رویش روان شناسی

رویش روان شناسی

رویش روان شناسی سال هشتم بهمن 1398 شماره 11 (پیاپی 44)

مقالات

۱.

پیش بینی سطوح بهشیاری براساس سبکهای دلبستگی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
دلبستگی یکی از سازه های روانشناختی است که تحت تاثیر ارتباط اولیه مراقب-کودک شکل می گیرد. انواع سبک های دلبستگی برحسب نوع تعاملی که کودک با مراقب داشته است دیگر ویژگی های روانشناختی را تحت تاثیر قرار می دهد. بهشیاری که به صورت توجه به زمان حال و آگاهی از حالت های درون فردی و برون فردی تعریف شده است از جمله این ویژگی ها است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سطوح بهشیاری براساس سبک های دلبستگی بود. تعداد 268 نفر (231 پسر، 36 دختر) از دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به صورت نمونه گیری در دسترس از رشته های مختلف تحصیلی در این پژوهش انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس دلبستگی بزرگسال ( AAI ) و توجه آگاهانه بهشیارانه ( MAAS ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن با بهشیاری همبستگی مثبت معنادار و دلبستگی ناایمن (اجتنابی/دوسوگرا) با بهشیاری همبستگی منفی معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانستند به طور معناداری بهشیاری را پیش بینی کنند، درحالی که سبک دلبستگی اجتنابی نتوانست بهشیاری را پیش بینی کند. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا می تواند بهشیاری را پیش بینی کنند.
۲.

نقش میانجی شفقت خود در رابطه بین سبک های دلبستگی و خودمهارگری

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
ظرفیت بالای خودمهارگری به طور نیرومندی سازگارانه است و افراد را قادر می سازد تا شادتر و سالم تر زندگی کنند. خودمهارگری به نتایج مثبتی مثل سبک زندگی سالم تر، وضعیت مالی بهتر و روابط بین شخصی بهتر می انجامد، درحالی که شکست در خودمهارگری می تواند به معنی تسلیم در برابر این تکانه ها و انجام رفتارهای آسیب رسان باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گر شفقت خود در رابطه بین سبک های دلبستگی و خودمهارگری انجام شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر 245 نفر (134 زن و 111 مرد) از افراد عادی جامعه بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند تا به پرسشنامه شفقت خود ( SCS )، سبک های دلبستگی ( RAAS ) و خودمهارگری ( SCS ) پاسخ دهند. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد سبک دلبستگی ایمن به صورت مثبت و معنادار و سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به صورت منفی و معنادار، شفقت خود را پیش بینی می کنند. همچنین، نتایج نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار بین شفقت خود و خودمهارگری بود. در نهایت، نتایج نشان داد شفقت خود رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با خودمهارگری را به صورت مثبت و رابطه بین سبک های اضطرابی و اجتنابی را به صورت منفی میانجی گری می کند. بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده سبک های دلبستگی و اتفاقات کودکی می تواند در شفقت افراد نسبت به خود و همچنین خودمهارگری آن ها تاثیر بسزایی داشته باشد و در واقع کمک کننده تنظیم هیجانات و رفتار افراد در بزرگسالی باشند
۳.

رابطه نشخوار فکری و دشواری تنظیم هیجان با رفتارهای خود آسیب رسان دانش آموزان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نشخوار فکری و دشواری تنظیم هیجان با رفتارهای خود آسیب رسان دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 به تعداد 224400 نفر بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 380 نفر برآورد شد و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه آسیب به خود سانسون، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر و مقیاس پاسخ های نشخواری نالن- هوکسما و مارو استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد، بین ابعاد دشواری تنظیم هیجان ازجمله عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، دشواری در انجام رفتار هدفمند، دشواری در کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی و دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی با رفتارهای خود آسیب رسان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. همچنین بین نشخوار فکری و رفتارهای خود آسیب رسان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. رگرسیون پیش بینی رفتارهای خود آسیب رسان بر اساس نشخوار فکری و دشواری تنظیم هیجان معنی دار است. از بین ابعاد دشواری تنظیم هیجان، عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، دشواری در کنترل تکانه و دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی به طور مثبت و معناداری رفتارهای خود آسیب رسان را پیش بینی می کنند. همچنین، نشخوار فکری به طور مثبت و معناداری رفتارهای خود آسیب رسان را پیش بینی می کند.
۴.

رابطه بین اضطراب و سرکوبی با توجه به نقش واسطه ای خود شناسی انسجامی در بیماران مبتلا به اختلال گوارشی

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۴
اختلالات گوارشی با عنوان دسته ای از پربسامدترین شکایات جسمی، نمونه ی مشهوری از ارتباط اضطراب با سلامت جسمانی است. تخمین زده می شود که حدود 7 تا 12 درصد تمام مراجعات به پزشکان به علائم و اختلالات گوارشی مربوط است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی ارتباط اضطراب با سرکوبی با توجه به نقش واسطه ای خود شناسی انسجامی بود. برای تحقق این هدف، 125 نفر بیمار گوارشی به پرسشنامه های سازش یافتگی واینبرگر ( WAI )، خودشناسی انسجامی ( ISK ) و مقیاس خود سنجی علائم بالینی ( Symptom Checklist ) پاسخ دادند. نتایج همبستگی و تحلیل رگرسیون داده ها نشان داد که خودشناسی انسجامی نقش واسطه ای در رابطه بین سرکوبگری و اضطراب در بیماران گوارشی ایفا می کند. این یافته ها علاوه بر تائید ارتباط دوسویه ذهن و بدن و اهمیت فرآیندهای روانی در افراد با بیماری جسمانی، مدل نظری فرایندهای خودنظم بخشی را گسترش داد و براساس مبانی نظری آن تدوین شد.
۵.

تأثیر آموزش هوش معنوی بر خود پنداره دانش آموزان دختر دوره متوسطه

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر خودپنداره دانش آموزان دختر دوره متوسطه انجام شد. این مطالعه با روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه ناحیه یک آموزش وپرورش شهر کرج بود که تعداد آن ها 2325 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه هوش معنوی کینگ و پرسشنامه خود پنداره دولت آبادی استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش هوش معنوی در بین ابعاد شش گانه خودپنداره بر ابعاد جسمانی، آموزشی، عقلانی و خلق و خوی دانش آموزان تأثیر معناداری داشته و بر ابعاد اخلاقی و اجتماعی تأثیر معناداری ندارد. در نتیجه می توان گفت هوش معنوی بر خودپنداره دانش آموزان تأثیر دارد و توجه به هوش معنوی در برنامه درسی به دانش آموزان در شکل گیری و بهبود خود پنداره مثبت کمک کند.
۶.

فروید، رانک و مسئله ی اضطراب

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
پدیده ی اضطراب در میان روانکاوان همواره از اهمیتی اساسی برخوردار بوده است. فروید به عنوان بانی روانکاوی از همان ابتدا توجه خاصی به این پدیده مبذول داشت و همواره در پی یافتنِ تبیینی جامع از این مسئله بود. از همین رو او در نظریات خود حول این مسئله، جرح و تعدیل های فراوانی اعمال نمود و حتی یک بار تمام نظریه ی خود را از پایه تغییر داد. در این میان یکی از شاگردان محبوب او به نام اُتو رانک، در اصلاحات او در نظریه ی اضطراب تاثیر بسزایی داشت. اُتو رانک در سال 1924 کتابی تحت عنوان «ترومای تولد» منتشر نمود که بحث اضطراب را از نو پیش می کشید. هر چند که فروید در ابتدا نظر مثبتی نسبت به این کتاب ابراز داشت، اما رفته رفته با دیده ی شک و تردید در آن نگریست و در نهایت زیربنای نظریه ی اضطراب رانک را به نقد کشید. اما از طرفی این امر موجب شد فروید در نقد این کتاب، ضعف ها و رخنه های نظریه ی خود را نیز بار دیگر مورد مداقه قرار دهد و برای آخرین بار در نظریه ی اضطراب تجدید نظر نموده و صورت نهایی دیدگاه های خود حول این پدیده را ارائه نماید. در نوشته ی حاضر، ابتدا مروری بر نظریه ی اول فروید در مورد اضطراب خواهیم داشت و در ادامه به کتاب «ترومای تولد» رانک و نظریه ی اضطرابی که در آن ارائه شده بود، خواهیم پرداخت. در پایان نقدهای فروید بر این نظریه را شرح داده و صورت نهایی نظریه ی اضطراب او را ارائه خواهیم نمود
۷.

اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تعلل ورزی تحصیلی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دختر

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تعلل ورزی تحصیلی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه سوم دوره دوم متوسطه شهر مشهد در نیم سال تحصیلی اول 98-1397 تشکیل دادند که از بین آنها 30نفر به روش نمونه گیری تصادفی و با توجه به ارزیابی های اولیه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) گمارده شدند. دانش آموزان گروه آزمایش، برنامه آموزش کاهش استرس مبتنی ذهن آگاهی را در 8 جلسه 45 دقیقه ای (در هر هفته دو جلسه) دریافت کردند؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های تعلل ورزی تحصیلی سولومن و همکارن (1984) و انگیزه پیشرفت هرمنس (1970) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش در متغیرهای تعلل ورزی تحصیلی و مؤلفه های انگیزه پیشرفت شامل؛ اعتمادبه نفس، پشتکار، آینده نگری و سخت کوشی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0 P< ). به عبارت دیگر می توان گفت که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش تعلل وری تحصیلی و بهبود انگیزه پیشرفت دانش آموزان دختر تأثیر معناداری دارد.
۸.

پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی بر اساس سبک های یادگیری خودتنظیمی، راهبردهای فراشناخت و جهت گیری هدف-پیشرفت در دانشجویان

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
هدف از انجام این پژوهش بررسی پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی بر اساس سبک های یادگیری خودتنظیمی، راهبردهای فراشناخت و جهت گیری هدف-پیشرفت در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بوده است. تحقیق حاضر از نوع همبستگی بود. بدین منظور از بین جامعه مذکور تعداد 400 نفر (200 دختر و 200 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه سبک های یادگیری خودتنظیمی پنتریج و دی گروت (1990) و فراشناخت انیل و عابدی (1997)، مقیاس جهت گیری هدف-پیشرفت پرسشنامه میگلی و همکاران (2000) و خودکارآمدی تحصیلی اوون و فرانمن (1988) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد و نتایج نشان داد بین مؤلفه های سبک های یادگیری خودتنظیمی (تکرار و مرور، یادداشت برداری، خلاصه نویسی، سازمان دهی، درک مطالب)، راهبردهای فراشناخت (برنامه ریزی، تلاش و پشتکار) و مولفه های جهت گیری هدف-پیشرفت (اهداف تسلط، اهداف عملکرد-رویکرد و اهداف عملکرد-اجتناب) با خودکارآمدی تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین تحلیل داده از روش رگرسیون نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین به ترتیب اهداف تسلط، اهداف عملکرد-رویکرد و اهداف عملکرد-اجتنابی پیش بینی کننده های مناسبی برای متغیر ملاک خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان می باشند
۹.

مقایسه اختلالات رفتاری- هیجانی و نیمرخ تحول هیجانی-کارکردی در کودکان بی سرپرست و دارای سرپرست

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر مقایسه اختلالات رفتاری- هیجانی و نیمرخ تحول هیجانی-کارکردی در کودکان بی سرپرست و دارای سرپرست است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کودکان دارای سرپرست و بی سرپرست شهرستان مشهد است و نمونه پژوهش را 38 کودک بی سرپرست و 41 کودک دارای سرپرست 4 تا 6 ساله تشکیل دادند. در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ای برای کودکان دارای سرپرست و نمونه گیری در دسترس برای کودکان بی سرپرست استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر (RCBQ) و پرسشنامه تحول هیجانی-کارکردی گرینسپن (FEDQ) استفاده شد که توسط والدین کودکان تکمیل گردید. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین دو گروه در سطوح دوم و پنجم از سطوح تحول هیجانی – کارکردی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01) ؛ اما تفاوت معناداری در اختلالات رفتاری – هیجانی بین دو گروه مشاهده نشد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد مشکلات رفتاری کودکان بی سرپرست با نیمرخ هیجانی-کارکردی آنها همبستگی منفی معنادار دارد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که کودکان بی سرپرست از نظر تحول هیجانی- کارکردی با کودکان دارای سرپرست متفاوت هستند و این امر می تواند در مشکلات رفتاری آنها نقش داشته باشد. یافته های این پژوهش می تواند به فراهم آوردن محیطی مناسب در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست جهت ارتقاء توانمندی های هیجانی – کارکردی این کودکان یاری رساند.
۱۰.

پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه بر مبنای بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش با هدف پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه برمبنای بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری انجام شد. این پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی می باشد. جامعه هدف شامل تمام افراد بین 18 تا 50 سال بود. نمونه پژوهش حاضر 266 نفر بود که بصورت داوطلبانه و در دسترس پرسش نامه های طرحواره های ناسازگار اولیه ( YSQ )، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و پرسش نامه تجارب دوره زندگی ( LEQ ) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. داده های بدست آمده با SPSS-25 تحلیل گردید. براساس همبستگی پیرسون طرحواره های نقص/شرم (54/0)، انزوای اجتماعی/بیگانگی (52/0) و محرومیت هیجانی (53/0) بیشترین ارتباط و همبستگی را با بدرفتاری عاطفی دوران کودکی دارد که همه ی این طرحواره ها در حوزه طرد و بریدگی قرار دارند. طبق یافته های به دست آمده از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام، بدرفتاری عاطفی دوران کودکی (سوءاستفاده عاطفی) و سبک فرزندپروری (مستبدانه) بیشترین قدرت پیش بینی را برای طرحواره های حوزه طرد و بریدگی دارد که به ترتیب 8/26 و 8/3 درصد از حوزه طرد و بریدگی را پیش بینی می کنند و این دو متغیر به همراه هم 6/30 درصد از حوزه طرد و بریدگی را پیش بینی می کنند (05/0> P ). بدرفتاری های عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری ناکارآمد تاثیر بسزایی در تعیین شخصیت بزرگسالان دارد زیرا بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک فرزندپروری مخصوصا مستبدانه در شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه مخصوصا در حوزه طرد باهم تعامل دارند و می توانند اثرات زیان بار یکدیگر را افزایش یا کاهش دهند.
۱۱.

بررسی رابطه ساختار خانواده، حمایتهای اجتماعی، گرایش به خودکشی با رضایت از زندگی در بین مردان معتاد

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین ساختار خانواده، حمایتهای اجتماعی، گرایش به خودکشی با رضایت از زندگی در بین مردان معتاد انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مردان معتاد مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد اعم از خصوصی و دولتی شهر رشت از خرداد تا شهریور سال 95 می باشد. 150 نفراز مردان معتاد به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها پرسشنامه های خانواده اپشتاین، بالدوین وپیشاپ (1983)، چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زمان و همکاران (1998) ، افکار خودکشی آنتون ورید (1991)، رضایت از زندگی داینر و همکاران (1987) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در محیط SPSS 18 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که بین ساختار خانواده با رضایت از زندگی رابطه مثبت و معنادار و گرایش به خودکشی با رضایت از زندگی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. بین حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ساختار خانواده 72 درصد و گرایش به خودکشی نیز 74 درصد از تغییرات رضایت زندگی را پیش بینی می کنند. نتایج نشان داد که بین ساختار خانواده، حمایتهای اجتماعی، گرایش به خودکشی با رضایت از زندگی در بین مردان معتاد رابطه وجود دارد.
۱۲.

رویکرد صفات در تحول شخصیت: مطالعه مروری

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
نظریه صفات، یکی از نظریه های مطرح در روان شناسی شخصیت است که توصیف آن به خلاصه کردن، پیش بینی و تبیین رفتار می انجامد و توسعه ی آن حاصل تلاش های دو گروه از روان شناسان است: گروه اول با روش بالینی به نظریه پردازی درباره صفات پرداخته اند و گروه دیگر روش آزمایشی و آماری را اساس دستیابی به صفات دانسته اند. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و نیز پس از مطالعه کتاب ها و مقالات متعدد صورت گرفته است، معرفی و مقایسه ی این رویکرد ها است که با تأکید بر آرای سه روا ن شناس بزرگ، آلپورت، آیزنک و کتل، و الگوی پنج عاملی صفات شخصیت، به عنوان نظریه ای که در دو دهه گذشته بیش از سایر نظریه ها مورد توجه و حمایت پژوهشگران قرار گرفته است، انجام می شود. با وجود جنبه های کاربردی بالینی و پژوهشی این نظریه، محدودیت ها و نقدهایی نیز در مورد آن مطرح شده است. بنابراین، استفاده از این رویکرد در تبیین تحولی شخصیت علاوه بر نکات مثبت، نیازمند در نظر گرفتن محدودیت ها و نقدهای وارد شده بر آن است
۱۳.

مقایسه اختلال های روانشناختی فرزندان طلاق با همتایان عادی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
هدف این پژوهش مقایسه اختلال های روانشناختی فرزندان طلاق با همتایان عادی بود. روش پژوهش علی مقایسه ای بود. جامعه آماری تمام کودکان طلاق و نیز همتایان عادی آن ها در شهرستان سمنان بودند. نمونه شامل 118 نفر از کودکان مطلقه و 223 نفر از همتای عادی بود. روش نمونه گیری در دسترس بود. ابزار پژوهش چک لیست بررسی مشکلات رفتاری کودکان 4-16 سال آخنباخ بود. داده به روش تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته های نشان داد که بین دو گروه کودکان مطلقه به طور معناداری میزان بیشتری از اختلال های روانشناختی اضطراب، گوشه گیری، مشکلات اجتماعی، مشکلات توجه و مشکلات تفکر تفاوت معناداری نسبت به کودکان عادی دارند (01/0 p< ). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت طلاق عاملی برای بروز یا تشدید اختلال های روانی رفتاری کودکان محسوب می شود بنابراین توجه و رسیدگی به فرزند مطلقه اهمیت دارد.
۱۴.

رفتار درمانی دیالکتیکی واختلال شخصیت مرزی: مطالعه مروری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
اختلال شخصیت مرزی یکی از مشکلات پیچیده مربوط به حیطه سلامت روان است که با مشخصه هایی چون هیجانات منفی شدید، اختلال هویت، رفتارهای تکانش گرانه و ناپایداری در روابط بین فردی شناخته می شود. اقدامات درمانی متعددی با توجه به سبب شناسی این اختلال مورد استفاده قرارگرفته و از بین این درمان ها، رفتاردرمانی دیالکتیکی که توسط مارشا لینهان در سال ۱۹۹۳ مطرح شده است باعث بهبودی زیادی شده است. این درمان جزو درمان های شناختی رفتاری بوده و بی ثباتی عاطفی و تکانشگری را هدف قرار داده است. روش پژوهش حاضر از نوع مروری است و دربرگیرنده مقالات و مطالعات کاربردی درزمینه ٔ رفتاردرمانی دیالکتیکی برای اختلال شخصیت مرزی است. بر اساس مبانی نظری و پژوهشی می توان گفت که رفتاردرمانی دیالکتیکی یک مداخله امیدبخش برای درمان اختلال شخصیت مرزی است؛ بااین حال برای کارایی بیشتر، به کارگیری این روش درمان بر روی جمعیت بزرگ تر دارای اختلال شخصیت مرزی و سایر اختلالات شخصیت، با دوره های پیگیری طولانی تر توصیه می شود.
۱۵.

نقش هوش معنوی و عزت نفس در پیش بینی خودکارآمدی دانش آموزان دختر و پسرمتوسطه دوم

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی هوش معنوی و عزت نفس با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم شهر زهک بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش 700 نفر در سال تحصیلی 96- 97 و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه هوش معنوی (کینگ، 2008)، عزت نفس (کوپر اسمیت، 1967) و خودکارآمدی تحصیلی (جینگ و مورگان، 1999) را تکمیل کردند. داده های جمع آوری شده با روشهای آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون به روش گام به گام و آزمون t مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که که نمرات میانگین هوش معنوی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر بیشتر از دختران است. میان هوش معنوی با خودکارآمدی تحصیلی (28/0= r ) و عزت نفس با خودکارآمدی تحصیلی (19/0= r ) ارتباط معناداری مشاهده شد (01/0 ≤ p ). همچنین نتایج نشان داد که تفکر انتقادی و تولید معنای شخصی 11 درصد از واریانس خودکارآمدی تحصیلی را تبیین کردند.
۱۶.

تحلیل کانونی رابطه سلامت سازمانی مدرسه با کیفیت زندگی معلمان ابتدایی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت سازمانی مدرسه با کیفیت زندگی معلمان ابتدایی با تحلیل همبستگی کانونی بود. جامعه آماری پژوهش را معلمان ابتدایی خراسان شمالی تشکیل می دادند . سیصد و هشتاد و نه نفر از این معلمان با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت سازمانی مدارس ( هوی و فلدمن، 1999) و زمینه یابی سلامت (ویر و همکاران، 1996) را تکمیل کردند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی کانونی و در نرم افزار SPSS.16 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میان سلامت سازمانی مدرسه با کیفیت زندگی معلمان ابتدایی رابطه معناداری وجود دارد. واریانس مشترک سلامت سازمانی مدرسه و کیفیت زندگی 14 درصد است. در مجموع به نظر می رسد، یگانگی نهادی، نفوذ مدیر و روحیه در مدرسه می تواند با سلامت روانی و جسمانی معلمان ابتدایی در ارتباط باشد.
۱۷.

نقش بی ثباتی ازدواج، فاجعه نمایی و ماجراجویی در پیش بینی افکار خودکشی معتادان در حال ترک

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بی ثباتی ازدواج، فاجعه نمایی و ماجراجویی در پیش بینی افکار خودکشی معتادان در حال ترک انجام شد. پژوهش حاضر یک مطالعۀ توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش حاضر شامل کلیۀ معتادان در حال ترک شهرستان آستانه اشرفیه در سال 1396 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 70 نفر از معتادان در حال ترک به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل شاخص بی ثباتی ازدواج بوث، جوهانسون و ادوارز (1983)، پرسشنامۀ تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی،کرایج و اسپینهاون (2001)، مقیاس هیجان خواهی زاکرمن (1971) و مقیاس افکار خودکشی بک (1961) بودند. داده ها با کمک ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری به روش همزمان تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین بی ثباتی ازدواج، ماجراجویی و فاجعه نمایی با افکارخودکشی معتادان در حال ترک همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج بررسی تاثیر متغیرها نشان داد که متغیرهای ماجراجویی با 16 درصد، فاجعه نمایی با 25 درصد و بی ثباتی ازدواج با 11 درصد قادر به پیش بینی افکار خودکشی معتادان درحال ترک هستند. این نتایج حاکی از آن است که بی ثباتی ازدواج، فاجعه نمایی و ماجراجویی نقش با اهمیتی در پیش بینی افکار خودکشی معتادان در حال ترک دارند،. بنابراین با توجه به یافته های پژوهش حاضر فرآهم آوردن آموزش های تنظیم شناختی هیجان، کنترل هیجانی و بهبود روابط بین فردی در حین ترک به منظور کاهش افکار خودکشی و اقدام به خودکشی توصیه می شود.
۱۸.

بررسی فرآیند یادگیری و انگیزش در کلاس معکوس: مقاله مروری

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
آموزش به روش معکوس، رویکردی نسبتاً جدیدی در دنیا است. در کلاس درس معکوس، شیوه متداول تدریس وارونه می شود و به جای اینکه تکالیف در خانه و تدریس در مدرسه و کلاس درس انجام شود، دانش آموزان درس را در خانه و از طریق ویدیو یا پادکست می آموزند که معلم از پیش آماده کرده و در اختیار آن ها قرار داده است و در کلاس به انجام تکالیف و پرسش و پاسخ می پردازند. در کلاس، معلم موضوع کلی را مطرح می کند و دانش آموزان موظف اند درباره آن فکر و تحقیق کنند و مطالبی را که فهمیده اند در کلاس برای یکدیگر توضیح دهند؛ سپس معلم آن را تدریس می کند. انجام تکالیف، تکرار و تمرین، پرسش و پاسخ و بحث بر روی مباحث آموزشی بخشی از فعالیت کلاسی است که جایگزین تدریس در کلاس درس می شود و در نهایت تغییر چیدمان کلاس درس منجر به افزایش انگیزه، پویایی و ایجاد یادگیری عمیق تر می شود. در جهان امروز که شناخت و سواد مجازی و تکنولوژیکی دانش آموزان بالا رفته و در زمانی که انواع کتاب ها و ویدیوهای آموزشی مورد استفاده و استقبال هستند، یادگیری معکوس می تواند به راحتی وارد سیستم آموزشی ما شود. هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند یادگیری و انگیزش در کلاس معکوس است. در این مطالعه، به بررسی پیشینه پژوهش در ارتباط با متغیرها پرداخته شد و فرآیند یادگیری و انگیزش در کلاس معکوس مورد بررسی قرار گرفت. براساس یافته ها، می توان گفت که رویکرد معکوس با احتمال بیشتری نیازهای دانشجویان برای انگیزش، خودمختاری و رقابتی بودن را برآورده می کند و چون دانشجو باید خود به مشارکت و جست وجوی دانش بپردازد موجب ایجاد یادگیری پایدار می شود.
۱۹.

مقایسه توجه پایدار، حافظه کاری و بازداری پاسخ در کودکان دارای اختلال سلوک و بهنجار

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی کارکرد های اجرایی کودکان دارای اختلال سلوک و مقایسه آنها با کودکان بهنجار در شهر مشهد انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای و نمونه آماری شامل 50 آزمودنی بود که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در 2 گروه کودکان دارای اختلال سلوک (25 نفر) و بهنجار (25 نفر) گمارده شدند. جهت انتخاب افراد گروه نمونه، از مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات DSM-5 ( SCID- 5 -CV ) و پرسشنامه علائم مرضی کودکان ( CSI- 4 ) استفاده شد. داده ها با آزمون N-BACK و آزمون جامع عملکرد پیوسته دیداری و شنیداری ( IVA + PLUS ) جمع آوری و با روش تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در زمینه عملکرد حافظه کاری و توجه پایدار دیداری بین کودکان مبتلا به اختلال سلوک و بهنجار تفاوت معنادار وجود دارد؛ ولی از لحاظ متغیر بازداری پاسخ دیداری و بازداری پاسخ شنیداری تفاوت معناداری دیده نشد. بنابراین، عملکرد کودکان دارای اختلال سلوک در کارکردهای اجرایی ضعیف تر از افراد بهنجار است.
۲۰.

نقش تشخیصی احساس تنهایی در تمایز گذاری دانشجویانِ با بهزیستی ذهنی بالا و پایین

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
بهزیستی ذهنی یکی از سازه های مهم سلامت روانی است که شناسایی عوامل تأثیرگذار در آن از اهمیت فراوانی برخوردار است. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش احساس تنهایی به عنوان پیش بین بهزیستی ذهنی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال تحصیلی 98-1397، به تعداد 8286 نفر بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 255 نفر از آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های بهزیستی ذهنی وارویک- ادینبورگ (2007) و احساس تنهایی راسل و همکاران (1980) استفاده شد.. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل تشخیصی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تحلیل تشخیصی، منجر به یک تابع تشخیص معنادار شد که طبق آن متغیر احساس تنهایی توان تمایز بین گروه ها را داشت. همچنین، طبق این تابع تشخیص 5/78 درصد از دانشجویان به درستی در گروه های اولیه خود جایگزین شده بودند. بر اساس نتایج حاضر، در برنامه های آموزشی و پژوهشی برای افزایش بهزیستی ذهنی دانشجویان باید به احساس تنهایی توجه ویژه داشت.
۲۱.

رابطه صفات شخصیتی سرشت - منش و نگرانی با اضطراب اجتماعی نوجوانان دختر

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
هدف پژوهش حاضر رابطه صفات شخصیتی سرشت - منش و نگرانی با اضطراب اجتماعی نوجوانان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه نهم منطقه شش تهران در سال تحصیلی 96-1395 بود که تعداد302 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از سه پرسشنامه صفات شخصیت سرشت و منش کلونینجر، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا و مقیاس اضطراب اجتماعی لایبویتز استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین ابعاد صفات شخصیتی سرشت ( نوجویی، 51/0- = r ؛ آسیب پرهیزی، 54/0= r ؛ وابستگی به پاداش، 45/0- = r ؛ پشتکار ، 59/0- = r ) و اضطراب اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (05/0 p< ) . بین ابعاد صفات شخصیتی منش (خودراهبری ، 43/0- = r ؛ همکاری ، 12/0- = r ؛ خودفراروی ، 13/0- = r ؛ ) و همچنین بین نگرانی و اضطراب اجتماعی (55/0 r= ) رابطه معناداری وجود دارد (05/0 p< ). در مجموع می توان نتیجه گرفت که صفات شخصیتی سرشت و منش و نگرانی نقش مهمی در اضطراب اجتماعی نوجوانان دارند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۱