رویش روان شناسی

رویش روان شناسی

رویش روان شناسی سال دهم آذر 1400 شماره 9 (پیاپی 66) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تبیین خوش بینی در دانشجویان بر اساس تجارب معنوی روزانه و عواطف مثبت و منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه تجارب معنوی روزانه، عواطف مثبت و منفی و جهت گیری زندگی دانشجویان به شیوه تحلیل مسیر بود. جامعه آماری را دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تشکیل می دادند. تعداد 205 نفر (94 دختر و 111 پسر) از این دانشجویان با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و مقیاس های تجارب معنوی روزانه (DSES، آندروود و ترسی، 2002)، عواطف مثبت و منفی (PANAS، واتسون و همکاران، 1988) و جهت گیری زندگی(LOT، شی یر و همکاران، 1994) را تکمیل کردند. داده ها به روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که احساس حضور خداوند به واسطه عواطف مثبت و منفی با جهت گیری زندگی رابطه غیرمستقیم و معناداری دارد(01/0>p). رابطه غیر مستقیم میان ارتباط با خداوند و احساس مسئولیت در قبال دیگران با جهت گیری زندگی به واسطه عواطف منفی نیز معنادار بود (01/0>p). مدل تحلیل مسیر از برازش مطلوبی برخوردار بود. به نظر می رسد تجارب معنوی روزانه به واسطه عواطف مثبت و منفی با جهت گیری زندگی دانشجویان رابطه دارند.
۲.

تحلیل کیفی عوامل موثر بر استرس بیماری کووید-19 با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۲
هدف پژوهش حاضر تحلیل کیفی عوامل موثر بر استرس کووید -19 با استفاده از نظریه داده بنیاد بوده است. نمونه پژوهش حاضر 40 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-98 بوده و جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند بهره گرفته شد. داده ها از 29 مرداد تا 29 مهر سال 1399 جمع آوری و رویکرد تحلیل داده ها، براساس نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) با اتکا بر روش اشتراوس و کوربین (1990) بوده است. یافته ها نشان داد عواملی همچون خطر آلودگی (03/48 درصد)، ترس از غریبه ها (13/24 درصد)، بررسی مداوم (31/15 درصد)، پیامدهای اقتصادی (50/6 درصد) و علائم استرس آسیب زا (03/6 درصد) در بازه زمانی ذکر شده، مهم ترین عوامل در ایجاد استرس نسبت به کووید-19 بوده اند. مطابق یافته های پژوهش؛ براساس فراوانی و درصد مشاهده شده، از بین 5 عامل ذکر شده، عامل مهم ایجاد کننده استرس نسبت به کووید-19 در درجه اول خطر آلودگی؛ در درجه دوم ترس از غریبه ها، سپس بررسی مداوم شناخته شده اند و بیماری همه گیر کووید-19 می تواند به طور جدی بر ابعاد مختلف زندگی افراد نقش داشته باشد. بنابراین ارائه مشاوره های مطلوب به خانواده ها می تواند نقش مهمی در بهبود این بحران داشته باشد.
۳.

مداخلات بهشیار حسی حرکتی: روشی نوین جهت افزایش سلامت ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۳
بهشیاری به عنوان یک خصیصه پیش بینی کننده سلامت روان و بدن، اخیرا مورد توجه بسیاری از متخصصان حوزه سلامت روان قرار گرفته است و بسیاری از روش های درمانی در صدد بالا بردن بهشیاری مراجعین جهت دستیابی به سلامت هستند. با این وجود، تفاوتی بین اثربخشی رواندرمانی ایستا و رویکردهای متمرکز بر بهشیاری وجود ندارد، همچنین روش های درمانی بهشیاری معمولا مداخلات بهشیاری را یه سبک سنتی و به صورت ایستا انجام می دهند که منجر به سرکوب هیجان می شود و این روش ها با سرعت و پویایی دنیای مدرن و پویایی ذهن انسان پست مدرن امروز سازگار نیستند. در بهشیاری حسی حرکتی، حرکت، مداخلات درمانی روان درمانی پویشی، چالش و بازی های مهیجی طراحی شده است.. در پژوهش حاضر با استفاده از روش آمیخته، داده های به دست آمده 20 نفر از مراجعین به کلینیک روانشناسی (شامل 10 مرد و 10 زن) ، مداخلات بهشیاری حسی حرکتی طراحی و با استفاده از رویکرد زیستی- روانی- اجتماعی مدون شد، در مطالعه کمی پژوهش، اثربخشی مداخلات طراحی شده بر خودشناسی انسجامی بر یک نمونه 30 نفری (شامل 19مرد و 11 زن) سنجیده شد. در این مقاله، پژوهش های حوزه رواندرمانی که تائید کننده مینای نظری مداخلات بهشیاری حسی حرکتی هستتند، در قسمت بحث و نتیجه گیری مقاله، وارسی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد مداخلات بهشیاری حسی حرکتی همسو با به روز ترین پژوهش های حوزه سلامت و روان درمانی است و این مداخلات، طیف وسیعی از روش های درمانی را در دل خود جای داده است. مطالعه کمی پژوهش نیز نشان داد مداخلات بهشیاری حسی حرکتی سبب افرایش خودشناسی انسجامی می شود (p<0/05). باتوجه به اینکه خودشناسی انسجامی یکی از مهم ترین فرآیندهای خودنظم بخشی هیجانی و پیش بینی کننده سلامت و نشانه هشیار شدن به ناهشیار است، نتایج این پژوهش نشان داد مداخلات بهشیار حسی حرکتی منجر به سرکوب زدایی، بازسازی صحنه های واقعی زندگی هر فرد، مواجه شدن مشفقانه با واقعیت ذهنی و بدنی بدون موانع کلامی می شود. همچنینن توانمندسازی ذهن و بدن با استفاده از چالش ها و بازی های متنوعی که خصیصه های گسترده شخصیتی را در هر فرد به حیطه آگاهی می رساند، فرد را به خودشکوفایی و پرورش استعدادها می رساند.
۴.

پریشانی رابطه زناشویی : نقش پیش بین فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۷
این پژوهش با هدف بررسی نقش فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی در پیش بینی پریشانی رابطه زناشویی در افراد متأهل شهر رشت انجام گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متأهلین شهر رشت در تابستان 1398 تشکیل دادند که تعداد 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در این پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از سنجه خودگزارش دهی وضعیت زناشویی تاکسون ویزمن و همکاران (MTSRM) (2009)، مقیاس فراهیجان میتمنسگرابر و همکاران (MES) (2009) و فرم کوتاه مقیاس سه صفت تاریک شخصیت جانسون و وبستر (SDTPM) (2010) استفاده شد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به وسیله نرم افزار23spss تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که فراهیجان مثبت با پریشانی رابطه زناشویی، رابطه منفی و ماکیاول گرایی با پریشانی رابطه زناشویی رابطه مثبت و معنی دار دارد (01/0>P). همچنین مجموع فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی 8/60 درصد واریانس پریشانی رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که عدم آگاهی زوجین نسبت به ویژگی های شخصیتی و هیجانی خود می توانند عامل خطری برای پریشانی زناشویی باشد، بنابراین با برگزاری کارگاه های آموزشی برای زوجین می توان از شدت پریشانی زناشویی کاست.
۵.

اثربخشی روایت درمانی با تاکید بر لحظات نوآور بر تاب آوری دختران با خودآسیب زنی بدون قصد خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روایت درمانی با تاکید بر لحظات نوآور بر تاب آوری در دختران نوجوان دچار خودآسیب زنی بدون قصد خودکشی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دچار خودآسیب زنی بدون قصد خودکشی در دوره متوسطه مدارس شهرستان بناب در سال تحصیلی 99-98 بود. به این منظور پس از اجرای پرسشنامه خودآسیب زنی عمدی گراتز (DSHI)، (2001) و مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون (CD-RISC)، (2003)، 30 نفر از دانش آموزان دارای سابقه رفتارهای خودآسیب زنی با تاب آوری پایین، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه (آزمایش و گواه) گمارده شدند. گروه آزمایش در معرض 10 جلسه روایت درمانی با اقتباس از برنامه وایت و اپستون (1990) قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس از اتمام مداخله و نیز یک ماه بعد از آن، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا گردید. با توجه به ماهیت پژوهش، داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری یک راهه (آنکوا) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد روایت درمانی با تاکید بر لحظات نوآور، بر افزایش تاب آوری تاثیر معنادار و مثبت داشت (01/0> p). با توجه به یافته پژوهش حاضر، می توان گفت روایت درمانی با تاکید بر لحظات نوآور، روش مداخله ای مناسبی برای افزایش تاب آوری در دختران با خودآسیب زنی بدون قصد خودکشی است.
۶.

مقایسه باورهای غیرمنطقی و اختلال اضطراب بیماری در زنان مبتلا و غیر مبتلابه بیماری لوپوس اریتماتوز سیستمیک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف مقایسه باورهای غیرمنطقی و اختلال اضطراب بیماری (خود بیمارانگاری) در زنان مبتلا و غیر مبتلابه بیماری لوپوس اریتماتوز سیستمیک انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران زن مبتلابه لوپوس اریتماتوز سیستمیک شهر کرمانشاه در سال 1397 بود که به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 50 زن مبتلابه بیمار لوپوس و 50 زن غیر مبتلا انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل؛ پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز (IBT) و پرسشنامه خود بیمارانگاری ایوانز (EHQ) بود. برای تحلیل داده های پژوهش از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار 22SPSS_ استفاده شد. نتایج یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین زنان مبتلا و غیر مبتلابه لوپوس اریتماتوز و در چگونگی باورهای غیرمنطقی و علائم اختلال اضطراب بیماری و برخورداری از تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>P). بنابراین می توان گفت که اختلال اضطراب بیماری و برخورداری از باورهای غیرمنطقی، به عنوان یک ریسک فاکتور در تشدید بیماری لوپوس اریتماتوز سیستمیک در زنان مبتلا است.
۷.

بررسی نقش واسطه ای نشخوار خشم در ارتباط بین عزت نفس و پرخاشگری: کنترل نقش خودشیفتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی نشخوار خشم در رابطه ی بین عزت نفس و پرخاشگری با کنترل نقش خودشیفتگی بود. 285 نفر دانشجو از دانشگاه های خوارزمی، اصفهان و شهرضا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و شرکت کنندگان به پرسشنامه عزت نفس (روزنبرگ،1965)، پرسشنامه خودشیفتگی (آمز و همکاران، 2006)پرسشنامه نشخوار خشم (سوکودولسکی و همکاران، 2001) و مقیاس پرخاشگری (باس و پری، 1992) پاسخ دادند. با کنترل متغیر خودشیفتگی و حذف موارد بی پاسخ تعداد 194 (64 درصد دختر و 36درصد پسر) نفر باقی ماندند. در مطالعه ی همبستگی حاضر به منظور بررسی روابط ساختاری در مدل مفروض میانجی گری نسبی نشخوار خشم در رابطه ی بین عزت نفس و پرخاشگری، از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل مفروض با داده ها برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج نشان داد که در مدل مفروض، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند. در این مدل 47 درصد از واریانس نمرات پرخاشگری توسط متغیرهای مکنون نشخوار خشم و عزت نفس تبیین شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که در صورتی که نقش خودشیفتگی مورد کنترل قرار بگیرد، عزت نفس می تواند پرخاشگری را کاهش دهد و در این رابطه نشخوار خشم می تواند نقش میانجی داشته باشد. از یافته های پژوهش حاضر می توان در راستای مدیریت نشخوار خشم و کاهش پرخاشگری استفاده کرد.
۸.

ارزیابی مدل افکار خودکشی در سربازان براساس معنای زندگی، تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی با نقش میانجیگری خود شفقتی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
هدف از این پژوهش ارزیابی مدل افکار خودکشی سربازان براساس معنای زندگی، تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی بانقش میانجیگری خود شفقتی بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پژوهش های همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش کلیه ی کارکنان وظیفه یگان های ارتش جمهوری اسلامی شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری در دسترس 320 نفر از آن ها مورد بررسی قرار گرفتند. جهت گرداوری داده ها از پرسشنامه های ﻣﻘﯿ ﺎس افکار ﺧﻮدﮐﺸﯽ BSSI (بک، 1979)، معنای زندگی MLQ (استیگر و اویشی، 2006)، تنظیم هیجان ERQ (گراس و جان، 2003) و حمایت اجتماعی SSQ (زیمت، 1988)، خود شفقتی SCS (نف، 2003) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل مسیر استفاده شد که نتایج بیانگر تایید مدل فرضی پژوهش است. بنابراین معنای زندگی، مولفه ارزیابی مجدد، حمایت اجتماعی به صورت منفی افکار خودکشی را در سربازان پش بینی کردند ( 05/0p< ).. همچنین، علاوه بر آن خودشفقتی نقش میانجیگری در این پیش بینی داشت (05/0p< ). نتایج این پژوهش نشان داد که سربازان برخوردار از معنای زندگی، تنظیم هیجان کارآمد، حمایت اجتماعی و خودشفقتی گرایش کمتری به خودکشی دارند.
۹.

مروری بر تبیین های آسیب شناختی اعتیادهای رفتاری و مقایسه آن با اعتیادهای دارویی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۸
اگرچه در گذشته اعتیاد فقط با اعتیادهای دارویی شناخته می شد اما امروزه تعریف آن بسیار گسترده تر شده است. قمار، خرید اجباری، اعتیاد به بازی های ویدیویی، استفاده آسیب رسان از اینترنت و حتی کار یا ورزش افراطی نیز نوعی اعتیاد محسوب می شوند. معیارهای موجود متخصصان برای تشخیص انواع اعتیادهای رفتاری بسیار بحث برانگیز است و همین مسئله تعریف اعتیادهای رفتاری را دشوار کرده است. برای تعریف دقیق تر اعتیادهای رفتاری لازم است مرز اعتیادهای رفتاری با اختلال های روان شناختی دیگر مثل اختلال های کنترل تکانه، اختلال های خوردن و اختلال وسواس اجباری نیز مشخص شود. از سوی دیگر شباهت و تفاوت های بین اعتیادهای رفتاری و اعتیادهای دارویی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. برخی از متخصصین هر دوی این اعتیادها را از یک گروه می دانند و برخی آن ها را از یکدیگر تفکیک می کنند. همچنین توجه بیش از حد به اعتیادهای رفتاری می تواند مرز بین رفتارهای روزمره و این نوع اعتیاد را کمرنگ کند. در انتها عده ای از متخصصین معتقدند که باید به ویژگی های شخصیتی افراد درگیر در این اعتیادها و هر نوع اعتیاد به طور جداگانه توجه کرد و یکی کردن همه ی افراد و همه ی انواع اعتیادهای رفتاری ما را دچار اشتباه خواهد کرد.
۱۰.

پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روانشناختی، امید تحصیلی و هویت تحصیلی در دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۱
این تحقیق با هدف بررسی رابطه نیازهای بنیادین روانشناختی (خودمختاری، شایستگی، ارتباط)، امید تحصیلی و هویت تحصیلی با تعلل ورزی تحصیلی در دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه رشته های نظری انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان متوسطه پسر پایه دهم سقز بود. 197 دانش آموز به شیوه نمونه گیری خوشه ای- چند مرحله ای وارد پژوهش شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های نیازهای روانی بنیادین (BNSQ، دسی و ریان، 2000)، امید تحصیلی (AHS، سامانی و سهرابی، 2011)، هویت تحصیلی (AIS، واز و ایزاکسون، 2008) و تعلل ورزی (APS، سواری، 1390) بود. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تعلل ورزی با نیازهای بنیادین روان شناختی 295r=-/، امید تحصیلی 473/r=-، (01/0p<)، هویت موفق 154r=-/ رابطه منفی و معناداری دارد (05/0p<). همچنین شایستگی، امید تحصیلی و هویت تحصیلی موفق توانسته است به ترتیب 7/15، 3/22 و 6/6 درصد از تعلل ورزی تحصیلی را پیش بینی کند. نتایج نشان می دهد که توجه به وضعیت نیازهای بنیادین روان شناختی، امید تحصیلی و هویت تحصیلی دانش آموزان و سنجش آنها، می تواند تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان را کاهش دهد.
۱۱.

بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روانسنجی مقیاس فرم کوتاه صفت آمیختگی فکر–شکل در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روانسنجی فرم کوتاه مقیاس آمیختگی فکر–شکل در دانشجویان بود. در این مطالعه همبستگی 204 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران اهواز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و فرم کوتاه مقیاس آمیختگی فکر- شکل (TSF) (کوئیلو و همکاران، ۲۰۱۳)، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) (لیتلتون و همکاران، 2005) و پرسشنامه شکل بدن C8 (BSQ-8C) (ولش و همکاران، 2012) را تکمیل نمودند. برای تعیین روایی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. برای تعیین پایایی از سه روش آلفای کرونباخ، ضریب گاتمن و تنصیف اسپیرمن- بروان استفاده شد. نتایج نشان داد که مقیاس از ساختاری چهار عاملی برخوردار است که 77/62 درصد واریانس را تبیین میکند. تحلیل عاملی تأییدی نیز این ساختار را تأیید کرد (07/0=RMSEA). روایی همگرا با پرسشنامه شکل بدن C8 0.68 و پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی 40/0 و همچنین پایایی به روش آلفای کرونباخ، ضریب گاتمن و تنصیف اسپیرمن- بروان برای این مقیاس به ترتیب برابر با 91/0، 94/0 و 94/0 محاسبه شد. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که نسخه فارسی فرم کوتاه مقیاس آمیختگی فکر-شکل برای مطالعه در جامعه دانشجویان از خصوصیات روانسنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر پژوهش های روانشناختی و مطالعات بالینی استفاده کرد.
۱۲.

پیش بینی بهزیستی روان شناختی مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه براساس میزان کمال طلبی و امید به زندگی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی بهزیستی روان شناختی مادران کودکان دارای اختلال یادگیری ویژه براساس میزان کمال طلبی و امید به زندگی آنان در شهرستان بناب انجام یافته است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را مادران کودکان دارای اختلال یادگیری ویژه تشکیل می دادند و نمونه پژوهش شامل 80 نفر از مادران بودند که به وسیله روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر(SHQ)، مقیاس چند بعدی کمال طلبی (MPS) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (RPWBS) استفاده شد. برای تحلیل داده ها، آزمون معنی داری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد، امید به زندگی رابطه مستقیم و معناداری با بهزیستی روان شناختی و کمال طلبی خودمدار، رابطه معکوس معناداری با بهزیستی روان شناختی دارند (01/0P<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که کمال طلبی خودمدار و امید به زندگی 44٪ واریانس مربوط به بهزیستی روان شناختی را تبیین می کنند. یافته های پژوهش حاضر می توانند، راه گشای تحقیقات بیشتر، در خصوص بررسی نقش سازه های شخصیتی و روان شناختی بر بهزیستی روان شناختی مادران کودکان دارای نیازهای ویژه در آینده باشند. 1. Snyder's Hope Questionnaire 2. Frost Multidimensional Perfectionism Scale 3. Ryff 's psychological well-being
۱۳.

تاثیر آموزش تئوری انتخاب بر ارضای نیازهای اساسی و سطح پرخاشگری دختران دوره دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تئوری انتخاب بر ارضای نیازهای اساسی و سطح پرخاشگری دختران مقطع متوسطه دوم شهر همدان بود. روش پژوهش آزمایشی و در قالب یک طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه موردنظر در این پژوهش کلیه ی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر همدان بود که در سال تحصیلی 1396-97مشغول به تحصیل بودند، نمونه موردنظر شامل 30 دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. و در پایان با روش نمونه گیری تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری بأس و پری(1992)(BPQA) پرسشنامه 70 سؤالی نیازهای اساسی گلاسر(NDI) استفاده شد و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره با نرم افزار 25SPSS_ استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش تئوری انتخاب بر کاهش پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خشم و خصومت و خلأ ارضای نیاز به بقا،قدرت،عشق،تفریح ،آزادی دانش آموزان مؤثر است (05/0>p). در این پژوهش بیشترین میزان اثربخشی برای خلأ ارضا نیاز به آزادی و کمترین اثربخشی برا خلأ ارضا نیاز به عشق و تعلق بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش تئوری انتخاب به دانش آموزان دختر می تواند روش مفید و کارآمدی در جهت کاهش ابعاد پرخاشگری و خلأ ارضای نیازها در آن ها باشد. از این اطلاعات می توان در راستای برنامه ریزی درمانی و مداخلات بالینی به منظور کاهش پرخاشگری دانش آموزان دختر دوره متوسطه استفاده کرد.
۱۴.

ارزش های زیربنایی انتخاب همسر: مطالعه ای داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش باهدف شناسایی ارزش های زیربنایی انتخاب همسر به مطالعه تجربه افراد در آستانه ازدواج پرداخته بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد صورت گرفته بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 21 زوج در آستانه ازدواج شهر کرج بودند که به روش انتخاب هدفمند و بر پایه اصل اشباع برگزیده شدند. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با پرسش های باز و استانداردشده بود و داده ها مطابق با رویکرد نظریه زمینه ای استراوس و کربین تحلیل و طبقه بندی گردید. یافته ها، ارزش های مشارکت کنندگان در انتخاب همسر را در 5 مقوله محوری «معیارها، انتظارات، اهداف، مسئولیت پذیری و معنا» نشان داد. مقوله محوری «معیار» دارای 6 بعد «فضیلت های اخلاقی، ویژگی های شخصیتی و رفتاری، روابط عاطفی، تناسب و همسانی، جذابیت ظاهری و طریقه آشنایی»، مقوله محوری «انتظارات» دارای 3 بعد «همراه و همپا بودن، داشتن خانواده خوب و مسائل جنسی»، مقوله محوری «اهداف» دارای 5 بعد «نیازهای ازدواج، دغدغه های ازدواج، آرامش و امنیت، تکمیل و تغییر و شکل گیری خانواده»، مقوله محوری «مسئولیت پذیری» دارای 1 بعد «همکاری در جهت استقلال مادی و معنوی» و مقوله «معنا» بدون ابعاد بود. نتیجه این پژوهش کشف مقوله هسته با عنوان «عشق محتوای زندگی» بود که 5 مقوله محوری ارزش ها را در راستای انتخاب درست و آگاهانه انتخاب همسر تبیین می نمود.
۱۵.

پیش بینی طلاق عاطفی براساس انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی با میانجی گری تعادل کار-زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۴
هدف از این پژوهش پیش بینی طلاق عاطفی براساس انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی با میانجی گری تعادل کار- زندگی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری را زنان متأهلی که در سه ماه اخیر (اسفند سال 1396 و فروردین و اردیبهشت 1397) به خانه های سلامت مناطق 1 و 7 شهر تهران مراجعه کرده بودند، تشکیل داد که از این بین با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 290 نفر انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس طلاق عاطفی گاتمن (GEDS)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI)، پرسشنامه معنای زندگی (MLQ) و پرسشنامه تعادل کار- زندگی (WLB) جمع آوری گردید. تحلیل داده ها با روش های آماری توصیفی و مقدماتی مختلف (یعنی فراوانی، میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون) و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای 24_SPSS و 24_Amos انجام شد. نتایج نشان دادند که مدل پیشنهادی با یک اصلاح و حذف مسیر غیرمعنی دار معنای زندگی به تعادل کار- زندگی برازش خوبی با داده ها برخوردار است (05/0p<) و انعطاف پذیری شناختی، معنای زندگی و تعادل کار- زندگی با طلاق عاطفی زنان متأهل ارتباط منفی و معنی داری دارند (01/0p<). در این میان مسیرهای مستقیم انعطاف پذیری شناختی، معنای زندگی و تعادل کار-زندگی به طلاق عاطفی و مسیر مستقیم انعطاف پذیری شناختی به تعادل کار- زندگی معنی دار بود (01/0p<) ولی مسیر مستقیم معنای زندگی به تعادل کار- زندگی معنی دار نبود (05/0p>). همچنین مسیرهای غیرمستقیم انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی به طلاق عاطفی زنان متأهل با میانجی گری تعادل کار- زندگی معنی دار بود (01/0p<).
۱۶.

پیش بینی صمیمیت هیجانی زوجین بر اساس خودشفقتی، بدتنظیمی هیجان و طرحواره های ناسازگار اولیه، بد تنطیمی هیجان و خود شفقتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر پیش بینی صمیمیت هیجانی زوجین بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه، بدتنظیمی هیجان و خودشفقتی بوده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متاهل منطقه 3 شهر تهران بود که از این میان تعداد 350 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. داده ها به وسیله پرسشنامه بررسی نیازهای صمیمیت (MINQ) باگاروزی (2001)، فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQSF) یانگ (1994)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) گراتز و رومر (2004) و پرسشنامه شفقت خود SCQ نف (2003) جمع آوری شدند و به وسیله ضرایب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه و 20 SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین حوزه های طرحواره ای بریدگی و طرد، خودگردانی مختل، محدودیت های مختل، دیگر جهت مندی، گوش بزنگی و بدتنظیمی هیجانی با صمیمیت هیجانی رابطه منفی و معنادار و بین خودشفقتی با صمیمیت هیجانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P). همین طور 2/41 درصد از واریانس صمیمیت هیجانی را متغیرهای حوزه بریدگی و طرد، خودشفقتی، حوزه گوش بزنگی، بدتنظیمی هیجان و خودگردانی مختل پیش بینی می نمایند (05/0>P). با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه، بدتنظیمی هیجانی و خودشفقتی در صمیمیت هیجانی زنان نقش دارد.
۱۷.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای و درمان هیجان مدار بر سبک های حل تعارض همسران تازه ازدواج کرده دارای تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
هدف پژوهش حاضر، مقایسه درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای و درمان هیجان مدار(مدل محکم در آغوشم بگیر) بر سبک های حل تعارض زوجین تازه ازدواج کرده متعارض بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری است. جامعه پژوهش، شامل زوجین متعارض کمتر از شش سال ازدواج بود که در سال 1398 به مراکز مشاوره آستارا مراجعه کرده بودند که از میان آنها،30 زوج به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه سبک های حل تعارض رحیم(1983)(ROCI-II) بود و پس از اجرای مداخلات در چارچوب پروتکل های مدون، از تحلیل وا ریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها نشان داد که درمان ذهنیت های طرحواره ای، به صورت پایدار سبک های حل تعارض مصالحه و یکپارچه را در زوجین متعارض افزایش(01/0> P) و حل تعارض اجتنابی(01/0> P) و ملزم شده(01/0> P) را کاهش می دهد. درمان هیجان مدار، به صورت پایدار سبک حل تعارض یکپارچه را افزایش(01/0> P) و حل تعارض اجتنابی(05/0> P) را کاهش می دهد و تفاوت اثر هر دو رویکرد بر سبک های حل تعارض زوجین، معنادار نبود. بنابراین درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای و هیجان مدار بر سبک های حل تعارض زوجین موثر بوده و می توانند مورد استفاده مشاوران و روانشناسان قرار گیرد.
۱۸.

مقایسه درمان بازسازی شناختی معنایی و درمان خوددلگرم سازی بر خستگی مزمن در افراد مبتلا به روان تنی پوستی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۳
این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی درمان بازسازی شناختی معنایی و خود دلگرم سازی بر خستگی مزمن در افراد مبتلا به روان تنی پوستی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه مراجعه کنندگان مبتلا به روان تنی پوستی که در پائیز 1398 به بیمارستان بانک ملی شهر تهران مراجعه کرده و تشخیص سایکوسوماتیک پوستی دریافت کردند و دارای پرونده پزشکی بودند. از بین آن ها 45 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در یک گروه در انتظار درمان و دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش اول و دوم هر یک به ترتیب درمان بازسازی شناختی معنایی (طی 12 جلسه) و خوددلگرم سازی (طی 10 جلسه) دریافت کردند و گروه در انتظار درمان آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خستگی مزمن CFS (چالدر، 1993) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی LSD انجام گرفت. نتایج نشان داد که بازسازی شناختی معنایی به طور معناداری باعث کاهش خستگی مزمن (47/89=F و 0004/0=p) شده است. همچنین، خوددلگرم سازی به طور معناداری باعث کاهش خستگی مزمن (12/66=F و 0009/0=p) شد. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که خوددلگرم سازی (84/40=F و 05/0>p) تاثیر بیشتری نسبت به درمان بازسازی شناختی معنایی دارد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، می توان از خوددلگرم سازی جهت کاهش خستگی مزمن به صورت موثرتری نسبت به درمان بازسازی شناختی معنایی در افراد مبتلا به روان تنی پوستی استفاده کرد.
۱۹.

خودکشی در فرهنگ ایرانی : یک مطالعه ی مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
در حال حاضر یکی از اولویت های اصلی در روانشناسی، مفهوم سازی شیوه های اثرگذاری فرهنگ بر آسیب شناسی روانی است. این پژوهش با هدف بررسی خودکشی در جامعه ی ایرانی انجام گرفته و یک مطالعه ی مروری نظام مند است. نتایج این مطالعه براساس مقالات چاپ شده در فاصله ی زمانی 1382تا 1395، طی جست و جو در بانک های اطلاعاتی ایرانی و خارجی از جمله SID،Noormags ، Springer، Google scholar و Science Direct و با استفاده از کلید واژه های خودکشی در ایران، شیوه و علل خودکشی میان خرده فرهنگ های ایرانی استخراج گردیدند. در نهایت 25 مقاله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که برخلاف آمارهای جهانی، اقدام به خودکشی در مردان ایرانی بیشتر است. هم چنین میزان شیوع، روش ها و علل خودکشی در خرده فرهنگ های ایرانی متفاوت است. به طور کلی می توان گفت که مطالعات محدودی در خصوص فرهنگ و آسیب شناسی روانی در کشور ما صورت گرفته است. با توجه به این که درک بافت فرهنگی برای ارزیابی، تشخیص و مدیریت بالینی موثر اختلالات ضروری است، امید است مقاله ی حاضر بتواند نقش فرهنگ در آسیب شناسی روانی را برجسته ساخته و زمینه ای برای مطالعات جامع فراهم سازد.
۲۰.

از گفتمان راهنمایی به گفتمان مشاوره؛ پژوهشی در روانشناسی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۳
از منظر روانشناسی انتقادی، مفاهیم یک دانش وجهه ای تاریخی اجتماعی دارند. روانشناسی عموماً حاصل یک فرآیند انباشت دانش دانسته می شود. اما روانشناسی انتقادی، به عنوان یک دانش بین رشته ای در علوم انسانی، مفاهیم روانشناختی را تارخ مند و همخوان با متن های اجتماعی تاریخی معین می داند. «راهنمایی و مشاوره» طی نیم قرن گذشته مورد توجه بسیاری از پژوهشگران بوده است. هدف از اجرای این پژوهش وارسی این مفاهیم از منظر تاریخ نگاری انتقادی بوده است. در این شکل از تاریخ نگاری، پدیده مورد مطالعه از منظر «گسست» مورد مداقه قرار می گیرد. یافته های این پژوهش نشان داد روانشناسی ایران طی نیم قرن گذشته از گفتمان راهنمایی به گفتمان مشاوره چرخش کرده است. گفتمان اول از دهه 40 تا دهه 70 شکل گرفته و غالب شده و دومی از دهه 70 تاکنون را دربرمی گیرد. درنتیجه «منطق راهنمایی به سوی مشاغل معین» جای خود را به «منطق مشاوره، مهارت آموزی و خودراهبری» داد. در پایان نیز ضمن جمع بندیِ یافته ها نسبت این دو گفتمان با تحولات اقتصادی سیاسی دهه 70 ه.ش مورد بحث قرار گرفت.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۵