ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۰۱.

خاص بودگی: مقوله محوری امرِ زیبا در نظام زیبایی شناسی لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
در این مقاله استدلال گئورگ لوکاچ را آن گونه که در کتابِ او با عنوانِ ویژگیِ خاصِ امر زیبا (1963) آمده است بازسازی می کنیم. درنظرگاه لوکاچ ”نظریه بازتاب“ مبنای مشترکی برای همه شکل های چیرگی نظری و عملی بر واقعیت از رهگذرِ آگاهی فراهم می آورد. بدین ترتیب، این نظریه هم چنین مبنایی است برای بازتابِ هنری واقعیت. ایده اصلی در این بازسازی توضیح و تبیین ویژگی هایِ خاصِ بازتابِ هنریِ واقعیت با توجه به هدفی است که این نوع بازتاب بر مبنای روشِ ماتریالیسمِ دیالکتیکی برای خود تعیین کرده است؛ یعنی، فراهم آوردن تصویری از واقعیت که در آن تضاد میان نمود و بود (واقعیت)، جزئی و کلی و غیره چنان منحل شود که هر دو (سویه تقابل) تحت تاثیر مستقیم اثر هنری در یک تمامیتِ خودانگیخته با هم تلاقی کنند و حسی از یک تمامیت ناگسستنی بر مبنای خاستگاه تاریخی شان ایجاد کنند. از آن جا که دستیابی به این هدف مستلزم صورت بندیِ جدیدی از روابطِ میان مقولاتِ بازتابِ واقعیت است باید دید که مقولات مشترک در تمامِ بازتاب ها در برنهادنِ بازتابِ زیبایی شناختی با هدفی مشخص چه اشکال، روابط، تناسبات و غیره به خصوصی به خود می گیرند؟ آن چه در پرتو این بازسازی روشن می شود آن است که در صورت بندیِ جدیدِ لوکاچ از مقولات، مقوله خاص بودگی که حاصل روابط دیالکتیکی و سنتز مقولات کلیت و فردیت است، مقوله اصلی زیبایی شناسی است و اثر هنری ذیل این مقوله صورت می پذیرد. به این ترتیب هر وجهی از اثر هنری با صرفاً سخن گفتن در مورد خود، خواه ناخواه به واسطه غوطه ور بودن در کل، بازتابنده واقعیت عینی در تمامیتِ خود است.
۱۰۲.

رابطه معلوم بالذات با معلوم بالعرض از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر به دنبال کشف رابطه معلوم بالذات و معلوم بالعرض از دیدگاه ابن سیناست. وقتی انسان هنگام ادراک یک شیء از جهان خارج، آن را به واسطه صورتی که از شیء خارجی دریافت نموده، ادراک می کند، این سوال مطرح می شود که صورت شیء به عنوان معلوم بالذات، چه نسبتی با خود شیء به عنوان معلوم بالعرض دارد؟ آیا معلوم بالذات عین معلوم بالعرض است یا با آن مغایرت دارد؟ فرض نخست یعنی عینیت معلوم بالذات با معلوم بالعرض، نادرست است و فرض دوم یعنی غیریت آن ها، علم و شناخت را با چالش روبرو می سازد. برای یافتن پاسخ، دیدگاه های ابن سینا درباره علم گردآوری و به روش توصیفی تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. در نهایت این نتیجه به دست آمد که معلوم بالذات و معلوم بالعرض از جهتی باهم عینیت دارند و از جهتی غیریت؛ به این معنا که هر دو در وجودی که آنها را به هم متصل می کند، اشتراک دارند و یکی اثر دیگری است؛ هر چند عین هم نیستند.
۱۰۳.

تأثیر روش تدریس افسانه زدایی علمی بر مهارت های فراشناختی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۸
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر تدریس افسانه زدایی علمی بر مهارت های فراشناختی دانش آموزان مقطع ابتدایی بود. این پژوهش با روش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان اسکو در استان استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه ای به حجم 48 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه فراشناخت حالتی دانش آموزان (SMI) اونیل و عابدی (1996) به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه تکمیل شد. روش تدریس افسانه زدایی علمی در درس فارسی به مدت 8 جلسه آموزشی هر یک 30 دقیقه اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری با رعایت پیش فرض ها به کمک نرم افزار SPSS-24 انجام شد. تحلیل داده ها بر اساس تحلیل کوواریانس نشان داد، روش تدریس افسانه زدایی علمی بر مهارت فراشناختی تأثیر معنی دار دارد (001/0>P). همچنین اثربخشی روش تدریس افسانه زدایی علمی بر مؤلفه های آگاهی فراشناختی، راهبردهای شناختی، برنامه ریزی و بررسی خود (فراشناختی) نیز مورد تأیید قرار گرفت (001/0>P). با توجه به اثربخشی افسانه زدایی علمی در افزایش مهارت فراشناختی اجرای آن به عنوان یکی از رویکردهای روش یادگیری مبتنی بر مسئله در مدارس توصیه گردید.
۱۰۴.

اثربخشی آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی بر پرخاشگری و علاقه اجتماعی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی بر پرخاشگری و علاقه اجتماعی در کودکان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دبستانی 10-8 ساله بود که در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس ابتدایی شهرستان میبد مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 30 نفر از دانش آموزان شناسایی و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای گماری شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه پرخاشگری نیلسون (2000)، و پرسشنامه علاقه اجتماعی کودکان علیزاده (1394)، بود. همه افراد حاضر در پژوهش در مرحله پیش آزمون به این دو پرسشنامه پاسخ دادند. سپس افراد گروه آزمایش توسط بسته آموزشی مهارت خودکنترلی و علاقه اجتماعی جان بزرگی، طی 12 جلسه تحت آموزش قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی بر کاهش پرخاشگری و افزایش علاقه اجتماعی تأثیر معنی دار دارد (05/0P<). براساس نتایج می توان استفاده از آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی را برای کنترل خشم و کاهش پرخاشگری و همچنین پرورش علاقه اجتماعی در دانش آموزان دبستانی، پیشنهاد داد.
۱۰۵.

تبیین ماهیت و کارکرد شناخت تأملی از منظر ارنست سوسا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۹۳
مقاله حاضر با روش تحلیلی-انتقادی به تبیین ماهیت و کارکرد شناخت تاملی از منظر ارنست سوسا می پردازد. شناخت تاملی،شناختی مرتبه دوم است که فضایل فاعلی نقش اساسی در ساخت آن دارند و این شناخت را به شناختی تماما آگاهانه و قصدی تبدیل می کنند.سوسا با جایگزینی صلاحیت به جای توجیه،شناخت را به باور صادق صلاحیت مند تعریف می کند.صلاحیت تاملی مجموعه ای از ابزارهای برون گرایانه و درون گرایانه است که سوژه را به صدقی قطعی می رسانند.ابزارهای سوژه شامل مهارت های شناختی،شرایط و موقعیت های بیرونی موثر در شناخت و یک سری ویژگی ها،یعنی برخورداری از شرایط زمینه ای، درخوریت، اعتمادپذیری، فرا-درخوریت و منظر شناختی است که با تزریق آنها به فرایند شناختی نهایتا شناخت تاملی را می سازند.این شناخت در علوم مختلف برای ایجاد استانداردها و معیارهای شناختی کاربرد دارد.در این مقاله پس از تبیین ماهیت و ویژگی های شناخت تاملی و اشاره به کاربردهای آن، به برخی از ایرادات وارد بر دیدگاه سوسا می پردازیم. تکیه زیاد به اعتمادپذیری و توضیح مبهم سوسا درباره شناخت تاملی به خواننده القا می کند که این شناخت هنوز تا روشمند شدن فاصله زیادی دارد.هر چند تبیین سوسا از شناخت تاملی شایستگی یک شاخه جدید در معرفت شناسی را دارد.
۱۰۶.

فرآیند انتقال معنا در ترجمه از منظر پُل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۷
ملاحظات متنی و زبانی نظام های معنایی و ساختاری متن ترجمه را نشان می دهند. از سوی دیگر، تعامل و یا عدم تعامل نشانه های متنی زبان مبدا و زبان مقصد می تواند فرآیند انتقال معنا را دچار چالش کند. نوشتار حاضر از اندیشه پل ریکور در باب فلسفه ترجمه نشأت می گیرد. ریکور یکی از فیلسوفان قرن بیستم فرانسه است که اندیشه ورزی اش تأثیر به سزایی بر علوم انسانی گذاشت. شناسایی روابط پیچیده میان ترجمه و هرمنوتیک و اهمیت آگاهی مقدم بر متن به عنوان پیش زمینه ضروری در فرآیند ترجمه به بسیاری از ابهامات در حیطه متن و ترجمه پاسخ می دهد. ریکور با اشاره به تنوع زبانی و فرهنگی، مفهوم «مهمان نوازی زبانی» را به مثابه رویکردی اخلاقی برای ترجمه مطرح می کند که منجر به درکی دوسویه و پذیرش تفاوت ها میان زبان ها و فرهنگ ها خواهد شد. وی به چالش های اخلاقی و فلسفی که مترجم با آن ها مواجه می شود، اشاره کرده و بر این باور است که هیچ ترجمه ای نمی تواند به طور کامل معادل متن مبدا باشد. علاوه بر این، ریکور به مفهوم «سوگ» در ترجمه اشاره می کند که به معنای رها کردن برخی مفاهیم و ساختارهای زبانی است. در این راستا، مقاله به این پرسش های اساسی می پردازد که آیا ترجمه ممکن است یا ناممکن؟ چگونه می توان با چالش های اخلاقی و فلسفی در فرآیند ترجمه مواجه شد؟ مقاومت زبانی چگونه عمل خواهد کرد؟ مفهوم خیانت زبانی و یا مهمان نوازی زبانی در امر برگردان روایت چگونه است؟ در این مقاله برآنیم تا با تکیه بر آراء ریکور به بررسی ابعاد زبانی، فرهنگی و اخلاقی ترجمه بپردازیم و نشان دهیم که فرایند ترجمه چگونه می تواند الگویی برای تفسیر واقع شود و به ایجاد همبستگی میان انسان ها کمک کند.
۱۰۷.

فرافلسفه و تولید فضا: خوانش فرافلسفه از سیاست فضا و آفرینش شهر مدرن در اندیشه لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
بخش مهمی از دگرگونی های زمانه کنونی ما به مناسبات اجتماعی و شهری مرتبط است. چنین تغییراتی را باید فراتر از رویکرد سنتی به فلسفه و در رابطه با جامعه شهری و مناسبات مادی و فرهنگی مرتبط با آن جست وجو کرد. در رویکرد فرافلسفی، واقعیت شهری یک برساخت اجتماعی یا سیاسی-اقتصادی است و همچنین نیرویی مولد است که روابط اجتماعی را توأمان در سطوح مادی و فرهنگی تولید و بیان می کند. فلسفه به شکلِ سنتی همواره مفاهیم خود را از بسترها و کالبدهای عینی جدا کرده و در پی تمامیت سازی و این همانی بوده است. فرافلسفه لوفوری تحمیل چنین تمامیت غیربدنمند و عقلانیت انتزاعی بر شهر را انکار می کند و، به منظورِ برقراری رابطه با واقعیت، شکل های مستقل و خودجوش عملی و مادی را در بطن زندگی روزمره شهری خلق می کند. هدف از این پژوهش، کاوش در بینش های فرافلسفی لوفور درباره مفهوم سیاست فضا و نقش آن در بازتعریف و آفرینش مجدد در فضای شهر است. در این راستا، غلبه بر مفهوم سنتی فضا و ارائه مفهومی پویا و عاملیت گرایانه از آن به عنوانِ مؤلفه ای محوری در تحقق فرافلسفه مطرح می شود که در خلال آن رویکردهای انضمامی، عملی و بدنمند از فضا تحقق می یابد. پرسش محوری پژوهش حاضر این است که لوفور چگونه با طرح فرافلسفه به عنوانِ ابزاری برای نقد فلسفه سنتی توانسته است درکی عمیق تر از رابطه میان سوژه و فضا ارائه دهد و به تعریفی نو از شهر مدرن دست یابد؟ همچنین چه فرصت هایی پیش روی این خوانش وجود دارد؟ فرافلسفه در این معنا در پی یافتن برهه هایی است که در آن شهر به منزله محصول پراکتیس جمعی شهروندان تحقق یابد، نه مطابق رویکردهای متافیزیکی پدیده ای ازپیش متعین فرض شده که همواره گفتمان های مسلط بر آن ها تحمیل شوند. 
۱۰۸.

بازخوانی مجدد نظریه افلاک سهروردی؛ پاسخی به استیلای طبیعت و تقدیرگرایی بر مناسبات انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
برخی از مکاتب فکری و فلسفی مناسبات انسانی و قلمرو سیاست را ذیل طبیعت و نظام افلاک توضیح داده اند. در این تصور با ارائه فهمی کاملا انفعالی از موقعیت انسان در هستی و در برابر طبیعت، امور انسانی به ویژه قلمرو سیاسی با منطق تقدیرگرایی و اوضاع طبیعی و فلکی امکان پذیر شده است. در مقابل برخی از فلاسفه به ویژه سهروردی با تصور فوق مخالفت کرده و کوشیده اند با ارائه تصویری فعال و خلاق از آدمی در نظام طبیعت نه تنها قلمرو سیاست را در برابر طبیعت استقلال ببخشند، بلکه مناسبات نظام طبیعت را با منطق قلمرو سیاست ترمیم ساخته و تکامل دهند. نگارندگان در این مقاله می کوشد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به موضع سهروردی دراین باره بپردازد. به همین منظور ابتدا توصیف سهروردی از وضعیت نخستین که در آن طبیعت فلکی و استیلای تقدیر ویژگی بنیادی است ارائه شده و سعی می شود با استفاده از توصیف نظری سهروردی از چگونگی تحقق انسان مقتدر، استنتاجی عملی در قلمرو سیاست صورت پذیرد و انقلاب نظری او در باب استقلال قلمرو سیاست از طبیعت و نظام فلکی و همچنین بالاتر از آن قلمرو سیاست را به عنوان بستری برای تحولات وجودی در جهان طبیعت و طبایع فلکی تعین دهد.
۱۰۹.

عاملیت اخلاقی و خلاقیت زیباشناختی در تبیینِ آگاهی به خود فعال کانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
تصویر چند پاره از «من» هیوم دست مایه های نقد و رد بلندپروازی های دکارتی را برای کانت مهیا کرد، اما او کوشید باردیگر موجودیت «من» را به نحو عقلانی بازیابی کند. جستار حاضر فرآیند ساخت مفهومی را بحث می کند که در آن من حضور از پیش کاملش را از دست می دهد، لیکن در جریان فعل و تحقق اراده اش نقش ضروری خود را اثبات می کند. توضیح این معنا، با توجه به نقدهای مورد تأیید کانت، به نحو شگفت انگیزی، به پژوهش های غایت شناختی می انجامد. در واقع، فراروی توضیح خودانگیختگی سوژه از چارچوب روابط علّی در وجه نظری، در نهایت با حفظ ضوابطی چنین پژوهشی را از مسیر عقل عملی و مباحث زیباشناختی ایجاب می کند. این روند با توجه دادن به مفهوم غایت مندی به عنوان شرط امکان احکام تأملی گشوده می شود. از این رهگذر سوژه به مثابه فاعلیت شناختی، عاملیت اخلاقی و آفرینش گری هنری نمودار می شود. «من» متمایز از محتوای آگاهی، وحدت بخش داده های حسی و بنیانگذار شناخت، به مثابه فاعل آزاد شرط باید اخلاقی و سازنده قاعده آن، و به مثابه دارانده قریحه هنری آفرینش گر و قاعده بخش طبیعت است. این خوانش ضمن نشاندن اجزای به ظاهر گسسته نظام انتقادی کانت در کلی واحد، نشان می دهد چرا تاریخ اندیشه پس از وی دیگر نه از من به مثابه موجودیتی پیشین بلکه عاملیتی در پیش سخن می گوید.
۱۱۰.

ارتباط وجودی در اندیشه کارل یاسپرس: مسیری به سوی خودِ اصیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر مفهوم ارتباط وجودی در اندیشه کارل یاسپرس، اهمیت آن در زندگی انسان و نقش آن در خودشناسی و تعالی وجودی را با استفاده از روش تحقیق تحلیل مفهومی از نوع تفسیر و بسط مفهومی موردبررسی قرار می دهد. ارتباط وجودی، چارچوب فلسفی عمیقی را برای فهم خودِ اصیل از طریق تعامل و ارتباط بین فردی ارائه می دهد. نویسنده در این پژوهش تمایز یاسپرس میان ارتباط عینی و ارتباط وجودی را بررسی کرده و بر ماهیت رابطه ای و تاریخی ارتباط وجودی تأکید می ورزد. چگونگی محافظت ارتباط وجودی از فردیت در عین پرورش آزادی و تفاهم متقابل، نقش انزوا به عنوان پیش شرط برای تعامل اصیل، فرآیند تحول آفرین مبارزه عاشقانه بین دو اگزیستنز و همچنین تأملات اخلاقی یاسپرس که به جای هنجارهای جهان شمول، ریشه در هستی انضمامی دارند ازجمله موضوعات محوری این پژوهش هستند. این پژوهش با پرداختن به ارزش های کلیدی مانند آزادی، عشق و تصمیم، ایده های یاسپرس را در گفتمان گسترده تر درباره هستی انسان و روابط بین فردی جای می دهد.
۱۱۱.

تبیین «حقیقت آزادی» بر اساس «نظریه انکشاف نفس» در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
هدف این مقاله استنباط و ارائه تعریفی صحیح از یکی از مهم ترین مسائل و چالش های معاصر یعنی «حقیقت آزادی» براساسِ دیدگاه نهایی صدرالمتألهین است. اندیشه ملاصدرا را می توان به دو دسته میانی و نهایی تفکیک کرد. آزادی در نظام حکمت صدرایی را می توان به «فراروی در تعالی» تعریف کرد. این فراروی، براساسِ دیدگاه صدرای میانی، «فراروی وجودی» و مبتنی بر «خروج از قوه به فعل و اکتساب کمالات» است اما، براساسِ دیدگاه صدرای نهایی و نظریه انکشاف، «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» خواهد بود. در این پژوهش، با استفاده از عبارات ملاصدرا و مبنا قرار دادن نظریات نهایی او و با اقامه سه دلیل عین الربط، فطرت و معرفت نفس، به اثبات تعریفی متعالی از حقیقت آزادی دست یافته و آزادی را به «انکشاف و آشکارشدگی حقیقت و ذات نفس» معنا کرده ایم. این آشکارشدگی به جانب ذات اقدس ربوبی و مرتبه کمونی نفس است و لازمه اش توسعه وجودی و افزایش ظرفیت انسانی است. بنابراین، آزادی امری عروضی و اکتسابی نیست بلکه امری انکشافی و آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی در ذات انسان در حرکت و فراروی ظهوری است. این آزادی دارای مراتب است. هرچه از تعیّنات حیوانی و نفسانی بیشتر زدوده شود، اطلاق و آزادی بیشتر متجلی می گردد. غایت این آزادی مقام انسان کامل است. این نظریه ملاصدرا دارای لوازم و نتایجی است که موجب تحولاتی در نگاه های رایج می گردد. ازجمله اینکه (1) بنیاد آزادی «خویشتنِ خویش» است، (2) مسیر آزادی فراروی انکشافی و اکتشاف کمالات است، و (3) غایت آزادی غایت انکشاف است.
۱۱۲.

تحلیل نقادانه منطقی و روش شناسانه از «انگاره ها» و «ساختار فکری»ِ حاکم بر «مبانی الحادی» ریچارد داوکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
داروین با نظریه «تکامل انواع»، تبیین سازوکار پیدایش در انواع موجودات را در ذهن می پروراند. او به عنوان یک زیست شناس به دنبال استنتاجات فلسفی از تکامل نبود، اما دیدگاه وی بعدها پایه ای برای تفسیر الحادی برخی چون ریچارد داوکینز از آفرینش واقع شد. تحقیق حاضر ضمن بیان اجمالی نظریات داوکینز به بررسی مبانی و ساختارهای فکری حاکم بر مجموعه دیدگاه های وی با سنجه های منطقی پرداخته، انگاره های پیشینی او در مباحث الهیاتی را مورد تحلیل نقادانه قرار می دهد. نگرش ماتریالیسمی داوکینز در فرایند تکامل انباشتی، بر مجموعه ای از خطاهای منطقی و فلسفی مبتنی است؛ او از تبیین چگونگی شکل گیری نظم طبیعی، انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی، منطقا راه به جایی نخواهد برد. به طور کلی فقدان تفکر نظام مند و قویم منطقی در سرتاسر استدلالات داوکینز مشاهده می شود. نیز وی با توجه به اشراب تجربه گرایی و فلسفه مبتنی بر اصالت ماده، انگاره های غلطی در الهیات چون «ترکب خدا از اجزاء، و مادی انگاری خدا» در سر می پروراند که یکی از علل مهم دیدگاه های الحادی او به شمار می آید.
۱۱۳.

مقایسه روش شناسی فلسفه اشراق با منطق شهودگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۴
سهروردی ابتدای کتاب حکمه الاشراق خویش را به مباحث منطقی اختصاص می دهد و در آنجا به نوآوری هایی در مسائل منطقی دست زده و برخی دیدگاه منطق سنتی را به چالش می کشد. همچنین در بخش های دیگری از حکمه الاشراق و نیز در دیگر آثار اشراقی این فیلسوف قواعد و اصولی مطرح می شوند که به نحوی از انحاء به علم منطق مربوط می شوند. در این مقاله در پی آشکارسازی بصیرت های تازه ای در مورد برخی از این اصول و قواعد با تحلیل آنها در زمینه کلی روش شناسی فلسفه اشراق هستیم. در این راستا مشابهت های جالب توجهی با منطق شهودگرا، و مبانی فلسفی آن به خصوص دیدگاه پادواقع گرایانه به منطق مشاهده می شود. مقابله این نظریات معاصر با منطق مفروض در پس استدلال های اشراقی سهروردی نکات فلسفی مهمی را از هر دو طرف آشکار می کند.بعد از بحثی درباره اینکه فلسفه اشراق و همینطور شهودگرایی مبتنی بر روشی سوبژکتیویستی هستند به تحلیل مورد به مورد شباهت های مذکور می پردازیم.
۱۱۴.

سه شهریار تمدّن آفرین در اوستا و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۶
سه شهریار تمدّن آفرین مذکور در شاهنامه که به مثابه نخستین شهریاران در زامیادیشت اوستا توصیف شده اند، هوشنگ و طهمورث و جمشید نام دارند که مظهر آفرینندگی و خلّاقیت خدای تعالی به شمار می روند. این سه شهریار فرهمند، همانند خالق جهان هستی، در شش مرحله به ابداع و نوآوری دست می یازند، و سپس در مرحه هفتم به کاری شگفت تر از شگفت می پردازند که نقطه اوج کارهای ششگانه پیشین آنان است. این نوشتار بر آن است تا بر پایه روش اشراقی به شرح تناظر موجود در میان سه شأن یا وصف داداراورمزد -یعنی«گاه» و «دین» و «زمان»- با اوصاف و احوال آن سه شهریار بپردازد.
۱۱۵.

پاسخ به مسئله شرّ بر اساس برخی نصوص اوستایی و روایاتی از حکمت اشراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۱
مسئله شرّ، به عنوان یکی از چالش برانگیزترین مسائل فلسفه دین، همواره محققان و متفکران را به بررسی رویکردهای متنوع الهیاتی و فلسفی در تمدن های مختلف سوق داده است. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی تطبیقی از چگونگی مواجهه با مسئله شرّ، به بررسی دو سنّت فکری متمایز می پردازد: در بخش نخست، با اتکا به نصوص اوستایی، تبیین می شود که چگونه دین زرتشت با معرفی اصل دوگانه خیر (اهورامزدا/سپنته مینو) و شرّ (انگره مینو/اهریمن) از ازل، مسئله شرّ را نه ناشی از نقص یا عدم فعل الهی، بلکه نتیجه ستیزی کیهانی میان دو مبدأ مستقل می داند. این دوگانگی ازلی، شرّ را دارای خاستگاهی مستقل و واقعی معرفی می کند و ضمن ارائه پاسخی صریح به منشأ شرّ، با چالش هایی نظیر خدشه دار شدن قدرت مطلقه الهی مواجه است. در بخش دوم، مقاله به بررسی رویکرد حکمت اشراقی سهروردی می پردازد. سهروردی، برخلاف دیدگاه زرتشتی، شرّ را امری وجودی و دارای مبدأ مستقل نمی داند. او شرور را به دو دسته اصلی شرور عدمی و نسبی و شرور طبیعی و جوهری تقسیم می کند. در این مقاله سعی بر این است ضمن بررسی مبانی کلّی نظام هستی شناختی دین زرتشتی و فلسفه اشراقی سهروردی همچون عدمی بودن شرّ، امکان، نقص و معلولیت به عنوان منابع هستی شناختی شرّ و لزوم حرکت زمان مند موجودات عالم عنصری از نقص به کمال و از قوه به فعل در بستر زمان به عنوان کیفیت بروز شرور، به پرسش های مسئله شرّ پاسخ دهیم. مقاله درنهایت نتیجه می گیرد که هر دو سنّت تلاش می کنند تا به مسئله شرّ پاسخی منسجم ارائه دهند. نصوص اوستایی با پذیرش وجود ازلی شرّ، به آن ماهیتی مستقل می بخشند، در حالی که حکمت اشراقی با تأکید بر عدمی بودن شرّ و جایگاه آن در نظام احسن، شرّ را به عنوان جنبه ای فرعی و وابسته به خیر تبیین می کند.
۱۱۶.

تاثیر سایش اجتماعی با خودشکوفایی معلمان مدارس ابتدایی با نقش میانجی عدالت آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سایش اجتماعی با خودشکوفایی معلمان مدارس ابتدایی ناحیه یک ارومیه با نقش میانجی عدالت آموزشی اجرا شده است. روش کار: این تحقیق از لحاظ جمع آوری داده توصیفی -همبستگی از نوع معادلات ساختاری است و از لحاظ هدف، پژوهش کاربردی است. جامعه آماری کلیه معلمان مدارس ناحیه 1 ارومیه به تعداد 1182 بودند. بر حسب جدول مورگان 259 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه سایش اجتماعی دافی، گنستر و پگون (2002)، پرسشنامه سنجش عدالت آموزشی گل پرور (1389)، پرسشنامه خودشکوفایی سلیمانی و همکاران (1396). تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار smart pls 13 انجام شد.نتایج: نتایج نشان داد که سایش اجتماعی با ضریب اثر 424/0- بر عدالت آموزشی مؤثر است . عدالت آموزشی نیز با ضریب اثر 508/0 بر خودشکوفایی معلمان مؤثر است. نتیجه گیری: در مجموع، این یافته نشان دهنده تأثیر غیر مستقیم سایش اجتماعی بر خودشکوفایی معلمان است که میزان این اثر غیرمستقیم 33/0- است. پیشنهاد می شود که معلمان با شناخت عوامل مؤثر در ایجاد رفتارهای سایشی، این رفتارها را شناسایی کنند و سیاستهای صحیحی را مانند ایجاد برنامه های آموزشی و اخلاقی درمورد سایش اجتماعی، رعایت عدالت آموزشی در وضع و اجرای قوانین، تقویت جو اخلاقی مبنی بر اعتماد، توجه به ویژگیهای شخصیتی و رفتاری برای کنترل این رفتارها و از بین بردن آنها اتخاذ کنند.
۱۱۷.

واکاوی الزامات گنجاندن درس فلسفه در برنامه درسی مدارس ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: هدف این تحقیق واکاوی الزامات گنجاندن درس فلسفه در برنامه درسی مدارس ایران با تمرکز بر شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهای عملی بوده است. روش کار: این مطالعه با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل محتوای نظام مند مقالات علمی مرتبط، اسناد بالادستی و پژوهش های داخلی و خارجی انجام شد. داده ها از میان منابع معتبر گردآوری گشته و با بهره گیری از کدگذاری اولیه، محوری و گزینشی، مضامین کلیدی مرتبط با موفقیت یا ناکامی اجرای درس فلسفه در مدارس ایران استخراج شد. نتایج: یافته های تحقیق نشان داد که تحقق اثربخش این هدف نیازمند توجه ویژه به پنج محور اصلی است: ارتقای شایستگی های معلمان از طریق آموزش و توانمندسازی حرفه ای، تدوین و بومی سازی محتوای آموزشی پویا و مرتبط، حمایت سیاستی و مدیریتی مؤثر، تأمین زیرساخت های فیزیکی و فناورانه برای محیط های گفت وگومحور و تعاملی، و اصلاح نظام ارزشیابی در راستای سنجش مهارت های تفکر انتقادی و استدلالی دانش آموزان. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی نظام مند و چندلایه تأکید دارد تا بتوان ضمن عبور از موانع فرهنگی و اجرایی، زمینه رشد تفکر نقاد و گفتگو در میان دانش آموزان را فراهم ساخت. این تحقیق با ارائه پیشنهادهای کاربردی، چشم انداز عملی برای مدیران و معلمان جهت استقرار مؤثر درس فلسفه در مدارس ایران فراهم ساخته است.
۱۱۸.

بررسی نسبت هنر، ابزار و هستی در فلسفه مارتین هایدگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
مارتین هایدگر، از برجسته ترین فیلسوفان قرن بیستم، با رویکرد پدیدارشناختی-هرمنوتیکی خود، مفاهیم بنیادینی مانند هستی (Sein)، زمان (Zeit) و زبان (Sprache) را بازتعریف کرده و تأثیرات عمیقی بر فلسفه، هنر و الهیات گذاشته است. این مقاله با تمرکز بر آرای هایدگر در آثارش چون سرآغاز کار هنری و هستی و زمان، به بررسی نسبت هنر با مفاهیم Aletheia (آشکارگی حقیقت)، پولیس (فضای جمعی هستی شناختی) و Dasein (بودن-در-جهان) می پردازد. هایدگر با تکیه بر پدیدارشناسی، هنر را نه صرفاً یک تولید زیبایی شناختی، بلکه رویدادی هستی شناختی می داند که از طریق آن حقیقت هستی آشکار می شود. به باور او، اثر هنری در فرآیندی دیالکتیکی میان جهان (جهانِ معنایی) و زمین (بستر پنهان هستی)، امکان نگهداشت حقیقت را فراهم می کند. او معتقد است که هنرمند نه تنها خالق اثر هنری، بلکه واسطه ای است که به حقیقت اجازه ظهور می دهد. همچنین، هایدگر با تأکید بر نقش پولیس به عنوان عرصه ای تاریخی-فرهنگی، نشان می دهد که هنر در بستر تعاملات انسانی معنا می یابد و تنها در چنین فضایی است که Aletheia محقق می شود. این مقاله با تحلیل مفاهیم کلیدی هایدگر و ارتباط آن ها با هنر، درنهایت نشان می دهد که نگاه او به هنر، نه تنها رویکردی زیبایی شناختی، بلکه پروژه ای هستی شناختی برای فهم جایگاه انسان در جهان است
۱۱۹.

برنهادِ تاریخیتِ فلسفه: ایضاحِ ادعا، ارزیابیِ دلایل و بررسیِ لوازم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۸
بعضی فیلسوفانِ معاصر درباره فلسفه و نسبت اش با تاریخِ فلسفه ادعایی را مطرح کرده اند که «برنهادِ تاریخیتِ فلسفه» نامیده شده است. در بخشِ نخستِ مقاله تقریرهای مختلف از این برنهاد را ایضاح و دسته بندی می کنم و نشان می دهم که این تقریرها را می توان در دو دسته تقریرهای فرایندمحور و تقریرهای فراورده محور قرار داد. در بخشِ دومِ مقاله دلایلی را که حامیانِ برنهادِ تاریخیتِ فلسفه در دفاع از ادعاهای خود اقامه کرده اند بررسی می کنم. نخست دلایلِ مدافعانِ تقریرِ فراورده محور را شرح می دهم و نشان می دهم که خودِ تقریرِ فراورده محور شاملِ دو ادعاست. سپس دلایلِ دلایلِ حامیانِ تقریرِ فرایندمحور را بررسی می کنم. دو روایتِ معتدل و رادیکال را معرفی می کنم و در ادامه توضیح می دهم که روایتِ معتدل جای چون و چرای چندانی ندارد، اما روایتِ رادیکال بحث برانگیز است. دو دلیل در دفاع از روایتِ رادیکالِ تقریرِ فرایندمحور اقامه می کنم و در ادامه دو استدلالِ متقابلِ احتمالیِ منتقدانِ برنهادِ تاریخیتِ فلسفه را شرح می دهم. در بخشِ سومِ مقاله درباره لوازمِ برنهادِ تاریخیتِ فلسفه بحث می کنم. پرسشِ مهمِ این بخش این است که حتی اگر روایتِ رادیکالِ تقریرِ فرایندمحور موجه باشد، از آن چه لوازمِ معرفت شناختی می توان استنتاج کرد؟ در نتیجه گیری یافته های تحقیق را خلاصه می کنم و توضیح می دهم که برای بحثی گسترده تر و نظام مندتر درباره برنهادِ تاریخیتِ فلسفه باید ایده تاریخ گرایی و منابعِ مربوط به آن را مطالعه کرد.
۱۲۰.

بایسته های تفکر هستی شناسانه در برنامه فلسفه برای کودکان از منظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۶
فلسفه هایدگر، از تاثیرگذارترین فلسفه های معاصر انگاشته می شود. برای دریافت این تاثیر می توان به حوزه های معرفتی قرن بیستم نگاهی افکند تا ردپای آن در گستره های پدیدارشناسی، روان پزشکی، هنر و تکنولوژی آشکار گردد. این فلسفه با پرسش هستی در حوزه های تعلیم وتربیت به ویژه برنامه فبک نیز پرمعناست. گرچه یکی از ارزش های بنیادین فبک به عنوان آموزشی که کودکان را در کاوش گری فلسفی سهیم می کند توجه به تفکر است، تاٌمل به تفکر هستی شناسانه هایدگر در آن مغفول مانده است. پاسخ به این سوال که چگونه آراءِ هایدگر، امکانی برای تفکر هستی شناسانه در فبک فراهم می آورد مهم ترین هدفی است که پژوهش حاضر دنبال می کند. روش شناسی پژوهش، توصیفی_تحلیلی است. از این رو، ابتدا نقش بنیادین پرسش هستی، حقیقت، در_جهان_هستن، هرروزگیِ_هستنِ_با_دیگران و پروا و دگرپرواییِ دا_زاین از آثار هایدگر به ویژه هستی وزمان با روش کتابخانه ای استخراج و توصیف گردید. سپس با تحلیل و واکاوی این مبانی در برنامه فلسفه برای کودکان، سعی در رسیدن به فهمی نو در تفکر فلسفی کودکان شد. یافته ها نشان داد فبک می تواند امکانی برای پرسش هستی کودکان بگشاید که در وجه اگزیستانسِ با دیگران_هستنْ سقوط نکنند و تسلیم هرروزگی نگردند. بلکه در وضعیتِ هرروزگی، پروامندانه گزینش های آنان با تفکر هستی شناسانه همراه باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان