حمیدرضا غریبی

حمیدرضا غریبی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

از گفتمان راهنمایی به گفتمان مشاوره؛ پژوهشی در روانشناسی انتقادی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
از منظر روانشناسی انتقادی، مفاهیم یک دانش وجهه ای تاریخی اجتماعی دارند. روانشناسی عموماً حاصل یک فرآیند انباشت دانش دانسته می شود. اما روانشناسی انتقادی، به عنوان یک دانش بین رشته ای در علوم انسانی، مفاهیم روانشناختی را تارخ مند و همخوان با متن های اجتماعی تاریخی معین می داند. «راهنمایی و مشاوره» طی نیم قرن گذشته مورد توجه بسیاری از پژوهشگران بوده است. هدف از اجرای این پژوهش وارسی این مفاهیم از منظر تاریخ نگاری انتقادی بوده است. در این شکل از تاریخ نگاری، پدیده مورد مطالعه از منظر «گسست» مورد مداقه قرار می گیرد. یافته های این پژوهش نشان داد روانشناسی ایران طی نیم قرن گذشته از گفتمان راهنمایی به گفتمان مشاوره چرخش کرده است. گفتمان اول از دهه 40 تا دهه 70 شکل گرفته و غالب شده و دومی از دهه 70 تاکنون را دربرمی گیرد. درنتیجه «منطق راهنمایی به سوی مشاغل معین» جای خود را به «منطق مشاوره، مهارت آموزی و خودراهبری» داد. در پایان نیز ضمن جمع بندیِ یافته ها نسبت این دو گفتمان با تحولات اقتصادی سیاسی دهه 70 ه.ش مورد بحث قرار گرفت.
۲.

پیش بینی سطوح بهوشیاری براساس استحکام من

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۹۳
بهشیاری را به عنوان توجه به تجربه در حال جریان و زمان حال تعریف کرده اند. این مفهوم اشاره به آگاهی و تجربه بهشیار افکار و احساسات بصورت آنی دارد. مطالعات رابطه بهشیاری با دیگر متغیرهای روانشناختی از جمله متغیرهای خودکنترلی، خودتنظیمی و استحکام من را نشان داده اند. استحکام من بیانگر عملکرد روانی فرد در ارتباط با خود و محیط است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پیش بینی کنندگی استحکام من در رابطه با بهشیاری در دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران انجام شد. تعداد 268 دانشجو (231 پسر، 36 دختر) از طریق نمونه گیری در دسترس، در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان در پژوهش خواسته شد تا مقیاس استحکام من ( EES ) و مقیاس توجه آگاهانه بهشیارانه ( MAAS ) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل میانگین، انحراف استاندارد و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که استحکام من با بهشیاری رابطه مثبت معنادار دارد. استحکام من توانست حدود 11 درصد از تغییرات بهشیاری را به صورت معناداری، به لحاظ آماری، پیش بینی کند (11/0= R 2 ، 01/0> P ) . براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که استحکام من دارای نقش پیش بینی کنندگی در بهشیاری است.
۳.

پیش بینی سطوح بهشیاری براساس سبکهای دلبستگی

تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۳۹
دلبستگی یکی از سازه های روانشناختی است که تحت تاثیر ارتباط اولیه مراقب-کودک شکل می گیرد. انواع سبک های دلبستگی برحسب نوع تعاملی که کودک با مراقب داشته است دیگر ویژگی های روانشناختی را تحت تاثیر قرار می دهد. بهشیاری که به صورت توجه به زمان حال و آگاهی از حالت های درون فردی و برون فردی تعریف شده است از جمله این ویژگی ها است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سطوح بهشیاری براساس سبک های دلبستگی بود. تعداد 268 نفر (231 پسر، 36 دختر) از دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به صورت نمونه گیری در دسترس از رشته های مختلف تحصیلی در این پژوهش انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس دلبستگی بزرگسال ( AAI ) و توجه آگاهانه بهشیارانه ( MAAS ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن با بهشیاری همبستگی مثبت معنادار و دلبستگی ناایمن (اجتنابی/دوسوگرا) با بهشیاری همبستگی منفی معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانستند به طور معناداری بهشیاری را پیش بینی کنند، درحالی که سبک دلبستگی اجتنابی نتوانست بهشیاری را پیش بینی کند. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا می تواند بهشیاری را پیش بینی کنند.
۴.

پیش بینی ناگویی هیجانی براساس سبک های دلبستگی و ابعاد کمال گرایی

تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۵
زمینه: ناگویی هیجانی به معنای توصیف، تمایز و تنظیم هیجانات است. مطالعات نشان داده اند که این سازه در پیوند عاطفی هیجانی نسبتاً پایدار کودک با مراقب اولیه ریشه دارد و تحت تأثیر تلاش فرد برای اجتناب از احساسات از طریق تمرکز بر کامل بودن و پنهان کردنِ نقایص است. بر همین اساس، آیا می توان از طریق سبک های دلبستگی و ابعاد کمال گرایی ناگویی هیجانی را پیش بینی کرد؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی براساس سبک های دلبستگی و ابعاد کمال گرایی در دانشجویان دانشگاه تهران انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است. در این تحقیق 268 نفر (37 زن و 231 مرد) از دانشجویان به صورت داوطلبانه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس دلبستگی بزرگسال (بشارت، 1392)، مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران (بشارت، 1386) و مقیاس ناگویی هیجانی (بشارت، 2007) را تکمیل کنند. یافته ها: برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش نمره کمال گرایی خودمحور (0/30 = r ، 0/01> p )، کمال گرایی دیگرمحور (0/26- = r ، 0/01> p ) و کمال گرایی جامعه محور (0/14 = r ، 0/05> p ) ناگویی هیجانی نیز افزایش می یابد. همچنین با افزایش نمره زیرمقیاس سبک دلبستگی ایمن (0/35- = r ، 0/01> p ) نمره مقیاس ناگویی هیجانی کاهش و با افزایش نمره زیرمقیاس های سبک دلبستگی اجتنابی (0/38 = r ، 0/01> p ) و دوسوگرا (0/38 = r ، 0/01> p ) ناگویی هیجانی افزایش می یابد. نتایج همچنین نشان دادند که دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به همراه کمال گرایی خودمحور در مجموع 26% از تغییرات ناگویی هیجانی را تبیین می کنند (0/01> p ). نتیجه گیری: این بدان معنی است که ناکامی کودک در رابطه ایمن با مراقب به ناگویی هیجانی منجر می شود و تلاش های کمال گرایانه نیز روبرو شدن، شناختن، تمایز و توصیف احساسات را به تعویق می اندازند.
۵.

تاثیر مداخلات ترکیبی برجستگی مرگ بر حرمت خود با توجه به ملاحظات تاخیر زمانی

تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۸۴
نظریه مدیریت وحشت (گرینبرگ، پیزینسکی و سولومون، 1986) معتقد است که تهدید مرگ بنیادی ترین و مهمترین منبع ساختارهای روان شناختی سازش یافته و سازش نایافته مانند حرمت خود بالا و پایین است. در این پژوهش ترکیب دو روش برجستگی مرگ بر حرمت خود مورد بررسی قرار گرفت. توصیه می شود برای دسترسی پذیری بالاتر افکار مرگ از یک فاصه زمانی 5-3 دقیقه ای استفاده شود (روزنبلات و همکاران، 1989). هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخلات ترکیبی برجستگی مرگ بر حرمت خود بود. علاوه براین به عنوان یک هدف فرعی نیز اضافه کردن یا حذف فاصله زمانی بعد از مداخلات بر سطح حرمت خود مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور آزمون این دو فرضیه نمونه ای 45 نفری از دانشجویان دختر دانشگاه تهران به شکل تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. نتایج نشان داد بین میانگین گروه کنترل و «گروه آزمایشی بدون فاصله زمانی» (001/0= P ، 57/24=(2) H ) تفاوت معناداری وجود ندارد، اما میانگین این دو گروه در مقایسه با میانگین «گروه آزمایشی با فاصله زمانی» تفاوت معناداری نشان داد (05/0< P ). در مجموع می توان یافته های حاصل را چنین تبیین کردکه ایجاد یک فاصله زمانی با کاهش دفاع های نزدیک (حواس پرتی، انکار و . . .) و افزایش دسترسی پذیری افکار ناهشیار مرگ همراه خواهد بود که منجر به دفاع هایی ناهشیار در سطح حرمت خود می گردد.
۶.

تاثیر افکار هشیار و ناهشیار مرگ بر جهت گیری اهداف

تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۳۴۸
نظریه مدیریت وحشت، سعی در تبیین پدیدآیی حس خود و رفتارهای اجتماعی بشر در سایه میل به بقا و گریز از وحشت حاصل از مرگ دارد. ادعا می شود افکار هشیار مرگ، اهداف درونی و افکار ناهشیار مرگ اهداف بیرونی را برجسته خواهد کرد (شلدون و کاسر، 2008). پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رابطه بین سطح هشیاری افکار مرتبط با مرگ با جهت گیری اهداف بر روی 30 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تهران در قالب دو گروه آزمایش اجرا گردید. گروه آزمایشی اول دقیقا پس از ارائه محرک یادآورنده مرگ، و گروه دوم پس از یک بازه زمانی مشخص لیست اهداف خود را طی 10 سال آینده تعیین کردند. سپس این با مراجعه به 120 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران درونی یا بیرونی بودن اهداف یادشده مشخص گردید. نتایج آزمون یومن ویتنی برای مقایسه میانگین دو گروه (0/01> p ) حاکی از این است که بین دو گروه بدون فاصله زمانی (8/33= mean rank ) و بافاصله زمانی (22/67= mean rank ) از لحاظ گزارش اهداف درونی یا بیرونی تفاوت معناداری برقرار است. درنتیجه می توان نتیجه گرفت در صورتی که افراد با محرک یادآورنده مرگ مواجه شده و افکار ناهشیار مرگ برانگیخته شوند، اهداف بیرونی و درغیر این صورت اهداف درونی را بر می گزینند. یافته ها را براساس نحوه پردازش اطلاعات طی روشهای مداخلاتی تبیین کردیم.
۷.

بررسی نقش میانجی گرانه خودمهارگری و تفکر سازنده در رابطه بین تنیدگی ادراک شده با رضایت از زندگی

تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۲۲۳
تفکر سازنده به عنوان توانایی حل مشکلات در زندگی روزمره با پایین ترین میزان تنیدگی، تعریف شده است. پژوهش ها همچنین بر رابطه خود مهارگری با توانایی مقاومت در برابر تکانه های پرخاشگرانه، رفتارهای سلامت، رضایت از زندگی بالا و تنیدگی پایین تأکید کرده اند. علاوه براین، یکی از مهمترین فاکتورهای رضایت از زندگی، پایین بودن تنیدگی ادراک شده است. مسأله پژوهش حاضر این است که آیا خودمهارگری و تفکر سازنده در رابطه بین تنیدگی ادراک شده و رضایت از زندگی نقش میانجی گرانه دارند یا نه؟ لذا هدف از این پژوهش بررسی نقش میانجی گرانه خودمهارگری و تفکر سازنده در رابطه تنیدگی ادراک شده با رضایت از زندگی در میان کارکنان پتروشیمی شازند بود. در این پژوهش از طرح تحقیق همبستگی استفاده شد، و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون سلسه مراتبی مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری شامل همه 4000 نفر کارکنان پتروشیمی شازند بود، که 250 نفر از آنها پرسشنامه های خودمهارگری ( SCS ) (تانگنی، بایمیستر و بوون، 2004) ، تفکر سازنده ( CTI ) (اپشتین و می یر، 1989)، تنیدگی ادراک شده ( PSS ) (کوهن، کامارک و مِرملستین، 1983)، و رضایت از زندگی ( SWLS ) (دینر، اِمونس، لارسن و گریفین، 1985) را پر کردند. یافته ها حاکی از معنادار بودنِ نقش میانجی گرانه خودمهارگری و سبک های سازش یافته تفکر در رابطه بین تنیدگی ادراک شده و رضایت از زندگی است (0/01> p ). تحلیل رگرسیون سلسه مراتبی نشان داد تفکر سازنده واریانس افزایشی بیشتری نسبت به خودمهارگری داشت (0/01> p ). از این یافته ها چنین استنباط می شود که کار در محیط تنش آور صنعتی، در صورتی به رضایت از زندگی بالا منجر می شود که فرد توان خودمهارگری بالایی داشته باشد، و از سبک های سازش یافته ای برای تفکر بهره جوید.
۸.

نقد چارچوب تحلیلی مواجهه با فساد و رانت جویی در مقالات فارسی زبان

کلید واژه ها: فساد اداری رانت جویی اصل موضوعه چارچوب تحلیلی منظومه اندیشگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۶۴۵
پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا نظریه دولت رانتی آن گونه که در مقالات فارسی زبان انعکاس یافته، می تواند به عنوان ابزار تحلیلی مناسبی برای تبیین فساد اداری به کار رود یا نه. از این رو، به مطالعه 44 مقاله در این زمینه پرداخته و با روش تحلیل مضمونی، پس از رسیدن به اشباع نظری، اصول موضوعه ای را استخراج کرده که در ارتباط شبکه ای با همدیگر، شالوده بنیادینِ طیف متنوعی از مقالات چاپ شده را تشکیل می دهند. در ادامه، نشان داده شد که این انگاره شبکه ای برای بقای خود، ناچار واقعیت را نادیده می گیرد و آن را به قامت خود درمی آورد. نتیجه چنین انگاره ای این است که مقالات علمیِ فارسی زبان، در این زمینه، به جای کمک به فهم فساد اداری، واقعیت را نادیده می گیرد، لذا کاربست آن به عنوان ابزار تحلیلی مناسب، نیازمند بازبینی جدی است. در پایان نیز، ضمنِ نقد اصول موضوعه این انگاره، بر بخش هایی از واقعیت تأکید گردید که از دید چنین «منظومه اندیشگی» پنهان مانده و لذا نیازمند تأمل و بازبینی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان