ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴٬۳۵۸ مورد.
۱.

تدوین مدل ساختاری- تفسیری شاخص های هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اکوسیستم فوتبال هم آفرینی ارزش شفافیت سازمانی بانوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
یکی از عوامل ماندگار هر سازمان، ارائه خدمات و ایجاد ارزش از طریق هم آفرینی ارزش است. فوتبال به عنوان یکی از محبوب ترین ورزش ها در دنیا، به ویژه در کشورهایی مانند ایران، دارای مخاطبان بسیاری است. هدف این مطالعه طراحی مدل ساختاری-تفسیری شاخص های هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران بود. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای-کاربردی و از لحاظ ماهیت، آمیخته (کیفی_ کمی) است. جامعه هدف پژوهش شامل خبرگان آگاه به موضوع پژوهش بودند. جهت انجام مصاحبه و جمع آوری داده های کیفی از تکنیک هدفمند گلوله برفی تا مرحله اشباع نظری، ۱۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته در بخش کمی، نمونه ای به تعداد ۵ نفر پیشنهاد شد. از شیوه تحلیل تماتیک مبتنی بر مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) با بهره مندی از نرم افزارهای هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان شناسایی و سپس مدل سازی با استفاده از تحلیل ساختاری-تفسیری و بهره گیری از نرم افزار متلب انجام شد. در یافته های پژوهش، ۲۴ مفهوم اولیه در قالب ۸ تم فرعی و ۲ تم اصلی مؤثر بر هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران شناسایی شدند. شاخص های شناسایی شده در پنج سطح مدل ساختاری-تفسیری ترسیم شد که به ترتیب ارزش آفرینی در سطح اول، ارتقای همکاری، شفافیت اطلاعاتی و ارتقای انگیزه در سطح دوم، شفافیت سیاست ها و شفافیت اخلاقی در سطح سوم، ترویج شده و توسعه ی فردی در سطح چهارم و فرهنگ سازی تیمی در سطح پنجم قرار گرفت. این یافته ها نشان دهنده ی اهمیت ایجاد شفافیت در برنامه ریزی و توسعه ی ارتباطات شبکه ای در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران برای تحقق اهداف مشترک و افزایش همکاری در جهت توسعه این ورزش است.
۲.

بررسی تأثیر ادراک مصرف کننده از ارزش پرستیژی و کیفیت محصول مستیژ بر قصد خرید آن با میانجی گری ویژگی های محصول (نمونه مورد مطالعه بازاریابی مستیژ در شرکت درسا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی مستیژ ارزش پرستیژی درک شده کیفیت محصول درک شده ویژگی محصول مستیژ قصد خرید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۴
بازاریابان در تلاش برای ایجاد روشی متمایز برای بازاریابی کالاهای لوکس با توسعه مفهوم «لوکس جدید» براساس «مقرون به صرفه بودن»، «در دسترس بودن»، و «تکثیر» در بازار انبوه هستند. بر این اساس، بازاریابی مستیژ به ایده ای نوظهور تبدیل شده است؛ ازاین رو، هدف اصلی پژوهش حاضر این است که تأثیر مؤلفه های ادراک مصرف کننده اعم از ارزش پرستیژ و کیفیت محصول درک شده بر قصد خرید محصول مستیژ را بیازماید. در این باره نیز نقش میانجی ویژگی های محصول مستیژ را بررسی کرده است؛ لذا، پژوهش ازنظر هدف کاربردی و روش انجام، مطالعه ای توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری، مشتریان شرکت چرم درسا در شهر مشهد بودند و محقق نمونه ای ۳۸۴نفری از این افراد را به روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، نمونه گیری کرده است. برای جمع آوری داده های پژوهش از ابزار پرسش نامه با 18 سؤال استفاده کرده که روایی و پایایی آن بررسی و تأیید شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار آموس (AMOS) تجزیه وتحلیل شد. نتایج آماری نشان داد که همه فرضیه های پژوهش تأیید شده اند. به طور خاص، ارزش پرستیژ درک شده بر قصد خرید محصول مستیژ اثر مستقیم داشت؛ کیفیت محصول درک شده مستقیماً بر قصد خرید محصول مستیژ اثر گذاشت. همچنین، ویژگی های محصول مستیژ رابطه بین مؤلفه های ادراک مصرف کننده و قصد خرید را به طور جزئی میانجی گری کرد.
۳.

شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های بازاریابی خیرخواهانه با تمرکز بر اصول اخلاقی و مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی بازاریابی خیرخواهانه مسئولیت اجتماعی اخلاق شاخص های اخلاقی بازاریابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و سطح بندی مؤلفه های مدل بازاریابی خیرخواهانه با رویکرد اخلاقی و مسئولیت پذیری و بر اساس نظر های متخصصان حوزه اخلاق و مسئولیت اجتماعی انجام شده است. روش پژوهش برحسب نوع داده ، کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. جامعه آماری برای شناسایی مؤلفه ها شامل مدیران فعّال در حوزه بازاریابی خیرخواهانه بود. بر اساس اصل اشباع داده ها ۱۵ نفر از این افراد با استفاده از روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای اطمینان از روایی پژوهش از روش تطابق همگونی و برای بررسی پایایی از دو روش باز آزمون و دو کدگذار بهره گرفته شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون مبتنی بر رویکرد Braun & Clarke (2006) و به کمک نرم افزار MaxQDA 2024  تحلیل شد. یافته ها شامل 46 مضمون اولیه، 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر بود که محورهای اصلی مانند همکاری ها و مشارکت های خیرخواهانه، مسئولیت اجتماعی شرکت، استراتژی بازاریابی و عوامل فرهنگی-اخلاقی را شناسایی کرد. در بخش دیگر پژوهش برای سطح بندی مؤلفه ها از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی بود. این افراد با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختاریافته بر اساس اصل اشباع داده ها با 12 نفر از این افراد انجام گرفت. در این مطالعه از پرسشنامه ساختاری-تفسیری (ISM) به منظور تحلیل روابط عناصر مدل به صورت ماتریس n×n استفاده شد. بر اساس یافته های این روش مؤلفه های شناسایی شده تأثیر متقابلی بر یکدیگر دارد که همکاری با سازمان های خیریه و پایداری محیط زیستی را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل می کند. در سطح اول، صداقت، عدالت و فرهنگ سازمانی به عنوان پایه های اصلی شفافیت شناخته می شوند و نقشی کلیدی در ایجاد اعتماد و ارتباط مؤثر با ذی نفعان دارند. در سطح دوم، شفافیت، رسانه ها و شبکه های اجتماعی، تکنولوژی و تبلیغات به عنوان ابزارهایی مؤثر در تقویت همکاری ها و ایجاد شبکه های مشارکتی عمل می کنند. درنهایت، در سطح سوم، این عناصر به عنوان عوامل کلیدی در تصمیم گیری های مرتبط با فعالیت های خیریه و پایداری محیط زیستی مطرح می شوند.
۴.

طراحی الگوی پیش بینی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سبک زندگی الگوی سبک زندگی دلفی فازی بازاریابان مسلمان ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
این پژوهش چهار هدف اصلی، شناسایی مولفه های سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی و تعیین میزان اهمیت این مولفه ها و همچنین شناسایی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی و طراحی الگوی پیش بینی این محرک ها را دنبال می کند. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری بوده که با روش آمیخته (کمی و کیفی) و در چهار گام انجام شده است؛ استراتژی پژوهش در گام اول، تحلیل مضمون بوده و جمع آوری داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای انجام گرفت؛ گام دوم پژوهش حاضر نیز با هدف اهمیت یابی و بومی سازی مؤلفه های نتایج گام اول با رویکرد کیفی و با تکنیک دلفی فازی با نظرسنجی 10 نفر از خبرگان صنعت و دانشگاه که به روش گلوله برفی انتخاب شدند انجام شد. در گام سوم پژوهش نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا و پس از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی اقدام به شناسایی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی گردید. در گام چهارم و نهایی این پژوهش نیز با رویکرد کمی و با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری به تعیین سطوح محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی پرداخته شد و مدل نهایی پژوهش متشکل از 59 شاخص سبک زندگی که در 9 دسته کلی دسته بندی گردید، و 19 محرک بهبود سبک زندکی بازاریابان مسلمان ایرانی در 6 سطح، ترسیم گردید.
۵.

ارائه مدل استقرار بازی وار سازی در بازاریابی بنگاه به بنگاه در صنعت تجهیزات پزشکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی وار سازی بازاریابی بنگاه به بنگاه صنعت تجهیزات پزشکی نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۹
بازی وار سازی در سال های اخیر توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. بازی وار سازی ظرفیت درخور توجهی در افزایش ترغیب مشتریان صنعتی به مشارکت، تعامل و وفاداری آن ها، به عنوان یکی از اهداف اصلی بازاریابی بنگاه به بنگاه دارد؛ اما باوجود توافق محققان بر مزایای بازی وار سازی، همچنان بینش کاملی از عوامل مؤثر بر استقرار آن در بازاریابی بنگاه به بنگاه وجود ندارد؛ در این راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل استقرار بازی وار سازی در بازاریابی بنگاه به بنگاه در صنعت تجهیزات پزشکی در ایران صورت گرفت. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی از نوع کیفی است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از خبرگان و متخصصین در حوزه بازاریابی و فروش تجهیزات پزشکی بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود که پایایی و روایی آن تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل از روش نظریه داده بنیاد با رویکرد (Strauss & Corbin, 1998) و نرم افزار مکس کیودا استفاده شد. یافته ها، در قالب الگوی پارادایمی ارائه شد که شامل شرایط علّی (ویژگی های جمعیتی کاربران، ویژگی های روان شناختی کاربران، ویژگی های شناختی و ویژگی های مدیریتی)، شرایط زمینه ای (زیرساخت های فنی و فناوری، منابع و قابلیت ها و عوامل درون سازمانی)، شرایط مداخله گر (سیاست های کلان و محدودیت های فرهنگی قانونی)، پدیده محوری (عناصر بازی وارسازی و پایش بازی وارسازی)، راهبردها (راهبردهای بازاریابی مشتری محور و راهبردهای آموزشی و اطلاع رسانی) و پیامدها (پیامدهای رفتاری و بازاریابی، پیامدهای مشتری محور، پیامدهای سلامت محور، پیامدهای اطلاعاتی و امنیتی) است. الگوی ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای مدیران شرکت های فعال در صنعت تجهیزات پزشکی به منظور پیاده سازی برنامه های بازی وار سازی در بازاریابی بنگاه به بنگاه استفاده شود و زمینه ساز افزایش تعامل، وفاداری و مشارکت مشتریان در بازارهای صنعتی شود.
۶.

تبیین شاخص های بازاریابی اجتماعی در حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی اجتماعی حسابرسی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: افزایش فشارهای رقابتی موجب شده است که موسسات حسابرسی، اهمیت بازاریابی را بیشتر درک کنند. موفقیت یا بقاء هر واحد حسابرسی، ریشه در فهم عمیق اهمیت و استفاده کاربردی از تکنیک های بازاریابی دارد. بنابراین هدف این پژوهش تبیین شاخص های بازاریابی اجتماعی در حسابرسی می باشد. روش: در این مقاله جامعه آماری، حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی به تعداد 1100 عضو بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی کوکران ساده، تعداد 228 نفر به سوالات پرسشنامه جواب دادند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه گردآوری و با بهره گیری از روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های حاصل از مدل معادلات ساختاری بیانگر ارتباط مطلوب در ساختار عاملی مدل می باشد، بدین صورت که شرایط علی، بر پدیده محوری (بازاریابی اجتماعی در حسابرسی) تاثیر معناداری دارد. همچنین مقوله محوری، زمینه ای و مداخله گر بر راهبردها و در نهایت، راهبردها اثر میانجی و معناداری بر روابط بین مقوله محوری بر پیامدها دارد. بطور کلی نتایج حاکی از آن است که مدل از قابلیت پیش بینی بالایی برخوردار بوده و می توان از آن به عنوان عوامل مؤثر بر بازاریابی اجتماعی در حسابرسی جهت افزایش و بهبود عملکرد حسابرسان و مزیت رقابتی بهره گرفت.
۷.

ارائه مدل بازاریابی خیرخواهانه با رویکرد اخلاق و مسئولیت پذیری به روش تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی خیرخواهانه مسئولیت اجتماعی اخلاق صنعت خودرو تحلیل مضمون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: در دنیای امروز که رقابت در بازارها به شدت افزایش یافته است، کسب وکارها به دنبال راه های جدیدی برای تمایز خود و جذب مشتریان وفادار هستند. یکی از این راه ها، اتخاذ رویکردی خیرخواهانه و مسئولانه در فعالیت های تجاری است. بازاریابی خیرخواهانه، فراتر از فروش محصولات و خدمات، به دنبال ایجاد ارزش های اجتماعی و محیطی است و به کسب وکارها کمک می کند تا به شهروندان مسئول و سازنده تبدیل شوند. ازاین رو هدف ارائه مدل بازاریابی خیرخواهانه با رویکرد اخلاق و مسئولیت پذیری در صنعت خودرو است. روش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. خبرگان شامل اساتید هیئت علمی و همچنین مدیران خودروسازان بودند و همچنین مصاحبه شوندگان شامل، 15 نفر که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به سطح اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای اطمینان از روایی و پایایی ، یافته ها به تایید مصاحبه شوندگان رسید. به منظور تحلیل داده ها نیز از روش براون و کلارک با نرم افزار مکس کیودآ انجام گردید. یافته ها: حاصل از تحلیل مصاحبه شامل 46 مضمون اولیه ، 12 مضمون پایه ، 4مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر شناسایی شدند. که شامل همکاری ها و مشارکت های خیرخواهانه ، مسئولیت اجتماعی شرکت ، استراتژی بازاریابی ، عوامل فرهنگی- اخلاقی است. نتایج: این عوامل میتوانند به توسعه پایدار و ارتقای تصویر عمومی شرکت کمک کند.همچنین این مدل بازاریابی می تواند به افزایش وفاداری مشتریان و بهبود جایگاه اجتماعی شرکت ها منجر شود.
۸.

ارائه مدل سیاست گذاری تجاری جهت ارتقاء فناوری های نوین در کسب وکارهای کوچک و متوسط در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست گذاری سیاست های تجاری فناوری های نوین نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف تحقیق حاضر، ارائه مدل سیاست گذاری تجاری جهت ارتقای فناوری های نوین است. جهت تحلیل داده ها از نظریه داده بنیاد و روش کیفی استفاده شده است. با 11 نفر از مدیران و خبرگان این حوزه و به روش گلوله برفی مصاحبه عمیق نیم ساختاریافته انجام شد. در ادامه، فرآیند کدگذاری باز منتج به 137 کد و کدگذاری انتخابی منتج به 113 کد در قالب شش مقوله اصلی گردید، که عبارتند از: شرایط علی (چالش های: سیاست های تعرفه ای و تجاری، سیاست های سرمایه گذاری مستقیم خارجی، سیاست های ارزیابی توسعه بازارهای بین المللی، سیاست های تسهیلات مالی و اعتباری، سیاست های زیرساخت های فناوری)، پدیده محوری (موانع: ارزی، مالی، پولی، تأمین بازار داخلی)، عوامل زمینه ای (تحلیل محیطی و شناخت بازار، مدیریت منابع و اختصاص بودجه، همکاری ها و شبکه سازی، تجزیه وتحلیل رقابتی)، عوامل مداخله گر (تحریم اقتصادی)، راهبردها (تسهیل دسترسی به منابع مالی، تسهیل دسترسی به سرمایه گذاری خارجی، توسعه بازارهای خارجی، تسهیل دسترسی به زیرساخت های فناوری) و پیامدها (گسترش حضور در بازارهای بین المللی، تقویت همکاری های بین المللی، توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، رشد اقتصادی و افزایش تولید ناخالص داخلی، بهبود کیفیت محصولات و خدمات، ارتقای سطح دانش و مهارت های نیروی کار). نتایج نشان داد تحقیق حاضر می تواند به عنوان ابزاری مؤثر جهت توسعه کسب وکارها، به افزایش توانایی های رقابتی آن ها در مسیر رشد پایدار اقتصادی و اجتماعی کشورها کمک شایانی بنماید.
۹.

فراترکیب مطالعات بازیابی شکست های خدماتی با رویکرد فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازیابی خدمات راهبردهای بازیابی خدمات فراترکیب رویکرد فرهنگی شکست خدمات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش ها است که الگوی بازیابی خدمات در چارچوب مؤلفه های فرهنگی چه ویژگی هایی دارد، سازوکارهای بازیابی خدمات باتوجه به این مؤلفه ها کدام اند و چه روابطی میان عوامل تشکیل دهنده بازیابی خدمات در این چارچوب وجود دارد. برای دستیابی به این اهداف، از روش فراترکیب برای مرور و تحلیل ادبیات پژوهش استفاده شده است. این روش امکان شناسایی و خلق مفاهیمی را فراهم می کند که تصویری جامع تر از پدیده مطالعه شده ارائه می دهند. مراحل این روش شامل تنظیم پرسش های پژوهش، بررسی نظام مند متون، جست وجو و گزینش مقالات مرتبط، استخراج اطلاعات و تحلیل و ترکیب یافته های کیفی است. مدل نهایی حاصل این رویکرد کل نگر درباره بازیابی خدمات شامل 42 کد، 15 مفهوم و 5 مقوله است. در مقایسه با پژوهش های پیشین، مسئله اصلی پژوهش حاضر فراتر از پاسخ ساده به این سؤال است که آیا مؤلفه های فرهنگی بر بازیابی خدمات تأثیر دارند یا خیر؛ زیرا پاسخ به این پرسش معمولاً مثبت است و چندان چالش برانگیز نیست. آنچه این پژوهش را نوآورانه می کند، ارائه مدلی جامع برای تبیین رابطه میان فرهنگ و بازیابی خدمات است که قادر است ارتباط بین این دو مفهوم را با شفافیت بیشتری توضیح دهد.
۱۰.

تاثیر هوش تجاری بر عملکرد با تاکید بر نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و قابلیت های پویا (مورد مطالعه: بانک ملی استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش تجاری عملکرد دوسوتوانی نوآوری قابلیت های پویا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۹
توسعه هوش تجاری بیشترین سهم سرمایه گذاری کسب و کار جهانی در فناوری اطلاعات را به خود اختصاص داده و به عنوان یک سیستم پشتیبانی تصمیم جدید مبتنی بر فناوری های پیشرفته اطلاعات ظرفیت پیچیده ای برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و تبدیل آن ها به دانش در مورد فرصت ها و تهدیدها جهت ارائه راه حل های هوشمند برای شرکت دارد. در پژوهش حاضر تلاش شد تاثیر هوش تجاری بر عملکرد با تاکید بر نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و قابلیت های پویا بررسی گردد. پس از مرور ادبیات پژوهش و طراحی مدل مفهومی و فرضیه های پژوهش، پرسشنامه ای طراحی و بین 234 نفر از خبرگان واحدهای تحقیق و توسعه و بازاریابی و فروش شعب بانک ملی در استان لرستان توزیع شد. روایی ابزار اندازه گیری از طریق روایی محتوا، روایی سازه و روایی همگرا مورد تایید قرار گرفت. همچنین سنجش پایایی از طریق آلفای کرونباخ و معیار پایایی ترکیبی صورت گرفت که نتایج بیانگر تایید پایایی ابزار اندازه گیری بود. تجریه و تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزیی صورت گرفت. نتایج نشان داد که هوش تجاری بر عملکرد مالی با میانجی گری دوسوتوانی نوآوری تاثیر معناداری دارد. نقش میانجی متغیر دوسوتوانی نوآوری در ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و عملکرد مالی بر اساس نتیجه آزمون سوبل به لحاظ آماری تائید شد. همچنین بررسی فرضیه هوش تجاری بر عملکرد مالی با میانجی گری قابلیت های پویا تاثیر مثبت و معناداری دارد، نشان داد که نقش میانجی متغیر قابلیت های پویا در ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و عملکرد مالی بر اساس نتیجه آزمون سوبل به لحاظ آماری تائید شد.
۱۱.

تأثیر رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین بر امکان پیاده سازی باندلینگ اجتماعی با میانجی گری ارزش ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش درک شده باندلینگ اجتماعی تبلیغات آنلاین رسانه های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۰۲
هدف: هدف از تحقیق و پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاربرد رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین با میانجی گری ارزش ادراک شده بر امکان پیاده سازی باندلینگ اجتماعی در شبکه فروش شرکت های بیمه می باشد.روش تحقیق: تحقیق حاضر از نظر روش انجام، یک تحقیق توصیفی_پیمایشی ازنوع همبستگی، و از نظر هدف یک پژوهش کاربردی با بررسی فرضیه های تعریف شده می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 27 وSMART PLS نسخه 3 استفاده گردیده است. جامعه آماری این تحقیق مدیران و کارشناسان شرکت های بیمه تعاون و دانا می باشند. نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 130 نفر تعیین گردد اما تعداد اعضای مشارکت کننده در تحقیق 180 نفر می باشد. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از این است که رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین تأثیر مثبت و معناداری بر باندلینگ اجتماعی دارند. همچنین مشخص گردید که رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین با نقش میانجی گری ارزش ادراک شده تأثیر مثبت و معناداری بر امکان پیاده سازی باندلینگ اجتماعی دارند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که رسانه های اجتماعی و تبلیغات آنلاین در پیاده سازی باندلینگ اجتماعی تاثیر معنی داری دارد. همچنین با توجه به روند تحولی موجود در روش های بازاریابی استفاده از باندلینگ محصولات و تدوین استراتژی مناسب توسط شرکت ها، موضوعی بسیار مهم و حیاتی است. علاوه بر این انتخاب استراتژی باندلینگ اجتماعی محصولات بیمه ای، تابع دقت، قیمت،هزینه نهایی و ترکیب محصولات و نیز رسانه های اجتماعی و نحوه ترویج محصولات باندلینگ در آن رسانه می باشد
۱۲.

شناسایی روندها و بینش های سفر مشتری در بازاریابی دیجیتال با رویکرد کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل کتاب سنجی سفر مشتری محیط دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۶۱
از آنجایی که کسب وکارها به طور فزاینده ای برای تعامل با مشتریان به پلتفرم های آنلاین متکی هستند، درک تفاوت های ظریف سفر مشتری دیجیتال برای توسعه استراتژی های بازاریابی مؤثر مهم است. هدف این تحقیق بررسی روندهای ادبیات سفر دیجیتالی مشتری از سال 2009 تا 2024 از طریق رویکرد کتاب سنجی است. این مطالعه به دنبال ارائه بینشی در مورد تکامل تحقیقات این حوزه و پیامدهای روندهای نوظهور برای محققان است. مبانی نظری تحقیق بر تعامل بین تئوری های رفتار مصرف کننده و پیشرفت های فناوری اطلاعات و ارتباطات استوار است. در مجموع 1275 مقاله از پایگاه استنادی اسکوپوس با پیروی از پروتکل پریزما برای اطمینان از فرآیند انتخاب دقیق بازیابی شد. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، 462 مقاله مرتبط تالیف شده توسط 1429 فرد در 261 منبع برای تجزیه و تحلیل شناسایی شدند. این مطالعه از VOSViewer و R Studio برای انجام تحلیل جامع از روند انتشار، شبکه های استناد و الگوهای هم نویسندگی استفاده کرد. یافته ها چندین موضوع برجسته را نشان می دهند، از جمله تأثیر فناوری تلفن همراه بر تعامل مشتری، نقش شخصی سازی در افزایش تجربه کاربر، و اهمیت تعاملات رسانه های اجتماعی در شکل دهی ادراکات مصرف کننده. علاوه بر این، مطالعه نویسندگان و مؤسسات کلیدی را که به طور قابل توجهی در این زمینه مشارکت داشته-اند، شناسایی و الگوهای همکاری و انتشار دانش را برجسته می کند. تکامل موضوعات تحقیقاتی نشان دهنده پیشرفت های تکنولوژیکی گسترده تر است، که نشان دهنده تعامل پویا بین تحقیقات دانشگاهی و کاربردهای بازاریابی عملی است. یافته ها بر ضرورت تطبیق استراتژی های بازاریابان در راستای روندهای دیجیتالی نوظهور و رفتارهای مصرف کننده تاکید می کند.
۱۳.

تحلیل محتوای کیفی نقاط تماس برند در موبایل بانک های منتخب کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بانکداری دیجیتال نقاط تماس برند موبایل بانک ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
با توجه به نفوذ و توسعه بانکداری دیجیتال، یکی از اهرم های اساسی در جهت بهبود نقاط تماس برندهای بانک اتکاء به موبایل بانک ها است. از این رو در این پژوهش به منظور بهبود نقاط تماس موبایل بانک ها در جهت شناسایی آسیب ها و دغدغه های جامعه هدف است. جامعه آماری پژوهش کلیه مشتریان شبکه بانکی هستند که در فروشگاه های اینترنتی کافه بازار، مایکت و سیپچه اقدام به دانلود و نصب حداقل یکی ازهمراه بانک های موجود در کشور نموده اند که بر اساس روش نمونه گیری غیر احتمالی و به صورت هدفمند از 8 بانک ملی، سپه، تجارت، صادرات، ملت، پاساگارد، سامان و پارسیان تعداد 548 پیام معنادار و از طریق روش برنامه نویسی پایتون استخراج شدند.. برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد تجمعی استفاده شده است. بر اتکا به رویکرد سیستمی نظرات و دغدغه های مشتریان در سه حالت نصب و ورود به برنامه، بعد از نصب و حین استفاده و بعد از استفاده از برنامه، مورد تحلیل قرار گرفته و بررسی شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین آسیب در زمان نصب و ورود به برنامه در همراه بانک های مورد بررسی اشکالات زیرساختی در زمان ورود به برنامه است. بعد از نصب و حین استفاده از همراه بانک، کیفیت و سرعت برنامه، دریافت پیامک برداشت و واریز وجه و رمز پویا در زمان سریع، انتقال خودکار رمز پویا به برنامه و دریافت کارمزد بابت انجام عملیات ساده بانکی و بعداز نصب و استفاده هم شامل خدمات پشتیبانی مناسب، کارایی در بروز رسانی، اضافه شدن تب مربوط به نام واریز کننده و شخص مقصد در زمان انتقال، امکان افتتاح حساب های مختلف به صورت آنلاین و غیرحضوری، ایجاد قابلیت مسدودسازی کارت های مفقودی و ذخیره کارت ها و شماره شبای به عنوان شاخص های پرتکرار شناسایی شدند.
۱۴.

ارائه مدل مفهومی استقرار فناوری های صنعت ۴.۰ در زنجیره تأمین با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: صنعت 4.0 زنجیره تأمین هوشمند تحول دیجیتال نظریه داده بنیاد مدل سازی ساختاری تفسیری تحلیل MICMAC

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
در دهه های اخیر، تحول دیجیتال و ظهور فناوری های مرتبط با صنعت ۴.۰، موجب دگرگونی اساسی در ساختار، عملکرد و رقابت پذیری زنجیره های تأمین در صنایع مختلف شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین نقش فناوری های کلیدی صنعت ۴.۰، شامل اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، کلان داده، بلاکچین، واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، رباتیک پیشرفته و محاسبات ابری در هوشمندسازی زنجیره تأمین انجام شده است. این مطالعه ازنظر ماهیت، کیفی و ازنظر راهبرد پژوهش، مبتنی بر نظریه داده بنیاد ( Grounded Theory ) است. داده های پژوهش ازطریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۱۰ نفر از خبرگان صنعتی و دانشگاهی گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها، از کدگذاری سه مرحله ای استراوس و کوربین، شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. سپس با بهره گیری از مدل سازی ساختاری تفسیری، مفاهیم کلیدی سطح بندی شدند و در پایان با تحلیل MICMAC ، جایگاه هر مؤلفه براساس قدرت نفوذ و وابستگی مشخص شد. یافته ها نشان داد که استقرار موفق فناوری های صنعت ۴.۰، در زنجیره تأمین، نیازمند فراهم بودن زیرساخت های اطلاعاتی، تدوین راهبرد دیجیتال، ارتقا مهارت منابع انسانی و رفع مقاومت فرهنگی در سازمان است. همچنین، فناوری های صنعت ۴.۰، به عنوان متغیرهای وابسته در مدل شناسایی شدند که نقش آن ها در افزایش بهره وری، انعطاف پذیری و پاسخ گویی زنجیره تأمین ، مشروط به تحقق مؤلفه های سطح پایین تر است. تحلیل MICMAC نیز مؤلفه هایی مانند فشار بازار، راهبرد دیجیتال و زیرساخت فناوری را به عنوان عوامل محرک و مؤثر در تحول زنجیره تأمین معرفی کرد. کاربردهای نتایج این پژوهش را می توان در طراحی نقشه راه تحول دیجیتال، توسعه سیاست های سازمانی برای پذیرش فناوری، بازمهندسی فرایندهای زنجیره تأمین، ارتقا مهارت دیجیتال کارکنان، و تدوین سیاست های ملی در حوزه صنعت 4.0 دانست.
۱۵.

بررسی تأثیر انسان سازی محتوای تبلیغاتی تولیدشده توسط هوش مصنوعی بر اعتماد و نگرش افراد در تبلیغات دیجیتال: نقش میانجی گری حضور اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتماد انسان نمایی تبلیغات حضور اجتماعی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۷۸
هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر در حال تحول و پیشرفت است و اثرات مثبت آن در حوزه های مختلف به وضوح قابل مشاهده است. بااین حال، در سال های اخیر شاهد کاهش قابل توجه اعتماد عمومی به این فناوری در سطح جهان بوده ایم. آمارها نشان می دهند که اعتماد جهانی به هوش مصنوعی از ۶۲ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۵۴ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است. این روند کاهشی، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر اعتماد به هوش مصنوعی را نمایان می کند. این مطالعه با استفاده از نظریه حضور اجتماعی به بررسی تأثیر انسان سازی محتوای تبلیغاتی تولید شده توسط هوش مصنوعی بر اعتماد افراد نسبت به این فناوری می پردازد، به طوری که در این فرایند، متغیر حضور اجتماعی به عنوان یک متغیر میانجی عمل می کند. پژوهش به صورت آزمایشی طراحی شده و داده ها از افراد ساکن در تهران از طریق پرسش نامه و به روش نمونه گیری غیراحتمالی جمع آوری شده است. در مجموع،152 پاسخ معتبر از شرکت کنندگان دریافت گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته های تجربی این مطالعه نشان می دهد که لحن صمیمانه در متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی به عنوان نمادی از انسان سازی، باعث افزایش حضور اجتماعی می شود. حضور اجتماعی نیز به نوبه خود تأثیر مثبتی بر اعتماد دارد و رابطه انسان سازی و اعتماد را میانجی گری می کند. علاوه بر این، اعتماد به محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی موجب بهبود نگرش مثبت مشتریان می شود. این نتایج پیامدهای کاربردی مهمی برای بازاریابان و توسعه دهندگان دارد و نشان می دهد که استفاده از لحن دوستانه در ارتباطات هوش مصنوعی می تواند اعتماد را تقویت کرده و نگرش مشتری را بهبود بخشد.
۱۶.

تأثیر تبلیغات نوستالژیک بر قصد خرید مصرف کنندگان: بررسی نقش میانجی احساس، ادراک، خودسازگاری و نگرش برند (مورد مطالعه محصولات دلپذیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تبلیغات نوستالژیک خودسازگاری احساسات ادراک نگرش برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر تبلیغات نوستالژیک بر قصد خرید مصرف کنندگان محصولات دلپذیر است، با در نظر گرفتن نقش میانجی متغیرهایی مانند احساس، خودسازگاری، ادراک و نگرش برند. این مطالعه تلاش دارد تا درک بهتری از اثربخشی بازاریابی نوستالژیک و عوامل میانجی مهم در پاسخ های مصرف کنندگان ارائه دهد.روش: این پژوهش با رویکرد فلسفی اثبات گرایی و با استفاده از روش کمی انجام شده است. استراتژی پژوهش، پیمایشی بوده و از پرسشنامه استاندارد برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری شامل مصرف کنندگان برند دلپذیر در شهر تهران بوده و نمونه گیری به روش غیراحتمالی در دسترس با حجم نمونه 265 نفر انجام شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS استفاده شده است.یافته ها: تبلیغات نوستالژیک می تواند تأثیر مثبت و معناداری بر احساسات، ادراک، خودسازگاری و نگرش مصرف کنندگان نسبت به برند Delpazir داشته باشد. متغیرهای میانجی (احساسات، ادراک، خودسازگاری و نگرش برند) به نوبه خود بر قصد خرید مصرف کنندگان تأثیرگذار هستند. استفاده از تبلیغات نوستالژیک می تواند یک استراتژی مؤثر برای ایجاد ارتباط عاطفی قوی تر با مصرف کنندگان و افزایش قصد خرید آن ها باشد.نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که نتایج نشان می دهد که تبلیغات نوستالژیک می تواند تأثیر مثبت و معناداری بر احساسات، ادراک، خودسازگاری و نگرش برند مصرف کنندگان برند دلپذیر داشته باشد. همچنین، این متغیرهای میانجی نیز به نوبه خود بر قصد خرید مصرف کنندگان تأثیرگذار هستند. این یافته ها می تواند به بازاریابان در طراحی استراتژی های تبلیغاتی مؤثرتر و ایجاد ارتباط عاطفی قوی تر با مصرف کنندگان کمک کند.
۱۷.

بررسی و تحلیل تأثیر ابعاد تجربه های منفی مصرف کنندگان بر واکنش رفتاری نسبت به برند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربیات منفی تمایل به تلافی و اجتناب از برند عشق به برند تنفر از برند خیانت به برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
هدف از این پژوهش؛ بررسی تاثیر تجربیات منفی بر واکنش رفتاری مصرف کنندگان نسبت به برند است. که با توجه به هدف مذکور، در این تحقیق سعی شده با بررسی جامع و دقیق تاثیر تجربیات منفی از طریق نقش میانجی خیانت و نفرت از برند بر واکنش رفتاری مصرف کنندگان با نقش تعدیلگری عشق به برندبتواند راهکارهای مناسب برای کاهش تجربیات منفی پیشنهاد شود. این پژوهش به لحاظ هدف مطالعه ای کاربردی می باشد، و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. برای گردآوری اطلاعات عمدتا از روش کتابخانه ی و مطالعه مقالات و کتب تخصصی مرتبط با متغیرهای پژوهش استفاده شده است و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته با استفاده از شاخص ها و مولفه های پژوهش جابین و همکاران(2022) طراحی شده است. جامعه آماری تحقیق حاضرشامل کلیه مصرف کنندگان محصولات رستوران های شیلا در شهر تهران بود. با توجه به نامحدود بودن حجم جامعه، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر تعیین گردید. روش نمونه گیری در این پژوهش از نوع تصادفی در دسترس می باشد. داده های جمع آوری شده به وسیله پرسشنامه با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای PLS و SPSS تجزیه و تحلیل شد. و نتایج پژوهش نشان داد تجربیات منفی بر واکنش رفتاری مصرف کنندگان نسبت به برند تاثیر معناداری دارد.
۱۸.

شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای مصرف مرموز با رویکرد آمیخته (مورد مطالعه: صنایع تولیدی نوشیدنی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مصرف مرموز عدم قطعیت صنایع تولیدی نوشیدنی رویکرد آمیخته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
مصرف مرموز، نیمه پنهان رفتار مصرف کننده است که شناخت آن و استفاده از محرک های مختلف در جهت تحریک این پدیده می تواند برای برندها و شرکت هایی که محصولات جدید و نوآورانه تولید می کنند، کارآمد باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای مصرف مرموز انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری اطلاعات، در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان هستند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. هم چنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی، پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که عدم قطعیت طلبی و تحمل پذیری در مقابل عدم قطعیت، هیجان طلبی و برانگیختگی هیجانی و برخورداری از تیپ شخصیتی ماجراجو و چالش گر، مهم ترین دلایل مصرف مرموز هستند. هم چنین انگیختگی و خلق تجربیات لذت جویانه به عنوان مهم ترین پیامد مثبت و ایجاد غفلت هیجانی و عدم تنظیم شناختی هیجان به عنوان مهم ترین پیامد منفی مصرف مرموز شناسایی شدند.
۱۹.

چارچوب تاب آوری برندهای پلتفرمی «مشتری به مشتری» در مواجهه با بحران برند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برند بحران برند تاب آوری برند برند پلتفرم پلتفرم های مبادله ای مشتری به مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
برندهای پلتفرمی «مشتری به مشتری» به دلیل ویژگی های خاصشان همواره از ناحیه بحران های مختلف مورد تهدید بوده اند بنابراین مفهوم «تاب آوری برند» اهمیت پیدا کرده است. این تحقیق با درک اهمیت چنین مفهومی نسبت به ارائه چارچوب تاب آوری برند پلتفرم های مبادله ای «مشتری به مشتری» در مواجهه با بحران های برند اقدام کرده است. این پژوهش بر اساس روش کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده و جامعه هدف آن متصدیان و کاربران پلتفرم های «مشتری به مشتری» از یک سو و خبرگان حوزه ارتباطات بحران و مدیریت برند از سوی دیگر بوده اند. نمونه گیری در هر بخش از جامعه هدف با استراتژی های مختلف اعم از هدفمند، در دسترس و گلوله برفی انجام شده است. بر اساس قاعده اشباع نظری 37 نفر حجم نمونه تحقیق را تشکیل دادند. روش مصاحبه مردم نگارانه و مصاحبه با متخصصان به عنوان ابزار جمع آوری داده انتخاب شد و داده ها بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه وتحلیل شده است. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که تاب آوری برند پلتفرم های مشتری به مشتری در مواجهه با بحران ها نیازمند «برندسازی تاب آورانه»، «برندرانی تاب آورانه» و «برندبانی تاب آورانه» است. همچنین ساختار بازار، ساختار قانونی و ساختار فرهنگی - سیاسی بر تاب آوری اثر قابل توجه دارد گرچه کنترل این ساختارها در اختیار پلتفرم نیست. چارچوب پیشنهادی این پژوهش با عنوان «مثلث تاب آوری برندهای پلتفرمی مشتری به مشتری» ضرورت وجود بینش تاب آورانه در سراسر چرخه عمر برند را نشان می دهد.
۲۰.

تبیین پدیده بخشش برند؛ تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی با روش نقشه شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برند بازاریابی بخشش برند خطا و اشتباه نقشه شناختی فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
هدف پژوهش حاضر شناسایی عناصر پیشایندی و پسایندی مفهوم بخشش برند با استفاده از روش نقشه شناختی فازی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد و از لحاظ نوع شناسی در زمره ی پژوهش های آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید دانشگاه در حوزه ی مدیریت، مدیران منابع انسانی و مدیران بازاریابی است که 30 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تأیید قرار گرفت و ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه می باشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. در بخش کیفی این پژوهش، داده های بدست آمده از مصاحبه با استفاده از نرم افزار مکس- کیو- دی- ای و روش کدگذاری تحلیل و پیشایندها و پسایندهای بخشش برند شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی بخشش برند ارائه شد. نتایج پژوهش بیان کننده آن است که عشق به برند، فعالیت های ارزش آفرین و وابستگی به برند به عنوان عوامل موثر بر بخشش برند هستند، همچنین افزایش احتمال خرید مجدد، بهبود قدرت اجتماعی برند و کاهش شکایت از برند از مهم ترین پیامدهای بخشش برند می باشند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان