مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۰۱ تا ۳٬۵۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۰
65-94
حوزههای تخصصی:
منطق الطیر اثری عرفانی است که در آن داستان شیخ صنعان به دلیل استفاده از کارگزاران اجتماعی و شیوه های مختلف بازنمایی کارگزاران اجتماعی، جایگاهی خاص دارد. هدف این پژوهش تحلیل گفتمان داستان «شیخ صنعان» بر مبنای الگوی ون لیوون است. این پژوهش به روش ترکیبی کیفی و کمی انجام شده و ازطریق تحلیل ساختاری و زبانی، به بررسی شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعی در متن پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این داستان، شیخ صنعان ازطریق فعال سازی نیرویی پویا و اثرگذار معرفی شده است که در انتهای داستان موفق می شود از موانع ارتقای معنوی خویش بگذرد و نیروی مخالفی چون دختر ترسا را از گروه مخالف به گروه خویش پیوند دهد. در این داستان، بیشترین بسامد عنوان دهی به شیخ صنعان اختصاص دارد و پس از آن، بیشترین بسامد عنوان دهی مربوط به دختر ترسا است که به دلیل گرایش نهایی او به شیخ، تأثیر شگرفی بر وجهه و مشروعیت معنوی طریقت عطار گذاشته است. در داستان، بیشترین بسامد پیوند مربوط به گروه طریقت محور است که نمایانگر ایدئولوژی عرفانی عطار است. در بخش نامشخص سازی آشکار شد که در این داستان، کارگزاران ناشناس در تبلیغ گفتمان طریقت محور از حیث هویت به حاشیه رانده می شوند و بر عملی که در راستای خدمت رسانی به گفتمان عرفانی انجام می دهند، تأکید می شود؛ همچنین، در مؤلفه حذف ثابت شد که علاوه بر بخش هایی که به طور کامل از روایت حذف شدند، استفاده از افعال با فاعل های ناشناخته ازطریق کم رنگ سازی در راستای تقویت جنبه های معنوی متن است.
واکاوی وجوه زشتی نگاری در دو نگاره شاهنامه طهماسبی از منظر اومبرتو اکو (نمونه موردی: «کشتن جادوگر توسط رستم» و «کشتن اسفندیار، اژد ها را»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
130-143
حوزههای تخصصی:
زشتی در امور مختلف، دارای کیفیتی واحد نیست؛ اومبرتو اکو زشتی را به سه دسته تقسیم بندی کرده است: زشتیِ فی نفسه، صوری و هنری. زشتیِ فی نفسه نوعی زشتی جهان شمول مانند زشتی موجود در لاشه است؛ زشتی صوری نقص ظاهری را نمایش می دهد و زشتی هنری، بازنمود زیبا از مفهوم زشتی است. هدف این نوشتار بازنگری مفهوم زشتی در دو نگاره از شاهنامه طهماسبی به جهت تأکید بر اصول اخلاقی و نحوه نمایش آن است که با در نظر گرفتن زشتی هنری از نگاه اکو مورد تحلیل قرار گرفته اند. این مقاله در جستجوی یافتن وجوه بصری و درک فضای حاکم بر این دو نگاره برای تحلیل زشتیِ به تصویر درآمده در آن ها از نظر صورت و معناست. بخش بصری به نحوه نمایش فرهنگ رایج برای ترسیم زشتی در نگارگری و بخش معنایی به متن روایت داستانی شاهنامه فردوسی می پردازد. این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی با استفاده از اسناد تصویری و کتابخانه ای زیباشناسی زشتی موجود در دو نگاره منتخب را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری نگاره ها با محوریت ترسیم زشتی در شاهنامه های مصور است که در این نوشتار دو نمونه منتخب با موضوع زشتی، موجود در شاهنامه طهماسبی است. همسو با اهداف مقاله، سؤالات پژوهشی این متن عبارتند از: ۱. امر زشت در نگاره های منتخب از شاهنامه طهماسبی بیانگر چه ویژگی های بصری است؟ ۲. بازنمود زشتی هنری از منظر اومبرتو اکو در این نگاره ها به چه صورت هایی نمود یافته است؟ براساس یافته های این پژوهش زشتی ها در شاهنامه طهماسبی اگر چه طبق فرهنگ بصری غالب دوره ایجادشان جزء عناصر زشت قلمداد می شوند اما با زاویه دید اومبرتو اکو در دسته زشتی هنری قرار می گیرند؛ زشتی ها، با نحوه ترسیم به صورت زیبا و تحسین برانگیز به تصویر درآمده اند.
تحلیل تزاحمات اخلاقی تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی براساس ارکان چهارگانه تبلیغ(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۲)
122 - 159
حوزههای تخصصی:
تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی به دلیل گستردگی مخاطبان و فرصت های ارتباطی، اهمیت زیادی یافته است، اما همزمان با چالش ها و تعارض های اخلاقی متعددی روبه رو است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی تعارض های اخلاقی تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی و ارائه راهکارهای عملی و اخلاقی برای رفع آن هاست. هدف پژوهش، شناسایی تعارض های مربوط به ارکان تبلیغ (مبلّغ، مخاطب، پیام و ابزار) و تدوین راهکارهای مبتنی بر اخلاق کاربردی و مدیریت هوشمندانه این تعارض ها است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر بررسی ادبیات و تحلیل مسائل اخلاقی در تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تعارضاتی همچون ضرورت حضور مبلّغان در شبکه های اجتماعی در برابر خطر اعتیاد، تنوع ذائقه ها و نیازهای مخاطبان، تعارض شفافیت پیام با حفظ حریم خصوصی، و تضاد حضور در شبکه های اجتماعی بیگانه با اصل پرهیز از سلطه دشمن وجود دارد. راهکارهای پیشنهادی شامل حضور هدفمند و کار تشکیلاتی مبلّغان، تخصص گرایی و بازگشت به اصول انسانی، تفکیک زندگی خصوصی از امور اجتماعی در پیام رسانی، و حمایت از شبکه های اجتماعی داخلی و مطالبه گری از دولت است. این نتایج می تواند راهنمایی کارآمد برای برنامه ریزی تبلیغ دینی در شبکه های اجتماعی باشد.
طراحی و تبیین الگوی غرور سازمانی در فراجا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غرور سازمانی به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند و یک دارایی استراتژیک، نقشی تعیین کننده در ارتقای قابلیت های انسانی و سازمانی ایفا می کند. این امر در محیط مأموریت محور فراجا که موفقیت آن ها به میزان تعهد، انگیزه و همبستگی نیروی انسانی وابسته است، اهمیتی دوچندان می یابد. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیین مدل غرور سازمانی در یکی از حساس ترین نهادهای کشور، یعنی فراجا، صورت پذیرفت. به لحاظ نوع هدف، تحقیق کاربردی - توسعه ای و کیفی بود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان و مدیران، باتجربه مرتبط با موضوع تشکیل دادند. نمونه گیری به صورت هدفمند و غیرتصادفی انجام شد و ۱۴ نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب گردیدند. تجربه زیسته آنان از پدیده غرور سازمانی با استفاده از استراتژی داده بنیاد و از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بررسی شد. قابلیت اعتماد ابزار پژوهش از طریق کاوش سیستماتیک مشارکت کنندگان و تحلیل دقیق داده ها با رویکرد استراوس و کوربین تعیین گردید. تحلیل داده ها مدلی جامع برای غرور سازمانی در فراجا ارائه می دهد که این پدیده را چندبعدی (هیجانی و نگرشی) می داند. غرور سازمانی تحت تأثیر عوامل علّی فردی (نگرش، ارزش های حرفه ای، شایستگی های شغلی) و سازمانی (منابع، نمادها، رهبری، فرهنگ سازمانی، تقدیر و تعاملات) شکل گرفته، در بستر شرایط زمینه ای فرهنگ و ساختار سازمانی (هویت، ارزش ها، ثبات) تقویت می شود و توسط چالش های روان شناختی و مدیریتی تعدیل می گردد. مدل به پیامدهای فردی (سرمایه روان شناختی) و سازمانی (اعتماد اجتماعی، انسجام) منجر شده و راهکارهای عملی نظیر توسعه فرهنگی و بهینه سازی منابع انسانی را برای تقویت غرور سازمانی در نهادهای نظامی و انتظامی پیشنهاد گردید.
ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان در بررسی تطبیقی اسناد و قوانین بین المللی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از ابعاد مغفول مانده در نظام های سنتی، توجه به ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان بوده است؛بررسی و تحلیل تطبیقی سیاست ها و مقررات مربوط به حمایت از بزه دیدگان در اسناد و قوانین بین المللی و ایران با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، راهکارهایی برای تقویت جایگاه بزه دیده در فرآیند عدالت کیفری کشور و نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان فراهم می سازد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ رویکرد، کیفی تطبیقی است که از روش تحلیل محتوا(کدگذاری سه مرحله ای) برای تحلیل آن استفاده شد.روش گردآوری داده ها، به صورت اسنادی و با استفاده از ابزار فیش برداری شامل 9 جلد کتاب، 18 نسخه مقاله، 6 سند قانونی و 8 سایت معتبر حقوقی بوده که به علت محدودیت منابع در حوزه اقدامات حمایتی از بزه دیدگان به صورت تمام شمار مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: قوانین ایران مانند قانون حمایت از بزه دیدگان ، قانون آیین دادرسی کیفری و... در راستای نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان حقوق اولیه ای برای بزه دیدگان فراهم کرده اند، اما نسبت به استانداردهای بین المللی نظیر «اصول حقوق بزه دیدگان» سازمان ملل متحد کاستی هایی دارند. به ویژه، مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی و... که در فرهنگ حمایت از بزه دیدگان ایران محدودتر است. نتیجه گیری: هرچند قوانین ایران در راستای فرهنگ حمایت از بزه دیدگان گام هایی مثبت برداشته اند، اما با استانداردهای بین المللی فاصله قابل توجهی دارند.کاستی هایی نظیر مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی ها و... ضروری است تا حقوق بزه دیدگان به نحو جامع تری تضمین شود.
شاخصه های زنان دین دار در قرآن و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نگاه قرآن کریم و اهل بیت(ع) پیمودن مسیرکمال و تعالی برای هر انسانی- اعم از مرد یا زن- میسّر بوده و به شرط دارا شدن به برخی از ویژگی ها وصول به هدف صورت می گیرد. در این مقاله سعی شده است با روش تحلیل مضمون که یکی از شیوه های تحلیل محتوای کیفی است شاخصه های زنان دین دار را با مراجعه به آیات و بیانات امام علی(ع) در نهج البلاغه استخراج کرده و در شبکه مضامین تجزیه و تحلیل کنیم. در گام بعدی با بدست آوردن 49 مضمون پایه مرتبط با عنوان، به تعداد نه مضمون سازمان دهنده دست یافتیم که به قرار زیر هستند: ولایت پذیری و سر سپردگی مطلق به خدا، پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، اخلاص در قول و عمل، عبودیت و بندگی، رعایت حدود اسلامی در پوشش و برخورد با غیرمحارم، داشتن عفت در رقتار و گفتار، ایمان بر جوارح، اطاعت از همسر و وفاداری، سالم ماندن دیگران از دست و زبان او و صابر بودن. درگام آخر مضامین را به سه مضمون فراگیر« پایداری در عقیده و عمل»، « اهتمام به واجبات» و«پای بندی به ارزش های اخلاقی » تبدیل کنیم. در پایان این نتیجه به دست آمد که زنان مؤمن دارای شاخصه های متعددی هستند که جامع همه آنها عناوین سه گانه مذکور هستند.
تدوین مدل ساختاری- تفسیری شاخص های هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
121-158
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل ماندگار هر سازمان، ارائه خدمات و ایجاد ارزش از طریق هم آفرینی ارزش است. فوتبال به عنوان یکی از محبوب ترین ورزش ها در دنیا، به ویژه در کشورهایی مانند ایران، دارای مخاطبان بسیاری است. هدف این مطالعه طراحی مدل ساختاری-تفسیری شاخص های هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران بود. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای-کاربردی و از لحاظ ماهیت، آمیخته (کیفی_ کمی) است. جامعه هدف پژوهش شامل خبرگان آگاه به موضوع پژوهش بودند. جهت انجام مصاحبه و جمع آوری داده های کیفی از تکنیک هدفمند گلوله برفی تا مرحله اشباع نظری، ۱۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته در بخش کمی، نمونه ای به تعداد ۵ نفر پیشنهاد شد. از شیوه تحلیل تماتیک مبتنی بر مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) با بهره مندی از نرم افزارهای هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان شناسایی و سپس مدل سازی با استفاده از تحلیل ساختاری-تفسیری و بهره گیری از نرم افزار متلب انجام شد. در یافته های پژوهش، ۲۴ مفهوم اولیه در قالب ۸ تم فرعی و ۲ تم اصلی مؤثر بر هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران شناسایی شدند. شاخص های شناسایی شده در پنج سطح مدل ساختاری-تفسیری ترسیم شد که به ترتیب ارزش آفرینی در سطح اول، ارتقای همکاری، شفافیت اطلاعاتی و ارتقای انگیزه در سطح دوم، شفافیت سیاست ها و شفافیت اخلاقی در سطح سوم، ترویج شده و توسعه ی فردی در سطح چهارم و فرهنگ سازی تیمی در سطح پنجم قرار گرفت. این یافته ها نشان دهنده ی اهمیت ایجاد شفافیت در برنامه ریزی و توسعه ی ارتباطات شبکه ای در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران برای تحقق اهداف مشترک و افزایش همکاری در جهت توسعه این ورزش است.
مرور سیستماتیک جریان شناختی ادبیات سفر مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
465 - 526
حوزههای تخصصی:
در سالیان اخیر سفر مشتری به یک مفهوم فزاینده مهم برای درک رفتارهای پیچیده مشتری و دریافت بینش در مورد تجربیات آنها تبدیل شده است. در حالی که این واژه از دهه 1990 در رشته های مختلف استفاده شده است و ادبیات آن در طول هشت سال گذشته بیش از هفت برابر شده است، اما درک کامل این موضوع همچنان نامنسجم باقی مانده است. این مقاله یک رویکرد بررسی سیستماتیک مبتنی بر جریان شناسی را برای شناسایی موضوعات اساسی سفر مشتری ارائه شده در ادبیات کسب و کار تا تیر ماه 1404 اتخاذ کرد. 147 مقاله مرتبط از Scopus، Web of Science ، EBSCO، سامانه SID.IR جهاد دانشگاهی و سامانه گنج ایرانداک برای تجزیه و تحلیل انتخاب شد. برای شناسایی مضامین غالب و ابعاد فرعی آن ها، تحلیل محتوای کمی با بهره گیری از نرم افزارهای QDA Miner و WordStat به کار گرفته شد. فرآیند کدگذاری دقیق شامل بررسی مستقل توسط چندین کدگذار بود تا از پایایی و روایی یافته ها اطمینان حاصل شود. این رویکرد، قابلیت تکرارپذیری و عینیت یافته ها را تقویت می کند. تجزیه و تحلیل محتوای کمی، پنج موضوع اساسی سفر مشتری را شناسایی کرد که عبارتند از: رضایت از خدمات، شکست و بازیابی، هم آفرینی، پاسخ مشتری، کانال ها و اختلالات فناوری. در بخش نتایج هر شاخص سفر مشتری و موضوعات فرعی آن را به ترتیب بررسی و مورد بحث قرار داد. این بررسی شکاف های مهمی را در ادبیات مربوط به مراحل کلیدی سفر مشتری شناسایی کرد.
ارائه مدلی برای ارتقاء انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
621 - 646
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدلی بومی برای ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران و شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و راهبردهای مؤثر انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از حیث ماهیت، آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد استان تهران بودند که براساس روش نمونه گیری هدف مند و نظری با رعایت حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11عضو هیأت علمی و 15کارشناس دانشگاهی گردآوری و با تحلیل محتوای کیفی در نرم افزار Atlas.ti بررسی شد. در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته براساس یافته های کیفی طراحی و پس از تأیید روایی، میان 30عضو هیأت علمی توزیع شد. داده های کمی با آزمون های t تک نمونه ای و فریدمن در SPSS تحلیل گردید. یافته های کیفی پژوهش چهار سازوکار اصلی برای ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی را شناسایی کرد که هر یک با مجموعه ای از زیرسازوکارهای مرتبط تبیین گردید. نتایج کمی، ضمن تأیید اعتبار سازوکارها، تفاوت معناداری را در میزان اهمیت و اولویتشان نشان داد. براساس الگوی نهایی، این سازوکارها به ترتیب اهمیت عبارت انداز: ساختاری، مدیریتی و فرایندی (بهبود نظام اداره و تصمیم گیری)، سلامت و بهزیستی روانی و رفاه و انگیزش استادان (تقویت پشتوانه های روانی و شغلی)، توانمندسازی فردی و حرفه ای (ارتقای شایستگی ها) و تقویت فرهنگ خدمت پاسخ گویی و مشارکت (تحکیم ارزش های خدمت محور). درنتیجه یافته ها منجربه ارائه مدل نهایی شبکه ای و بومی شد که ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی و تقویت اثربخشی دانشگاه ها را امکان پذیر می سازد.
ساختارشناسی سور با محوریت تحلیل فهم ساده به پیچیده (مطالعه موردی سورة الصف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظم (سازمان دهی/ترتیب/چینش) آیات در قرآن با مدل های گوناگونی بررسی شده است. در این بررسی ها نظم، بیشتر به چینش الفاظ در یک آیه و گاهی به چرایی چینش یک آیه پس از آیه ای دیگر توجه دارد. فهم سور قرآن از راه های مختلفی ممکن است که یکی از آن ها، بررسی مرحله به مرحله از جزء به کل است. این راه، از عناصر آغاز و به ارتباط بینامتنی ختم می شود. پژوهش حاضر الگویی نوین را به منظور تحول مطالعه نظم قرآن پیشنهاد کرده و با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی جزء به کل برای فهم سوره صف می پردازد. بررسی ها نشان می دهد فهم براساس عناصر آیات سوره، مربوط به دانش مفردات، نخستین مرحله فهم سوره صف است. در این سوره واژگان محوری «حکیم» و «ایمان»، بازتاب دهنده ی محتوای سوره اند. دومین مرحله، فهم پاراگراف محور است. سوره صف دو سیاق دارد؛ نخست در مورد تقابل توحید و کفر و دوم مختص مؤمنان است. مرحله سوم فهم سوره محور و مرتبط با دانش هدفمندی است (یعنی سوره هدف خاصی را دنبال می کند که روح کلی آیات سوره را در برمی گیرد). هدف کلی سوره صف، خطاب هایی به مؤمنان و تشویق ایشان به جهاد است. مرحله بعد، فهم بین سوره ها است که در قالب ارتباط زوجیت و هم گروهی محقق می شود. سوره صف با سوره جمعه، ارتباط زوجیت و با سوره های مسبحات، ارتباط هم گروهی دارد. پژوهش حاضر که در راستای فهم جزء به کل سوره صف و با بررسی خُردترین مفهوم یعنی مفردات تا کلان ترین مفهوم یعنی بینامتنیت این سوره انجام گرفت، به دستاوردهای زیر دست یافت:
نشانه- معناشناسی گفتمان تبلیغی حضرت نوح (ع) (مطالعه موردی سوره نوح)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن به عنوان ابرکنش اعجازی دربردارنده عظیم ترین مفاهیم ارزشی برای تأثیرگذاری بر گفته یابان می باشد. در این میان، توحید و ربوبیت خداوند به منزله ریشه دارترین ابژه ارزشی به شمار می رود. برای القای مفهوم توحید و تکمیل فرآیند اقناع سازی، از گفتمان هایی چند لایه با ابعاد گسترده در قرآن استفاده شده که از مهم ترین راهبردهای گفتمانی آن، روایت گری تبلیغی و داستان محور انبیاء گذشته در مواجهه با اقوام مختلف است. در این جستار برای بازخوانی این معانی سیال از روش تحلیل نشانه معناشناسی که به مطالعه شرایط تولید نشانه ها و بروز آن ها از طریق گفته در کنش می پردازد، استفاده شده تا مسیر تولید و دریافت معانی که طی گفتمان قرآنی ترسیم شده، مشخص و روشن گردد و بدین وسیله درهم تنیدگی عوامل درون زبانی و برون زبانی بررسی شود. از این رو در پژوهش پیش رو آیات 1 تا 20 سوره نوح براساس نظام های گفتمانی نشانه معناشناسی گرمس و فونتنی بررسی می شوند. این سوره علی رغم تعداد محدود آیات، ولی روایت تبلیغی نوح(ع) را طی هزار سال بیان کرده و در این میان از ساختارهای گفتمانی مختلفی بهره مند شده است. در این سوره، کنش گزار اصلی در قالب گفته یابی ظاهر شده که گفته پرداز آن نوح(ع) می باشد. براساس تعاملات گفته پردازی، سبک حضور کنشی القایی و تنشی-کنشی بیشترین نمود را از میان ساختارهای گفتمانی دیگر به ثبت رسانده اند. در حقیقت گفته پرداز ساحت ربوبی از شوش های دو جبهه مخالف پرده برمی دارد تا شورمندی احوالات جریان گفتمانی را به نمایش بگذارد و بر جنبه های عاطفی فضای گفتمانی بیفزاید.
Trans-Cultural Discourse: Displacement and Immigration in Selected Stories of Jhumpa Lahiri’s Interpreter of Maladies(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
167 - 182
حوزههای تخصصی:
The migration of Indians to various destinations during the past few decades has led to the emergence of a group of writers known as Asian-American authors in literature. These writers, including immigrant women from India spanning the first and second generations, have crafted a substantial collection of short fiction. Jhumpa Lahiri, a Bengali-Indian writer, explores themes of identity, belonging, displacement, and the challenges of straddling different cultural attitudes in Interpreter of Maladies . This article adopts a theoretical approach and utilizes the library research method, drawing on the insights of scholars such as Stuart Hall and Michael Ryan, to explore cultural displacement, identity, and the experiences of immigrants in a new multicultural environment. The central focus is to know how Lahiri addresses displacement and immigration through trans-cultural discourses while challenging cultural diversities in Interpreter of Maladies . By employing such a trans-cultural discourse, this study aims to analyze how Lahiri portrays the complexities of cultural differences, and identity formation in the context of immigration. The narratives in Interpreter of Maladies offer a rich tapestry of characters navigating the challenges of living between cultures, shedding light on the profound impact of displacement on individuals and families. By closely examining Lahiri’s storytelling techniques and character development, this article aims to illuminate how the author captures the nuances of trans-cultural experiences and the facts that ultimately put their impact on the formation of immigrants’ new identities in unfamiliar territories.
سنجش و رتبه بندی تاب آوری کالبدی مناطق شهری در برابر زلزله؛ مطالعه موردی کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرها در نتیجه افزایش طبیعی جمعیت و مهاجرت های روستا- شهری، موجب تمرکز متعالی ترین سرمایه های مادی و معنوی بشر در این سکونتگاه های شهری گردیده است. در عین حال بحران های مختلف طبیعی و انسانی این سرمایه ها را تهدید می کند. مدیریت شهری برنامه های مختلفی را برای مقابله با این بحران ها درپیش گرفته است که رویکرد متاخر در این خصوص افزایش تاب آوری شهرهاست. مفهوم تاب آوری در ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی قابل بحث و بررسی است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی وبا هدف سنجش وضعیت تاب آوری کالبدی مناطق کلانشهر تبریز و تعیین وضعیت آن ها نسبت به یکدیگر انجام شده است. برای این منظور از روش های تصمیم گیری چند شاخصه (MADM) و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) استفاده شده است. هم چنین از 3 مدل تاپسیس، ویکور و کوپراس برای رتبه بندی مناطق از نظر تاب آوری کالبدی بهره گیری شده است. در نهایت برای تلفیق نتایج مدل های مذکور از مدل کپ لند استفاده گردید. نتایج نشان دهنده این است که مناطق 2،8و9 به صورت مشترک بالاترین تاب آوری کالبدی را دارند. در رتبه های بعدی به ترتیب مناطق 1، 10، 3، 7، 5، 4 و در نهایت منطقه 6 قرار گرفته است.
ارائه الگوی حکمروایی شایسته گردشگری عصر پساکرونای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری در برنامه ریزی توسعه گردشگری، مستلزم بهره گیری از شیوه های نوین در عرصه حاکمیتی شهری است. مطایق با این رویکرد، به کارگیری سیاست گذاری با تمرکز بر فرآیندهای «تدوین الگوی حکمروایی خوب گردشگری در عصر پساکرونا در ایران» الزامی است تا بتواند معضلات ناشی از این بیماری که بر بدنه صنعت گردشگری به صورت مضاعف فشار وارد می کند، را از طریق ارزیابی شاخصهای حکمروایی شایسته گردشگری تقلیل دهد و زمینه را برای اجرایی شدن آنها فراهم آورد. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با هدف کاربردی، با استفاده از مطالعات اسنادی و تحقیقات میدانی است. از ابزار مصاحبه برای بخش کیفی(تحلیل داده بنیاد) و تحصیل شاخصهای حکمروایی شایسته گردشگری بهره برده ایم. جامعه آماری شامل نخبگان و دست اندرکاران گردشگری کشور و نمونه آماری شامل 14 نفر از این افراد است که با ترکیبی از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی و گلوله برفی انتخاب شده اند. مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته ، با مقایسه داده ها در کدگذاری باز، محوری و انتخابی تا مرحله اشباع نظری و تفکیک مقولات فرعی و اصلی انجام گرفته است و برای تحلیل داده های به دست آمده از روش نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین(1998) استفاده شده است. نتایج این پژوهش، با توجه به شناسایی شاخصهای حکمروایی شایسته و معرفی شرایط علی بهره گیری از حکمروایی شایسته در صنعت گردشگری ایران، زمینه را در جهت شکل گیری پیامدهایی همچون؛ بهبود فضای کسب و کار بویژه پس از بحران رکود این صنعت به دلیل شیوع کووید-19، ایجاد مزیت رقابتی و ... از طریق فراهم کردن بسترهای مناسب من جمله: اقدامات سازمانی، تقویت و بهبود زیرساختها، قابلیت های فناوری و ... و بهره گیری از راهبردهای مدیریت اطلاعات و ارتباطات، استراتژی های بازاریابی، نظارت و پایش و ... فراهم کرد که به صورت یک الگو نمایش داده می شود.
استراتژی آمریکا برای مهار قدرت چین در دریای چین جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش مداوم قدرت اقتصادی، فناوری و نظامی چین، نگرانی آمریکا از خیزش روزافزون پکن رو به فزونی است. ایالات متحده خیزش منطقه ای چین را به عنوان چالشی برای جاه طلبی هژمونیک خود تلقی می کند. افزایش قدرت نظامی و نفوذ سیاسی چین در شرق آسیا باعث ایجاد نگرانی و سوءظن میان برخی از همسایگان آن و واشنگتن شده است. در این میان، آمریکا بنا بر دلایلی همچون؛ مقابله با خیزش چین و حمایت از آزادی دریانوردی در این منطقه حضور فعال دارد. تلاش واشنگتن برای به چالش کشیدن حاکمیت دریایی چین، منعکس کننده نگرانی ایالات متحده از ظهور چین و عزم این کشور برای حفظ هژمونی خود در آسیا و اقیانوسیه است. این امر باعث می شود تا ایالات متحده در تلاش برای ایجاد یک حلقه محاصره علیه چین و مهار منطقه ای آن و در نهایت جلوگیری از تغییر موازنه قدرت به ضرر واشنگتن در شرق آسیا برآید. بدین ترتیب، سؤال پژوهش این است که آمریکا برای مهار قدرت چین در دریای چین جنوبی چه راهبردی را دنبال می کند؟ فرضیه قابل طرح این است که با توجه به این که رشد اقتصادی چین و گسترش قدرت دریایی این کشور، تهدیدی راهبردی برای کشورهای منطقه و ایالات متحده محسوب می شود؛ لذا واشنگتن برای جلوگیری از تبدیل شدن چین به یک هژمون منطقه ای در شرق آسیا؛ در تلاش برای جلوگیری از صعود و خیزش منطقه ای پکن برآمده است. جلوگیری از قدرت یابی چین و مهار و انزوای این کشور در منطقه، ضمن شکل گیری موازنه قدرت به نفع واشنگتن و هم پیمانان منطقه ای آن در شرق آسیا، می تواند کمک شایانی به توسعه نفوذ و تأمین اهداف و منافع ایالات متحده و متحدان آن در منطقه نماید. برای تحلیل داده ها از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.
نابرابری نشاط و ارتباط آن با میزان توسعه یافتگی در مناطق شهر تهران (مقایسه موردی مناطق 3، 13 و 17 شهر تهران)
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
41 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط (IAH) شاخص جدید و مناسبی برای نشان دادن وضعیت نشاط در کشورها یا مناطق مختلف است که از ترکیب آماره های میانگین و انحراف استاندارد به دست می آید و علاوه بر میزان نشاط، نابرابری آن را نیز نشان می دهد. مقاله حاضر درصدد است با ترکیب رویکرد مساوات گرایان و مطلوبیت گرایان تصویری از "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط"در شهر تهران براساس میزان توسعه یافتگی مناطق ارائه و تفاوت آن ها را براساس سطوح توسعه یافتگی این مناطق تبیین کند. بدین منظور مناطق شهر تهران به سه خوشه با سطح توسعه یافتگی بالا، متوسط و پایین تقسیم و از هر خوشه یک منطقه برای مطالعه انتخاب شده است. آنچه در این مقاله از آن به عنوان نشاط یاد می شود ارزیابی سراسری افراد از زندگی خویش است. همین ارزیابی فردی وقتی به شکل جمعی تحلیل شود می تواند ایده بسیار خوبی برای تحلیل وضعیت توسعه و دستیابی به توسعه پایدار در یک محدوده را به دست دهد.روش: مقاله حاضر متکی بر داده های تحقیقی است که دو شاخص اصلی آن میزان و نابرابری نشاط در میان مناطق انتخاب شده با روش کمی از نوع پیمایش به صورت پهنانگر و مقطعی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش را جمعیت 18 سال و بالاتر در شهر تهران تشکیل می دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 600 نفر برآورد شده است. جمعیت نمونه براساس نسبت جمیعت بین مناطق مختلف بدین صورت تقسیم شد که منطقه 3 برابر با 230 نفر، منطقه 13 برابر با 177 و منطقه 17 نیز 193 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه در حجم نمونه 600 نفری از سه منطقه شهر تهران با سطوح توسعه یافتگی متفاوت و روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی سیستماتیک استفاده شده است. دو نوع مقیاس پرکاربرد برای اندازه گیری نشاط به روش گذشته نگر در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است. اول پرسشنامه آکسفورد است و فرم نهایی آن با 29 پرسش 4 گزینه ای آماده شده که در هر پرسش فرد درباره خود از احساس ناشادی تا احساس شادی بسیار زیاد، قضاوت می کند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار spssو برای محاسبه شاخص IAH از فایل اکسل محاسبات این شاخص استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، همان طور که در سطح کلان و در بین کشورها میزان نشاط و نابرابری نشاط بر حسب میزان توسعه یافتگی متفاوت است، در سطح مناطق شهری نیز این امر صادق است؛ بدین معنا که در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند، وضعیت نشاط بهتری دارند. وضعیت بهتر هم بر حسب میزان و پراکندگی نشاط سنجش می شود؛ یعنی جایی که میزان نشاط بالاتر و نابرابری پایین تری دارد، وضعیت آن بهتر از مناطق دیگر است. برای نشان دادن سطح و میزان نابرابری نشاط از شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط استفاده شد. مناطقی که نمره IAH آن ها بالاتر است وضعیت نشاط آن ها بهتر است و این براساس سطح توسعه یافتگی متفاوت خواهد بود. در میان مناطق مورد مطالعه منطقه 3 با میانگین 6.85 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 13 و 17 نیز به ترتیب دارای میانگین 6.33 و 5.59 هستند. نکته قابل توجه این است که در هر سه منطقه میانگین نشاط بالاتر از حد متوسط (یعنی 5) است. از طرف دیگر بررسی انحراف استاندارد نشان می دهد که میزان نابرابری نشاط (یا ارزیابی کلی افراد از وضعیت زندگی خویش) در منطقه 17 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 3 نیز از منطقه 13 و 17 نابرابری کمتری دارد. بدین ترتیب، منطقه 3 با بالاترین میانگین و کمترین میزان نابرابری نشاط نسبت به دیگر مناطق از وضعیت نشاط بهتری برخوردار است. نمره نابرابری نشاط، که در یک طیف 0 تا 100 نمره ای محاسبه شده، در منطقه 3 برابر با 57.52، منطقه 13 برابر با 52.55 و منطقه 17 برابر با 42.45 و در شهر تهران، به طور کلی، معادل 50.32 است. مقایسه همین اعداد با یکدیگر کاملاً ارتباط بین نابرابری نشاط و سطح توسعه یافتگی مناطق را تایید می کند. همان گونه که در پژوهش های متعدد انجام شده بین کشورها، کشورهایی که از رتبه بالاتری از لحاظ سطح توسعه یافتگی برخوردار هستند از نظر نابرابری نشاط دارای شرایط بهتری هستند.نتیجه: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح مناطق شهری "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط" با سطح توسعه یافتگی رابطه دارد؛ بدین معنا که در مناطق با توسعه یافتگی بالاتر میانگین نشاط بالاتر و نابرابری نشاط کمتر است. در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند به دلیل بهبود در شرایط زندگی اعم از برطرف شدن نیازها و خواسته ها افراد قضاوت بهتری نسبت به شرایط زندگی خود دارند. از آنجا که نشاط در اینجا به عنوان ارزیابی کلی فرد از شرایط زندگی سنجش شده، یافته ها نشان می دهد که بهبود شرایط زندگی اثر مستقیمی بر نشاط دارد.
Financial Sanction, Exchange Rate Volatility and Macroeconomic Variables (Case of Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Finance, Volume ۹, Issue ۲, Spring ۲۰۲۵
70 - 106
حوزههای تخصصی:
Financial sanctions have economic consequences for the oil-dependent economies. We examined the impact of financial sanctions on exchange rate fluctuations and macroeconomic variables in Iran. To this end, we employed a new Keynesian DSGE model. The results indicated that with the shock in foreign exchange, production (Y) and imports initially decreased. Oil production has shown a positive reaction initially and a negative reaction in the medium term, and after 7 periods, the effect of the shock has disappeared. The capital stock (K) also decreased initially, and in two periods, it reacted positively. In the tenth period, its effect disappeared, and in the long term, it became partially negative, and its effect disappeared. The inflation rate has decreased initially, and its effect disappeared over time. Consumption decreased, and after five cycles, the reaction became positive and then disappeared. The interest rate increased initially and then decreased, and in the 10th period, the shock effect disappeared. The exchange rate initially decreased and then increased after one period.
How Value Added of Intellectual Coefficient affect Iranian Banking Performance (A CAMEL Approach)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Finance, Volume ۹, Issue ۲, Spring ۲۰۲۵
107 - 125
حوزههای تخصصی:
Today, numerous studies have investigated the role and effects of intangible assets on companies' performance. The existence of extensive literature regarding the use of intangible assets as a competitive advantage, in addition to the importance of performance dimensions affected by these assets, is the focus of the attention of various researchers. Regarding examining the performance dimensions of banks, the CAMEL model can be a suitable basis for evaluating the effects of intellectual capital. Although there are many models for calculating intellectual capital, the added value of the intellectual coefficient is still one of the most common methods. Therefore, in the current research, the effects of intellectual capital (based on the calculation model of the coefficient of added value of intellectual capital) on the performance of banks (based on the CAMEL model) have been investigated. Also, the shape of the function (linear or nonlinear) has been investigated in this research. The results show that the value added of the intellectual capital coefficient in the ninth quantile has a significant relationship with the variable of capital adequacy. The form of the relationship is nonlinear and inverted U. This variable affects the quality of assets in the seventh to ninth quantiles, management in the eighth and ninth quantiles, income in the first and second and sixth to ninth quantiles, and liquidity in the first to fourth quantiles. The shape of the function is U, inverse U, and inverse U, respectively.
توسعه شمول مالی، بستری جهت ارتقاء عدالت اقتصادی در کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و بانکداری اسلامی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
153-183
حوزههای تخصصی:
شمول مالی مفهومی است که بر دسترسی همگانی به خدمات مالی باکیفیت، اقتصادی و کارآمد دلالت دارد. در دهه اخیر توسعه شمول مالی به عنوان یکی از مجاری دستیابی به توسعه همراه با عدالت اقتصادی مورد توجه و تأکید کشورها قرار گرفته است. دراین راستا در مقاله حاضر بررسی اهمیت توسعه شمول مالی به عنوان راهکاری برای ارتقای عدالت اقتصادی در ایران در دستور کار می باشد. بدین منظور به صورت خاص، روش هایی نظیر تأمین مالی خرد و زنجیره ای که می توانند دسترسی عمومی به خدمات مالی را بهبود بخشند و فرصت های اقتصادی برابر ایجاد کنند، مورد بررسی قرار گرفته اند. در ادامه تلاش گردیده با استفاده از شاخص های منتخب همچون تسهیلات پرداختی، ضریب نفوذ بیمه و دسترسی به ابزارهای پرداخت الکترونیکی تصویری از وضعیت شمول مالی در اقتصاد کشور ارائه گردد. در این خصوص مشاهده گردید علیرغم پیشرفت های حاصل شده، هنوز چالش هایی در زمینه شمول مالی وجود دارد که نیازمند سیاست گذاری های مؤثر است. در ادامه ضمن احصا کارکردهای شمول مالی و شاخص های عدالت اقتصادی تلاش گردید قابلیت های توسعه شمول مالی در ارتقاء عدالت اقتصادی تبیین گردد. نتایج حکایت از آن دارد که توسعه شمول مالی در ایران نه تنها یک ضرورت اقتصادی بلکه یک الزام اجتماعی است که می تواند به برقراری عدالت اقتصادی با تأکید بر آموزه های اسلامی نیز کمک نماید.
شناسایی مؤلفه های مؤثر بر وضعیت فعلی وآینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران: درک تآثیر فناوری در حرفه حسابرسی
حوزههای تخصصی:
جایگاه اجتماعی، به نوعی موقعیت فرد در ساختار اجتماعی است که منابع موجود و در دسترس او را تعیین می کند. در میان برجسته ترین هویت های اجتماعی در جوامع امروزی، هویت شغلی مبنای مهمی برای تصور از خود، عزت نفس و انگیزش شخصی است. حرفه حسابرسی در ایران، از سابقه دیرینه ای برخوردار است که زیر نظر جامعه حسابداران رسمی ایران فعالیت حرفه ای می نماید. در پژوهش حاضر وضعیت فعلی وآینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی مورد بررسی قرار می گیرد. با استفاده از مصاحبه با 20 نفر از خبرگان حوزه حسابرسی در سال 1400 و بر اساس روش تحلیل تم، مولفه های موثر بر وضعیت فعلی جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران شناسایی شده است. همچنین بر اساس روش مطالعات کتابخانه ای، مولفه های موثر بر وضعیت آینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش، مؤلفه های مؤثر بر وضعیت فعلی جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران بر اساس، چهار تم اصلی، شامل کلیات، ابعاد قشربندی اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران، چالش های جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران و راهکارهای بهبود جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران، شناسایی شد. در مجموع 34 پیشران موثر بر آینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در قالب سه مولفه اصلی شامل، ویژگی های مشتریان خدمات حسابرسی، عوامل درون حرفه ای و مولفه های بیرونی)سیاسی-اقتصادی، اجتماعی-جمعیتی، فناوری، حقوقی و محیطی) مورد اشاره قرار گرفته است.









