فاطمه فرهادیان

فاطمه فرهادیان

مدرک تحصیلی: سطح 3 اخلاق و تربیت اسلامی، مؤسسه عالی فاطمه الزهراخوراسگان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

تبیین الگوی خانواده در باروری با رویکرد تحلیلی و استناد برآموزه های قرآنی

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
براساس داده های منتشر شده از سوی سازمان های مختلف جمعیت شناختی، نرخ باروری در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله در ایران در حال کاهش است. این امر می تواند ناشی از دلایل متعددی باشد. با وجود این، دگرگونی های فرهنگی طی چند دهه اخیر، در میان سایر تغییرات، بیشتر از همه خودنمایی می کنند. رشد فردگرایی و تفکرات اومانیستی، تغییرات باورها و نگرش ها، رشد سکولاریسم، دگرگونی در ارزشهای خانوادگی و تحول خواهی در زمره مهم ترین تحولات مرتبط با باروری است. هدف از این پژوهش، مطالعه عوامل مؤثر در باروری در حوزه های فردی، خانوادگی و اجتماعی و تبیین الگویی برای خانواده در زمینه باروری با استناد بر شواهد معتبر و با تکیه بر آموزه های دینی است. براین اساس، روش تحقیق در این مطالعه، از نوع کیفی و به صورت فراتحلیلی است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه کاملاً معناداری میان متغیرهای فردگرایی، مدرنیزاسیون، دینداری، سکولاریسم و ارزش های خانوادگی در خانواده ها و باروری وجود دارد؛ به این معنا که هر چه میزان التزام به باورهای دینی خانواده بیشتر، سطوح سکولاریسم و فردگرایی کمتر و هر چه میزان توجه به ارزش های خانوادگی بیشتر باشد، نرخ باروری در آن خانواده ها بیشتر است. در این میان مدرنیزه شدن و تبعات متأثر از آن بر خانواده و به ویژه زنان سهم زیادی در تغییر نگرش ها داشته است. بنابراین مهم ترین اصل، تغییر در نگرش، باور و ارزش و کنش در سه سطح فرد، خانواده و جامعه است. نگرش ها در طول زمان و یک فرایند تحولی شکل می گیرند و سپس به به باورها و ارزش ها و نهایتاً به کنش تبدیل می شوند و زمانی که شکل گرفتند تغییر آنها به سادگی امکان پذیر نمی باشد از این رو باید در این زمینه اقدامات مؤثری شکل بگیرد.
۲.

پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه بر مبنای بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۳۵۱
این پژوهش با هدف پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه برمبنای بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری انجام شد. این پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی می باشد. جامعه هدف شامل تمام افراد بین 18 تا 50 سال بود. نمونه پژوهش حاضر 266 نفر بود که بصورت داوطلبانه و در دسترس پرسش نامه های طرحواره های ناسازگار اولیه ( YSQ )، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و پرسش نامه تجارب دوره زندگی ( LEQ ) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. داده های بدست آمده با SPSS-25 تحلیل گردید. براساس همبستگی پیرسون طرحواره های نقص/شرم (54/0)، انزوای اجتماعی/بیگانگی (52/0) و محرومیت هیجانی (53/0) بیشترین ارتباط و همبستگی را با بدرفتاری عاطفی دوران کودکی دارد که همه ی این طرحواره ها در حوزه طرد و بریدگی قرار دارند. طبق یافته های به دست آمده از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام، بدرفتاری عاطفی دوران کودکی (سوءاستفاده عاطفی) و سبک فرزندپروری (مستبدانه) بیشترین قدرت پیش بینی را برای طرحواره های حوزه طرد و بریدگی دارد که به ترتیب 8/26 و 8/3 درصد از حوزه طرد و بریدگی را پیش بینی می کنند و این دو متغیر به همراه هم 6/30 درصد از حوزه طرد و بریدگی را پیش بینی می کنند (05/0> P ). بدرفتاری های عاطفی دوران کودکی و سبک های فرزندپروری ناکارآمد تاثیر بسزایی در تعیین شخصیت بزرگسالان دارد زیرا بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و سبک فرزندپروری مخصوصا مستبدانه در شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه مخصوصا در حوزه طرد باهم تعامل دارند و می توانند اثرات زیان بار یکدیگر را افزایش یا کاهش دهند.
۳.

بررسی تطبیقی مبانی تربیت اخلاقی از منظر غزالی ومهدی نراقی(مقاله ترویجی حوزه)

تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۵۴۰
اخلاق و تربیت اخلاقی همواره موردتوجه اندیشمندان و علمای مختلف در سراسر جهان بوده است. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف استخراج آرای تربیت و تبیین وجوه اشتراک و افتراق دو متفکر بزرگ اسلامی ابو حامد غزالی و مهدی نراقی درزمینهٔ مبانی تربیت اخلاقی به منظور بهره گیری در دینی سازی تعلیم و تربیت است. تحقیق این پژوهش تحلیل تطبیقی و به صورت اسنادی است. جمله یافته های تحقیق این است که هر دوعالم دینی بر اساس آموزه های دینی در پی عرضه نظام دینی تربیت هستند و دیدگاه های آنان در زمینه های مختلف ازجمله مسائل مربوط به تعلیم و تربیت کاملاً برآموزه های دینی مبتنی است. وجوه اشتراک خاصی در مبانی تربیت اخلاقی از منظر غزالی و نراقی وجود دارد که؛ مرکب بودن انسان؛ پاک بودن سرشت انسان؛ تدریج؛ تغییرپذیری اخلاق؛ تأثیر شرایط از مهم ترین و اساسی ترین مبانی تربیت اخلاقی از منظر هردو دانشمند است. در مبانی و پیش فرض های تربیت اخلاقی بین این دو اندیشمند تفاوت مبنایی شاخصی وجود دارد. اشعری مسلک بودن غزالی منجر به ارائه تفکر و بینش متفاوت در مباحث تربیت اخلاقی وی گردیده است. عدم تمسک به روایات اهل:و رویکرد جبری داشتن در امور از این جمله است. در مبانی تربیت اخلاقی غزالی، روح تصوف حاکم است و گاهی جنبه عقلی و فلسفی دارد اما نراقی در مبنای تربیت اخلاقی جنبه عرفان و عملی اخلاق را رعایت نموده است.
۵.

عفاف در رفتار(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۳۴ تعداد دانلود : ۸۴۰
موضوع مورد بحث، عفاف در رفتار درحیطه ی حجاب و پوشش است. عفّت، به معنی پارسایی و آن حالت نفسانی است که انسان را از غلبه ی شهوت بازدارد. قرآن به چند رفتارعفیفانه، از جمله رعایت عفت درگفتار، نگاه، شهوت، پوشش، و عفت درکردار، به ویژه درزنان، اشاره می کند وتاکید می فرماید: صحبت کردن زنان با نامحرم باید عفیفانه و به دور از نرمش و نازک کردن صدا باشد واز هرگونه سخنان غیر ضروری و بیهوده پرهیز کنند. در نگاه به نامحرم نیز زنان همانند مردان از چشم چرانی منع شده اند و باید از نگاه بد و هوس آلود چشم پوشی کنند؛ چراکه دیده به منزله ی دروازه ی دل است و اگر کنترل نشود در کشاندن آن به سمت گناه نقش زیادی دارد. قرآن زنان را مکلّف می کند، جاذبه ها وزینت های ظاهری و با طنی خود را آشکار نکنند، مگر آنچه نمایان است. آنها باید پوششی مناسب که تمام گردن وسینه واندام ها و زینت های پنهان آنها را مستور کند داشته باشند که موجب تهییج شهوت مردان نگردد و موجبات آزار و اذیت خود توسط افراد بیمار دل را فراهم نکنند. کردار و راه رفتن آنها نیز باید به دور از جلوه، خودنمایی و جلب توجه باشد . در نظام مقدس اسلام، این امور کاملاً حکیمانه و به مصلحت زن و اجتماع وضع گردیده است. زنان با رعایت حجاب و عفاف و پوشش کامل و داشتن رفتاری به دور از خودآرایی و خود نمایی می توانند آرامش و آسایش و امنیت خود، خانواده و جامعه را به ارمغان بیاورند و ازگسیختگی بنیان خانواده جلوگیری کنند ومانع بسیاری از فتنه ها که ریشه در عدم رعایت و حفظ حریم عفاف دارد، گردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان