فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای اعتماد و اعتبار رسانه ملی در «نسل زد» است. این مطالعه، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است، یافته های آن، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته به دست آمده و با تحلیل محتوا و کدگذاری مقوله ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. خبرگان تحقیق، شامل استادان حوزه ارتباطات، سردبیران و خبرنگاران و کارشناسان حوزه نسل Z با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. یافته های پژوهش در کدهای محوری اعتبارزایی و اعتمادزایی در این نسل، دسته بندی شده اند. نتایج نشان می دهند که نسل زد، مخاطبانی دوجهانی هستند که از ابتدا به اینترنت و رسانه های مختلف دسترسی داشته اند و اگر چه رسانه ملی گام هایی را در جهت جذب مخاطب در میان این نسل برداشته، اما لازم است با ارائه محتوای موردعلاقه آنها، همچنین با ایجاد بخش های خبری ویژه این نسل و حضور در سکوهای برخط که این نسل در آن حضور دارد، در جهت جذب مخاطب نسل زد و اعتماد و اعتبار رسانه ملی اقدام نماید.
شناسایی و ارزیابی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
41 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف: اجرایی نشدن سیاست های خودتنظیمی، منجر به نبود انعطاف و انطباق لازم میان نهادهای تنظیم گر و سینماگران و بروز برخی مشکلات ساختاری در روند توسعه بازار سینمای ایران شده است. هدف از این پژوهش، شناسایی و ارزیابی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی سینمای ایران بوده و برای دستیابی به این هدف، با تحلیل شرایط موجود و مطلوب، موانع اصلی اجرای این سیاست ها، بررسی شده است.
روش شناسی: در این پژوهش که با استفاده از روش آمیخته کمی و کیفی انجام گرفته، به منظور ترسیم شرایط مطلوب و شناسایی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی، با تکیه بر مبانی نظری، به مقایسه زوجی و رتبه بندی کمی مهم ترین عوامل، در سه شاخص صنعتی، راهبردی و محیطی پرداخته شده و برای ارزیابی شرایط موجود سینمای ایران و نیز ارزیابی موانع و چالش ها، از داده های کیفی و نظر خبرگان استفاده شده است. داده های کمی از طریق پرسشنامه های مقایسه زوجی1 و داده های کیفی با مصاحبه های هدفمند جمع آوری شده اند و در نهایت تحلیل داده های کمی با بهره گیری از نرم افزار اکسپرت چویس2 و تحلیل دادهای کیفی بر اساس کدگذاری انجام گرفته است.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، عوامل مربوط به شاخص راهبردی در داده های کمی با مجموع رتبه 3528 و 46 درصد و در داده های کیفی با مجموع 90، مهم ترین شکاف میان شرایط موجود و مطلوب در سینمای ایران است. از این رو، برای برطرف ساختن موانع اجرای سیاست های خودتنظیمی در سینمای ایران، تقویت عواملی همچون گسترش خصوصی سازی، تأسیس شوراهای فیلم، افزایش خودمختاری اصناف سینمایی و سرمایه گذاری بر روی استعداد ها و منابع انسانی پیشنهاد می شود.
نتیجه گیری: بر اساس داده های به دست آمده، چهار عامل: برقرای تعادل میان تنظیم گری دولتی و خصوصی، گسترش خصوصی سازی و توجه به فناوری های نوین و ظرفیت های بین المللی، مهم ترین راهکارهای اجرای سیاست های خودتنظیمی در سینمای ایران قلمداد می شوند.
چالش های تغییر سبک زندگی زنان محجبه در اینستاگرامی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی نوپدیدی همچون اینستاگرام که برپایه ارتباطات تصویری و روایت زندگی روزمره قرار دارند، ارتباط زیادی با حوزه سبک زندگی کاربران پیدا کرده اند. مولفه محوری اینستاگرام تمرکز بر نمایش است که می تواند سبک زندگی نمایشی را گسترده کند. مسئله اصلی این مقاله، بازنمایی تعارض ها و چالش های بوجود آمده درسبک زندگی زنان محجبه چهره شده در اینستاگرام با عنوان حجاب استایل است. برای این کار با روش نشانه شناسی به تحلیل پیام آشکار و نهان پست های چهره های محجبه پرداخته و در نهایت با تحلیل مضمون به محورهای بازنمایی سبک زندگی ایشان دست یافتیم. با روش نمونه گیری هدفمند و نظری، 15 مورد انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد، زنان محجبه فعال در اینستاگرام، با طی کردن سیر تحولی معنادار در حال تجربه تغییر سبک زندگی خود با عنوان فانتزی شدن، هستند که ذیل ده مولفه کلان قابل ردیابی است: حجاب و پوشش، عفاف در رفتار، حریم خصوصی، سیطره تفکرات فمینیستی، شهرت گرایی و سلبریتی شدن، رفاه و اشرافی گری، برجسته سازی سبک زندگی غربی، رقص و موسیقی، روزمره شدن و سرگرمی، دینداری فانتزی و ریاکارانه.
از هویت تا گفتمان: تحلیل دیپلماسی رسانه ای ایران در ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
115 - 139
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی رسانه ای، یکی از ابزارهای قدرت نرم در شکل دهی به تصویر بین المللی کشورها و پیشبرد سیاست خارجی است. تعاملات رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا این کشور از اعضای تأثیرگذار اتحادیه اروپا با پیوندهای فرهنگی و تاریخی عمیق با جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. بااین حال، چالش هایی مانند تمرکز رسانه ای، روایت های غالب غربی و شکاف اطلاعاتی، مسیر دیپلماسی رسانه ای ایران را پیچیده کرده است. این پژوهش، با بهره گیری از نظریه سازه انگاری، به بررسی تأثیر هنجارها، هویت و گفتمان های فرهنگی بر دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا پرداخته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل تماتیک بوده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۱۴ متخصص در حوزه رسانه، دیپلماسی و فرهنگ گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا از یک سو دارای ظرفیت هایی همچون پیوندهای تاریخی و فرهنگی، رسانه های متنوع و تولید محتوای چندزبانه است و از سوی دیگر، با چالش هایی مانند بحران ساختاری رسانه ها، همگرایی دینی در بستر رسانه، محدودیت دسترسی به رسانه های تأثیرگذار و روایت های یک سویه مواجه است. همچنین۹۰ درصد از مصاحبه شوندگان بر اهمیت برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری تأکید دارند. مهم ترین نتایج پژوهش، شامل بحران ساختاری رسانه ها، نقش همگرایی دینی، افزایش تعامل رسانه ای جمهوری اسلامی ایران و ایتالیا، گسترش ارتباطات علمی و تقویت حضور دیجیتال و تبلیغات هدفمند در این کشور است.
معیارسازی برای داوری فیلم سینمایی با استفاده از دانش ضمنی داوران و کارشناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۳شماره ۶۸
177 - 205
حوزههای تخصصی:
باوجود اهمیت ارزشیابی و داوری محصولات فرهنگی، هنری فقدان معیارهای عینی و روشن در جشنواره های سینمایی، به خصوص جشنواره فیلم فجر ازجمله مسائل حاشیه ساز این رویداد مهم فرهنگی، هنری و مایه گلایه و ابهام بخش زیادی از جامعه هنری است. در این پژوهش تلاش شده تا دانش ضمنی داوران جشنواره سینمایی و کارشناسان سینما را به دانشی عینی و صریح تبدیل نماید و معیارهای روشنی برای ارزیابی فیلم های سینمایی و مشاغل آن ارائه نماید. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است و از «نظریه داده بنیاد» به عنوان روش پژوهش استفاده کرده است. برای این منظور با استفاده از مصاحبه که رایج ترین روش استخراج دانش ضمنی در سطح فردی است، نظرات جمعی از خبرگان مشاغل مرتبط با حوزه فیلم سازی که سوابق داوری جشنواره های مختلف را داشته اند گردآوری، دسته بندی و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. بر اساس داده های جمع آوری شده درمجموع به معیار و شاخص های 5 جایزه اصلی جشنواره شامل تهیه کنندگی، فیلم برداری، فیلم نامه نویسی، کارگردانی و بازیگری دست یافته که می تواند مورد استفاده در جشنواره های فیلم قرار گیرد. بر پایه نتایج به دست آمده ضمن ارائه یک پیشنهاد بنیادین و دو پیشنهاد اصلاحی، اعمال شاخص برای انجام فرایند داوری در جشنواره فیلم فجر با شرایطی در اصلاح ساختاری انتخاب آثار برگزیده مورد تأکید قرارگرفته است. در همین رابطه پیشنهاد می شود معیارهای ارزیابی فیلم های سینمایی در مشاغل موردنظر پیش از برگزاری جشنواره از طریق بحث و گفتگو با داوران، مشخص و به اطلاع شرکت کنندگان رسانده شود و از اساتید دانشگاه یا منتقدانی که علاوه بر توجه به رویکرد فرمالیستی، به دقایق نظری نیز توجه دارند، در گروه داوران استفاده شود.
بازی های دیجیتال: کارکرد مثبت بازی های جدی در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی های دیجیتال با مخاطب سه میلیاردی در دنیا و 34 میلیونی در ایران مهم ترین رسانه عصر حاضر برای انتقال پیام به شمار می روند. چه ازنظر نرخ رشد پذیرش این رسانه در میان مردم و چه از منظر شیب فزاینده درآمدزایی آن در میان صنایع خلاق و فرهنگی توجه به بازی های دیجیتال به عنوان ابزاری برای سرگرمی حیاتی است. بازی های جدی یا بازی های هدفمند دسته ای از بازی های دیجیتال هستند که با اهدافی فراتر از سرگرمی و به منظور اهدافی مانند آموزش، سلامت یا تبلیغات تولید می شوند. این بازی ها که تبدیل به موج پژوهشی جدیدی از ابتدای سال 2000 در دنیا شدند، مبتنی بر تحقیق و توسعه ساخته می شوند، تعامل قابل توجهی را با انسان برقرار کرده که به وی در زیست بهتر کمک می کنند. بازی های جدی به عنوان شبیه سازی از دنیای واقعی، طی دو دهه گذشته بسیار موردتوجه قرار گرفته اند. هدف از این پژوهش مروری بر مطالعات صورت گرفته درزمینه بازی های جدی به ویژه در حوزه آموزش، سلامت، تبلیغات و اثرات اجتماعی است که چگونه به انسان برای تغییرات مثبت کمک کرده اند. روش این پژوهش کتابخانه ای است و داده ها از طریق فیش برداری تهیه و تحلیل و توصیف شده اند. نتایج مطالعات نشان داد که بر اساس اهداف موردنظر توسعه دهندگان بازی های جدی، گروه مخاطبان هدف و زمینه کاربردی بازی ها با یک رسانه غیرقابل انکار، جذاب، تعاملی و سرگرم کننده مواجه هستیم که از قدرت بسیار بالایی برای القای مفاهیم آموزشی برخوردار است. تعداد بازیکنان در ایران و جهان نشانگر یک جامعه بزرگ مبتنی بر فناوری، همراه با خرده فرهنگ های متعلق به خود است که می توان از قابلیت های مثبت بازی برای آموزش، فرهنگ پذیری و توانمندسازی این نسل به درستی استفاده کرد. این پژوهش به مرور و بررسی مهم ترین و اثرگذارترین بازی های جدی تولیدشده در جهان در زمینه های آموزش، درمان و سلامتی و همچنین تبلیغات پرداخته و سعی بر اشاره به نیازهای جدید ایجادشده در این حوزه ها دارد.
استفاده از شیوه های سنتی تبلیغ دینی و رابطه آن با میزان دین داری جوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا رسانههای جمعی و بعد از آن، رسانه های اجتماعی برای ترویج آموزه های دینی مورد استفاده قرار گرفته اند. با توجه به آنکه در گذشته ترویج این آموزه ها با استفاده از شیوه های سنتی تبلیغ دینی انجام می شد، این پرسش مطرح می شود که آیا این شیوه ها کماکان میتواند کارکردهای گذشته خود را ایفا کند. لذا در این پژوهش به منظور بررسی کارآمدی شیوه های مذکور به نقش شیوه های تبلیغ سنتی میزان دین داری جوانان پرداخته شده است. جامعه آماری عبارت از جوانان 15 تا 29 ساله شهر تهران است که 384 نفر از آنان به روش نمونهگیری تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. برای گردآوری دادهها از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل آن از روش آماری استفاده شده است. روایی پرسشنامه با روش اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تعیین گردید. یافته های تحقیق گویای آن است که بیشترین میزان حضور جوانان، مربوط به مجالس مداحی و روضه خوانی هیئتهای مذهبی است و پس از آن به ترتیب حضور در مجالس جشن و عزاداری مساجد، مجالس وعظ و خطابه و مجالس تعزیه قرار دارد. این یافته ها همچنین بیانگر آن است که از نظر میزان دین داری، 1/2 درصد از جوانان در سطح بسیار کم، 3/14درصد در سطح کم، 3/38 درصد در سطح متوسط، 9/34 درصد در سطح زیاد و 4/10درصد در سطح بسیار زیاد، قرار دارند. نتایج آزمون فرضیات نیز گویای آن است که بین میزان استفاده جوانان از روشهای تبلیغ سنتی با میزان دین داری آنان رابطه همبستگی مستقیم وجود دارد.
گذار از سیاستِ رهایی به سیاستِ زندگی در ایران؛ تفسیری بر دو فیلم شهر موش های یک و دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
125 - 149
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوششی برای فهمِ دگردیسی فضای ادراکی جامعه ایران به میانجی سینما(مطالعه موردی فیلم شهر موش های یک و دو) است. فضای ادراکی جامعه ایران در چند دهه بعد انقلاب دستخوش دگردیسی هایی در عرصه ی سیاست اندیشی و سیاست ورزی شده است. دگردیسی ای که می توان از آن به گذار از سیاستِ رهایی به سیاستِ زندگی یاد کرد. با مرور، توسعه، حصر و تحدید آرای آنتونی گیدنز و آلن تورن به تدقیق مفهومیِ سیاست رهایی و سیاست زندگی در ادبیات سیاسی می پردازیم. و سپس در دو سطح، نخست بررسی درون مایه دو فیلم شهر موشهای یک و دو با روش تحلیل روایت گریماس و دوم تحلیل برون نگر فیلم ، به ارتباط فیلم با فضای سیاسی اجتماعی زمانه خود خواهیم پرداخت. نتایج بررسی ها نشان دهنده این امر است که «شهر موش های یک در دهه60 شمسی» در قالب سیاست رهایی و «شهر موش های دو در دهه 90شمسی» در قالب سیاست زندگی به بازسازی جهان اجتماعی زمانه خود همت گماشته اند.
تمایلات کاربران دختر نوجوان (13 تا 18 ساله) ایرانی نسبت به نحوه نمایش خود در شبکه اجتماعی تیک تاک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکه اجتماعی «تیک تاک»، به عنوان یکی از رسانه های نوپدید، در سال های اخیر با تمرکز بر تصویر و محوریتِ ساخت، به اشتراک گذاری و تماشای ویدیوهای کوتاه و موزیکال، مورداستقبال فراوان نوجوانان قرار گرفته است. هدف این مقاله، بررسی حضور کاربران دختر نوجوان ایرانی (13 تا 18 ساله) در شبکه اجتماعی تیک تاک و تمایلات آنها در ارتباط با چگونگی نمایش «خود» (ظاهر، سبک زندگی، روابط و...) در این رسانه است. به این منظور، با استفاده از روش های نمونه گیری در دسترس و گلوله برفی، محتوای صوتی-تصویری، صوتی و متنی پروفایل مجموعاً شصت نوجوان دختر، موردبررسی و تحلیل محتوای کیفی قرار گرفته و مضامین مشترک آنها استخراج و کدگذاری شد، همچنین با کاربران موردنظر، درباره اهداف و تمایلات شان مصاحبه شد. نتایج نشان می دهد: 1- تأکید اغراق آمیز بر تفاوت ظاهری با هنجارهای جامعه؛ 2- نمایش چهره ای کاملاً آزاد، راحت و رها از خود در ارتباطات؛ 3- ادعای نفی هرگونه کنترل و تأکید بر انتخاب های شخصی؛ 4- ارائه تصویری غنی و اشرافی از سبک زندگی و مصارف روزمره؛ و 5- نمایش موافقت بی قید و شرط با تمام گرایش ها و سلایق فکری، از مضامین عمده پروفایل های موردبررسی بوده اند. دسترسی آسان و سریع به انبوهی از اطلاعات متنوع و متکثر، آشنایی با ایده ها و سبک های زندگی کاملاً متفاوت، محوشدن تدریجی مرزهای فرهنگی ناشی از جهانی شدن، جست وجوی راهی برای اثبات خود، تغییرات نسلی و اجتماعی و اهمیت فراوان محبوبیت و مخاطب داشتن از دلایل این نتایج تصور می شود.
راهبردهای رسانه ای انتشار گفتمان سلفی: مطالعه سه نسل گروه های سلفی جهادی- تکفیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه ها به طور عام و در سال های اخیر فضای مجازی به طرز چشمگیری مورد بهره برداری جریان های سلفی جهادی- تکفیری بوده است. پژوهش حاضر با نگاهی مقایسه ای به نقش رسانه ها و فضای مجازی در انتشار گفتمان سه نسل گروه های سلفی جهادی- تکفیری، درپی پاسخ به این پرسش اصلی است که نسل های سه گانه گروه های سلفی جهادی - تکفیری چگونه از رسانه ها و فضای مجازی برای انتشار گفتمان خود و برساختن سوژه های سلفی استفاده کرده اند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از رسانه ها (عمدتا به دلیل تفاوت زمانی و شکاف نسلی) در نسل اول و دوم به مراتب کمتر از نسل سوم بوده و «داعش» به عنوان نسل سوم گروه سلفی جهادی - تکفیری در به کار گرفتن رسانه ها و فضای مجازی موفق تر از همتایان خود عمل کرده است. کارآیی این رسانه ها برای این گروه به مثابه «سلاحی» در «نبردهای نامتقارن» و در راستای تبلیغات برای انتشار مبانی گفتمان سلفی جهادی تکفیری، دعوت به جبهه های جنگ و عضوگیری برای انجام عملیات انتحاری بوده است. رویکرد مقایسه ای با محوریت موضوع رسانه در بررسی عملکرد سه نسل جریان سلفی جهادی- تکفیری نوآوری پژوهش حاضر به شمار می آید. روش پژوهش کیفی، از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و استفاده از منابع معتبر فضای مجازی است.
اخبار جعلی در توئیتر فارسی: سنجش میزان اثرگذاری و نفوذ نیروهای سایبری در هسته و مرکزیت شبکه گفتگوی توئیتر در دوران کرونا و شناسایی جغرافیای سیاسی نیروها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، شناخت جغرافیای سیاسی نیروهای سایبری در توئیتر فارسی و سنجش وضعیت اثرگذاری این کاربران در شبکه گفتگوی دوران کرونا است. پرسش پژوهش این است: آیا اخبار جعلی منتشر شده توسط نیروهای سایبری در دوره کرونا اثرگذار بوده و در توئیتر فارسی برجسته شده است؟ در این راستا بیش از چهار میلیون توئیت استخراج و مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته است. با شناسایی نیروهای سایبری در 11خوشه و تحلیل شبکه آنها، حضور و اثرگذاری برجسته نیروهای سایبری و جعلی در خوشه های: سلطنت طلبان، اصول گرایان، سازمان مجاهدین خلق (معروف به منافقین)، عرفان حلقه، خوشه طرفداران مدعی مهدی موعود، و خوشه ای مخالفان حکومت مشخص شد. یکی از یافته ها نشان می دهد یکی از خوشه های اصول گرایی که با 80 درصد حضور نیروهای سایبری، به طور کلی جعلی شناسایی شده و خوشه دیگر نیز با حضور بیش از 40 درصدی این نیروها، وضعیتی بحرانی دارد. حضور پرشمار نیروهای سایبری خوشه سلطنت طلبان در هسته و مرکزیت شبکه و اثرگذاری برجسته آنها یکی دیگر از از یافته ها است. در مجموع، مطابق یافته های این پژوهش و طبق شاخص های مرکزیت شبکه ای، نیروهای سایبری و جعلی تقریباً در عموم خوشه ها به عمق و هسته هر خوشه نفوذ کرده اند و ما با یک حوزه عمومی آلوده به نیروهای سایبری جعلی در توئیتر فارسی مواجه هستیم.
بازی خبری در مقابله با اخبار جعلی (مطالعه موردی: بازی «هارمونی اسکوئر»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف ارائه راهکار برای مقابله با اطلاعات نادرست و اخبار جعلی در شبکه های اجتماعی، به بررسی یکی از بازی های خبری مطرح در این حوزه با نام بازی خبری بریکینگ هارمونی اسکوئر پرداخت. این بازی مبتنی بر این ایده است که می توان با قرار دادن بازیکنان در معرض «دوزهای کوچک» اطلاعات نادرست سیاسی، آنها را در برابر فانتزی های توطئه آمیز واکسینه کرد و در نتیجه به آنها کمک کرد تا «پادتن هایی» بسازند تا با «اخبار جعلی» دنیای واقعی مبارزه کنند.روش: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش مطالعه موردی است؛ بدین منظور از چهار مرحله این روش برای درک و فهم عمیق بازی خبری مورد بررسی بهره بردیم.یافته ها: پنج مفهوم ترول کردن، تقویت مصنوعی دسترسی، زبان عاطفی، تئوری توطئه و دو قطبی کردن مورد تمرکز توسعه دهندگان بوده اند. همچنین، افرادی که اسکوئر هارمونی را بازی می کردند پست های رسانه های اجتماعی دستکاری شده را که از تکنیک های بالا استفاده می کردند پس از بازی کمتر قابل اعتماد ارزیابی کردند، به توانایی خود در شناسایی چنین محتوایی اطمینان بیشتری حاصل کردند و تمایلی نداشتند که چنین محتواهایی را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک بگذارند.نتیجه گیری: این یافته ها به پتانسیل بازی های با تأثیر اجتماعی به عنوان رویکردی مؤثر برای مقابله با محتوای گمراه کننده، جعلی یا دستکاری کننده در فضای شبکه های اجتماعی تأکید می کند.
رسانه و ضوابط فقهی حاکم بر آن در حوزه اطلاع رسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
174 - 203
حوزههای تخصصی:
هدف: اثر اخبار در جامعه، اهمیّت وافر بحث از ضوابط در حوزه اطلاع رسانی و تعیین محدودیت هایی را در این زمینه مشخص کرده است. هدف این مقاله بررسی محدودیت های اطلاع رسانی در عرصه ارتباطات است.روش پژوهش: با روش توصیفی تحلیلی، محدودیت های اطلاع رسانی و پخش اخبار، از جمله؛ صدق و کذب، اشاعه فحشاء، تحریف در خبر، ظلم و بی انصافی و .... مورد بررسی تا بتوان احکام مرتبط با قوانین اطلاع رسانی در رسانه را بصورت بین رشته ای مورد فحص و تحقیق قرار داد. یافته ها: بی تردید رسانه و ابزار اطلاع رسانی نقش مهمی در آگاهی افراد جامعه دارد و باید ضوابط مواجهه جامعه با اخبار و اطلاعات گوناگون مطابق احکام رسانه تنظیم شود. داعی فقه رسانه ایجاد چارچوب و مجموعه مقررات پیرامون رسانه براساس فقه امامیه است. نگاه فقهی به کارکردهای رسانه باعث می شود انگارها درباره این بخش بیشتر تبیین شود. نتیجه گیری: نتایج حاصله از این تحقیق حاکی از آن است که میان فقه، رسانه و ارتباطات اشتراک در موضوع، قلمرو، اهداف و کاربرد وجود دارد و اصل اولی در اطلاع رسانی عدم انحصار می باشد تا زمانی که موجب خلل، ناامنی و مصلحت جامعه اسلامی را به خطر نیندازد و وقتی قابل انتشار است که در وثاقت خبر اطمینان حاصل شده باشد. لذا رعایت ضوابط و محدودیت ها موجب جلوگیری از خسارات جبران ناپذیری اخلاقی و حقوقی خواهد شد.
"In the Presence of the Other": Mobile Phone Technology and Insecurity in Marital Life; An Iranian Narrative Unfolding Gender Differences(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۸, Issue ۲, July ۲۰۲۴
239 - 264
حوزههای تخصصی:
This paper aims to explore how mobile phone technology shapes interactions between couples and creates a controversial atmosphere in marital life. To achieve this, we conducted 30 in-depth interviews with married individuals in Isfahan, Iran. After coding and categorizing the data using the grounded theory method, we identified "insecurity" as a core category. Feeling insecure is largely influenced by one's interpretation of their partner's "mobile phone etiquette" and "social media behavior". Insecurity manifests in four main dimensions: “emotional insecurity”, “relationship insecurity”, “individual insecurity”, and “domestic insecurity”. We noted that the marital life context, including trust and sexual satisfaction plays a crucial role in how couples perceive and interpret each other's use of mobile phones. However, gender is the most significant factor affecting individuals' perception of mobile phone, their interpretation of their spouse’s use, and their experience of insecurity as a result. This research utilizes social analysis to examine the effects of technology on family life. The research findings hold both academic and practical implications. Professionals involved in the field of family and couples' relationships can benefit from this paper to deepen their understanding of the role and significance of mobile phones in contributing to conflicts within marital life.
بازنمایی و ارائه الگوی «قهرمان» در سینمای دفاع مقدس «سینمای ابراهیم حاتمی کیا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر وسایل ارتباط جمعی منجر به تحولات بسیاری در جوامع شده اند و سینما به عنوان یک ابزار رسانه ایِ دارایِ عنصر روایت، سهم قابل توجهی در ایجاد این تحولات داشته است که از جمله آن ها، می توان به مقوله ی قهرمان سازی و قهرمان پروری توسط سینماگران در جوامع گوناگون محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی اشاره کرد. در پژوهش حاضر، تلاش شده مسیر قهرمان سازی در سینما با بهره مندی از نظریه قهرمان ووگلر ودیدگاه های بازنمایی استورات هال و سایر اندیشمندان معرفی شده و سپس با بررسی آثار سینمایی حاتمی کیا، قهرمان و قهرمان سازی، در سینمای دفاع مقدس بازنمایی شود. برای دستیابی به این هدف، پس از تعیین جامعه آماری و نمونه معرف، با استفاده از روش تحلیل محتوا (دستورالعمل کدگذاری) و تعیین مقولات و زیرمقولات، اطلاعات مورد نیاز ثبت و در نهایت توصیف و تحلیل اطلاعات جمع آوری صورت گرفته است. نتایج پژوهش حاضر، حاکی از آن است که حاتمی کیا در آثارش، عمده مولفه های قهرمان سازی را لحاظ کرده است، اگر چه از برخی مراحل کلیدی نظیر «رد دعوت» اجتناب کرده است و در برخی مراحل نظیر «ملاقات با استاد» - که منجر به حضور کهن الگوی استاد در مسیر حرکت قهرمان می شود - و «آزمون ها، متحدان و دشمنان» پرداخت ضعیف تری داشته است. حذف و پرداخت حداقلی در این مراحل منجر به کاهش قدرت و اثرگذاری درشخصیت هایی شده است که استعداد خلق قهرمان زمینی و دست یافتنی را برای جامعه داشته اند.
علل استفاده دختران جوان تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۳شماره ۶۸
235 - 262
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف علل استفاده دختران جوان تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دختران جوان 18 تا 25 ساله شهر تهران می باشد که با روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 384 نمونه انتخاب شدند. جهت محاسبه روایی از برخی از اساتید و خبرگان و ناظر به پایایی آلفای کرونباخ (92/0 = آلفا) به کار گرفته شده است. در این پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی (آزمونهای تی استیودنت و رگرسیون خطی) استفاده شده است. یافته ها نشان داد که علل استفاده از اپلیکیشن های موبایلی دینی در جامعه مورد مطالعه نسبتا مطلوب (در حد متوسط) می باشد. دو مولفه ی وفاداری و حریم خصوصی به ترتیب با میانگین 45/3 و 42/3 بیشترین علل استفاده دختران تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی و دو مولفه کارایی و محتوای کاربردی به ترتیب با میانگین 59/1 و 14/2 کمترین علل استفاده آنان از اپلیکیشن های مذکور می باشد. با توجه به نتایج ضریب رگرسیون خطی می توان اشاره نمود که از دیدگاه دختران جوانی تهرانی متغیرهای مورد بررسی به ترتیب شامل محتوای کاربردی (84/0)، کارایی (80/0)، رضایمندی (78/0)، حریم خصوصی (74/0) و وفاداری (73/0) بیشترین تاثیر مثبت و معناداری را داشتند. بنابراین طراحان اپلیکیشن های موبایلی دینی می توانند اطلاعات محصول خود را با توجه به برنامه های فراوانی با هدف پاسخگویی به نیازهای متنوّع فرهنگی و دینی مد نظر مخاطبان خود پیش بینی و برنامه ریزی کنند.
روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
229 - 193
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رواسازی و اعتباریابی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی در دانشجویان ایرانی انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع ارزشیابی بود. نمونه شامل 404 نفر، از دانشجویان استان تهران در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دانشجویان پرسشنامه های اختلال رسانه های اجتماعی، اعتیاد به اینترنت و عزت نفس را تکمیل کردند. ویژگی های روان سنجی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی از طریق آزمون تحلیل عامل تأییدی، روایی واگرا، روایی همزمان، همبستگی پیرسون و ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزار R نسخه 1/4 در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. ساختار نه عاملی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی با استفاده از تحلیل عامل تأییدی بررسی و تأیید شد (99/0=CFI، 03/0=RMSEA). در بررسی روایی ملاکی همزمان و واگرا، همبستگی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی با مقیاس اعتیاد به اینترنت مثبت و معنادار بود. همچنین رابطه اختلال رسانه های اجتماعی با عزت نفس نیز منفی و معنادار بود. ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کل مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی 94/0 و برای ابعاد آن 74/0 تا 92/0 به دست آمد. یافته ها بیانگر روایی سازه ای و پایایی قابل قبول مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی است و ساختار چندبعدی این مقیاس می تواند به منظور تشخیص اختلال رسانه های اجتماعی کمک کند.
تحلیل جامعه شناختی تحول نقاشی ایران در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
83 - 116
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تحول نقاشی ایران در دوره قاجار را از منظری جامعه شناختی مورد بررسی قرار دادیم. در این میان با بررسی سیر تحول نقاشی ایران در دوران گذار از سنت به تجدد و تأکید بر نقش دو نقاش برجسته این دوران یعنی صنیع الملک و کمال الملک، با بهره گیری از نظریه های جامعه شناسی هنر پی یر بوردیو و به طور مشخص نظریه میدان های اجتماعی و منش (هبیتاس)، در پی یافتن پاسخ مناسب به پرسش هایی از این دست بر آمدیم: آثار نقاشی صنیع الملک و کمال الملک در تعامل میان منش آنان با قواعد و منطق میدان قدرت و میدان تولید هنری از چه نسبتی برخوردار است؟ چرا به رغم تربیت مشترک (منش) کمال الملک و صنیع الملک، در نهایت کمال الملک در موضوع و سوژه مسیری متفاوت از صنیع الملک در پیش گرفت؟ آیا وقوع جنبش مشروطیت در تغییر نگرش کما ل الملک و گذر او از "هنرمند قطب وابسته" به "هنرمند قطب مستقل" تاثیر داشته است؟ بدین منظور از روش ساختارگرایی تکوینی بوردیو که رویکردی تلفیقی را دنبال می کند استفاده کرده و در نهایت پس از تحلیل آن به این نتیجه رسیدیم: کمال الملک، متأثر از انقلاب مشروطه و در واکنش به تحولات اجتماعی ناشی از آن، با گذر از «هنرمند قطب وابسته» تبدیل به «هنرمند قطب مستقل» شده و این تحول اساسی و مهم را می توان آغاز شکل گیری میدان مستقل نقاشی در ایران قلمداد نمود.
تعامل مطلوب با پیام از منظر قرآن کریم و ارائه الگوی راهبردی مطلوب در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ثمربخشی ارتباطات و تعاملات انسانی در توجه به اصول حاکم بر نحوه ارتباط می باشد که بخش مهمی از آن مربوط به تعامل مناسب با پیام و محتوای آن است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی مهم ترین ملاحظات و دستورهای قرآنی در تعامل بهینه با پیام است. بررسی سطح تأثیر پیام های دیداری- شنیداری در یادگیری مخاطبان و نحوه تعامل با این پیام ها از منظر آیات قرآن. روش پژوهش از نوع پدیدارشناسی توصیفی و شیوه تجزیه وتحلیل مطالب به روش کلایزی انجام شده است. برای این منظور خوانشی مروری بر آیات قرآن کریم انجام شد و تمامی آیاتی که به نحوی با موضوع پیام مرتبط بوده استخراج گردید. سپس داده های استخراج شده در مراحل تجزیه وتحلیل کلایزی دسته بندی و اعتبارسنجی شده و در نهایت، استنباط مرتبط از دسته های موجود، استخراج گردید. نتایج پژوهش در دو بخش کلی تعامل مطلوب با محتوای پیام و بهره مندی مطلوب از اصول حاکم بر پیام رسانی، استخراج شده است. بخش اول، خود دارای دو زیرمجموعه استقبال از محتوای پیام مطلوب در سه بخش (حیات بخش و هشداردهنده، حق نما و باطل گریز، با پشتوانه تدبیر و عقلانیت) و پرهیز از محتوای پیام نامطلوب در هشت بخش (مشکوک، بیهوده، بدون دلیل و سند، ظنی، بی پایه اجتماعی، تخریب گر، وسوسه برانگیز، غنا و موسیقی) می باشد. در بخش دوم، یازده اصل کلی حاکم بر پیام رسانی از متن آیات قرآن کریم استخراج گردیده است.
سنجش میزان سواد رسانه ای انتقادی بر اساس الگوی الیزابت تامن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳۹
222 - 175
حوزههای تخصصی:
سواد رسانه ای مجموعه ای از مهارت های قابل یادگیری است که به توانایی دسترسی، تجزیه و تحلیل ، نقد و ایجاد انواع پیام های رسانه ای اشاره دارد و یک مهارت ضروری در دنیای امروزی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان سواد رسانه ای انتقادی براساس الگوی الیزابت تامن انجام شده است . این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ شیوه پژوهش ، پیمایشی وتوصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارکنان ادارات شهرستان اردبیل در سال 1400 تشکیل داده اند که حجم آن براساس آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان و سالنامه آماری سال 1399 برابر با 10000نفراست . برای تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعداد 285 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است و روش گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد تامن (1995) صورت گرفته است. نتایج پژوهش و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss26 نشان می دهدکه بین متغیرهای جمعیت شناختی (جنسیت،وضعیت تأهل ، میزان درآمد، سن ، میزان تحصیلات) با میزان سواد رسانه ای انتقادی رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج یافته های استنباطی نشان داد که میزان سواد رسانه ای انتقادی با در نظر گرفتن متغیرهای رژیم مصرفی، شناخت ویژگی های پیام و نقد پیام در بین پاسخ گویان به پرسشنامه بزرگتر از 05%(000/1) می باشد و میانگین سواد رسانه ای در جامعه آماری پژوهش حاضر کمتر از حد مطلوب است.