محمدرضا شریف زاده

محمدرضا شریف زاده

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشکده هنر، دانشگاه آزاداسلامی، واحد تهران مرکز.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۰۶ مورد.
۱.

خوانش پیرامتنی آرایه های قرآنی با تکیه بر نظریه پیرامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیرامتنیت ژرار ژنت قرآن آرایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
پیرامتنیت، به عنوان شاخه ای از نظریه جامع تر ترامتنیت متفکر فرانسوی ژرار ژنت، رویکردی معاصر در بررسی تأثیر یک متن بر پیرامون خود و به ویژه مخاطبان خود است که از ابتدا برای بررسی متن در معنای کتاب طرح شد. این نظریه امکانی ایجاد می کند تا به فضای پیرامون یک اثر و تأثیر دوجانبه متن و پیرامونش بپردازیم. وجود آیات مقدس قرآن کریم در آثار گوناگون تولیدشده در سراسر عالم اسلام، از اولین عوامل متمایزکننده «هنر اسلامی» از هنرهای پیش از خود است. نسخه های خطی قرآن منعکس کننده سطح وسیعی از اطلاعات درباره هنر و فرهنگ و تمدن دوران خود است. آرایه های قرآنی که پیرامون این مهم ترین متن تاریخی و معجزه پیامبر اکرم (ص) قرار گرفته، در گذر زمان، تغییر و تحولات وسیعی یافته است. این پژوهش با پرسش از تحول آرایه ها و گونه های آن و تأثیر متقابل متن و آرایه ها بر یکدیگر از منظر پیرامتنی و با روش توصیفی تحلیلی، آن ها را با رویکردی تاریخی در چهارچوب ایران فرهنگی بررسی کرده است. نتایج حاصله نشان دهنده این است که آرایه ها به مثابه پیرامتن، یک شبکه ارتباطی جهت دعوت به خوانده شدن میان کلام خدا و خوانندگانش برقرار می سازد. همچنین دستور زبان آن ها را به مثابه یک رسانه بررسی می کند؛ قراردادهای کاربردی، نمادین و تزیینی حاضر در این شبکه ارتباطی را دسته بندی می نماید و تحول آن ها را نشان می دهد.
۲.

بررسی دلالت های فرهنگی و ایدئولوژیک عناصر بصری قالی بقعه شیخ صفی با رویکرد نشانه شناسی تصویری رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرش شیخ صفی رولان بارت نشانه شناسی نمادشناسی عناصر بصری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
در این پژوهش فرش بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، نگین هنر دستبافت دوره صفویه، با رویکرد نشانه شناسی رولان بارت، نظریه پرداز برجسته فرانسوی، بررسی می شود. هدف اصلی، رمزگشایی از لایه های پنهان معنایی نقوش فرش با تمرکز بر نظام های دلالت، رمزگان های فرهنگی و نمادهای به کاررفته در آن، با تکیه بر نظریه های بارت است. پرسش های اصلی پژوهش عبارتند از 1. «چه نظام های دلالتی و گفتمان های فرهنگی در شکل گیری معنا و نقش آفرینی عناصر قالی نقش داشته اند؟» و 2. چگونه عناصر بصری قالی بقعه شیخ صفی از طریق نظام دلالت ثانویه در چارچوب نظری رولان بارت، اسطوره هایی درباره فرهنگ، قدرت یا عرفان را بازنمایی می کنند؟». روش تحقیق توصیفی     تحلیلی است و داده ها به صورت کتابخانه ای گردآوری و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهند که نقوش فرش بقعه شیخ صفی نه تنها بازتاب دهنده فرهنگ، باورها و آیین های مذهبی دوره صفوی هستند، بلکه از طریق دلالت های صریح و ضمنی، رمزگان های فرهنگی و تقابل های دوتایی، نظام معنایی پیچیده ای را شکل می دهند. تحلیل نشانه شناختی نقوش اسطوره ای، محورهای همنشینی و جانشینی و ساختارهای بصری فرش، تصویری از جهان بینی دینی و آرمان های زیبایی شناختی هنرمندان این دوره را به نمایش می گذارد. این پژوهش نشان می دهد که فرش شیخ صفی، به عنوان یک متن فرهنگی، قابلیت رمزگشایی از طریق نظریه بارت را دارد و می تواند به درک عمیق تری از ارزش های فرهنگی و هنری دوره صفویه منجر شود.
۳.

An Interdisciplinary Study of the Theriomorphism Component in Human and Animal Figures in Some Illustrations of Literary Texts from the Ilkhanid and Safavid Periods(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Painting Ilkhanid Painting Safavid Imaginary physicalism Theriomorphism Anthrozoomorphism

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
Iranian painting, in different periods, has been influenced by Persian literature, relying on the power of imagination, and has been transmitting narratives and moral themes. The topic of this research is related to the painting of Ilkhanid and Safavid periods. In the painting of this tow histori period, it is observed that various techniques such as animism and characterization have been used, which often try to depict imaginary and transformed creatures that originate from a folkloric component in anthropology called theromorphism, which is a combination of the body and spirits of animals and humans mixed together with a special and legendary force. Objective: To show the presence and function of the theromorphism component in two faces - human and animal - in the painting of the Ilkhanid and Safavid periods in Iran. Statement of the problem: On what basis and according to which definitions does the use of the theomorphic component create a two-level distinction between humans and animals? Research method: Descriptive-analytical. The collection of materials is based on library studies, articles, and documentary research methods. This study analyzes the methodological and content of Iranian painting works to examine the role and application of the theromorphic component in the creation of human and animal images. Findings: It seems that the author of the text or the painter was aware of the functional role of theomorphism by that time and used it to pursue two goals with moral and psychological dimensions.
۴.

تحلیل صورت و معنای نقوش آهکبری خانه تاریخی سلطان مهدی پاشا در شهر آمل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آهکبری نقوش نمادین خانه سلطان مهدی پاشا آمل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
آهکبری از جمله مهم ترین تزیینات مورد استفاده در خانه های تاریخی استان مازندران است. آهک در معرض آب معمولاً سفت و پایدار شده و استحکام خود را حفظ می کند، به همین دلیل در مناطقی که مرطوب هستند، خاصه در شمال ایران بسیار استفاده می شود. در نگاه اولیه نقوش آهکبری در این بنا صرفاً جنبه ی تزیینی دارد و نمایانگر جلوه ی بصری در بنا است اما با نگاهی عمیق تر در مضامین این نقوش می توان دلالت های معنایی فراوانی یافت که نه تنها در فرهنگ ایران جنبه ی نمادین یافتند بلکه بیانگر اعتقادات و باورهای اصیل ایرانی اسلامی نیز هستند. هدف اصلی این پژوهش شناخت و دسته بندی مضامین نقوش این بنا و پی بردن به دلالت های معنایی مستتر در آنهاست که به شکلی نمادین غالبا در اعتقادات دینی و فرهنگ ایران متمرکز است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی است. روش نمونه گیری به شکل غیر تصادفی بر مبنای نقوش آهکبری باقی مانده در بنا است که به صورت کیفی مورد تحلیل قرار گرفته است. سوالات پژوهش به شرح زیر می باشند: طبقه بندی نقوش آهک بری در خانه سلطان پاشا به چه شکل است؟ و دلالت های معنایی این نقوش بر چه مفاهیمی استوار است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که طبقه بندی موضوعی نقوش استفاده شده در این بنا شامل نقوش انسانی، تلفیقی، حیوانی، گیاهی و نمادین است. این مضامین عمدتا دارای مفاهیم نمادین، مذهبی و اسطوره ای هستند که از این میان نقوش انسانی منعکس کننده فرهنگ و زندگی روزانه دوره ی قاجار، نقش تلفیقی شیر-پرنده بر سلطنت و جلوه شاهی دلالت دارد و نقش تلفیقی انسان-پرنده بر مفهوم محافظت از سلطنت و تجلی قدرت تأکید دارد. در دسته بندی نقوش حیوانی، نقش طاووس اشاره ای به بی مرگی و سعادت ابدی است. نقش شانه به سر نشان از درایت و دانایی، نقش خرگوش تأکیدی بر به زانودرآوردن بی خردان (دشمنان) است و نقش شیر بر قدرت و نیرو تأکید دارد و نشان دهنده ی پیروزی خیر بر شر است. نقش درخت زندگی در دسته بندی نقوش گیاهی یادآور بهشت(درخت طوبی) و نقش گلدانی بر رشد و تعالی و ذات پروردگار اشاره دارد. نقش نمادین خورشید خانم بیانگر قدرت پروردگار همراه با رحمت و الفت است. با گذشت زمان، میزان استفاده از این نقوش در تزیینات کاهش یافته و معانی مستتر در آنها به فراموشی سپرده شد. با توجه به تخریب و فرسایش این بناهای ارزشمند، چه به لحاظ ظاهری و چه از جنبه ی معناشناسی نیاز به مطالعه ای عمیق در این خصوص احساس می شود، چرا که این نقوش گنجینه های ارزشمند این سرزمین محسوب می شوند و شناخت آنها خود به تداوم و حفظ این نقوش کمک فراوانی می کند.
۵.

مطالعۀ فرایند همسان سازی در جامعۀ صفوی (با بررسی پوشاک، آلات و اطوار در نگاره های سه مکتب تیموری، تبریز و استرآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفوی نگارگری همسان سازی مکتب هرات مکتب تبریز 2 مکتب استرآباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۹
مقایسه نگاره های دوره صفوی با مکاتب پیش از آن گویای آن است که، صفویان به پیروی از سیاست های «همسان سازی» حکومت به دنبال گرایش های همگون سازی جامعه با فرهنگ پذیری از طریق پوشاک، آلات و اطوار بوده اند. این همگون سازی دوهزار سال پس از یکسان سازی هخامنشیان در ایران بی نظیر است چنان که، نُه قرن پس از ساسانیان با دین واحد رسمی نیز همگون سازی رخ نداده است. در دوره صفوی که ایران از نظر سیاسی تاحدودی یکپارچه و مذهب رسمی تشیع اعلام شده بود، این نکته خود را در وضع ظاهری مردم نیز نمایان می ساخت هرچند این آهنگِ اجتماعی در ولایات و شهرستان ها به دلیل دوری از کانون قدرت، نمود کم تری داشته است و این موضوع در مطالعه نگاره های مکاتب «ایالتی» با «درباری» عصر صفوی نیز آشکار است. در این پژوهش تلاش شده است تا فرایند همسان سازی در جامعه صفوی با استناد به منابع تصویری مکاتب هرات تیموری، تبریز 2 و مکتب ایالتی استرآباد دوره صفوی بررسی شود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای با استناد به متون تاریخی انجام شده است. نتایج حاصل از آن در تطبیق منابع تصویری مکتب هرات، به عنوان یک مکتب پیش از صفوی و مکتب درباری تبریز 2 و مکتب ایالتی استرآباد به عنوان دو مکتب نگارگری دوره صفوی نشان می دهد که، فرایند همسان سازی در جامعه صفوی برخلاف چندسلیقگی پیش از آن، به شکل گیری یک روند و کشش عمومی برای تظاهر به فرمی یکسان و متحد از لحاظ پوشاک و حتی زبان بدن منجر شده است.
۶.

بررسی نظریات تالکوت پارسونز در تغییرات فرهنگی پس از انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تالکوت پارسونز انقلاب اسلامی تغییرات فرهنگی تحلیل محتوای کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تحولات عمیقی در نظام فرهنگی کشور ایجاد کرده است؛ این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظریه سیستم های اجتماعی تالکوت پارسونز، به تحلیل این تغییرات فرهنگی پرداخته و چهار کارکرد اصلی پارسونز (انطباق، نیل به هدف، یکپارچگی و حفظ الگو) را به عنوان مبانی نظری در نظر گرفته است. پژوهش حاضر با روش کیفی تحلیل محتوا و با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ خبره شامل اساتید دانشگاه، سیاستگذاران فرهنگی و صاحب نظران حوزه جامعه شناسی فرهنگی انجام شده و داده های حاصل با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفته و در چارچوب نظریه پارسونز تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان داد که نظام فرهنگی ایران پس از انقلاب در چهار حوزه اصلی تحول یافته است که شامل کارکرد انطباق در قالب اقتصاد مقاومتی و دیپلماسی فرهنگی به عنوان راهبردهای موفق سازگاری فرهنگی شناسایی شدند؛ کارکرد نیل به هدف در قالب اسلامی سازی نهادهای آموزشی و تولید علم دینی به عنوان دستاوردهای کلیدی مورد تأکید قرار گرفت؛ در کارکرد یکپارچگی، تقویت هویت شیعی-ایرانی و ایجاد مناسبت های مشترک به عنوان عوامل انسجام بخش ارزیابی شد و در کارکرد حفظ الگو، تحول نظام آموزشی و بازتعریف مفاهیم فرهنگی به عنوان مکانیسم های مؤثر بازتولید ارزش ها شناخته شدند.
۷.

شناسایی و بررسی مفاهیم زیبایی شناختی فرانک سیبلی در هنر رمزنگاری شده براساس غربالگری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کریپتوآرت مفاهیم زیبایی شناختی غربالگری فازی ان اف تی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
بیان مسئله: در سال های اخیر، ظهور هنر دیجیتال مبتنی بر فناوری بلاک چین (کریپتوآرت) زمینه ای نوین در تولید، عرضه و اقتصاد هنر به وجود آورده است. این بستر نوظهور نه تنها ساختار مالکیت آثار هنری را دگرگون کرده، بلکه معیارهای زیبایی شناسی و درک هنری مخاطبان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در این میان، تحلیل مؤلفه های زیبایی شناسی از منظر نظریه پردازانی همچون فرانک سیبلی، می تواند افق های تازه ای برای فهم این پدیده فراهم آورد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و غربال سازی برخی شاخص های زیبایی شناسی مؤثر در تحلیل آثار کریپتوآرت بر پایه دیدگاه فرانک سیبلی است تا بتوان چارچوبی نظری برای ارزیابی این گونه آثار در بستر دیجیتال فراهم آورد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش آمیخته (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل مضمون مقالات علمی و آثار کریپتوآرت منتخب، مؤلفه های زیبایی شناختی مبتنی بر نظریه فرانک سیبلی استخراج شدند. در بخش کمی، به منظور غربال سازی این مؤلفه ها، از تکنیک رونالد یاگر و نظرات ۱۸ خبره حوزه هنر دیجیتال استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که شاخص هایی نظیر ظرافت، پویایی، تجربه، ازنظر خبرگان اهمیت بالاتری در تحلیل زیبایی شناسانه آثار کریپتوآرت براساس دیدگاه فرانک سیبلی ایفا می کنند. نتایج این مطالعه می تواند در توسعه چارچوب های ارزیابی هنر دیجیتال، طراحی آموزشی در حوزه نقد هنری و تحلیل محتوای هنری در بسترهای نوین مؤثر واقع شود.
۸.

مطالعه تطبیقی کاراکترهای اصلی نمایش نامه ها ی پلکان و دنیای مطبوعاتی آقای اسراری از منظر روان شناسی صفت هانس آیزنک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل روانشناسانه پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک کاراکتر نمایشنامه پلکان نمایشنامه دنیای مطبوعاتی آقای اسراری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
در این مقاله سعی بر آن است که به تحلیل و بررسی تطبیقی روانشناسانه ی کاراکتر بلبل در نمایشنامه ی پلکان و کاراکتر مدیر در نمایشنامه ی دنیای مطبوعاتی آقای اسراری بر مبنای پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک پرداخته شود. نظریه ی شخصیت آیزنک مبتنی بر سه بُعد است که به صورت ترکیبات صفات یا عوامل توصیف می شوند. آیزنک در مدل سه عاملی، سه بُعد E برونگرایی در برابر درونگرایی، N روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی و P روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه یا عملکرد فراخود را مطرح می کند. این مقاله با هدف پاسخ به این پرسش ها که چگونه می توان کاراکترهای بلبل و مدیر را برمبنای نظریه ی صفتی هانس آیزنک خوانش نمود و همچنین میزان هم پوشانی و مشابهت و تفاوت میان کاراکترها در دو نمایشنامه به چه صورت نمودار می گردد، با توصیف پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک و با بررسی و مطالعه ی دیالوگ ها و کنش ها در متن دو نمایشنامه، به تحلیل تطبیقی کاراکترها می پردازد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، مروری و خوانش متن نمایشنامه است. روش به کار رفته در این پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که در ابتدا نظریه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک مطالعه و بررسی شده و سپس شخصیت های نمایشنامه ی منتخب، با توجه به هماهنگی و همپوشانی آن ها با نظریه ی روانشناختی مذکور، واکاوی و تحلیل شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که هر دو کاراکتر در بعد E (برونگرایی در برابر درونگرایی) برونگرا، در بعد N (روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی) دارای ثبات هیجانی و در بعد P (روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه) روان پریش هستند.
۹.

واکاوی بافت پارچه شاهزاده و اسیر محفوظ در موزه متروپولیتن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عصر صفوی پارچه بافی شاهزاده و اسیر اطلسی-دارایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۹۹
پارچه بافی در عصر صفوی به عنوان یکی از مشاغل مهم نقش بسزایی در اقتصاد، فرهنگ و شرایط اجتماعی جامعه ایران داشت. به دلیل حمایت دربار و حکام از آن، این پیشه با رشد و پیشرفت چشمگیری رو به رو شد. گسترش کارگاه های پارچه بافی حکومتی و گرد آوردن هنرمندان در این کارگاه ها سبب گردید تا منسوجات ارزنده ای از این دوره به یادگار بماند. این منسوجات اغلب برای تامین لباس درباریان، پرده های فاخر و روپوش مقابر سلطنتی به کار می رفت. منسوجاتی که به نظر می رسد امروزه دانش بافت آن ها مغفول مانده و پس از عصر صفوی به دست فراموشی سپرده شده است. بر این اساس، هدف این پژوهش بر شناسایی روش بافت یک نمونه پارچه های دوره صفوی که در موزه متروپولیتن نگهداری می شود، معطوف گشته است. تا شیوه بافت این پارچه را مورد تحلیل فنی دقیق و موشکافانه نماید. جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده است. برای نیل به این مقصود به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است.یافته های این پژوهش نشان می دهندکه در این پارچه برای اجرای نقش پارچه شاهزاده و اسیر لزوماً در شیوه بافت از نوع اطلسی دارایی استفاده شده است و شیوه اجرای نقش نیز به صورت قطاری(راپرت 1/2 عرضی چرخان) است.
۱۰.

معرفی و گونه شناسی نقوش دستبافت های سنتی و بومی تبرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تبرستان بافته های تبری نقوش سنتی نقوش دستبافت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۳۰۲
درکتب تاریخی، تبرستان یکی از سه منطقه عمده تولیدات بافته های نفیس ایران به شمار می رود و هنر بافندگی آن تا امروز در ارتفاعات این منطقه ادامه دارد. ولی اطلاعات کمی درباره نقوشِ بافته های تبری وجود دارد. از آنجا که وضعیت جغرافیایی تبرستان و دوربودن از حکومت های مرکزی، سبب حفظ ویژگی های فرهنگی این منطقه، در دوران تاریخی بوده است، از این رو شناسایی نقوش بافته های تبرستان می تواند بستری برای شناخت عناصر تصویری و هویت فرهنگی منطقه باشد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی نقوش سنتی دستبافت های محدوده تبرستان است. این پژوهش از نوع کیفی است و به شیوه توصیفی-تحلیلی داده ها را مورد مطالعه قرار داده است. اطلاعات نقوش به صورت میدانی و با نمونه برداری از اصل دستبافت های سنتی حوزه های بافندگی در مناطق تاریخی تبرستان بدست آمد و برای تحلیل از منابع اسنادی استفاده گردید. یافته های پژوهش، 150 نقش با ارزش بافته های سنتی تبرستان را نشان می دهند که به لحاظ اشکال و مضمون قابل تقسیم به نقوش گیاهی، جانوری، نقوش هندسی و انتزاعی هستند و بن مایه های زیادی از نقوش باستانی مانند: اشکال ترنج مانند، گلهای چهارپر، پرندگان متقابل، درخت متقارن و نقش سواستیکا، در این نقوش دیده می شوند. با توجه به وجود نقوش کهن در بافته های تبری و مقایسه آنها با نقوش صنایع هنری قرون اولیه اسلامی در تبرستان، به نظر می رسد این نقوش قبل از اسلام و در دوره ساسانیان در بافته های تبرستان بکار میرفته اند و کاربرد آنها تا امروز دردستبافتهای سنتی ارتفاعات البرز در تبرستان استمرار داشته است.
۱۱.

بررسی تطبیقی آثار کامبیز درم بخش و سید مسعود شجاعی طباطبایی در دوران کرونا با رویکرد نشانه شناسی امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشانه شناسی کرونا کاریکاتور کامبیز درم بخش سید مسعود شجاعی طباطبایی امبرتو اِکو رمزگان تصویری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۶
در جریان شیوع ویروس کرونا و دوران قرنطینه، هنرمندانی همچون کامبیز درم بخش و سید مسعود شجاعی طباطبایی، روایت های فردی خود را از این فاجعه به تصویر کشیده اند تا در آینده نزدیک و دور برای مطالعات مختلف در دسترس باشد. در فرآیند تحقیق در آثار کرونانگاری هنرمندان ایرانی آثار کامبیزدرمبخش و سیدمسعود شجاعی طباطبایی بیشترین مشابهت و تطبیق را با هم داشتند و نشانه های تصویری آثارشان، گفتمانی را در متن و ذهن مخاطب ایجاد نموده که به شکل گیری مفهومی مشترک از کرونا کمک می کند. نشانه شناسی با هرچه که نشانه تلقی می شود سر و کار دارد، واژه ها، صداها، تصاویر، ایماها، ژستها، اشارات و نظایر اینها می توانند نشانه باشند. مسئله مورد پژوهش در این مقاله، مطالعه نشانه ها، تحلیل و تطبیق معانی آثار کرونانگاری این دو هنرمند با استفاده از رویکرد نظری امبرتو اکو در کاربست هنر در جامعه آماری معین است و هدف مقاله حاضر، تحلیل فرایند شکل گیری معنا به واسطه مطالعه نشانه ها از طریق رمزگان تصویری اکو در آثار کامبیزدرمبخش و سیدمسعود شجاعی طباطبایی است و این سوال ها دنبال می شود که: 1- در آثار کرونانگاری درم بخش و شجاعی نشانه ها چگونه در تعامل با یکدیگر گفتمان ایجاد کرده اند؟ و 2- آثار کرونانگاری درم بخش و شجاعی در لایه های زیرین معنایی خود، چه مناسباتی را بازگو می نماید؟ مقاله حاضر به روش نشانه شناسی است و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است و با انطباق رمزگان دهگانه اکو با جزئیات تصویر 8 اثر کرونانگاری از درم بخش و شجاعی، نگاه گفتمانی را که این نشانه ها ارائه می دهند، بازگو می نماییم. نتایج تحقیق نشان می دهد که کرونا نگاری های دو هنرمند مذکور با زبان کاریکاتور که کوتاه ترین وسیله پیام رسانی جهان است، در بازنمایی کرونا، نگاهی اجتماعی، شمایلی و توصیفی را متأثر و مؤکد بر ریشه های فرهنگی و اجتماعی ارائه داده اند و می توان بیان نمود نشانه های لایه ای و رمزگان بصری امکان خوانش ویژه ای را برای مخاطب فراهم نموده است که با قرار دادن نشانه ها در کنار یکدیگر، معنا را در این فرایند گفتمان ایجاد کند.
۱۲.

The Material Culture of Iranian Identity: A Comparative Study of the Attitudes and Behaviors of Residents in Afjeh Village, Tehran, and Nobandian Village, Baluchestan Regarding National Identity, Ethnic Identity, and Symbolic Goods(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: symbolic goods National identity Ethnic identity material culture cultural communication

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۵۱
Purpose: This study aims to compare the significance of ethnic identity, national identity, and symbolic goods among the residents of Afjeh village, influenced by Tehran's multicultural identity, and Nobandian village, home to indigenous Iranian ethnic groups in Baluchestan. Methods and Materials: This research employed a quantitative survey approach to allow a more precise comparison of symbolic goods. From a practical perspective, it is applied research and falls under interdisciplinary studies. To test the relationships between identified indicators, an independent samples t-test was used. Findings: The findings indicate that the residents of Nobandian demonstrate a stronger sense of attachment to their ethnic identity but place less importance on national identity compared to the residents of Afjeh. Additionally, the Nobandian residents are more engaged in the production, sale, education, and promotion of symbolic goods. Conversely, the emphasis on ethnicity and the use of symbolic goods are less pronounced among the residents of Afjeh. Conclusion: The results highlight that the nature of attachment to ethnic and national identities and the importance of symbolic goods are subject to constant change due to their fluidity. Changes in social, cultural, and political factors in each region alter the level of importance attributed to ethnic identity, national identity, and symbolic goods. Thus, the more stable the cultural, social, and political foundations of a region, the more stable ethnic identity, national identity,
۱۳.

هنر و هوش مصنوعی از منظر رفتارگرایی و آزمون تورینگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزمون تورینگ اثر هنری نقاشی هوش ماشینی رفتارگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۵
 در سال های اخیر هوش مصنوعی با ارائه امکانات، ابزارها و تکنیک های نوآورانه، تحولات چشمگیری را در حوزه هنر پدید آورده است. از اینرو، مانند هر فناوری دگرگون کننده دیگری، ادغام هوش مصنوعی در دنیای هنر و نقش غیر قابل انکار آن در خلق آثار هنری، سؤالات و ملاحظات متعددی را مطرح می کند که ممکن است تاکنون با دقت لازم مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته باشند. از جمله مهمترین این پرسش ها به عملکرد هوش مصنوعی در خلق اثر هنری اصیل باز می گردد. به طور مشخص، این پرسش که آیا هوش مصنوعی می تواند آثاری همتراز آثار هنری انسان به وجود آورد؟ هوش مصنوعی با رفتارگرایی، به عنوان یکی از مهم ترین نظریه های فلسفه و روانشناسی، پیوند نزدیکی دارد. تاکید این نظریه بر عملکرد یا «رفتار قابل مشاهده» به عنوان کانون اصلی درک و تحلیل می باشد. از اینرو عملکرد هوش مصنوعی بر اساس این رویکرد در سطح رفتار مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. به این منظور در ابتدا به طور مختصر به رویکرد رفتارگرایی و ارتباط آن با هوش مصنوعی پرداخته خواهد شد. سپس آزمون تورینگ به عنوان یک آزمون محوری در زمینه هوش مصنوعی شرح داده خواهد شد. این آزمون معیاری رفتارگرایانه در جهت سنجش هوش و خلاقیت ماشین به دست می دهد. در بخش بعدی با نظر به معیار رفتارگرایانه آزمون تورینگ و ملاحظه عناصر اصلی آثار هنری اصیل، دو دسته از آثار هنری مورد سنجش قرار خواهند گرفت. این دو دسته شامل آثار تولید شده توسط هوش مصنوعی و آثار خلق شده توسط انسان می باشد. این بررسی زمینه مناسبی را برای ارزیابی عملکرد ماشین در مقایسه با انسان به دست خواهد داد. بنابر این روش پژوهش حاضر به این صورت است که با استفاده از منابع مختلف، داده هایی در ارتباط با آثار هنری حاصل از هوش مصنوعی جمع آوری و به شیوه ای کیفی توصیف می گردند. سپس این داده ها با عناصر موجود در آثار هنری انسان مقایسه می شوند و بر اساس معیار اصلی آزمون تورینگ مورد تحلیل قرار می گیرند. در نهایت این نتیجه حاصل می گردد که عملکرد هوش مصنوعی دست کم بر اساس معیارهای رفتارگرایانه یعنی از لحاظ رفتار مشاهده پذیر، می تواند منجر به پدید آمدن آثاری همتراز آثار هنری خلق شده توسط انسان شود.     
۱۴.

هم سنجی اساطیر گیاهی در سفالینه های سلجوقی با یک قطعه پارچهٔ محفوظ در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره نقوش گیاهی پارچه سفال سفال سلجوقی موزه ویکتوریا و آلبرت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۸
نقوش ثبت شده بر آثار هنری به ویژه مواردی که متعلق به اعصار دور هستند، علاوه بر جنبه های آرایه ای و زینتی، دارای کارکردهایی بوده اند که با اساطیر، اعتقادات و آیین های رایج در آن زمان، پیوندی تنگاتنگ دارند. به عبارت دیگر، نقوش مزبور به مثابه نمادهایی هستند که بر عقاید و یا پیام هایی خاص دلالت دارند. از مهم ترین مصادیق این موضوع می توان به آثار هنری ساخته و پرداخته در عصر سلجوقی اشاره کرد که از آن گنجینه ای غنی، به ویژه در زمینهٔ منسوجات و سفال برجای مانده است. مقالهٔ حاضر که به شیوهٔ اسنادی تدوین و از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته، با هم سنجی میان نقوش یک قطعه پارچهٔ محفوظ در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت و شش سفالینهٔ موجود از دورهٔ سلجوقی، مشترکات فکری، اسطوره ای و اجتماعی ارائه شده در آن ها را مورد بررسی قرار داده و نسبت به شناسایی و دسته بندی اشتراکات کارکردی آن ها اقدام نموده است. نتایج پژوهش نشان می دهد تمامی نقوش به کار رفته در آثار یادشده، دارای کارکرد فرهنگی بوده و نشان گر عقاید روز آن زمان هستند، یعنی نقوش و نمادهای به کار رفته در آثار، برای مردم آن روزگار معنایی کارکردی داشته و صِرف تکرار گذشته و با هدف زیبایی نبوده اند. 
۱۵.

تاملی بر نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو در باب آموزش موسیقی به کودک (مطالعه موردی هنرجویان ساز پیانو)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه فرهنگی پیر بوردیو موسیقی کودک پیانو آموزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
نوشتار حاضر کوشیده است در ایران تاثیر و اهمیت سرمایه فرهنگی را در شکل گیری روند یادگیری موسیقی در هنرجوی کودک نشان دهد. ساز مورد مطالعه این پژوهش پیانو بوده و با تکیه بر نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو جامعه شناس فرانسوی جلو رفته است. از دیدگاه بوردیو سرمایه فرهنگی شامل درک و شناخت فرهنگ، زیبایی، هنرهای متعالی، داشتن معلومات عمومی، سلیقه ی خوب و شیوه های رفتاری متناسب است که از بستر خانوادگی و نوع طبقه فرد سرچشمه می گیرد. بوردیو معتقد است وجود سرمایه فرهنگی بالا در فرد می تواند تاثیر جدی بر پیشرفت و پیشبرد فعالیت های هنری وی داشته باشد. بر این اساس این پژوهش سعی دارد چگونگی این نظریه و اهمیت سرمایه فرهنگی کودک را در رابطه با آموزش موسیقی مورد سنجش قرار دهد. تا ذیل نشان دادن تاثیر سرمایه فرهنگی در یادگیری نشان دهیم که تنها هوش موسیقیایی کودک نیست که می تواند بر یادگیری وی موثر باشد، بلکه میزان سرمایه فرهنگی خانوادگی کودک می تواند تاثیر کلیدی بر روند یادگیری وی داشته باشد. در این پژوهش از روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. در این روش داده ها از قبل وجود داشته و پژوهشگر از طریق مصاحبه با کودک و تکیه بر نظریه بوردیو به تحلیل آن ها می پردازد.
۱۶.

بررسی مفهوم بدن آگاهی از منظر موریس مرلوپونتی و تحلیل آن در آثار سبک امپرسیونیسم: با تکیه برآثار کلود مونه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک حسی بدن آگاهی مرلوپونتی امپرسیونیسم کلود مونه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
مرلوپونتی همچون دیگر فیلسوفان اگزیستانسیالیست بر این باور است که هر انسانی دارای وضعیت، موقعیت و زیسته خاصی در جهان است که این زیسته محصول بودن- در- جهان است و از طرف دیگر انسان از منظر او با بدن آگاهی موقعیت خاص و بودن - در- جهان را تجربه می کند. و بدن موجب می شود که انسان زیسته خویش و هستی خود را بیابد. در این مقاله تلاش بر این است که نگرش مرلوپونتی را درباره دو مفهوم پیشین در آثار و نگرش امپرسیونیست ها و به عنوان نمونه آثار کلود مونه مورد ارزیابی قرار دهیم. آثار مونه بیانگر تجربه بدن آگاهانه مرلوپونتی است که بر اساس زیسته و بودن - در - جهان خاص به تصویرگری موقعیتی می پردازند که آن را ادراک می کند. در واقع این بودن _ در _ جهان به تعبیر مرلوپونتی همان نحوه زیستی است که امپرسیونیست ها آن را برای تصویرگری استفاده می کنند و به سبک نقاشی آنان تبدیل شده است. سوال اصلی مقاله این است که با توجه به اینکه مرلوپونتی معتقد است، ارتباط انسان با عالم خارج مبتنی بر ادراک حسی است و از طرف دیگر هنر به ویژه نقاشی تجلی ادراک حسی است آیا نگرش امپرسیونیست ها و از جمله کلود مونه نیز در ترسیم عالم خارج همچون نگرش مرلوپونتی است یا خیر؟ زیرا کلود مونه نیز در آثار نقاشی خود با بکارگیری نور به نوعی ادراک حسی و بصری خاص از عالم خارج می رسد و این امر مونه را همسو با تفکر مرلوپونتی می سازد.
۱۷.

مؤلفه های تدریس اثربخش تاریخ هنر بر اساس سند تحول و اهداف آموزشی بلوم(مطالعه موردی تاریخ هنر هنرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوهای آموزشی نوین هنر سند تحول آموزش هرم یادگیری بنیامین بلوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
با توجه به فراز و فرودهای شیوه سنتی آموزش تاریخ هنر در هنرستان و لزوم توجه به سیاستهای کلان فرهنگی همچون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مقاله پیش رو با هدف ارتقا سطح آموزش تاریخ هنر بر مبنای سطوح یادگیری بنیامین بلوم، محتوای کتاب تاریخ هنر هنرستان را به شیوهی توصیفی تحلیلیموردارزیابیقراردادهاست. چراکه هماره توجه به الگوهایآموزشیخلاقبارویکردیاددهی_یادگیری در تمام ساحتهای هنر میتواند موجبات رشد بصیرت در زمینه های فرهنگی و افتخار به ارزشهای اصیل و ماندگار ایران اسلامی را فراهم سازد. نتایج تحقیق حاکی ازاین است که به رغمکاربست تصاویر، پرسشهای پایانی وجداول، اهداف شناختی در آموزش هنر مورد توجه قرار نگرفته و کتاب مذکور نتوانسته با نهادینه کردن آموزش و تسلط بر یادگیری، درانتقال مضامین تاریخ هنر و غنا بخشی به هویت ایرانی اسلامی موفق عملکند. بنابراین در پژوهش پیش رو سعی شده با توجه به تجربه تدریس نگارنده، استناد به نظریه یادگیری بنیامین بلوم، سندتحول (ملی)آموزش وپرورش و منابع کتابخانه ای، شیوههای نوین آموزش تاریخ هنر تشریح وتبیین گردد. راهکارهای اصلاحی و تکمیلی همچون تدوین نظام تصویری منسجم، واژه نامه تخصصی، محتوای الکترونیک در قالب بارکد (رمزینه) به منظور غنی سازی و تنوع بخشی محیط های یادگیری در فرایند آموزش تاریخ هنر از جمله پیشنهادات کاربردی میباشد.
۱۸.

بررسی تزئینات به مثابل پیرامتن در قرآنِ انشارات کلوب کتاب با طراحی حسین زنده رودی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیرامتنیت قرآن ژرار ژنت حسین زنده رودی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
پیرامتن ها راه ورود به متن هستند، عناصر پیرامونی یک متن که هم به لحاظ فیزیکی و هم غیر فیزیکی پیرامون متن اصلی قرار دارند، پیرامتنها به منزله ی آستانه ی ورودی یک متن هستند که اولین ارتباط میان مخاطب و متن به واسطه ی آن ها رخ می دهد و هر متن به واسطه پیرامتن با جهان خارج از خود ارتباط می یابد. مفهوم پیرامتن را نخستین بار ژرار ژنت در بررسی آثار ادبی به کار برد اما کم کم به طور گسترده تری کاربرد پیدا کرد. قرآن به عنوان یک متن مقدس و معجزه ی پیامبر اسلام مهمترین کتاب مسلمانان برای نگارش بوده است و به همین مناسبت خوشنویسی و کتاب آرایی نیز نزد آنان رونق فراوانی می یابد. قرآن کتابی برای خواندن است، خواندن عملی فیزیکی است که بر متن تاثیر می گذارد در جهان معاصر کتابها علاوه بر خواندن برای دیدن هم طراحی می شوند. کتاب قرآن نیز با وجود ترجمه وسعت خوانش گسترده تری می یابد و نیز بیشتر دیده می شود. در قرآنی که حسین زنده رودی هنرمند نقاش معاصر ایرانی تزئیناتش را بر عهده داشته، آرایه هاو تزئین های قرآن به دلیل این وسعت ارتباطی نقش های جدید می یابند. هدف از انجام این پژوهش که با روش تحلیلی و توصیفی و به صورت موردی در یک کتاب خاص صورت می گیرد این است که که می توان با نظریه پیرامتنیت ژرار ژنت آرایه های قرآنی را در ارتباط جدیدشان به صورت معاصرانه بررسی کرد.
۱۹.

شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنرهای اسلامی توسعه هنر فضای مجازی رسانه های اجتماعی اینستاگرام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
به دلیل گستردگی حوزه تسلط شبکه های اجتماعی مجازی در جوامع امروزی و نیز برخورداری این پدیده از ویژگی سیال بودن و حرکت پویا، لازم است که همگام با رشد و تکامل تکنولوژیکی و محتوایی شبکه های اجتماعی مجازی، در ابعاد مختلف، کارکرد آن ها، به ویژه نقش آن ها در توسعه فرهنگ و هنر، در عصر جهانی شدن مطالعات بیشتری صورت بگیرد. ازاین رو، در این مطالعه که با استفاده از یک رویکرد ترکیبی توصیفی- تحلیلی و تکنیک ریاضی AHP انجام گرفته است، ضمن بررسی ادبیات موضوع، عوامل کلیدی توسعه هنرهای اسلامی در ایران، شناسایی و با انجام مقایسات زوجی میزان اهمیت هرکدام از این عوامل نیز از طریق یک مطالعه میدانی تعیین گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که مجموعاً 45 مؤلفه مهم را در قالب هشت عامل بسیار کلیدی: فردی؛ اقتصادی، ساختاری و کالبدی؛ فرهنگی؛ اجتماعی - محیطی؛ تکنولوژیکی؛ امنیتی و قانونی و نهایتاً حمایت های دولتی می توانیم برای توسعه هنرهای اسلامی شناسایی و معرفی نماییم. ضرایب اهمیت حاصل از بررسی نظرات خبرگان نشان داد که به ترتیب عوامل فردی، اقتصادی و تکنولوژیکی به ترتیب با اهمیت ترین مؤلفه های کلیدی جهت توسعه هنرهای اسلامی می باشد که در صورت توجه واقعی و دقت به این مؤلفه ها، دستیابی به اهداف توسعه فرهنگی و هنری کشور از طریق پلت فرم های رایج در فضای مجازی تسهیل و تسریع خواهد شد. اهداف پژوهش:شناسایی عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام.اولویت بندی عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام با روش AHP.سؤالات پژوهش:مهم ترین عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام کدامند؟عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام با روش AHP چگونه اولویت بندی می شوند؟ 
۲۰.

تحلیل روان شناسانۀ کاراکترهای اصلی نمایش نامۀ دنیای مطبوعاتی آقای اسراری از منظر مدل پنج عاملی شخصیت (FFM) رابرت مک کری و پل کاستا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل روانشناسانه مدل پنج عاملی (FFM) رابرت مک کری پل کاستا کاراکتر نمایشنامه دنیای مطبوعاتی آقای اسراری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
در این مقاله سعی بر آن است که به تحلیل و بررسی روانشناسانه کاراکترهای اصلی نمایشنامه دنیای مطبوعاتی آقای اسراری اثر بهرام بیضایی از منظر مدل پنج عاملی (FFM) شخصیت رابرت مک کری و پل کاستا بپردازد. مدیر و شیرزاد دو کاراکتر اصلی نمایشنامه هستند که داستان حول محور اعمال و گفتار آنها شکل می گیرد. رویکرد روانشناسی صفت معتقد است که با شناخت و بررسی صفات شخصیت افراد، می توان رفتار آنها را پیش بینی نمود. از نظریه پردازان مهم در روانشناسی صفت، رابرت مک کری و پل کاستا هستند. آنها پنج عامل اصلی روان رنجور خویی، برونگرایی، گشودگی یا تجربه پذیری، خوشایندی و وظیفه شناسی را برای صفت مشخص کردند. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش ها است که چگونه می توان کاراکترهای مدیر و شیرزاد را با مدل پنج عاملی (FFM) شخصیت تحلیل نمود و همچنین چگونه خرده صفات پنج صفت اصلی در شکل گیری دو کاراکتر مذکور نمودار می گردد. این مقاله با توصیف پرسشنامه شخصیت مک کری و کاستا و همچنین با بررسی و مطالعه دیالوگ ها و کنش ها در متن نمایشنامه، به تحلیل کاراکترها می پردازد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، مروری و خوانش متن نمایشنامه است. روش به کار رفته در این پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که کاراکترهای منتخب با توجه به هماهنگی و همپوشانی آن ها با نظریه روانشناختی مذکور، واکاوی و تحلیل شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که کاراکتر مدیر در عامل N (نوروتیسم) روان رنجور نیست. در عامل E (برونگرایی)، برونگرا است. در عامل O (گشودگی) دگم و متعصب است. در عامل A (خوشایندی) سازگار نیست. در عامل C (وجدان کاری) وظیفه شناس است. کاراکتر شیرزاد در عامل N (نوروتیسم) روان رنجور است. در عامل E (برونگرایی)، درونگرا است. در عامل O (گشودگی) تجربه پذیر است. در عامل A (خوشایندی) سازگار است. در عامل C (وجدان کاری) وظیفه شناس است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان