حجت الله فراهانی

حجت الله فراهانی

مدرک تحصیلی: استادیار روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۱۹ مورد.
۱.

طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی مقابله با شکست عاطفی با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر، با هدف طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی مقابله با شکست عاطفی با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو صورت پذیرفت. ابتدا سبب شناسی شکست عاطفی در دو مرحله براساس دو منبع مصاحبه کیفی با افراد دچار شکست عاطفی و منابع اسلامی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بنگستون (2016) صورت گرفت و سپس اعتبارسنجی حاصل از نتایج آن انجام شد. پس از تعیین الگوی سبب شناسی، بسته آموزشی باتوجه به نتایج سبب شناسی و با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو در 14 جلسه 60 دقیقه ای طراحی شد. اعتبارسنجی بسته آموزشی با استفاده از نظرات 10 متخصص در دو بخش روایی محتوایی بسته آموزشی و سنجش امکان پذیری مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری در بخش اعتبارسنجی، متخصصان روان شناسی در شهر قم بودند که به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد در بخش روایی محتوایی بسته آموزشی، میانگین نسبت روایی محتوایی (CVR) کل جلسات در بخش اهداف برابر با 9/0 و در بخش تکنیک ها 89/0 است و میانگین شاخص روایی محتوایی (CVI) کل جلسات نیز در بخش اهداف برابر با 92/0 و در بخش تکنیک ها برابر 93/0 است و بسته آموزشی از روایی محتوایی مناسبی برخوردار است. همچنین، یافته های سنجش امکان پذیری نشان داد که بسته آموزشی با میانگین کل امکان پذیری (برابر با 83/3)، از مقبولیت، تناسب، کاربردپذیری، تقاضا، یکپارچگی، قابلیت انطباق، منابع، قابلیت اجرا و تعمیم پذیری کافی برخوردار است. نتایج حاصل از این مطالعه، بستر مناسبی جهت بررسی اثربخشی بسته آموزشی و استفاده از آن جهت کاهش نشانگان بالینی ناشی از شکست عاطفی به وجود آورده است.
۲.

مدل مفهومی عوامل طلاق مبتنی بر قرآن: تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
مقدمه و اهداف: طلاق به عنوان یکی از مهم ترین تحولات منفی در ساختار خانواده، پیامدهای گسترده ای برای سلامت روان همسران، کارکردهای عاطفی خانواده و ثبات فرهنگی اجتماعی جوامع به همراه دارد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که این پدیده با افزایش آشفتگی های روان شناختی، کاهش کیفیت زندگی و تضعیف پیوندهای عاطفی همراه است و آثار آن صرفاً محدود به زوجین نبوده، بلکه فرزندان و نظام اجتماعی را نیز دربر می گیرد. در دهه های اخیر، هم در جوامع صنعتی و هم در ایران، میزان طلاق روند افزایشی داشته و هم زمان نگرش ها و هنجارهای مرتبط با آن دستخوش تغییر شده است؛ به گونه ای که عادی شدن طلاق، کاهش قبح اجتماعی و تحول ارزش ها و انتظارات زناشویی، تصمیم گیری در این زمینه را تسهیل کرده است. ادبیات پژوهش گویای آن است که طلاق پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که از برهم کنش عوامل فردی، روان شناختی، ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی شکل می گیرد. با وجود گستردگی مطالعات، بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود یا مبتنی بر رویکردهای کمّی و اثبات گرایانه بوده اند، یا مجموعه ای پراکنده از متغیرهای مؤثر را گزارش کرده اند، بدون آنکه به ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم و مبتنی بر بافت فرهنگی دینی بپردازند. با توجه به نقش محوری دین در شکل دهی باورها، نگرش ها و الگوهای رفتاری زوجین در جوامع اسلامی و ظرفیت غنی قرآن کریم در تبیین روابط زناشویی، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از عوامل مؤثر بر طلاق براساس تحلیل محتوای کیفی آیات قرآن و روایات تفسیری انجام شده است. این پژوهش می کوشد با استخراج و صورت بندی نظام مند مفاهیم مرتبط با طلاق از متن قرآن، چارچوبی مفهومی ارائه دهد که بتواند ابعاد بنیادین و تأثیرگذار این پدیده را از منظر دینی تبیین کند و زمینه نظری لازم برای پژوهش های آتی و طراحی مداخلات آموزشی و درمانی متناسب با بافت فرهنگی دینی جامعه اسلامی را فراهم سازد. روش: این پژوهش با بهره گیری از راهبرد اکتشافی متوالی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. راهبرد اکتشافی متوالی مشتمل بر دو مرحله گردآوری و تحلیل داده هاست و برای کشف و صورت بندی مفاهیم در حوزه های کمتر مدل سازی شده کاربرد دارد. چارچوب تحلیل محتوای کیفی براساس الگوی چهارمرحله ای بنگستون شامل برنامه ریزی، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها و گزارش نتایج اتخاذ شد. در مرحله برنامه ریزی، هدف پژوهش تدوین مدل مفهومی عوامل طلاق براساس قرآن تعیین شد که واحد تحلیل شامل آیات قرآن، روایات تفسیری و فقره هایی از آنها بود. راهبرد تحلیل به صورت استقرائی و با تمرکز همزمان بر معانی آشکار و پنهان انجام گرفت. جامعه متنی پژوهش کلیه گزاره های توصیفی و تبیینی قرآن کریم و روایات مرتبط با آیات طلاق بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی و با واحد نمونه گیری «مضمون» انجام شد و فرایند انتخاب داده ها تا دستیابی به اشباع ادامه یافت. استخراج داده ها با جستجوی حوزه واژگانی مرتبط، متضاد و ناظر به زوجیت با استفاده از نرم افزارهای «جامع التفاسیر» و «جامع الاحادیث نور» صورت گرفت که درنهایت پانصد گزاره قرآنی و روایی انتخاب شد. روایات تفسیری به عنوان شواهد مؤید از منابع معتبر حدیثی استخراج و براساس معیار درجه بندی منابع حدیثی غربال شدند. تحلیل داده ها در چهار گام ازمتن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی انجام شد که شامل شناسایی واحدهای معنایی، کدگذاری، تشکیل زیرمقوله ها و مقوله ها و درنهایت دستیابی به مدل مفهومی بود. برای اطمینان از روایی و استحکام یافته ها از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و اتکاپذیری لینکلن و گوبا استفاده شد؛ همچنین توافق کارشناسان متخصص علوم اسلامی و روان شناسی درباره ساختار مقوله ها و درون مایه ها ارزیابی گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد فرایند تحلیل محتوای کیفی قرآن و روایات تفسیری از راه کدگذاری باز به استخراج ۸۵۰ کد باز انجامید. این کدها پس از ادغام واحدهای معنایی مشابه در قالب ۹۵ زیرمقوله و سپس در سطحی انتزاعی تر در ۳۳ مقوله سازمان دهی شدند. در گام بعد، مقوله ها براساس روابط معنایی، تقدم و تأخر مفهومی و نقش تبیینی آنها در منطق درونی متون در قالب سیزده درون مایه یکپارچه شدند. درنهایت مطابق مرحله «یکپارچه سازی» در الگوی بنگستون، درون مایه ها در سطح بالاتری در پنج بعد اصلی سامان یافتند که ساختار مدل مفهومی عوامل طلاق را شکل می دهد. این پنج بعد شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه است. عوامل بنیادین ناظر بر ریشه های زیرین تعارض زناشویی بوده، و بر دو محور «ازدواج نادرست» و «ناپایداری مبدأ ادراک شده» استوار است. بسترهای ادراکی به فرایندهای ناکارآمد پنداره سازی و پردازش تحریف شده مسائل زناشویی اشاره دارد که زمینه ساز کژفهمی و نارضایتی متقابل می شود. کانون بحران، ماهیت درونی فرسایش رابطه را از راه دو مؤلفه «سرخوردگی» و «دلزدگی» تبیین می کند. عوامل تعدیل گر، شامل خودفروروی، بی تفاوتی یا مداخله ناکارآمد اطرافیان و شکل گیری روابط عاطفی جایگزین، مسیر تشدید یا مهار بحران را تحت تأثیر قرار می دهند. درنهایت الگوهای مواجهه بیانگر راهبردهای زوجین در آستانه طلاق است که شامل دوگانگی، سرکشی، متارکه و اقدام به طلاق می شود. روایی مدل مفهومی با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر نُه کارشناس متخصص تأیید شد و نتایج گویای تناسب و ضرورت مطلوب تمامی ابعاد و درون مایه های مدل است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد مدل مفهومی عوامل طلاق در قرآن از پنج بعد اساسی شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه تشکیل شده است. در سطح تحلیلی پایین تر، این مدل بیانگر نُه عامل اصلی شکل گیری طلاق است که در تعامل با یکدیگر، مسیر فرسایش رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج پژوهش حاضر، همسو با مطالعات داخلی و بین المللی بر چندبعدی بودن و پیچیدگی پدیده طلاق تأکید دارد؛ با این حال، تمایز اساسی این مدل در تعیین نقطه آغاز تعارض زناشویی است. برخلاف بسیاری از الگوهای رایج که شکاف عاطفی را نقطه شروع طلاق می دانند، یافته های این پژوهش نشان می دهد ریشه های اولیه تعارض در عوامل بنیادین، به ویژه ازدواج نادرست و اختلال در نظام ادراک و معناپردازی همسران نهفته است. در این چارچوب، احساس درماندگی و دلزدگی به عنوان کانون بحران، پیامد تداوم ادراک های ناکارآمد و پردازش های تحریف شده در تعامل زوجین برداشت می شود؛ از سوی دیگر نقش عوامل تعدیل گر در تشدید یا مهار مسیر طلاق، نشان دهنده اهمیت زمینه های فردی، بین فردی و اجتماعی در تصمیم گیری نهایی زوجین است. افزون بر این، شناسایی الگوهای متنوع مواجهه با طلاق بیانگر آن است که همسران در آستانه جدایی، راهبردهای یکسانی اتخاذ نمی کنند و این تفاوت ها باید در مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار گیرد. درمجموع مدل مفهومی پیشنهادی با تأکید بر نقش باورهای بنیادین، ادراک مسئله و عاملیت اخلاقی، چارچوبی منسجم برای فهم عمیق تر عوامل طلاق فراهم می آورد و می تواند مبنایی نظری برای پیشگیری، مداخله و تصمیم گیری آگاهانه در فرایند طلاق باشد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از رساله دکتری نویسنده در گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. نویسنده مراتب سپاس خود را از اساتید راهنما و مشاور، کارشناسان متخصص و اعضای گروه روان شناسی ابراز می دارد که این پژوهش با همکاری و حمایت های ارزشمند آنها به سرانجام رسید. تعارض منافع : نویسنده اعلام می کند در تهیه و انتشار این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی، شخصی یا حرفه ای وجود ندارد.
۳.

پیش بینی شدت خودجرحی غیر خودکشی بر اساس دشواری در تنظیم هیجان، انجام رفتار هدفمند و کنترل تکانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی شدت خودجرحی غیرخودکشی بر اساس دشواری در تنظیم هیجان، انجام رفتار هدفمند و کنترل تکانه انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را زنان 18-50 سال دارای سابقه خودجرحی ساکن شهر تهران در سال 1402-1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه شکل و فرم خود جرحی (FAFSI) جنکینز و همکاران (2011) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) گرتز و رومر (2004) بود. با توجه به محدودیت اعضای نمونه و احتمال وجود هم خطی بین متغیرهای مستقل، از روش تحلیل رگرسیون ستیغی که نسبت به این محدودیت ها روشی مقاوم بود، استفاده شد. نتایج نشان داد دو متغیر دشواری در انجام رفتار هدفمند و دشواری در کنترل تکانه به صورت مثبت و نسبتا معنی داری (در سطح 05/0>p) مولفه های شدت خود جرحی را پیش بینی می کنند. با توجه به یافته ها می توان مداخلاتی را به هدف بهبود مدیریت رفتار هدفمند و کنترل تکانه به منظور کاهش شدت خودجرحی طراحی و اجرا نمود.
۴.

بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی: کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۴
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر روی مراقبان اولیه نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسانی در استان تهران است. مواد و روش ها مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی با طرح پیش آزمون/پس آزمون است. 32 زوج (مراقب اولیه و نوجوان) واجد ملاک های ورود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش (دریافت مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی توسط مراقبان اولیه) و کنترل (لیست انتظار) قرار گرفتند. در مطالعه حاضر نوجوانان هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها در دو دسته تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم مداخله بر روی مراقبان اولیه و نوجوانان جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های دشواری در تنظیم هیجان، پرسش نامه سبک ها و ابعاد فرزندپروری، مقیاس 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس، پرسش نامه پنج بعدی ذهن آگاهی، پرسش نامه رفتار تعارض و پرسش نامه کوتاه شده فشار مراقب بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس ناپارامتری چهارگانه استفاده شد. یافته ها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس ناپارامتریک حاکی از تفاوتی معناداری در سبک فرزندپروری مقتدرانه، افسردگی و اضطراب، فشار مراقب برای گروه والدین بود. علاوه براین متغیرهای مربوط به نوجوانان نیز نشانه های مانند افسردگی، اضطراب، شدت افکار خودکشی و رفتار تعارض با والدین بین گروه های آزمایش و کنترل ازنظر آماری تغییرات معناداری نشان دادند. نتیجه گیری نتایچ پژوهش حاضر نشان داد مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک فرزندپروری، نشانه های استرس و افسردگی و ذهن آگاهی در مراقبان اولیه و همچنین شدت احتمال خودکشی، نشانه های اضطراب و افسردگی و رفتار تعارض در نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسان اثربخش است. بنابراین مداخله مذکور می تواند به عنوان یک درمان مستقل یا مکمل در کنار رفتاردرمانی دیالکتیکی نوجوانان به کار گرفته شود.
۵.

ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس شفقت به خود اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۱۹
مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس شفقت به خود اجتماعی (SSCS) در دانشجویان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی و اعتباریابی بود. از میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه شاهد در فاصله روزهای 2 تا 23 تیرماه سال 1403 تعداد 274 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و علاوه بر (SSCS؛ رز و کوکووسکی، 2020)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (FNES-B؛ لیری، 1983)، مقیاس سطوح خودانتقادی (LOSC؛ تامپسون و زوروف، 2004)، و سیاهه هراس اجتماعی (SPIN؛ کانور و همکاران، 200) توسط ایشان تکمیل شد. جهت محاسبه پایایی بازآزمایی 30 نفر از افراد به فاصله سه هفته مجددا SSCS را تکمیل کردند. تحلیل عاملی تاییدی حاکی از برازش مطلوب مدل دو عاملی SSCS بود. همبستگی این مقیاس با FNES-B، SPIN، LOSC و SCS-SF، حاکی از روایی واگرا و همزمان مطلوب SSCS بود. آلفای کرونباخ برای دو عامل منفی و مثبت و نمره کل به ترتیب 76/0، 76/0 و 80/0، و پایایی بازآزمایی به ترتیب 62/0، 70/0 و 87/0 محاسبه شد. در نتیجه، نسخه فارسی SSCS، ابزاری معتبر و پایا برای ارزیابی بالینی و اهداف پژوهشی می باشد.
۶.

مروری سیستماتیک بر بازاریابی عصبی و ابزارهای آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۹
در سال های اخیر، بازاریابی عصبی و علوم اعصاب مصرف کننده به عنوان حوزه ای میان رشته ای در ایران رشد چشمگیری یافته است. مطالعه حاضر با هدف ارائه مرور سیستماتیک جامع از پژوهش های انجام شده در این حوزه، به بررسی ابزارها، روش شناسی، و روند زمانی آن ها پرداخته است. روش پژوهش شامل تحلیل ۶۰ مقاله علمی پژوهشی معتبر از سال های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۲ بود. بررسی پیشینه مقالات براساس روش Boland (2013) و غربالگری آن ها بر اساس راهنمای استانداردPrisma (2009) [1]  صورت پذیرفت. در تجزیه وتحلیل به جنبه های کلیدی چون روند زمانی انتشار، واژگان کلیدی، حوزه محرک های ارائه شده، ویژگی های حجم نمونه، نمایه های استنادی و مکان آزمایش ها پرداخته شد. یافته های اصلی نشان داد که پژوهش ها از یک سو بنیان های نظری قوی دارند؛ اما از سوی دیگر با ضعف های اساسی در جنبه های عملیاتی و رویه ای مواجه اند. بزرگ ترین چالش در تحلیل داده ها این واقعیت است که اثرات معنی دار احتمالاً توسط عوامل دیگری غیر از متغیرهای مستقل ایجاد شده است، که نشان دهنده نیاز مبرم به نظارت دقیق شرایط است. این دستورکارها نشان از اهمیت استانداردسازی شرایط فیزیولوژیکی سوژه ها قبل از آزمایش برای اطمینان از اعتبار داده هاست. پژوهش ها عمدتاً بر دو ابزار الکتروانسفالوگرام (Electroencephalography) و ردیاب چشم متمرکز بوده اند و مشکلاتی نظیر تمرکز جغرافیایی امکانات در پایتخت و کمبود انتشار در مجلات معتبر بین المللی شناسایی شد. پژوهشگران باید تلاش کنند تا رویه ها و طراحی تجربی را با جزئیات توصیف کنند تا از قابلیت بازتولید برای پژوهشگران بعدی اطمینان حاصل شود. در نهایت، این پژوهش بر لزوم گسترش همکاری های بین المللی و استانداردسازی رویه ها برای ارتقای جایگاه علمی این حوزه در ایران تأکید می کند.
۷.

سبب شناسی شکست عاطفی در متون اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
هدف پژوهش حاضر، سبب شناسی شکست عاطفی در متون اسلامی و بررسی میزان اعتبار آن بود. با توجه به هدف، ابتدا با رویکردی کیفی با استفاده از روش حوزه های معنایی به وسیله 142 واژه مرتبط جمع آوری شده، 1053 گزاره دینی با استفاده از نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع جمع آوری و در دو مرحله غربالگری صورت گرفت؛ سپس متون برگزیده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بنگستون در چهار مرحله از متن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی مورد تحلیل قرار گرفت؛ مرحله بعد به منظور حصول قابلیت اطمینان از نتایج منابع اسلامی با استفاده از معیارهای لینکن و گابا، چهار ملاک «اعتمادپذیری»، «تأییدپذیری»، «انتقال پذیری» و «اتکاپذیری» مورد بررسی قرار گرفت. جهت حصول معیار «اتکاپذیری» از 10 متخصص خواسته شد تا یافته های برگرفته از منابع اسلامی را با محاسبه «شاخص روایی محتوایی» مورد ارزیابی قرار دهند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد سبب شناسی شکست عاطفی دارای 21 زیرمقوله، 4 مقوله (خصوصیات عشق انسانی، نادیده انگاری معشوق حقیقی، شیفتگی به زندگی دنیا و شناخت های تداوم بخش) و 2 درون مایه (عوامل علّی و عوامل تداوم بخش) است. نتایج حاصل از سبب شناسی این مطالعه، بستر مناسبی برای طراحی مداخله های درمانی و بسته های آموزشی با رویکرد بومی جهت کاهش نشانگان بالینی ناشی از آن فراهم کرده است.
۸.

بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه: با توجه به این که اضطراب و تروماهای دوران کودکی مادر بر رفتار او با کودک و به ویژه سبک فرزندپروری تأثیرگذار است، بررسی تأثیر این متغیرها بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک مهم تلقی می شود. علی رغم اهمیت موضوع، رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان با میانجی گری فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 370 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی، اضطراب و استرس (آنتونی و همکاران، 1998)، فرزندپروری ذهن آگاهانه (مک کافری و همکاران، 2015)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) بود. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و R.4.3.1 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش بسیار خوبی دارد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<)، بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی رابطه منفی و معنادار (01/0 P<) و بین فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی و مشکلات درونی سازی برونی سازی نیز رابطه منفی و معناداری (01/0 P<) وجود دارد. هم چنین نتایج معادلات ساختاری نقش میانجی گر بودن در زمان حال با کودک را بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و اضطراب افسردگی کودک (041/0 P=) و بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و شکایات جسمانی کودک (066/0 P=) تأیید کرد نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، با افزایش ذهن آگاهی والدین در بافت فرزندپروری به ویژه مقوله بودن در زمان حال با کودک می توان تا حدی اثرات منفی تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان را کاهش داد.
۹.

شناسایی انتظارات روان شناختی نوجوانان از سیستم های بوم شناختی: یک مطالعه نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نظامند شناسایی انتظارات روان شناختی نوجوانان از سیستم های بوم شناختی انجام شد. با جستجو در پایگاه داده های داخلی از جمله نورمگز، ایرانداک، سیویلیکا، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پرتال جامع علوم انسانی و همچنین پایگاه داده های بین المللی همچون ساینس دایرکت، اریک، پاب مد، سیج، الزویر و گوگل اسکالر، تعداد 112 سند در بازه زمانی 2023-2015 مورد بررسی قرار گرفتند. سپس با استفاده از نشانگرهای فهرست وارسی ارزیابی پریزما، 15 سند براساس ملاک ارتباط، سودمندی و اعتبار انتخاب شدند. داده ها با روش تحلیل کیفی آلتاید انجام چهار مقوله براساس تعداد نشانگرها، شامل انتظار از خانواده با اختصاص 31 نشانگر از مجموع 77 نشانگر (26/40 درصد) شناخته شد. پس از انتظار از خانواده، مسائل اجتماعی با 22 نشانگر (57/28 درصد) و بعد از آن امور تحصیلی با 15 نشانگر (48/19 درصد)؛ و انتظارات از همسالان با 9 نشانگر (69/11) مهمترین مقوله ها بودند. این نتایج ضرورت افزایش آگاهی سیستم های بوم شناختی با انتظارات نوجوانان را برجسته می کند و براین اساس پیشنهادهایی ارائه گردید.
۱۰.

اثربخشی پارادوکس درمانی بر نشانه های اضطراب در بیماران دیابتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۸
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی پارادوکس درمانی بر نشانه های اضطراب در بیماران دیابتی بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری یک ماهه و سه ماهه بود. بدین منظور 36 بیمار دیابتی مضطرب با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. شرکت کنندگان در پژوهش پرسشنامه اضطراب بک (BAI) را تکمیل کردند. پارادوکس درمانی طی 6 جلسه، هر دو هفته یک بار برای کلیه شرکت کنندگان اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان دادند که پارادوکس درمانی موجب کاهش معنادار نشانه های در افراد دیابتی می شود. (001/0P<، 38/263F=). همچنین، در پیگیری های یک ماه و سه ماه بعد نیز شواهدی دال بر بازگشت نشانه ها مشاهده نشد. براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که پارادوکس درمانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱.

شناسایی ژست های بیانگر حالت های ذهنی از منظر علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۷
نظریه ذهن به عنوان توانایی درک حالت های ذهنی دیگران از قبیل باور ها، امیال و قصدمندی ها، و نیز درک تفاوت این حالت ها با آن چه خود فرد دارد است. نظریه ذهن جنبه مرکزی شناخت اجتماعی است و پیش نیاز کارکرد های اجتماعی است. در این میان اصطلاحاتی هستند که بیان گر حالت های ذهنی هستند. امروزه این توانایی ملاک موفقیت و یا عدم موفقیت افراد در ارتباط های اجتماعی آن ها محسوب می شود. همچنین بازیگر برای بیان احساسات نقش از ژست استفاده می کند و تماشاگر از طریق ژست بازیگر، احساسات کاراکتر را ادراک می کند. در مطالعات پیشین از طریق حالت های صدا، چشم، فیلم و چهره افراد، نظریه ذهن مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، مطالعه بدن در بیان حالت های ذهنی ازمنظر علوم شناختی است. در این مطالعه سی حالت ذهنی به صورت القایی به پنجاه بازیگر تئاتر داده شد و آن ها برای هر حالت ذهنی، یک فرم بدنی طراحی کردند. در این فرایند دو هزار تصویر از ژست بازیگران جمع آوری شد. تصاویر توسط ۳۲۱ نفر تماشاگر به صورتِ تصادفی مورد نظرسنجی قرار گرفت و از میانِ آن ها ژست هایی که بالاترین امتیاز را در این نظرسنجی دریافت کردند، انتخاب شد. پایایی و روایی تصاویر منتخب از طریق نرم افزاری که برای آزمون ذهن خوانی از طریق بدن طراحی شده بود، ارزیابی شد. این مطالعه از طریق تهیه و طراحی آزمون و اجرای آزمون و تحلیل و ثبت نتایج آزمون به نتایج زیر رسید. با توجه به نتایج آماری مشخص شد که بدن توانایی انتقال حالت ذهنی را دارد. ما می توانیم از فرم بدن افراد، به حالت های ذهنی آن ها پی ببریم. سی حالت بدنی براساس حالت های ذهنی «هدف» در مطالعات بارون کوهن، مشخص شد. ارتباط میان ذهن خوانی از طریق بدن با ذهن خوانی از طریق چشم مورد ارزیابی قرار گرفت. تصاویر منتخب جهت طراحی آزمون ذهن خوانی از طریق بدن شناسایی و روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. بانک ژست هایی از زبان بدن/ شناخت بدنمند شناسایی شد. در این پژوهش اولین بانک تصاویر بیان گرِ حالت های ذهنی از طریق بدن بازیگران تهیه و طراحی شد. در درک حالت های ذهنی، زنان عملکرد بهتری نسبت به مردان دارند. بدن نسبت به چشم ها، در بیان حالت های ذهنی از گویایی بیشتری برخوردار است.
۱۲.

Investigating Types of Advertising Appeals and Cognitive and Emotional Processes of Sport Consumers in Neuromarketing: A Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
Advertising costs billions for many industries, including the sports industry, but many fail to accomplish their goals for various reasons. Poor advertising is caused by ignorance of the customer's needs. Neuromarketing made companies more aware of their clients and target market and examines unconscious responses to commercials and products, unlike traditional marketing. Knowing these factors helps companies build ads more accurately and cheaply. This research aims to conduct a systematic analysis of valid experimental tests in the field of neuromarketing. Specifically, we will focus on studies that utilize electroencephalogram and eye tracker to investigate advertising appeals and the cognitive and emotional processes of consumers. The objective is to analyze the data from these papers. To conduct an analysis, we will examine the number of publications per year, the publishers involved, the keywords employed, the methods utilized, the gender of participants, the issue of advertising stimulation, the style of advertising attractiveness, and the emotional and cognitive processes included. Our literature review was based on the Boland method (2017). A keyword search yielded 171 publications, which we refined using the Prisma standard guide (2009). This identified 43 English Scopus empirical studies from 2008 to 2023, which we categorized and sorted. Although the sports industry has smaller turnover than others, it can provoke powerful emotions and attract many people. Due to the specific nature of sports, emotive ads work better than others. According to the findings, the use of the eye tracking system is expanding. Among the cognitive and emotional processes, it was found that attention is used more than other processes.
۱۳.

ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان : نقش میانجی گر خلق منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۳
زمینه: ذهنی سازی یک عامل کلیدی در عملکرد اجتماعی و سلامت روان است. با این حال، تأثیر آن بر بهزیستی و رضایت جنسی اخیراً توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از آنجای که بین ذهنی سازی سبک های دلبستگی و تنظیم هیجانی اثرات متقابلی وجود دارد بررسی ذهنی سازی با حالت های خلقی و رضایت جنسی یک ضرورت پژوهشی برای انجام تحقیقات در این حوزه و یک ضرورت تجربی برای استفاده از مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان با توجه به نقش میانجی خلق منفی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر وش یک مطالعه مقطعی (توصیفی- همبستگی) که به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری را کلیه دانشجویان متاهل زن دانشگاه های تهران در سال 1400-1401 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 637 نفر از دانشجویان زن متأهل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس های ذهنی سازی (فوناگی، 2016)، مقیاس اضطراب و افسردگی و استرس (لوی باند، 1995) و مقیاس رضایت جنسی (مستون، 2005) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS.22 و AMOS.24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرون نشان داد که بین ذهنی سازی (مؤلفه اطمینان) با رضایت جنسی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). بین ذهنی سازی (مؤلفه عدم اطمینان) و خلق منفی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی برازنده با داده هاست و مؤلفه عدم اطمینانبه صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق خلق منفی بر رضایت جنسی زنان تأثیر می گذارد. همچنین ضریب استاندارد غیرمستقیسم مؤلفه اطمینان به رضایت جنسی از طریق خلقی منفی معنی دار بود. نتیجه گیری: این پژوهش با مدل های پاسخ جنسی زنان مطابقت دارد و حمایت اولیه از پیوند حالت خلقی و رضایت جنسی را نشان می دهد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رضایت جنسی پدیده تک علتی نیست و برای درمان آن بایستی از متغیرهای فراتشخیصی (ذهنی سازی و تنظیم هیجانی) نیز استفاده کرد.
۱۴.

انطباق و ساختار عاملی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی در افراد متأهل ایرانی در سال 1401- 1402(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
اهداف این پژوهش با هدف بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی در جمعیت ایرانی انجام شد. با وجود اهمیتی که ذهن آگاهی جنسی در رابطه رضایت بخش جنسی زوجین ایجاد می کند. ابزار مناسبی برای جهت سنجش این مؤلفه در جمعیت ایرانی وجود ندارد. ازاین رو برخورداری از مقیاسی روا و معتبر برای سنجش این سازه در پژوهش ها ضروری به نظر می رسد. مواد و روش ها این پژوهش از نوع مقطعی بود که در سال 1401-1402 و شامل 366 فرد متأهل بود. برای بررسی اهداف پژوهش از پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی، ذهن آگاهی صفتی و پرسش نامه کارکرد جنسی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از SPSS نسخه 25و نرم افزار AMOS استفاده شد. در بخش آمار توصیفی میانگین و انحراف استاندارد، فراوانی و همبستگی استفاده شد. همچنین در بخش آمار استنباطی از تحلیل رگرسیون تحلیل عاملی تأییدی گزارش شد. یافته ها نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد همسو با نسخه اصلی این پرسش نامه از دو عامل آگاهی و عدم قضاوت تشکیل شده است. یافته های بخش روایی همگرا نشان داد این پرسش نامه با کارکرد جنسی و ذهن آگاهی صفتی همبستگی مثبت و معنی دار داشت. میزان آلفای کرونباخ برای آگاهی جنسی برابر با 0/83 و برای عدم قضاوت برابر با 0/71 بود. نتیجه گیری نسخه فارسی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی از ویژگی های روانسنجی مناسبی برخوردار است. نسخه فارسی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی را می توان در زمینه های تحقیقاتی و بالینی مربوط به کارکرد جنسی و ذهن آگاهی به کار برد. همچنین، درمان گران برای بهبود کارکرد جنسی مراجعین بهتر است به ذهن آگاهی جنسی به عنوان یک عامل مهم توجه و برای اهداف درمانی می توانند از این ابزار استفاده کنند.
۱۵.

روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۳۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی رواسازی و اعتباریابی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی در دانشجویان ایرانی انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع ارزشیابی بود. نمونه شامل 404 نفر، از دانشجویان استان تهران در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دانشجویان پرسشنامه های اختلال رسانه های اجتماعی، اعتیاد به اینترنت و عزت نفس را تکمیل کردند. ویژگی های روان سنجی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی از طریق آزمون تحلیل عامل تأییدی، روایی واگرا، روایی همزمان، همبستگی پیرسون و ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزار R نسخه 1/4 در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. ساختار نه عاملی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی با استفاده از تحلیل عامل تأییدی بررسی و تأیید شد (99/0=CFI، 03/0=RMSEA). در بررسی روایی ملاکی همزمان و واگرا، همبستگی مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی با مقیاس اعتیاد به اینترنت مثبت و معنادار بود. همچنین رابطه اختلال رسانه های اجتماعی با عزت نفس نیز منفی و معنادار بود. ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کل مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی 94/0 و برای ابعاد آن 74/0 تا 92/0 به دست آمد. یافته ها بیانگر روایی سازه ای و پایایی قابل قبول مقیاس اختلال رسانه های اجتماعی است و ساختار چندبعدی این مقیاس می تواند به منظور تشخیص اختلال رسانه های اجتماعی کمک کند.
۱۶.

بررسی ماهیت بدنمند اختلال شخصیت زدایی-واقعیت زدایی: مرور فرا...ی یک مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۸۶
این بررسی با هدف گردآوری پژوهش های انجام شده در باب وضعیت بدنمندی در اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی انجام شد. پژوهش حاضر به صورت یک مرور فراگیر به منظور یافتن تمامی داده های مرتبط صورت گرفت. جستجو ها در پایگاه های داده ی d، پاب مد، وب آو ساینس و اسکوپوس n انجام شده و با جستجوی کلیدواژه ها ی بدنمندی، سیگنال های درون بدنی، شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی و مطالعه ی مروری تعداد مقالات بالقوه مرتبطی که در تمام پایگاه های مورد نظر در فاصله میان سال 2010 تا 2023 یافت شد بیش از 700 عنوان بود. معیار انتخاب مقالات پرداختن به اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی با رویکردی بدنمند بود که پس از بررسی عنوان ها، چکیده ها و متن مقالات، نهایتا تنها 10 مقاله به عنوان مقالات بااهمیت و دارای شرایط ورود براساس پرسش مطالعه ی حاضر، با استفاده از چک لیست «مرور مقالات و مرور نظام مند» و «چک لیست آماده سازی و ارزیابی مقاله مروری» حائز ملاک های ورود به پژوهش بودند. عنوان نمونه های اصلی ا. شواهد به دست آمده از 10 به دقت گزینش شده نشان می دهد که ... ببخشد. بیشتر پژوهش ها بر مفهوم کارکرد نامناسب حس درون بدنی به عنوان عامل اصلی اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی متمرکز بودند. براساس این پژوهش ها دقت حس درون بدنی در اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی تغییر نمی کند. در عوض عواملی مانند جلوگیری از واکنش فرد به موقعیت و اجتناب فرد در همدلی کردن با دیگران باعث اختلال در ترکیب و ادغام سیگنال های درون بدنی در مفهوم فرد از خویشتن می شود. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که افراد دارای اختلال شخصیت زدایی/
۱۷.

Clustering somatic symptoms based on psychological risk factors(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۶۲
Objective: Somatic symptoms consist of a wide range of symptoms and until yet clustering them has been very challenging for researchers and therapists. The present study aims to explore underlying psychological factors of various functional somatic symptoms and determine if there are any similarities or differences in these factors that could help classify these symptoms as one syndrome or discrete ones. Method: This study adopted an association rule mining method based on data mining. 643 participants were recruited using a convenience sampling technique. Data were collected using the checklist of somatic symptoms (Lacourt et al., 2013), Attachment Questionnaire (Hazan & Shaver, 2017), Defense Style Questionnaire (Andrews et al., 1993), and Levels of Emotional Awareness Scale (Lane, 2006). Results: Cognitive, gastrointestinal, and fatigue symptoms are related more to immature defense mechanisms. Musculoskeletal, respiratory, and cardiac symptoms are associated with neurotic defenses. Fatigue symptoms are associated with ambivalent attachment and musculoskeletal symptoms are related more to avoidant attachment. Indeed, it could be said that there are two clusters of somatic symptoms, one of which is attachment and the other is defense mechanisms. This supports the splitters’ view about somatic syndromes. Conclusions: These findings show various types of somatic symptoms have qualitatively different risk factors. Our findings imply that psychotherapists should consider the kind of syndromes a patient has and their underlying psychological predispositions to manage the problem better.  
۱۸.

بررسی روایی و پایایی پرسشنامه فرزندپروری یانگ (نسخه سوم) در نمونه ای از نوجوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۳۳۴
زمینه: تجارب نامطلوب دوران کودکی تأثیر مهم و دائمی بر سلامت و رفاه طولانی دوران زندگی دارند و ارتباط نزدیکی با تشکیل طرحواره های ناسازگار اولیه دارند. برای بررسی دقیق نقش روابط والد-کودک در این فرآیند، پرسشنامه فرزندپروری یانگ طراحی شد و از طریق نسخه های بعدی بهبود یافت. هدف: پژوهش حاضر، با هدف تعیین روایی و پایایی نسخه سوم پرسشنامه فرزندپروری یانگ در نمونه ای نوجوانان شهر تهران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودندکه از میان آن ها به شیوه در دسترس 922 نفر انتخاب شدند. روایی همگرا و واگرا با استفاده از پرسشنامه های پذیرش-طردوالدین (خالق و روهنر، 2002)؛ دلبستگی به والدین-همسالان (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) افسردگی، اضطراب، استرس (لاویباند و لاویباند، 1995)، شرم درونی (کوک، 1993)، بهزیستی روانشناختی (ریف، 1995) و قدردانی (مک کالوک و همکاران، 2002)، ارزیابی شدند. پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، امگا، همبستگی بین آیتمی و دوبار اجرا اندازه گیری شد. یافته ها: همبستگی بین پرسشنامه فرزندپروی یانگ با پرسشنامه پذیرش و طرد والدینی و پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان، پرسشنامه شرم درونی، و آیتم های افسردگی، اضطراب و استرس در پرسشنامه DASS همبستگی مثبت، و با پرسشنامه بهزیستی روانشناختی، پرسشنامه قدردانی همبستگی منفی داشت. نتایج آلفای کرونباخ برای کل سؤالات مربوط به پدر 94/0 و برای مادر 93/0 گزارش شد. نتایج بازآزمون نشان می داد که همبستگی بازآزمون 92/0 است که نشان دهنده ثبات در بازه زمانی بوده است. نتیجه گیری: نسخه سوم پرسشنامه فرزندپروری یانگ، دارای روایی و پایایی خوبی برخوردار بود. بدین خاطر، امکان استفاده از آن، با رعایت احتیاط های علمی، در گستره پژوهشی مرتبط با نوجوانان و گستره بالینی نوجوانان، فراهم شده است. هر چند پژوهش های آتی با پشت سر نهادن محدودیت های پژوهش کنونی، دورنمای بهتری از شرایط پرسشنامه را در جامعه ایران آشکار خواهند نمود.
۱۹.

Effective Common Emotional Schemas in Iranian Adults with Generalized Anxiety Disorder: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
Objective: There is evidence that emotion plays a role in explaining generalized anxiety disorder, and on the other hand, dysfunctional emotional schemas are different in various psychopathological disorders, but few studies have addressed this issue. Therefore, the purpose of this study was to qualitatively investigate emotional schemas in Iranian patients with generalized anxiety disorder.Research Methodology: For this purpose, 16 patients with generalized anxiety disorder in Mashhad, Iran were interviewed and their responses were qualitatively clustered to extract their emotional schemas and subthemes related to each emotional schema. A semi-structured interview was conducted to investigate patients' perspectives on emotion and their 14 emotional schemas. Patients' statements were transcribed and analyzed through comparative-inductive thematic analysis and coding. They were then categorized into main themes and subtheme naming was done in consultation with experts.Findings: The findings showed that four emotional schemas of validation, duration, uncontrollability, and extreme rationalization are more involved in patients with generalized anxiety disorder and 12 subthemes including mentalized emotional insecurity, desocialization, somatization, significance, uncertainty intolerance, unpredictability threat, extreme emotional perfectionism, continuity of catastrophic thinking, trait anxiety, superiority of others, emotional avoidance, emotional inflexibility, and extreme approval led to the creation and continuation of generalized anxiety disorder symptoms.Conclusion: Therefore, addressing these 4 emotional schemas in patients with generalized anxiety disorder with a greater focus on the validation schema, which is more pervasive, can increase treatment efficacy. In addition, we can focus on them in educational and preventive protocols, not just intervention protocols.
۲۰.

تاثیر درمان فراشناختی- تحلیلی بر توانمندی من پرستاران دچار اضطراب و افسردگی بخش های کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۲۷
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر درمان فراشناختی - تحلیلی بر توانمندی من پرستاران دچار اضطراب و افسردگی بخش های کووید-19بود.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش تک آزمودنی نیمه آزمایشی(کمی) از نوع A-B است. جامعه آماری، پرستاران مبتلا به اختلال اضطراب و افسردگی مراجعه کننده به مراکز روانشناختی شهر زاهدان بودند. 3 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند و به مدت 10 جلسه تحت مداخله قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی توانمندی من استفاده شد. از تحلیل دیداری درون موقعیتی و بین موقعیتی برای تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که داده های دو مرحله ی خط پایه و مداخله از ناهمپوشانی مناسبی برخوردارند. تایو-یو برای سه شرکت کننده به ترتیب (93/0، 82/0، 82/0)، هجز–جی به ترتیب (73/1، 5/1، 84/0) و نمره شاخص تغییر پایا به ترتیب (6/117، 96/21، 9/55) به دست آمد، که افزایش نمرات با اندازه اثر بالا و تغییر قابل اطمینان را نشان می دهد.نتیجه گیری: درمان فراشناختی تحلیلی بر توانمندی من پرستاران تاثیر دارد. به مدیران مراکز بهداشتی-درمانی و روانشناسان توصیه می شود، که درمان فراشناختی تحلیلی را در برنامه های پیشگیری و درمان مشکلات روانشناختی افراد بخصوص پرستاران، مد نظر قرار دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان