سید علی آل یاسین

سید علی آل یاسین

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی آموزش ورزش مغزی و فرزند درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بر مشکلات رفتاری دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۳۵۳
هدف: مطالعات نشان می دهد که شیوع مشکلات عاطفی-رفتاری در دانش آموزان ابتدایی بالا می باشد که این می تواند زمینه ساز عوارض و مشکلات بسیاری برای آنان و خانواده هایشان باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ورزش مغزی و فرزنددرمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک بر کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی انجام شد. روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر 11-7 ساله مشغول به تحصیل در مقطع ابتدایی شهرستان گرگان بود. با روش در دسترس تعداد 30 دانش آموز که در پرسشنامه مشکلات رفتاری راتر- فرم والدین (فرم A) نمره بالا کسب کرده بودند، انتخاب و در سه گروه مساوی 10 نفری گمارش شدند. برای گروه ورزش مغزی 8 جلسه 1 ساعته به صورت 1 جلسه در هفته و برای گروه فرزنددرمانی 10 جلسه 5/1 ساعته به صورت 1 جلسه در هفته انجام شد اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی و کوواریانس یکراهه با اندازه گیری مکرر با SPSS نسخه 22 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون بین میانگین نمرات پرخاشگری، افسردگی، اضطراب و ناسازگاری در آزمودنی های سه گروه تفاوت آماری معنادار است (05/0>P). همچنین، نتایج نشان داد که در مرحله پیگیری دوماهه این اثربخشی پابرجا بوده و میزان تأثیر ورزش مغزی بر کاهش ابعاد مشکلات عاطفی-رفتاری نسبت به فرزنددرمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک مؤثرتر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت برنامه آموزش ورزش مغزی و فرزند درمانی والدین راهبردهای مؤثری برای کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان هستند. بر مبنای نتایج این پژوهش به مشاوران و روانشناسان کودک پیشنهاد می شود با استفاده از این برنام های آموزشی در کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان بکوشند.
۲.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و واقعیت درمانی بر ناگویی هیجانی در مددجویان مرد زندانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۸۴
زمینه: مطالعات مختلفی اثربخشی درمان متمرکز برشفقت و واقعیت درمانی را در بهبود شاخص های سلامت روان مراجعان با مشکلات گوناگون تأیید نموده اند، اما مطالعه ای که به مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و واقعیت درمانی بر ناگویی هیجانی مددجویان مرد زندانی پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و واقعیت درمانی بر ناگویی هیجانی در مددجویان مرد زندانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با بهره گیری از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش حاضر را تمامی مددجویان مرد زندان شهرستان الیگودرز در سال 1398 تشکیل دادند که تعداد آنها 209 نفر بود. نمونه 45 نفر از زندانیان بودند که به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در سه گروه شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی، پارکر و تایلر، 1994) بود. گروه آزمایشی اول، درمان متمرکز برشفقت (گیلبرت، 2010؛ 2014) و گروه آزمایشی دوم، واقعیت درمانی (ووبلدینگ، 2013) را در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. آزمودنی های گروه گواه تا پایان فرآیند پژوهش مداخله ای دریافت ننمودند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که هر دو مداخله درمانی در بهبود ناگویی هیجانی در گروه های آزمایش مؤثر واقع شدند (0/01 > p ). همچنین بین اثربخشی درمان متمرکز برشفقت و واقعیت درمانی تفاوت معنی داری وجود نداشت و هر دو مداخله اثربخشی یکسانی داشتند (0/05 < p ). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، حمایت تجربی مناسبی را برای درمان متمرکز برشفقت و واقعیت درمانی فراهم می آورد. پیشنهاد می گردد روانشناسان و مشاوران شاغل در زندان ها، از این دو رویکرد در جهت ارتقاء سلامت روان زندانیان استفاده نمایند.
۳.

مقایسه اثربخشی مشاوره انگیزشی نظام مند و درمان پذیرش و تعهد بر سبک های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۵۶۲
زمینه و هدف: مشاوره انگیزشی نظام مند (Systematic Motivational Counseling یا SMC) و درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) با تأکید بر اصلاح ساختار انگیزشی و پذیرش مشکلات زندگی می توانند باعث بهبود سبک های حل تعارض زنان ناسازگار شوند. این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی SMC و ACT بر سبک های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی انجام شد. مواد و روش ها: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان ناسازگاری بود که در سال 1396 به مراکز مشاوره شهر اراک مراجعه کرده بودند. از بین این افراد 36 نفر انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. داده ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با پرسشنامه سبک های حل تعارض رحیم (Rahim Organizational Conflict Inventory یا ROCI-II) جمع آوری شد. اعضای گروه های آزمایش پس از اجرای پیش آزمون به طور جداگانه در 10 جلسه SMC و 12 جلسه ACT شرکت کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تأثیر SMC و ACT بر سبک های حل تعارض معنی دار و باثبات است (05/0p<). بین اثربخشی SMC و ACT بر سبک های اجتنابی و مصالحه تفاوت وجود داشت (05/0p<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که SMC و ACT می توانند در بهبود سبک های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی مؤثر باشند.
۴.

اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر علایم وسواس، نشخوار فکری و اجتناب شناختی بیماران زن مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۸۰
مقدمه: هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر علایم وسواس، نشخوار فکری و اجتناب شناختی بیماران زن مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی بود. روش: به منظور انتخاب شرکت کننده گان پژوهش، از بین بیمارانی که به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سال 1397 مراجعه  کردند، 20 نفر بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه درمان متمرکز بر هیجان و گواه قرار گرفتند. درمان متمرکز بر هیجان طی هشت جلسه هفتگی انجام شد وگروه گواه طی این دوره زمانی، درمان خاصی دریافت ننمود. پرسشنامه های وسواس- اجبار ییل براون، پاسخ نشخواری و اجتناب شناختی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر به کار برده شد. یافته ها: نشان داد که اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر کاهش علائم وسواس، نشخوار فکری و اجتناب شناختی بیماران در نمرات پس آزمون معنی دار است (05/0 >sig). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش به طور بالقوه، اثرات کاربردی مهمی برای درمانگران جهت توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر شدت علایم وسواس، نشخوار فکری و اجتناب شناختی بیماران زن مبتلا به وسواس فکری عملی دارد.
۵.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و غنی سازی روابط گاتمن بر الگوهای ارتباطی زنان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۳۷۹
زمینه و هدف: یکی از مهم ترین ویژگی های روابط زناشویی، چرخه ها یا الگوهای ارتباطی است که میان همسران شکل گرفته و بیشتر در پرتو تکرار استوار می شوند. پژوهش حاضر باهدف مقایسه تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد هیجان مدار و رویکرد غنی سازی روابط گاتمن بر الگوهای ارتباطی زنان صورت گرفت. مواد و روش ها: پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنانی که به دلیل مشکلات ارتباطی با همسر در سال 1396 به مرکز مشاوره فراز شهرستان خمین مراجعه کرده بودند، تشکیل دادند. تعداد 36 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه الگوهای ارتباطی (Communication Patterns Questionnaire) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و بونفرونی استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد میان آزمودنی های گروه های آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری در الگوهای ارتباطی وجود دارد، به گونه ای که رویکرد هیجان مدار و غنی سازی روابط توانسته بودند به طور معنی داری در کاهش الگوهای ارتباطی اجتنابی، توقع/کناره گیری و افزایش الگوی ارتباطی سازنده متقابل در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر باشند. همچنین نتایج آزمون بونفرونی نشان داد تفاوت بین گروه رویکرد هیجان مدار با گروه غنی سازی روابط گاتمن در الگوهای ارتباطی زنان معنی دار بود؛ به این معنی که رویکرد غنی سازی بیشتر از رویکرد هیجان مدار بر الگوهای ارتباطی مؤثر است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان از هر دو رویکرد به ویژه رویکرد غنی سازی روابط گاتمن جهت بهبود الگو های ارتباطی زوجین و درنهایت افزایش کیفیت زندگی زناشویی استفاده نمود.
۶.

Effectiveness of Metacognitive Therapy on Dysfunctional Beliefs, Inflated Sense of Responsibility, and Intolerance of Uncertainty in Patients with Obsessive-Compulsive Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۹
The present study aimed at investigating the effectiveness of metacognitive therapy on dysfunctional beliefs, inflated sense of responsibility, and intolerance of uncertainty in patients with obsessive compulsive-disorder (OCD). The design used in the present study is semi-experimental, pretest-posttest with control group and a tree-month follow-up stage. The statistical population consisted of all patients with OCD in Mahallat, a city located in Markazi province, Iran in 2018. The participants first screened by using inclusion and exclusion criteria. Then sixteen patients with OCD selected as the sample of the study through available sampling method and assigned randomly into two groups: one experimental group and one control group (eight patients in each group). Each participant in the experimental group received 12 treatment sessions according to Well's metacognitive therapy method for OCD. The participants were measured both before and after interventions as well as three months later in the follow-up phase by the Yale-Brown Obsessive-Compulsive Scale (Yale-BOCS; Goodman, 1989), the Obsessive Beliefs Questionnaire (OBQ-44; OCCWG, 2005), the Salkovskis Responsibility Attitude Scale (RAS; Salkovskis, 2000) and the Intolerance of Uncertainty Scale (IUS; Feriston, 1994). Data analyzed by multivariate co-variance analysis. The results indicated that metacognitive therapy had a significant effect on reducing dysfunctional beliefs, the inflated sense of responsibility and the variable intolerance of uncertainty (p˂0.050), and its effect remained three months after treatment (p˂0.050). The findings of the study support the effect of metacognitive therapy in improving the dysfunctional beliefs, inflated sense of responsibility and uncertainty of intolerance in patients with OCD.
۷.

پیش بینی اعتیاد به فضای مجازی بر اساس سبک های فرزندپروری، جو عاطفی خانواده، اضطراب اجتماعی در دانش آموزان دبیرستانی شهر قم

کلید واژه ها: اضطراب اجتماعی سبک های فرزندپروری جو عاطفی خانواده اعتیاد به فضای مجازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۸۸۱
پژوهش حاضر با هدف، پیش بینی اعتیاد به فضای مجازی بر اساس سبک های فرزندپروری، جو عاطفی خانواده و اضطراب اجتماعی در بین دانش آموزان دبیرستانی شهر قم در سال تحصیلی 96- 95 انجام گرفت. تحقیق حاضر از نوع کمی همبستگی و پیش بین بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دبیرستانی بود که از جامعه مذکور 360 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در تحقیق شرکت داده شدند. پرسشنامه های مورد استفاده دراین پژوهش شامل 4 پرسشنامه اعتیاد به فضای مجازی (یانگ) سبک های فرزندپروری (بامریند)، جوعاطفی (هیل برن) و اضطراب اجتماعی (کانور) بود. جهت تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی، آزمون های آماری، درصد فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد و شاخص های استنباطی، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد که نتایج نشان داد بین اعتیاد به فضای مجازی و اضطراب اجتماعی و بین سبک تربیتی استبدادی با اعتیاد به فضای مجازی همبستگی مستقیم و معنادار و بین سبک تربیتی سهل گیرانه با اعتیاد به فضای مجازی و بین سبک تربیتی مقتدرانه با اعتیاد به فضای مجازی و بین اعتیاد به فضای مجازی وجوعاطفی رابطه معکوس و معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیری نشان داد که به ترتیب، سبک مقتدرانه و اضطراب اجتماعی پیش بینی معناداری را در ارتباط با اعتیاد به فضای مجازی ارائه می دهند و سبک استبدادی و سبک سهل گیرانه به دلیل معنادار نبودن از مدل خارج می شوند.
۸.

اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به نشانگان سندرم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کیفیت زندگی آموزش هوش هیجانی سندرم روده تحریک پذیر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۲۵
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام شد. طرح پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون به همراه گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر مراجعه کننده به پزشکان متخصص گوارش و مراکز و درمانگاههای شهر تهران در سال 1395 بود. بدین منظور، برای اطمینان یافتن از تشخیص، تمامی درمانجویان دارای تشخیص این نشانگان به وسیله پژوهشگر و بر مبنای معیار های تشخیصی نشانگان روده تحریک پذیر مورد مصاحبه تشخیصی قرار گرفتند و سپس بار عایت تمایل به شرکت در جلسه های آموزشی به گونه تصادفی 18 نفر در گروه آزمایش و 18 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. روش کار بدین صورت بود که پس از اجرای پیش آزمون در گروه آزمایش، آموزش هوش هیجانی به افراد گروه آزمایش ارایه شد و در گروه گواه آموزش به آن ها ارایه نشد. آنگاه پس آزمون از هردو گروه انجام گرفت. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1989) بود و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره استفاده شد. در نهایت، یافته ها نشان داد که آموزش هوش هیجانی منجر به ارتقای کیفیت زندگی در افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان