ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۶۱.

گذار از عدالت اخلاقی به عدالت حقوقی و تعریف جدیدی از دولت سیاسی در فلسفه ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۱۳
در این مقاله نگارنده سعی در توضیح امری کمتر دیده شده در اندیشه اخلاقی و سیاسی ارسطو را دارد که همان بعد حقوقی است که ارسطو اتفاقاً بین اخلاق و سیاست در جهت پیوند این دو در فصل پنجم کتاب اخلاق نیکوماخوس بیان کرده است. ارسطو در این فصل از عدالت به معنای اخلاقی فاصله می گیرد و با وارد کردن دیگری در نظریه خود به عدالت به معنای حقوقی تحت نظریه حق طبیعی که خود مبتنی بر نظریه طبیعت یونانی است وارد می شود. با این فصل از کتاب مذکور ارسطو معنای قانون، شهروندی و زندگی ذیل دولت سیاسی را کاملا متحول می کند. به نوعی که کاملا سیاست از این لحظه تحت تأثیر حق یا حقوق غیر سوبژکتیو انسان قرار می گیرد و در اینجا ارسطو میان تدبیر منزل، نسبت خدایگانی و بندگی و وضع سیاسی تفاوت ایجاد می کند و سیاست را مکانی برای تحقق بخشی کسب فضایل اخلاقی و تضمین قوانین مبتنی بر عدالت توزیعی و تصحیحی و سایر حقوق طبیعی شهروندان قرار می دهد.
۶۲.

هستی ایزدی، موضوع جست وجو اصل گرداننده شهود بنیادی از نظر شیخ نجم الدین کبری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
سیلان الوهیّت در سلاسل وجود بنیاد عرفان محسوب می شود. تکیه شیخ نجم الدین کبری بر این مسئله، به شکل یک آموزه، سرآغاز امری بوده که در نهایت به تفسیر سمبولیسم رنگ ها در عرفان اسلامی منجر گشته است. مبنای نظر شیخ نجم الدین کبری در این باب حول این محور است که وجود مستقل الهی قابل دیدن نیست، امّا موجب دیدن سایر اشیاء می شود و این رنگ جلال الهی است. این مطلب در شیخ تا آنجا پیش می رود که رنگ سیاه را نیز نور می داند و تفسیری عرفانی بر آن می نویسد. تفسیر و تجربه شیخ نجم الدین کبری حول این محور و نهایت آن در صورت نورانی و به میان کشیده شدن مبحث "طباع تامّ" و تحلیل آن ساختار و محتوای مقاله حاضر را تشکیل می دهد.
۶۳.

پدیدارشناسی هرمنوتیکی هنر بزرگ؛ تلاش هایدگر برای عبور از زیبایی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۲۸
هایدگر معتقد است فهم متافیزیکی از هنر و نظریه های زیبایی شناسانه سایه ای سنگین بر نسبت ما با هنر و آثار هنری انداخته است. این موضوع هم به ساحت فهم و درک آثار هنری (در مقام مخاطب) و هم به ساحت ابداع آثار هنری (در مقام هنرمند) تسری یافته است. راهی که هایدگر برای برگذشتن از زیبایی شناسی و حتی فراتر از آن برای عبور از سوبژکتیویسم ارائه می کند، «پدیدارشناسی هرمنوتیکی آثار هنری بزرگ» است. این راه از نظر او یگانه راه نزدیک شدن به ذات هنر است. او در این مسیر پدیدارشناختی به یک دور می رسد. دوری که یک سوی آن حقیقت هنر است و سوی دیگر آن اثر هنری. این مقاله درصدد بررسی این موضوع است که هایدگر چگونه با تحلیل پدیدارشناختی - هرمنوتیکی برخی آثار هنری بزرگ نشان می دهد که می توان پلی پدیدارشناسانه به ماهیت هنر زد و در مسیر کشف حقیقت هنر قدم برداشت. در همین راستا در تلاش است برخی مقومات ذاتی هنر را تشخیص دهد. «رخداد حقیقت در اثر هنری» و «برافراشتن عالم در پرتو اثر هنری» از جمله این مقومات ذاتی است.
۶۴.

نقش و تأثیر کارل مارکس در شکل گیری مفهوم دولت رفاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۳۴
دولت رفاه یکی از مفاهیم مهم حقوق عمومی بوده و اساس حکومت داری مدرن تلقی می شود. هرچند امروزه برخی، دوره دولت رفاه را پایان یافته می دانند و ادعا دارند که جهان وارد عصر دولت فرا تنظیم گر شده است اما واقعیت این است که حتی در دولت های پسا تنظیم گر نیز شاخص هایی از دولت رفاه دیده می شود. بنابراین آشنایی با مفهوم دولت رفاه، مقدمه آشنایی با مفهوم دولت پساتنظیم گر می باشد. اگر به بسترهای شکل گیری دولت رفاه نگریسته شود درمی یابیم که بحران های برخاسته از اقتصاد کلاسیک، کشورهای غربی را واداشت تا مفهوم دولت رفاه را به عنوان راه حلی در سیاست لحاظ کنند. این در حالی است که مارکس سال ها قبل، پیرامون آسیب های اقتصاد کلاسیک تأمل نموده و در این خصوص هشدار داده بود. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که انتقادات مارکس از جوامع لیبرال، چه تأثیری در ظهور مفهوم دولت رفاه داشته است؟ نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که مفهوم دولت رفاه پس از مرگ مارکس زاده شده و نظریات این اندیشمند در خصوص رفاه با مفهوم دولت رفاه تفاوت هایی دارد اما به نحوی، انتقادات مارکس از جامعه لیبرال، در این روند نقش بسترساز داشته است. این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی بوده و ازلحاظ جمع آوری اسناد کتابخانه ای می باشد.
۶۵.

Ethical Problems of Contemporary AI(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
Following the advances in AI produced by the deep learning revolution (2012 to present), AI now has a whole range of applications in industry and commerce. Unfortunately, many of these applications are widely considered to be morally wrong. This situation is illustrated by the example of deepfake pornography. Other examples are more nuanced and there is argument about whether they are morally wrong or not. This is illustrated by the example of targeted advertising which has been defended as acceptable. The arguments for and against targeted advertising are discussed. An account is given of an interesting experiment by Janet Vertesi in which she tried to keep her pregnancy a secret from marketing companies and ended up by being suspected of criminal activity. The conclusion is that targeted advertising is bad and should be abolished.
۶۶.

Kant, Quantum Physics and Transcendental Judgments(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۶
Kant’s philosophy of science has been applied to quantum physics since the time when Niels Bohr formulated his interpretation of quantum physics. In recent years various Kantian interpretations of quantum physics have been put forward. One aspect that still needs further exploration is what a Kantian approach to the epistemic status of quantum entities would entail. In this paper a new kind of judgment consistent with Kant’s system, called a transcendental judgment, able to account for the real existence of quantum entities in the pre-measurement phase is discussed. The advantage of this kind of judgment is that it allows for a fine-tuning of the Kantian system to account for the discovery of quantum entities that are known to exist but whose existence can epistemologically not be accounted for in traditional Kantian philosophy. With this new kind of judgment, a wider range of possible judgments becomes available which can determine the epistemological status of concepts/ideas/theories quite carefully, discriminating between different kinds of knowledge claims.
۶۷.

از اگوی استعلایی تا سوژه موقعیت مند: چرخشی انتقادی در پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
این مقاله به تحلیل تحول دیالکتیکی ای می پردازد که سنت پدیدارشناسی را از پروژه بنیادین ادموند هوسرل (ناظر بر ساختارهای همه شمول آگاهی) به افق های انتقادی این سنت (ناظر بر ساختارهای تاریخی و اغلب سرکوبگرانه قدرت در زیست جهان) منتقل می کند. این انتقال صرفاً یک جابه جایی مفهومی نیست، بلکه بازاندیشی در خودِ غایت فلسفه است. مقاله استدلال می کند که حرکت از اگوی استعلایی به سوژه موقعیت مند، اگرچه گسستی مطلق از روش شناسی هوسرلی نیست، ولی بازاندیشی رادیکال در مبانی آن است. پدیدارشناسی برای تحقق وعده بنیادین خود، یعنی «بازگشت به خود چیزها»، ناگزیر است دریابد که «چیزها» همواره در میدانی از قدرت و از خلال حجاب های غیرمعرفتی به ما داده می شوند. مقاله برای ایضاح این فرایند انتقالی، در گام نخست، به تحلیل کلی پروژه هوسرل برای بنیان نهادن فلسفه به مثابه «علمی متقن» می پردازد و با تمرکز بر روش تحویل پدیدارشناختی و مفهوم حیث التفاتی/روی آورندگی، نشان می دهد که چگونه تلاش برای یافتن بنیادی بی مفروض و منزه از تاریخ، ناخواسته بذرهای نقد خود را در خود می کارد و تنش های درونی آن را آشکار می سازد؛ تنش هایی که در آثار متأخر خود هوسرل در باب زیست جهان نیز مورد تصدیق قرار می گیرند و راه را برای گسست های بعدی هموار می سازند. در گام دوم، مقاله نقش محوری موریس مرلوپونتی را به مثابه فیلسوف کلیدی گذار تحلیل می کند و این نکته را برجسته می سازد که او با محور قرار دادن بدن زیسته و بازتفسیر تحویل، راه را برای انتقادی شدن پدیدارشناسی می گشاید. او نشان می دهد که تحویل کامل ناممکن است و همین ناممکن بودن، به جای آنکه سوژه ای محض را آشکار کند، درهم تنیدگی گریزناپذیر ما با جهان تاریخی و اجتماعی را برملا می سازد. مقاله، در گام سوم، قدرت روش شناختی پدیدارشناسی انتقادی را از طریق کاربست آن در تحلیل ساختارهای سرکوب به بحث می گذارد. این بخش نشان می دهد که تجارب زیسته مرتبط با نژاد، جنسیت و بدن مندی صرفاً تجاربی فردی نیستند، بلکه برآمده از ساختارهای بیناسوژگانی و تاریخی ای هستند که افق امکان های تجربه ما را شکل می دهند و گاه محدود می کنند. بدین ترتیب، پدیدارشناسی انتقادی از طریق نقد این پیش فرض ساده اندیشانه که جهانی مستقل از تجربه وجود دارد و می توان آن را به آگاهی درآورد به ما می آموزد که پدیدارها متنوع، خاص و دشواریاب هستند و چون چنین است نمی تو"؛ پدیدارشناسی انتقادی"؛ سوژه موقعیت مند"؛ ،"؛ اگوی استعلایی"؛ ساختارهای سرکوب"؛ تجربه زیسته"؛ ، "؛ بدن مندی"ان از اتقان معرفتیِ متعلق به قلمرو متافیزیک حضور پدیدارها سخن گفت.
۶۸.

عقلانیت درونی در اختلاف نظر دینی: نقدی بر نظریه ی جان پیتارد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
مسئله اختلاف نظر دینی یکی از چالش های اساسی در فلسفه دین و معرفت شناسی است که همواره پرسش هایی عمیق درباره عقلانیت باورهای دینی و التزام مؤمنان به آنها را مطرح می کند. این مقاله به تحلیل دقیق و مفصل نظریه جان پیتارد در کتاب اختلاف نظر، تسلیم و التزام دینی می پردازد. پیتارد با معرفی مفهوم «دفاع عقلانی درونی» مدلی را پیشنهاد می کند که به مؤمنان اجازه می دهد با حفظ تعهد عمیق به باورهای خود، در عین حال، به واقعیت وجود اختلاف های گسترده و جدی در میان باورهای دینی مختلف نیز اذعان کنند. این رویکرد، تلاشی است برای ایجاد تعادل میان وفاداری دینی و فروتنی معرفتی، و برای حفظ گفت وگوی صادقانه در مواجهه با تنوع دینی. در این مقاله، ضمن تشریح مفصل دیدگاه پیتارد، به نقد معرفت شناختی و فلسفی آن می پردازیم و به تهدیدهایی، از جمله خطر نسبی گرایی در تمایز عقلانیت فردی و بین الاذهانی، ابهام در تعیین مرزهای وفاداری عقلانی و جزم اندیشی، نزدیکی نظریه پیتارد به معرفت شناسی اصلاح شده، و ضعف در ارائه مسئولیت معرفتی روشن در مواجهه با اختلاف نظر دینی، اشاره می کنیم. همچنین، پیامدهای عملی و فرهنگی این دیدگاه را برمی رسیم و پیشنهادهایی برای توسعه و تقویت نظریه ارائه می کنیم. در نهایت، با هدف کمک به فهم بهتر عقلانیت دینی در دنیای متنوع معاصر و ارتقای گفت وگوی بین دینی، بر اهمیت تبیین دقیق تر معیارهای عقلانیت و مسئولیت های معرفتی تأکید خواهیم کرد.
۶۹.

Kinds of Unity of the Soul in Plato(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۷۵
In my study, I investigate aspects of Plato’s analysis of the kinds of unity of the individual soul. The text to which I shall refer in my essay is Plato’s Republic. Throughout Plato’s Republic, the soul is represented as a composite entity. Since any soul is composed of different parts, namely the rational part, the spirited part and the appetitive part, the soul can have different developments. On the one hand, the parts of the soul are given; on the other hand, the development of the parts of the soul is not given but depends on education and on the influence exercised by society. Thus, the kinds of unity of the individual soul can be different from each other depending on the part of the soul which leads the whole soul. Only the unity produced by the rational part corresponds to a morally healthy condition of the soul, whereas the prevalence of the other parts brings about unhealthy conditions of the soul.
۷۰.

آیا متافیزیک عامل اصلی بحران های اکولوژیکی است؟ نقد فلسفی- فرهنگی مقاله تاریخی لین وایت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
در سال های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان هایی جز جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی رشد یافته و نحوه شکل گیری این جهان ها در چهار سطح تبیین شده است. به نظر می رسد ساله ا پیش از مطرح شدن چنین نظریه هایی در فیزیک، فیلسوفانی مانند لایب نیتس به وجود جهان هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان کرده اند و وجود آنها را ممکن پنداشته اند. در تفکر لایب نیتسی این نظریه که با نام جهان های ممکن شهرت دارد، در ارتباط با حقایق عقلی (در برابر حقایق واقعی) تبین شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان گرایی و فعلیت گرایی ارائه کرده اند. مسئله ای که پژوهش پیش رو در پی پاسخ آن است، میزان تطبیق پذیری نظریه جهان های بسیار در فیزیک و فلسفه است. واقعیت آن است که درباره ماهیت علمی یا فلسفی فرضیه جهان های بسیار نمی توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته های پژوهش نشان می دهد که می توان نظریه جهان های بسیار را نظریه ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می پردازند، اما مکمل یکدیگر هستند و ما را در حل معضل چیستی و کیفیت وجود جهان های بسیار یاری می رسانند.
۷۱.

تکنولوژی و تربیت، بازتصویر خودآیینی در آینه پسا پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
خودآیینی هدفی محوری در تربیت دوره جدید است. شخص خودآیین کسی است که در قید موانع بیرونی نباشد، و تحت تعریفی مشخص، افکار و کنش های او به خودش تعلق داشته باشد. با این وجود نگرش فردگرایانه سنت لیبرال به تنهایی نمی تواند پاسخگوی پرسش از خودآیینی باشد. ما باید بتوانیم به چالش های نظری و عملی که تکنولوژی در ارتباط با خودآیینی به وجود آورده است پاسخ دهیم. پساپدیدارشناسی دیدگاهی بدیع در این زمینه به ما ارائه می دهد. ما در این پژوهش ابتدا به روش تحلیل مفهومی به تطبیق مضامین اساسی خودآیینی با نظریه پساپدیدارشناسانه پرداخته ایم. بر این اساس تکنولوژی ها هیچ گاه اشیائی بیگانه با انسان نبوده بلکه همزیست انسان ها هستند و لذا سوژه انسانی نمی تواند از تکنولوژی ها کاملا مستقل باشد. با این وجود اگر قصدیت های پنهان تکنولوژی درک نشده و برای مواجهه با آن پیش بینی های لازم انجام نگیرد، ممکن است مخل خودآیینی انسان و فرآیندهای تربیتی باشد. پیشنهاد اصلی این پژوهش فهم خودآیینی مبتنی بر روابط درهم تنیده انسان با تکنولوژی در جهان جدید است. در عصر تکنولوژی های هوشمند و همه جا حاضر، خودآیینی در افقی جدید از امکان های تحقق خویشتن فهم و ارزیابی می شود. لذا باید چارچوب های نظر و عملی را شکل داد که به زیستن خلاق با تکنولوژی منجر می شود. بازتعریف نقش عادات تکنولوژیک در تربیت، پرورش مهارت های تکنولوژیک و خویشتن ورزانه در ارتباط با تکنولوژی ها و طراحی فضا-زمانِ زیست کودکان و نوجوانان، مبتنی بر فهم پساپدیدارشناختی از روابط انسان و تکنولوژی، راهبردهای اصلی در پیاده سازی این نگرش اند
۷۲.

بررسی امکان تطبیق رتبی میان فلسفه ها با تمرکز بر مسئله موادث ثلاث در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
در تطبیق فلسفه ها بنابر آن چه که پیشگامانی هم چون کربن درنظر دارند، هم باید به مشترکات دو دستگاه فکری نظر داشت و هم بر تمایزات؛ درواقع با یافتن نقاط مشترک و بر مبنای آنها، به مقارنه دو تفکر در موارد اختلافی پرداخت. براساس این و نیز با پذیرش این واقعیت که در همه دستگاه های فلسفی ، عنصر و یا عناصری مشترک هستند، می توان همه این نظام های فکری را در ضمن ساختاری سلسله مراتبی، مورد تطبیق قرارداد وآن را «تطبیق رتبی» نامید، هدف این نوع تطبیق، می تواند چیزی بیش از مقارنه صرف دستگاه های فلسفی باشد و شاید بتواند در بستر مفاهمه ای علمی و منطقی، نقص هردستگاه را نشان داده و متناسب با خود آن دستگاه، راه ارتقاء آن را نشان داد. لذا در این نوشتار با بهره از روش تحلیلی، توصیفی، پس از بیان مختصات چنین تطبیقی میان دستگاه های فلسفی، چگونگی پیاده سازی آن در قالب دو روش صعودی و نزولی، بیان شده و به منظور ارائه یک نمونه از هر دو روش، ابتدا با معرفی ملاصدرا به عنوان فیلسوفی که می توان از منظری خاص، چنین تطبیقی را درآثارش صورت بندی نمود، تلاش گردید که با بررسی نوع مواجهه او با مسئله مواد ثلاث در بخش کوچکی ازکتاب اسفار اربعه، امکان و چگونگی روش نزولیِ این تطبیقی، میان سه دستگاه فلسفی مشائی، تشکیک خاصی و وحدت شخصی وجود در مسئله مذکور، نشان داده شود. هم چنین؛ مسئله نحوه تحقق موجودات و کثرت آن ها در سه دستگاه مذکور از این منظر رتبی، مورد تطبیق قرار گرفت تا نمونه ای برای روش صعودی تطبیق مذکور، ارائه شود
۷۳.

وجدان اخلاقی از دیدگاه علامه محمدتقی جعفری: بررسی معرفت شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۳۴
درباره وجدان از ابعاد مختلف معناشناختی، هستی شناختی و معرفت شناختی، و در معرفت شناسی وجدان از مباحث متعددی از جمله معرفت وجدان به حسن و قبح اخلاقی می توان بحث کرد. اینکه آیا می توان وجدان را یکی از راه های شناخت احکام اخلاقی دانست؟ ویژگی های معرفت وجدان اخلاقی چیست و چه تفاوتی با معرفت عقلی دارد؟ اقسام آن کدام است و از چه اعتبار معرفتی برخوردار است؟ این مقاله با استفاده از آثار و اندیشه های علامه جعفری و با روش توصیفی تحلیلی به پاسخ سؤالات مذکور پرداخته و به این نتایج دست یافته است که وجدان یا همان نفس انسانی است و یا یکی از قوای نفس. در صورت دوم، یا قوه تحریکی مراد است یا قوه ادراکی. در صورت دوم، معرفتش یا حصولی است و یا حضوری. در صورت حصولی بودن، اگر مطابق با واقع باشد، معتبر است و در صورت حضوری بودن به دلیل اتحاد عالم با معلوم، خطا در آن ناممکن است. معرفت وجدان، هرچند شخصی است اما به دلیل صدور احکام کلی برخاسته از سرشت مشترک همه انسان ها، به نسبی گرایی اخلاقی منتهی نمی شود.
۷۴.

معانی و کارکردهای تناقض از نگاه سیمون وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۲۰
نوع مواجهه فیلسوفان با تناقض آنچنان بنیادین و حائز اهمیت است که در تاریخ فلسفه جریان ساز بوده است. سیمون وی از جمله فیلسوفانی است که نگاه متفاوتی به مسئله تناقض دارد. مسئله اصلی این پژوهش مفهوم شناسی تناقض در اندیشه فکری سیمون وی و تبیین جایگاه آن در سیستم فکری اوست. می توان سه معنا از تناقض را در اندیشه سیمون وی یافت. 1. «تضاد» میانِ امور به نحوی که مواجهه قوه ادراکی با آن، انسان را به طرح ریزی مجدد در افکارش وامی دارد. 2. «ناهمگونی» میان دو امری که هیچ معیارِ عقلانی مشترکی در میان نیست. 3. جایی که دقیق ترین کاربرد هوش منتهی به بن بست می شود که از آن به «سِرّ» تعبیر می شود. هریک از معانی تناقض به نحوی می توانند نقش سازنده در رشد و تعالی انسان داشته باشند و به مثابه منطق تفکر و دروازه نیل به حقیقت نقش ایفاء کنند. در پایان سیمون وی تناقض را به مثابه یک واسطه (متاکسو) در نظر می گیرد که امر طبیعی را به امر فرا طبیعی پیوند می دهد و منجر به یک هارمونی و انسجام در عالم می شود. هدف این پژوهش، تقریر منسجم و نظام مند از مفهوم و جایگاه تناقض در نظام فکری سیمون وی با نگاهی توصیفی و تحلیلی است.
۷۵.

مهندسی مفهومی و برخی چالش های روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
فلسفه تحلیلی در سال های اخیر با چالش های روش شناختی گوناگونی مواجه بوده است. در مقاله حاضر، ابتدا دو مورد از این چالش ها به بحث گذاشته می شود که دو روش مرکزی فلسفه تحلیلی را زیر سؤال می برند، یکی معطوف به روش تحلیل زبانی و دیگری معطوف به روش آزمایش فکری. در ادامه به معرفی مهندسی مفهومی به منزله یک روش نوپا که برای غلبه بر چالش های روش شناختی فلسفه تحلیلی طراحی شده است می پردازیم. پس از تقریر کلیات این رویکرد، پاسخ های آن به دو چالش بالا را بحث می کنیم و از معقولیت آن ها دفاع می نماییم. افزون بر این، ما دو ایده تازه را نیز درموردِ مهندسی مفهومی به اشتراک می گذاریم، یک ایده یک صورت بندی جامعِ پنج مرحله ای از مهندسی مفهومی است که نسبتِ آن را با برخی حوزه های مرتبط همچون زبان شناسی و فلسفه آزمایشی به تصویر درمی آورد. دومی پاسخی تازه به چالش معطوف به آزمایش فکری است که نگرانی های پاسخ کنونی در موردش مطرح نشود. بدین ترتیب، مقاله حاضر نه تنها ادبیات مهندسی مفهومی را برای نخستین بار به زبان فارسی معرفی می کند بلکه آن را یک گام نیز به جلو می برد.
۷۶.

تحلیل معرفت شناسانه گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از جهات مغفول مانده در سنت فلسفی جهان اسلام مسئله فلسفه اخلاق اسلامی است. هنگامی که سخن از فلسفه اخلاق به میان می آید غالباً مقصود فلسفه اخلاق به معنای خاص آن یعنی فرااخلاق می باشد. در فرااخلاق یا همان اخلاق تحلیلی یکی از مباحث، معرفت شناسی گزاره های اخلاقی است. تحقیق حاضر درصدد به دست آوردن معرفت شناسی گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی است. برای حصول نظرگاه فارابی و غزالی در خصوص گزاره های اخلاقی به نگاه این دو اندیشمند به مسئله حسن و قبح و همچنین مواد اقیسه در منطق پرداخته شده و در نهایت تحلیلی معرفت شناسانه از گزاره های اخلاقی از منظر این دو حکیم ارائه شده است. فارابی در حوزه معرفت شناسی گزاره های اخلاقی، این گزاره ها را گزاره هایی انشایی (البته نه انشایی محض) و اعتباری می داند که کارکردی جدلی دارند. غزالی نیز همانند فارابی قائل به انشایی و اعتباری بودن این دسته از گزاره ها و جدلی بودن آن ها می باشد با این تفاوت که فارابی اعتبار گزاره های اخلاقی را عقلی و غزالی ریشه اعتبار این دسته از گزاره ها را در شرع می داند و قائل به شرعی بودن اخلاق است.
۷۷.

مفهوم تجربه نزد هگل و وایتهد: شناخت و فراشناخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۲۳۵
بحث از تجربه نزد هگل و وایتهد با یک مبنای اساسی و شبیه به هم، مطرح اما در دو مسیر کاملاً متفاوت بسط می یابد. مبنای این دو فیلسوف در مورد تجربه گره زدن بحث از آن به چیستی هستی است؛ هر چند این موضوع نیز به رغم شباهت هایی که میان شان هست، متفاوت می نماید. هگل واقعیت را در صیرورت می داند تا روح به مرحله نهایی خود برسد. بنابراین تجربه را در این ساختار مورد توجه قرار داده و معنا و مفهومی در حوزه شناخت برای آن قائل می شود. وایتهد نیز به صیرورت قائل است اما به روح قائل نیست و هر چه به تجربه دربیاید را واقعیت می داند. بنابراین مفهوم تجربه نزد او از حوزه شناخت بیرون می رود. ما در بررسی و تحلیل تجربه میان این دو فیلسوف با اینکه حضور مبنای مشترک را همه جا می توانیم دریابیم، اما می بینیم در بیشتر موارد این دو از هم متمایز می شوند و این موضوع به علت فهم متفاوت هر یک از تجربه است. ما در تحقیق حاضر سعی کرده ایم با مبنا قرار دادن مفهوم و ویژگی های تجربه میان هگل و وایتهد و با استفاده از آثاری که توانستیم مطالعه کنیم، در پاسخ به این پرسش که: «اگر آنچه از تجربه نزد هگل و وایتهد می توانیم دریابیم را در برابر هم قرار دهیم، چه چیزی به دست خواهیم آورد؟» ضمن نشان دادن وجوه «شباهت» و «تفاوت» را میان این دو فیلسوف به این نتیجه برسیم که «وایتهد در بحث تجربه از هگل عبور کرده است». 
۷۸.

مسائل علم بر مبنای سه سیر فلسفی ملاصدرا (نگاه ماهوی، اصالت وجود وحدت تشکیکی و اصالت وجود وحدت شخصی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۴
تحولِ حکمتِ صدرایی در سه مرتبه ی نگاه ماهوی، اصالت وجود وحدت تشکیکی و اصالتِ وجودِ وحدت شخصی محرز است؛ ما در این مقاله تغییر و تحول های روی داده در چند مبحثِ مهمِ علم را مورد بررسی قرار می دهیم که عبارتند از: «تفکیک یا عدم تفکیک میان وجود ذهنی و علم»، «مسائل و معضلاتِ وجود ذهنی»، «رابطه ی نفس و قوایِ آن»، «قیامِ صور به نفس» و «تفاوت در ترتیبِ معلومِ بالذات و معلومِ بالعرض». بر مبنای سیر اول، یعنی در نگاهِ ماهوی، چندان میانِ وجود ذهنی و علم تفاوت قایل نشده اند؛ اما در سیر دوم این تفکیک انجام می گیرد و در نتیجه معضلاتِ مرتبط با وجود ذهنی و علم از هم تفکیک پیدا می کند و در نتیجه از خلط مباحث جلوگیری می شود. لازمه ی سخن قبلی این است که برخلافِ وجود ذهنی، علم امری نفسی است نه قیاسی. نوعِ پاسخ به اشکالاتی که در بابِ وجود ذهنی مطرح می شود در دو سیر تفاوت مهمی پیدا می کند؛ در سیر اول از تفاوت گذاشتن میان حمل اولی ذاتی با حمل شایع صناعی این امر محقق می شود حال آن که به اقتضای سیر دوم با حملِ حقیقت و رقیقت این امر صورت می گیرد؛ و در سیر سوم حملِ میانِ موضوعات و محمولات حملِ ظاهر و مظهر است؛ از این رو بر مبنای این حمل باید به موضوع نظر شود؛ باز به اقتضای سیر اول، به جای تعبیرِ قوا، تعبیرِ مراتب و در سیر سوم تعبیر شئون به کار می رود. همچنین ترتیب معلوم: معلومِ بالذات، بالعرض، و بالعرضِ بالعرض) بر حسبِ سه مرتبه تحول های بنیادینی تجربه کرده اند.
۷۹.

Paraconsistency and its Possibilities: a personalised and partial perspective of the past(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۸
I take paraconsistent logic to be one of the most important and significant developments in logic and metaphysics in the last 100 years, challenging, as it does, one of the deepest dogmas entrenched in Western philosophy: that consistency is a sine qua non of rational thought. This paper looks back at the modern development of the subject. It is partial, in that it concerns only what one might call the formative years of the subject. It is personal, in that I describe my own involvement in some areas. The first part of the paper concerns paraconsistency as such. It starts with the name itself, its origin and its meaning. After a brief look at the history before the 20th century, it notes the work of the early pioneers: Orlov, Jaśkowski, Halldén, Smiley, Val and Richard Routley, and da Costa. For each of these, it describes both what motivated them, and the techniques they used in their constructions. It then describes the early reception of paraconsistency, and the way that it became a global movement. Next, the paper turns to dialetheism, again starting with the name itself and its meaning. After a brief look at the history of the notion before the 20th century, it describes the origin of the modern subject in the work of Richard Routley/Sylvan and myself. Finally, it turns to one of the major applications of paraconsistency: inconsistent mathematics—and specifically set-theory, arithmetic, and geometry. It notes the work of da Costa, Routley/Sylvan, Meyer, Mortensen, and others, describing some of the results concerning the mathematical theories they investigated.
۸۰.

پدیدارشناسی عشق و نسبت آن با زیبایی نزد سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
شهاب الدین یحیی سهروردی فیلسوف اشراقی و حکیم نامدار ایرانی است که توانست حکمت بحثی را با حکمت ذوقی در هم آمیزد و بنیان وجودشناسانه محکمی برای نظریه اشراقی خود فراهم آورد. سهروردی که فلسفه اش را بر پایه نور بنا کرده و فیلسوف نور نامیده شده است، علاوه بر تسلط بر علوم زمانه اش، اهل ریاضت و سیر و سلوک و صاحب مکاشفات بسیاری بود. او حکمت یونان و ایران باستان را که از منظر وی بیان کننده حقیقت واحدی هستند، در نظریه اشراقی خود به کار بست همان گونه که از تعقّل به همراه کشف وشهود در خدمت نیل به حقیقت جامع و واحد الهی بهره گرفت. مقاله پیش رو برآن است که با تأملی پدیدارشناختی در معنا و مفهوم عشق نزد سهروردی، به کنه نظریه وی در باب عشق نزدیک شود و نسبت عشق را با زیبایی روشن سازد و لذا پرسش اصلی مقاله این است که عشق نزد سهروردی به چه معنایی است و چه نسبتی با زیبایی دارد؟ نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که عشق همانند وجود است که از ذات حق که نورالانوار و مظهر کمال و جمال عشق مطلق است، در سرتاسر هستی، سریان و جریان پیدا کرده و پیوند آن با زیبایی پیوندی جاودانه است و این دو همانند نور و وجود، اموری ذومراتب هستند. مبنای کار در این پژوهش، رساله مونس العشّاق یا فی حقیقه العشق است، هرچند به تناسب موضوع، به کتاب مهم حکمهالاشراق که بیشتر با روش ذوقی و بر مبنای کشف و شهود نگاشته شده و نیز دیگر آثار سهروردی توجه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان