ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۸۱.

دیالکتیک علیت و تقویم: بازخوانی ساختاری پدیدارشناسی شناخت بدنمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
مسئله دیرپای ذهن -بدن که طی قرون در قالب دوگانه انگاری دکارتی تبیین می شد امروزه در فلسفه ذهن به بن بست هایی نظری انجامیده است. پدیدارشناسی، با نقد مبانی دوگانه انگارانه، چشم اندازی نو برای تبیین شناخت بدنمند گشوده و منظومه ای از مفاهیم پیش می نهد. بااین حال، این مفاهیم اغلب به صورتِ مجموعه ای از بینش های پراکنده معرفی شده اند. این پژوهش، در بازخوانی ساختاری پروژه پدیدارشناسی شناخت بدنمند، در پی کشف منطقی درونی است که این مفاهیم را به یکدیگر پیوند می دهد و استدلال می کند که این اصل وحدت بخش در قالب انقلابی پارادایمی نهفته است: گذار از تبیین های علّی به توصیف های تقویمی از شناخت. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، با بهره گیری از تمایز میان تبیین «علّی» و «تقویمی» در فلسفه علم معاصر، به تحلیل ساختار درونی پدیدارشناسی می پردازد. یافته های این پژوهش در دو سطح آشکار می شود: نخست، تحلیل ما نشان می دهد که این مفاهیمِ پراکنده همگی تجلیات مختلفِ یک «چرخش تقویمی» واحد هستند که در سه قلمرو ی اصلی یعنی بازتعریف «عامل شناختی»، «جهان شناختی» و «مرزهای شناخت» ردیابی می شود. سپس، در سطحی عمیق تر، استدلال می شود که پدیدارشناسی، با بازتعریف تقویم به عنوانِ فرایندی درزمانی و درهم تنیده با علیت، از تمایز استاندارد علّی-تقویمی فراتر می رود و مدلی پویا و دیالکتیکی برای فهم شناخت ارائه می کند. اهمیت این یافته ها نه تنها در ارائه چارچوبی منسجم برای پدیدارشناسی شناخت بدنمند بلکه در فراهم آوردن ابزاری مفهومی برای مداخله در مناظرات محوری فلسفه ذهن و حل چالش های آن با چارچوبی غیرتقلیل گرایانه است.
۸۲.

کارکرد استعاره در هرمنوتیکِ فلسفیِ گادامر و پراگماتیسم دیویدسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
هانس گئورگ گادامر و دونالد دیویدسون دو تن از متفکرانی هستند که استعاره را در ساحت فلسفه مفهوم پردازی می کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی مفهومِ «استعاره» به مثابه مدخلی برای نیل به حقیقت از منظر دو فیلسوف یاد شده است. یافته های پژوهش؛ افقی را پیش روی ما می گشایند تا در پرتو امتزاج افق های گادامر و مفهوم مفاهمه دیویدسون؛ انسان را به مثابه موجودی مفسر فهم کنیم که در تلاشی مداوم برای رسیدن به فهمِ حقیقت است. هر دو فیلسوف معتقداند که فهم ، تفسیر و استعاره مبتنی بر زبان هستند، با این تفاوت که نزد گادامر، استعاره به صورت هستی شناختی و در چارچوب کاربرد فهم، که همان تفسیر است، بنیادگذاری می شود. فهم همواره تفسیری متضمن کاربرد است-، از سویی دیگر نزد دیویدسون، استعاره در قامتی معرفت شناختی صورت بندی شده و در واقع آنچه به عنوان معنای استعاری شناخته می شود، معنا نیست، بلکه کاربردی خاص از آن است. پرسش اصلیِ جستار حاضر به چگونگی بنیادگذاریِ مفهوم حقیقت از خلال کارکرد استعاره می پردازد؟ بر اساس روش توصیفی-تحلیلیِ صورت پذیرفته شده بیان می شود که: استعاره نزد گادامر کارکردی فلسفی و فراگیر دارد، اما نزد دیویدسون در قامت آرایه ای ادبی ظاهر می شود. با این حال استعاره می تواند ذیل مفاهیم «افق» از منظر گادامر و «جهان مشترک» از منظر دیویدسون، مدخلی برای تبیین حقیقت باشد. همچنین، بنیادگذاری مفهوم حقیقت به واسطه استعاره، نوآوری جستار حاضر لحاظ می شود.
۸۳.

نقش هوش فرهنگی بر تصمیم گیری مدیران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش فرهنگی با شیوه های تصمیم گیری مدیران دبستان بندر گناوه بود. روش کار: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران دبستان بندر گناوه در سال ١٤٠3 بود. ٣٩ نفر از آنان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. از پرسشنامه های شیوه های تصمیم گیری اسکات و بروس (١٩٩٥)، هوش فرهنگی آنگ وهمکاران (٢٠٠٤) جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون جهت تجزیه و تحلیل داده ها به کاربرده شد. نتایج: نتایج نشان داد که بین تمامی ابعاد هوش فرهنگی (عامل فراشناختی ، عامل شناختی یا دانشی ، عامل انگیزشی و عامل رفتاری ) با سبک تصمیم گیری عقلانی و سبک تصمیم گیری شهودی رابطه مثبت و معنادار، بین تمامی ابعاد هوش فرهنگی (عامل فراشناختی ، عامل شناختی یا دانشی ، عامل انگیزشی و عامل رفتاری ) با سبک تصمیم گیری وابستگی و سبک تصمیم گیری آنی رابطه معکوس و معنادار و بین عامل فراشناختی و عامل شناختی یا دانشی با سبک تصمیم گیری اجتنابی رابطه معکوس و معنادار وجود داشت . علاوه بر این نتایج رگرسیون نشان داد که متغیرعامل فراشناختی و عامل شناختی یا دانشی (ابعاد هوش فرهنگی ) سبک تصمیم گیری عقلانی و متغیرعامل فراشناختی (ابعاد هوش فرهنگی )، عامل انگیزشی و عامل شناختی یا دانشی توانستند سبک تصمیم گیری شهودی را تبیین کند. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که مدیرانی که با به کارگیری رویکردهای مناسب ، موجبات افزایش اثربخشی خود و سیستم آموزشی و فرهنگی سازمان اعتماد در سازمان و سازگار شدن شغل را فراهم می کنند، امتیازات تشویقی اختصاص یابد.
۸۴.

گذار از تعاون جمعی به حوزه سیاسی و اخلاقی در جهت برون رفت از بحران سیاسی براساسِ اندیشه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۵
مسئله مرکزی این مقاله بر این پرسش استوار است که سهروردی چگونه اندیشه سیاسی اش را باتوجه به وضعیت جهان موجود تأسیس می کند؟ و نه آنچنان که مشهور است مبتنی بر مناسبات جهان خیالی. به زعمِ نگارندگان، با مطالعه دقیق اندیشه سیاسی سهروردی متوجه می شویم که او فلسفه اشراقی و به ویژه دیدگاه سیاسی اش را در پاسخ به مسائل و بحران های سیاسی و اجتماعی زمانه تأسیس می کند. او مهم ترین مشکل سیاستِ زمانه خود را در تغلبی بودن آن می داند و، با توسل به دیدگاه خود، منطق سیاست اشراقی را در مقابل سیاست تغلبی توضیح می دهد. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که او چه امکانات مفهومی ای را برای مقابله با دیدگاه تغلبی زمانه خود تدارک می بیند و باتوجه به این امکانات مفهومی چگونه با عمارت دستگاه تغلبی مقابله می کند؟ روش پژوهش در این مقاله توصیفی–تحلیلی است. یافته ها و نتایج نوشته حاضر این است که او در سیاست اشراقی به دنبال مؤلفه هایی است که ازطریقِ آن ها ساختار سیاست تغلبی را به چالش بکشد. سیاست اشراقی با محوریت تعاون جمعیِ مبتنی بر نظام نیازها، استنتاج امر سیاسی از درون نظام نیازها، مصلحت عمومیِ برآمده از ساختار عقلانی جهان، عدالت جمعی و اخلاق مدنی و سیاسی، نظام سیاست اشراقی را درمقابلِ سیاست تغلبی علم کند. 
۸۵.

انسان فرجامین در پردیس آغازین: بررسی تحلیلی تفاسیر هگزامرون در آموزه های یوهانس اسکاتوس اریوگنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
 باغ عدن یا پردیس در آموزه های یوهانس اسکاتوس اریوگنا متأله و فیلسوف ایرلندی قرن نهم میلادی، متناظر با طبیعت مظهور انسان است و آن عالمی است که تماماً با عقل الهی صورتبندی شده است. اریوگنا، پردیس یا عالم تئوفانیک را طبیعت متجلی و نمادین الوهیت می داند و طبق نص تورات آن را بر شاکله الوهی انسان (Imago Dei) ذکر می کند. با این حال، وی بین مخلوق تقدیری الوهیت که مطابق با علم خداوند به منصه ظهور می رسد و خلقتِ حاصل از پیش دانی الهی از عصیان انسان که جهان هابط است، خط فاصله می گذارد. اریوگنا رسیدن افراد انسانی به پردیس خود را امری پسینی و در گروی گشودگی عقلی (دیالکتیک) ضمن ایمان ترسیم می کند و بر خلاف نگاه غالب کاتولیسم، انسان هابط را رانده شده از پردیس خود نمی بیند، بلکه در باور او انسان ربطی ذاتی با طبیعت یا صورت عقل عالی خود دارد که نیل به آن با گام های دانش روح، یعنی دیالکتیک عقلی امکان پذیر است. با این همه اریوگنا رسیدن به پردیس را غایت حرکت انسان تلقی نمی کند، بلکه وصول به سرّ پردیس که مرادف با عبور خواص انسان ها از طبیعت انسانی به الوهیت است، همان غایتی است که احراز آن تنها با فیض الهی ممکن می گردد.
۸۶.

آثار معرفتی فضیلت اخلاقی شکر در قرآن کریم و معرفت شناسی فضیلت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
قرآن کریم برای فضیلت اخلاقی شکر آثار معرفتی بیان می فرماید. رویکرد مسئولیت گرا در معرفت شناسی فضیلت گرا می تواند پاسخ دهد که چرا چنین آثاری وجود دارد. از معرفت شناسان فضیلت گرا تنها رابرتس است که می توان مقدمات لازم اخلاقی و معرفتی را برای دادن چنین پاسخی از آثار او به دست آورد. من ابتدا تعریفی قرآنی از شکر به دست می دهم. سپس تعریف رابرتس را بیان می کنم و آنگاه این دو تعریف را مقایسه می کنم. در گام بعد تعریفی قرآنی از فضیلت اخلاقی شکر به دست می دهم. سپس تعریف رابرتس را بیان می کنم و آنگاه این دو تعریف را مقایسه می کنم. در گام بعد آثار معرفتی شکر را در قرآن کریم به تفکیک شکر و آیه، شکر و ایمان، شکر و هدایت، شکر و قوای معرفتی و شکر و حکمت بیان می کنم. سپس معرفت شناسی رابرتس و بر آن اساس آثار معرفتی شکر را به اجمال توضیح می دهم. آنگاه آثار معرفتی شکر در قرآن کریم را براساس آرای معرفتی رابرتس تبیین می کنم.
۸۷.

تقلیل اسطوره انسان -پیدایی به اسطوره پیدایش تکنولوژی در فتوت نامه های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
در دوره اسلامی، شواهدی مبنی بر وجود تفکری غیرفلسفی درباره تکنولوژی وجود دارد که تاکنون مغفول مانده است. بخش اصلی این تفکر در آثار فرقه ای فتوّت انعکاس یافته است که به ادبیات عرفانی تعلق دارند. در برخی از این رساله ها در چارچوبی اسطوره شناختی به جنبه هایی از تکنولوژی پرداخته شده است که بررسی آنها می تواند از مفهوم تکنولوژی در تلقی بخش مهمی از جامعه اسلامی قدیم، یعنی عوام صنعتگر، پرده بردارد. مقاله حاضر بر یکی از اساطیر مذکور در رساله ها، یعنی اسطوره انسان-پیدایی، تمرکز می کند و از طریق بررسی تطبیقی تقریر فتوّت از این اسطوره با تقریرهای رسمی آن در ادبیات اسلامی نشان می دهد که تقریر فتوّت تفاوت های نحوی و معنایی قابل توجهی با دیگر تقریرها دارد. در این تقریر اسطوره انسان-پیدایی به برخی خرده اسطوره های مبدأ تقلیل داده می شود که مضمون اصلی آنها، برخلافِ تقریرهای دیگر، نه پیدایش انسان، بلکه پیدایش تکنولوژی است. هرچند برخی از این خرده اسطوره های پیدایش تکنولوژی در تواریخ نیز آمده اند و الگوهای ساخت آنها نیز برگرفته از روایت های پیدایش آئین در رساله های صوفیانه است، با این حال، تقریر فتوّت چیزی بیش از حاصل یک جرح و تعدیل ساده از این روایت های قدیم تر است.
۸۸.

اخلاق کیفرگرایی از منظر مقاصد شریعت شاطبی و فایده گرایی بنتام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۱۴
کیفردهی، توجیه مجازات و نسبت کیفردهی با عدالت از جمله مباحثی مهم هستند که در فلسفه اخلاق و مباحث فقهی مورد توجه اندیشمندان بوده اند. در مقاله حاضر، ابتدا، تعریف کیفرگرایی و هدف از آن بیان شده است. سپس، نظریه های شاطبی و جرمی بنتام در باب مجازات بیان شده اند و پس از بحثی تطبیقی، نظریه بنتام از موضع شاطبی نقد و بررسی شده است. در فایده گراییِ بنتام، کیفردادن به خودی خودی رنج محسوب می شود؛ مگر اینکه نفع آن بر ضرر آن غلبه کند. در مواقعی هم که موجب بیشترین نفع برای بیشترین افراد می شود، مجازات کردن مطلوب است؛ اگرچه موجب بی عدالتی شود. بر مبنای کیفرگرایی شاطبی، مجرم باید مجازات شود. یکی از مهم ترین دلایل آن بازدارندگی مجازات کردن است. اگر در موقعیت هایی نادر هم موجب بازدارندگی نشود، باز هم باید مجازات شود؛ زیرا چه بسا دارای مصالحی باشد که بر ما مخفی هستند. می توان با نظریه کیفرگرایی شاطبی که در قیاس با فایده گرایی کلاسیک رویکردی قاعده محور دارد، نظریه کیفرگرایی بنتام را نقد کرد و اشکال هایی از جمله زیر سؤال رفتن مبحث عدالت در کیفردهی را وارد دانست. در کنار آن، سه تفاوت مهم میان مقاصد شریعت شاطبی با کیفرگراییِ فایده گرایانه بنتام بررسی شده اند که به نوعی قوت و برتری مقاصد شریعت بر فایده گرایی را نشان می دهند. این تفاوت ها عبارت اند از: 1. معیارهای زمانی مصلحت، 2. انحصار لذت فایده گرایان در لذات مادی و جامعیت لذات (مادی و معنوی) در مقاصد شریعت و 3. فرع بودن اعتبار دین بر دنیا در فایده گرایی و تقدم دین بر دنیا در مقاصد شریعت مدنظر؛ به گونه ای که دین اساس و پایه مصالح دیگر است.
۸۹.

A Disruptive Ontology of Caring Time: overcoming moral harm in care through an emancipatory ethics of time(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۹
Care ethics emphasizes the incessant nature of the work of care. The other-oriented focus of care work and the asymmetric relation between the one-caring and the cared-for entails a normative commitment to a cyclical conception of living time on the part of the one-caring. Moreover, in care, we must think of the time of the self as intertwined with the time of the other, thus constituting a mutual temporality. However, from the perspective of a feminist phenomenology of time, potential moral harms can be identified in the temporal structure of care, which may cause caring time to degenerate into uncaring time for the one-caring. To avoid such a predicament, it is imperative to develop an emancipatory ethics of time at the heart of the relational ontology of care. I argue that when various modalities of living time in care sediment into a coherentist ontology of time, only then is there a degradation into uncaring time. To positively reconstruct a radical notion of caring time, we must build a disruptive ontology within our conception of caring time, which highlights the significance of rupture, dissonance, disruption, and distortion within the everydayness of care. The argument in the paper serves a normative purpose since it draws our attention to what we owe morally to the one-caring in terms of their time. My analysis weaves together care ethics, feminist phenomenology and feminist writing from India through a philosophical engagement with Amar Jiban by Rassundari Devi.
۹۰.

بررسی آرای رواقی مارکوس اورلیوس مبتنی بر تحلیل آماری کتاب تأملات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
در سال های اخیر مکتب رواقی که ماهیتی اخلاقی دارد، به عنوان نوعی شیوه زندگی مورد توجه قرار گرفته است. آراء و باورهای مارکوس اورلیوس که از مهم ترین فلاسفه رواقی است از تنها اثر باقیمانده او یعنی تأملات قابل استخراج است. در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی و تحلیل آماری باورهای اورلیوس، میزان اهمیت و تأکید وی بر باورها و عقاید مختلف رواقی معین گردد. با این شیوه می توان تصویری بهتر از باورها و عقاید اورلیوس داشت. آراء و اندیشه های وی در بخش های مختلف شامل جهان شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و اخلاق تقسیم بندی شده است. هر یک از باورهای او با ارجاع دقیق به جملات خود وی مستند شده و ارتباط میان باورهای مختلف وی از این طریق به خوبی مشخص شده است. با نگاه آماری به کتاب تأملات باید گفت که اورلیوس نه فیلسوف مرگ، بلکه فیلسوف اخلاق و زندگی بوده است و رواقی گری نه فلسفه عزلت و انفعال سیاسی، بلکه مشوقی برای دگردوستی و مسئولیت اجتماعی می باشد. همچنین مشخص می شود که می توان کتاب تأملات را رساله ای در باب تسکین رنج و خشم نام نهاد و رواقی گری را فلسفه ای برای آرامش دانست؛ نه فلسفه ای برای تنهایی و کناره گیری.
۹۱.

براهین اتحاد عاقل و معقول در فلسفه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۲۴
اتحاد عاقل و معقول آموزه ای است که بیان صورت نهایی فلسفی خود را در فلسفه ملاصدرا بازیافته است؛ اما این اصل به بیان خودِ ملاصدرا و به شهادت متون فلسفی، ریشه در سنت فلسفی یونان باستان دارد. به عنوان نمونه اصل اتحاد عاقل و معقول را می توان نزد افلاطون، ارسطو و حتی پارمنیدس بازشناخت. انئادهای افلوطین سرشار از مباحث مرتبط با اتحاد عاقل و معقول و تبیین و کاربرد این اصل مهم فلسفی هستند. ادبیات پژوهشی در خصوص پیشینه یونانی این نظریه هم اکنون بسیار فقیر است. از آنجا که بررسی سیر تحول تاریخی ایده های فلسفی نقشی مهم در تعمیق شناخت فلسفی و روشن ساختن نسبت های درونی میان نحله های فلسفی دارد، این مقاله تلاش می کند تا مساهمتی در جهت بررسی سیر تطور این اندیشه مهم فلسفی باشد و گام نخست در این راستا، مبرهن ساختن وجود چنین اندیشه ای نزد متفکران پیشین و در این مورد خاص افلاطون، است. بنابراین ابتدا با واکاوی متون مکتوب افلاطون ، دلایل و براهین وی بر این اصل مورد بررسی قرار می گیرند و پس از به دست دادن صورت بندی کلی وی از این اصل، به بررسی این مسئله پرداخته می شود که پذیرش یا عدم پذیرش اتحاد عاقل و معقول چگونه تفاوت های مهم و معناداری در تفسیر و فهم فلسفه افلاطون و نیز دست یابی به فهمی کامل تر از نسبت فلسفه وی با فلسفه ارسطو و فلسفه اسلامی ایجاد خواهد کرد.
۹۲.

نقد و تحلیل صانعیت دمیورگوس در متافیزیک افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۳
مفاهیم «دمیورگوس» و «مثال نیک» که بخشی از نظام متافیزیکی گسترده افلاطون را تشکیل می دهند، نقش راهبردی در فلسفه این فیلسوف بزرگ دارند. مقاله حاضر به بررسی جایگاه دمیورگوس به عنوان خالق جهان محسوس و رابطه آن با مثال نیک در نظام متافیزیکی افلاطون می پردازد. با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای، این پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس نه خالقی مستقل، بلکه ناظمی است که با تقلید از عالم مُثُل، نظم را به جهانی فاقد ساختار اولیه تحمیل می کند. در این راستا، دو فرضیه اصلی بررسی شده است: نخست، مقلد بودن دمیورگوس؛ دوم، ناتوانی او در ایفای نقش منشأ اخلاق. نتایج پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس سازنده ای وابسته به مثال نیک معرفی شده که فاقد توانایی خلق از عدم است. این وابستگی، تناقضی آشکار با نگاه منفی افلاطون به تقلید در دیگر رساله ها (مانند جمهوری) ایجاد می کند. از این رو، ناهماهنگی میان حادث بودن نفس در تیمائوس و ازلی بودن آن در فایدروس، نقش دمیورگوس به عنوان خالق نفس را نیز زیر سوال می برد. از سوی دیگر، مثال نیک به عنوان منشأ اخلاق و خیر اعلی، جایگاهی فراتر از دمیورگوس دارد. در فلسفه افلاطون اخلاق نه محصول عملکرد دمیورگوس، بلکه نتیجه تقرب به مثال نیک است. این پژوهش با تأکید بر جایگاه دمیورگوس به عنوان واسطه بین مثال نیک و جهان مادی، پیشنهاد می کند که بازتعریف نقش او به عنوان ناظم الهی می تواند تناقضات موجود در تفسیرهای سنتی را کاهش دهد. یافته های این تحقیق درک عمیق تری از رابطه خالقیت، اخلاق، و نظم در فلسفه افلاطون فراهم می آورد.
۹۳.

هویت انسانی در انقلاب چهارم: خوانشی تطبیقی از دازاین هایدگر و اینفورگ فلوریدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
نقلاب چهارم با محوریت داده، نه تنها ابزارهای زندگی انسانی، بلکه بنیان های هویت او را نیز دگرگون ساخته است. این مقاله با تکیه بر انسان شناسی دو دستگاه نظری ناهمگونِ هایدگر و فلوریدی نشان می دهد که هیچ یک از این دو به تنهایی قادر به تبیین کامل هویت انسانی در جهان دیجیتال نیستند. این نتیجه از رهگذر تحلیل سه محور اصلی به دست آمده است: نخست، افق هویتی با تمایز میان «جهان» به مثابه میدان معناسازی و «اینفوسفر» به مثابه اکوسیستم اطلاعاتی؛ دوم، هم بودگی با مقایسه ی بودن-با هایدگری و هم زیستی انسان با عامل های مصنوعی؛ و سوم، ریخت زمانی با بررسی زمانمندی اگزیستانسیال در برابر پویایی داده ها. تحلیل این سه محور نشان داد که اینفورگ فلوریدی در تحلیل لایه های اکولوژیک و شبکه ای هویت توانمند است، اما قادر به حمل افق معنا و زمانمندی نیست. در مقابل، دازاین هایدگر می تواند این ابعاد بنیادین را تبیین کند، اما نسبت به پیچیدگی های محاسباتی و شبکه ای عصر دیجیتال سکوت می کند. برآیند این تحلیل، پیشنهاد مدلی «دو-لایه ای» برای هویت در جهان دیجیتال است: لایه ی اگزیستانسیال–تفسیری، افق معنا را حفظ می کند؛ و لایه ی اطلاعاتی–اکولوژیک، محیطی است که کنش ها در آن شکل می گیرند. بدین سان، تلاش این پژوهش ارائه چارچوبی نظری برای فهم هویت انسانی در انقلاب چهارم است که فراتر از داده زیستی صرف و محدودیت های اگزیستانسیالیسم کلاسیک، چشم اندازی برای فهم هویت انسانی در عصر دیجیتال فراهم می کند بدون آنکه مدعی تبیینی کامل یا جامع باشد.
۹۴.

ادراک بالعرض: بررسی دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
قوای ادراکی حیوانی در هریک از اقسام ظاهری و باطنی مدرکات بالذاتی دارند که مستقیما از سوی آن قوا ادراک می شوند. ولی گاه همراه با متعلقات خاص هر قوه ادراکی امور دیگری که در لحظه ادراک شیءای خاص مستقیما مورد ادراک هیچ یک از قوای ادراکی واقع نشده اند، نیز به ادراک درمی آیند که نحوه ادراک آنها و قوه ای که این ادراک برایش حاصل می شود نیازمند تبیین و توضیح است. ابن سینا این نوع از ادراکات را، بویژه آنجا که از نوع محسوسات باشند، «محسوس بالعرض» نامیده و قوه ادراک کننده آنها را نیز قوه وهم دانسته است. از آنجا که وهم مدرِک اموری به نام «معنا»ست که در مقابل اموری به نام «صورت» قرار می گیرند که اختصاصا از سوی حواس بیرونی ادراک می شوند، این پرسش مطرح می شود که اگر مدرَکات بالعرض از جنس محسوسات باشند و محسوسات نیز صورت باشند واهمه که مدرِک معانی است چگونه می تواند محسوسات بالعرض را درک کند. پاسخ این است که جایگاه یک متعلَق ادراکی در مقام صورت یا معنا جایگاهی مطلق نیست، بلکه با روابط و نسبت هایی که در یک فعل خاص ادراکی بین مدرِک و مدرَک برقرار می شود تعین می یابد و ازهمین رو ابن سینا معانی را نه با ویژگی غیرحسی بودن که با ویژگی «با حواس خارجی ادراک نشدن» مشخص کرده است.
۹۵.

تحلیل انتقادی ایده «بیلدونگ» به روایت هومبولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: نوشته پیش رو به تحلیل و ارزیابی انتقادی مفهوم «بیلدونگ» در اندیشه ویلهلم فون هومبولت می پردازد و می کوشد بنیان های لازم برای درک درست این ایده را بر پایه آثار اصلی او فراهم آورد. در آغاز، دشواری های تفسیر و ترجمه مفهوم «بیلدونگ» بررسی می شود تا نشان داده شود که این مفهوم، به دلیل عمق فلسفی و فرهنگی خود، به سادگی قابل انتقال به زبان ها و زمینه های دیگر نیست و نیازمند رویکردی دقیق و متناسب با بستر فکری هومبولت است. بحث و نتیجه گیری: در این بخش، برای عبور از دشواری های مرتبط با مسأله ایده یا مفهوم «بیلدونگ»، روشی مبتنی بر تحلیل مفهومی با تعدیلاتی جزئی پیشنهاد شده است. سپس اندیشه هومبولت در صورت بندی و ارائه ایده «بیلدونگ» در بستر چهارچوب های کلان فکری و تاریخی زمانه او بررسی می شود؛ زیرا به باور ما، فهم دقیق دیدگاه های او بدون توجه به این زمینه ها ممکن نیست. در ادامه، بر پایه برخی آثار هومبولت، بنیان ها و ساختار مفهوم «بیلدونگ» توضیح داده می شود و نشان داده می شود که وحدت و انسجام اندیشه هومبولت تنها در پرتو آنچه می توان «متافیزیک بیلدونگ» نامید قابل درک است؛ نگرشی فلسفی که می کوشد ماهیت و جایگاه مقولات بنیادینی چون انسان، جهان، دانش و کنش انسانی را به صورت مابعدالطبیعی و منسجم تبیین کند.
۹۶.

Beyond Political Neutrality and Impartiality: Towards Transformative Civic Education in Undemocratic Times(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
This paper responds to the question of should civic education still aim to be relatively politically neutral and impartial in undemocratic times? It first introduces the theoretical debate regarding the place of political neutrality and impartiality in civic education. It then dicusses the challenges that civic education faces in the current global environment and why political neutrality and impartiality should not be considered as antidotes. We argue that political neutrality and impartiality are insufficient in the undemocratic times we face for preparing students to be effective and engaged citizens. A more powerful response to our global undemocratic reality is needed to realize the transformative nature of civic education.
۹۷.

جستار ژانر در نظریه هرمنوتیکی اریک هرش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
اریک هرش در نظریه هرمنوتیکی خود، بر مسئله اعتبار در تفسیر متن تأکید دارد. ازاین رو وی درک معنای متن را با فهم معنای مقصود مؤلف به عنوان معیار حقیقت فهم پیوند می زند. ازنظر هرش ازآنجایی که معنا یک بار با اراده تعین بخش مؤلف تولید شده است، پس معنای متن همان معنای مقصود مؤلف است که دارای قابلیت انتقال و اشتراک پذیری است و می تواند در دسترس سایر مخاطبان قرار گیرد و ازآنجایی که هر سخن، با معنا و تفسیر ارتباطی دوسویه دارد، تفسیر متن نیازمند آگاهی از ساختار زبان و شرایط شکل گیری آن است. ازاین رو هرش مایل است بر اساس پیشرفت های انجام شده در زبان شناسی و فلسفه زبان از قصد مؤلف در تفسیر متن دفاع کند. او ایده ژانر را به عنوان یکی از اصول اساسی و راهنمایی برای فهم معنای مقصود مؤلف معرفی می کند. بر این اساس، هرش یک روش شناسی برای یافتن معنا از طریق استنتاج مبتنی بر ژانر متن ابداع می کند. این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی تبیین هرش از مفهوم ژانر را بررسی می کند. ابتدا می کوشیم تا استدلال هرش از کاربرد ژانر در دست یابی به قصد مؤلف را تبیین کرده و سپس ایده ژانر در نظریه هرمنوتیکی هرش را موردبررسی و ارزیابی قرار خواهیم داد.
۹۸.

نقش جان دیویی در فلسفه تعلیم و تربیت نل نادینگز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
در این مقاله سعی داریم سهم جان دیویی را در فلسفه تعلیم و تربین نل نادینگز با تمرکز بر مفاهیمی مثل تعلیم و تربیت، دموکراسی، اخلاق، برنامه درسی، مدرسه و عواطف نشان دهیم. از اینرو بعد از بیان تفاوت و تشابه اندیشه جان دیویی و نل نادینگز در موضوع تعلیم و تربیت، به بررسی سه موضوع محوری پرداخته ایم. در بخش نخست نسبت اخلاق و تعلیم و تربیت را در اندیشه نادینگز از دریچه اندیشه دیویی پرداخته ایم و نشان می دهیم که هدف اخلاقی تعلیم و تربیت امری مشترک در هر دو متفکر است لیکن نادینگز قائل به اصول علانی اخلاقی نیست و درعوض بر عواطف تأکید دارد. در بخش دوم این مقاله کوشیده ایم نشان دهیم که پیدایش یک فرد اخلاقی درنظام تربیتی به عنوان یک هدف منجر به پیدایش جامعه دمکراتیک می شود. در نهایت در قسمت سوم این مقاله بر این امر تأکید داریم که برنامه درسی سنتی مدارس برای رسیدن به غایات مورد نظر نادینگز که در دو قسمت قبلی اشاره شد، ناکافی و ناکامل هستند و باید در برنامه درسی عنصر عواطف و انگیزه ها و نیز نقش خانه و جامعه و رفتار اجتماعی همزمان گنجانده شوند.
۹۹.

رویکرد اندیشمندان امامیه در باب نظریه شیئیت معدوم با تأکید بر ابن حمزه طوسی و شاگردانش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۹
مهم ترین قدم در عرصه دین پژوهی شناخت خداوند است. عقل انسان راهی به معرفت کنه ذات الهی ندارد. از این رو یکی از راه های شناخت خدا، شناخت اسماء و صفات الهی است. بنابراین تحلیل درست صفات از جمله علم باری تعالی به ذات خود و مخلوقاتش حائز اهمیت خواهد بود. برخی چون معتزله علم خدا به مخلوقات و جزئیات مخلوقات قبل از ایجاد را مقید و مشروط بر شیئیت و ثبوت معدوم می دانند. در نظر شحّام متکلم معتزلی این گونه نیست که معدومات در علم الهی، منتفی باشند و هیچ بهره ای از ثبوت نداشته باشند، بلکه معدوماتی هستند که بهره ای از شیئیت و ثبوت دارند و همین معدومات متعلَّق علم الهی واقع می شوند. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی به واکاوی رویکرد متکلمان و فیلسوفان مسلمان در مسئله شیئیت معدوم می پردازد. نظریه ی شیئیت معدوم از همان زمان طرح، با مخالفت متکلمان امامی نظیر شیخ مفید مواجه شد و بعد از آن نیز فیلسوفان مسلمان شیئیت معدوم را سخنی باطل قلمداد کردند. اگرچه نظریه ی شیئیت معدوم در دوره های بعد با تحلیل های فلسفی درباره ی وجود و ماهیت، صورت دیگری به خود گرفت. در قرن هفتم متکلمانی چون ابن حمزه طوسی و شاگردانش اقدام به نگارش آثاری مستقل درباره ی شیئیت معدوم کردند. برخی به صورت تلویحی و بعضی دیگر به صراحت با آن مخالفت کردند و آن را باطل دانستند. تأکید فیلسوفان و متکلمان امامیه بر تلازم و تساوق وجود و شیئیت و عدم پذیرش اعمیت شیئیت و ثبوت از وجود و مردود دانستن شیئیت معدومِ ممکن، استفاده از نظریه ی وجود ذهنی برای قضایایی که موضوع آن ها در عالَم عین و خارج تحقق و تقرر ندارد، به جای ثابتات ازلی و شیء دانستن معدومِ ممکن و پذیرش علم قبل از ایجاد واجب تعالی از سوی اندیشمندان امامیه و ارائه دلایل بر آن از جمله یافته های این تحقیق می باشد.
۱۰۰.

جایگاه اخلاقی هوش مصنوعی از منظر مساله آسان و سخت آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۸
آگاهی یکی از بنیادی ترین و در عین حال پیچیده ترین مسائل در فلسفه ذهن است. فیلسوفانی چون دیوید چالمرز با طرح «مسئله سخت آگاهی»، میان آگاهی پدیداری و آگاهی روان شناختی تمایز نهاده اند؛ ند بلاک نیز این تمایز را به صورت دقیق تری در قالب آگاهی پدیداری و آگاهی در دسترس صورت بندی کرده است. از سوی دیگر، جان سرل با تفکیک میان منظر اول شخص و سوم شخص، و تامس نیگل با تأکید بر جنبه ذهنی تجربه، این دوگانگی را از منظرهای متفاوتی تحلیل کرده اند. اگرچه تقسیم بندی های مذکور در ظاهر متنوع اند، همگی بر تمایز میان تجربه درونی و قابلیت های رفتاری و شناختی دلالت دارند. مقاله حاضر، با تمرکز بر همین تمایز بنیادین، به بررسی این پرسش می پردازد که آیا هوش مصنوعی می تواند واجد آگاهی پدیداری باشد یا تنها از آگاهی روان شناختی برخوردار است؟ پاسخ به این پرسش، پیامدهای فلسفی و اخلاقی قابل توجهی دارد؛ چراکه آگاهی پدیداری، مستقیماً با تجربه درد، لذت و رنج در ارتباط است و مبنای بسیاری از حقوق اخلاقی تلقی می شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی، نشان می دهد که تمایز میان انواع آگاهی می تواند مبنایی برای تعیین درجات مختلف جایگاه اخلاقی موجودات قرار گیرد. برای نمونه، موجوداتی که از آگاهی در دسترس برخوردارند اما فاقد تجربه پدیداری اند، ممکن است دارای حق آزادی عملکردی باشند، اما از حق رنج نکشیدن بهره مند نباشند. در مقابل، نوزادان و حیوانات به دلیل برخورداری از تجربه درونی، شایسته حق رنج نکشیدن اند، حتی اگر از توانایی های شناختی پیچیده بی بهره باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان