ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۹٬۱۱۸ مورد.
۱۲۲۱.

ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین حلقه بسته بادوام تحت عدم قطعیت ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۸
در سال های اخیر، پیشرفت فناوری، پیچیدگی محیط کسب وکار و بحران هایی مانند همه گیری کرونا، لزوم بازنگری در مدیریت زنجیره تأمین را افزایش داده است. رویکرد «زنجیره تأمین بادوام» با تمرکز بر تاب آوری، پایداری، چابکی و دیجیتالی سازی، راهکاری نوین برای بهبود کارایی بلندمدت سازمان هاست. در این پژوهش، با هدف ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین حلقه بسته تحت عدم قطعیت، ابتدا معیارهای کلیدی با مرور ادبیات و نظرات خبرگان شناسایی و با روش بهترین–بدترین فازی–تصادفی وزن دهی شدند. سپس تأمین کنندگان با استفاده از روش تاپسیس فازی–تصادفی ارزیابی و رتبه بندی گردیدند. نتایج نشان داد علاوه بر معیارهای سنتی مانند هزینه و کیفیت، شاخص هایی نظیر وجود تأمین کنندگان پشتیبان، مدیریت ضایعات و رعایت شرایط منصفانه کاری اهمیت بالایی دارند. مطالعه موردی در صنعت تجهیزات پزشکی، اثربخشی مدل را در شناسایی تأمین کنندگان برتر و ارتقای عملکرد زنجیره تأمین تأیید کرد و بر ضرورت تمرکز مدیران بر معیارهای پایداری و بلندمدت به جای رویکردهای صرفاً اقتصادی تأکید نمود. نوآوری اصلی این پژوهش در توسعه یک چارچوب تصمیم گیری دومرحله ای نوین است که به طور هم زمان ابعاد زنجیره تأمین بادوام، ساختار حلقه بسته و دو نوع عدم قطعیت فازی و تصادفی را در ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان ادغام می کند. استفاده هم زمان از روش بهترین–بدترین فازی–تصادفی برای وزن دهی معیارها و روش تاپسیس فازی–تصادفی برای رتبه بندی تأمین کنندگان، قابلیت مدل را در مدیریت شرایط پیچیده و پر ابهام افزایش داده و آن را از مطالعات پیشین متمایز می سازد.
۱۲۲۲.

بررسی اصلاح ساختار بودجه مبتنی بر گزارشات تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۴۵۲
باتوجه به اصل (55) قانون اساسی، گزارش تفریغ بودجه عامل اساسی اعمال جایگاه نظارتی مجلس شورای اسلامی بوده و این گزارش مبنای مناسبی برای ارزیابی عملکرد دولت و شاخصی برای نظارت و شفافیت مالی، ایجاد انسجام در مدیریت مالی، ثبات و حفظ تعادل اقتصادی و اصلاحات بودجه ریزی محسوب می گردد، در راستای تحقق هدف این پژوهش، از روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا به بررسی گزارش های تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشورر استفاده گردید. جامعه آماری مجموعه اسنادی است که با سوال و متغیر پژوهش ارتباط دارد و نمونه اسناد مورد بررسی در پژوهش حاضر گزارش های تفریغ بودجه چهار سال اخیر (سال های 1399-1402) می باشد و پس از اطمینان از روایی و پایایی نتایج تحقیق توسط جمعی از خبرگان ذیربط، مدل مفهومی اصلاح ساختار بودجه مبتنی بر گزارشات تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور پیشنهاد گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که مولفه های اشاره شده بر تأمین منابع پایدار، مصرف اثربخش اعتبارات، ثبات اقتصادی و اصلاحات نظام -بودجه ریزی موثر بوده که تمامی این موارد از شاخص های اصلی اصلاح ساختار بودجه می باشد.
۱۲۲۳.

بررسی عوامل موثر بر تاب آوری دیجیتال کارکنان سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۶۴
هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر تاب آوری دیجیتال کارکنان سازمان های دولتی درشرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب است. رویکرد پژوهش نیز از نوع روش کیفی است، دادهای با استفاده از مصاحبه های گردآوری شده با خبرگان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب گرد آوری شد و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین فراگیر، سازمان دهنده و پایه شناسایی گردید، سپس با استفاده از نظرات گروه کانونی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها نهایی پژوهش غربال گری و ارائه گردید، پس از کدگذاری اولیه مصاحبه ها 116 کد اولیه شناسایی گردید که پس از حذف مفاهیم تکراری و هم مفهوم، مفاهیم اولیه به 70 مفهوم پایه تعدیل گردید. با نظر پژوهشگر و 4 نفر دکتری مدیریت مضامین به 70 مضمون پایه و 25 مضمون سازمان دهنده و 8 مضمون فراگیر دسته بندی گردید، مطابق نتایج ابعاد و مولفه های نهایی پژوهش عبارتند از: جوان سازی سازمانی(تغییر نسل، تغییر نگرش و فهم کارکنان، رشد و شکوفایی سرمایه انسانی، حکمرانی فناوری های دیجیتال(امن سازی و بکارگیری فناوری هوش مصنوعی، توسعه تجهیزات و فناوری های مدرن دیجیتالی، توسعه زیرساخت دیجیتال در برابر تهدیدات)؛ علمی سازی کارکنان(آموزه های تحقیقاتی، بکارگیری مهارت ها، بهبود آموزش)؛ انطباق و سازگاری(انطباق پذیری، خودکارآمدی، انعطاف پذیری)؛ عوامل فردی- روانشناختی(تحمل ابهام، خشم و استرس)؛ حمایت گری و مشارکت(مسئولیت پذیری، مشارکت، پاسخگویی، حمایت و پشتیبانی، رفاه کارکنان)؛ چالش ها و ظرفیت منابع انسانی(استفاده از ظرفیت ها، قابلیت فردی، خلاقیت و نوآوری، جذب استعدادهای توانمند؛ تکامل و استراتژی شنیدن صداها(حمایت و تحول رسانه ها، شنیدن صدای کارکنان).
۱۲۲۴.

تأثیر رفتار معاملاتی سرمایه گذاران بر ارتباط بین اجتناب مالیاتی و نوسانات قیمت سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اجتناب مالیاتی بر نوسانات بازده سهام با تأکید بر نقش تعدیل گر رفتار معاملاتی سرمایه گذاران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. روش شناسی: جامعه آماری شامل کلیه شرکت های فعال در بورس طی دوره زمانی 1390 تا 1402 می باشد که پس از اعمال معیارهای غربال گری، نمونه ای متشکل از 168 شرکت انتخاب گردید. طرح تحقیق حاضر بر مبنای رویکرد پس رویدادی شکل گرفته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی طبقه بندی می شود. با توجه به ماهیت داده های جمع آوری شده، این تحقیق در دسته تحقیقات کمی قرار می گیرد و از نظر هدف نیز به عنوان تحقیق کاربردی شناخته می شود. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیات، از نرم افزار ایویوز بهره برداری شده است و برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون چندمتغیره با استفاده از داده های تابلویی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که اجتناب مالیاتی تأثیر مثبت و معناداری بر نوسانات بازده سهام دارد. همچنین، رفتار معاملاتی سرمایه گذاران رابطه بین اجتناب مالیاتی و نوسانات قیمت سهام را به طور معناداری تشدید می کند؛ به گونه ای که در شرکت هایی با سطح بالاتر گردش معاملات، اثر اجتناب مالیاتی بر نوسانات سهام شدت بیشتری دارد. دانش افزایی: در راستای استفاده ازنتایج پژوهش، نهادهای ناظر بازار سرمایه با اعمال الزامات شفافیت مالیاتی، ارتقای سواد مالی سرمایه گذاران و کنترل نوسانات ناشی از رفتارهای هیجانی، می توانند در جهت افزایش کارایی بازار و کاهش بی ثباتی قیمتی گام بردارند.
۱۲۲۵.

The Ability of Elliott Waves Theory to Predict the Information Content of Accounting Profit(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۴۰۸
This study intends to investigate the ability of Elliott Waves Theory (EWT) to predict the information content of accounting profit before its announcement in companies listed on the Tehran Stock Exchange from 1394 to 1399(Iranian calendar). The present study is applied research in terms of the result’s implementation and to collect the data required for the research, the information site of the publishers of Tehran Stock Exchange and Rahavard Novin software and for receiving Elliot Waves signals Advanced GET software has been used. Earnings information content was measured through the test of the relationship between earnings and abnormal returns based on the Portetti model [20]. In order to calculate the abnormal returns, the Zebrowski comprehensive return relationship was used. Finally, the effect of two variables, company size and type of industry, on the ability to predict information content is considered. The results showed that the quarterly profits announced by companies have information content, and EWT can predict profit information content before announcing it. In this regard, company size and industry type do not affect Elliott Waves’ ability to predict profit information content.
۱۲۲۶.

تأثیر تفکر انتقادی بر عملکرد شغلی حسابرسان با توجه به نقش میانجی استدلال اخلاقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۴
هدف این پژوهش با هدف تأثیر تفکر انتقادی بر عملکرد شغلی حسابرسان با توجه به نقش میانجی استدلال اخلاقی شکل گرفت. تحقیق حاضر از نظرروش گردآوری داده ها،توصیفی- پیمایشی وهمبستگی وازنظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق کلیه حسابرسان مستقل حسابداران رسمی می باشد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعداد 338 نفر و روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس بود.؛ در پژوهش حاضر برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. محقق؛داده های به دست آمده از پرسش نامه را پس از استخراج و طبقه بندی از طریق نرم افزار Smart Pls مورد تجزیه تحلیل قرار داده است.نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد، تفکر انتقادی بر عملکرد شغلی تأثیر دارد و تفکر انتقادی بر استدلال اخلاقی تأثیر دارد. استدلال اخلاقی بر عملکرد شغلی تأثیر دارد.استدلال اخلاقی نقش میانجی را در ارتباط بین تفکر انتقادی و عملکرد شغلی ایفا می کند . حسابرسانی که تفکر انتقادی دارند، در بیان نظرات و ارزیابی ها به شفافیت و صداقت بیشتری پایبند هستند. این موضوع می تواند به افزایش اعتماد عمومی به حرفه حسابرسی کمک کند . حسابرسانی که به اصول اخلاقی پایبندند، می توانند به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت و اخلاقی در محل کار کمک کنند. این امر می تواند بر روی دیگر کارکنان نیز تأثیر مثبت بگذارد .
۱۲۲۷.

طراحی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۲۵
مقدمه و اهداف : امروزه شرکت های دانش بنیان در بستر اقتصاد دیجیتال با چالش ها و فرصت های متعددی مواجه اند. افزایش پیچیدگی های فناورانه، ضرورت همکاری بین بازیگران مختلف و رشد سریع تقاضای بازار، طراحی اکوسیستم های نوآوری باز را به یک ضرورت راهبردی بدل کرده است. این اکوسیستم ها بستری برای بهره گیری از منابع دانشی درونی و بیرونی، توسعه محصولات جدید و ارتقای رقابت پذیری سازمانی فراهم می سازند. با وجود ظرفیت های بالای شرکت های دانش بنیان، فقدان چارچوبی بومی و منسجم برای شکل دهی و پایداری اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، یکی از موانع جدی توسعه آن ها محسوب می شود. از این رو، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش و با تمرکز بر شرکت های دانش بنیان شهر سمنان انجام شد تا ضمن کشف تعاملات پیچیده میان عوامل اثرگذار، چارچوبی نظری و عملی برای توسعه پایدار این شرکت ها ارائه کند. روش : این تحقیق از نوع کاربردی-اکتشافی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران و خبرگان شرکت های دانش بنیان فعال در حوزه های فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، کشاورزی و صنایع پیشرفته در شهر سمنان بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۱ نفر از مدیران تحقیق و توسعه، توسعه بازار و مدیران عامل جمع آوری شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و قضاوتی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس الگوی نظام مند استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت که حاصل آن استخراج ۱۶۹ کد باز، ۴۹ مقوله فرعی و ۱۱ مقوله اصلی بود. به منظور افزایش روایی و پایایی پژوهش، توافق درونی بین دو کدگذار مستقل محاسبه و تأیید شد. یافته ها : نتایج کدگذاری نشان داد که اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار دارد. در میان عوامل علّی می توان به نقش فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستم های مدیریت محتوا، ایجاد زیرساخت های ارتباطی، توسعه مراکز نوآوری و شکل گیری فرهنگ سازمانی مبتنی بر دانش اشاره کرد. عوامل زمینه ای شامل حمایت مدیران، ارائه تسهیلات مالی، پشتیبانی از استارتاپ ها، جذب ایده های مشتریان، کاهش هزینه ها و توسعه فرهنگ نوآوری در سازمان بودند. عوامل مداخله گر نیز بر امنیت اطلاعات، حفظ محرمانگی دانش، رعایت حقوق مالکیت فکری و وجود مقررات شفاف تأکید داشتند. در بخش راهبردها، مجموعه ای از اقدامات چون تشویق به همکاری و تفکر باز، شناسایی چالش های صنایع نوپا، تبادل دانش با مشتریان، استفاده از ایده های بیرونی، ایجاد بسترهای انتقال دانش و همکاری پژوهشی با سازمان های تحقیقاتی شناسایی شد. پیامدهای حاصل از استقرار این اکوسیستم شامل توسعه شبکه های همکاری دو و چندجانبه، افزایش سرمایه گذاری مشترک، تقویت ارتباط با رقبا، ارتقای محصولات و خدمات شرکت ها، حضور رقابتی در بازار و رشد پایدار سازمان بود. در نهایت، مقوله هسته ای پژوهش تحت عنوان «همگرایی دانش بنیان در فرآیندهای نوآوری باز دیجیتال» شناسایی شد که بر یکپارچه سازی جریان های دانشی درونی و بیرونی و انعطاف پذیری اکوسیستم تأکید دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، نشان داد که موفقیت شرکت های دانش بنیان در گرو توانایی آن ها در بهره گیری از فناوری های نوین، مدیریت دانش یکپارچه، ایجاد شبکه های همکاری و ارتقای فرهنگ نوآوری است. یافته ها بیانگر آن است که برای دستیابی به توسعه پایدار و مزیت رقابتی، شرکت های دانش بنیان باید رویکردی چابک، منعطف و مشارکتی اتخاذ کنند. این مطالعه علاوه بر غنای نظری در حوزه مدیریت دانش و نوآوری، می تواند برای سیاست گذاران، مدیران و سرمایه گذاران به عنوان راهنمایی عملی در زمینه طراحی و تقویت اکوسیستم های نوآوری باز دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲۲۸.

نقش مدیران پرستاری در عملکرد مناسب پرستاران (مطالعه کیفی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۳۱۴
مدیریت منابع انسانی یکی از اساسی ترین منابع مدیریت در خدمات سلامت است. در بیمارستان ها اطمینان از اینکه بخش ها به تعداد کافی پرستار برای ارائه مراقبت پرستاری با کیفیت به بیماران در اختیار دارد چالش بزرگی در مدیریت بیمارستان است. این پژوهش به صورت کیفی و به روش پدیدار شناختی انجام گرفت. ۱۲ مدیر پرستاری و ۳۱ پرستار با روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی استفاده گردید. در نتایج این مطالعه نقش مدیران بیمارستان در ۵ مضمون شامل تعداد کارکنان، کفایت کارکنان، کیفیت کارکنان، تهیه شرح وظایف و جبران خدمات تقسیم بندی شد. پیامد مدیریت غیر صحیح و تعداد ناکافی پرسنل و یا مراقبت بی کیفیت ایشان، به خطر افتادن ایمنی بیمار و کاهش کیفیت مراقبت از بیمار است لذا باید همواره با توجه به اهمیت نقش مدیران از وقوع این عواقب پیشگیری کرد. مدیران پرستاری باید تجربه کافی در ارزیابی نیاز های پرسنلی داشته باشند تا تعداد و ترکیب مناسب برای هر بخش در نظر گرفته شود. تعیین شرح وظایف برای کار در هر بخش و همچنین توانمندسازی مداوم حرفه ای در ارتقای کیفیت کارکنان پرستاری بسیار ضروری است و به منظور افزایش رضایت شغلی و ارائه مراقبت های بهداشتی با کیفیت پرستاران باید پاداش مناسب با خدماتشان را دریافت کنند.
۱۲۲۹.

بسط ماتریس توابع ریاضی در توسعه ی آینده نگرانه ی کارکرد بینامتنیّت در افشاء اطلاعات فراگیر برای ذینفعان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
بینامتنیّت زاییده تفکرات پست مدرنیسم جهت توسعه دانش علوم انسانی در تمامی حوزه هایی است که می تواند ارتقاء سطح آگاهی و شناخت ذینفعان را توسعه بخشد. استفاده از این مفهوم در دانش حسابداری، کارکرد نوظهوری در عرصه افشاء اطلاعات برای ذینفعان تلقی می شود که می توانند به دلیل افزایش قابلیت های مقایسه پذیری، سطح تصمیم گیری های مالی را توسعه بخشد. لذا هدف این مطالعه توسعه ی آینده نگرانه ی کارکرد بینامتنیّت در افشاء اطلاعات فراگیر برای ذینفعان از طریق ماتریس توابع ریاضی می باشد. این مطالعه به لحاظ نوع نتیجه، کاربردی تلقی می شود و از منظر هدف، در دسته مطالعه های اکتشافی جایگذاری می گردد که با استفاده از مدل های کمی و کیفی اجرا شده است. مطالعه حاضر از یک نوع روش تحقیق تبعیت نمی کند، بلکه به فراخور هر بخش، روش مجزایی را در مسیر پاسخ به سؤال های تدوین شده بکار می برد. لذا می توان بر اساس ماهیت جمع آوری، این مطالعه را در دسته پژوهش های آمیخته قرار داد. جامعه آماری در بخش کیفی 11 نفر از خبرگان در عرصه ی مدیریت مالی و حسابداری بودند و در بخش کمی 30 نفر از مدیران مالی باتجربه شرکت های بازار سرمایه مشارکت داشتند. نتیجه در بخش کیفی از وجود 6 عامل برای ارزیابی کارکرد بینامتنیّت در افشاء اطلاعات حکایت داشت که بر اساس تحلیل دلفی مورد تأیید قرار گرفت. سپس با انتخاب 2 عامل از 6 عامل شناسایی شده به عنوان مبنای سناریوپرداری، با انجام تحلیل مضمون، 9 زیر عامل نیز ظهور یافتند. نتیجه کسب در بخش کمی نشان داد، مهم ترین سناریو توسعه کارکرد بینامتنیّت در افشاء اطلاعات فراگیر، سناریو سینوسی یا به عبارت توضیحی سناریوی بینامتنیّت عملیاتی می باشد که مهم ترین پیامد مشروعیت، یعنی مشروعیت اخلاقی را می تواند برای شرکت به همراه داشته باشد.
۱۲۳۰.

رهیافتی بر مؤلفه های فضای سایبر تراز در گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
اصول و مبانی انقلاب اسلامی در مدل تعالی رهبر معظم انقلاب برای حرکت انقلاب اسلامی، ظهور و بروز داشته و در آن نهاده شده است بنابراین برای هنجاری کردن فضای سایبر می توان از آن الگو گرفت. رسیدن به وضع مطلوب، نیازمند طی شدن این تعالی منطقی است و گفتمان انقلاب برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی از اجرای گام به گام آن ناگریز است. گام اول به مثابه وقوع انقلاب در فضای سایبر و متناظر با پیروزی انقلاب در فضای واقعی است که پیامد آن، فتح سرزمین و کسب قلمروی سایبری خواهد بود. در مرحله بعد، به نرم افزار اداره و ابزارهای حکمرانی نیاز داریم که از طریق طراحی نظامات گوناگون در فضای سایبر بدست می آید. پس از شکل گیری نظام اسلامی سایبری، نوبت به ایجاد دولت اسلامی در فضای سایبر خواهد رسید که اهم مراحل و مستلزم وضع قوانین لازم برای حکمرانی سایبری و همچنین پیاده سازی کلیه نظامات طراحی شده در گام قبلی است. تحقق دولت سایبری با معیارهای اسلامی متکی به نظامات سایبری و وضع قوانین لازم، زمینه تحقق جامعه اسلامی سایبری را فراهم می آورد که در آن آحاد مردم ضمن بهره مندی از خدمات دولت سایبری، زیست مجازی عفیفانه را نیز تجربه می کنند. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، به شناسایی مولفه های فضای سایبر تراز یا مولفه های نظریه هنجاری فضای سایبر در اندیشه امامین انقلاب اسلامی پرداخته شده که اشراب آنها به این فضا بر اساس مدل ساخت یافته، زمینه تحقق وضع هنجاری و حکمرانی مطلوب در آن را فراهم می سازد
۱۲۳۱.

واکاوی چارچوب رفتار خط مشی گذاران در پاسخ به ترجیحات عمومی از منظر شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: خط مشی های عمومی به عنوان ابزارهای اصلی دولت، نقش بنیادینی در هماهنگی و اداره جامعه ایفا می کنند و موفقیت آن ها به مجموعه ای از عوامل نهادی، اجرایی و رفتاری وابسته است. یکی از مهم ترین این عوامل، میزان توجه دولت و خط مشی گذاران به ترجیحات شهروندان و چگونگی پاسخ گویی به انتظارات عمومی است؛ امری که تأثیر مستقیمی بر اثربخشی خط مشی ها، اعتماد عمومی و مشارکت شهروندان و نیز افزایش مشروعیت دولت دارد. در سال های اخیر، با افزایش آگاهی های عمومی، گسترش ابزارهای ارتباطی و مطالبه گری اجتماعی، ترجیحات عمومی و ضرورت پاسخ گویی دولت به آن ها به یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران و متخصصان حوزه خط مشی گذاری عمومی تبدیل شده است. از این منظر، رفتار خط مشی گذاران در مواجهه با مطالبات و ترجیحات عمومی، صرفاً یک کنش مدیریتی تلقی نمی شود، بلکه عنصری تعیین کننده در شکل گیری همراهی و مشارکت مردم در فرآیندهای حکمرانی به شمار می رود. بر همین اساس، هدف این مقاله «واکاوی و تبیین چارچوب رفتار خط مشی گذاران در نحوه پاسخ گویی به ترجیحات عمومی از منظر شهروندان» است. این پژوهش می کوشد با شناسایی ابعاد برجستگی موضوعات عمومی نزد مردم، نوع و الگوی رفتاری خط مشی گذاران به ترجیحات برجسته را از دیدگاه شهروندان بررسی کرده و چارچوبی تحلیلی در این زمینه ارائه دهد. روش شناسی: در پژوهش حاضر به منظور پاسخ به پرسش های پژوهش از طرح پژوهشی کیفی استفاده شده است؛ چراکه درک ترجیحات شهروندان، انتظارات آنان از دولت و برداشت های ذهنی ایشان از رفتار خط مشی گذاران، نیازمند روش هایی عمیق و تفسیری است. مأخذ تولید داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مرور اسناد و مقاله های مرتبط با رفتار خط مشی گذاران، برجستگی موضوعات و نوع پاسخ دولت بوده است. در راستای شناسایی حد بهینه توجه دولت به ترجیحات عمومی و فهم انتظارات شهروندان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با حدود ۹۰ نفر از شهروندان ایرانی با ویژگی های اجتماعی و تجربی متنوع انجام شد. این مصاحبه ها بر محورهایی همچون تشخیص اهمیت موضوعات عمومی و معیارهای برجستگی مسائل، و انتظارات مردم از نوع، سرعت و شیوه پاسخ دولت متمرکز بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون و با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت تا چارچوب و مضامین اصلی استخراج و سامان دهی شوند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مضمون مصاحبه ها نشان می دهد که انتظار شهروندان از نوع پاسخ خط مشی گذاران، یکنواخت و ثابت نیست، بلکه به طور معناداری تابع درجه اهمیت و سطح برجستگی موضوعات عمومی است. شهروندان بسته به اینکه یک مسئله را تا چه حد مهم، فراگیر یا فوری تلقی می کنند، انتظارات متفاوتی از دولت و خط مشی گذاران دارند. بر این اساس، چارچوب رفتار خط مشی گذاران در پاسخ به ترجیحات عمومی شهروندان در قالب دو مؤلفه اصلی واکاوی شده است: نخست، برجستگی یا اهمیت موضوع خط مشی گذاری از دیدگاه مردم و دوم، انتظار شهروندان از نوع پاسخ دولت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی دو مضمون فراگیر، هشت مضمون سازمان دهنده و بیست ویک مضمون پایه شد که در مجموع، ابعاد مختلف ادراک شهروندان از برجستگی موضوعات و الگوهای پاسخ گویی دولت را تبیین می کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، برجستگی موضوعات نزد شهروندان تحت تأثیر عواملی همچون شدت اثرگذاری، گستره تأثیر اجتماعی و فوریت مسئله قرار دارد. هرچه یک موضوع از نظر مردم شدیدتر، فراگیرتر و فوری تر باشد، انتظار آنان از دولت برای مداخله و پاسخ گویی نیز افزایش می یابد. همچنین انتظار شهروندان از نوع پاسخ دولت به عواملی نظیر ورود یا عدم ورود مستقیم دولت به مسئله، سرعت واکنش، میزان پیدایی و شفافیت پاسخ، عمق و جدیت اقدام و نیز میزان رجوع به نظرات مردم در فرآیند خط مشی گذاری بستگی دارد. در خصوص موضوعات برجسته، شهروندان انتظار دارند که خود دولت به عنوان کنشگر اصلی وارد عمل شود، واکنشی سریع نشان دهد، همراه با اطلاع رسانی شفاف عمل کند و دیدگاه ها و ترجیحات شهروندان را در تعیین نوع پاسخ مدنظر قرار دهد. نتایج این پژوهش می تواند به خط مشی گذاران کمک کند تا ضمن دستیابی به اهداف خط مشی های عمومی، رضایت، اعتماد و مشارکت عمومی را تقویت کرده و در نهایت به ارتقای اثربخشی و مشروعیت خط مشی های عمومی منجر شود.
۱۲۳۲.

شناسایی و اعتباریابی موانع و بسترهای اجرای موفق خصوصی سازی بوسیله ی صندوق های قابل معامله در بورس (ETF)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: خصوصی سازی دارایی های دولتی از طریق صندوق های قابل معامله در بورس به عنوان روشی نوین، توجه کشورهای بسیاری را به خود جلب کرده است و اغلب از آن به عنوان ابزار دموکراتیک سازی اقتصاد یاد می شود. به کارگیری این شیوه باعث افزایش عمق بازار سرمایه و رونق بورس خواهد شد و زمینه توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی را فراهم می نماید. هدف این پژوهش شناسایی موانع و بسترهای حیاتی در اجرای موفق این شیوه از خصوصی سازی است. در اجرای فرآیند خصوصی-سازی امکان بهره مندی از شیوه های مختلف وجود دارد که ازجمله ی آن می توان به ظرفیت بورس و ابزارهای مختلف آن اشاره نمود. صندوق های قابل معامله (ETF) به عنوان یکی از روش های نوین خصوصی سازی، امکان مشارکت عموم مردم در فرآیند خصوصی سازی را فراهم می آورند و به رونق بیشتر بازار سرمایه کمک می نماید. بااین حال به علت نوظهور بودن صندوق های(ETF) و نوین بودن استفاده از آن در فرآیند خصوصی سازی، لازم است قبل از استفاده از این شیوه در کشور، این ابزار موردمطالعه دقیق قرار گیرد؛ چراکه اجرای موفق این مدل مستلزم وجود بسترهای مناسب و رفع موانع ساختاری، قانونی و اجرایی است. پژوهشگران به این باورند که اگرچه بورس اوراق بهادار و ابزارهای مالی نوین مانند ETF پتانسیل بالایی برای تحول در فرآیند خصوصی سازی دارند، اما بدون رفع چالش های مرتبط، ممکن است نتایج مطلوب حاصل نشود؛ لذا این مقاله به بررسی این موانع و بسترهای حیاتی می پردازد تا کمکی جهت پر کردن خلأ مطالعاتی در این زمینه باشد. روش: روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی-کمی) طراحی شده است. در مرحله اول، با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ تن از خبرگان حوزه اقتصاد، مالی و بورس، مجموعه ای از موانع و بسترهای کلیدی شناسایی شد. در مرحله دوم، به منظور اعتبارسنجی و اولویت بندی یافته های کیفی، از روش دلفی فازی و توزیع پرسشنامه میان ۱۷ خبره استفاده شد. این رویکرد ترکیبی به تقویت اعتبار نتایج و دستیابی به یافته های معتبر و قابل اتکا کمک شایانی کرد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین مانع در اجرای موفق خصوصی سازی از طریق صندوق های ETF، دست اندازی های گسترده دولت در اقتصاد و بازار سرمایه است. دخالت دولت به اشکال مختلف ازجمله دخالت در اقتصاد، دخالت در قیمت سهام، دخالت در مدیریت شرکت های خصوصی شده، و همچنین حضور غیرمستقیم دولت از طریق سهامداری شرکت های دولتی در صندوق هاست که می تواند استقلال عملکردی صندوق ها را تضعیف کند. در کنار آن سطح دانش و آگاهی پایین سرمایه گذاران، ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده است. عدم تقارن اطلاعاتی، مدیریت سود، سطح پایین آگاهی و دانش مدیران مالی به ویژه در مورد بورس، مانع بزرگی بر سر راه موفقیت این مدل محسوب می شود. در مقابل، یافته ها بیانگر آن است که فراهم کردن بسترهای مناسب می تواند تأثیر بسزایی در موفقیت این مدل داشته باشد.ایجاد بسترهای مرتبط با صندوق های قابل معامله ازجمله سهولت انجام معاملات با ETF، تنوع بالای ترکیب دارایی ها، دانش و آگاهی مدیران صندوق ها، حجم ورود سرمایه به صندوق ها، امنیت صندوق ها و نظارت سازمان بورس و قدرت نقدشوندگی بالا در صندوق های ETF در کاهش ریسک سرمایه گذاران و افزایش جذب سرمایه گذاران و موفقیت روش بیشترین اثر را دارد. نتیجه گیری: پژوهش بر این نکته تأکید دارد که اجرای موفق مدل خصوصی سازی از طریق ETF مستلزم یک رویکرد جامع و نظام مند است. این رویکرد باید شامل اصلاحات قانونی برای کاهش دخالت های غیرضروری دولت، توسعه فرهنگ سرمایه گذاری و آموزش عمومی، تقویت شفافیت و نظارت مستقل، و همچنین تربیت نیروی متخصص در حوزه مدیریت صندوق های سرمایه گذاری باشد. این پژوهش با شناسایی دقیق موانع و بسترهای موفقیت، گامی مهم در جهت تدوین سیاست های آگاهانه و مبتنی بر شواهد در حوزه خصوصی سازی از طریق ابزارهای نوین مالی برداشته و به عنوان مرجعی مفید برای سیاست گذاران، نهادهای ناظر و پژوهشگران اقتصادی ارائه می شود.
۱۲۳۳.

Hybrid EEG-Based Eye State Classification Using LSTM, Neural Networks, and Multivariate Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۳
This paper focuses on a new hybrid machine learning model for classifying eye states from EEG signals by integrating traditional techniques with deep learning methods. Our Hybrid LSTM-KNN architecture employs KNN for classification and uses LSTM networks to extract features temporally. In addition, we perform extensive feature engineering, including statistical Z-test and IQR filtering, dimensionality reduction using PCA, and multivariate analysis to further model the performance. Moreover, an SVM-based unsupervised clustering approach is proposed to partition the EEG feature space, followed by ensemble learning in each cluster to improve accuracy and robustness. Using the EEG Eye State Dataset for the first assessment, the Hybrid LSTM-KNN model recorded an accuracy of 87.2% without PCA. Further improvements through statistical filtering outperformed initial expectations, achieving a 6% rise in performance to 89.1% after outlier removal, 89.1% with Z-test (σ = 3), and 88.3% with IQR (1.5x). After applying PCA along with ensemble learning post clustering, the final model exceeded expectations with an accuracy and F1 score of 96.8%, surpassing Ensemble Cluster-KNN and traditional models based on Ensemble Cluster-KNN, Logistic Regression, SVM, and Random Forest. The outcome demonstrates the robustness and noise-resilience of the model’s performance in practical real-time brain-computer interface and cognitive monitoring systems.
۱۲۳۴.

واکاوی محرک های افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت ها: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
پژوهش حاضر به واکاوی افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت ها پرداخته است؛ که ازنظر نتیجه، کاربردی، ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی و پس رویدادی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گام های هفت گانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) به ارزیابی و تحلیل نظام مند نتایج و یافته های پژوهش های پیشین پرداخته است. جامعه آماری پژوهش های منتشر شده در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی است که در مجموع 33 مقاله نهایی گردید. با استفاده از روش کمی آنتروپی شانون، بر اساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضرایب اثر اجزای شناسایی شده در پژوهش های نهایی شده، پرداخته شد. یافته ها حاکی از آن است که داده ها در 57 کد اولیه و 12 مؤلفه و 3 بعد طبقه بندی می شود. در بین مؤلفه های شناسایی شده، استفاده مجدد از محصولات خارج از حد استاندارد در بخش های نیم ساخته با دوباره کاری و یا تبدیل به کامپاند، جمع آوری و تفکیک پسماندهای قابل بازیافت، جایگزینی انرژی های پاک مانند انرژی خورشیدی نسبت به سایر مؤلفه ها از اهمیت بیشتری برخوردارند.: این پژوهش با بررسی جامع افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت، چشم انداز جدیدی در بررسی الگوی افشای ریسک پایداری در اختیار استفاده کنندگان نتایج پژوهش قرار می دهد و آگاهی ذینفعان را بر این نوع افشاگری بهبود می بخشد.
۱۲۳۵.

طراحی مدل کسب و کار مبتنی بر آینده نگاری: ارائه و اعتبارسنجی یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۹۵
هدف: مدل کسب وکار مفهومی راهبردی است که چگونگی خلق کردن، ارائه دادن و به دست آوردن ارزش را نشان می دهد. اگرچه مدل های کسب وکار، هم زمان با تغییرات محیط تغییر می کنند، برای غلبه بر شتاب تغییرات به نوآوری، پیش دستی، تفکر اکتشافی و آینده گرایی نیاز دارند. نوآوری در مدل های کسب وکار، مستلزم بینش طراحی است. آینده نگاری، فرایندی نظام مند و مشارکتی برای ساختن آینده است که از طریق مشورت، کسب آگاهی و چشم اندازسازی به آینده گرا کردن کسب وکار می پردازد. الگوهای طراحی مدل کسب وکار موجود، به محیط طراحی و آینده توجه اندکی دارند. چارچوب های آینده نگاری موجود نیز، به طراحی مدل کسب وکار توجه کافی ندارند. از این رو بررسی ها نیاز به ارائه مدلی جامع را نشان داد که برای در نظر گرفتن تحولات محیط، عدم قطعیت های موجود و وضعیت های آینده را در طراحی مدل های کسب وکار لحاظ کند. این پژوهش با هدف برطرف شدن شکاف در ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری انجام شد. روش: پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی، از نظر هدف اکتشافی و فلسفه آن پراگماتیسم است و صبغه ترکیبی و رویکرد استقرایی دارد. در بخش نظری با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مطالعات پیشین و آثار علمی مرتبط با موضوع پژوهش بررسی، تحلیل و دسته بندی شد. سپس طی یک مطالعه مفهومی با استفاده از بینش های به دست آمده و ترکیب مدل های موجود، مدل مفهومی پیشنهادی طراحی شد. برای اعتبارسنجی مدل، از میان خبرگان آینده پژوهی و مدیریت کسب وکار که جامعه تجربی پژوهش بودند، ۱۲ نفر به روش قضاوتی برای نمونه انتخاب شد. در این مرحله، برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسش نامه استفاده شد. روایی محتوای پرسش نامه را خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به میزان 768/0 تأیید شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها، آزمون کلموگروف اسمیرنف به عمل آمد و بر اساس نتایج داده ها نرمال بود. سپس آزمون T تک نمونه ای برای تحلیل پاسخ ها انجام شد. سامان دهی مدارک و استنادها با استفاده از نرم افزار پژوهیار نسخه ۲ و محاسبه ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مطالعات گذشته، دسته ای از پژوهشگران به آینده پژوهی در طراحی مدل کسب وکار توجه ناچیزی کرده اند. معدودی از آن ها به برخی جنبه های آینده پژوهی توجه کرده اند، ضمن آنکه به پایداری و فضای طراحی مدل کسب وکار اهمیت بیشتری داده اند. دسته دیگری از پژوهشگران، برخی فنون آینده پژوهی را جعبه ابزار دانسته و از آن استفاده کرده اند. تعداد اندکی نیز به آینده پژوهی و آینده نگاری، به عنوان چارچوبی برای توسعه مدل کسب وکار نگریسته اند؛ اما چارچوب جامعی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری ارائه نکرده اند. ضمن مطالعه مفهومی، فرایند طراحی مدل کسب وکار اوستروالدر و پیگنر و چارچوب آینده نگاری عمومی وروس، مدل های مناسبی برای ادغام و ارائه مدل مد نظر پژوهش تشخیص داده شد. بر همین اساس، مدل مفهومی پیشنهادی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری با ادغام دو مدل مذکور، طراحی و ارائه شد و به تأیید خبرگان رسید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، ابتنای طراحی مدل کسب وکار بر آینده نگاری با در نظر گرفتن آینده های گوناگون، نگرش چندسطحی و پیگیری تحقق راهبردها، می تواند نقاط ضعف پژوهش های پیشین و الگوهای موجود را پوشش دهد و به آینده گرا شدن کسب وکارها کمک کند. پیشنهاد می شود طراحان مدل های کسب وکار، در فرایند طراحی، ضمن توجه به شناخت تحولات محیط و آینده های ممکن، برای تحقق مدل کسب وکار متناسب با آینده های بدیل، برنامه ریزی کنند. کاربست مدل پیشنهادی می تواند به این منظور کمک کند. پژوهشگران دیگر می توانند نتایج کاربرد مدل پیشنهادی را ارزیابی و تحلیل کنند.
۱۲۳۶.

انحراف توجه سرمایه گذاران نهادی و کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش با هدف آزمون تاثیر انحراف توجه سرمایه گذاران نهادی بر کیفیت حسابرسی (با سه معیار اظهارنظر حسابرس در خصوص تداوم فعالیت، گزارش نقاط ضعف کنترل های داخلی و تجدید ارائه صورت های مالی) در بازه زمانی سال های 1391 الی 1400 و با استفاده از داده های 132 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که طبق روش حذف سیستماتیک انتخاب شدند انجام شد. به منظور انجام فرضیه های پژوهش از نرم افزار ایویوز 10 و روش رگرسیون لوجیت استفاده شده است. یافته های پژوهش گویای این است که در صورت کم توجهی سرمایه گذاران نهادی نسبت به تحلیل یکسان تمام اوراق سرمایه گذاری های خود، تمایل حسابرس به اظهار نظر در مورد تداوم فعالیت و گزارش نقاط ضعف کنترل های داخلی کاهش یافته و احتمال تجدید ارائه صورت های مالی افزایش می یابد. یعنی از آنجائیکه سرمایه گذاران نهادی قادر یا علاقه مند نیستند به طور همزمان به کلیه سهام های سرمایه گذاری شده به یک اندازه توجه نموده و به سرمایه گذاری های دارای بازدهی غیرعادی توجه بیشتری می نمایند و به تبع آن نسبت به سرمایه گذاری های با بازدهی عادی کم توجه می شوند، این رفتار دوگانه سرمایه گذاران مذکور منجر به ایجاد بستری می شود که خروجی آن کاهش کیفیت حسابرسی است.
۱۲۳۷.

تاثیر واحد بازاریابی بر فروش و رقابتی کردن قیمت ها در کارخانجات تولید شمش فولادی استان آذربایجان شرقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: موضوع تأثیر واحد بازاریابی بر فروش و رقابتی کردن قیمت ها یکی از مباحث به روز و بحث برانگیز در حوضه مدیریت بازرگانی می باشد هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تاثیر وجود واحد بازاریابی برفروش و رقابتی کردن قیمت ها در کارخانجات تولید شمش فولادی استان آذربایجان شرقی می باشد. روش پژوهش: نمونه آماری کلیه کارخانجات تولید شمش فولادی استان آذربایجان شرقی به تعداد ۱۵ کارخانه می باشند. لذا با احتساب کارکنان ارشد واحد بازاریابی و مدیران به تعداد ۸۷ نفر واجد شرایط شرکت که به صورت تمام شمار انجام شد. برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه استفاده شده است روانی این پرسش نامه مورد تائید صاحب نظران می باشد پایایی پرسش نامه از طریق روش آلفای کرونباخ 888/0 به دست آمد از نرم افزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل داده ها برای رسیدگی به هر دو جنبه توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافته ها: به منظور شناخت پاسخگویان از روش های آمار توصیفی برای آزمون نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگوروف اسمیرنوف و برای تأیید صحت فرضیه ها از آزمون رگرسیون استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تولید محصول، قیمت، پروموشن و رقابتی نمودن قیمت ها در فروش تأثیر دارد. نتیجه گیری: بسیاری از مدیران، بدون آگاهی از پیچیدگی قیمت گذاری و با اتخاذ شیوه های قیمت گذاری اتفاقی شرکت خود را در معرض تهدید قرار می دهند که یکی از مهمترین عوامل مؤثر تصمیم گیری در مورد سیاست های قیمت گذاری است.
۱۲۳۸.

افشای مسائل عمده حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی: اثر تعدیلی ریسک شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین افشای مسائل عمده حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی و اثر تعدیلی ریسک شرکت بر این رابطه است. به منظور آزمون تأثیر افشای مسائل عمده حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی و اثر تعدیلی ریسک شرکت بر این رابطه داده های 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1396 تا 1401 با استفاده از روش آرشیوی جمع آوری و فرضیه های پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی و بکارگیری رگرسیون چندگانه مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که افشای بیشتر مسائل عمده حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر حق الزحمه حسابرسی دارد. همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که ریسک شرکت بر رابطه بین مسائل عمده حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری دارد و ریسک شرکت تاثیر مثبت افشای مسائل عمده حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی را افزایش می دهد. یافته ها حاکی از آن است که حسابرسان تلاش های اضافی مرتبط با افشای مسائل عمده حسابرسی را بر حق الزحمه حسابرسی لحاظ کرده اند. همچنین نتایج نشان می دهد که در شرکت های با ریسک بالا، حسابرسان برای کاهش احتمال اشتباه نیاز به تلاش بیشتری دارند؛ این تلاشِ بیشتر منجر به افزایش حق الزحمه حسابرسی می شود. یافته های پژوهش حاضر به تدوین کنندگان استاندارد برای بررسی و اثربخشی و درک بهتر استانداردهای جدید حسابرسی به ویژه استاندارد شماره 701 کمک می کند.
۱۲۳۹.

واکاوی نقش میانجی جبران خدمت در رابطه بین مدیریت استعداد و اثربخشی کارکنان: مطالعه موردی پرستاران بیمارستان امام رضا(ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: مدیریت استعداد به عنوان رویکردی نوین در مدیریت منابع انسانی، با تمرکز بر شناسایی، جذب، توسعه و نگهداشت نیروهای توانمند می تواند زمینه ارتقای عملکرد و اثربخشی کارکنان را فراهم سازد. جبران خدمت به عنوان یکی از عوامل انگیزشی مهم، در تقویت این رابطه نقش بسزایی ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش میانجی جبران خدمت در رابطه بین مدیریت استعداد و اثربخشی کارکنان انجام شد. روش پژوهش: از نظر هدف، کاربردی و روش، توصیفی-همبستگی به صورت پیمایشی انجام گردید. جامعه آماری شامل پرستاران بیمارستان امام رضا(ع) که با حجم نمونه کوکران و روش نمونه گیری تصادفی تعداد 269 نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد مدیریت استعداد، جبران خدمت و اثربخشی کارکنان جمع آوری و روایی ابزارها از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آنها با آلفای کرونباخ تأیید و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: مدیریت استعداد تأثیر مثبت بر اثربخشی کارکنان و جبران خدمت، جبران خدمت نیز بر اثربخشی کارکنان تأثیر مثبت دارد. همچنین جبران خدمت در رابطه بین مدیریت استعداد و اثربخشی کارکنان نقش میانجی معناداری ایفا می کند؛ مدیریت استعدادها، از طریق بهبود نظام جبران خدمت، می تواند به افزایش اثربخشی پرستاران منجر شود. نتیجه گیری: توجه هم زمان به مدیریت استعداد و طراحی نظام عادلانه و انگیزش بخش جبران خدمت، می تواند اثربخشی کارکنان را بهبود بخشد. مدیران بیمارستان ها می توانند با شناسایی و پرورش استعدادهای پرستاری و نیز تقویت سازوکارهای جبران خدمت، زمینه ارتقای عملکرد، افزایش انگیزش و بهبود کیفیت خدمات درمانی را فراهم کنند.
۱۲۴۰.

بررسی اثربخشی قیمت گذاری اوراق اختیار معامله با استفاده از مدل های یادگیری ماشین در مقایسه با مدل بلک شولز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۱
یکی از مشکلات اساسی که سرمایه گذاران در بازارهای سرمایه با آن روبه رو هستند، بحث مدیریت ریسک است. اوراق اختیار معامله از کاربردی ترین ابزار مالی در راستای مدیریت ریسک محسوب می شوند. ازاین رو، شیوه قیمت گذاری این اوراق اهمیت ویژه ای دارد. بااین حال، روابط پیچیده و غیرخطی میان عوامل مؤثر بر قیمت اختیار معامله، مدل سازی این روابط را با چالش هایی همراه کرده و منجر به استفاده از مفروضات محدودکننده و غیرواقعی در ساخت مدل ها شده است. یکی از راهکارهایی که برای حل این مسئله مطرح گردیده، استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین است. الگوریتم های یادگیری ماشین محدودیتی در یافتن روابط غیرخطی پیچیده میان متغیرها نداشته و می توانند بدون درنظرگرفتن مفروضات غیرواقعی، دست به ساخت مدل های موردنیاز بزنند. در همین راستا هدف این پژوهش بررسی عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله در مقایسه با مدل بلک شولز است. در این پژوهش از 144 اوراق اختیار معامله ای که از فروردین 1397 تا اردیبهشت 1403 در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده اند، استفاده شده و به قیمت گذاری این اوراق با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز پرداخته شده است. برای بررسی عملکرد این مدل ها به مقایسه برآورد هریک از مدل ها باقیمت بازار این اوراق پرداخته شده است. این مقایسه با استفاده از معیارهای آماری میانگین خطا مطلق و جذر میانگین مربعات خطا انجام شده است. همچنین، پژوهش حاضر عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز را با در نظر گرفتن دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله نسبت به مدل بلک شولز عملکرد بهتری داشته اند. همچنین مقایسه عملکردمدل ها در پیش بینی قیمت متناسب با دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز برتری الگوریتم های یادگیری ماشین را تائید می کند. در این میان، الگوریتم تقویت گرادیان سریع نسبت به سایر مدل ها بهترین عملکرد را داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان