فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
895 - 931
حوزههای تخصصی:
Background: Smart city technology solutions have recently ramped up the utilization of drones with Internet of Things (IoT) technologies for improving smart city systems. IoT sensors combined with real-time communication ad hoc network drones are also another area with great potential including traffic monitoring, environment management, disaster management, etc. Nevertheless, issues regarding energy consumption and density, the number of nodes that can be incorporated into the network, as well as the issue of avoiding collisions between the signal sent by one node with the signals that may be transmitted by other nodes are still observed as essential impediments to the wide application of WSNs. Objective: The article seeks to propose and assess algorithms for operating drone-IoT systems whilst dealing with issues like energy efficiency, real-time data communication, avoiding mid-air collisions, and dealing with the increasing number of systems in crowded urban areas. Methods: This study utilizes a two-time algorithm technique that was adopted from the prior study. The first algorithm provides a method for speed and position control of drones, ensuring that the distance between the drones is sufficient and not violable. The second algorithm is centered on energy reduction, which selects the precise energy usage by employing path planning in real time. The effectiveness of these algorithms was determined using simulation models with respect to metrics including latency, energy consumption, and scalability. Results: The proposed system revealed the systems’ improvements in energy efficiency, fewer collisions, and strong scalability of drone management. Main conclusions possible to conclude during the experiment reveal the system’s generic aptitude to the different urban situations and its stability in changing traffic conditions. Conclusion: The article presents a scalable and efficient solution for extending drone applications to smart cities using IoT platforms. In this way, the results can serve as the further theoretical and experimental base for investigating the trends of management and the infrastructure of cities.
شناسایی چارچوب مناسب بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
97 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: خدمات کتابخانه های دانشگاهی در تأمین منابع اطلاعاتی و رفع نیازهای علمی پژوهشگران نقش برجسته و ارزشمندی دارند. با توجه به اهمیت این خدمات، انتظار می رود کتابخانه های دانشگاهی با به کارگیری روش های نوآورانه و خلاق به جذب و افزایش کاربران خود بپردازند. بازی وارسازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی یکی از روش های جدید و مؤثر در این زمینه است. امروزه، بازی وارسازی به عنوان یک رویکرد نوین در بهبود تعامل و افزایش انگیزه کاربران در خدمات مختلف، مورد توجه کتابخانه ها قرارگرفته است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل چارچوب، عناصر و اجزای بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران است تا از طریق آن بتوان به ارتقاء کیفیت خدمات و جلب توجه بیشتر کاربران پرداخت. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع ترکیبی (کیفی- کمی) بود که در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول، با استفاده از شیوه مرور نظام مند با دستورالعمل مطالعات مرور نظام مند پریزما، به شناسایی منابع مرتبط با موضوع پژوهش پرداخته شد. در مرحله دوم با بهره گیری از تکنیک دلفی، پرسشنامه شناسایی چارچوب مناسب بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران طراحی و در اختیار اعضاء پنل قرار داده شد. جامعه پژوهش حاضر دربرگیرنده دو گروه بودند: 1- پژوهش های مرتبط در قالب مقاله و پایان نامه در حوزه بازی وارسازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی در داخل و خارج از کشور شناسایی شد و در نهایت 44 منبع انتخاب شدند. مبنای انتخاب منابع بر اساس غربالگری مطالعات پریزما 2015 بود. 2- اعضاء پنل دلفی که در مرحله نخست 7 نفر و در مرحله دوم 6 نفر بودند، در این پژوهش شرکت کردند. گردآوری داده های پژوهش از دو طریق تحلیل منابع و پرسشنامه انجام شد. تحلیل محتوای منابع با استفاده از نرم افزاز مکس کیودی ای نسخه 2020 انجام گرفت. یافته ها: پس از بررسی پژوهش های مرتبط، چارچوب اُکتالیسیس (هشت ضلعی) و داربست شناختی به عنوان چارچوب مناسب بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران شناسایی شد. هر دو چارچوب اُکتالیسیس و داربست شناختی می توانند به ایجاد یک محیط بازی وارسازی شده در خدمات کتابخانه های دانشگاهی کمک کند، با این تفاوت که اُکتالیسیس بیشتر بر روی انگیزش و جذب کاربران تمرکز دارد. در حالی که داربست شناختی بر توسعه فراگیر مهارت ها و یادگیری تأکید می کند. از سوی دیگر، پس از بررسی دیدگاه صاحبنظران مؤلفه های فرعی احساسات، روایت، پیشرفت و ارتباط از عنصر دینامیک، همکاری، بازخورد، تعامل، رقابت و جوایز از عنصر مکانیک، دستاورد، آواتار، سطوح، تابلو امتیاز، نشان و امتیازها از عنصر اجزاء به عنوان عناصر مهم بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران شناسایی شدند. استفاده از چارچوب اُکتالیسیس ، داربست شناختی و عناصر مناسب بازی وارسازی می تواند موجب بهبود ارائه خدمات کتابخانه های دانشگاهی، جذب و مشارکت هرچه بیشتر کاربران شود. نتیجه گیری: به کارگیری عناصر و چارچوب بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی، به عنوان یک رویکرد جدید و با هدف افزایش تعامل کاربران و ارتقاء منابع علمی مورد توجه بسیاری از کتابخانه ها قرار گرفته است. از این رو، کتابخانه های دانشگاهی می توانند با ادغام عناصر و چارچوب های بازی وارسازی با خدمات ارائه شده، محیط یادگیری تعاملی و جذاب ایجاد کنند. نتایج این پژوهش یه صورت یک چارچوب عملی بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی پیشنهاد می شود چرا که شناسایی چارچوب های اجرایی و عناصر مؤثر بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی و ایجاد تعادل بین این عوامل برای به حداکثر رساندن میزان خطا و جلوگیری شکست پروژه های بازی وارسازی در کتابخانه های دانشگاهی ایران می تواند مؤثر باشد.
تبیین هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی: تحلیل کتاب سنجی هوش مصنوعی قابل توضیح (2013-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی (AI) در بخش های متنوعی کاربرد پیدا کرده و تغییرات جدیدی را ایجاد کرده است. اما این کاربرد چالش هایی دارد. یکی از بخش هایی که از AI بهره برده، مدیریت منابع انسانی (HRM) است. استفاده از AI در HRM چالش شفافیت مدل را ایجاد کرده است. این مطالعه به بررسی نقش هوش مصنوعی قابل توضیح (XAI) در HRM می پردازد. XAI، یکی از زیرشاخه های AI، بر ایجاد مدل های AI که قابل تفسیر و توضیح هستند تمرکز دارد. اهمیت XAI در حوزه های حساس مانند HRM برجسته است. بنابراین، ضروری است که سیستم های AI مورد استفاده در HRM نه تنها کارآمد باشند، بلکه از نظر اخلاقی نیز سالم و شفاف باشند. این مطالعه بر اساس این مهم به بررسی عمیق تر نقش و پتانسیل XAI در HRM می پردازد. این مطالعه تجزیه و تحلیل علم سنجی از تحقیقات انجام شده در دهه گذشته (2013-2023) در زمینه XAI و کاربرد آن در HRM انجام می دهد. در این مطالعه، تجزیه و تحلیل علم سنجی به عنوان ابزاری برای ترسیم چشم انداز تحقیقات XAI، شناسایی مضامین و الگوهای کلیدی، و درک تقاطع آن با HRM عمل می کند. تجزیه و تحلیل با کاوش در مفاهیم کلی XAI آغاز می شود. این کاوش زمینه ای برای درک گسترده تر XAI، اصول، تکنیک ها و کاربردهای بالقوه آن فراهم می کند. این یک نمای کلی جامع از زمینه XAI ارائه می دهد و ماهیت چند رشته ای و پتانسیل گسترده آن را برای کاربرد در بخش های مختلف برجسته می کند. پس از این، مطالعه به کاربرد خاص XAI در HRM می پردازد. این حوزه نسبتاً جدیدی از اکتشاف است و پتانسیل قابل توجهی برای تغییر شیوه های HRM دارد. این مطالعه با استفاده از تجزیه و تحلیل همزمان، روشی که برای تشخیص مضامین یا الگوها در متن مورد استفاده قرار می گیرد، الگوها و مضامین کلیدی را در تحقیقات XAI و تلاقی آن با HRM شناسایی می کند. تجزیه و تحلیل هم رخدادی این پژوهش شامل دو نقشه دانش مجزا می شود. نقشه اول فقط بر روی XAI متمرکز است و یک نمای کلی از این میدان ارائه می دهد. که نشان می دهد برنامه های کاربردی XAI عمدتاً با حوزه پزشکی مرتبط هستند و تأکید کمتری بر علوم انسانی دارند. این یافته نشان می دهد که در حالی که پتانسیل قابل توجهی برای XAI در HRM وجود دارد، این حوزه هنوز به طور کامل مورد کاوش یا بهره برداری قرار نگرفته است. دومین نقشه دانش هم افزایی بین XAI و HRM را بررسی می کند. جالب توجه است، ادغام منابع انسانی در هوش مصنوعی عدم همبستگی قابل توجهی را با موضوعات هوش مصنوعی نشان داد. این یافته حاکی از شکاف پژوهش و نوآوری در تلاقی این دو حوزه است. این شکاف می تواند ناشی از پیشینه ها، دیدگاه ها، یا عدم تمایل مدیران منابع انسانی به اتخاذ سیستم های هوشمند باشد. این مطالعه همچنین تکنیک های یادگیری ماشین قابلیت توضیح و هستی شناختی را به عنوان جنبه های اصلی کاربرد هوش مصنوعی قابل توضیح شناسایی می کند. این جنبه ها زیربنای توانایی XAI برای ارائه مدل های هوش مصنوعی شفاف و قابل درک است. با این حال، حداقل تعامل بین هوش مصنوعی فنی و منابع انسانی نیاز به تحقیقات بین رشته ای را نشان می دهد که تخصص منابع انسانی را با هوش مصنوعی ترکیب می کند تا ابزارهای منابع انسانی مرتبط تر و مؤثرتر را توسعه دهد. در پایان، این مطالعه یک نمای کلی از وضعیت فعلی XAI و کاربرد آن در HRM ارائه می کند. این پتانسیل قابل توجه این زمینه را برجسته می کند، در حالی که چالش ها و زمینه های کلیدی برای تحقیقات آینده را نیز شناسایی می کند. امید است که این کار به گفتگوی مداوم در مورد نقش هوش مصنوعی در HRM کمک کند و الهام بخش کاوش و نوآوری بیشتر در این زمینه هیجان انگیز باشد. یافته های این مطالعه بر ضرورت سیستم های هوش مصنوعی، به ویژه در حوزه های حساس مانند HRM، نه تنها از نظر فنی کارآمد، بلکه از نظر اخلاقی سالم و شفاف نیز تأکید می کند. این امر برای حصول اطمینان از اینکه سیستم های هوش مصنوعی به طور مسئولانه استفاده می شوند و کمک مثبتی به فعالیت های HRM دارند، بسیار مهم است.
بررسی عملکرد نرم افزارهای کتاب خوان ایرانی در پیاده سازی مؤلفه های استراتژی بازاریابی محتوایی دیجیتال (مطالعه موردی: اپلیکیشن فیدیبو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهش پیشِ رو، قصد داریم علاوه بر شناسایی مؤلفه های بازاریابی محتوایی سازمان دهی شده برای کسب وکارهای اینترنتی، به بررسی میزان انطباق عناصر به دست آمده با فرایندهای راهبرد بازاریابی محتوایی در اپلیکیشن های کتاب خوان ایرانی بپردازیم.روش: پژوهش پیش رو از جنبه هدف، در زمره پژوهش های کاربردی و توسعه ای و از منظر رویکرد، در ردیف پژوهش های آمیخته قرار می گیرد. در گام اول پژوهش با استفاده از شیوه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، تمامی شاخص ها و مؤلفه های راهبرد بازاریابی محتوایی استخراج شده است. سپس در گام دوم، از طریق اجرای فرایند مطالعه و تحلیل نمونه های موفق ملّی، نقاط ضعف و قوت برنامه های کاربردی کتاب خوان شناسایی شده است.یافته ها: درنهایت، با بررسی، مطالعه و تحلیل محتوای کمّی 224 عدد از منابع موجود در حوزه موضوعی پژوهش حاضر به عنوان نمونه انتخاب شده، 112 شاخص اصلی براساس بسامد واژگانی استخراج گردیده و با توجه به همپوشانی مفاهیم مستخرج، هر یک از این شاخص ها در دسته بندی جدیدی قرار گرفته است. پس از استخراج داده های موردنیاز در بخش اول، با انجام تحلیل محتوای کیفی و مطالعه مقایسه ای و نیز گردآوری سیاهه ای از مؤلفه های به دست آمده در پرسش نخست، فرایند مطالعات تطبیقی برای تعیین وضعیت موجود بازاریابی محتوایی در برنامه های کتاب خوان بومی و میزان مطابقت این اپلیکیشن ها با مؤلفه های بازاریابی محتوایی صورت گرفته است که نتایج حاصل از آن بیان می کند برنامه های کاربردی کتاب خوان ایرانی در بخش های تولید محتوای منحصربه فرد و بومی سازی شده، به کارگیری قالب های نوین تولید محتوا (مانند ویدئو) و برقراری ارتباطات دوطرفه با مخاطب بیشترین ضعف را از خود نشان می دهند.نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که هدف گذاری دقیق، افزایش آگاهی و اطلاعات مخاطب، افزایش فروش غیرمستقیم، افزایش وفاداری مشتری، انتقال پیام و داستان برند، هدایت کاربر به اقدام سودآور، برقراری تعامل و ارتباط دوطرفه با مخاطب و استفاده از فناوری و امکانات نوین فنّاوری ازجمله مهم ترین مؤلفه های یک راهبرد بازاریابی محتوایی موفق به شمار می روند و با توجه به عملکرد متوسط رو به پایین اپلیکیشن های داخلی در این زمینه ها، لازم است هر یک از این نرم افزارهای کتاب خوان از طریق اجرای یک برنامه دقیق و هدفمند، مطابق با چهارچوب ارائه شده در پژوهش حاضر، کاستی ها و نواقص موجود را شناسایی و برطرف کنند.
پیشنهادهایی برای ایجاد ارزش افزوده «مدیریت پژوهشی» و «سیاستگذاری پژوهشی» در فعالیت های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ایرانداک» (با نام جدیدش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران) با مأموریت «مدیریت اطلاعات علم و فناوری»، «آموزش همکاری های پژوهشی و اطلاع رسانی» و «پشتیبانی از فعالیت های علم و فناوری ایران» در مهر ۱۳۴۷ پایه گذاری شد. این نهاد امروزه یکی از موفق ترین مراکز پژوهشی و اطلاع رسانی است که توانسته سیاست گذاری های ارزشمندی در راستای توسعه منابع مادی و نیروی انسانی خود به عمل آوَرَد. همچنین در این راستا تلاش دارد همگام با پیشرفت های نوین اطلاع رسانی حرکت کرده و برای ارائه خدمات بهتر، سامانه های متعددی راه اندازی و ارائه کند. اینک با ورود به نیم قرنِ دوم فعالیت این مرکز > لازم است با «فرآوری» و «ایجاد ارزش افزوده» بر منابع و خدمات خود در راستای مأموریت های نامبرده، > اقدام ها و فعالیت های خاصی در راستای هدایت «سیاست گذاری های پژوهشی» مد نظر قرار دهد. در همین راستا، مقاله حاضر پیشنهاد می دهد که مسئولان پژوهشگاه فعالیت های بازنگری در رابط کاربری سامانه ها و در نظر گرفتن امکاناتِ گرفتن خروجی برای فعالیت های پژوهشی، سازماندهی طرح های پژوهشی، سازماندهی پایان نامه های دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی، فراهم سازی خدمات علم سنجی، راه اندازی سامانه پرسشنامه ها و چک لیست ها، جدا کردن منابع انتهای پایان نامه ها و ارائه مستقل آن ها همراه با برقراری پیوند بین منابع و متن آثار، راه اندازی نظام موضوع های پیشنهادی، تقویت منابع «ایرانداک» از طریق فراخوان مردمی و برگزاری جشنواره «پژوهش در پژوهش » را مد نظر قرار دهند. می توان انتظار داشت که انجام این فعالیت ها بتواند «ایرانداک» را در کنار مراکزی مانند SCOPUS قرار دهد که پژوهشگران علم سنجی داده های مورد نیاز خود را از این مرکز اخذ کنند.
شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیأت علمی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریتِ ایده یک رویکرد ساختاریافته برای تولید، ارزیابی و سازماندهی ایده هاست که می تواند به بهبود دستاوردهای سازمان کمک کند. هدف این پژوهش کیفی شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی بود که با رویکرد سنتزپژوهی و روش فراترکیب و با استفاده از روش هفت-مرحله ای «ساندلوسکی و باروسو» انجام گرفت. تیم فراترکیب، متشکل از سه متخصص در حوزه مدیریت اطلاعات و دانش و یک متخصص در حوزه روش پژوهش فراترکیب بود. گردآوری داده ها با استفاده از هفت گام فراترکیب شامل تنظیم سؤال پژوهش، بررسی نظام مند منابع، جست وجو و انتخاب منابع مناسب، استخراج اطلاعات، تجزیه وتحلیل و ترکیب یافته های کیفی، کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها صورت گرفت؛ بدین شکل که با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط در هفت پایگاه اطلاعاتی و موتور جست وجو، مقاله های منتشرشده بین سال های 2000 تا2023 انتخاب گردید و بر اساس سیستم غربال گری برای ورود یا خروج مقالات، سرانجام 55 منبع پژوهشی مرتبط که همگی به زبان انگلیسی بودند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی را می توان در چهار مضمون سازمان دهنده شامل جامعه و مشارکت اعضا، مدیریت سامانه، مدیریت نوآوری، و مدیریت مالی قرار داد. هر یک از این مضامین خود شامل تعدادی مضمون پایه بود و سرانجام، 58 مضمون پایه به دست آمد. اعتبار مضامین یافت شده با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها انجام شد. اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تأیید گردید. با توجه به نتایج به دست آمده، سامانه مدیریت ایده های پژوهشی سودمند سامانه ای است که افزون بر دارا بودن مشخصات یک سامانه معمول مدیریتی، ویژگی هایی همچون ارتباط با کارشناسان موضوعی، ترسیم نقشه ذهنی، امکان بارش فکری، ثبت، ضبط، ویرایش و اصلاح ایده ها، انتخاب بهترین ایده ها، همچنین پیگیری وضعیت ایده و پیشرفت آن و غیره را داشته باشد. این پژوهش افزون بر اینکه برای نخستین بار به موضوع ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی پرداخت، یک رویکرد فراترکیب را در این حوزه به کار برد که پیش از آن تحت سلطه روش های علم طراحی قرار داشت. طراحی چنین سامانه ای به عنوان ابزاری سودمند جهت ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی، ردیابی سیر فکری پژوهشگران در طول زمان و پی بردن به علایق پژوهشی آن ها مطرح است. همچنین، مدیران می توانند بر اساس گزارش های موجود در سامانه، برنامه ریزی دقیقی از پروژه های آینده سازمان خود و نیازهای فناورانه، مالی، نیروی انسانی مورد نیاز و غیره داشته باشند و از پیشرفت اجرای ایده ها مطلع شده و چالش ها و مشکلات پیش روی اجرای ایده ها را بشناسند.
بازیابی اطلاعات پایدار و هوش مصنوعی سبز: راهکاری به سوی محاسبات سازگار با محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازیابی اطلاعات در سامانه های مختلف اطلاعاتی، از جمله کتابخانه های دیجیتال، موتورهای جستجو، سامانه های توصیه گر و پلتفرم های آنلاین، نقشی اساسی در سازمان دهی و جستجوی اطلاعات ایفا می کند. این سامانه ها به طور گسترده ای برای تسهیل دسترسی به اطلاعات در مقیاس های مختلف، از جمله در حوزه های علمی، تجاری و اجتماعی، مورد استفاده قرار می گیرند. با این حال، استفاده از مدل های پیچیده ای مانند شبکه های عصبی عمیق و مدل های زبان بزرگ، که به دلیل نیاز به توان پردازشی بالا از سخت افزارهای قدرتمندی بهره مند می شوند، چالش های جدیدی در زمینه مصرف انرژی و اثرات زیست محیطی به وجود آورده است. این مقاله که به صورت یک مرور نظام مند تدوین شده است، به بررسی این چالش ها پرداخته و مفهوم هوش مصنوعی سبز را معرفی می کند. هوش مصنوعی سبز به عنوان رویکردی برای توسعه الگوریتم ها و سامانه های هوشمند با توجه به محدودیت های منابع انرژی و اثرات زیست محیطی آن ها مطرح شده است. با توجه به پیشرفت های اخیر در فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه در زمینه های پردازش زبان طبیعی و یادگیری عمیق، توجه به تاثیرات زیست محیطی این مدل ها ضروری به نظر می رسد. به ویژه، افزایش مصرف انرژی و تولید گازهای گلخانه ای در فرایندهای آموزشی و استنتاج مدل های پیچیده، نیازمند رویکردهای نوآورانه برای کاهش این اثرات است. همچنین مفهوم بازیابی اطلاعات پایدار معرفی شده و روش های اندازه گیری گازهای گلخانه ای و استراتژی های کاهش این گازها در فرآیندهای بازیابی اطلاعات ارائه می گردد. هدف اصلی این مقاله، جلب توجه جامعه علمی به اهمیت کاهش اثرات زیست محیطی در طراحی و پیاده سازی سامانه های بازیابی اطلاعات است. به ویژه، بر این نکته تاکید می شود که محققان و طراحان سامانه های بازیابی اطلاعات باید علاوه بر تمرکز بر کارایی و دقت سامانه ها، اثرات زیست محیطی آن ها را نیز در نظر بگیرند. در این راستا، برای ایجاد بازیابی اطلاعات پایدار، می توان با بهینه سازی الگوریتم ها، استفاده مجدد از مدل های پیش آموزش دیده و بهره گیری از محاسبات ابری، مصرف انرژی و هزینه ها را کاهش داد. این رویکردها نه تنها موجب کاهش هزینه ها و بهبود کارایی سامانه ها می شود، بلکه گامی موثر در جهت پایداری محیط زیستی نیز خواهند بود. علاوه بر این، این مقاله به محققان پیشنهاد می کند که در فرآیند تحقیقاتی خود، اثرات محیط زیستی را به عنوان یک پارامتر حیاتی در نظر بگیرند.
واکاوی استعمار داده: از تبیین سلطه گری نوین تا ضرورت حکمرانی ملی بر داده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر که داده به عنوان سرمایه راهبردی کشورها شناخته می شود، شرکت های بزرگ فناوری با بهره گیری از ابزارهای پیشرفته به جای تسخیر سرزمین ها و منابع طبیعی، داده های کاربران را تصاحب می کنند. در این راستا، پژوهش حاضر نشان می دهد که چگونه شرکت های بزرگ فناوری با ایجاد ساختارهای داده محور، مفهوم جدیدی از سلطه گری (استعمار داده) را شکل داده اند . در این مسیر، مطالعه حاضر با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی به واکاوی چند جانبه پدیده استعمار داده پرداخته است . به رغم اینکه دامنه نفوذ استعمار داده از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و به چالشی جهانی تبدیل شده و ابعاد بین المللی نیز یافته است، دامنه این پژوهش بر حوزه ملی به ویژه ارائه راهکارهایی برای تقویت توان کشور در رویارویی با این پدیده متمرکز است. در این خصوص یافته های پژوهش نشان می دهد که چهار عامل اصلی شامل خلأ قانونی و ضعف در الزامات حقوقی، فقدان زیرساخت های فنی، ضعف سازوکار نظارتی، و پایین بودن سطح سواد داده به عنوان عناصر زمینه ساز استعمار داده شناسایی شده اند. این عوامل در تعامل با یکدیگر به تضعیف حاکمیت داده و سرانجام، تضعیف نظام حکمرانی بر داده می انجامند. بدین جهت پژوهش حاضر در راستای مقابله با این پدیده، با تأکید بر ضرورت اتخاذ رویکردی جامع و نظام مند، راهکارهایی متناظر با عوامل زمینه ساز ارائه می دهد که شامل قانون گذاری خاص و تقویت چارچوب های حقوقی، توسعه زیرساخت های فنی، ارتقای سازوکارهای نظارتی، و افزایش سطح سواد دیجیتال است. نتایج همچنین نشان می دهند که این راهکارها در تعامل با یکدیگر می توانند ضمن تقویت حاکمیت ملی نسبت به داده، به استحکام نظام حکمرانی داده بینجامند. سرانجام اینکه نتایج این مطالعه مؤید آن است که مواجهه مؤثر با این پدیده، مستلزم تعریف چارچوب حقوقی نوینی است که در آن، حاکمیت داده به مثابه یکی از ارکان بنیادین حاکمیت ملی مورد شناسایی و حمایت قرار گیرد.
تحلیل و بررسی مزایا و چالش های اخلاقی مدل های زبانی بزرگ در سپهر پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل های زبانی بزرگ چه کاربست هایی دارند و این کاربست ها به چه مزایا و چالش هایی به ویژه در سپهر پژوهش می انجامند؟ در این مقاله به تحلیل و بررسی مهم ترین مزایا و چالش های اخلاقی این مدل های زبانی خواهیم پرداخت. خواهیم دید که در کنار مزایایی همچون رفع موانع زبانی برای نویسندگان غیرانگلیسی زبان، کاهش هزینه آماده سازی، صرفه جویی در زمان، افزایش کیفیت نگارش، ترویج راحت تر دانش، و کمک به پژوهشگران دارای شرایط خاص، چالش های مهمی نظیر توهم ، مسئولیت پذیری و مؤلف بودن، مشابه نویسی و سرقت ادبی، سوگیری، امنیت و حریم خصوصی، ایمنی و توان آسیب رسانی، شفافیت و توضیح پذیری، مسائل زیست محیطی، بیکاری و بهره کشی نیز وجود دارد. با تحلیل این مزایا و چالش ها و گریز از رویکردهای کاملاً خوشبینانه یا بدبینانه نسبت به این فناوری، نشان خواهیم داد که برای رفع یا کمینه کردن شدت برخی از چالش ها، به ویژه چالش های خاصی که مدل های زبانی در سپهر پژوهش ایجاد می کنند، نیاز به کارهای نظری، سیاستی، آموزشی و فنی وجود دارد.
Harnessing Quantum Computing for Real-Time Data Analytics: A 2025 Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
315 - 340
حوزههای تخصصی:
Background: Quantum computing has brought in all new paradigm for computational processing providing unparallel ability for data analysis. Considering worldwide data production is expected to exceed 180 trillion zettabytes by 2025 the utilization of the conventional computing framework hampers the real-time processing of data. People consider quantum computing, which uses principles of quantum mechanics to solve problems 100 and 1,000 times faster than classical computing. Objective: The article looks at quantum computing and its relevance to real time data analytics to determine its relevance, hence its impact, by the year 2025. It is worthwhile to emphasize the comparison of quantum algorithms with traditional approaches to dealing with extensive, data-centered workloads in various fields. Methods: A comparison was made on quantum versus classical computing algorithms based on criteria such as, the flow rate, precision, and flexibility. Data sets provided by the finance stream, including real-time stock analysis, supply chain and logistics, genomic sequencing from the healthcare domain were used. Over 10 million simulation experiments were performed to gain trends and insights into the operational problems for quantum simulation. Results: The study establishes differences in the efficiencies of these two approaches, with quantum algorithms speeding up particular tasks as much as a hundred times higher than classical algorithms and almost 15% of the error rate being decreased if quantum error correction modes were used. In scalability tests it was shown that quantum systems could process data sets larger than 10 terabytes with little slowdown, compared to a classical system, which reduced efficiency by as much as 30%. However, in present day quantum hardware, processing the capability is limited and problems arise with regards the error correction protocol. Conclusion: Quantum computing, on the other hand, has an unconventional prospect of real-time data analytics to operate at high efficiency and big scale on data-bound concerns. However, much progress is required in the way of bettering coherence times and reducing exacting error rates, crucial advances for total realization of quantum potentialities by 2025
