فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۵۰۱ تا ۱۱٬۵۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی، دو کشور اثرگذار در منطقه فرعی خلیج فارس هستند که شعاع نفوذشان همه منطقه خاورمیانه بزرگ را دربرمی گیرد. روابط میان دو کشور در یک دهه گذشته، بسیار پرتنش بوده و در این مدت تغییر مقامات سیاسی دو کشور نیز نتوانسته این روابط را بهبود بخشد. علت این تنش ها به منابع رفتار سیاست خارجی دو کشور، سابقه تاریخی هر یک و همچنین تعارض منافع آنها در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه بازمی گردد. بیشترین فضای رقابت دو کشور در سه کشور بحرانی عراق، سوریه و یمن است. براین اساس، دورنمای روابط دو کشور تابع رفتار آنها در منطقه و در برخورد با این سه کشور می باشد. سه سناریو مطرح در سیاست خارجی دو کشور در منطقه قابل طرح است: تلاش برای دولت سازی، کوشش برای حفظ سازه سیاسی کشورهای در حال فروپاشی و در نهایت، تداوم روند کنونی که ممکن است به تجزیه این سه کشور بحرانی بینجامد. این مقاله ضمن بررسی این سناریوها و پیشران ها، سدکننده ها و کارت های شگفتی ساز آن، بهترین سناریو را برای دو کشور، سناریوی دوم می داند که با منافع ملی دو کشور، و تاریخچه و وضعیت عمومی منطقه سازگار است.
بایسته های نظریه پردازی اسلامی روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره هشتم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۷
176 - 200
حوزههای تخصصی:
نظریه و نظریه پردازی در حوزه روابط بین الملل همواره با فراز و نشیب هایی روبه رو بوده است؛ به گونه ای که این حوزه مطالعاتی با تنوع نظریات مواجه است. با ظهور نگرش های انتقادی در مطالعات روابط بین الملل و ضرورت فهم نظم بین المللی موجود و ارائه نظم بین المللی مطلوب، از دهه 1970 اهمیت ارائه نظریات هنجاری روابط بین الملل مطرح شده است. در این راستا، تلاش اندیشمندان مناطق مختلف بین المللی در جهت ارائه نظریه بومی روابط بین الملل شایان توجه است. دین اسلام با دارا بودن اصولی جهان شمول در راستای تحقق دو هدف اصلی و مجزای خود که در عین مجزا بودن از یکدیگر دارای ارتباط وثیقی با هم هستند؛ یعنی تحقق عدالت بین المللی و نظم بین المللی مطلوب در چند دهه اخیر مورد توجه وسیع اندیشمندان قرار گرفته است؛ از این رو، این پژوهش در جهت پاسخ به این پرسش بوده که آیا دین اسلام می تواند به عنوان یک نظریه هنجاری روابط بین الملل مطرح گردد، و بررسی می کند که این دین با دارا بودن اصولی مثل قاعده دعوت و جهاد، ظلم ستیزی و نفی سبیل، عزت دینی و سیادت اسلامی، پایبندی به قوانین و الزامات حقوقی(وفای به عهد)، قابلیت مطرح شدن به عنوان یک نظریه هنجاری- اسلامی روابط بین الملل را داراست. در نظریه اسلامی روابط بین الملل، توجه به نظم، پیش شرط زندگی اجتماعی بین المللی و اصلی ترین راه رسیدن به عدالت بین المللی است؛ نظم بین المللی موجود مغایر با نظم بین المللی مطلوب در راستای این نظریه است.
این نوشتار با هدف بررسی ابعاد یک نظریه اسلامی روابط بین الملل، مهمترین دستاورد خود را ارتباط وثیقی می داند که میان چهار اصل دین اسلام که در این مقاله بررسی می گردد، با مباحث مطرح در روابط بین الملل ایجاد شده است و در این راستا با روشی توصیفی- تحلیلی و با ابزار و شیوه گرده آوری کتابخانه ای اطلاعات به بررسی نظریه هنجاری اسلامی روابط بین الملل می پردازد.
الگوی رفتاری قدرتهای بزرگ در مدیریت بحران بین المللی سوریه در نظام تک-چندقطبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی رفتاری قدرت های بزرگ در مدیریت بحران ها دبر اثر تغییر ساختار نظام بین الملل و پیچیده شدن آن پس از جنگ سرد، از مسائل مهم درخور پژوهش است. بنابراین، نگارندگان مقاله درصدد کاربست نظریه واقع گرایی ساختاری برای تحلیل الگوی مدیریت بحران سوریه از سوی قدرت های بزرگ در نظام تک- چندقطبی اهستند. وفقبراساس منطق واقع گرایی ساختاری، تغییر ساختار نظام بین الملل از دوقطبی دوران جنگ سرد، به تک قطبی و پس ازآن به تک- چندقطبی موجب تغییر در فرآایندهای نظام بین الملل شده است. به تبعپیرو آن ها (ساختار و فرآیندفرایند)، الگوی رفتاری دولت ها و مدیریت بحران ها نیز متفاوت می گردد. ازاین رو، سؤال اصلی آن است که اقتضائات نظام تک- چندقطبی چگونه بر الگوی رفتاری قدرت های بزرگ در مدیریت بحران بین المللی سوریه تأثیر گذاشته است؟ بر این اساس، این مقاله با اتخاذ رویکرد تبیینی- تحلیلی و با روش گردآوری کتابخانه ای درصدد تبیین این فرضیه نوآورانه است که محدودیت های نظام تک- چندقطبی الگوی رفتاری قدرت های بزرگ را به سمت «موازنه قوای نامتقارن» در عرصه سیاست بین الملل در مدیریت بحران ها و به ویژه بحران سوریه سوق داده است. موازنه قوای نامتقارن به عنوان یک الگوی رفتاری از ابزارهای متفاوتی، مانند: ابزار نهادی، ابزار ائتلافی، ابزار تهاجمی و ابزار تحریمی بهره می گیرد تا بحران ها را مدیریت کند. سطح تحلیل پژوهش نیز مطابق با نظریه واقع گرایی ساختاری از نوع تصویر سوم یا سطح نظام بین الملل است.
راهبرد خاورمیانه ای اوباما؛ از واگذاری مسؤولیت تا همراهی محدود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره هشتم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۲۸
95 - 118
حوزههای تخصصی:
از راهبرد خاورمیانه ای باراک اوباما انتقادهای فراوانی شده و به زعم برخی فاقد چشم انداز راهبردی عنوان شده است. بررسی راهبرد خاورمیانه ای ایالات متحده در دوره ریاست جمهوری اوباما از منظر واقع گرایی نوکلاسیک نه تنها این دیدگاه را تأیید نمی کند؛ بلکه مبین این نکته است که اوباما از آغاز، راهبرد منسجم و روشنی را در قبال خاورمیانه درپیش گرفته و بر همین اساس نیز توانسته است اقدامات درخور توجهی را در راستای ارتقای امنیت ملی امریکا انجام دهد. از این رو، پاسخ به این سؤال مهم است که اوباما در قبال خاورمیانه چه راهبردی را اتخاذ و بر اساس آن، چه روندی را طی کرده است؟ پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، نشان می دهد راهبرد خاورمیانه ای ایالات متحده در دوره اوباما با واگذاری مسؤولیت به متحدان منطقه ای خود در قالب موازنه از راه دور آغاز شده و باگذشت زمان به سمت تقبل محدود مسؤولیت حرکت کرده است. با توجه به نزدیکی اصول سیاست خارجی دولت اوباما به نظریه واقع گرایی، ازنظر نویسندگان مقاله، این نظریه می تواند تبیین مناسب تری از سیاست خارجی ایالات متحده در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما ارائه دهد.
بازپژوهی مبانی قانون گذاری در «منطقه الفراغ» نظام فقهی حقوقی شیعه (با تأکید بر انگاره شهید صدر)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نظریه «منطقهالفراغ» یکی از نظریاتی است که در راستای تبیین ساز و کار هماهنگی شریعت با تغییرات زمانی و مکانی از سوی «شهید صدر» ارائه شده است. در این نوشتار این نظریه به مثابه یک سیستم حقوقی و نظام قانون گذاری بررسی شده است و به عنوان راه حلی برای اسلامی سازی نظام تقنینی معرفی گردیده است. یکی از مهم ترین مسائلی که در رابطه با این نظریه قابل طرح است، مبانی تقنین در حوزه منطقهالفراغ است که در آثار شهید صدر به صورت مختصر بدان پرداخته شده و نگارندگان این نوشتار به صورت تفصیلی این مبانی را به بحث و بررسی گذارده اند.
تأثیر عوامل ادراکی روانی بر سیاست خارجی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۰ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
151 - 186
حوزههای تخصصی:
یکی از دشوارترین کارها در تحلیل سیاست خارجی کشورها درک چگونگی ایجاد شدن و به عبارتی نحوه شکل گیری آن است. این مهم در مورد چین بسیار دشوارتر به نظر می رسد چراکه به اقتضای پیچیدگی فرایند سیاست گذاری در این کشور، بسیاری از جنبه های سیاست گذاری خارجی آن برای پژوهشگران مبهم و ناشناخته باقی مانده است. دریافت چینی ها از خارج و متأثر از آن سیاست خارجی این کشور به ندرت تحت تأثیر نیروهای خارجی قرار گرفته است. سیاست خارجی چین به نسبت بسیاری از کشورهای دیگر، بیشتر متأثر از روندهای درونی قدرت و تصمیم گیری های داخلی است. این عوامل داخلی به دو دسته عوامل مادی و ادراکی- روانی قابل تقسیم هستند. این مقاله می کوشد تأثیر عوامل ادراکی روانی را بر سیاست خارجی چین تبیین نماید. به همین دلیل، رویکرد این مقاله تحلیلی توصیفی است و تلاش شده در کنار توضیح هریک از این عوامل به نمودهای عینی آنها در سیاست خارجی چین و وزن هر یک در این فرایند نیز اشاره شود. ویژگی های رهبران، جهان بینی رهبران، فرهنگ استراتژیک، مؤسسات تحقیقاتی، رسانه ها و افکار عمومی به عنوان عواملی در نظر گرفته شده اند که فهم و ادراکات رهبران چین را در حوزه سیاست خارجی تحت تأثیر قرار می دهند.
مساله عدالت در آراء جان رالز و شهید بهشتی
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره سوم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
93 - 105
حوزههای تخصصی:
در اداره ی جوامع بشری آن چه که بیش از سایر امور، آموزه های اجتماعی و حکومتی را به خود معطوف نموده مقوله مهم و بنیادین «عدالت»است. از میان اندیشمندان لیبرال می توان به «جان رالز)»،(1921-2002م) اشاره کرد که در تلاش بود تا به گونه ای اصول لیبرالیسم و آرمان عدالت خواهی را جمع نموده و راهی برای جلوگیری از نابرابری بیابد. در میان متفکران و اسلام شناسان بزرگ معاصر،شهید بهشتی(1307-1360ش) بدلیل آشنایی بیشتر با دنیای جدید و ارائه نظریه عدالت در نظام اسلامی قابل توجه است.این نوشتار در صدد پاسخ به این پرسش است که در آراء جان رالز و سیدمحمد حسینی بهشتی به مساله عدالت چگونه توجه می گردد؟ و بیان عدالت در اندیشه این دو اندیشمند چگونه است؟ مفروض بحث بر اساس نوع نگرش هریک به هستی و جهان در چند قالب قابل طرح است: - شهید بهشتی در جامعه اسلامی، زیربنای همه عدل ها را اخلاق می داند، به طوری که «اگر در یک مقطعی از زمان دیدیم که عدل اخلاقی را باید قربانی کنیم تا به عدل اجتماعی یا عدل اقتصادی برسیم، حق نداریم اولویت را به عدل اقتصادی و اجتماعی بدهیم و عدل اخلاقی را قربانی کنیم». - رالز از بین پارادایم های مختلف فکری ، فلسفه اخلاق کانت را به عنوان مبحثی قابل توجه برای احیای اصولی لیبرالیسم انتخاب کرده و از عناصرکانتی مانند آزادی انسان و عامل اخلاقی، استفاده نموده و نقطه عزیمت خود را نقد مکتب فایده گرایی قرار داده است.
بازخوانی سنت و روش شناسی آن در اندیشه های محمد ارکون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع سنت یکی از مسائل مهم و محوری در جهان اسلام می باشد ، به طوری که هر گونه فهم و تفسیری درباره این موضوع ، می تواند تاثیرات سیاسی و اجتماعی تاثیرگذاری را به همراه داشته باشد. بازگشت به سنت و بازخوانی انتقادی آن، یک ضرورت تاریخی و اجتناب ناپذیر است؛ زیرا طی دهه های گذشته ثابت شد که پشت کردن به سنت، پروژه ای ناکام و شکست خورده می باشد. این امر مستلزم شناخت بحث های روش شناختی و اتخاذ یک پروژه فکری روشمند از سوی هر اندیشمندی است که در این وادی گام می گذارد. در قرن بیستم، اندیشمندانی در جهان اسلام ظهور یافتند که با اتخاذ روشهای پژوهشی نوین، دست به بازخوانی سنت زده اند. یکی از بارزترین این اندیشمندان که به جریان نومعتزله تعلق دارد، محمد ارکون(1928-2010) اسلام شناس برجسته الجزایری بود. در این تحقیق، با توجه به تلقی و تعریف وی از سنت، روش های پژوهشی وی، در بازخوانی سنت را مورد بررسی قرار میدهیم. در واقع،سوال اصلی این تحقیق این است که تعریف و تلقی ارکون از سنت چه تاثیری بر روش شناسی او در بازخوانی سنت داشته است؟ ما در اینجا، پروژه بازخوانی سنت محمد ارکون که به ""نقد عقل اسلامی"" معروف است، را با تمرکز بر روش شناسی وی بررسی نمودیم و به این نتیجه رسیدیم که ارکون با توجه به تعریف، برداشت و تلقی خود از سنت،روشهای پژوهشی متناسبی با این تعریف و تلقی به کار برده است. اتخاذ روشهایی مانند دیرینه شناسی،تبارشناسی و زبان شناختی،متناسب با تعریف و برداشت وی از سنت بود.
راهبرد و دیپلماسی رقابتی قدرت های بزرگ در آمریکای لاتین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر در نوع نگرش و رویکرد قدرت های بزرگ نسبت به منطقه آمریکای لاتین و همچنین تغییر در ماهیت روابط آنها با کشورهای این منطقه، موجب تحول در رفتارها و اقدامات دیپلماتیک آنها شده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که آیا برایند این تغییرات منجر به شکل گیری نوعی دیپلماسی رقابتی بین قدرت های بزرگ شامل ایالات متحده آمریکا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا در منطقه آمریکای لاتین شده است؟ در این صورت، مؤلفه های اساسی الگوی مزبور چیست و چگونه می توان آن را تبیین و تحلیل کرد؟ برای یافتن پاسخ به این پرسش اصلی، مقاله حاضر بر این فرضیه استوار است که در شرایط کنونی روابط بین الملل به دلیل گذار نظم جهانی به سوی نظام چندقطبی و کاهش قدرت ایالات متحده آمریکا، این کشور برخلاف گذشته قادر به اعمال نفوذ گسترده سیاسی و نظامی در کشورهای آمریکای لاتین نیست. از این رو، مهم ترین رقبای آمریکا در سطح جهانی با اغتنام فرصت، طی سالیان اخیر حضور اقتصادی و نظامی خود را در آمریکای لاتین تقویت کرده و به رقابت دیپلماتیک گسترده ای مبادرت ورزیده اند. با عنایت به ماهیت و ویژگی های موضوع مقاله، تحقیق در چرایی و چگونگی شکل گیری الگوی جدید رقابت دیپلماتیک بین قدرت های بزرگ در آمریکای لاتین، مستلزم پرداختن به شاخصه های علمی-پژوهشی دانش روابط بین الملل و تلفیق آن با جنبه های کاربردی حرفه دیپلماسی به مثابه فن روابط بین الملل است. از این رو، ابتدا با استفاده از روش تحلیل و تطبیق، مبانی نظری و راهبرد دیپلماسی منطقه ای قدرت های بزرگ در آمریکای لاتین مورد واکاوی و مقایسه قرار گرفته و سپس با تکیه بر برخی شاخص های مطرح در حرفه دیپلماسی نظیر اظهارات، موضع گیری ها، رفتارها، تصمیمات و اقدامات دولتمردان، الگوی رقابت بین قدرت های مورد نظر از منظر دیپلماسی مورد ارزیابی حرفه ای و تطبیق کاربردی قرار می گیرد. در این تحلیل و ارزیابی، شکل گیری الگوی دیپلماسی رقابتی قدرت های بزرگ در منطقه آمریکای لاتین متغیر وابسته ای فرض شده است که تابعی از متغیرهای مستقلی همچون افول قدرت هژمونیک آمریکا، منافع راهبردی قدرت های بزرگ و شرایط در حال گذار روابط بین الملل و ویژگی های کشورهای این منطقه است
اقیانوس منجمد شمالی، صحنه عملیاتی قرن 21یا طلوع طالع روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آرکتیک یا دایره قطبی منطقه ای است که در بالاتر از مدار 70 درجه تا قطب شمال امتداد یافته و در انتهای خشکی های قاره اروپا- آسیا و آمریکای شمالی واقع شده و با عنوان اقیانوس منجمد شمالی، کوچک ترین اقیانوس جهان را تشکیل می دهد و به وسیله کشورهای روسیه، کانادا، دانمارک، نروژ و آمریکا احاطه گردیده، به همین دلیل به آن مدیترانه قطبی نیز گفته می شود. این اقیانوس به دلیل یخبندان مستمر، از دسترس بشریت دور بوده و منابع بستر و زیر بستر آن بکر و دست نخورده باقی مانده است. برآوردهای مقدماتی نشان می دهد، تقریباً 20 درصد منابع معدنی و 25 درصد منابع انرژی جهان در بستر اقیانوس واقع شده است. در بین کشورهای محیط این دریا روسیه کمترین دسترسی به آب های آزاد جهان را دارد. وضعیت و محدوده حقوقی آب های سرزمینی کشورها تاکنون تحدید حدود نشده است. طبق کنوانسیون حقوق دریاها، به دلیل محدود بودن عرصه این دریا بیش از 50 درصد سطح آن در محدوده 200 مایل منطقه انحصاری اقتصادی قرار می گیرد و حال آنکه بعضی کشورهای ساحلی مدعی تقسیم آن بر مبنای قاعده سکتور (قطاع) می باشند. تحقیقات مؤسسات اقیانوس شناسی نشان می دهد درصورتی که روند گرم شدن زمین ادامه یابد، در تابستان سال 2030 سطح این اقیانوس بدون یخ خواهد بود و در آن صورت منابع عظیم این دریا قابل بهره برداری و آبراه های آن که کوتاه تر و اقتصادی تر از مسیرهای کنونی است، اقیانوس های اطلس و آرام را به هم متصل خواهد کرد و علاوه بر آن پای بشر به این منطقه گشوده خواهد شد. این تحقیق به منظور پاسخ به پرسش: چگونگی روند ذوب شدن یخ ها و بررسی تأثیرات نظامی، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک این روند بر منطقه و جهان است که از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد، همان گونه که صاحب نظران پیش بینی می کنند، در نیمه قرن 21 این منطقه صحنه عملیات جهانی خواهد بود. ذوب شدن یخ ها، دایره راه های آبی تجارت جهانی را به عنوان یک فرصت بی بدیل، به اقتصاد جهانی ارائه خواهد داد. به واسطه وسعت زیاد جغرافیایی و طول سواحل، روسیه بیشترین بهره اقتصادی را خواهد برد و محدودیت تاریخی ژئواستراتژیک این کشور نیز برطرف خواهد شد، اگرچه آسیب پذیری نظامی این کشور افزایش می یابد، درعین حال نحوه بهره برداری از منابع و تحدید حدود قانونی آب ها، می تواند موجبات تنازع بین کشورها را فراهم آورده و امنیت جهانی به ویژه قدرت های بزرگ، به خصوص در بُعد نظامی نیز متأثر خواهد شد
تاثیر آزادسازی اقتصادی بر رشد جامعه مدنی در قزاقستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قزاقستان آخرین جمهوری اتحاد شوروی بود که استقلال خود را اعلام کرد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، این کشور به دنبال بازسازی هویت ملی خود، اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد. به سبب وابستگی شدید به مسکو، تغییر ساختارهای سیاسی و اقتصادی در این کشور آسان نبود. در سال های اولیه استقلال، قزاقستان برای انجام اصلاحات اقتصادی، به دلیل رخداد بحران مالی آسیا، مسیر سختی پیش رو داشت؛ اما دولت با جدیت این برنامه ها را دنبال کرد. این نوشتار درپی پاسخ دادن به این پرسش است که «آزادسازی اقتصادی در قزاقستان پس از فروپاشی اتحاد شوروی، بر رشد جامعه مدنی در این کشور چه تأثیری داشته است؟» نویسندگان پس از بررسی جنبه های مختلف اقتصاد، سیاست و جامعه مدنی در قزاقستان، استدلال می کنند که در بیش از دو دهه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، آزادسازی اقتصادی سبب رشد نسبی جامعه مدنی در قزاقستان شده است.
سیاست خارجی فرانسه در قبال خاورمیانه و شمال افریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرانسه کشوری با پیوندهای دیرینه با منطقه خاورمیانه است. مدت زمان زیادی این کشور تحت تأثیر سیاست عربی قرارداشت. نقش فرانسه در خاورمیانه را می توان با توجه به ملاحظات ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک این کشور مورد ارزیابی قرارداد. البته، فرانسه در خاورمیانه نیز مانند سایر نقاط جهان نقش های چندگانه ای بازی می کند که گاه در تعارض با یکدیگر قراردارند. با این حال، ایده «مجد و عظمت» فرانسه که میراث «گلیسم» در این کشور محسوب می شود، هنوز بر سیاست خارجی فرانسه تأثیرگذار است. فرانسه اینک با توجه به عدم تمایل امریکا به مداخله مستقیم در امور خاورمیانه احساس می کند که میدان برای آن کشور به منظور نقش آفرینی بیشتر باز شده است و تلاش دارد با توجه به موقعیت به دست آمده به ایده «مجد و عظمت» فرانسه تحقق بخشیده و ایفاگر نقش یک «قدرت بزرگ» در صحنه خاورمیانه باشد؛ هرچند که این کشور از ظرفیت ها و ابزارهای یک قدرت بزرگ برخوردار نیست. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که فرانسه چه نقشی برای خود در خاورمیانه و شمال افریقا متصور است. فرضیه ای که نویسنده مطرح کرده عبارت است از این که فرانسه در پی ارتقای نقش خود از همکار مداخله گر به نقش یک قدرت بزرگ در زیرسیستم منطقه خاورمیانه با توجه به کم رنگ شدن حضور امریکا در این منطقه است؛ اما در عمل، این نقش با جایگاه واقعی آن همخوانی ندارد. این پژوهش جنبه توصیفی- تحلیلی داشته و گردآوری داده ها برای انجام آن به روش کتابخانه ای صورت گرفته است.
تعامل سیاست خارجی ایران و روسیه در تقابل با محور شرقی- غربی در قفقاز جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین پیامدهای فروپاشی اتحاد شوروی ایجاد خلأ قدرت در جمهوری های نواستقلال بود. بدین سبب کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای از راه اتحاد و ائتلاف با جمهوری های قفقاز جنوبی درپی افزایش نفوذ خود در این منطقه هستند. ترکیه و اسرائیل از راه همکاری با جمهوری آذربایجان، محور شرقی- غربی را تشکیل داده اند. این همکاری، منافع مشترک روسیه و ایران را تهدید می کند. در مقابل تهران، مسکو و ارمنستان به صورت واکنشی، محور شمالی- جنوبی را به وجود آورده اند؛ اما تعامل تهران و مسکو به عنوان بازیگران اصلی این اتحاد چندان پایدار به نظر نمی رسد. بدین سبب نوشتار پیش رو درپی پاسخ به این پرسش ها است که «ماهیت همکاری ایران و مسکو در قفقاز جنوبی چیست؟ دامنه تعامل سیاست خارجی ایران و روسیه، باهدف مقابله با محور شرقی- غربی در چه سطحی است؟» «با گذشت بیش از دو دهه از فروپاشی اتحاد شوروی، همکاری تهران و مسکو در قفقاز جنوبی به سطح راهبردی نرسیده است. تعاملات منطقه ای این دو کشور ماهیتی تدافعی و کارکردی تاکتیکی دارد». این فرضیه با کاربست موضوع اتحاد و ائتلاف در نظریه واقع گرایی بررسی خواهد شد.
مهاجرت و رادیکالیسم دراتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موج جدید مهاجرت به کشورهای اروپایی از زمان شکل گیری جنگ داخلی سوریه آغاز شد. اوج این بحران به اوایل سال 2015 برمی گردد که کشورهای اروپایی شاهد سیل عظیمی از مهاجرین و آوارگان جنگی بوده اند که عمدتا از کشورهای بی ثبات خاورمیانه از جمله سوریه، عراق، افغانستان و لیبی که درگیر جنگ داخلی تروریستی هستند، روانه اروپا شده اند. به گونه ای که می توان گفت همواره یک رابطه مستقیمی بین نابسامانی های سیاسی-امنیتی در آسیا و افریقا و گسترش روند مهاجرت به اروپا وجود داشته است. بحران مهاجرت در اروپا به ویژه از زمان یازده سپتامبر وارد فاز جدیدی شده است و ماهیت بحران از موضوعات اقتصادی و اجتماعی به موضوع امنیتی تغییر پیدا کرده است و این مسئله چالش های متعددی را فراروی دولت های اروپایی قرارداده است. این روند با شکل گیری بحران داعش در سوریه و عراق و موج جدید مهاجرت به اروپا تشدید شده است. بر این اساس، این مقاله تلاش دارد تا نوع رویکرد کشورهای اروپایی به موج جدید مهاجرت را مورد بررسی قراردهد. سئوال اصلی مقاله این است که «چه چالش ها و تهدیداتی فراروی دولت های اروپایی در برخورد با پدیده مهاجرت مسلمانان قراردارد؟» فرضیه مقاله این است که دولت های اروپایی مهاجرت را مهمترین تهدید علیه امنیت اجتماعی و فرهنگی خود تلقی می کنند و این منجر به امنیتی شدن مهاجرت در کشورهای اروپایی شده است.
ریشه های تساهل در اندیشه های مدنی و اخلاقی «اخوان الصفا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تساهل یکی از وجوه برجستة اندیشه ها و آموزه های جمعیت «اخوان الصفا و خلان الوفا» (دوستان صمیمی و باوفا) که حدود هزار سال پیش در دوران شکوفایی تمدن اسلامی ظاهر شدند محسوب می شود. تساهل و مدارای اخوان در پژوهش هایی که دربارة آنان در داخل و خارج از کشور انجام شده و مورد توجه قرار گرفته اما ریشه های این رویکرد اخوان که قرن ها قبل از مطرح شدن این مباحث در غرب ظهور و بروز یافته، مغفول واقع شده است. در این پژوهش تلاش برای بازشناسی ریشه ها و آبشخور های این وجه برجسته فکری آنان به عمل آمده است. در این مقاله کوشش شده ضمن معرفی اجمالی این نحلة فکری و کمتر شناخته شده به این پرسش نوآورانه پاسخ داده شود که ریشه ها و عوامل تساهل اخوان الصفا از چه مصادر و منابعی سرچشمه گرفته است؟ لازم به ذکر است که از روش توصیفی و تفسیر متون در این پژوهش استفاده شده است.
ارزیابی ساختار اقتصاد ایران با رویکرد توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، با استفاده از رویکرد توسعه پایدار، چارچوبی مفهومی برای ارزیابی ساختار اقتصاد ایران پیشنهاد شده است. بر اساس یافته های آن، بالاترین و پایین ترین عدد شاخص توسعه پایدار، به ترتیب مربوط به دهه های 1350 و 1370 است. نتایج تحلیل حساسیت الگو در دهه 1380 نشان می دهد حوزه آب، بحرانی ترین موضوع در بحث پایداری توسعه است و بهبود شاخص های شدت مصرف آب، سرانه مصرف آب و میزان ذخایر آب های زیرزمینی، بیشترین تأثیر را در بهبود شاخص پایداری کل دارند.
بررسی قراردادهای نفتی ایران (IPC) در چارچوب شاخص های اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۹ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳۱
115 - 138
حوزههای تخصصی:
نسل جدید قراردادهای بالادستی که از آن با عنوان «قراردادهای نفتی ایران»(IPC) یادمی شود، در دولتیازدهم طراحی و در دستورکار وزارت نفت قرار گرفته است. در این مقاله سازگاری ساختارقرارداد و پروژه های قابل واگذاری در قالب آن، با شاخص های اقتصاد مقاومتی تحلیل و بررسیو با قراردادهای بیع متقابل مقایسه شده است. بر این اساس «قراردادهاینفتی ایران» در شاخص های تأمین منابع مالی خارجی، تولید صیانتی، انتقال دانش و فناوریو حداکثر استفاده از ظرفیت هایداخلیدرمقایسه با قراردادهای بیع متقابل بهبود نسبی داشته،اما در خصوص شاخص های تکمیل زنجیره ارزش، توان افزایی شرکت ملی نفت و تحریم پذیری دچار ضعف شده است. این قراردادها از لحاظ تأمین منابع مالی خارجی و تولیدصیانتی بیشترین سازگاری و از جنبه تکمیل زنجیره ارزش و توان افزایی شرکت ملی نفت کمترینسازگاری را با شاخص های اقتصاد مقاومتی دارد. در نهایت نیز در راستای بهبود ساختاریو اجرایی قراردادهای نفتی ایران پیشنهادهایی ارائه شده است.
مدیریت جهادی و امنیت مردم نهاد در عرصه امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۹ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۲
35 - 70
حوزههای تخصصی:
مدیریت جهادی مقوله ای است کهآثار آن در فرازهایی از انقلاب اسلامی بروز پیدا کرد، ولی مفهوم آن چنان که درخور اینکلیدواژه باشد، در مجامع علمی مطرح نشده است. یکی از مؤلفه های اصلی مدیریت جهادی کهمورد توافق فعالان این عرصه است، مردم محوری است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان یکی از اولین و مؤثرترین نهادهای انقلابی، با اعتقاد و عمل به آن در روندی تکوینیو رو به رشد توانست از این عامل در جهت ارتقا و تثبیت امنیت مردم نهاد در کردستان بهره مندشود.امنیت مردم نهاد، به عنوان نمونه ای از رویکرد نرم افزاریدر مدیریت جهادی در عرصه امنیتی، بر اصول اساسی بسیج مردم و مشارکت فعال مردم تأکیددارد. این رویکرد گویای جهت گیری فکری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبتنی بر باور مردم گرایانهو سازگار کردن امنیت مردم نهاد با محیط کردستان است. این مفهوم بیانگر برقراری و تثبیتامنیت برای مردم (مرجع امنیت) از طریق جلب مشارکت مردم (کارگزار امنیت) است. انگیزه هایمردم گرایانه، سپاه را متوجه وسیع ترین منبع ممکن برای حمایت از انقلاب اسلامی کرد.بر این اساس این نهاد انقلابی معتقد بود که برای مقابله با بحران کردستان باید امنیتمردم نهاد را پیش گرفت. اعتماد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به انرژی مردم به این نهاداجازه داد تا این سیاست را رشد و توسعه دهد و عمل به آن، اتحاد بنیادی مردم در رویاروییبا بحران امنیتی در کردستان را تقویت کرد.برای درک وضعیت فوق، پرسش اصلی حول محور «جایگاه و کارکردمردم به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی مدیریت جهادی در عرصه مدیریت امنیتی در کردستانچیست؟» طرح و با روش توصیفی تحلیلی ضمن بیان جایگاه مردم، کارکرد مردم در عرصه مدیریتامنیتی بررسی و تحلیل شده است.
شکل گیری معمای امنیت با رشد رقابت تسلیحاتی در آسیا پاسفیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۰ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
93 - 120
حوزههای تخصصی:
منطقه آسیا- پاسفیک با توجه به حجم بالای واردات تسلیحات، افزایش هزینه های نظامی و مدرن سازی نیروی نظامی و دریایی کشورهای منطقه، به سمت شکل گیری معمای امنیتی در حرکت است. تحولات اقتصادی و نظامی همراه با رقابت استراتژیک در آسیا- پاسفیک باعث بی ثباتی و ناپایداری در آینده نزدیک در این منطقه خواهد شد. در این حالت کشورهای منطقه به دنبال افزایش امنیت از طریق ائتلاف یا افزایش توان نظامی خود برای مقابله با تهدیدها و بی ثباتی در منطقه برمی آیند، همان چیزی که رئالیست ها از آن به عنوان معمای امنیت یاد می کنند. همه این موارد در حال حاضر در آسیا- پاسفیک در حال وقوع است. بر این اساس، مقاله به دنبال بررسی این موضوع می باشد که آیا افزایش هزینه های نظامی و رشد واردات تسلیحات در این منطقه همراه با اختلافات ارضی و عدم وجود سازوکار مشخص برای حل اختلافات و نبود یکپارچگی امنیتی در بین کشورهای منطقه پتانسیل شکل گیری معمای امنیت و درگیری را با توجه به حضور قدرت های مهم اقتصادی و نظامی همچون آمریکا، چین و ژاپن در آینده نزدیک خواهد داشت؟
مختصات الگوی تهدیدات صحنه نبردهای آینده در سال 1404 با استفاده از روش نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال اول تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
109 - 127
حوزههای تخصصی:
با توجه به تهدیدات موجود علیه منافع جمهوری اسلامی ایران، اقدام انفعالی و عدم برنامه ریزی برای آینده و آینده پژوهی در این حوزه بسیار خطرناک و غیرمنطقی می باشد و این شیوه تفکر باعث بُروز مشکلاتی همچون ایجاد موانع جدی در مسیر ساخت فرهنگ سازمانی منعطف و منطبق با آینده، پرداختن صرف به مطلوب ها، عدم شناسایی نیازهای آینده و عقب ماندن از دشمنان و رقبا می گردد. بنابراین نیازمند الگوی تهدیدات صحنه نبردهای آینده می باشد. در این تحقیق که رویکرد کیفی و کمی دارد. بر اساس تئوری داده بنیاد، جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه و بررسی اسناد و مدارک مرتبط و نظریه پردازی بر اساس رویکرد نظام مند در سه گام اص لی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شده و جامعه آن در بخش مصاحبه با 12 نفر از خبرگان صورت گرفت و از نتایج آن ها به همراه داده های جمع آوری شده در تحلیل محتوا اسنادی استفاده گردید. یافته های حاصل در قالب بعد یا مقوله و 6 مضمون یا قضیه سازمان دهی شده و جایگاه و روابط هر یک از این مضامین در قالب مدل پارادایم مشخص و شش قضیه مرتبط استخراج شده اند. سپس به منظور ارزیابی اعتبار و تأیید مدل، پیمایش با استفاده از ابزار پرسشنامه، تعداد 84 پرسشنامه برای خبرگان و متخصصان در دسترس حوزه های مرتبط ارسال شده که از این تعداد، 43 پرسشنامه تکمیل و تحویل شد که از این تعداد، 37 پرسشنامه قابل استفاده بودند. مضامین 6 گانه شامل عوامل روانی به تهدیدات-عوامل اجتماعی و فرهنگی به تهدیدات -عوامل اقتصادی به تهدیدات -عوامل نظامی به تهدیدات - شرایط علی، رژیم آمریکا به عنوان بزرگ ترین تهدید منطقه رژیم های استکباری به عنوان بزرگ ترین تهدید جهان-تروریسم دولتی با محوریت رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی- بستر و زمینه ساز؛ که در این تحقیق استراتژی های تعامل و کنش صورت پذیرفت که درنهایت به پیامد منجر شود. بر این اساس، الگوی تهدیدات تحقیق کیفی بر اساس روش داده بنیاد و مدل پارادایمی ارائه شده است.