ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۲۱.

تحلیل برنامه درسی علوم دوره ابتدایی مبتنی بر مولفه های برنامه فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
هدف اساسی پژوهش، تحلیل کتب علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوا بود. جامعهآماری شامل کتاب های علوم تجربی از پایه اول تا ششم بود و همه این کتب به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش چک لیست محقق ساخته بود و شامل مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان می شد. این مؤلفه ها، تفکرورزی انتقادی، تفکرورزی خلاق، تفکرورزی مراقبتی، دربرداشتن مؤلفه های حل مسئله، توجه به فراشناخت در علم ورزی، کاوشگری علمی، برخورداری از مهارت های هسته ای تفکر، تفکر کارآمد، قابلیت گفتگومندی، ترغیب به حقیقت جویی و دعوت به ارتباط با پدیده ها و مشاهده گری دقیق بودند. از دو شیوه تحلیل کمی و کیفی برای تحلیل محتوا استفاده شد. یافته ها نشان داد که 628 مرتبه به مؤلفه های فلسفه برای کودکان اشاره شده است. بیشترین میزان توجه به مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان به ترتیب مربوط به پایه ششم (148مورد)، پایه چهارم (132مورد)، پایه پنجم (128مورد)، پایه دوم (87 مورد)، پایه سوم (67مورد) و پایه اول (66 مورد) بود. همچنین بیشترین توجه به مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان شامل مؤلفه کاوشگری (241 مورد)، مؤلفه قابلیت گفتگومندی (103 مورد) و مهارت های هسته ای تفکر (73 مورد) بود. در پایان، این مولفه ها برای بازنویسی بخش های منتخب کتب علوم تجربی استفاده شد و نمونه ای از متن بازنویسی شده و تحلیل آن ارائه گردید
۱۲۲.

نظریه شناخت تراژیک نزد تامس نیگل: محدودیت سوژه و آرمان عینیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
این نوشتار به تبیین نظریه شناخت نزد تامس نیگل، فیلسوف معاصر آمریکایی، می پردازد و بر محور پارادوکس بنیادینی متمرکز است که وی آن را در بطن معرفت انسانی بازمی شناسد. نیگل، با پذیرش هم زمانِ واقع گرایی و شکاکیت، موضعی را بنیان می نهد که می توان آن را «شناخت شناسی تراژیک» نامید. او از یک سو بر وجود جهانی مستقل و امکان عینیت تأکید می کند و از سوی دیگر محدودیت های ذاتی و ساختاری سوژه انسانی را در دستیابی به آن به رسمیت می شناسد. در گام نخست، نقش عقل به عنوانِ ابزار اصلی شناخت و «دادگاه استیناف» دربرابرِ ذهنیت، بررسی می شود تا نشان داده شود که، از منظر نیگل، عقل مرجع نهایی داوری و شرط امکان هرگونه عینیت است. سپس، با واکاوی چهارگونه محدودیتِ سوژه شناسنده، یعنی محدودیتِ وجودی، زمانی، ادراکی و معرفتی، ابعاد گوناگون ناتمام بودنِ شناخت انسانی آشکار می گردد. در ادامه، نقد نیگل بر تبیین های تقلیل گرایانه و تکاملی از منشأ عقل و نیز مفهوم «تصور خودفراگیر»، به منزله غایت آرمان شناخت، مورد تحلیل قرار می گیرد. درنهایت، نشان داده می شود که، از نظر نیگل، جست وجوی حقیقت برای انسان ضرورتی گریزناپذیر و، درعین حال، تلاشی همواره ناتمام است. ساختار وجودی سوژه امکان دست یابی به شناخت مطلق را از او سلب می کند، هرچند عقل او را بی وقفه به سویِ آن می کشاند. بدین سان، وضعیت معرفتی انسان، در نظام فکری نیگل، وضعیتی تراژیک است. چنین انسانی محکوم به جست وجوی حقیقتی است که هرگز نمی تواند به تمامی در اختیارش گیرد.
۱۲۳.

نزاع بر سر میراث بیکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
اندیشه های فرانسیس بیکن به عنوان یکی از منادیان علم جدید منشأ تأملات فلسفی فراوانی در حوزه های مختلف فلسفی، به ویژه در حوزه فلسفه عملی و پرسش های مربوط به اخلاق و حقوق گردیده است. بیکن با طرح ایدئال خود از جهان آینده که مبتنی بر دستیابی انسان ها به بیشترین مواهب در زندگی است و تصویر آن در آثاری همچون آتلانتیس نو ترسیم شده تلاش کرد برنامه ای برای مداخله صنعتگرانه و بهره وری تکنیکی از طبیعت تنظیم کند تا از طریق آن نواقص و محرومیت های زندگی انسان از قبیل جنگ، فقر و بیماری رفع شود و با بازگشت اقتدار انسان، زمینه دستیابی بدون خشونت و رنج ابنای بشر به یک بهشت زمینی که در آن کلّ طبیعت در خدمت بهزیستی انسان قرار گرفته فراهم آید. اما این طرح آرمانی از آن جهت که در دوران مدرن فجایع انسانی و زیست محیطی بیشماری به بار آورده نقدهای جدی منتقدان را برانگیخته است. هانس یوناس با نقد آرمان بیکن مبنی بر سیادت و سیطره او بر طبیعت، جوامع مدرن را به کنار گذاشتن این آرمان و مواجهه مسئولانه با طبیعت در جهت حفظ و صیانت آن فراخوانده است. زیرا این آرمان بهره گیری تکنیکی از طبیعت به منظور نیل به خیر و فایده برای زندگی انسان و زمینه سازی حاکمیت او را اصل قرار داده و نگاهی خوش بینانه به آرمان بهشت زمینی داشته است، درحالیکه به تبعات منفی آن از جمله جدایی انسان از طبیعت و سیادت او بر طبیعت توجه نکرده است. لذا باید این رویه را تغییر داد و از انسان محوری به طبیعت محوری روی آورد و انسان مدرن را در جایگاه فاعل اخلاقی ملزم به رعایت اصل مسئولیت در برابر طبیعت که هم الزام اخلاقی و هم حقوقی در قبال طبیعت را به دنبال دارد، نمود. این مقاله با پرداختن به برخی نظرات درباب ایدئال بیکن نشان می دهد که باید بین آرمان و برنامه او تمایز گذاشت تا به نحوی مطلوب تر به تبعات مثبت و منفی آن پی برد.
۱۲۴.

Technology: From Serving the Teacher to Aspiring to Ruling; Is It Possible?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
A proper understanding of the teacher's status in the context of technology, especially new technologies such as artificial intelligence, requires an analysis of the philosophy of evolution of technology (nature and aims of technological developments) on the one hand and its relationship with the pedagogy and teacher on the other. In other words, the teacher's activity as a main factor in pedagogy has been a function of the philosophy of technological developments throughout history, and a proper understanding of this activity also requires a precise understanding of the nature and aims of technological developments. Accordingly, here we first refer to the stages of technological evolution and its meaning and functions, and then we discuss the impact of these stages of evolution on the role and activity of the teacher in the pedagogical process. The question that this article wants to answer is whether artificial intelligence, as the last stage of technological evolution that wants to replace the teacher in pedagogy, can replace it or not, and if not, what is the solution for the teacher and artificial intelligence to be able to function simultaneously?
۱۲۵.

The Phenomenology of Attentional Care in the Synchronous Platform Classroom: care ethics, emotion, and attentional justice in 21st century education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
This article develops a phenomenology of attentional care in platform-mediated education and advances the normative concept of attentional justice. Employing a phenomenological–hermeneutic method, it analyses composite vignettes derived from synchronous online teaching (2020–2024) in undergraduate and Master’s-level courses in philosophy of education, teacher education, and curriculum studies at a public university. The vignettes, based on field notes and reflective memos, condense recurring situations—such as latency-filled discussions, camera-off participation, and chat-based interaction—while preserving anonymity. Phenomenological analysis reveals three invariants of attention in this context: embodied tact (gesture and voice as holding), temporal generosity (protected intervals resisting acceleration), and recognitive address (naming, echoing, and confirmation). Read alongside critiques of the attention economy and technicity, these findings show that attentional care depends on minimally just conditions and cannot rely on individual virtue alone. The article therefore articulates two correlative rights—the right to protected intervals and the right to recognitive address—and specifies institutional duties concerning time, limits on surveillance, equitable access to bandwidth and quiet, and the governance of platform affordances. The study contributes a refined conceptual grammar of attention in education and proposes a normative criterion for platform pedagogy: a learning environment is adequate when learners can truly say, I was held; I was given time; I was recognised.
۱۲۶.

چیستی باور از منظر پرایس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
مقاله حاضر به بررسی چیستی باور از دیدگاه هِنری هابرت پرایس می پردازد. پرایس با ارائه تحلیلی نوین از مفهوم باور، آن را به عنوان یک حالت ذهنیِ پیچیده مورد بررسی قرار می دهد. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی، به واکاوی نظریه پرایس درباره چیستی باور می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که پرایس، باور را نه به عنوان یک گزاره صرفاً شناختی، بلکه به عنوان یک فرایند پویا و تعاملی میان عقل و احساس تفسیر می کند. شرح فرایند دومرحله ای شکل گیری باورها، یعنی بررسی گزاره؛ و تأیید آن و تأکید بر تأیید گزاره که خود دارای دو عنصر ارادی و احساسی است، مسیری است که پرایس برای فهم بهتر ماهیت باور از آن استفاده می کند. اگرچه دیدگاه پرایس به دلیل تلاش موشکافانه برای رسیدن به تحلیل دقیق فرآیند باور، تلفیق عقل و عواطف در شکل گیری باور، دقّت در نقش اراده بر باورها و مسئول بودن در قبال آنها، تلاش برای برطرف کردن ابهام در مفهوم «دانستن»، قابل توجه است، اما وجود ابهام در مفهوم تأیید به عنوان محوری ترین مفهوم در درک شکل گیری باور، چالش کنترل غیرمستقیم باور، چالش باورهای مقاوم در برابر تغییر و رابطه باور و معرفت، کم توجهی به عوامل اجتماعی- فرهنگی این دیدگاه را نیازمند بازنگری جدی تر می کند.
۱۲۷.

How Is Reliability Useful? Collaboration in Social Studies Textbook Research(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۴
Experience and subjectivity influence how texts are read, with reading involving “filling in the blanks”. This impacts the usefulness of intercoder reliability exercises in collaborative textbook analysis. Specifically, scholars’ individual backgrounds limit possibilities for substantive and meaningful intercoder reliability, particularly in international, cross-cultural, and multicultural settings. In this case, reliability is a problematic goal in textbook content analysis, possibly precluding substantive recognition of reader subjectivity—of researchers as well as students and teachers. In contrast, we argue that collaboration in textbook research can reveal the multifaceted nature of texts and generate multi-perspectival interpretations which are more meaningful in diverse contexts.
۱۲۸.

بررسی چیستی کمال از منظر فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۹
بحث کمال یکی از مسائل بنیادی علوم مختلف است. مساله اصلی این مقاله این است که ماهیت کمال از منطر فارابی چیست؟ برای حل این مساله از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده و اهم یافته های این تحقیق این است که فارابی تعریف ماهوی برای کمال ارایه نداده و مراد وی از کمال این است که واجد نقص نیست. او بر این باور است که میان کمال، سعادت، لذت و خیر ارتباط وجود دارد؛ یعنی همه خیرها و سعادت ها برای انسان نوعی کمال محسوب می شوند و حداقل برخی از لذت ها کمال است. به بیان دیگر، این الفاظ گرچه از جهت مفاهیم با یکدیگر متفاوت هستند، اما حداقل در برخی مصادیق با هم مشترک اند.  از نظر فارابی کمال امری تشکیکی و دارای مراتب مختلف است. با ملاحظه موجودات درمی یابیم که خداوند در بالاترین رتبه و موجودات مادی در رتبه پایین کمال قرار دارند. این فیلسوف سه ملاک -عقل فعال ، سعادت ورسیدن به حضرت حق - را به عنوان ملاک های کمال قصوی در آثار مختلفش مطرح کرده است. این سه ملاک باهم مانعه الجمع  نیستند، بلکه امکان جمع این سه ملاک وجود دارد. او کمال را  در مورد ذات، صفات و فعل خداوند نیز مطرح می کند و بر ادعایش برهان اقامه می نماید.
۱۲۹.

تأملی تحلیلی-انتقادی بر تداوم پزشکی تقلیل گرایانه دکارت در مدل زیست پزشکی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۷
این مقاله به واکاوی فلسفی-انتقادیِ پیوند میان رویکرد تقلیل گرایانه دکارت به پزشکی و مدل زیست پزشکی معاصر می پردازد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که اولاً «چه ربط ونسبتی میان مدل پزشکی دکارت و مدل زیست پزشکی معاصر وجود دارد؟» و ثانیاً «آیا می توان مدل زیست پزشکی را نتیجه تداوم مستقیم تاریخیِ آموزه های تقلیل گرایانه دکارت در پزشکی دانست؟» در این راستا، ابتدا با مروری کوتاه بر عواملِ علمی-فلسفیِ دخیل در شکل گیری مدل زیست پزشکی، به شرحِ مبانی متافیزیکی این مدل می پردازیم. سپس با بازسازی ابعاد چهارگانه تقلیل گرایی دکارت در پزشکی (معرفت شناختی، روش شناختی، وجودشناختی و علّت شناختی) نشان می دهیم که این ابعاد، قرابتی آشکار با مبانی متافیزیکی مدل زیست پزشکی دارند. با این حال، استدلال اصلی مقاله این است که نمی توان از دل این قرابت، تداوم مستقیم تاریخی آموزه های دکارت در مدل زیست پزشکی را نتیجه گرفت، زیرا تحولات مهم فلسفی، علمی-تکنولوژیک و نهادیِ دو قرن نوزدهم و بیستم نیز قویاً در شکل گیری این مدل دخیل بوده اند. از این رو، می توان نسبت دکارت و مدل زیست پزشکی را در چارچوب «تداوم-گسست» فهمید: تداوم در سطح مفروضات متافیزیکی، و گسست در سطح علمی، تکنیکی و تجربی. این تفسیر نه دکارت را بنیان گذار مستقیم مدل زیست پزشکی می داند، و نه نقش او را تماماً انکار می کند، بلکه او را به مثابه رانه ای فکری می بیند که امکان شکل گیری و پذیرش این مدل تقلیل گرایانه پزشکی را فراهم آورد.
۱۳۰.

رویکرد انسان شناختی ویلهلم اشمیت به دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۶
این مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی رویکرد دین شناختی ویلهلم اشمیت، زبان شناس، انسان شناس، قوم شناس، دین شناس تطبیقی و کشیش کاتولیک آلمانی، سده های نوزدهم و بیستم، و بنیانگذار مکتب «اشاعه گرایی» در مقابل «تطورگرایی» در آلمان می پردازد. اشمیت، نظریه «فرهنگ اصیل اولیه»، «دوایر فرهنگی» و بالاخره نظریه «توحید نخستین» را ارائه کرد. او در نظریات خود متأثر از آندریو لانگ بوده و «یگانه پرستی» را نخستین صورتِ دین ابتدایی در میان اقوام ابتدایی به شمار آورد، که در طی زمان، به دیگر صورت های ابتدایی دین «انحطاط» پیدا کرده است. وی با بهره گیری از شواهدِ قوم نگاری استخراج شده از برخی اقوام ابتدایی، نظریه تطور در مورد منشأ و پیدایش دین را زیر سوال برده و اظهار داشت که در باورهای این مردم، انگاره هایی از یک «موجود متعال»، «زندگی پس از مرگ»، «آفرینش» و همچنین مجموعه ای از باید و نبایدهای اخلاقی وجود دارد که در موارد زیادی در فرهنگ های پیشرفته بعدی نیز مشاهده می گردد. وی وحیانی بودن مفهوم موجود متعال را نیز باور دارد و در آثار خود علل افول نگرش توحیدی در اقوام ابتدایی و روی آوردن جوامع نخستین به شرک و چندخدایی را بررسی و ارائه می کند. نظریه او از سوی برخی از اندیشمندان، به این دلیل که متأثر از تفکر کلیسایی وی بوده است، مورد نقد قرار گرفت.
۱۳۱.

بررسی خلقت در دیدگاه عارفان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۸
اندیشمندان مسلمان اعم از متکلمان، فیلسوفان و عارفان به مسئله آفرینش توجه کرده اند. عرفا توجه خاصی به این موضوع از خود نشان داده اند. بسیاری از نویسندگان عرفان نظری، دیدگاه عرفا در مسئله آفرینش را در قالب نظریه «تجلی» ارائه داده اند. تحقیق حاضر آثار عارفان را از طریق جست وجوی کتابخانه ای و به روش «استدلالی انتقادی» بررسی بنایی و مبنایی کرده است. نوآوری این مقاله از دو جهت است: اول. بررسی مبنایی: دیدگاه عرفا مبتنی بر نظریه «وحدت وجود» است. برای وحدت وجود، ادله متعددی ذکر شده که دو دلیل در میان آنها، پُربسامدتر است. این مقاله آن دو دلیل را با اشکالات جدیدی مواجه کرده است. دوم. بررسی بنایی: آخرین ویراست از نظریه «تجلی» که اخیراً از سوی برخی از نویسندگان عرفان نظری ارائه شده و تاکنون بررسی نگردیده، واکاوی شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد در اثبات نظریه «وحدت وجود» مغالطه «اخذ ما بالعرض مقام ما بالذات» و مغالطه «پیش فرض نادرست» و در ارائه نظریه «تجلی»، مغالطه «اشتراک لفظ» و مغالطه «مصادره به مطلوب» صورت گرفته است. ازاین رو پذیرش این تبیین با چالش مواجه است.
۱۳۲.

تحلیل و بررسی تطبیقی خیر از دیدگاه آیه الله مصباح یزدی و جرج ادوارد مور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
ارزش شناسی خیر و خوبی همواره یکی از موضوعات مهم و اندیشه ای در حوزه فلسفه سیاسی بوده است که اندیشمندان بسیاری به آن پرداخته اند.. اندیشمند شهودگرا، جرج ادوارد مور معتقد است سود یا خیر یک امر آرمانى است که حاصل جمع ترکیب حالت هاى مختلف و ارزش هاى متکثّر است و اخلاق مبتنى بر این است که چه امرى «خوب» است و «خوب» امرى بسیط و از این رو، غیرقابل تعریف است؛ زیرا تنها امور مرکب را مى توان تعریف کرد، مور تکثرگرایى را در ارزش اخلاقى مطرح کرد و سودگرایى آرمانى را پیش نهاده است، در نظر او, بیشینه کردن سود, تنها به معناى ارتقاى لذات نیست, بلکه تلاشى براى به بار آوردن و بالا بردن میزانِ ارزش هاى متکثرى است که ذاتاً ارزش مندند و لذت تنها یکى از آنهاست، در اندیشه اسلامی از دیدگاه آیه الله مصباح مجور شناخت خیر را ارزش گذاری افعال انسان می دانند و معتقد به شناخت حسن و قبح عفلی افعال هستند بطوریکه قوه باطنی را متصور می شوند که درک زیبایی و درستی اعمال یا بالعکس درک قبح و زشتی اعمال توسط آن قوه درک و استنباط می گردد و این درک نسبت به کمال هر فعل قابل استنباط است در این مقاله با روش تحلیل تطبیقی به بررسی آرای دو اندیشمند پرداخته شده است.
۱۳۳.

رشد و تکامل مسئله فلسفی «علم» مرهون حقیقت اصالت وجود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۲۰۰
پیشرفت و توسعه در حوزه علم، به دلیل اصالت وجود ممکن شده است؛ زیرا کمال فلسفه نه در تقابل با سفسطه و انکارکنندگان واقعیت، بلکه در عبور از این موانع نهفته است. وظیفه مقابله با انکار واقعیت حتی می تواند توسط اصالت ماهیت هم انجام شود، اما اساس و پایه حکمت با اصالت ماهیت نمی تواند پی ریزی شود. بنابراین، تنها راه برای سیستم دهی به مسئله فلسفی «علم» تکیه بر اصالت وجود است. در چارچوب چنین اصلی فلسفی، مواردی چون عدم دقت در تقسیم علم به حصولی و حضوری، ناتمام بودن تقسیم مفهوم جزئی و کلی، و اتحاد انسان و دانش به وسیله اصالت وجود تحقق یافته است. در مقالات پیشین، محققان تلاش داشته اند تا این مسئله، یعنی «علم» را بررسی کنند، اما ویژگی این پژوهش در آن است که نحوه ارتباط اصالت وجود با علم را به طرزی نوآورانه و جامع بررسی کرده است، رویکردی که کمتر از این زاویه مورد مطالعه قرار گرفته است. این تحقیق با گردآوری مستندات کتبی و بهره گیری از روش استدلالی - عقلانی به موضوع پرداخته است.
۱۳۴.

دگردیسی های مدرسه نو افلاطونی مطالعه موردی: پروکلوس و داماسکیوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۰
در طول تاریخ شکل گیری و بسط مدرسه(مکتب، سنت) نوافلاطونی، همانند بسیاری از سنت های فلسفی، دگرگونی ها - و به تعبیر ما در اینجا، دگردیسی ها - ی مختلفی را از نوع تغییر در آراء و دیدگاه های اخلاف نسبت به اسلاف، حتی در اصول و مبانی فکری می توان تشخیص داد. بحث در اینکه چگونه تغییر و تحول در مبانی اندیشه ها را می توان همچنان ذیل یک عنوان قرار داد و آنها را متعلق به یک مدرسه فلسفی دانست و اینکه ملاک وحدت یا کثرت در اندیشه های مابعدالطبیعی چیست، به مجال دیگری نیاز دارد، ولی همینقدر می توان گفت در ذیل عنوان مکتب نوافلاطونی، طیف وسیعی از اندیشه ها و جستارهای متفاوت و متنوع را می توان لحاظ کرد که بعضاً در تقابل یا یکدیگر قرار دارند، اما به رغم این اختلافات و تمایزات، روح مشترکی در میان آنها قابل تشخیص است که به تنهایی ضامن وحدت معنوی آنهاست و بیراه نیست که تحت یک سنت واحد فلسفی قرار گیرند. از زمره این دگردیسی ها، از مقایسه اندیشه های دو چهره نامدار این سنت فلسفی یعنی پروکلوس و شاگرد او داماسکیوس بدست می آید که با وجود همه اشتراکات نظری، در عناصر مهمی از دستگاه مابعدالطبیعی از یکدیگر فاصله گرفته اند. در این نوشتار، به جهت شهرت افزون تر پروکلوس، ابتدا خلاصه ای از مختصات نظام فلسفی و دیدگاه مابعدالطبیعی او را معرفی و سپس به نحو تفصیلی تر به بیان اندیشه خلف فلسفی او - داماسکیوس - در این عرصه خواهیم پرداخت.
۱۳۵.

Educational Philosophy Professors’ Perspectives on Missions of Educational Philosophy: The case of Iranian and non-Iranian contexts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
In the 21st century, educational philosophers face critical responsibilities, including theorizing, analyzing, and evaluating educational issues, while determining educational approaches and reassessing goals for conceptual clarity. The present study undertakes a comparative analysis of the roles and responsibilities of Iranian and non-Iranian educational philosophers through qualitative interviews. This qualitative study involved interviews with a selection of Iranian and non-Iranian educational philosophy professors. Entry criteria required participants to be professors with at least five years of teaching experience, while exit criteria allowed participants to withdraw from the study at any time. Thematic analysis was conducted to identify core resposibilities and influences shaping their educational philosophies. Additionally, literature on educational philosophy in both Iranian and non-Iranian contexts was reviewed to derive emergent themes illustrating similarities and differences across the two settings. Findings indicate that while the responsibilities of Iranian professors align with those of their global counterparts, their perspectives are influenced by local cultural contexts, especially religious values, and a strong sense of Iranian identity. This reflects a meaningful intersection of global educational philosophy and distinctive local contexts. The study highlights the necessity for educational philosophers to tackle contemporary challenges by diagnosing problems, analyzing issues, and proposing effective solutions. It emphasizes the importance of training future educational philosophers to recognize cultural and religious influences and cultivate skills to effectively address educational issues in a global context.
۱۳۶.

بررسی انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
این مقاله به بررسیِ انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن می پردازد که، برپایه آن، امکان انتقال ذهن از بستری زیستی به بستری نا-زیستی وجود دارد. مطابق این فرضیه، با شبیه سازی دقیق مغز و تبدیل آن به الگویی اطلاعاتی، می توان این الگو را در هر بستر مناسبِ دیگر پیاده سازی کرد و، بدین ترتیب، به جاودانگی و غلبه بر مرگ دست یافت. ما استدلال می کنیم که این فرضیه برپایه خوانشی محاسبه گرایانه/کارکردگرایانه از ماهیت ذهن استوار است که ذهن و آگاهی را به مجموعه ای از فرایندهای محاسباتی و الگوهای اطلاعاتی فرو می کاهد. بارگذاری ذهن با دو مسئله متافیزیکی بنیادین روبه روست که عبارت اند از آگاهی و هویت شخصی. این فرضیه، با خوانشی کارکردگرایانه از آگاهی، آن را مستقل از بستر تعریف می کند و همچنین شرط حفظ هویت شخصی را تداوم روان شناختی می داند. استدلال خواهیم کرد که اتخاذ این رویکردها صرفاً یک اعلام موضع توجیه ناپذیر است و نظریات رقیب، همانند نظریات زیستی، در این فرضیه نادیده گرفته شده اند. همچنین بررسی خواهد شد که فرضیه بارگذاری ذهن برای تبیین آگاهی و هویت شخصی پس از فرایند انتقال با چالش های جدی روبه روست. بارگذاری، با نادیده گرفتن وجود بدنمند انسان در جهان، هویت را صرفاً به حالات روان شناختی فرو می کاهد و، ازاین طریق، از توضیح ماهیت پدیدارشناختی و اول شخص آگاهی باز می ماند. همچنین، با گزینش رویکرد تداوم روان شناختی، نسخه بارگذاری شده قادر به حفظ هویت شخصی و به ویژه هویت عددی نخواهد بود و، بدین ترتیب، بارگذاری در تبیین هر دو مسئله متافیزیکیِ بنیادینش ناکام خواهد ماند.
۱۳۷.

پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
بااینکه مفهوم زمان جایگاهی بنیادین در فیزیک و متافیزیک رنه دکارت ایفا می کند اما به مثابه موضوعی مستقل و منسجم و به طورِ نظام مند در آثار وی بررسی نشده است. به همین دلیل، تفاسیر متفاوت و متضادی از مفهوم زمان در اندیشه دکارت مطرح شده است: برخی از مفسران زمان را، در چارچوب دکارتی، اساساً گسسته و اتمیستی تلقی می کنند، درحالی که برخی دیگر بر پیوستگی ذاتی و مداوم آن تأکید دارند. این شکاف تفسیری ریشه در پیچیدگی بنیادین متون دکارت دارد. اظهارات پراکنده و گاه متناقض نمای او دربابِ زمان شواهدی متنی فراهم می آورد که هر دو قرائت را پشتیبانی می کند. این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد که آیا دکارت به پیوستگی زمانی (تقسیم پذیری بی نهایت زمان) یا به گسستگی زمانی (اتم گرایی زمانی) قائل بوده است یا نه. با تکیه بر تحلیل های برخی دکارت پژوهان مانند کن لوی، گروهام، کمپ اسمیت، مارشال گرو و با ارجاع به آثار اصلی دکارت، ازجمله تأملات در فلسفه اولی و اصول فلسفه، استدلال می شود که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخه ای از اتم گرایی زمانی یعنی ناپیوستگی قوی حمایت می کنند. در ادامه، قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی می داند نیز طرح شده و حدود اعتبار و محدودیت های آن به طورِ انتقادی بررسی شده است.
۱۳۸.

تأمّلی تطبیقی در حکمتِ نوریِ سهروردی و فرشته شناسیِ دیونوسیوسِ مجعول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
نظامی مبتنی بر سلسله مراتب که راویِ قهر و غلبه از سویِ ذواتِ عالی و فقر و شوق از جانب ذواتِ دانی است، بر بنیاد رویکردی تطبیقی می تواند به مثابه فصل مشترک دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در بخش دوم حکمه الأشراق، و دیونوسیوس مجعول در رساله سلسله مراتب آسمانی لحاظ شود. شیخ اشراق که تمام جواهرِ عالمِ امکان اعم از مجرّد و مادّی را داخل در دو مقوله نور و ظلمت می داند، با تکیه بر حکمتِ نوریِ فهلویون، طرحِ نظامِ تشکیکی میان انوار را بنیان نهاد. دیونوسیوس نیز با هدف تشریحِ کیفیّتِ ابلاغِ وحیِ الهی از عالی ترینِ مرجعِ صدورِ آن تا عوالم انسانی، سلسله مراتبِ فرشتگانی که به جوهرِ معقول و نوریِ آن ها نیز التفات دارد را تشریح کرده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند سهروردی در پایه ریزیِ حکمتِ نوریِ خود، نگاهی کاملاً حِکمی - فلسفی به مقوله نور دارد، لیکن هدفی که دیونوسیوس دنبال می کند، بیانِ نصوصِ کتاب مقدّس در قالبی کاملاً نوافلاطونی با توجّهی ویژه به تفکّراتِ نوالاطونیانِ متأخّر همچون یامبلیخوس و پروکلوس است. با این وجود، بحث تشکیک و وجود نظامی مبتنی بر سلسله مراتب، وجه اشتراک هر دو دیدگاه است. این پژوهش که داده های آن با اتکاء به منابع مکتوب گردآوری شده و با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، ابتدا جایگاهِ نور در قرآن و عهد جدید را مورد مطالعه قرار داده و سپس به مقایسه نظامِ تشکیکیِ انوار و فرشتگان در اندیشه سهروردی و دیونوسیوس مجعول می پردازد.
۱۳۹.

کیمیا و نقش ریاضیات در علم موازین جابر بن حیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
ما در این پژوهش می خواهیم به تحلیل خطوط کلّی علم کیمیا به طور عام و به طور خاص کیمیا نزد جابر بن حیان بپردازیم و نشان دهیم که این نظریه ریشه در آرای ارسطویی، رواقی و نوافلاطونی دارد. این نظریه "علم موازین" نامیده می شود، هدف این علم تقلیل همه پدیده های طبیعی به طور کلّی و تمامی داده های معرفت علمی- مانند کیهان شناسی، فیزیک و کیمیاگری - به قوانین کمّی و اندازه گیری است. علم موازین در قرون وسطی، نمایانگر تلاشی برای بنیان نهادن یک نظام کمّی در علوم طبیعی بود. همچنین خواهیم دید که جابر شدت چهار درجه ای کیفیت های عنصری را - که طرح کلّی آن را از پزشکان یونانی وام گرفته است- به مجموعه ای از اعداد مشخص تقلیل می دهد، و خواهیم کاوید که چه رابطه ای بین این تأملات و رساله تیمائوس افلاطون و عددشناسی فیثاغورسی وجود دارد. همچنین نقش خاص عدد هفده در اندیشه جابر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۱۴۰.

برخورد واقع گرایی علمی با شروح بازنمایی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۸
مطابق واقع گرایی علمی، نظریه های علمی بالغْ (تقریباً) صادق اند و به خاطر این صدق (تقریبی) است که موفق اند. مطابق شروح (اصالت گرایانه) از بازنمایی علمی، مدل های علمی به تحقق فضایل معرفتی می انجامند، چون جهان را بازنمایی می کنند. هدف اصلی این مقاله بررسی این پرسش است که آیا واقع گرایی علمی با نگرش های مختلف به بازنمایی علمی، یعنی دیدگاه های شباهت-محور، عامل-محور و ترکیبی، سازگار است یا خیر. برای این منظور، ابتدا نشان داده می شود که واقع گرایی علمی، حداقل در نظر اول، با این شروح نسبتی ندارد. سپس راه های ارتباط میانشان بررسی و سرانجام استدلال می شود که، به شرطِ اضافه کردن جزئیاتی، واقع گرایی علمی با نمونه هایی از هر سه نگرش ناسازگار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان