ای برای یک متغیر در یک مشاهده ذخیره نشده باشد. داده ها اغلب در تحقیقات اقتصادی، جامعه شناسی و علوم سیاسی از بین می روند، زیرا دولت یا نهادهای خصوصی ممکن است گزارش های حساس را ناقص ارائه دهند، یا ممکن است برخی از افراد شرکت کننده در مطالعه از ادامه همکاری انصراف دهند، یا از پاسخ دادن به برخی از سوالات اجتناب کنند، یا محققین، تکنسین ها و جمع آوری کننده داده ها ممکن است اشتباهاتی را انجام دهند که منجر به گم شدن داده ها شود. داده های گم شده می توانند باعث ایجاد اغتشاش در توزیع متغیر شوند، یعنی می توانند باعث بیش برازش یا کم برازش مدل ها شوند. داده های گم شده می توانند باعث یک سوگیری (اریبی) در مجموعه داده شوند و بنابراین تجزیه و تحلیل آماری را به سوی نتایج اریب سوق داده و نهایتاً دستیابی به یک نتیجه گیری مفید از داده های جمع آوری شده را با مشکل مواجه می سازد و می توانند منجر به تجزیه وتحلیل نادرست مدل شوند. پیش از این، برای غلبه بر مشکل داده های گم شده مرسوم ترین روش، حذف داده های گم شده بود که منجر به داده هایی با کیفیت پایین و به تبع آن تحلیل و استخراج نتایج دارای سوگیری می شد. امروزه با پیشرفت های علمی در حوزه های گوناگون و پیدایش روش های توانمند آماری، می توان پیش از مد ل سازی داده های ناکامل، مقادیر گم شده را با مقادیر مناسب جایگذاری یا برآورد کرد. با توجه به اهمیت ذکر شده موضوع مواجهه و مدیریت داده های گم شده، پژوهش حاضر با هدف ارائه روشی به منظور بهبود دقت بازیابی اطلاعات و دانش از داده های گم شده انجام شده است. روش: در روش پیشنهادی از تکنیک های داده کاوی شامل خوشه بندی و رگرسیون، و همچنین از الگوریتم های هیوریستیک شامل الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. در روش های موجود، برای جایگزینی داده از دست رفته، از کل مجموعه داده استفاده می شود. این موضوع سبب در نظر گرفتن رکوردهای غیر مشابه رکورد مربوط به داده از دست رفته خواهد شد. لذا منجر به نتایج اشتباه خواهد شد. در الگوریتم پیشنهادی، از خوشه بندی به منظور شناسایی رکوردهای مشابه استفاده شده است. سپس، برای هر خوشه، میزان داده های گم شده هر صفت (ستون) از مجموعه داده مورد محاسبه قرار گرفته است. بر اساس میزان داده از دست رفته، از مدل رگرسیون یا از الگوریتم ژنتیک به منظور بازیابی اطلاعات از دست رفته استفاده شده است. یافته ها: نتایج پیاده سازی روش پیشنهادی بر روی یک مجموعه داده که حاوی داده های گم شده به صورت تصادفی بودند نشان داد میزان خطای الگوریتم پیشنهادی برابر 27 درصد است که نسبت به روش استفاده از میانگین، میانه و مد که دارای خطای 56.5 درصد، و روش استفاده از رگرسیون که دارای خطای 34.6 درصد، و روش ماشین بردار پشتیبان (SVM) که دارای خطای 42.1 درصد بود، دقت بالاتری در جانهی داده های گم شده داشته است. نتیجه گیری: در روش های موجود، برای جایگزینی داده از دست رفته، از کل مجموعه داده استفاده می شود. این موضوع سبب در نظر گرفتن رکوردهای غیر مشابه رکورد مربوط به داده از دست رفته خواهد شد. لذا منجر به نتایج اشتباه خواهد شد. در الگوریتم پیشنهادی، از خوشه بندی به منظور شناسایی رکوردهای مشابه، و محاسبه داده از دست رفته بر اساس رکوردهای مشابه موجود در خوشه، استفاده شده است. همچنین، در الگوریتم پیشنهادی، حذف داده های پرت، تعیین تعداد خوشه های بهینه و غیره در نظر گرفته شده است. این موضوع سبب خواهد شد، داده های غیر عادی تاثیری در محاسبه داده های از دست رفته نداشته باشند. در الگوریتم پیشنهادی، برای هر خوشه، صفاتی (ستون ها) که بیش از یک سوم داده از دست رفته دارند حذف می شوند. این موضوع سبب جلوگیری از تاثیر داده های غیر قابل اطمینان در محاسبه داده های از دست رفته خواهد شد. همچنین، از مدل رگرسیون در خوشه استفاده می شود که سبب می شود در محاسبه داده های از دست رفته، فیلدهای مربوط در صفات (ستون های) دیگر نیز در نظر گرفته شود. استفاده از الگوریتم ژنتیک در روش پیشنهادی، که منجر به استفاده تلفیقی از میانگین، میانه، مد و مدل رگرسیون می شود، سبب دستیابی به نتایج قابل قبول تری خواهد شد. کلیدواژه ها: بازیابی اطلاعات، داده های گم شده، داده کاوی، الگوریتم ژنتیک، خوشه بندی، مدل رگرسیون.
نقش میانجی هوش مصنوعی در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش میانجی هوش مصنوعی در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه در کتابخانه های علوم پزشکی شهر تهران است. روش پژوهش : پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل مجموعه مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بودند که همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است، که 176 نفر به کار گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش جهت سنجش هوش مصنوعی، جو سازمانی، و رفتار خلاقانه کارکنان، پرسشنامه استاندارد است. برای سنجش میزان بهره گیری از هوش مصنوعی، از پرسشنامه چن و همکاران (2022) شامل 22 گویه استفاده گردید که به دلیل جامعیت مفهومی و پوشش مناسب ابعاد مختلف هوش مصنوعی انتخاب شده است. برای سنجش جو سازمانی، از پرسشنامه جو سازمانی لایل ساسمن و سام دیپ (1989) شامل 20 سؤال در پنج مؤلفه اثربخشی ارتباطات، رضایت و توافق بر روی رویه ها، رضایت از پاداش، وضوح نقش و وضوح اهداف استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی رفتار خلاقانه کارکنان با استفاده از پرسشنامه ژو و جورج (2001) شامل 13 گویه استفاده شد. که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با SmartPLS انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد جو سازمانی بر رفتار خلاقانه کتابداران تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین جو سازمانی بر هوش مصنوعی تأثیر مثبت دارد. هوش مصنوعی بر رفتار خلاقانه تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی نقش میانجی کامل در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه کتابداران ایفا می کند؛ به این معنا که جو سازمانی به تنهایی بر رفتار خلاقانه تأثیر نمی گذارد، مگر آنکه در کتابخانه ها زیرساخت ها و قابلیت های هوش مصنوعی به طور مؤثری به کار گرفته شود. این یافته حاکی از آن است که صرف وجود یک جو سازمانی مطلوب، بدون بهره گیری از ابزارهای نوین فناورانه، نمی تواند به ارتقای خلاقیت کارکنان منجر شود. کتابخانه های علوم پزشکی به عنوان محیط هایی تخصصی، با ماهیت خدماتی-آموزشی و نیاز بالا به نوآوری، در صورتی می توانند از ظرفیت های خلاقیت کارکنان بهره مند شوند که زمینه های فناورانه از جمله استفاده مؤثر از هوش مصنوعی تقویت گردد. بنابراین، توسعه هوش مصنوعی در کتابخانه ها نه تنها یک عامل فناورانه، بلکه یک عامل واسط سازمانی برای پرورش خلاقیت نیروی انسانی محسوب می شود. این نتیجه می تواند راهگشای سیاست گذاری مدیران کتابخانه ها برای ارتقای نوآوری سازمانی از مسیر دیجیتال سازی هوشمند باشد.