راهبردها و فنون جستجوی اطلاعات (مورد مطالعه پژوهشگران فرهنگستان هنر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل چگونگی راهبردها و فنون جستجوی اطلاعات پژوهشگران فرهنگستان هنرانجام شده است. روش: پژوهش حاضر کاربردی و به روش ترکیبی (کمی و کیفی) اجراشده است. روش پژوهش در بخش کمی نیمه تجربی و در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسش نامه و مشاهده و در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. روش نمونه گیری در این پژوهش به شکل هدفمند بود. جامعه پژوهش شامل پژوهشگران حوزه های نمایش، سینما، معماری، نگارگری و موسیقی فرهنگستان هنر است که به این مرکز مراجعه کرده و بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، 48 نفر از افرادی که در دسترس و مایل به همکاری با پژوهشگر بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها در دو مرحله تکمیل پرسش نامه های جمعیت شناختی، تجربه جستجو، ارزش و مشاهده رفتار تکمیل وظایف جستجو و تحلیل متنی محتوای مصاحبه شده است. با استفاده از تصاویر ضبط شده از کاربران در نرم افزار کمتازیا استودیو گردآوری شده است. با استفاده از آمار توصیفی میانگین، انحراف معیار و با استفاده از فراوانی به دست آمده است. سپس راهبردها و فنون الگوهای رفتار اطلاع یابی شناسایی و ترسیم شده است. با استفاده از آزمون های تی تک متغیره، تی مستقل، همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل واریانس آنالیز انجام شد. نتایج بخش کمی به کمک نرم افزار اس. پی .اس.اس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که پژوهشگران دارای مدرک دکتری در زمینه هنر از راهبردها و فنون مرتبط برای جستجوی اطلاعات استفاده می کنند، درحالی که پژوهشگران با مدرک کارشناسی ارشد بیشتر به راهبردها و فنون غیرمرتبط و تکراری تمایل دارند. پاسخ دهندگان در انجام وظایف جستجو رفتارهای متفاوتی از خود نشان داده و به میزان اندکی از راهبردها و فنون استفاده کرده اند. در مرحله مقدماتی جستجو (شروع)، آزمودنی ها در مجموع ۴۰۹ راهبرد و فن را به کاربردند. در تکمیل وظایف (پرسش سخت)، کاربران از مطالعه نظام مند استفاده کرده و به بررسی صفحات بازیابی پرداخته و زمان بیشتری صرف کردند. در سبک آسان (پرسش آسان)، با استفاده از روش های مختلف و مرور صفحات، یکی از مرورگرها را بازیابی و انتخاب کردند. در این حالت، تعداد صفحات بیشتری بررسی و زمان کمتری برای مرور آن ها صرف شده است. برخی از کاربران نتایج بازیابی شده را بر اساس وظایف جستجو مرور و مطالعه کرده و از روش های مختلفی بهره برده اند. یافته های این پژوهش به طراحان موتورهای جستجو و سیستم های اطلاعاتی کمک می کند تا ابزارهای جستجوی اطلاعات هنری بهتری طراحی کنند. این امر کاربران را قادر می سازد تا سریع تر به نتایج متناسب با نیازهای اطلاعاتی خود دست یابند. همچنین، تحلیل رفتار جستجوی اطلاعات از وب می تواند به ایجاد و توسعه الگوهای جستجو و بازیابی اطلاعات کمک کند. در این پژوهش، رفتار جستجوی پژوهشگران در دو سبک آسان و دشوار با استفاده از داده های آماری بررسی شد. نتایج نشان داد که در جستجوی آسان، راهبردهایی مانند استفاده از موتور جستجوی گوگل (فراوانی 976) و فرمول بندی عبارت جستجو به روش عام به خاص بیشترین فراوانی را داشتند. آزمون کای اسکوئر تفاوت معناداری بین دو سبک جستجو با مقدار 1/324و احتمال کمتر از 5 درصد تأیید کرد. همچنین، رفتار جستجو در سبک آسان بیشتر از سبک دشوار بود (فراوانی 976 در برابر 948)، اما تفاوت معناداری بین وظایف اول و دوم (احتمال 0/0897) مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که درمجموع 1924 راهبرد و فن در مراحل مختلف جستجو و بازیابی اطلاعات توسط کاربران به کار گرفته شده است. تحلیل های آماری و جداول توصیفی تأیید کردند که کاربران در وظایف جستجوی آسان، رفتار سریع تری داشته اند، درحالی که در وظایف دشوار، مطالعه عمیق تری انجام داده اند.
تأثیر فراموشی سازمانیِ هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی (موردمطالعه: وزارت ورزش و جوانان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
151 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تأثیر فراموشی سازمانی هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی در وزارت ورزش و جوانان بود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی از نوع کاربردی بود. جامعه آماری، تمامی کارکنان وزارت ورزش و جوانان بود که 213 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. روش نمونه گیری، تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه های استاندارد بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسش نامه ها بالاتر از 7/0 بود. نتایج پژوهش نشان داد که فراموش سازمانی هدفمند بر سرمایه انسانی و نیز ظرفیت جذب دانش تأثیر مثبت و معناداری دارد و سرمایه انسانی بر ظرفیت جذب دانش تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، فراموش سازمانی هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی تأثیر معناداری دارد. جذب دانش، تحت تأثیر رهایی از دانش غیرمفید سازمانی و ایجاد تغییر و تحول به واسطه افزایش توانایی ها و مهارت های فردی کارکنان صورت می پذیرد.
اثربخشی داستان های خارجی گروه سنی «ج » بر رشد تفکر مراقبتی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
119 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر داستانهای خارجی گروه سنی «ج» بر رشد تفکر مراقبتی دانشآموزان پایه ششم ابتدایی بود.
روش: روش این پژوهش بر اساس گردآوری دادهها از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را دانشآموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر اصفهان در سال 1404-1403 تشکیل دادند که از میان آنها 60 دانشآموز به روش نمونهگیری خوشهای دومرحلهای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) قرار داده شدند. برای اجرای مداخلات در گروه آزمایش از داستانهای خارجی کندوکاومحور و پرفروش انتشارات کودکان (1403-1395) طی 10 جلسه در حلقه کندوکاو استفاده شد. همچنین برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (1397) استفاده شد. بررسی معنیداری مداخله با روش تحلیل کواریانسبا نرمافزار SPSS-26 انجام شد.
یافتهها: یافتههای حاصل از تحلیل آماری کوواریانس تکمتغیره نشان میدهد که استفاده از داستانهای خارجی منتخب در گروه آزمایش به طور معنیداری نمره کل تفکر مراقبتی دانشآموزان را افزایش داده است. با این حال، نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد این داستانها موجب بهبود معنیدار دو مؤلفه «تفکر ارزشگذار» و «تفکر فعال» شده و بر تمام مؤلفههای تفکر مراقبتی تأثیر معنیدار نداشتهاند.
نتیجهگیری: به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که بهرهگیری از داستانهای ادبی خارجی در چارچوب حلقه کندوکاو میتواند بر ارتقای برخی از مؤلفههای تفکر مراقبتی در کودکان مؤثر باشد و تأثیرگذاری بر تمام مؤلفهها نیازمند مداخلات گستردهتر و بررسیهای بیشتر است.
مطالعه رابطه نفوذ اجتماعی با بهره وری و کارایی در بین پژوهشگران حوزه مدیریت دانش از دیدگاه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
109 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی، بهره وری و کارایی در بین پژوهشگران حوزه مدیریت دانش با استفاده از داده های پایگاه وب آو ساینس است. به بیان دیگر، این پژوهش قصد دارد با ترسیم شبکه هم نویسندگی پژوهشگران حوزه مدیریت دانش، کاربرد سنجه مرکزیت را در ارزیابی علمی پژوهشگران این حوزه بررسی کند و رابطه این سنجه با میزان تولیدات علمی افراد و نیز تاثیرگذاری پژوهش های آن ها را مورد تأمل قرار دهد.
روش : پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی علم سنجی است که از فنون هم نویسندگی و تحلیل شبکه های اجتماعی بهره گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مقالات حوزه مدیریت دانش تشکیل می دهد که طی سال های 1900 تا 2018 در پایگاه وب آوساینس نمایه شده اند و شامل 23258 رکورد از 37697 نویسنده هستند. به منظور محاسبه نفوذ اجتماعی، ماتریس مربع هم نویسندگی با نرم افزار بیب اکسل تهیه، و با استفاده از امکانات نرم افزار «یو سی نت» مولفه های نفوذ اجتماعی (شامل مرکزیت نزدیکی، رتبه و بینابینی) محاسبه گردید. شبکه هم نویسندگی این حوزه با استفاده از نرم افزار نت دراو ترسیم شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس. و لیزرل استفاده شد. در این پژوهش، تعداد مقالات نویسندگان به عنوان شاخص بهره وری و تعداد استنادهای دریافتی آنان نمایانگر شاخص کارایی در نظر گرفته شد. در بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش نیز آزمون رگرسیون، با توجه به نرمال بودن توزیع داده ها مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: بررسی روند رشد مقالات حوزه مدیریت دانش در بازه زمانی 1990 تا 2018 در پایگاه وب آو ساینس نشان داد که مقالات این حوزه، بویژه از دهه 2000 به این سو، رشد قابل ملاحظه ای داشته و این تعداد در سال 2017 به اوج خود رسیده است. طبق یافته های پژوهش، در میان 37697 نویسنده که در تولید مقالات مدیریت دانش مشارکت داشته اند، «چن وای» با داشتن 139 مقاله، بیشترین میزان بهره وری را در این حوزه دارد و از نظر کارایی «گاتزچاک» با دریافت 2398 استناد، در رتبه اول قرار گرفته است. اما، از نظر شاخص های نفوذ اجتماعی «وانگ وای» دارای ثبات و جایگاه بالاتری نسبت به دیگر نویسندگان این حوزه است و از این نظر از قدرتمندترین نویسندگان این حوزه به شمار می رود. یافته های مربوط به هم نویسندگی مقالات حوزه مدیریت دانش نشان داد که شبکه اجتماعی این نویسندگان از یک خوشه بزرگ و تعداد معدودی گره منزوی تشکیل شده است. مطالعه شبکه اصلی هم نویسندگی نیز حاکی از آن است که ارتباط منسجمی بین نویسندگان وجود دارد. در بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی با کارایی و بهره وری نویسندگان، یافته ها بیانگر این است که تعداد تولیدات علمی افراد و نیز میزان استنادهای دریافتی آنان با شاخص های اثرگذاری اجتماعی دارای ارتباط مثبت و معنی داری است. به عبارت دیگر، با افزایش تعداد تولیدات علمی یک پژوهشگر، و یا با افزایش تعداد استنادهای دریافتی وی، درجه مرکزیت او در شبکه هم نویسندگی نیز افزایش می یابد.
نتیجه گیری: بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی نویسندگان (حاصل از نمره مرکزیت ها) با کارایی (تعداد استنادهای دریافتی) و بهره وری (تعداد مقالات) نشان داد پژوهشگرانی که از نظر هم نویسندگی دارای نقش مرکزی تری هستند، از بهره وری و کارایی بهتری نیز برخوردار می باشند. به بیان دقیق تر، هرچه شخص نمره مرکزیت بالاتر داشته باشد، بهره وری و کارایی نویسنده نیز افزایش پیدا می کند. لذا، با استناد به نتایج حاصل از پژوهش، برخورداری نویسندگان از نفوذ اجتماعی بیشتر در حوزه روبه رشد مدیریت دانش، بر ارتقاء شاخص های بهره وری و کارایی آنان تاثیرگذار است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که تحلیل شبکه های اجتماعی ابزاری قدرتمندی در ارزیابی پژوهشگران است که می تواند حتی به عنوان شاخصی جایگزین مورد استفاده قرار گیرد.
کاربرد روش داده بنیاد در شناسایی الگوی عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
159 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: نتایج تحقیقات حاکی از آن است که مدل های محدودی برای شناسایی عوامل کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها طراحی شده اند، ولی تاکنون بررس قابل توجهی برای شناسایی عوامل علّی موثر بر کاربرد اینترنت اشیاء در کتابخانه ها انجام نشده است. اینترنت اشیاء با هوشمندسازی موجب مدیریت اطلاعات، توسعه خدمات و گسترش کتابخانه ها می شود و زمینه اعتلای کتابخانه ها را فراهم می سازد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها و ارائه الگو با روش داده بنیاد است. روش : پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 13 نفر از اعضای هیأت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی خبره دانشگاه های کشور بودند. برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و نمونه گیری آسان استفاده شد. به عبارتی، افراد مورد نظر منطبق بر معیارهای رشته تحصیلی و تجربه کاری خبرگان با موضوع پژوهش، مواجه بودن با مسأله مورد بحث و داشتن سابقه کاری شناسایی شده و سپس در ادامه کار پژوهش از روش گلوله برفی یا همان زنجیره ای برای شناسایی و انتخاب سایر نمونه های مناسب استفاده شد. مصاحبه با جامعه آماری تا رسیدن به نقطه اشباع نظری انجام شد و اطلاعات مورد نیاز از مصاحبه ها جمع آوری گردید. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است. ابتدا با تک تک مصاحبه شوندگان مصاحبه انجام شد و همه مطالب آن ها ضبط گردید و در اولین فرصت، متن مصاحبه ها به گزاره هایی تبدیل شدند. این گزاره ها مبنای فرآیند کدگذاری قرار گرفتند. داده ها با سه نوع کدگذاری باز، محوری، انتخابی و تفسیر مصاحبه ها و مدل پارادایمی تحلیل شدند. جهت تعیین روایی، از شیوه پاسخگو، و سنجش پایایی از شیوه دو کدگذاری استفاده شده است. یافته ها: متون مصاحبه ابتدا در چند مرحله مطالعه گردید و همه مصاحبه ها به گزاره هایی تبدیل شدند. از تحلیل داده ها برای عوامل و مؤلفه های علّی کاربرد اینترنت اشیاء در کتابخانه ها، پس از شناسایی ارتباطات معنایی و شباهت های نهفته در آن ها و انجام کدسازی مفهومی و خرده مقولات، تعداد 29 مقوله اصلی استخراج گردید. در مرحله بعد، کدهای محوری استخراج شدند و در ادامه این مقولات در 8 طبقه هوشمندسازی، ارتباط و تعامل، خودکارسازی، هدایت و آموزش، تخصص و مهارت، زیرساخت و تجهیزات، امنیت و انگیزش دسته بندی شده و ارتباط بین آن ها در قالب مفهومی ارائه گردید. پس از استخراج طبقات هشت گانه، در ادامه با بررسی بیشتر مفاهیم و یافتن روابط مقدماتی بین مقولات، الگوی ماتریس شرطی پژوهش برای بررسی سلسله های وسیع از شرایط و عوامل مرتبط با پدیده اصلی تحت بررسی و قادر ساختن پژوهشگر برای تشخیص عوامل و پیامدها و ارتباط بین سطوح آنها نشان داده شد. در الگوی مستخرج، پدیده اصلی، کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها است. نتیجه گیری: داده های بدست آمده برای عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها در سه نوبت کدگذاری باز، محوری و انتخابی، خلاصه، تجزیه و تحلیل گردیدند، و در نهایت الگوی نهایی پژوهش ارائه شد. در فرایند کدگذاری و تحلیل یافته ها، تعداد 29 مقوله و 8 طبقه شناسایی شدند. با تفسیر روابط بین طبقات و مد نظر قرار دادن تحلیل یافته های پژوهش، الگوی نهایی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها طراحی و ارائه گردید. عوامل علّی الگوی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها براساس الگوی نظری عبارتند از: هوشمندسازی، ارتباط و تعامل، خودکارسازی، هدایت و آموزش، تخصص و مهارت، زیرساخت و تجهیزات، امنیت و انگیزش. خبرگان و صاحب نظران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی معتقدند که پیاده سازی و استقرار اینترنت اشیاء در کتابخانه ها منجربه چابک سازی کتابخانه ها با استفاده از عوامل شناسایی شده می شود. از منظر مصاحبه شوند گان عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها ضروری و مهم دانسته شده است. دامنه شمول عوامل علّی الگوی نظری ارائه شده سبب مرکزیت پدیده اصلی کاربردپذیری اینترنت اشیاء و اثبات آن شده است. در الگوی ارائه شده، عوامل علّی موجب رشد و ارتقاء پدیده کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها خواهد شد. این عوامل بنیادی هستند و به طور مستقیم پدیده اصلی کاربردپذیری اینترنت اشیاء را تحت تاثیر قرار داده و فعال می کنند. نتایج نشان داد الگوی ارائه شده عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء، می تواند نقشه راهی برای کتابخانه هایی باشد که درصدد بهره برداری از اینترنت اشیاء برای ارائه خدمات نوین هستند. نتایج این پژوهش در ارتقاء سطح کیفی کتابخانه ها و تسهیل تعامل بین کاربران کتابخانه ها مفید و موثر است.
بررسی خرد سازمانی و پیشرفت مدیریت دانش با نقش محرک نوآوری در کتابخانه های عمومی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
183 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای نوآوری در رابطه بین خرد سازمانی و مدیریت دانش در کتابخانه های عمومی استان قم است . پژوهش کاربردی حاضر با روشی توصیفی و به شیوه همبستگی انجام شده است . در پژوهش حاضر، داده ها از طریق سه پرسش نامه استاندارد (پرسش نامه مدیریت دانش لاوسون، خرد سازمانی آلبرخت و نوآوری شغلی جزنی ) گردآوری گردید. جامعه آماری شامل ۱۱۲ کتابدار کتابخانه های عمومی استان قم بود که تعداد ۸۶ نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تعیین شد. نتایج نشان داد که نمره شرکت کنندگان مطالعه در سه متغیر مدیریت دانش ، خرد سازمانی و نوآوری به صورت معناداری متفاوت و بیشتر از حد متوسط است . همچنین، خرد سازمانی و نوآوری به صورت مجزا به صورت معناداری پیش بینی کننده مدیریت دانش هستند. یافته ها حاکی از همبستگی مثبت معناداری بین خرد سازمانی و نوآوری و اینکه خرد سازمانی به صورت معناداری پیش بینی کننده مدیریت دانش و نوآوری است درحالی که نوآوری نقش واسطه ای در ارتباط بین خرد سازمانی و مدیریت دانش نداشت . دیگر یافته ها نشان دادند که جنسیت ، مدرک تحصیلی و رشته تحصیلی تأثیری بر میانگین نمرات مدیریت دانش ، خرد سازمانی و نوآوری نداشت .
اعتباریابی مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: تحول دیجیتال مفهوم به نسبت جدیدی در محیط کتابخانه های دانشگاهی است و به یکی از مفاهیم کلیدی موفقیت و پایداری برای کتابخانه ها در محیط رقابتی اطلاعات تبدیل شده است. نبود پژوهش های بنیادین و مبهم بودن ملزومات ساخت آن برای کتابخانه ها به ویژه در بافت کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران این نیاز را پدید می آورد تا ملزومات تحول دیجیتال را در کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران بررسی کنیم. برای این هدف پیش تر پژوهشی با روش دلفی انجام شده و مجموعه ای از عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران را در قالب مدل ارائه کرده است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر سنجش اعتبار مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.روش ها: رویکرد این پژوهش کمی با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری مورد بررسی 753 نفر از مدیران، معاونان و کتابداران کتابخانه های مرکزی و نیز اعضای هیئت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بودند و نمونه آماری پژوهش 258 نفر از آنان بودند که روش نمونه گیری براساس نمونه گیری در دسترس و سپس طبقه ای انجام شد. اعتبار مدل پژوهش با کاربرد روش های «مدل سازی معادلات ساختاری» و نرم افزار «پی ال اس» بررسی شد.یافته ها: یافته های پژوهش گویای آن است که مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران که در قالب 7 بُعد اصلی، 25 مفهوم و 139 مؤلفه ارائه شده بود از سه جنبه برازش مدل اندازه گیری، برازش مدل ساختاری و برازش مدل کلی از تناسب و کیفیت خوبی برخوردار بوده و پرسشنامه حاصل از آن روایی و پایایی مناسبی دارد.بحث و نتیجه گیری: مدل پیشنهادی از تبیین قابل قبولی برای شناسایی الزامات و عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران برخوردار است و می تواند راهنمای خوبی برای پیاده سازی تحول دیجیتال در این کتابخانه ها باشد.اصالت: این پژوهش می تواند به درک بهتر الزامات و عوامل موثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران یاری رسانده و زمینه را برای ارتقای عملکرد آن ها در عرصه رقابتی اطلاعات فراهم آورد.
طراحی مدل کسب و کار اینترنتی دانش محور برای کارگزاران دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل کسب وکار اینترنتی دانش محور برای کارگزاران دانش انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، آمیخته (شامل کیفی با روش فراترکیب، روش دلفی فازی و کمّی با روش پیمایشی- تحلیلی) و از نوع اکتشافی بوده است. این پژوهش در سه مرحله اصلی انجام شد. در بخش اول به منظور شناسایی مولفه های کسب وکارهای اینترنتی برای کارگزاران دانش، از روش فراترکیب استفاده شده است. جامعه آماری در این بخش فهرست قابل توجهی از 10617 سند مرتبط با موضوع پژوهش در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی بود که از این میان فهرستی از 65 سند مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب شد. بخش دوم این تحقیق با روش دلفی در طی دو مرحله انجام شده است. جامعه آماری در این بخش تعداد 20 نفر از فارغ التحصیلان مقطع دکتری و متخصصان موضوعی با بیش از 5 سال سابقه فعالیت در رشته های مدیریت دانش، مدیریت فناوری و کسب وکار بودند که در ابتدا به صورت هدفمند و پس از آن به روش گلوله برفی انتخاب شدند که تعداد 10 نفر از آن ها به پرسشنامه پاسخ دادند. بخش سوم تحقیق پیمایشی- تحلیلی است که به روش کمّی، وضعیت مولفه های به دست آمده در بخش کیفی را با استفاده از روش معادلات ساختاری رتبه بندی و سنجش می کند و حاصل آن مدلی است که با روش تحلیل عاملی تاییدی سنجیده خواهد شد و با نرم افزار SmartPLS به ارائه مدل پرداخته است. جامعه آماری پژوهش در بخش کمّی نیز تعداد 155 کارگزار فناوری و دانشی تحت نظر معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، فن بازار ملی ایران و شبکه تبادل فناوری نانو بوده اند که به روش سرشماری انتخاب شده اند.
یافته ها: مدل کسب وکار اینترنتی دانش محور برای کارگزاران دانش، به صورت سه سطحی است که دارای 9 بُعد و 30 مولفه شامل انواع مدل درآمد؛ سازوکار قیمت گذاری؛ نظارت و ارزیابی دانش؛ هماهنگی و ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و کاربران نهایی دانش؛ خلق دانش و نوآوری؛ انعقاد قرارداد؛ بازاریابی، کشف و درک فرصت ها و نیازهای بازار؛ جستجو، کسب و جمع آوری دانش؛ زیرساخت حقوقی و توسعه منابع انسانی؛ بکارگیری، دسترس پذیر نمودن و ذخیره سازی دانش، تهیه مجموعه های آماری و دانشی؛ شناسایی و ارزیابی شرایط موجود؛ توسعه زیرساخت های فنی و ایمن سازی زیرساخت ها؛ یکپارچه سازی، تفسیر و ترجمه دانش و ترکیب پژوهش ها؛ شبکه سازی؛ تسهیل اشتراک گذاری، انتقال و تبادل دانش کسب شده؛ ارزش گذاری دانش، توجیه مشتریان و ارائه خدمات مشاوره؛ ارزش پیشنهادی به کاربران دانش؛ ارزش پیشنهادی به کاربران و تولیدکنندگان دانش؛ ارزش پیشنهادی به تولیدکنندگان دانش؛ منابع انسانی؛ منابع مالی؛ منابع فیزیکی؛ منابع فکری؛ کاربران دانش؛ تولیدکنندگان دانش؛ هزینه های ثابت؛ هزینه های متغیر؛ چگونگی برقراری ارتباط با مشتری؛ نهادهای تاثیرگذار و کانال مجازی می باشد. یافته ها نشان می دهد از آنجایی که قدرمطلق آماره تی از مقدار 96/1 بیشتر است، ارتباط معناداری میان مولفه ها در مدل مفهومی پژوهش وجود دارد.
نتیجه گیری: کسب وکارهای اینترنتی دانش محور با کارکردها و ویژگی هایی که دارند، می توانند نقشی حیاتی در دنیای رقابتی امروز ایفا کنند و فرآیند به اشتراک گذاری دانش را تسهیل و تسریع نمایند. در این میان کارگزاران دانش به عنوان یکی از انواع میانجی ها عمل خلق، اشتراک گذاری و استفاده از دانش را در یک سازمان و یا میان سازمان های مختلف فراهم می آورند. کارگزاران دانش با جستجوی اطلاعات از طریق تفسیر و تحلیل بانک داده ها و دیگر منابع، کمک بسیار مفید و موثری به افراد و سازمان ها در جستجوی تجربیات و مهارت های مورد نیازشان خواهند کرد. نبود و ناکارآمدی کارگزاران دانش، جریان دانشی درست در میان افراد، سازمان ها و کسب وکارهای مختلف را دچار اختلال کرده و موجب بوجود آمدن شکاف اطلاعاتی میان آن ها خواهد شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد کارگزاران دانش می توانند با داشتن مدل کسب وکار مشخص و شفاف در بهبود جریان دانش، برقراری ارتباط میان سیاستگذاران و محققان، انتقال دانش و تجارب، تسهیل تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها از طریق دانش کسب شده، کمک به افزایش بهره برداری از پژوهش ها در جریان سیاستگذاری ها، بهره برداری از دانش مفید، پراکنده و پنهان، ارائه راه حل برای حل مشکلات و رفع نیازهای دانشی، افزایش سرعت و سهولت در دستیابی به محصول و خدمات، بسترسازی در دستیابی به اطلاعات مورد نیاز به صورت ایمن، سازگار و مطمئن کارگشا باشند.
نقش مدیریت کوانتومی و زبان انگیزشی در ارتقای تعاملات کاری و عملکرد کارکنان کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
133 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مهارتهای مدیریت کوانتومی بر تعامل کاری کارکنان کتابخانههای عمومی شهرستان اصفهان با نقش میانجی زبان انگیزشی مدیران انجام شده است. این پژوهش به دنبال شناسایی ارتباطات بین این متغیرها و اهمیت آنها در بهبود عملکرد سازمانی است.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل ۳۰۸ نفر از کارکنان کتابخانههای عمومی شهرستان اصفهان بود که با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده، ۲۰۰ پرسشنامه توزیع و ۱۶۹ پرسشنامه کامل برای تحلیل انتخاب شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای استاندارد که روایی و پایایی آنها تأیید شده بود، جمعآوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش معادلات ساختاری و نرمافزار اسمارت پی.ال.اس انجام شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهارتهای مدیریت کوانتومی تأثیر مثبت و معنیداری بر تعامل کاری کارکنان کتابخانههای عمومی دارند. همچنین، زبان انگیزشی مدیران به عنوان متغیر میانجی، نقش مؤثری در تقویت رابطه بین مهارتهای مدیریت کوانتومی و تعامل کاری کارکنان کتابخانههای عمومی ایفا میکند.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش به مدیران و مسئولان کتابخانههای عمومی پیشنهاد میکند که با تمرکز بر انگیزههای کارکنان و بهکارگیری مؤثر زبان انگیزشی، گامهای مؤثری در جهت تقویت تعامل و بهبود عملکرد کارکنان بردارند. این رویکرد میتواند به افزایش رضایت شغلی، ارتقای کیفیت خدمات کتابخانهای و بهینهسازی محیط کار منجر شود. در نتیجه، توجه به این عوامل به عنوان یک راهبرد کلیدی در مدیریت کتابخانههای عمومی توصیه میشود.
بررسی شایستگی دیجیتالی متخصصان علم اطلاعات دانشکده های دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش سنجش شایستگی دیجیتالی متخصصان علم اطلاعات در دانشکده های دانشگاه تهران است. روش پژوهش : روش پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه پژوهش حاضر شامل متخصصان علم اطلاعات شاغل در دانشکده های دانشگاه تهران در سال 1403 بودند که تعداد آن ها 120 نفر بود. با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی (متناسب با حجم) و با توجه به فرمول کوکران 92 پرسش نامه بین متخصصان علم اطلاعات توزیع شد و 72 پرسش نامه بازگردانده شد. در این پژوهش از پرسش نامه شایستگی دیجیتالی که از پرسش نامه استاندارد شایستگی دیجیتالی بتین و دیگران (2022) اقتباس شده است، استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار 25SPSS انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که شایستگی دیجیتالی متخصصان علم اطلاعات دانشکده های دانشگاه تهران بالاتر از حد متوسط(5/3) است. همچنین متخصصان علم اطلاعات در مؤلفه حفظ سلامت تجهیزات و محیط با میانگین امتیاز 4، بیشترین مهارت را دارند و در مؤلفه تولید محتوا با میانگین امتیاز2، کمترین مهارت را دارند. از یافته های دیگر این پژوهش این بود که شایستگی دیجیتالی در متخصصان علم اطلاعات با مقاطع تحصیلی مختلف، اختلاف معناداری دارد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد متخصصان علم اطلاعات در مؤلفه تولید محتوا نسبت به سایر مؤلفه های شایستگی دیجیتالی ضعف دارند. متخصصان علم اطلاعات برای افزایش شایستگی دیجیتالی خود باید دقت و توجه بیشتری به این مؤلفه داشته باشند. همچنین مشخض شد که با افزایش میزان تحصیلات متخصصان علم اطلاعات، شایستگی دیجیتالی آنان نیز افزایش میابد بدان معنا که با تشویق متخصصان علم اطلاعات جهت تحصیل در مقاطع بالاتر می توان انتظار داشت شایستگی دیجیتالی آنان هم افزایش یابد.