شهربانو عالی

شهربانو عالی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی و جسمانی مادران کودکان با سندرم داون

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
مادران کودکان مبتلا به سندرم داون، تجارب فرزندپروری دشواری دارند و در معرض سطوح بالای استرس و پیامدهای روانی و جسمانی آن قرار می گیرند. برنامه های آموزشی ویژه این مادران می تواند به آنها در مواجهه بهتر با دشواریها کمک نماید. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی و جسمانی مادران کودکان با سندرم داون انجام شد. این پژوهش با رویکرد کمی و طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمام مادران دانش آموزان با سندرم داون مدارس استثنایی شهرستان مشهد در سال تحصیلی 98-1397 بودند که با نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند.30 نفر از مادران این کودکان که دارای نمره بالاتر از 22 در پرسشنامه سلامت عمومی بودند، انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آموزش ذهن آگاهی و گروه گواه جایگزین شدند. مادران در گروه آزمایش، 8 جلسه دوساعته برنامه آموزش ذهن آگاهی را دریافت نموده و گروه گواه هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش مقیاسهای رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و منفی، افسردگی – شادکامی و علائم جسمانی بودند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس موجب افزایش معنادار بهزیستی جسمانی و روانشناختی مادران دارای کودک مبتلا به سندرم داون می شود(p <0/05). بنابراین این برنامه برای مادران کودکان سندرم داون برنامه مداخله ای مناسبی بوده و می تواند در مراکز درمانی و مدارس ویژه این کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
۲.

اثربخشی هنردرمانی بیانگر گروهی بر مشکلات درونی سازی شده و نیمرخ هیجانی - کارکردی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی هنردرمانی گروهی بیانگر بر مشکلات درونی سازی شده و نیمرخ هیجانی- کارکردی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست بود. طرح این پژوهش از نوع شبه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و مداخله نما بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پسران بی سرپرست و بدسرپرست 3 تا 5 ساله ساکن در یکی از مراکز وابسته به گلستان علی شهر مشهد بود. بدین منظور از این جامعه تعداد 30 پسر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی و برابر در سه گروه مداخله، گروه مداخله نما و گروه کنترل جایگزین شدند (هر گروه 10 نفر). گروه آزمایش، مداخله هنردرمانی گروهی را در طی یازده جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند، درحالی که گروه مداخله نما در یازده جلسه کلاس 90 دقیقه ای آموزش کار با کامپیوتر شرکت کردند. گروه کنترل نیز مداخله ای را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد. ابزارهای تحقیق حاضر شامل پرسشنامه نیمرخ هیجانی -کارکردی گرینسپن و پرسش نامه فهرست رفتاری کودکان ( CBCL ) بود. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره بر روی نمرات پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که در متغیر نیمرخ هیجانی- کارکردی (05/0> P ) و متغیر مشکلات درونی سازی شده (05/0> P ) بین گروه مداخله و دو گروه دیگر تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که میانگین نمرات نیمرخ هیجانی کارکردی در گروه مداخله پس از دریافت درمان نسبت به گروه کنترل به صورت معناداری افزایش و نمرات مشکلات درونی سازی شده در مقایسه با گروه کنترل به صورت معناداری کاهش یافت. همچنین میزان بهبود در نمرات نیمرخ هیجانی کارکردی و مشکلات درون سازی شده گروه مداخله بیشتر از گروه مداخله نما (آموزش کامپیوتر) بود. باتوجه به نتایج، می توان روش هنردرمانی گروهی بیانگر را به عنوان درمان مناسبی برای بهبود مشکلات درون سازی شده و نیمرخ هیجانی کارکردی این کودکان در نظر گرفت.
۳.

بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تحول دیداری - فضایی در کودکان پیش از دبستان شهر مشهد

تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۷
تحول دیداری-فضایی یکی از مهم ترین بنیان های تحول است که نقش عملکرد اولیه ی تمام یادگیری ها و ارتباطات را بازی می کند و بازنمایی های ذهنی راجع به دنیای بیرون را شکل می دهد. از طرفی این تحول همزمان در بردارنده ی اطلاعات فضایی است و کلیه ی حرکات را در فضا جهت می دهد. سنجش این تحول و ابعاد مختلف آن طی سال های ابتدایی زندگی بسیار حیاتی است، زیرا با داشتن این اطلاعات می توان ظرفیت دیداری- فضایی کودک را تخمین زد و تغییر این ظرفیت پایه ای را در جریان تحول بررسی کرد. هدف از پژوهش حاضر، تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی تحول دیداری-فضایی (هری واچس، 2014) است. به همین منظور این پرسشنامه بر روی 348 کودک پیش از دبستان در شهر مشهد که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به طور تصادفی انتخاب شدند، اجرا و شاخص های روان سنجی با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel به ترتیب نسخه ی22 و 30/9 محاسبه شد. یافته ها نشان داد که پرسشنامه از روایی محتوا و سازه و نیز پایایی مطلوبی برخوردار است. نتایج تحلیل عاملی تائیدی نیز نشان داد که ساختار پرسشنامه، برازش قابل قبولی با داده ها دارد. این عوامل مطابق با پژوهش اصلی، عامل های آگاهی حسی و بدنی؛ مکان یابی در فضا؛ ارتباط بدن با محیط، ارتباط اجزا مختلف محیط با یکدیگر و دیگران؛ نگهداری فضایی؛ استدلال دیداری منطقی و تفکر بازنمایی نام گرفتند و ضرایب همسانی درونی آن ها به ترتیب برابر با 83/0، 79/0، 67/0، 80/0، 72/0 و 61/0 به دست آمد. این نتایج نشان داد که پرسشنامه تحول دیداری-فضایی واچس می تواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش سازه ی تحول دیداری-فضایی در ایران استفاده شود.
۴.

مقایسه اختلالات رفتاری- هیجانی و نیمرخ تحول هیجانی-کارکردی در کودکان بی سرپرست و دارای سرپرست

تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف پژوهش حاضر مقایسه اختلالات رفتاری- هیجانی و نیمرخ تحول هیجانی-کارکردی در کودکان بی سرپرست و دارای سرپرست است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کودکان دارای سرپرست و بی سرپرست شهرستان مشهد است و نمونه پژوهش را 38 کودک بی سرپرست و 41 کودک دارای سرپرست 4 تا 6 ساله تشکیل دادند. در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ای برای کودکان دارای سرپرست و نمونه گیری در دسترس برای کودکان بی سرپرست استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر (RCBQ) و پرسشنامه تحول هیجانی-کارکردی گرینسپن (FEDQ) استفاده شد که توسط والدین کودکان تکمیل گردید. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین دو گروه در سطوح دوم و پنجم از سطوح تحول هیجانی – کارکردی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01) ؛ اما تفاوت معناداری در اختلالات رفتاری – هیجانی بین دو گروه مشاهده نشد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد مشکلات رفتاری کودکان بی سرپرست با نیمرخ هیجانی-کارکردی آنها همبستگی منفی معنادار دارد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که کودکان بی سرپرست از نظر تحول هیجانی- کارکردی با کودکان دارای سرپرست متفاوت هستند و این امر می تواند در مشکلات رفتاری آنها نقش داشته باشد. یافته های این پژوهش می تواند به فراهم آوردن محیطی مناسب در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست جهت ارتقاء توانمندی های هیجانی – کارکردی این کودکان یاری رساند.
۵.

طراحی درمان ترکیبی خانواده محور مبتنی بر مدل تحول یکپارچه ی انسان و مقایسه ی اثر بخشی آن با بازی درمانی فلورتایم بر کارکرد تحولی خانواده و تحول هیجانی-کارکردی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

کلید واژه ها: خانواده هیجان کارکرد بازی درمانی اوتیسم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۴ تعداد دانلود : ۷۱۱
مقدمه: اختلال طیف اوتیسم از ناتوانی های عمده ی دوران کودکی است که زمینه ساز فشارهای روانی بسیاری برای کودک و خانواده می باشد. با توجه به تاثیر نامطلوب بسیاری که این اختلال بر سیستم خانواده دارد، دراین پژوهش سعی شده است تا بر مبنای مدل تحول یکپارچه ی انسان که رویکرد نوینی در درمان این اختلال است، درمانی خانواده-محور طراحی شود، در این درمان به منظور تقویت توانمندی های کودک، کارکرد خانواده به عنوان یک واحد کلی، هدف قرار می گیرد و اثربخشی آن در ترکیب با بازی درمانی فلورتایم، بررسی می شود. روش کار: این مطالعه در چهارچوب یک طرح تک آزمودنی در طول 5 ماه روی 12 کودک 8-3 ساله ی مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و خانواده های آن ها اجرا و اطلاعات در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری جمع آوری شد. برای بررسی اثربخشی درمان از ابزار محقق ساخته ی کارکرد تحولی خانواده، پرسش نامه ی سنجش هیجانی–کارکردی و پرسش نامه ی تحول هیجانی– کارکردی استفاده شد. یافته ها: درصد بهبودی کارکرد تحولی خانواده در گروه درمان ترکیبی خانواده محور به ویژه در حوزه های صمیمیت، جذب شدن، انضباط و تحول هیجانی-کارکردی کودکان نیز در سطوح خودتنظیمی، دلبستگی و مبادله ی دوسویه از 50 درصد بیشتر و میزان بهبودی از نظر بالینی معنی دار بود. اندازه اثر درمان ترکیبی نیز بالاتراز 80/0 برآورد شد. نتیجه گیری: بنا بر نتایج درمان ترکیبی خانواده محور می تواند اثربخشی بازی درمانی فلورتایم را افزایش دهد و به عنوان یک رویکرد درمانی اثربخش در درمان این اختلال استفاده شود.
۶.

پیش بینی نیم رخ سلامت روان شناختی بر اساس مولفه های کارکرد تحولی خانواده

کلید واژه ها: خانواده کارکرد سلامت روان شناختی تحولی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار آزمونهای مشاوره خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره خانواده
تعداد بازدید : ۷۷۳ تعداد دانلود : ۴۲۰
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه و قدرت پیش بینی خرده مقیاس های سلامت روان شناختی بر اساس سطوح کارکرد تحولی خانواده از منظر رویکرد نوین تحول یکپارچه ی انسان (DIR) در دانشجویان متاهل دانشگاه فردوسی مشهد انجام گرفت. روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش توصیفی-همبستگی، شامل تمام دانشجویان متاهل دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 94-1393 بودند. از این جامعه نمونه ا ی به حجم 220 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های سنجش کارکرد تحولی خانواده (DFFAQ) و مقیاس سلامت روان شناختی (SCL-25) بود. برای تحلیل داده ها از شاخص های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: بین کارکرد تحولی خانواده و خرده مقیاس های جسمانی سازی، وسواس-اجبار، حساسیت بین فردی، اضطراب و افسردگی رابطه ی منفی معنی دار وجود دارد (01/0>P) و تفکر منطقی و ایجاد بازنمایی ها و ایده ها از سطوح کارکرد تحولی خانواده بهترین پیش یینی کنندگان سلامت روان شناختی می باشند. نتیجه گیری: در مجموع نتایج این پژوهش نقش واسطه ای سطوح کارکرد تحولی خانواده را در آسیب شناسی روانی تایید می کند. به طوری که می توان گفت با بررسی ادراک افراد ازکارکرد تحولی خانواده می توان مشکلات سلامت روان شناختی آن ها را پیش بینی نمود و این مهم به ارتقای دانش پژوهشگران در حیطه ی تبیین و درمان آسیب های روانی کمک خواهد کرد.
۷.

تدوین و اعتبار یابی پرسشنامه سنجش کارکرد تحولی خانواده

کلید واژه ها: پرسشنامه اعتباریابی سنجش کارکرد تحولی خانواده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱۷ تعداد دانلود : ۸۸۳
پژوهش حاضربا هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ی سنجش کارکرد تحولی خانواده بر مبنای رویکرد تحولی، تفاوت های فردی مبتنی بر ارتباط انجام شده است.نمونه این پژوهش را 148 نفر از مادران کودکان 4تا 6 سال مهدکودکهای شهر مشهد تشکیل دادند. در این تحقیق، ابتدا پرسشنامه ی سنجش کارکرد تحولی خانواده(DFFAQ) بر اساس مبانی نظری این رویکرد تهیه شد، سپس برای تعیین روایی آن از روایی محتوایی، ملاکی، روایی سازه (تحلیل عاملی)و برای تعیین پایایی نیز از روشهای آلفای کرونباخ و بازآزمایی استفاده شد. روایی ملاک این پرسشنامه باابزار سنجش کارکردخانواده ی مک مستر (FAD )محاسبه و ضریب75/0-به دست آمد. تحلیل عاملی مؤلفه های اصلی با دوران واریماکس انجام شد که با درنظر گرفتن یک مدل 7 عاملی 25/67 درصدازکل واریانس تبیین شد. در خصوص پایایی نیز،ضریب بازآزمایی پرسشنامه ی کارکرد تحولی خانواده93/0 و آلفای کرونباخ کلی این پرسشنامه، ۹۲/0 است. همچنین آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های این پرسشنامه از53/0 تا 72/0 به دست آمد که بیانگرپایایی مطلوب این مقیاس به طور کلی است. بنابراین، در مجموع می توان گفت؛ پرسشنامه ی محقق ساخته کارکرد تحولی خانواده از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و از آن می توان در حیطه های پژوهشی و درمانی در شناسایی قوت ها و ضعف های خانواده در دستیابی به توانمندی های تحولی استفاده کرد.
۸.

بررسی رابطه بین نوع فرایند طرحواره ای و نگرش به ازدواج

کلید واژه ها: طرحواره های اولیه نوع فرآیندهای طرحواره ای انتخاب شریک زندگی نگرش به ازدواج

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۳۶ تعداد دانلود : ۲۲۹۲
طرحواره ها در احساسی که ما از خودمان داریم نقش محوری دارند، آنها دانش ما را در مورد خودمان و جهان شکل می دهند به نحوی که وقایع زندگی را بر اساس این باورها پیش بینی می کنیم (یانگ و کلسکو، 1994). در این پژوهش نگرش به ازدواج دو گروه افرادی که در همسر گزینی به فرایند تداوم طرحواره گرایش دارند و آنها که به جبران طرحواره گرایش دارند مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همیستگی است. نمونه مورد مطالعه از میان دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شدند که شامل 191 زن و 116 مردمی باشند. شرکت کنندگان به پرسشنامه طرحواره های یانگ (SQ-SF) و پرسشنامه محقق ساخته همسر گزینی (MSI) پاسخ دادند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد تفاوت معناداری در نگرش به ازدواج در افرادی که به فرایند جبران طرحواره گرایش دارند در مقایسه با آنها که به فرایند تداوم طرحواره متمایل هستند وجود دارد. این تفاوت در خصوص طرحواره های رهاشدگی، شکست، وابستگی، خودتحول نیافته، ایثار و اطاعت تایید شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان