فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۲۱ تا ۵٬۰۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹
55-73
حوزههای تخصصی:
افغانستان یکی از همسایه های شرقی ایران است که در دهه های گذشته، دوره ای طولانی و سخت از نابسامانی و بی ثباتی را تجربه کرده است در سال ۲۰۲۱ ولایت های افغانستان تحت فشار نیروهای جنگنده طالبان یکی پس از دیگری سقوط کردند تا اینکه به سقوط کابل در نیمه اوت رسید. درواقع، با خروج آمریکا از افغانستان و ایجاد شرایط جدید در افغانستان در این میان سؤالی که به ذهن متبادر می شود این است که با توجه به همسایگی افغانستان با ایران مؤلفه های تأثیرگذار بر رویکرد سیاسی -دفاعی ایران در قبال گروه طالبان افغانستان چیست؟ فرضیه ی پژوهش براین اساس مبتنی است که مؤلفه هایی چون منافع و امنیت ملی (در حوزه ی داخلی)، واقعیت های نظام بین الملل (در حوزه ی بین الملل) و تغییر روش طالبان (در حوزه ی خارجی) در رویکرد ایران نسبت به گروه طالبان مؤثر بوده است.
مشروعیت حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی علامه مصباح یزدی
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۲
1 - 10
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مشروعیت حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی علامه مصباح یزدی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که آیت الله مصباح یزدی در نوع ارتباطی که با وضعیت اجتماعی و فکری (داخلی و خارجی) برقرار نمودند، توانستند مباحث مربوط به هدف از آفرینش هستی، انسان، نیاز به حکومت، قانون، قانون گذار و شرایط آن، مجری قانون و شرایط آن و همچنین ارتباط بین اخلاق و حقوق با اندیشه سیاسی را مطرح نمایند و بدین طریق، نظریه مدنظرشان را درباره مشروعیت حکومت و منشاء آن تدوین کنند. آیت الله مصباح یزدی درباره ملاک مشروعیت حکومت، به نظریه مرجعیت امر الهی اشاره می کنند. ایشان معتقدند همه کسانی که وجود خدا را باور دارند، خدا را مالک و سلطان (دارای تسلط تکوینی بر مردم) می دانند و اگر خدا آفریدگار انسان هاست، چرا حق دستوردادن و حکم کردن نداشته باشد. ایشان به استناد ادله عقلی و نقلی، بر نصب ولی فقیه و مشروعیت الهی وی در زمان غیبت امام معصوم تأکید می ورزند.
بایسته های حق دسترسی آزاد به اطلاعات درپرتو قواعد حقوق بین الملل بشر و نظام حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از بدو ظهورمکاتب و اندیشه های حقوق بشری، صاحبان نظریه های مختلف فلسفی عزم خود را براین امر استوار نموده اند تا قواعد حقوق بنیادین درکالبدجامعه پشتوانه حمایت بشر قرارگیرد. نقطه مقابل دغدغه متفکرین، اراده دولت ها در تحدید حقوق بشر است که این تحدید از آغ ازپی دایش نظ ام های سیاسی هم واره ادام ه و موفقیت داش ته است. آزادی دس ترسی به اطلاعات یک حق پویا در زمان و مکان بوده و تاکنون نا همواری هایی را طی نموده است، بایسته های حقوق بشر و نقش آن به عنوان پایه گذار اولین سازمان بین المللی درقالب سازمان ملل متحد و تاثیر این نهاد درحمایت از این حق در عرصه بین المللی و همچنین مرور حقوق اساسی ایران با اتکاء برمبانی اعتقادی نظام جمهوری اسلامی ایران، این سئوال را پیش رو قرار می دهد که این دو نظام ، چه اثراتی در قلمرو داخلی و بین المللی نسبت به ایفای این حق از خود بجا گذاشته اند؟. لازم است تاکید شود دکترین ساماندهی رفتار دولت ها سهم بسزایی در استیفای حق آزادی اطلاعات و سایرحقوق بشر دارد ازهمین رو،دوراندیشی دراسناد حقوق بین الملل بشر نسبت به حق ها و آزادی های انسان از آنجا ناشی می شود که وسیله تولید، دسترسی و انتقال اطلاعات محدودیتی در زمان و مکان ندارد و این یعنی ابزاردسترسی، دارای ماهیتی دینامیکی است.
تنهایی استراتژیک و سیاست های راهبردی ایران در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل محوری در گستره پرتنش و بحرانی غرب آسیا، تأثیر پنداره و فرض تنهایی راهبردی بر اهداف، انگیزه ها، و راهبردهای منطقه ای نخبگان تصمیم ساز جمهوری اسلامی ایران است. پرسش اصلی پژوهش این است که «چرا جمهوری اسلامی ایران، دچار تنهایی راهبردی شد و برای برون رفت از این تنهایی از کدام دکترین ها بهره گرفته است؟» فرضیه پژوهش این است که «تغییر نظام از پهلوی به جمهوری اسلامی سبب شد که ایران ازیک سو، درعمل به جز سوریه، متحد دولتیِ قدرتمند و پایداری نداشته باشد و ازسوی دیگر، جبهه ای از متحدان درون منطقه ای و فرامنطقه ای، کشور را محاصره کنند. همین مسئله سبب شده است که اهداف و راهبردهای منطقه ای ایران بر این ایده استوار شود که راهکار مقابله با تصور تهدید ناشی از تنهایی راهبردی، بازدارندگی درون زا همراه با نقش آفرینی برون مرزی برای مقابله با منابع تهدید در خارج از جغرافیای سرزمینی است». یافته های پژوهش نشان می دهد، اهدافی مانند حمایت از جنبش های آزادی بخش، حائل سازی در برابر منابع تهدید، مقابله با آمریکا و موازنه با متحدان منطقه ای آمریکا، و راهبردهای برجسته ای مانند منع منطقه ای و ضددسترسی، نبرد نامتعارف زمینی و دریایی، بازدارندگی موشکی کلاسیک و نئوبالستیک گرایی،صنعت پهپاد، الگوی حزب الله و لبنانیزه کردن، اتحادسازی با کنشگران فرامنطقه ای، دیپلماسی مذهبی و فرهنگی، نشان دهنده تأثیرپذیری مستقیم از انگاره تهدیدآمیز تنهایی راهبردی است که برای برون رفت از این تنهایی و انزوای منطقه ای طرح شده اند. روش پژوهش در این مقاله، کیفی بوده و مراجعه به اسناد کتابخانه ای، مبنا قرار گرفته است. مسئله اصلی نیز با رویکرد تحلیلی تبیینی بررسی شده است.
گفتمان نواصلاح طلبی و گفتمان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران؛ زیست-جنبش های ریزوماتیکی (1392-1398)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال شانزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
111 - 138
حوزههای تخصصی:
از زمان شکل گیری گفتمان نو-اصلاح طلبی و عدم توانایی این گفتمان در بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی و معیشتی اقشار مختلف جامعه بر خلاف دالها و فضای استعاری وعده داده شده آن،شرایطی شکل گرفته که در آن پیکره و بدنه جمعی جامعه همراه با رویدادهای ملتهب بیرونی،در شکل شورشی خود مدام به سطح آمده و فضای جامعه را ناامن ساخته است.از این جنبش ها که در طی سالهای 1398-1392 در پاسخ به شرایط نابسامان معیشتی شکل گرفته اند،به«زیست-جنبش»یا«جنبشهای تناسخی بدون سر»یاد می کنندکه با توجه به ویژگیهایی نظیر فاقد«مرکز و رهبری بودن»و سریع بازاحیا شدنشان،مواجهه و کنترل آنها را از منظر«گفتمان امنیت ملی»دشوار ساخته است.در این راستاسئوال اصلی این پژوهش به«رابطه عملکرد گفتمان منتخب با گفتمان امنیت ملی نظام ج.ا.ا.»باز می گردد.فرضیه اصلی پژوهش ارتباط مستقیم و معنادار بین«کژکارکرد ادراکی و کارکردی گفتمان منتخب بر کارکرد گفتمان امنیت ملی»اختصاص داده شده،جایی که کژکارکرد گفتمان منتخب منجر به پررنگ شدن فاز سخت افزاری گفتمان امنیت ملی می شود.تبیین این مهم،بر مبنای چارچوب نظری دلوزی مبتنی بر انگاره«بدن بدون اندام»و بر مبنای روش شناسی«گفتمانی»لاکلائو و موفه در تحلیل زیست جنبشهای ایرانی محقق شده است.نتایج تحقیق بیانگر این مطلب می باشند که این زیست جنبشها در سطح یک«نیروی واکنشی»و«بلوکهای نیاز» همبسته آن هستندکه تنها درپناه رخدادهای ملتهب بیرونی امکان بروز و ظهور پیدا کرده وفاقد توانش اتصالات ریزوماتیک در راستای اعمال تغییرات بنیادین و انقلابی بوده و در نتیجه،در حوزه گفتمان امنیت ملی تهدید جدی محسوب نمیشوند،بلکه تنها نیازمند راهکارهای نجات ومواجهه بلند مدت هستند که بر عهده گفتمان منتخب بوده است.
چالش ژئوکالچری امنیت و ثبات منطقه ای در خاورمیانه؛ با تاکید بر ژئوکالچر دینی و مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۴
73 - 105
حوزههای تخصصی:
دولت های مجموعه امنیت منطقه ای خاورمیانه بخش اعظمی از مشروعیت خود را مرهون شریعت اسلام هستند، ازاین رو یا داعیه دار حکومت اسلامی هستند و یا به نحوی درصدد نشان دادن پایبندی خود به اسلام می باشند. اولین بازخوران منطقی مورد انتظار این فاکتور هویتی مشترک و برجسته، در همبستگی و نزدیکی این کشورها خواهد بود، اما با کمی تسامح شاید بتوان گفت که اغلب تعارضات و خشونت ها در منطقه خاورمیانه ریشه در تعارضات دینی و به ویژه مذهبی دارد. این مقاله می کوشد تا در قالب مطالعه موردی، تمایز جایگاه حقیقی و بالقوه جوامع دینی خاورمیانه با جایگاه کنونی و به فعلیت رسیده آن را در بستر چالش ژئوکالچری ادیان و مذاهب در مسیر صلح و امنیت منطقه ای مورد بررسی قرار دهد. سؤال مطرح شده در این پژوهش این است که دین اسلام با وجود گستره مقبولیت خود، چگونه توانایی ممانعت از خشونت ها و تعارضات و به تبع برپایی صلح و ثبات به واسطه ی بهره مندی از باورهای مشترک در بین پیروان خویش را ندارند؟ در پاسخ به سوال اصلی پژوهش، استدلال اصلی مقاله آن است که سلطه دولت محورانه و ضعف و انحرافات گروه های مذهبی فراملی، سبب استفاده ی ابزاری و متناظر دولت های هویت محور خاورمیانه با تکیه بر بازوی قدرت نرم، در قالب هویت دینی و مذهبی، جهت کسب مشروعیت خویش و نامشروع جلوه دادن سایرین شده است. این موضوع شکل گیری الگوهایدوستی و دشمنی بر اساس معیار تهدیدات مشترک و نه علقه ها و مشترکات هویت دینی و مذهبی،را در پی داشته است. پژوهش مبتنی بر روش توصیفی- تبیینی بوده و گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و اینترنتی است؛ همچنین در تدوین چارچوب نظری پژوهش، از رهیافت هویت محور و منطقه گرای مکتب امنیتی کپنهاگ استفاده شده است.
بازخوانی حکمرانی خوب در پرتو چشم اندازهای ناهمسان: برنامه بهینه سازی سیاستگذاری عمومی، دستورکار گذار به دموکراسی یا راهبرد بازتولید هژمونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال هفتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۵
73 - 107
حوزههای تخصصی:
از آغاز دهه 1990 میلادی به این سو در محافل و نهادهای ملی و بین المللی توسعه ای و ادبیات جهانی توسعه، گفتمان حکمرانی خوب به گفتمانی کانونی مبدل شده است، به گونه ای که هیچ تامل جدی درباره توسعه نمی تواند آن را نادیده انگارد. با این حال، همه کسانی که در کسوت هواخواه یا در جایگاه منتقد به بیان دیدگاه پیرامون مبانی و مولفه ها و شاخص های این اندیشه اهتمام ورزیده اند برداشتی یکسان و یگانه از آن عرضه نمی دارند؛ بلکه هر یک به اعتبار بنیان های اندیشگی، پیش ا نگاره های فکری و یا تجربه های عملی و سیاستی خود سیمایی متفاوت از حکمرانی خوب ترسیم می نمایند. درنگ در نظام دلالت معنایی گفتمان حکمرانی خوب بیانگر ترکیب چندگانه ای از لایه های معنایی نا همسان است که دست کم سه خوانش یا رویکرد متمایز را بازتاب می دهند:خوانش سیاستگذارانه تکنوکراتیک، خوانش معطوف به سیاست ورزی دموکراتیک و خوانش انتقادی شالوده شکنانه. در حالی که خوانش های دوگانه تکنوکراتیک و دموکراتیک به عنوان مولفه های اصلی سازنده جریان اصلی اندیشه ورزی درباره حکمرانی خوب برآنند تا این اندیشه را در کسوت گونه ای چارچوب مرجع فکری و سیاستی جهانشمول کاربردپذیر در همه جوامع عرضه نمایند، خوانش انتقادی مترصد است تا پیش فرض ها و دلالت های خاص ایدئولوژیک آن را افشا نماید. در نوشتار پیش رو کوشش خواهد شد تا با بهره گیری از تمهیدات برگرفته از روش های کیفی پژوهش به ویژه روش تحلیل گفتمان انتقادی مفروضات، سازمایه ها و نشانگرهای همبسته با خوانش های سه گانه حکمرانی خوب مورد واکاوی قرار گیرد.
انقلاب های عربی: گذار از نسل های چهارگانه نظریه انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که تمامی جریان های فکری موجود در نسل های مختلف نظریه انقلاب تنها قادر به شناخت و تفسیر ابعاد آن دسته از انقلاب هایی هستند که در صدد شناخت آنها برآمده اند، به نظر می رسد استفاده از آنها برای توجیه نظری انقلاب های آتی معقول و کارآمد نباشد. بر این اساس، شاکله اصلی نظریه های انقلاب در طول چهار نسل نظری پیشین مبتنی بر یک مجموعه از عوامل و مولفه های از پیش تعیین شده به عنوان عوامل پیشبرد انقلاب است که بنا بر ضرورت در تمامی انقلاب-ها به ویژه انقلاب هایی که بعد از زمان ارائه آنها به وقوع پیوسته اند موضوعیت ندارد. با توجه به این توضیحات و عنوان نوشتار حاضر می توان این سوال را مطرح کرد، آیا تمامی ابعاد انقلاب های عربی به واسطه دیدگاه های موجود در نسل های چهارگانه نظریه انقلاب قابل توجیه و تبیین نظری هستند؟ نتیجه بررسی های بعمل آمده گویای آن است که حداقل در سه حوزه یعنی اتصال فرآیندی سطوح داخل و بین الملل در یک چارچوب تاریخی خاص، نقش بی طرفانه ارتش در تبدیل ناآرامی ها به انقلاب و در نهایت پیروزی انقلاب ها در شرایط فقدان رهبری با عوامل مورد اشاره در نظریه های پیشین تفاوت عمیقی دارند. مولف در این اثر قصد دارد بر پایه روش انطباق عوامل تاثیرگذار بر بروز ناآرامی های عربی در سه حوزه مذکور با عوامل مورد اشاره همسان در نظریه های چهارگانه انقلاب تفاوت های یاد شده را بررسی نماید.
The Politics of Friendship and Good Government(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Investigating Various Models Expressing teh Factors Affecting Social Capital in Tehran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The US and EU Approach to the Brexit(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Global Dimensions and Impacts of Iran’s Islamic Revolution(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The victory of the Islamic Revolution of Iran at the end of the seventies was one of the important events and developments of the 20th century, whose occurrence surprised all theorists and political analysts. However, assessing the impacts’ dimensions of the Islamic Revolution on the international system was a matter that has still retained its significance from the first years of the victory of the revolution until now, i.e., almost three decades later, which has been an important topic of interest to writers and analysts in the region and around the world.This article is an attempt to evaluate and analyze these effects, through which, the author is trying to discuss the nature and extent of these effects by citing the existing references and evidence using the writings and literature published in this context.
اندیشه نااندیشیده حوزه سیاست؛ واکاوی بنیان های روش استتیکی ژاک رانسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان های فکری فلسفی و جامعه شناختی طیف بسیار متنوعی از اندیشه های آرمانی و خیالی ارائه کرده اند و مدام کوشیده اند تا مردم را به سوژه های پیشرفت و تغییر بدل سازند. تمامی اندیشه ها به دنبال ترویج ایده هایی هستند که هدف آن توأمان تکریم ظرفیت برخی از انسان ها چون خود و تحقیر صلاحیت و مقام برخی دیگراست. همین امر ساخت جامعه ای پرآشوب و متلاطمی موجب شده که مردم آن همچون اشباح سرگردان، خموش و بی صدا زیست می کنند. افراد چنان تحت سیطره فکری فیلسوفان و جامعه شناسان قرار گرفته اند که گویی ماهیت حقیقی انسان همین است و هیچ بدیل دیگری را نمی توان تصور کرد. ژاک رانسیر، این اندیشمند فرانسوی زبان، منتقد چنین جریان های فکری است و می کوشد به جای آن که به قلمرو تاریک اندیشه پشت کند، با استفاده از روش استتیکی، به آن حد و مرزهای بازنماییِ جنبه اثبات پذیریِ مکاتب فکری سیاسی اجتماعی و فلسفی حمله کند. در مقاله پیش رو، نگارنده درصدد پاسخ به این پرسش است که رانسیرچگونه با استناد به روش استتیکی، به ساحت نااندیشه های روش های پوزیتویستی و گفتمانی در علوم سیاسی و جامعه شناسی می پردازد. در جواب به این سوال باید گفت روش استتیکی رانسیر با نگاه به قدرت شاعرانگی در وجودِ بشر ، انسان ناپدید گشته در جهان پرآشوب معاصر را مرئی و هویدا می سازد.
The Place of the "Other" in Ali Shariati's Political Thought(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
راه کارهای مقاومت منفی در ارتباط با بیگانگان از دیدگاه آیات و روایات(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اسلام برای حفظ فرهنگ دینی و هویت جامعه اسلامی، دو راهبرد ایجابی و سلبی (تولّى و تبرّى) را طراحی کرده است. هدف راهبرد نخست، هم بستگى اجتماعی و مقاوم سازی فرهنگ اسلامی از درون و هدف راهبردِ دوم حفظ موجودیت و استقلال آن در برابر عوامل تهدیدکننده بیرونی است. راهبرد سلبی، با راه کارهای مثبت و منفی مختلفی عملیاتی می شود و اغلب راه کارهای منفی آن مبتنی بر مقاومت منفی است. هدف پژوهش تبیین راه کارهای مقاومت منفی و دخالت دادن آن در سیاست گذاری های جامعه اسلامی است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد. راه کارهای مقاومت منفی از گونه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی تشکیل می شود. از جمله مهم ترین نمونه های آن عبارتند از: تحریم رسانه ها و فراورده های فرهنگیِ ضد دینی و غیر اخلاقی، تحریم تشابه فرهنگی و الگوپذیری از بیگانگان و نفی نمادهای فرهنگی آن ها، مهاجرت فرهنگی، پایداری تا پای جان، حکم به نجاستِ بت پرستان، تحریم ازدواج با مشرکان، عدم تکریم اجتماعی، ایجاد محدودیت های اجتماعی و تحریم سلطه اجتماعی بیگانگان، تحریم وابستگی به بیگانگان و جاسوسی برای آن ها، تحریم روابط تجاری و نظامیِ تقویت کننده دشمن.
تحلیل جامعه شناختی معیارهای مردم شهر بروجن برای انتخاب کاندیداهای مجلس شورای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخابات یکی از مهمترین شاخصهای نظام های دموکراتیک در جهان امروز است. این مقاله در تلاش است که به بررسی عوامل و متغیرهای تأثیرگذار بر معیارهای مردم شهر بروجن برای انتخاب کاندیداهای مجلس شورای اسلامی بپردازد. در این راستا سوال اصلی مقاله حاضرعبارت است از: «متغیرهای تأثیرگذار بر معیارهای مردم شهر بروجن برای انتخاب کاندیداهای مجلس شورای اسلامی کدامند؟» جهت پاسخ به این سؤال با مرور نظریه های مختلف، متغیرهای مستقلی که گمان می رفت بر معیارهای انتخاب کاندیداهای مجلس تأثیرگذارند شناسایی شدند. روش تحقیق این مقاله روش تحقیق پیمایشی است. ابزارگردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته و تکنیک تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل عاملی و رگرسیون چندگانه می باشد. با تحلیل عاملی 11 مؤلفه اصلی از متغیرها استخراج و رابطه آنها با متغیر وابسته مورد آزمون قرار گرفت. فرضیه ها با استفاده از رگرسیون چندمتغیره و روشEnter مورد آزمون واقع می شوند. یافته های تحقیق بر این دلالت دارند که به ترتیب: حزب گرایی با مقدار بتای 537/1، گروه های مرجع با مقدار بتای 195/1، ارزیابی فرد از دولت مردان و نظام با مقدار بتای 066/1، منفعت طلبی با مقدار بتای 895/0، انتخابات قبلی با مقدار بتای 871/0 و متغیر ارزیابی اقوام دیگر با مقدار بتای 234/0- بر معیارهای انتخاب کاندیداها دارای تأثیر معنادار می باشند.
The Role of Identity-Semantic components of Executive Elites in Iran's Foreign Policy (1368-1376)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Researchers use various political science and international relations theories with modifications to analyze Hashemi's foreign policy in the period 1368-1376. Most writers believe Hashemi's foreign policy was realistic according to materialist and rationalist theories, and the power-ideology equation changed in favor of power during this period. Others, using liberal-capitalist approaches, argue that Hashemi's government tended to converge with international economic and financial institutions and organizations. However, the above research vacuum is ignoring the government and society identity components in this period and its impact on foreign policy. The identity of political actors has a decisive effect on their behavior in the international arena; therefore, the identity of the Islamic Republic of Iran has been an influential factor in the foreign policy of this country. With the descriptive-analytical method, the present study aimed to examine the effect of identity ideals on Hashemi's foreign policy. The hypothesis of this research is: Hashemi's policy-making and foreign policy orientation are influenced by the identity components of the domestic executive political elites and the dominance of the Westernist identity discourse over the international system after the collapse of the Soviet Union.
تحلیل مقایسه ای الگوی رقابت ایالات متحد و فدراسیون روسیه در اوراسیای مرکزی (2000-2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تغییر و تحول هایی که در سال ها و دهه های اخیر در هرم قدرت جهانی پدید آمده است، فرهنگ راهبردی مؤلفه بنیادینِ مهمی است که در مناظره چهارم روابط بین الملل با تأثیرگذاری بر نوع نگرش دولت مردان کشورهای مؤثر در عرصه سیاست بین الملل، همپای مؤلفه های مادی قدرت در شکل دهی به کُنش راهبردی کشورها در عرصه سیاست و روابط بین الملل پیش رفته است. با توجه به این انگاره بنیادین که فرهنگ راهبردی می تواند نوع کنشگری ایالات متحد و فدراسیون روسیه در حوزه راهبردی اوراسیای مرکزی در فضای پساشوروی به عنوان یکی از مهم ترین مناطق ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک جهان را تجزیه و تحلیل کند، با رویکردی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مفروض های نظری فرهنگ راهبردی در پی پاسخ به این پرسش هستیم: در دو دهه اخیر فرهنگ راهبردی و مؤلفه هایِ برخاسته از آن چه تأثیرهایی بر اقدام های فدراسیون روسیه و ایالات متحد در حوزه اوراسیای مرکزی برجای نهاده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که فرهنگ راهبردی به مثابه عامل و پیشرانِ مؤثر بر مجموعه اقدام های فدراسیون روسیه در فضای پساشوروی شامل مؤلفه هایی مانند توسعه طلبی راهبردی، گسترش هویت اسلاو ارتودکس و گفتمان ملی گرایی روسی و تثبیت قدرت ملی در محیط ژئوپلیتیک است. در مقابل، ایالات متحد برای ترویج فرهنگ لیبرال دموکراسی، تثبیت موقعیت ابرقدرتی و ایجاد موازنه گرایی منطقه ای، فرهنگ راهبردیِ خاصی را در این حوزه قدرت آفرین و چالش زا برای خود ترسیم کرده است.
جهان پسا کرونا؛ چین محوری یا استمرار آمریکامحوری در روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با کاربست نظریه چرخه قدرت در پاسخ به این سوال که آیا پاندومی کرونا، امکان انتقال قدرت از غرب به شرق و شکل گیری یک نظم نوین جهانی مبتنی بر ارزش های شرقی با محوریت چین را دارد یا خیر؟ چنین استدلال می کند که با عنایت به روندهای موجود مبنی بر افول نسبی قدرت قاعده ساز و هژمونیک ایالات متحده در عرصه بین المللی و نیز خیزش چین به عنوان یک عنوان یک قدرت نوظهور در عرصه بین المللی دارد، به نظر می رسد نظام بین الملل شاهد دوره گذار و انتقال قدرت از غرب به شرق است. هرچند این انتقال قدرت یک روند تدریجی است و چین در حال حاضر از تمامی وجوه و قابلیت های لازم برای تبدیل شدن به یک قدرت هژمون برخوردار نیست. یافته این پژوهش حاکی از آن است، چین برای ارتقای خود به یک کنشگر قاعده ساز در صدد تحمیل ارزش های سیاسی خود به جهان پیرامونی نیست و این مهم را از طریق پیشرفت در حوزه اقتصادی و نیز افزایش توان تکنولوژیک و نظامی خود دنبال می کند.
بررسی احتمالات وقوع جنگ در پی صعود چین به عرصه قدرت جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چین به تنهایی بسیاری از مفروضات دنیای پس از جنگ سردِ به نفع امریکا را زیر سوال برده. سوال این است که آیا صعود چین، طبق روالی که تاکنون طی کرده، مسیری صلح آمیز را طی خواهد کرد؟ در پاسخ به این سوال حالات مختلف را باید در نظر بگیریم. حالت نخست صلح به معنای تسلیم چین به امریکا و پذیرش منویات این کشور در آسیای شرقی و مناطق دیگر است. حالت بعدی رویارویی با ایالات متحده امریکا و ورود به جنگ در نقاط تحت نفوذ این کشور به خصوص در آسیای شرقی است. اما حالتی سوم و بینابین وجود دارد. در این حالت یک کشور نه آنقدر توان رویارویی مستقیم را دارد و نه منافع و میزان قدرتش اجازه می دهند که مماشات کامل کند. فرضیه ما این است که چین از منطق حالت سوم یعنی نه جنگ، نه صلح تبعیت می کند. اما اگر صعود چین به همین منوال پیش برود در دهه های آتی منازعات آن در حوزه آسیای شرقی افزایش چشمگیری خواهد داشت. این مقاله از روش توصیفی- کتابخانه ای و از چهارچوب نظری رئالیسم تهاجمی استفاده می کند. سعی می کنیم در این چهارچوب این دو را طبق روش تاریخی و همین طور بر اساس شواهد تجربی به خوبی نشان دهیم.