سالار فرامرزی

سالار فرامرزی

مدرک تحصیلی: دانشیار روانشناسی کودکان با نیازهای خاص، دانشگاه اصفهان،اصفهان،ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۶ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی و روش دیویس بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان پایه اول و دوم ابتدایی

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: در پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی و روش دیویس برعملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان پایه اول و دوم ابتدایی مورد بررسی قرار گرفت. روش: طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون – پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان نارسا خوان پایه اول و دوم ابتدایی است که، درسال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش نیز شامل 45 دانش آموز نارسا خوان (15 نفر به روش عصب روان شناختی و 15 نفر به روش دیوس مورد درمان قرار گرفتند و 15 نفر دانش آموز که هیچ مداخله ای روی آن ها صورت نگرفت)، به روش     نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب گردیدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش آزمون تشخیص اختلال خواندن بر اساس DSM-5، آزمون عملکرد خواندن معلم ساخته و آزمون هوش ریون کودکان بود. درگروه های آزمایشی، روش مداخله عصب روان شناختی و مداخله به روش دیویس به مدت 16 جلسه 40 دقیقه ای برای هرکدام از دو گروه ارائه گردید. داده ها با نرم افزار spss و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون خواندن گروه های آزمایشی با گروه کنترل، تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 ≥P ). نتایج مقایسه های زوجی نیز نشان داد که نمرات زمون گروه عصب روان شناختی به طور معناداری نسبت به روش دیویس کارآمدتر بود (001/0 ≥P ). نتیجه گیری: مداخلات عصب روان شناختی می تواند رویکردی مؤثر در درمان ناتوانی های یادگیری خواندن (نارساخوانی) باشد[z1] [z2] .
۲.

ساخت، روایی سنجی و اعتبار یابی مقیاس رشد زبان کودکان

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف پژوهش حاضر ساخت، روایی سنجی و اعتبار یابی مقیاس رشد زبان کودکان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع آزمون سازی بود. در مرحله اول برای ساخت مقدماتی مقیاس رشد زبان کودکان، از مبانی نظری و تجربی و توجه به توانش های رشدی کودکان استفاده گردید و سپس از میان نواحی شش گانه آموزش وپرورش شهر اصفهان به روش نمونه گیری چندمرحله ای 52 کودک (دختر و پسر) از مهدهای کودک، مراکز پیش دبستانی و دبستان های شهر اصفهان انتخاب شده و مقیاس بر روی آن ها اجرا و روان سنجی شد. در مرحله دوم 200 کودک به روش کوکران، از این مراکز انتخاب گردید. به منظور بررسی پایایی و روایی ابزار، مقیاس رشد زبانی کودکان و مقیاس رفتار سازشی واینلند بر روی گروه نمونه (200 کودک) اجرا شد. داده های حاصل از ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، روایی سازه به روش تحلیل عاملی تأییدی و روایی ملاکی تحلیل گردید. نتایج نشان داد که ضریب پایایی کل مقیاس رشد زبانی کودکان،0/98 و ضریب پایایی 2 خرده مقیاس آن 0/96 است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مدل 2 عاملی (زبان دریافتی و زبان بیانی) مقیاس رشد زبانی کودکان را تأیید کرد. همچنین همبستگی بین مقیاس رشد زبانی کودکان و مقیاس رفتار سازشی واینلند 0/91 محاسبه شد که بیانگر روایی ملاکی مقیاس رشد زبانی کودکان است. مقیاسرشد زبان کودکان، از پایایی و روایی مناسب برای ارزیابی و سنجش رشد زبان دریافتی و زبان بیانی کودکان زیر 8 سال دارا می باشد
۳.

تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان از جمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام شد. روش: این مطالعه به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال از مدارس آموزش عمومی شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و بر حسب تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، جایدهی شده اند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و همکاران، 2002)، آزمون هوش وکسلر ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، و آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزش هیجانات مثبت بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0/0001> P ). نتیجه گیری : برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون می تواند بر تنظیم و مهار هیجانات دانش آموزان نارساخوان تأثیر گذارد و درمان گران می توانند از آن در کنار سایر روش های آموزشی-درمانی استفاده کنند.
۴.

کاربرد پذیری تئوری پاس (PASS) در پیش بینی عملکرد ریاضی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
هدف: کودکان با اختلال یادگیری ریاضی نه تنها با مشکلات خاص در زمینه یادگیری ریاضیات روبرو هستند، بلکه اکثریت آنها در فرآیندهای شناختی دچار نقایص جدی می باشند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربردپذیری تئوری پاس ( PASS ) در پیش بینی عملکرد ریاضی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه در شهر اصفهان انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه مورد استفاده در پژوهش 36 دانش آموز با اختلال یادگیری ریاضی بودند که به صورت نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از ماتریس های پیشرونده ریون، آزمون ایران کی مت، آزمون معلم ساخته ریاضی، سیستم ارزیابی شناختی- ویرایش دوم (ناگلیری، داس و گلدشتاین، 2014) بود. داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که کودکان با اختلال یادگیری ریاضی، دارای عملکرد مرتبط با کارکرد ناقص در برنامه ریزی، توجه، پردازش همزمان و متوالی هستند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که عملکرد ریاضی دانش آموزان بر فرآیندهای شناختی پاس متکی است و فرآیندهای شناختی PASS می تواند متخصصان را در امر تشخیص کودکان در معرض خطر اختلال یادگیری ریاضی یاری رساند.
۵.

اثربخشی روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان ازجمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی (Dyslexia) با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روان نمایشگری (Psychodrama) بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر مقطع تحصیلی ابتدایی مبتلابه نارساخوانی شهر اصفهان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم تا ششم ابتدایی بودند که در سال تحصیلی 95-1394 در مدارس عادی مناطق پنج گانه شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. نمونه موردمطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. آزمون خواندن و نارساخوانی (Reading & Dyslexia Test یا RDT) جهت تشخیص ناتوانی یادگیری روی دانش آموزان اجرا شد و 30 دانش آموز مبتلابه نارساخوانی انتخاب و برحسب تصادف در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، قرار گرفتند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، ویرایش چهارم آزمون هوش وکسلر (Wechsler Intelligence Scale for Children-Fourth Edition یا WISC-IV) به منظور کسب اطمینان از عادی بودن هوش گروه نمونه، که یکی از معیارهای لازم در تشخیص ناتوانی یادگیری است و آزمون خواندن و نارساخوانی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 و روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0001/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری در تنظیم مؤثر هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی مؤثر است. به طوری که دانش آموزان بعد از دریافت این رویکرد علاوه بر کاهش هیجانات منفی و بهبود تنظیم هیجانات مثبت، در زمینه های دیگری مانند رفتارهای بین فردی و اجتماعی نیز بهبود نشان دادند. بنابراین تمرکز بر مهارت های تنظیم هیجان به عنوان عامل مهمی در تداوم اختلالات یادگیری، می تواند در طراحی مداخلات پیشگیرانه و کاهش بروز اختلالات روان شناختی ناشی از آن مفید باشد.
۶.

تأثیر تحریک مستقیم جمجمه ای و تمرینات منتخب حرکتی بر مهارت های حرکتی درشت در کودکان با اختلال طیف اتیسم

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۳
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تحریک مستقیم جمجمه ای ( tDCS ) بر قشر حرکتی اولیه و تمرینات منتخب حرکتی بر مهارت های حرکتی درشت (هدف گیری و گرفتن) در کودکان با اختلال طیف اتیسم بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی بود و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه شم استفاده شد. تعداد 18 کودک شش تا 14 سال با اختلال طیف اتیسم با روش نمونه گیری دردسترس و با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و شم قرار گرفتند. آزمودنی ها به مدت 10 جلسه (سه جلسه در هفته)، تحت tDCS آندی به مدت 20 دقیقه بر قشر حرکتی اولیه ( M<sub>1</sub> ) قرار گرفتند. نُه آزمودنی تمرینات حرکتی را بعد از تحریک مغزی با هدف بهبود مهارت های حرکتی درشت انجام دادند. نُه آزمودنی دیگر در جلسات تمرینات حرکتی به طور مشابهی شرکت کردند؛ با این تفاوت که تحریک مغزی ساختگی اعمال می شد (گروه شم). آزمون هدف گیری و گرفتن از مجموعه آزمون های ارزیابی حرکت برای کودکان ( MABC2 ) قبل از مداخله و پس از 10 جلسه (بعد از مداخله) ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط دوعاملی آزمون تی همبسته استفاده شد. یافته ها نشان داد که تحریک مستقیم جمجمه ای روی قشر حرکتی اولیه به همراه تمرینات حرکتی تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های حرکتی درشت در کودکان ب ا اختلال طیف اتیسم دارد ( P ≤ 0.05 )؛ درحالی که تمرینات حرکتی بدون تحریک مستقیم جمجمه ای منجر به بهبود مهارت های حرکتی درشت در کودکان ب ا اختلال طیف اتیسم نمی شوند. یافته ه ا بیانگر این موضوع است که تحریک مستقیم جمجمه ای می تواند مکمل سودمندی برای تمرینات حرکتی با هدف بهبود مهارت های حرکتی در کودکان با اختلال اتیسم باشد.
۷.

اثربخشی مداخله گروهی مهارت های اجتماعی مبتنی بر برنامه دی روزیر1 در بهبود ارتباط، همکاری، ابراز وجود و همدلی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر درمان مداخلات گروهی مهارت های اجتماعی مبتنی بر برنامه دی روزیر بر بهبود ارتباط، همکاری، ابراز وجود و همدلی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم صورت گرفت. روش: طرح این پژوهش تک آزمودنی (طرح معکوس A-B-A ) بوده است. با استفاده از نمونه گیری هدف مند، سه دانش آموز مبتلا به اختلال طیف اتیسم انتخاب شدند. با استفاده از مقیاس بهبود مهارتهای اجتماعی ( SSIS )، خط پایه در حیطه های مورد نظر ترسیم شد. جلسات درمانی براساس برنامه آموزش مهارت های اجتماعی دی روزیر طی 20 جلسه (هفته ای یک جلسه، به مدت 40 دقیقه) برگزار شد. مقیاس بهبود مهارتهای اجتماعی ( SSIS ) حین درمان و پس از هر سه جلسه آموزشی تکمیل شد. برای پیگیری نتایج آموزش، یک ماه بعد نیز این پرسشنامه توسط مربی دانش آموزان تکمیل شد. یافته ها: براساس نتایج تحلیل دیداری داده ها این برنامه در زمینه بهبود مهارت همکاری، ارتباط، ابراز وجود مؤثر بوده است. در ارتباط با متغیر همدلی این برنامه برای آزمودنی شماره 3 مؤثر نبوده و نیاز به بررسی های بیشتر وجود دارد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از اثربخشی برنامه دی روزیر در بهبود مهارت های اجتماعی است. ماهیت مداخله گروهی و ایجاد فرصت تمرین و دریافت بازخورد می تواند رشد مهارت های اجتماعی را در کودکان مبتلا به اتیسم تسهیل کند.
۸.

بررسی روش آموزش مبتنی بر مهارت های عصب روان شناختی بر بهبود مهارت های شناختی دانش آموزان ناتوان یادگیری خواندن

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر بررسی روش آموزش مبتنی بر مهارت های عصب روان شناختی بر بهبود مهارت های شناختی دانش آموزان ناتوان یادگیری خواندن. روش پژوهش آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به این منظور از بین دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری خواندن در شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش 45 دانش آموز انتخاب و در دو گروه آزمایش مهارت های عصب روان شناختی (15نفر) و آموزش چندرسانه ای(15 نفر) و نیز گروه کنترل(15نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس هوشی وکسلر کودکان ویرایش چهارم (WISC_IV) و آزمون نارساخوانی کرمی نوری استفاده شد. داده های بدست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین 3 گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد(05/0 (P< . همچنین نتایج نشان داد که مداخله آموزش مبتنی بر مهارت های عصب روان شناختی و آموزش چندرسانه ای بر رشد مهارت های شناختی(کارکرد اجرایی، حافظه فعال و توجه) موثر بوده است و منجر به افزایش معنادار عملکرد در گروه ها ی آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون گردیده است،ضمن این که /اموزش عصب روان شناختی نسبت به آموزش چند رسانه ای سطح افزایش بیشتری را در متغیرهای وابسته گروه آزمایش نسبت به گروه گواه اختصاص داده است. (05/0 P< ). موجب بهبود نارساخوانی دانش آموزان می شود و از آن ها می توان به عنوان روش های درمانی در کلینیک ها و مراکز آموزشی و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری مورد استفاده قرار داد.
۹.

اثر بخشی مداخلات گروهی مبتنی بر برنامه ی دی روزیر بر بهبود مهارت های اجتماعی، شایستگی تحصیلی و مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
چکیده: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر درمان مداخلات گروهی (SS-GRIN)، بر بهبود مهارت های اجتماعی، تحصیلی و کاهش مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم است. روش این پژوهش مورد منفرد(طرح A-B-A) بوده است و با استفاده از نمونه گیری هدفمند3دانش آموز مبتلا به اتیسم انتخاب شدند. جلسات آموزشی بر اساس برنامه آموزش مهارت های اجتماعی دی روزیر که حاوی ده درس بود به مدت 5 ماه در قالب 20 جلسه 40 دقیقه ای برگزار گردید. با استفاده از سیستم بهبود مهارت های اجتماعی(SSIS) حین و پس از هر 3 جلسه آموزشی نیز ارزیابی صورت گرفت. به منظور پیگیری نتایج آموزش یک ماه بعد این پرسشنامه توسط مربی دانش آموزان تکمیل شد. بر اساس نتایج تحلیل دیداری داده ها این برنامه در زمینه بهبود مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری برای هر سه شرکت کننده مؤثر بوده است. در زمینه بهبود شایستگی تحصیلی این برنامه برای شرکت کننده اول مؤثر بوده است. بر اساس یافته های این پژوهش به نظر می رسد که ماهیت گروهی مداخلات با ایجاد فرصت بیشتر برای تعامل و افزایش انگیزه کودکان برای ارتباط نه تنها منجر به بهبود روابط و مهارت های اجتماعی می شوند، بلکه همچنین می توانند اثر مستقیم و مثبت بر مشکلات رفتاری (شامل کاهش قلدری، رفتار های برون ریزی و درون ریزی) بر جای بگذارند. در زمینه اثر بخشی این برنامه بر شایستگی تحصیلی نیاز به تحقیقات بیشتری است.
۱۰.

تأثیر مداخلة بهنگام بازی محور بر رشد روانی- حرکتی کودکان با اختلال طیف اوتیسم

کلید واژه ها: کودکانرشد روانی - حرکتیاختلال طیف اوتیسممداخله بهنگام بازی محور

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی ورزش معلولین
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی رفتار حرکتی رشد حرکتی
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۲۲۸
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مداخله بهنگام بازی محور بر رشد روانی- حرکتی کودکان 6-4 ساله دچار اختلال طیف اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود و از طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، از میان کودکان 6 - 4سالة شهر اصفهان در سال 1394، تعداد 30 نفر (15 دختر و 15 پسر) که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده، رشد حرکتی گزل (1940) بود که توسط والدین کودکان در مرحلة پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. سپس کودکان گروه آزمایش در 10 جلسة 90 دقیقه ای و هفته ای یک بار در بازی ها شرکت داده شدند.گروه کنترل این آموزش را دریافت نکردند؛ پیگیری پس از 30 روز صورت گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل آماری داده ها از روش تحلیل واریانس بین گروهی با اندازه های تکراری استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل در رشد روانی- حرکتی معنادار بود. همچنین تفاوت های درون گروهی و تعامل بین دو موقعیت و تغییر در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در متغیر رشد روانی- حرکتی معنادار بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مداخلات بهنگام بازی محور بر رشد روانی- حرکتی کودکان با اختلال طیف اوتیسم تأثیر دارد و از این مداخلات می توان برای کمک به افزایش و بهبود مهارت های این کودکان استفاده کرد.
۱۱.

تأثیر برنامه درمانی مداخله مبتنی بر تفاوتهای فردی (فلورتایم) بر اساس هیجان ابرازشده مادران بر مهارتهای اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم با عملکرد بالا

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۴۷
اهداف این پژوهش به منظور طراحی مداخله مبتنی بر تفاوت های فردی بر اساس هیجان ابرازشده والدین و تأثیر این برنامه بر مهارت های اجتماعی کودکان اوتیسم با عملکرد بالا انجام شد. مواد و روش   ها نوع مطالعه برای بخش اول، مطالعه علّی مقایسه ای و بخش دوم مطالعه نیمه آزمایشی است. به منظور طراحی برنامه درمانی فلورتایم مبتنی بر هیجان ابرازشده والدین، ابتدا به صورت ترکیبی تودرتو با پرسش نامه محقق ساخته برای سنجش کیفی و پرسش نامه خانواده برای بخش کمّی، وضعیت هیجانی مادران اوتیسم سنجیده شد. بر این اساس برنامه درمانی ۲۳ جلسه ای تدوین شد. در نهایت ۲۰ کودک اوتیسم با عملکرد بالا از مراکز اوتیسم به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند؛ ۱۰ نفر به عنوان گروه آزمایش که علاوه بر مداخله ABA برنامه مداخله طراحی شده به آن ها ارائه شد و ۱۰ نفر به عنوان گروه کنترل که صرفاً ABA دریافت می کردند، انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده عبارتند از: پرسش نامه خانواده، آزمون ASSQ و آزمون هوش استانفورد بینه، آزمون گیلیام و سازگاری اجتماعی واینلند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق آزمون مانوا و مانکوا با نرم افزار spss نسخه ۱۹ انجام شد. یافته   ها نتایج بیانگر این هستند که با وجود تفاوت معنی دار در هیجان ابرازشده مادران اوتیسم و عادی و زیادبودن هیجان ابرازشده مادران اوتیسم در نمره کلی هیجان ابرازشده، انتقاد و درگیری عاطفی افراطی، بعد از ارائه مداخله، تفاوت معنی داری بین دو گروه کودکان تحت مداخله ABA و کودکان تحت مداخله فلورتایم در مهارت ها و سازگاری اجتماعی ملاحظه نشد. اما گروه آزمایش، بعد از ارائه مداخله، عملکرد بهتری در نمره ارتباط داشتند. نتیجه   گیری با توجه به زیادبودن هیجان ابرازشده والدین کودکان با اختلال اوتیسم، باید مداخلات مختلفی برای کاهش هیجان ابرازشده آن ها ارائه داد. همچنین می توان از مداخلات اجتماعی از جمله مداخله فلورتایم برای افزایش ارتباط کودکان با اختلال اوتیسم عملکرد بالا استفاده کرد.
۱۲.

بررسی اثربخشی بسته آموزشی بازی های شناختی بر عملکرد مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان نارساخوان

تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: علوم اعصاب شناختی و خواندن ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. با نگاهی به چالش های عصب شناختی نارساخوانی و مزایای کارکرد شناختی و عصب روان شناختی بازی هدف کلی پژوهش اثربخشی بسته آموزشی بازی های شناختی بر مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان نارساخوان بود. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون و دوره پیگیری(2ماه پس از اجرای پس آزمون)بود که 30 نفر از دانش آموزان نارساخوان پسر به طور غیر تصادفی به عنوان نمونه انتخاب، و به صورت تصادفی و به طور مساوی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. آموزش به کمک ابزار محقق ساخته در 25 جلسه 5/1 ساعته طی سه ماه بر روی گروه آزمایش اجرا شد. برای گردآوری اطلاعات، از مقیاس هوشی وکسلر کودکان ویرایش چهارم، آزمون نارساخوانی نما و آزمون عصب روان شناختی کانرز استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: تحلیل داده ها نشان داد که آموزش بسته بازی های شناختی بر بهبود عملکرد عصب روان شناختی دانش آموزان نارساخوان موثر است(01/0p
۱۳.

اثربخشی مداخله هدفمند خواندن مبتنی بر پاسخ به مداخله بر درک مطلب دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۳۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله ی هدفمند خواندن بر درک مطلب دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه انجام شد. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه ی دانش آموزان پسر را شامل می شد که در سال تحصیلی 96-95 در پایه ی تحصیلی سوم ابتدایی مدارس شهر درچه مشغول به تحصیل بودند. از جامعه ی مذکور، با روش تصادفی ساده 30 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش به مدت 12 جلسه و هر هفته 3 جلسه تحت مداخله ی هدفمند خواندن (سیزون و سیزون، 2014) قرار گرفت. در این زمان، گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش آزمون خواندن و نارساخوانی نما (کرمی نوری و مرادی، 1384) بود. داده های بدست آمده از پژوهش، با آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر مداخله ی هدفمند خواندن بر درک مطلب دانش آموزان در سطح 05/0=α معنی دار می باشد. بنابر نتایج پژوهش پیشنهاد می شود از مداخله ی هدفمند خواندن به منظور افزایش مهارت های درک مطلبی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه استفاده گردد.
۱۴.

کاربرد قوانین ادراک دیداری گشتالت در طراحی گرافیک بیلبوردهای تبلیغاتی نمونه موردی : بیلبوردهای تجاری تهران در سال

تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۹۳
بیان مسئله : نظریه گشتالت از جمله نظریه های تأثیرگذار در قرن بیستم در حوزه هنرهای تجسمی است که فرآیند ادراک بصری را به نوعی معطوف به رویت یکپارچه و تمامیت اثر هنری کرده؛ قوانین ویژه ادراک دیداری را طرح می افکند 1 ؛ بنا به هم راستایی هدف ارتباط بصری و اثربخشی ماندگار بر ذهن مخاطب، کاربرد این اصول در طراحی گرافیک، ب هویژه بیلبوردهای تبلیغاتی تجاری ضروری می نماید. از طرفی در سا لهای اخیر با آمار قابل توجه طراحی بیلبورد در شهر تهران مواجه هستیم؛ که ظاهراً هدفی جز اثربخشی ماندگار در ذهن مخاطب ندارند. در این راستا با هدف مطالعه ویژگی ها و کیفیات بصری، نحوه و چگونگی کاربرد قوانین ادراک دیداری گشتالت در طراحی گرافیک بیلبوردهای تبلیغاتی تهران، این پرسش مطرح می شود که به چه میزان قوانین ادراک دیداری گشتالت در نوشت هها و تصاویر گرافیکی بیلبوردهای تجاری تهران به کار رفته است؟ سؤالات فرعی دیگری برای پاسخگویی به این پرسش مطرح می شود: اصول طراحی گرافیک تصاویر و بیلبوردهای تبلیغاتی کدامند؟ و روابط قوانین گشتالت با این اصول چگونه است؟ ضرورت و اهمیت رعایت قوانین مربوطه در طراحی گرافیک بیلبوردها چیست؟ ● روش تحقیق : به منظور تحلیل نمونه های موردی از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از قوانین گشتالت بهر هگیری شد. روش پژوهش آزمون نظریه است که بر 150 نمونه از بیلبوردهای تجاری سطح شهر تهران در سال 1394 صورت پذیرفت. روش گردآوری مطالب با استفاده از منابع مکتوب و پایگاه داده های علمی، تحلیل و تطبیق مباحث با روش دلفی انجام گرفت. یافته های تحقیق مبین آن است که؛ در طراحی نوشته ها و تصاویر بیلبوردهای تهران، هر یک از قوانین به میزانی به کار رفته است. مهمترین اصول و کیفیات بصری در طراحی گرافیک بیلبوردهای تبلیغاتی با ضریب همبستگی درونی، آلفای کرونباخ 796 / 0، مطابق با هویت بصری و تعریف قوانین ادراک دیداری گشتالت و اصول طراحی گرافیک، در یک دسته از قوانین گشتالت جای دارد که می توان به ارتباط متعامل و دوسویه این دو پ یبرد و در هر قانون از برخی اصول طراحی و بالعکس بهره گرفت
۱۵.

اثربخشی بازی های واجی بر نادرست نویسی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری

کلید واژه ها: ناتوانی یادگیریناتوانی یادگیری املابازی های واجی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی های واجی بر میزان نادرست نویسی دانش آموزان پسر با ناتوانی های یادگیری پایه سوم ابتدایی صورت گرفت. روش پژوهش، آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر با ناتوانی یادگیری املا در مقطع سوم ابتدایی شهر اصفهان بود. به منظور انجام این پژوهش، 30 نفر دانش آموز با ناتوانی یادگیری املا از میان جامعه دانش آموزان پسر سوم ابتدایی شهر اصفهان که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند به شیوة نمونه گیری چندمرحله ای، انتخاب و با روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارت از آزمون املا و ماتریس های هوشی پیش رونده ریون کودکان بود. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین نادرست نویسی گروه آزمایش و کنترل در سطح 001/0>p تفاوت معناداری وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که بازی های واجی بر بهبود نادرست نویسی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری مؤثر است و به عنوان یک روش آموزشی و درمانی می توان از آن استفاده کرد.
۱۶.

تاثیر درمان ترکیبی مواجهه همراه با بازداری از پاسخ و آموزش رفتاری والدین بر نشانگان وسواس در کودکان با اختلال همبودی بی اعتنایی مقابله ای و وسواسی-جبری

کلید واژه ها: والدیناختلال بی اعتنایی مقابله ایآموزش رفتاریاختلال وسواسی-جبری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر درمان ترکیبی مواجهه همراه با بازداری از پاسخ و آموزش رفتاری والدین بر نشانگان وسواسی-جبری در کودکان 4 تا 8 ساله با اختلال همبودی وسواسی-جبری و بی اعتنایی مقابله ای بود. روش کار: در این پژوهش از بین کودکان 4 تا 8 ساله شهر خوانسار سه کودک، یک دختر 5/7 ساله و دو پسر 6 و 7 ساله که بر اساس ملاک های DSM-5 و پرسش نامه های وسواس ییل-براون و آزمون SNAP-IV فرم والدین که دارای علایم همبودی اختلالات وسواسی-جبری و بی اعتنایی مقابله ای بودند، به شیوه در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها آمار توصیفی از جمله میانگین و میانه و تعیین درصد داده های غیر همپوش و درصد داده های همپوش، مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: با بررسی میانه و میانگین به دست آمده و مقایسه آن در سه موقعیت خط پایه، موقعیت مداخله و پیگیری و محاسبه داده های غیر همپوش (80%) و داده های همپوش (20%) در موقعیت مداخله و پیگیری مشحص شد که درمان ترکیبی مواجهه همراه با بازداری از پاسخ و آموزش رفتاری والدین بر کاهش نشانگان وسواس در هر سه کودک با اختلال همبودی وسواسی-جبری و بی اعتنایی مقابله ای تاثیر داشته است. نتیجه گیری: بنابر این می توان نتیجه گرفت که درمان ترکیبی مواجهه همراه با بازداری از پاسخ و آموزش رفتاری والدین بر کاهش نشانگان وسواسی-جبری کودکان 4 تا 8 ساله ی مبتلا به همبودی اختلالات وسواسی-جبری و بی اعتنایی مقابله ای تاثیر دارد و می توان این شیوه ی درمانی را به روان شناسان و مشاوران و سایر درمانگران پیشنهاد نمود.
۱۸.

تأثیر مداخله بهنگام خانواده محور مبتنی بر بازی درمانی بومی سازی شده بر نشانه های بالینی کودکان ADHD پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی بومی شده بر کاهش شدت نشانه های کاستی توجه و فزون کنشی/تکانش گری کودکان ADHD در دوره پیش دبستان انجام شد. روش پژوهش کاربردی و نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه گروه گواه بود. به همین منظور با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای در دسترس، تعداد 24 نفر از مادران کودکان پیش دبستانی دارای اختلال ADHD انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایشی در 10 جلسه بازی درمانی بومی سازی (LPT) شده شرکت داده شده و گروه گواه بدون دریافت آموزش در نوبت انتظار قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ADHD وندربیلت فرم والد (ول ریچ و همکاران، 1997) و مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات کاستی توجه و فزون کنشی/تکانش گری گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادار وجود داشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مداخلات خانواده محور مبتنی بر بازی درمانی بومی سازی شده بر نشانه های توجه و فزون کنشی/ تکانش گری کودکان پیش دبستانی دارای اختلال ADHD تأثیر دارد. دستاورد چنین پژوهشی می تواند به عنوان یک روش درمانی در اختیار متخصصان و والدین کودکان دارای ADHD قرار گیرد.
۱۹.

تأثیر بازی های کودکانه جسمانی بر بهبود کمرویی دانش آموزان دختر دبستانی

کلید واژه ها: کودکانبازیبهبوددبستانخجالت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی آموزش و پژوهش در روانشناسی ورزشی
تعداد بازدید : ۶۲۶ تعداد دانلود : ۲۷۸
در تحقیق حاضر تأثیر بازی های کودکانه جسمانی بر میزان کمرویی دانش آموزان دختر دبستانی بررسی شد. شرکت کنندگان 33 دانش آموز دختر 9 تا 11 سال بودند که تصادفی به دو گروه تجربی (18 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی بازی های منتخب کودکانه جسمانی را به مدت 8 هفته، هفته ای دو جلسه انجام دادند و گروه کنترل هیچ بازی جسمانی را تجربه نکردند. کمرویی، قبل و بعد از مداخله پژوهشی اندازه گیری شد. برای اندازه گیری کمرویی از پرسشنامه کمرویی کودکان کروزیر (1995) و برای تحلیل داده ها از آزمون آماری t استفاده شد. نتایج نشان داد بازی های کودکانه جسمانی به بهبود معنادار در میزان کمرویی شرکت کنندگان گروه تجربی منجر شد ( (P< .001درحالی که تغییری در نمره کمرویی شرکت کنندگان گروه کنترل در طول دوره پژوهشی مشاهده نشد. یافته های پژوهش حاضر به دست اندرکاران تعلیم و تربیت یادآوری می کند که از بازی های کودکانه جسمانی می توان به عنوان روش مداخله مناسب برای بهبود کمرویی کودکان دبستانی استفاده کرد.
۲۰.

تأثیر آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی

کلید واژه ها: دانش آموزاختلال نقص توجه و بیش فعالییکپارچگی حسیمهارت های عصب روان شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۵ تعداد دانلود : ۲۲۵
زمینه و هدف: یکپارچگی حسی، بهبود توانایی کودکان برای پردازش و سازماندهی اطلاعات حسی است. زمانی که مغز بتواند اطلاعات حسی را سازماندهی نماید، نتیجه آن، بهبود عملکرد مهارت های زندگی، رشد عاطفی و رشد عمومی می باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی (Attention deficit hyperactivity disorder یا ADHD) بود. مواد و روش ها: مطالعه آزمایشی حاضر به روش پیش آزمون- پس آزمون و با گروه شاهد انجام گرفت و در آن، ٢٠ نفر از دانش آموزان ابتدایی مبتلا به ADHD شهر اصفهان مورد مطالعه قرار گرفتند. این افراد پس از انتخاب تصادفی، بر اساس معیارهای ورود به پژوهش و در طی روش نمونه گیری چندمرحله ای، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسش نامه Conners (فرم والد و معلم) و پرسش نامه عصب روان شناختی کودک و نوجوان Conners بود. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین عملکرد دو گروه آزمایش و شاهد در مهارت های عصب روان شناختی در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 > P). نتیجه گیری: آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی کودکان تأثیر دارد و می توان از این روش آموزشی در توان بخشی و آموزش کودکان دارای ADHD بهره برد. علاوه بر این، می توان از این روش در مراکز آمادگی و پیش دبستانی استفاده نمود تا از بروز اختلال ADHD در دوران تحصیلی جلوگیری به عمل آید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان