ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۴٬۹۴۹ مورد.
۱۲۱.

مقایسه اقانیم ثلاث و مراتب هستی از دیدگاه فلوطین و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلوطین ملاصدرا احد عقل نفس ماده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
سوال برانگیز ترین مسئله ای که در طول سده های مختلف ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده این است که موجودات متکثر با چه ترتیبی پا به عرصه هستی گزارده اند و آیا شکل گیری عالم به نحو صدفه و اتفاق بوده یا براساس سلسله مراتبی خاص؟ و پاسخگویی به چگونگی پیدایش مراتب هستی یکی از نخستین دغدغه های هر فیلسوفی است. فلوطین یکی از فیلسوفان یونان بوده که برای بیان مراتب هستی اصطلاح اقانیم را به کار برده است. اقانیم جمع اقنوم است که آن را به جوهر و اصل معنا کرده اند و نقشی اساسی در فلسفه فلوطین دارد در دیدگاه او سه اقنوم اصلی مطرح شده که عبارتند از: احد، عقل و نفس که به ترتیب نخستین مراتب عالم را تشکیل می دهند. ملاصدرا نیز در بیان مراتب هستی به این سه مرتبه تصریح کرده است؛ لیکن علی رغم وجود شباهت های بسیار، تفاوت های چشمگیری با دیدگاه فلوطین دارد. در واقع شباهت این دو نظریه تنها در چهارچوب آنهاست اما در احکام هر مرتبه تفاوت های بی شماری دیده می شود. ملاصدرا با اشراف کاملی که به دیدگاه فلوطین داشته این دیدگاه را پرورانده و به تکامل رسانده و از آن نظریه ای بدیع ساخته است حال ما در نوشتار حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی گردآوری شده برآنیم ضمن بیان مراتب هستی از دیدگاه هر دو فیلسوف و بررسی دقیق موارد مشابه و متفاوت احکام هر مرتبه، منحصر به فرد بودن دیدگاه صدرا را به اثبات رسانیم.
۱۲۲.

تأثیر آموزش به شیوه قصه گویی بر خلاقیت و رشد کلامی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قصه گویی خلاقیت رشد کلامی آموزش دانش آموزان ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش به شیوه قصه گویی بر خلاقیت و رشد کلامی دانش آموزان دوره ابتدایی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر عبارت از کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی شهر زواره در سال تحصیلی1400-1401 و حجم نمونه دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل است که از طریق روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور دستیابی به داده های کمی بر اساس متغیرهای پژوهش از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1368) و پرسشنامه رشد کلامی حسن زاده و مینایی(1380) استفاده شد و مداخله با ارائه هشت جلسه 45 دقیقه ای(هرهفته 3 جلسه) آموزش به شیوه قصه گویی به گروه آزمایش انجام شد. تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss و آزمون کوواریانس صورت گرفت. یافته های تحقیق حاضر نشان داد، آموزش به شیوه قصه گویی موجب افزایش 42 درصدی خلاقیت دانش آموزان و 53 درصدی رشد کلامی آنان می شود. بر این اساس پیشنهاد می شود معلمان دوره ابتدایی از روش های مختلف قصه گویی در فرآیند تدریس استفاده کنند.
۱۲۳.

اهمیت روش آموزش محور دانش منطق و معرفت شناسی نوصدرایی برای تعریف اصطلاحات علمی؛ موردپژوهی تعریف اصطلاح «تکنولوژی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعریف تکنولوژی شناخت معرفت شناسی منطق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: جامعه دانشگاهیان پدیده تکنولوژی با این مسئله مزمن مواجه هستند که از تکنولوژی تعریف دقیق، جامع و واحدی نشده است و حتی برخی شان دستیابی به چنین تعریفی را غیرممکن یا بی فایده دانسته اند. هدف این پژوهش انتخاب راهی برای حل این مسئله و تولید دانش جدید در مبحث تعریف تکنولوژی است. برای دست یابی به این هدف از این مسئله سه پرسش مطرح شد: پرسش اصلی: «آیا می توان به تعریف دقیق، جامع و واحدی از تکنولوژی دست یافت؟». پرسش های فرعی: 1) «دانش منطق چگونه نواقص تعاریف قبلی و فعلی تکنولوژی را کشف و ارزیابی می کند ؟» 2) «دانش منطق چگونه به تعریف دقیق، جامع و واحدی از تکنولوژی دست می یابد؟».روش: ابتدا با پیمایش های اینترنتی پژوهش های مناسب انتخاب شدند. سپس تعاریف مختلف تکنولوژی با قواعد تعریف در دانش منطق و معرفت شناسی اسلامی شیعی اثنی عشری نوصدرایی و استدلال قیاسی، ارزیابی و ارزشیابی شده و پاسخ ها معلوم گردید. در آخر تعریف جدیدی ارائه شد که فاقد نواقص تعاریف قبلی و منطبق با ضوابط دانش مذکور است.یافته ها: اثبات شد که امکان رسیدن به تعریف دقیق، جامع و واحد تکنولوژی از راه مبناگرایی وجود دارد.نتیجه گیری: این یافته ها می توانند در رفتار نگرشی، اجتماعی، آموزشی و یادگیری تمام ذی نفعان تکنولوژی پس از فهمیدن این نکته که پدیده تکنولوژی چیزی جدای از وجود خود انسان نیست، تغییرات مثبتی در جهت وحدت گرایی و بهره برداری های مثبت، ایجاد کند. 
۱۲۴.

بررسی چالش ها وکارکردهای معرفت شناسی دینی از دیدگاه پلانتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معرفت شناسی باور دینی چالش های علم دینی کارکردهای علم دینی آلوین پلانتینگا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۳
تعریف ها و دیدگاه های گوناگونی درباره علم دینی، نشان دهنده تنوع فکری دراین باره است. نظریه علم دینی، معرفت شناسی اصلاح شده یا معرفت شناسی باور دینی آلوین پلانتینگا به عنوان یکی از نظریه های برجسته در این حوزه در محافل علمی غرب و شرق توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است. نهادینه شدن این نظریه می تواند به ایجاد تحولی سترگ در سطح جهانی بینجامد. پژوهش پیش رو، به شیوه تحلیلی _ توصیفی و مطالعات اسنادی، به بررسی چالش ها و کارکردهای نظریه معرفت شناسی باور دینی (اصلاح شده) آلوین پلانتینگا پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد چالش هایی مانند تقابل علم دینی با علم الحادی، نهادینه شدن طبیعت به جای خلقت، چالش مبناگرایی کلاسیک، چالش قرینه گرایی، چالش داستان تکاملی حیات، چالش تجربه گرایی، در حاشیه بودن دین و استقرار علم بر مبانی تفکر الحادی، ازجمله چالش ها و موانع اصلی در راه تحقق علم دینی هستند. کارکردهای این نظریه هم دربردارنده رویکرد حداکثری به دین، منبع شدن علم در تولید دین، گستردگی باورهای پایه (بدیهی)، شکست تحدید علم، توسعه توجیه باورهای معرفتی، رونق دوباره مسیحیت و توسعه احکام عقل است. با رفع چالش های یادشده و تحقق کارکردهای مزبور، زمینه برای حاکمیت دوباره دین در امور گوناگون اجتماعی فراهم می شود. این پژوهش، بر اهمیت این نظریه به عنوان راهکاری برای روبه روشدن با چالش های معاصر و بهره برداری از فرصت های پیش رو تأکید می کند.
۱۲۵.

بررسی دوسویه «آگاهی کلی» و «تألم وجودی» در ارجاع به خودشناسی بر مبنای فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفی زیستن علیت نارضایتی علم حضوری خودسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
نظریه «خودشناسی» از جمله اندیشه های بنیادین در فلسفه ملاصدرا است که توأمان نگرش های فلسفی و بینش های عرفانی او را پیوند می زند. در این باره، می توان در رابطه با ضرورت و اهمیت خودشناسی ذیل پروژه «فلسفی زیستن» نیز تأمل کرد؛ بر همین اساس، پرسش مقاله این است که خودشناسی چه نسبتی با فلسفی زیستن دارد؟ یا به عبارت بهتر، چگونه مقوله های مهم فلسفی و امور زندگی روزمره می توانند فلسفه پژوه را به سوی الزام به خودشناسی سوق دهند؟ فرضیه مقاله نیز این است که اساساً، خودشناسی را باید بنیاد و شرط اقدام به زیست فلسفی به حساب آورد. در این میان، دو مقوله بیش از همه ضرورت و اهمیت این موضوع را آشکار می کنند؛ یکی، آگاهی های کلی و دیگری، تألمات وجودی. دو سویه «آگاهی کلی» و «تألم وجودی» نه فقط پدیده خودشناسی را ضرورت می بخشند، بلکه توأمان موجب قوام آن نیز می شوند؛ آگاهی کلی به مثابه یک جنبه معرفتی، از آن نظر که ماهیت آگاهی همواره به هستی مدرِک حواله می دهد و اینکه حقیقت آگاهی نیز فقط در بستر خودشناسی و برای خود-شناخته آشکار می شود و تألم وجودی به مثابه یک جنبه روانی، از آن نظر که ماهیت تألم همواره در تجربه بی واسطه من پناه می گیرد و در بستر آن است که حضور من که بایسته تحقق آرامش در زیست فلسفی است، محقق می شود.
۱۲۶.

فهم دیگری و بیناسوبژکتیویته: سارتر و مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دیگری بیناسوبژکتیویته آگاهی بدن مندی سارتر و مرلوپونتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
در زمانه کنونی ما، گفتمان قدرت و دیگری سازی چنان بر روابط بیناسوبژکتیویته سیطره یافته است که به تمام لایه های زندگی اجتماعی، سیاسی، دینی و حتی زیست ساده انسان نفوذ کرده است. سیطره چنین نیرویی چنان گسترده و پیچیده شده است که گویی نیروی محرکی جز آن در زندگی انسان معاصر وجود ندارد. به نظر می رسد در تعریف دیگری و روابط بیناسوبژکتیویته با نوعی آپوریا روبه رو هستیم که در آن، رابطه سوژه با دیگری کماکان مبهم و پیچیده است. بر پایه این خطوط، ضروری است تا پژوهش های جدید با جدیت و اهمیتی بیشتر، مناسبات بیناسوبژکتیویته معاصر و وجوه مختلف مفهوم دیگری در آن را بررسی کنند. سارتر و مرلوپونتی از مهم ترین متفکرانی هستند که روابط بیناسوبژکتیویته را تحلیل و جایگاه و نقش دیگربودگی را در این روابط برجسته کرده اند. مدعا و یافته اصلی پژوهش حاضر این است که روابط ما با دیگری بر تنشی متعادل میان روابط تأملی و پیشاتأملی، تعارض و تعامل، حفظ فردیت و انحلال مرزهای میان خود-دیگری متکی است. این تنش ها پیش از آنکه مفاهیمی برساخت گرایانه باشند که نیازمند تدبیر و چاره باشند، صرفاً جنبه های ذاتی روابط بیناسوبژکتیویته هستند. کنش بیرونی و ساختار جبری نهادها و گفتمان قدرت و نقش ویرانگر آن ها در منقادسازی سوژه را نمی توان نادیده گرفت؛ اما هم زمان با عدول از برخی از تفاوت های سوژه و دیگری و تمرکز بر عاملیت و کنش گری سوژه، ضروری است تا جهت یابی جریان ها و رویدادهای بیناسوبژکتیویته را آمیزه و ملغمه ای از این دو رویکرد دانست.
۱۲۷.

بررسی رویکرد پدیدارشناسی به مسئله «معرفت به اذهان دیگر» از منظر حکمت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی شناخت اجتماعی همدلی بدنمندی علم حضوری علم حصولی احتمال معرفت شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۶
چگونگی «معرفت به اذهان دیگر» یکی از بحث برانگیزترین مباحث علوم شناختی، اجتماعی و معرفت شناختی است. پدیدارشناسان همانند مکتب رقیب خود، یعنی فلسفه تحلیلی کوشیده اند پاسخ درخوری به این مسئله بدهند. ایشان برخلاف فلاسفه تحلیلی بر این باورند که هیچ شکاف و دوگانگی میان ذهن و بدن انسان وجود ندارد. ذهن آدمی بدنمند بوده و منویات ذهنی وی بر بدن او که عرصه تجلیات ذهن است، بدون نیاز به هیچ گونه استدلال و تلاش نظری، با روش «همدلی» قابل دسترسی مستقیم و بی واسطه است. این پژوهش کوشیده است با روش «کتابخانه ای» این دیدگاه را توصیف و تبیین نماید و با روش «تحلیلی انتقادی» دیدگاه مزبور را از منظر حکمت اسلامی ارزیابی کند و در پایان، به این نتیجه دست یابد که از منظر حکمت اسلامی، برخلاف نظر پدیدارشناسان، علم اکثر قریب به اتفاق انسان ها به اذهان دیگر از نوع علم حصولی و باواسطه بوده که نیازمند استدلال و تلاش فکری است. در این عرصه، فاعل شناسا به پشتوانه نظریه «احتمال معرفت شناختی» می تواند به کمک باورهای پیش زمینه ای و شناخت های پیشین خود که نسبت به انسان، جهان اجتماعی و شخص مورد نظر تحصیل کرده است و همچنین داده های معتبری که از راه قرائن موجود به دست می آورد، به درجه قابل اتکایی از معرفت دست یابد و تا ورود داده های جدیدتر با درجه احتمال بالاتر به آن ملتزم باشد.
۱۲۸.

بررسی واقع نمایی مشاهدات این جهانی در تجربیات نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه نزدیک به مرگ مشاهدات آگاهی این جهانی عینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۱
تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهداتی با سنخ تجربه گری ویژه اند که فراتر از ابزارهای همگانی و در دسترسِ مادی، تصویری از حالات انسانِ در آستانه [بازگشته از] مرگ را نشان می دهند. این مشاهدات، از قابلیت راستی آزماییِ معرفت شناختی برای دستیابی به وثاقت معرفتی برخوردارند. هدف این مقاله، نقادی تحلیل فیزیکالیستی مبتنی بر توهم انگاری تجارب بیرون از بدن است. در این میان، گونه شناختِ مشاهدات در تجربه های بیرون از بدن و گزارشی از منابع موجود با تاکید بر مشاهدات این دنیایی بیان شده است. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای و داده پردازی مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی طراحی شده است. در این پژوهش نشان داده خواهد شد که مشاهدات گزارش شده در این تجربه ها، به دو دسته سابجکتیو (آن جهانی) و آبژکتیو (این جهانی) قابل تقسیم اند. شفافیت تفکر، تجربه های فرازمانی، سرعت انتقالات تجربه گری، و داشتن تجربه های نوین فرامادی از ویژگی های دسته نخست از مشاهدات آن جهانی است. ادراکات فرابدنی و مشاهده رخ دادها و اتفاقات عینی روزمره از اوصاف مشاهدات این جهانی به شمار می روند. در این مقاله ضمن گزارشی از پژوهش های معتبر در خصوص مشاهدات این جهانی، بر پایه چهار رویکرد، توهم انگاری تجربه های نزدیک به مرگ مورد نقد قرار گرفته است. عینیت گزارش ها، تعدد اشتراکات، تجرد نفس و مساله آگاهی از مهم ترین تکیه گاه های این رویکردهای چهارگانه اند. با توجه به کاهش یا متوقف شدن سطح فعالیت های مغزی در تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهدات ناظر بر رخ دادهای این دنیایی، قابلیت اعتبارسنجی معرفتی دارند.
۱۲۹.

غایت شناسی ارسطو در تبیین های زیست شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تبیین زیست شناسی خودانگیزش تصادف ضرورت غایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۲
«غایت»(تو هو هِنِکا، το ̔ο ̔ενεκα) در فلسفه ارسطو چنان اهمیتی دارد که فهم سایر آموزه های او نیز در گرو درک درست و کامل آن است. تا کنون پژوهش های بسیاری توسط پژوهشگران در باب این آموزه انجام شده اند و غایت شناسی ارسطو در آثارش و در ارتباط با آموزه های مختلف او بررسی شده است. این پژوهش مشخصاً زیست شناسی ارسطو را بررسی می کند و مهم ترین مسأله ای که دنبال می کند این است که آیا از نظر او امکان حذف غایت از تبیین های زیست شناختی وجود دارد. برخی از اسلاف ارسطو معتقد بودند این امر امکان پذیر است و عواملی همچون «تصادف» و «ضرورت» می توانند توجیه گر پیدایش های زیستی باشند. ارسطو اما در مخالفت با آن ها نشان می دهد غایت از تبیین های زیست شناختی حذف شدنی نیست و بنابراین، تبیینی غایت شناسانه از پیدایش موجودات زنده و اندام های آن ها ارائه می دهد. این پژوهش تلاشی است برای تشریح این تبیین غایت شناسانه و نشان دادن اینکه ارسطو بر چه اساسی پیدایش جانوران و اندام های آن ها را غایتمند می داند.
۱۳۰.

چگونه طرح نقد هنری از نقد قوه حکم کانت ممکن است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیباشناسی نقد قوه حکم نقد هنری کانت ایده زیباشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
می گویند نقد قوه حکم بیشتر درباره زیبایی طبیعی و کمتر درباره زیبایی هنری است. حتی برخی می اندیشند کمتر درباره فلسفه هنر است و کمتر و کمتر درباره نقد هنر. نشان هایی که کانت از طریق سرنوشتارهای نقد سوم مستقیم به ما می دهد همین تلقی را به وجود می آورد؛ مطلبی با عنوان نقد هنر وجود ندارد. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی با اتکا به آرای برنهام نشان می دهیم نوع خاصی از نقد هنری را می توان از این اثر کانت بیرون کشید. نقد سوم را روی شانه های بحث ایده های زیباشناختی و نبوغ می توان نشاند. اثر هنری را از دریچه ارتباط با مباحث تاخورده درون ایده های زیباشناختی می توان نگریست. مباحثی همچون ذوق به معنی صرفاً صورت زیبا را دریافت کردن، ژانر به معنی مفهوم اثر را غایت پنداشتن، مضمون یعنی ایده عقلانی را محتوای اندیشیدنی در نظر داشتن، روح اثر را بر مبنای ایده زیباشناختی سنجیدن و نمادگرایی و استعاره را در نقد هنری گنجاندن، می توان مدنظر قرار داد. نقد باید بر ارزشی واحد استوار باشد. به نظر می رسد در صورت تمرکز بر قابلیت ها و ظرفیت های متنوع ایده های زیباشناختی و اتکا به ارزش زیباشناختی، می توان نقد زیباشناختی برای هنر در نظر گرفت و برای جنبه ارزشیابی کلی اثر هنری در نهایت از روح داری یا بی روحی اثر پرسید.
۱۳۱.

تحلیل و نقد نیک خواهی بی طرفانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بی طرفی اخلاقی طرفداری ویژگیهای رابطه ای کلیت پذیری دوستی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
اولین و واضح ترین معنی بی طرفی اخلاقی، نیک خواهی بی طرفانه است به معنی اهمیت برابر دادن به خیر تک تک افراد در یکایک تصمیم گیری ها. لازمه این نوع بی طرفی نفی طرفداری نسبت به برخی از افراد است که به معنی اندازه ای از ترجیح آن ها و منافعشان بر دیگران است. هدف مقاله پیش رو، با توجه به ضیق مجال، بحث درباره یک جنبه محدود از مسأله متقابل بی طرفی و طرفداری در اخلاق است. نیک خواهی بی طرفانه را که دیدگاهی مهم درباره بی طرفی اخلاقی است تحلیل و نقد خواهیم کرد و وجوهی خاص از طرفداری را به عنوان پایگاهی برای نقد نیک خواهی بی طرفانه پیش خواهیم کشید. بر اساس نیک خواهی بی طرفانه، اگر منافعی که شما می توانید با تخصیص پول و وقت و توانتان به دیگران عاید آن ها کنید، حتی اندکی بیش از منافعی هستند که شما با این کار از دست می دهید، باید به این کار ادامه دهید، زیرا عمل بر اساس ویژگی های رابطه ای نه فقط «غیرعقلانی» بلکه «غیراخلاقی» است. اما هردوی این استدلال ها برای نیک خواهی بی طرفانه قابل رد هستند. نخست، طرفداری عقلانی نیز وجود دارد. دوم، نیک خواهی بی طرفانه از پشتوانه کلیت پذیری اخلاقی برخوردار نیست. سوم، اصل های طرفداری می توانند در ارزیابی بی طرفانه تأیید شوند. از سوی دیگر، نیک خواهی بی طرفانه نه فقط غیرمقدور است، بلکه اخلاق را از شکوفایی انسانی می گسلد.
۱۳۲.

نقد دیدگاه فایده گرایی با نظر به اشکالات گیگرنزر در علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فایده گرایی علوم شناختی نظریه بیشینه سازی سود نظریه رضایت بخش گِرد گیگرنزر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
فایده گرایی یکی از نظریات اخلاق هنجاری همواره محل منازعه فیلسوفان بوده است. این نظریه در رویکردهای کلاسیک خود بیانگر آن است عملی به لحاظ اخلاقی خوب تلقی می شود که بیشترین میزان خیر را برای بیشترین افراد به ارمغان آورد. فیلسوفان اخلاق همواره به اشکالاتی در مورد مولفه های اساسی این نظریه برخورده اند که در آثار فرانکنا، جی جی اسمارت و دیگران قابل مشاهده است. این اشکالات از چشم انداز فلسفی وارد شده است. از طرف دیگر نظریات تصمیم گیری در علوم شناختی و روان شناسی شناختی در رویکرد بیشینه سازی سود و رویکرد رضایت بخش دنبال می شود. گِرد گیگرنزر در یکی از مقالات خود به نحو اجمالی اشاره ای به برخی از کاستی های نظریه پیامدگرایی از منظر علوم شناختی داشته است. در این پژوهش تلاش شده است تبیین دقیق تری از فایده گرایی و نظریات تصمیم گیری ارائه شود و اشکالات گیگرنزر مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد بر اساس نظریه بیشینه سازی سود، امکان تحقق مولفه های فایده گرایی کلاسیک و به طور ویژه فایده گرایی مدنظر بنتام وجود ندارد. همچنین امکان محاسبه چنین پیامدهایی چه به وسیله ذهن و چه ماشین های محاسباتی همانطور که در تقریر گیگرنزر به نحو کلی به آن اشاره شده است، امری غیرممکن است. همچنین وجود معیارهای متعدد، اختلاف نظرهای شخصی در تحقق و بیشینه سازی خیر از دیگر عواملی است که از نگاه علوم شناختی چنین محاسباتی را غیرممکن می سازد.
۱۳۳.

استعاره به مثابه روش فلسفیدن: تحلیلی بر نقشِ استعاره ها در فلسفه اسلامی با تأکید بر نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره مفهومی فلسفیدن استدلال به مثابه جنگ روش فلسفه ورزی روش استعاری فرافلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
استعاره از مفاهیم بنیادین در فلسفه و زبان شناسی است که همواره موردتوجه اندیشمندان بوده است. نظریه استعاره مفهومی، که لیکاف و جانسون ارائه کرده اند، بر این اصل استوار است که استعاره ها صرفاً ابزارهای زبانی نیستند بلکه در ساختار تفکر و نظریه پردازی نقشی اساسی ایفا می کنند، به نحوی که مفاهیم انتزاعی ازطریقِ تجارب ملموس و عینی درک و پردازش می شوند. مسئله اصلی این پژوهش کارکردِ استعاره های مفهومی به مثابه روشی در فرآیند فلسفه ورزی فیلسوفان مسلمان، با محوریّت استعاره «استدلال جنگ است»، می باشد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و ازطریقِ واکاویِ مفاهیم و استدلال های فلسفی در آثار فیلسوفانی چون فارابی، ابن سینا و ملاصدرا انجام شده است. یافته ها بیانگر آن است که استعاره «استدلال جنگ است» در قالب تعابیری همچون «دفع اعتراض»، «نقض دیدگاه» و «اقامه برهان علیه خصم» در متون این فلاسفه جریان دارد و در شکل گیریِ شیوه استدلال، نحوه گفت و گویِ فلسفی و تبیین مفاهیم انتزاعی نقشی مؤثر ایفا کرده است. برخلافِ دیدگاهی که کاربرد استعاره را پدیده ای ناخودآگاه می داند، شواهد حاکی از آن است که به کارگیریِ استعاره های مفهومی آگاهانه یا بالقوه آگاهانه بوده و انتقال از حوزه تجربی و محسوس به حوزه انتزاعی در فرآیند فلسفه ورزی هدف بوده است. براین اساس، در فلسفه ورزی، استعاره های مفهومی برای تحلیل مفاهیم و صورت بندی تفکر فلسفی و نظریه پردازی می توانند روشی معتبر باشند.
۱۳۴.

طرح واره ای از فرافلسفهٔ هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هایدگر فرافلسفه افلاطون گرایی منطق علم جهان بینی روش شناسی فلسفه قاره ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۷
شکل گیری حوزه ای پژوهشی با نام «فرافلسفه» بیش از هر چیز معلولِ بحرانی است که فلسفه در عصر حاضر برای اثبات اصالت و توجیه کارآمدی خود با آن مواجه است. اما همین امر می تواند مزایایی برای فکر فلسفی به همراه داشته باشد. ازجمله اینکه بستر مناسبی برای بازخوانی نظام مند و مسئله محور از تاریخ فلسفه فراهم آورد. در این مقاله، تلاش بر این است که، در قالب  چارچوب و الگوهای طرح شده در فرافلسفه، مروری بر رئوس اندیشه هایدگر صورت گیرد و مزایا و امکانات مندرج در آن جهت مشارکت در مباحث جاری فلسفه تبیین شود. در این راستا، ابتدا، ضمن مرور بر چهار رویکردی که محققان فرافلسفه به عنوانِ الگوهای کلی در فلسفه ورزی معرفی کرده اند، از نسبت تفکر هایدگر با هریک از این موارد پرسش می کنیم. این الگوها به ترتیب عبارت اند از: افلاطون گرایی، فلسفه به مثابه منطقِ علم، فلسفه به مثابه پژوهشی استعلایی و فلسفه به مثابه جهان بینی. در ادامه، باتوجه به مباحث جاری درباره نسبت فلسفه با «روش شناسی»، تلقی هایدگر از چیستی فلسفه را، با تمرکز بر مسئله «روش»، بازخوانی می کنیم و در انتها نیز، باتوجه به موارد قبل، ملاحظاتی درباره تکوین دوگانه قاره ای و تحلیلی در فلسفه معاصر و نقش هایدگر در ایجاد و تعمیق این گسست بیان خواهیم کرد و این بازاندیشی را مقدمه ای قرار می دهیم برای بحث از امکانِ وحدت و تألیف بین این دو جریان در عصر حاضر. 
۱۳۵.

Beyond the 'Is-Ought' Divide: Naturalistic Solutions to Hume's Conundrum with Special Reference to John Searle(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Hume’s Guillotine Is-Ought Problem Naturalism moral philosophy John Searle

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۲
This paper undertakes a comprehensive examination of Hume's Guillotine, a perennial problem in moral philosophy first identified by David Hume. The central objective of this inquiry is to explore potential solutions to this conundrum, grounded in a naturalistic framework. The paper is divided into four sections. The paper provides an overview of general naturalistic claims in ethics, establishing the foundational context for the subsequent discussion, delves into the 'is-ought' problem, a fundamental challenge in moral philosophy, and examines Hume's perspective on this issue & presents a critical analysis of various naturalistic approaches to addressing the 'is-ought' problem, with a focus on their strengths and limitations. The paper concludes with a synthesis of the key findings, offering a philosophical reflection on the implications of naturalistic solutions to Hume's Guillotine with special reference to John Searle
۱۳۶.

رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر درباره آینده نظریه ذهن کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان پیش دبستانی آوین و گل ها شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1400 بود. به این منظور تعداد 150 نفر از این کودکان با استفاده از فرمول تاپاکینگ و همکاران (2007) و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه کارکردهای اجرایی جیویا و همکاران(2015)، پرسشنامه تفکر آینده نگر کودکان مازاچووسکای و مهی(2020) و پرسشنامه نظریه ذهن استیرنمن(1999) پاسخ دادند. پس از گردآوری پرسش نامه ها، داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به شیوه همزمان تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی کودکان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 5/58 درصد واریانس کارکردهای اجرایی به وسیله تفکر درباره آینده و نظریه ذهن تبیین می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تفکر درباره آینده و نظریه ذهن توان پیش بینی کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی را دارند.
۱۳۷.

رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر با نقش میانجی خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک های فرزندپروری خودکارآمدی خلاق خطرپذیری فکری پذیرش خواسته های افراطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم منطقه 4 شهر تهران بودند که 341 از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری پلوپا، خودکارآمدی خلاق کاروسکی و همکاران و خطرپذیری فکری بگتو استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری بیانگر تأثیر مثبت و معنی دار سبک های پذیرش و حمایت از استقلال بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری بود (01/0p<). تأثیر محافظت افراطی بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (01/0p<). تأثیر خواسته های افراطی بر خودکارآمدی خلاق (05/0p<) و خطرپذیری فکری (01/0p<) منفی و معنی دار بود. خودکارآمدی خلاق در تأثیر پذیرش و حمایت از استقلال بر خطرپذیری فکری نقش میانجی مثبت و معنی دار داشت. نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در تأثیر محافظت افراطی و خواسته های افراطی بر خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که سبک های فرزندپروری نقش قابل توجهی در خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر دارند و لزوم آگاهی والدین از شیوه های صحیح فرزندپروری جهت موفقیت علمی دانش آموزان را مورد تأکید قرار می دهند.
۱۳۸.

نقد دیدگاه نفی گرایانه قونوی در انطباق صادر اول و عقل اول با تکیه بر داوری ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صادر اول عقل اول وجود منبسط قونوی ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۸
پرسش از نحوه صدور کثرات از مبدا واحد از اساسی ترین مسایل در فلسفه و عرفان اسلامی است. قاعده الواحد بر صدور معلول واحد از واحد حقیقی دلالت دارد، در حالی که وجود کثرت امری بدیهی است. حکمای مشاء با تبیین صدور عقول طولی و حکمت اشراق با معرفی نور اقرب این چالش را پاسخ داده اند. در عرفان نظری صادر اول، حقیقت محمدیه و نخستین تجلی مطلق تلقی شده است. صدرالدین قونوی صادر اول را حقیقتی اطلاقی و بسیط می داند که عقل اول تنها یکی از تجلیات آن است. فناری در نقد حکمای مشاء، صادر اول را وجود محض و فاقد ماهیت معرفی می کند. ملاصدرا با ارایه نظریه وحدت وجود و تحلیل علیت بر مبنای تشأن و تجلی، دیدگاه های فلسفی و عرفانی را جمع نموده و عقل اول را همان صادر اول دانسته است. این مقاله به تحلیل دیدگاه قونوی و تطبیق آن با اندیشه ملاصدرا می پردازد.
۱۳۹.

مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معرفت ادراک حسی فلسفه اسلامی اشراق نفس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۸۴
این مقاله به بررسی مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی می پردازد و به ویژه تأثیر فیلسوفان معروفی چون ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا را در این زمینه مورد تحلیل قرار می دهد. ادراک از دیدگاه این فیلسوفان به عنوان ابزاری برای دستیابی به حقیقت تعریف می شود و شیوه های آن ارتباطی عمیق میان جهان مادی و غیرمادی را برقرار می سازد. ابن سینا ادراک را فرآیندی لایه ای می داند که از ورودی های حسی آغاز شده و به درک عقلانی ختم می شود. او بر ابستراکسیون در ادراک تأکید می کند، به طوری که افراد از طریق قوای عقلانی می توانند به حقایق بالاتر دست پیدا کنند. شیخ اشراق مفهوم «نور» و «اشراق» را به عنوان مرکز ادراک معرفی می کند و بیان می دارد که نور ذاتاً به روح بشر امکان دسترسی مستقیم به حقایق را فراهم می آورد، که این امر ریشه در میان واری ذاتی دستگاه معرفتی دارد. ملاصدرا ساختار دینامیک ادراک را مطرح می کند، نظریه «اصالت وجود»، «وحدت وجود» و «درجه وجود» را به کار می گیرد. این مقاله ادراک را به چهار مرحله تقسیم می کند: ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک وهمی و ادراک عقلی. در نهایت، مقاله ادراک را به عنوان ترکیبی دینامیک از روح و واقعیت معرفی کرده و خواننده را به بازنگری در شناخت انسانی فراتر از محدودیت های مادی دعوت می کند. اهمیت ادراک در پیشرفت دانش و تأکید بر وجود متافیزیکی از طریق تحلیل های ملاصدرا و گنجینه فلسفی اسلامی روشن می گردد. این بررسی ها به عمق تعامل انسان با جهان کمک شایانی می کند و درک بهتری از وجود و فهم را به دست می دهد.
۱۴۰.

تحلیل و بررسی تأثیر فلسفه پویشی وایتهد در تحوّل الهیاتی با تمرکز بر مسأله «شدن»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الهیات پویشی پویش شدن فلسفه پویشی وایتهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
«فلسفه پویشی» وایتهد به عنوان یک نگرش نوین و تأثیرگذار در حوزه فلسفه معاصر، به بررسی روابط اندام وار و پیوسته میان عناصر مختلف هستی و فرآیندها می پردازد. این رویکرد، که برخاسته از بینش های فلسفی و علمی است، معتقد است که واقعیت، به هیچ وجه به عنوان یک مجموعه ثابت و ایستا از موجودات قابل درک نیست، بلکه به عنوان شبکه ای درهم تنیده و پویا از رویدادها و تغییرات بی پایان درک می شود. این تغییرات مداوم نشان دهنده یک دگرگونی دائمی در طبیعت هستی است. در این راستا، مفهومِ «شدن» به عنوان بنیادی ترین اصل در تفکر ارگانیسمی وایتهد به تصویر کشیده می شود. اهمیت این موضوع به ویژه در فهم تغییرات پیوسته در هستی و تعاملات میان رویدادها و موجودات به وضوح قابل مشاهده است و همچنین تأثیر این تغییرات بر دیدگاه های الهیاتی و تصورات انسان از خداوند و جهان به طور کلی بسیار قابل تأمل است. پژوهش حاضر به دنبال آن است که با استفاده از روش تحلیلی، تأثیر فلسفه پویشی را در شکل گیری و گسترش الهیات پویشی مورد بررسی قرار دهد. از منظر الهیات پویشی، تصورات و دیدگاه های مربوط به خداوند به عنوان موجودی که در حال پویش و دگرگونی است، به وضوح با رویکرد سنتی که خدا را به عنوان موجودی ثابت و غیرقابل تغییر می شناسد، ناسازگار است. این تناقض می تواند تبعات و تحولات مهمی در اندیشه دینی معاصر و در فهم ما از روابط بین انسان و خداوند به همراه داشته باشد و به طور کلی، عرصه های جدید و چالش های جدی برای ایمان سنّتی به وجود آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان