فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ظهور گفتمان شیعه به عنوان اسلام سیاسی در تقابل با منافع برخی قدرت های جهانی و منطقه ای، سیاست شیعه هراسی مطرح گردید. با توجه به جمعیت قابل توجه شیعیان در جهان، ضرورت مقابله با این پدیده بیش ازپیش احساس می شد. بر این اساس مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که جهان تشیع در جهت مقابله با پدیده شیعه هراسی، دارای چه نقاط قوت، ضعف، تهدیدها و فرصت هایی بوده و چه راهبردهایی قابل ارائه است؟ بر اساس الگوی «swot» یافته های مقاله، نشان می دهد که جهان تشیع دارای نقاط قوت (توانایی الهام بخشی، وجود مؤلفه های دینی همسازگرا در شیعه، موقعیت ژئوپلیتیک جوامع شیعی)، نقاط ضعف (هویت های چندگانه قومیتی و ملیتی، وجود برخی گروه های افراطی)، فرصت ها (زمینه های متحد کننده، زمینه های مشترک فرهنگی، امکان مشارکت فعال شیعیان در عرصه های مختلف) و تهدیدها (هم افزایی مقابله نظام سلطه و برخی کشورهای منطقه با تشیع، ساختارهای تشدیدکننده هویت های شیعه ستیز) بوده و جهت مقابله با شیعه هراسی راهبردهای نظیر تأکید بر زمینه های متحدکننده جهان اسلام، بهره گیری از آموزه های همسازگرای شیعه، مقاومت در برابر نظام سلطه و هم پیمانان منطقه ای آن، تقویت دیپلماسی رسانه ای، حاشیه رانی گروه های افراطی شیعی و تقویت جریان های اسلامی معتدل قابل توجه است.
آسیب شناسی بخش کشاورزی در دهه 90 شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی همواره به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور، نقشی حیاتی در تأمین امنیت غذایی، اشتغال زایی و توسعه پایدار ایفا کرده است. در دهه 90 شمسی، این بخش با تحولات و چالش های متعددی مواجه بود که موجب شد بهره وری، پایداری و کارآمدی آن دچار آسیب شود. آمارها نشان می دهد بخش کشاورزی همچون کل اقتصاد، مسیر رشد پرنوسانی را پشت سر گذاشته است تا جایی که در سال های 1397 و 1400 رشد منفی را تجربه کرده است و متوسط رشد اقتصادی بخش کشاورزی در این دهه در حدود 7/3 درصد بوده است. همچنین نرخ تشکیل سرمایه در بخش کشاورزی در دهه نود یک سیر نزولی را طی کرده است تا جایی که از نرخ های حدود 6-7 درصد به نرخ حدود 1 درصد در سال 1400 رسیده است. از طرفی سهم کشاورزی از کل تشکیل سرمایه بسیار پایین بوده تا جایی که در دهه نود، سهم 4 درصدی داشته است. علی رغم تأکید بر خودکفایی و استقلال کشور در موضوع محصولات کشاورزی و لزوم حمایت از کشاورزان داخلی، آمارها نشان می دهد در دهه نود، واردات محصولات کشاورزی رشد بسیار بالایی داشته است تا جایی که واردات 13 هزار تن در سال 1390 با رشد 5/2 برابری در سال 1400 به عدد بیش از 30 هزار تن در سال رسیده است. حمایت از بخش کشاورزی در قالب حمایت های یارانه ای روند خوبی را در دهه نود نداشته است. در سال 1390، حمایت سالانه 1700 همت به حدود 9700 همت در سال 1396 افزایش می یابد اما در اواخر دهه نود یعنی سال های 1399 و 1400 به حدود 100 همت می رسد که کمترین میزان حمایت در دهه های اخیر بوده است. تورم در بخش کشاورزی روند صعودی داشته و در سال 1400، تورم تولیدکننده به حدود 64 درصد نیز رسید. آسیب شناسی بخش کشاورزی در دهه نود نشان می دهد که عواملی همچون بهره وری پایین و نقش کمرنگ دانش، افزایش سن بهره برداران کشاورزی، تأمین مالی و سرمایه گذاری پایین در بخش کشاورزی، تصدی گری دولت در امور اجرایی بخش کشاورزی، بهره برداری ناپایدار از منابع طبیعی و تغییرات اقلیمی از مهم ترین آسیب ها و چالش های بخش کشاورزی در دهه نود بوده است. ازاین رو راهبردهایی همچون توجه به صادرات محصولات کشاورزی و غذایی، توسعه زمین های کشاورزی، خودکفایی در دانه های روغنی، گوشت و لبنیات، آموزش و ترویج روش های علمی و استفاده از جوانان تحصیل کرده، یکپارچه سازی زمین های کشاورزی، مدارس تربیت کشاورز، تمرکز بر روستاها و توجه به پیشرفت صنعتی در حوزه کشاورزی پیشنهاد می شود.
بازخوانی تحلیلی کنشگری بنی امیه در تغییر و تبدیل مفهوم خلافت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
معرفت سیاسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
97 - 112
حوزههای تخصصی:
یکی از انحرافاتی که در عهد امویان رواج پیدا کرد، انحرافی بود که در جریان خلافت به وجود آمد. نقش بنی امیه در تحول بنیادین در مفهوم و کارکرد خلافت، نقشی پررنگ و عمیق به نظر می رسد. این تحقیق که به شیوه توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای نگاشته شده، به دنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که کنشگری بنی امیه در تغییر و تبدیل مفهوم خلافت و به انحراف کشیدن این مقوله چه بوده است و چگونه تحلیل می شود؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که کنشگری بنی امیه در تغییر و تبدیل مفهوم خلافت، به تغییر بنیادین، هم در مفهوم و هم در ساختار آن منجر شد و نتایج آن نیز در رویکرد کلان فکری و سیاسی جامعه هویدا شد. مؤلفه ها و بازخوردهای این تغییر و تحول را می توان در برتری بخشی به خلافت نسبت به نبوت، استبدادی شدن حکومت، کسرایی و قیصری شدن حکومت، سکولاری شدن حکومت، موروثی شدن حکومت، و ترویج نظریه اطاعت از حاکم جور و عدم جواز قیام برضد او جست وجو کرد.
راهبردهای «جهش تولید با مشارکت مردم» بر اساس اندیشه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
5 - 45
حوزههای تخصصی:
در منظومه فکری مقام معظم رهبری، مشارکت و حضور فعال مردم یکی از ارکان اصلی تحقق جهش تولید در اقتصاد کشور محسوب می شود. ایشان بر این باورند که برای رسیدن به شکوفایی اقتصادی، همه عناصر و منابع موجود در کشور باید به طور هماهنگ و یکپارچه مورد بهره برداری قرار گیرند. هدف مقاله حاضر دستیابی به عناصر و مؤلفه های اساسی تبیین شعار تحقق جهش تولید با مشارکت مردم، در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. روش مورد استفاده، روش تحلیل مضمون است. مطابق نتایج حول موضوع جهش تولید با مشارکت مردم، 4 مضمون فراگیر (زمینه ای، ساختاری، رفتاری، تسهیل گر)، 15 مضمون سازمان دهنده (استفاده از ظرفیت های مردمی، توانمندسازی مردم، برنامه ریزی و یافتن راه حضور در میدان عمل، استفاده از توانایی های مردم، سرمایه گذاری مردم در بخش خصوصی، شرکت های دانش بنیان، حمایت سرمایه گذار، اقتصاد مقاومتی به مثابه اقتصاد مردمی، اهمیت به قشر کارگر، رونق کشاورزی، مشارکت مردم در ترویج فرهنگ مصرف کالای ایرانی، حمایت از کالای ایرانی، پرهیز از گرایش به برندهای خارجی، پرهیز از مصرف کالای خارجی مشابه داخل، اطلاع رسانی به مردم جهت مشارکت اقتصادی) و 71 مضمون پایه استخراج شد. براساس بیانات رهبر معظم انقلاب، استفاده از زیرساخت های کشور، بهره گیری از ابتکارات و خلاقیت های مردمی، بهره مندی از توانمندی های مدیریتی فعالان اقتصادی، استفاده از نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده و حمایت از شرکت های دانش بنیان و بسیج مردمی در عرصه اقتصادی می تواند زمینه ساز تحقق جهش تولید در اقتصاد ملی باشد.
یکجانبه گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا
حوزههای تخصصی:
دوره پس از جنگ سرد، با تشدید درگیری ها همراه بوده است، به نحوی که ایالات متحده به طور فزاینده ای موضع یک جانبه در حکمرانی جهانی اتخاذ می کند. در حالی که سیاست های توسعه طلبانه ایالات متحده، در طول جنگ سرد بواسطه رقابت ایدئولوژیک با اردوگاه کمونیسم تعدیل می شد، دوران پس از جنگ سرد شاهد بودیم که این سیاست ها از طریق نئولیبرالیسم اقتصادی، مداخلات نظامی توجیه شده با «جنگ علیه تروریسم» و همچنین بهره گیری استراتژیک از تحریم ها، اَشکال تازه ای به خود گرفته است. گسترش ناتو از دهه 1990 به این سو، موجب تشدید تنش با روسیه شده است و در نهایت در حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 به اوج خود رسید. یافته های پژوهش نشان می دهد، در غرب آسیا، حمایت ایالات متحده از اسرائیل، پس از حمله 7 اکتبر 2023 حماس، نقض چشمگیر قوانین بین المللی و هنجارهای بشردوستانه را به دنبال داشته و حتی این فرایند را تسهیل بخشیده است. این حمایتِ کنترل نشده از سیاست های اسرائیل، در کنار پی گیری گسترده تر سیاست یکجانبه گرایی، ثبات جهانی و چشم انداز نظم بین المللی چندجانبه و مبتنی بر قانون را به چالش می کشد.
استراتژی نظامی امارات متحده عربی و تأثیر آن بر امنیت دفاعی - نظامی جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۵
179 - 143
حوزههای تخصصی:
منطقه غرب آسیا و به ویژه حوزه خلیج فارس آن دارای پیچیدگی هایی است که دیگر به تنهایی هیچ قدرتی نمی تواند مانند یک هژمون در آن به ایفای نقش بپردازد. قدرت های فرامنطقه ای برای اینکه بتوانند سیاست های خود را در منطقه اجرا نمایند و از طرفی هزینه های ناشی از حضور و مداخله مستقیم در تنش های منطقه ای را کاهش دهند به شرکای منطقه ای خود، اتکاء نموده اند. در میان این شرکاء، عربستان و امارات به علت موقعیت ژئوپلیتیکی که دارند دو کشور مهم در همکاری منطقه ای برای قدرت های فرا منطقه ای محسوب می گردند. امارات با پیگیری سیاست هایی همچون؛ انعقاد پیمان های نظامی با کشورهای غربی و واگذاری پایگاه های نظامی به آن ها، ایفای نقش فعال در توسعه سامانه دفاع موشکی یکپارچه مدنظر آمریکا در منطقه، افزایش همکاری با ناتو، برگزاری رزمایشات مشترک با قدرت های جهانی، حضور نظامیان اماراتی در مأموریت های بین المللی، برگزاری کنفرانس های نظامی- امنیتی بین المللی، تلاش برای خرید تجهیزات نظامی راهبردی، تنوع بخشی به منابع خرید تسلیحات نظامی، پیگیری سیاست خودکفایی در تولید تسلیحات نظامی، حضور نظامی در بحران های منطقه ای و ...، به دنبال افزایش تأثیرگذاری در منطقه غرب آسیا و ایفای نقش پُررنگ تر از هویت و جایگاه واقعی خود در عرصه منطقه و بین الملل و تبدیل شدن به یک قدرت محدود منطقه ای است. امارات با تعیین این چشم انداز که از نظر قدرت نظامی در منطقه خلیج فارس قدرت اول باشد و بتواند از این قدرت افکنی نظامی در دستیابی به اهداف سیاسی در منطقه غرب آسیا استفاده کند، برنامه های توسعه نظامی خود را تدوین کرده است.
تحلیل گفتمان آیت الله خامنه ای پیرامون مسئله فلسطین پس از طوفان الاقصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله فلسطین، یکی از پیچیده ترین و حساس ترین بحران های سیاسی و انسانی در تاریخ معاصر است که تأثیرات آن فراتر از مرزهای منطقه ای بوده و به گفتمان جهانی تبدیل شده است. در این میان، بیانات و مواضع آیت الله خامنه ای، نقشی کلیدی در شکل دهی به گفتمان اسلامی درباره فلسطین دارد. این اهمیت در حوادث اخیر، به ویژه پس از عملیات «طوفان الاقصی»، دوچندان شده است؛ زیرا این رویداد نقطه عطفی در مقاومت مردم فلسطین و تغییر معادلات منطقه ای بوده است. با وجود پژوهش های متعدد در زمینه مسئله فلسطین، خلأ قابل توجهی در تحلیل دقیق و کیفی مواضع آیت الله خامنه ایآیت الله خامنه ای درباره حوادث پس از این عملیات وجود دارد. بیانات ایشان که در محافل مختلف ارائه شده اند، نه تنها به تبیین ابعاد سیاسی، اخلاقی و دینی این مسئله پرداخته اند، بلکه الگویی جامع برای مقاومت و مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی ارائه می دهند. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و چهارچوب نظری تحلیل گفتمان، به تحلیل عمیق راهبردها و مواضع ایشان در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی می پردازد. بررسی محورهایی نظیر شکست پذیری رژیم صهیونیستی، قدرت مقاومت مردم فلسطین، مظلومیت و جنایات بی سابقه و مسئولیت دنیای اسلام، نشان دهنده رویکرد جامع نگر و تأثیرگذار ایشان در این گفتمان است. نتایج پژوهش نشان می دهد که گفتمان آیت الله خامنه ای، مقاومت را به عنوان اصلی ترین راهبرد آزادسازی فلسطین معرفی کرده و آن را در جایگاه محوری گفتمان سیاسی-دینی جهان اسلام قرار داده است و بیانات ایشان با ارائه الگویی جامع، توانسته است به طور مؤثری به تقویت گفتمان مقاومت و مقابله با زیاده خواهی های رژیم صهیونیستی کمک کند.
راهبرد گازی اسرائیل در خاورمیانه و تاثیر آن بر معادلات انرژی ایران
منبع:
غرب آسیا سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵)
1 - 32
حوزههای تخصصی:
روابط ژئوپلیتیک خاورمیانه پس از کشف ذخایر عظیم گاز در مناطق انحصاری-اقتصادی رژیم اسرائیل، قبرس و مصر، مدیترانه شرقی را به یکی از مناطق مهم انرژی تبدیل ساخت. شکل گیری اتحاد سه گانه بین آن کشورها و سپس مجمع گاز منطقه ای مدیترانه شرقی بین کشورهای صادر کننده و مصرف کننده باعث آن شد که نه تنها همکاری انرژی منطقه ای، بلکه ثبات اقتصادی و سیاسی منطقه چالش برانگیز خاورمیانه با وجود خطوط متعدد درگیری به بحث روز محافل سیاسی و امنیتی تبدیل شود. عمده تحولات انرژی منطقه ای پس از کشف گاز در مدیترانه شرقی متاثر از تحولات گازی رژیم اسرائیل است. این مقاله با مطالعه امنیت انرژی از منظر مکتب کپنهاگ با روش توصیفی-تحلیلی از تحولات گاز مدیترانه شرقی به دنبال پاسخ به این سوال است که، رژیم اسرائیل چگونه از اهرم گاز به توسعه امنیت منطقه ای خود در مدیترانه شرقی پرداخته است؟ و نقش آن بر معادلات امنیت انرژی ایران در چیست؟ و فرضیه مطرح آن است که، کشف گاز در اسرائیل به توسعه روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشورهای حوزه مدیترانه شرقی و سپس بر روند شکل بندی های اقتصادی، سیاسی و امنیتی منطقه خاورمیانه تاثیر گذاشته است.
عوامل اجتماعی - اقتصادی موثر بر اعتراضات سیاسی ایران در سال 1401 (مطالعه موردی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناخت رابطه بین عوامل اجتماعی - اقتصادی مؤثر بر اعتراضات سیاسی شهروندان اصفهانی بود. این پژوهش از نظر ماهیت و محتوا به صورت توصیفی-تحلیلی از شاخه پیمایشی، از لحاظ هدف کاربردی از نوع مقطعی بود. جامعه آماری این پژوهش شهروندان ساکن شهر اصفهان بودند که 384 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعت پرسشنامه استاندارد بود که روایی و پایایی آنها مورد بررسی و تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون و توسط نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین استفاده از شبکه های اجتماعی، ضعف حوزه عمومی، عدم نشاط اجتماعی، ناامیدی نسبت به آینده، گرانی، بیکاری، فساد مالی، نارضایتی اقتصادی، احساس محرومیت نسبی با اعتراضات سیاسی رابطه مثبت و بین دینداری و اعتماد سیاسی با اعتراضات سیاسی رابطه منفی وجود دارد. همچنین محرومیت نسبی، گرانی، ناامیدی نسبت به آینده، عدم نشاط اجتماعی و ضعف حوزه عمومی به صورت مثبت و دینداری به صورت منفی اعتراضات سیاسی شهروندان اصفهان را پیش بینی می نمایند.
انگاره های اجتماعی ایرانیان و نقش آنها در پیکربندی دولت صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
229 - 274
حوزههای تخصصی:
چکیدهشناختن ایران عصر صفوی و به ویژه چگونگی ساخت دولت برآمده از دل طریقت دیرپای صوفیانه آن، برای فهم تحوّلات جامعه ایرانی در قرون اخیر، اهمیّت بسزایی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر انگاره های اجتماعی بر ساخت دولت صفوی، به تحلیل چگونگی شکل گیری و تحوّل این انگاره ها در این وهله مهم تاریخی پرداخته است. با بهره گیری از نظریه چارلز تیلور در خصوص انگاره های اجتماعی و روش جامعه شناسی تاریخی، پژوهش حاضر نشان می دهد که نظم هنجاری - اخلاقی شکل گرفته در این دوره، مبتنی بر چه زمینه اجتماعی و برگرفته از چه نوع خودفهمی ای بوده و چگونه باورهای جمعی ایرانیان در مورد قدرت سیاسی، بر ساختار و عملکرد دولت تأثیرگذار بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تداوم انگاره تمرکزگرایی پادشاهی در ایران باستان، همراه با شکل گیری انگاره دین سالاری در دوره صفوی، منجر به ایجاد دولتی متمرکز و مبتنی بر مشروعیت مذهبی شده است. همچنین، شکست چالدران و تلاش برای تحقق اتوپیای مذهبی شیعی، تحوّلات مهمی در این انگاره ها ایجاد کرده است. نوآوری پژوهش در توجه به نقش فعالانه انگاره های اجتماعی در شکل گیری دولت و تحلیل این موضوع در بستر تاریخی ایران است. این پژوهش با ارائه یک مدل تحلیلی مبتنی بر نظریه تیلور، به درک عمیق تری از ارتباط میان باورهای جمعی و ساختارهای سیاسی کمک می کند.
جایگاه مصلحت عمومی و رضایت مردم در زمام داری ایرانی (مطالعه موردی کتیبه ها و متون کهن ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
209 - 242
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن است تا برخی کتیبه ها و به ویژه متون کهن ایران را از منظر آیین زمام داری بازخوانی کند.وارسی متون کهن نشان می دهد مسئله زمام داری در ایران باستان گرچه بر محور اقتدارگرایی و نبود مشارکت مردم استوار بود اما در آیین زمام داری ایرانی، بحث خیر عمومی یا صلاح عامه از منزلت خاصی برخوردار بود. همچنین دوام زمام داری منوط به در نظر داشتن صلاح حال مملکت بود و در این میان، دادگری به مثابه فضیلتی مهم، سنجه ای استوار برای التفات زمام داری به مصلحت اهالی مملکت انگاشته می شد. بدین قرار، این پژوهش در پی بررسی این پرسش است که مسئله زمام داری در کتیبه ها و متون کهن ایران چه جایگاهی داشت و آیین زمام داری بر چه شالوده هایی استوار بود؟ در برابر چنین پرسشی، ضمن در پیش نهادن روش تحلیل محتوا برای بازخوانی مهم ترین کتیبه ها و متون تاریخی، این فرض از دِل متون تاریخی برمی آید که زمام داری سیاسی ایران به منزله بحثی مهم، بر اساس سه شالوده اقتدارگرایی، وحدت فراگیر و مراعات مصلحت عامه استوار بود و گرچه مردم نقشی در مشروعیتِ سیاسی زمام داران نداشتند اما، بنا بر متونِ کهن، زمام داری ایرانیان باستان التفات خاصی به رضایت مردم یا تأمین مصالح عامه به ویژه فضیلت دادگری داشت. همین امر منجر به مهار خودکامگی خودسرانه و تعدیل ساخت مطلقه قدرت می شد. در حقیقت، با تمایز اقتدارگرایی از استبداد یا خودکامگی، می توان خوانش سیاسی از متون تاریخی را معطوف به این امر دانست که نوع زمام داری که در متون تاریخی صورت بندی می شد، در هواخواهی از اقتدارگرایی و نکوهشِ استبداد و خودکامگیِ خودسرانه بود.
فراترکیب مدیریت استعداد سرمایه انسانی (ارائه مدل مفهومی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۰
1 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مفهومی مدیریت استعداد سرمایه انسانی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها جزو اسنادی فراترکیب محسوب می شود. در روند این پژوهش، تعداد 160 پژوهش انتخاب شدند که در آن ها درباره مدل مدیریت استعداد به طور مستقیم و همچنین در زمینه سایر متغیرها، به طور غیرمستقیم بحث شده بود. برای تحلیل داده ها نیز از رویکرد کیفی استفاده شد و نرم افزار اطلس تی.آی برای کدگذاری های پژوهش و رتبه بندی به کار گرفته شد. برای بررسی اعتبار مطالعات مورد استفاده پژوهش از «ابزار حیاتی گلین» - که برای ارزیابی همه طرح های پژوهشی کاربردی، قابل استناد است - استفاده شد. بر اساس تحلیل های انجام گرفته، 108 مقاله نهایی (داخلی و خارجی) انتخاب شد و درمجموع 5 مقوله، 15 مفهوم و 140 کد برای مؤلفه های مدل مفهومی مدیریت استعداد در این پژوهش کشف و مشخص شدند. در نهایت کدهای جذب و استخدام استعداد، چشم انداز و راهبردهای سازمان، سیستم جبران خدمات، مدیریت مسیر شغلی، یادگیری و توسعه، بهره وری، درگیرکردن و تعالی سازمانی بیشترین اهمیت و بالاترین رتبه ها را در میان کدها به دست آوردند و بر همین اساس ابعاد اصلی مدیریت استعداد سرمایه انسانی استخراج و در نهایت مدل مفهومی مدیریت استعداد ارائه گردید.
شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی تأثیرگذار بر آینده فرهنگ سیاسی در ایران: طراحی مدل مفهومی فرهنگ سیاسی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۰
89 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ترسیم فرهنگ سیاسی مردم سالاری دینی به مثابه فرهنگ سیاسی مطلوب از منظر رهبران جمهوری اسلامی (با در نظر گرفتن مفروظه مسلمان و مؤمن بودن مردم ایران و پذیرش حاکمیت احکام الهی توسط مردم برای ترتیبات اجتماعی و امور حکمرانی در کشور) و ارائه مدلی مفهومی جهت تحقق آن و برون رفت از فرهنگ های سیاسی متعارض مبتلابه در جامعه ایران می باشیم.بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر چنین طرح می گردد که چگونه می توان در قالب مدل مفهومی، فرآیند تحقّق فرهنگ سیاسی مردم سالاری دینی را در جامعه ایران عملیاتی نمود؟ جهت دست یابی به پاسخ پژوهش از روش پس نگری معطوف به آینده و روش ترکیبی کمی و کیفی بهره مند شده ایم. همچنین با اتّخاذ روش دلفی فازی و همچنین روش تحلیل ساختاری متّکی به جداول ماتریس روابط متقابل و با بهره گیری از نرم افزار میک مک، مهم ترین و کلیدی ترین پیشران ها و عدم قطعیت های اثرگذار بر آینده فرهنگ سیاسی در ایران مورد شناسایی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که فرهنگ سیاسی مردم سالاری دینی در نتیجه ادغام پیشران های اسطوره سازی، عدالت خواهی، فرهنگ عاشورایی و مهدویت، پیوند دین و سیاست و استقلال خواهی با سه ابزار استقلال، آزادی و دموکراسی امکان دستیابی به فرهنگ سیاسی مردم سالاری دینی را فراهم می نماید. همچنین تعیین فرهنگ سیاسی مردم سالاری دینی به مثابه چشم انداز مطلوب و طرح مدل مفهومی در قالب گفتمان رهبران جمهوری اسلامی از جمله دلایل بدیع و نوآور بودن اثر حاضر می باشد.
ترکیب گرایی در سنجش حکمرانی محیط زیست با تکیه بر تحلیل مقایسه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۱
289-318
حوزههای تخصصی:
مدل های مفهومی در درک مسائل غامض محیط زیستی و فهم رویه ها و شیوه های مدیریتی مسبب گذار سیمای سرزمین به سوی شرایط قهقرایی (و یا برعکس)، نقش بی بدیلی دارند. چنین مدل هایی لازم است در حکمرانی سنجی محیط زیستی مورد توجه قرار گیرد. هدف این پژوهش، تحلیل ویژگی های این مدل ها و ارائه مدل مفهومی جامع تر حکمرانی سنجی است. از بررسی هدفمند منابع، تحلیل مقایسه ای محتوای مدل ها و ترکیب، استفاده شده است. با جستجوی مهمترین اصطلاحات مرتبط در بیش از پنجاه مورد از جدیدترین مقالات، هفت مدل یافت شده است. تحلیل محتوای کیفی این مدل ها بر پایه ویژگی های اساسی آن ها (اجزای اصلی مدل، روابط اصلی در مدل، تمرکز اصلی مدل و بینش های کلیدی) به دست آمده است. همچنین با تحلیل کمی مدل ها براساس فراوانی کلمات، تاکیدات کلی مدل ها مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت یک مدل مفهومی پیشنهادی، دارای نه بعد (نیروهای محرکه ، فعالیت ها، فشارها، ساختار، عملکرد، خدمات و بدخدمتی های اکوسیستمی، مزایا و زیان ها، ارزش و رفاه انسان و در نهایت پاسخ ها (راهبردها و اقدام ها)) ارائه شده است. این مدل چرخه ای، به تشخیص به موقع مسائل و محل وقوعشان، نقشه برداری بازیگران و ذینفعان، ارائه بازخور به خط مشی گذاران، پیشنهاد پاسخ های مدیریتی مناسب و نظارت بر مسئولیت پذیری کمک می کند. بدون چنین چارچوب های ترکیبی، تحقیقات مدیریتی بدون درک کافی از پیامدهای تجمعی اقدام های متعدد و ناهماهنگ، به یک زمینه خاص محدود می شود و منجر به بهبود شرایط محیط زیستی نمی-شود. تشخیص چگونگی تاثیر فعالیت انسان بر جریان خدمات اکوسیستمی، می تواند تعدیل، کاهش یا معکوس نمودن روند را تقویت نماید و به تخصیص سنجه های مناسب برای حکمرانی سنجی کمک کند.
واکاوی جامعه شناختی ظهور طالبان در افغانستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
145 - 161
حوزههای تخصصی:
امارت اسلامی طالبان در افغانستان در دو دوره در تاریخ سیاسی افغانستان به قدرت رسیدند. طالبان یک سازمان مذهبی نظامی و جنبش اسلام گرای بنیادگرایانه دیوبندی سنی حنفی و در تاریخ 200 ساله افغانستان و در جامعه قومی پشتونی است. دوران مجاهدین متأثر از شرایط گوناگون توانسته حکومت افغانستان را در دست بگیرد. این جنبش توسط عمده نهادهای بین المللی و دولت های جهان، تروریستی قلمداد شده است. آنچه طالبان را از سایر گروه های افغانستانی متمایز می کند. حوزه اندیشه خاص دینی، قومیت حکومت درونی پشتون والی و نظام عصبیت قومی سنتی آن است. بررسی علل جامعه شناختی و تاریخی پدیداری طالبان، پیامدهای اجتماعی و در سطوح داخلی و بین المللی در افغانستان از اهداف این مقاله است. در این نوشتار طالبان مرکز ثقل و در حوزه جامعه شناختی مورد بررسی قرار می گیرد. طالبان پدیده ای است در درون جامعه افغانستان که نه یک امر اجتماعی، بلکه از منظر جامعه شناختی از ساحت مختلف می توان به آن پرداخت؛ که مهم ترین مبحث آن پیامدهای جامعه شناختی خصوصاً در پیرامون وضعیت آینده و شرایط اجتماعی و توسعه این کشور خواهد بود. این تحقیق تلاش دارد با بررسی چرایی ظهور طالبان در کشور افغانستان، دموکراسی و توسعه را مورد کنکاش قرار دهد. پیشینه حکومت مستقل و چند صدساله افغانستان و همچنین ویژگی های خاص این کشور هیچ گاه نتوانسته به دلایل مختلف، حکومت دموکراتیک و توسعه را در زمینه های مختلف تجربه کند.
حمله به توان دفاعی در جنگ شناختی؛ چرایی، شیوه ها و چگونگی تبیین
منبع:
شناخت پژوهی مطالعات سیاسی سال اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
57 - 75
حوزههای تخصصی:
حمله به پیشرفت ها و توان دفاعی یکی از مهم ترین نقاط هدف در جنگ شناختی دشمنان علیه ج.ا.ایران است. به منظور فهم دقیق تر جنگ شناختی در این حوزه، این سؤال مطرح شده که دشمنان در هجمه شناختی به توان دفاعی ج.ا.ایران چگونه عمل می کنند و با چه شیوه ای می توان این جنگ را خنثی کرد؟ فرض بر آن است که با تبیین دقیق این نکته که در دوره معاصر، ضعف توان دفاعی چه مصایبی را برای ایران به بار آورده و جمهوری اسلامی با تقویت توان دفاعی مانع از تکرار این مصایب شده است، می توان جنگ شناختی دشمن علیه پیشرفت های دفاعی ایران را خنثی کرد. با در نظر گرفتن جهانی شدن در اثر انقلاب ارتباطات و پیامدهای آن به عنوان رهیافت نظری که با اتکا به آن می توان چگونگی روی آوردن به جنگ شناختی را توضیح داد و همچنین، اتکا به شیوه ای تاریخی، این نتایج به دست آمد که دشمنان با جنگ شناختی برای تخریب پیشرفت های دفاعی ج.ا.ایران درصددند تا با غیرکارکردی معرفی کردن این پیشرفت ها و دوگانه سازی میان آن ها با تأمین معیشت مردم و پیشبرد دیپلماسی، ضمن معتبرسازی گزینه های نظامی خود در برابر ایران، مانع از شکل گیری ایران قوی و نقش آفرینی ایران در نظم نوین بین المللی شوند. این در حالی است که جمهوری اسلامی با دستیابی به توان دفاعی درون زا، بازدارنده و راهبردی نه تنها ابزار تهدید نظامی را از دست دشمنان گرفته و از این نظر، به یکی از مهم ترین مسائل ایران پاسخ مناسب داده، بلکه پشتوانه لازم برای پیشبرد مأموریت های دستگاه دیپلماسی را فراهم کرده و با صرفه جویی در هزینه های دفاعی، زمینه سازی برای توسعه مناسبات اقتصادی با برخی کشورهای منطقه و حتی صادرات برخی تجهیزات دفاعی، به تأمین معیشت مردم ایران کمک کرده است.
مقایسه استعاره های حوزه مقصد منازعه در گفتمان حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۹)
107 - 130
حوزههای تخصصی:
منازعه را می توان مفهوم محوری فعالیت های سیاسی و اجتماعی در دوره انقلاب قلمداد نمود. براین مبنا جهت شناخت بهتر دو بازیگر سیاسی حزب جمهوری اسلامیو سازمان مجاهدین خلق، به طرح این پرسش اصلی پرداخته شده که شباهت ها و تفاوت های فهم این دو بازیگر از مفهوم منازعه چیستند؟ برای این منظور با استفاده از روش تحلیل استعاره ای، اصول و آموزه های هر دو بازیگر سیاسی تحلیل و درنهایت نویسندگان به این نتیجه رسیده اند که در گفتمان های حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق برای فهم منازعه از حوزه های مبدأ مشابهی مانند وسیله، جنگ، کمال، حق، عبادت، وظیفه، رستگاری، تطبیق و بقای اصلح استفاده شده؛ اما این تشابهِ حوزه هایِ مفهومی سبب فهم مشابه از مفهوم منازعه نشده است. چون این تشکل ها از دو استعاره بنیادی متفاوت برای فهم علل منازعه استفاده نموده و درنتیجه نوع فهمی که از استعاره های مفهومی مشترک دارند، بسیار متفاوت می باشد.
بررسی علل تغییر سیاست های راهبردی دولت ترکیه در سوریه (2023- 2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
271 - 289
حوزههای تخصصی:
سیاست های ترکیه طی دو دهه گذشته فراز و نشیب های مختلفی را طی نموده است و از دوستی با همسایگان تا مداخله در امور داخلی برخی کشورها از جمله سوریه متغیر بوده است. این تحولات ذیل راهبردهای کلی دولت ترکیه قابل ارزیابی می باشد که نیازمند واکاوی بیشتر است. مقاله حاضر به بررسی علل تغییر سیاست های راهبردی دولت ترکیه در قبال سوریه می پردازد. اهمیت جایگاه سوریه در استراتژی سیاسی و امنیتی منطقه ای ترکیه بر این تغییر استراتژی دولت اردوغان موثر بوده است. سؤالی که در این مقاله مطرح می گردد این است که تغییر سیاست های دولت اردوغان در قبال سوریه چه تأثیری بر سیاست های راهبردی ترکیه در منطقه دارد؟ یافته های تحقیق که به روش تبیینی تحلیلی با استفاده از داده های ثانویه صورت گرفته است نشان می دهد به دلیل ماهیت ادراکی روانشناختی و شخصیتی اردوغان و تمایل وی به ارتقاء جایگاه ترکیه و وضعیت نابسامان سیاسی و اقتصادی داخلی و همچنین مسائل امنیت ملی به ویژه مبارزه با گروه های کردی، دولت ترکیه را مجاب نموده سیاست جدید در قبال سوریه را برگزیند که موجب تغییر راهبردهای ترکیه در خاورمیانه و کنار گذاشتن سیاست های نئوعثمانی گرایی خواهد شد. وضعیت اقتصادی نابسامان ترکیه، امنیت ملی و مرز مشترک طولانی بین دو کشور، مسأله کردها و تروریسم و حضور میلیون ها پناهنده سوری در ترکیه مسائلی هستند که در این تغییر راهبرد حائز اهمیت هستند. اکنون ترکیه در تغییر سیاست های نوعثمانی گرایانه خود عمل گراتر شده است.
عناصر شناختی مؤثر بر خروج نظامی آمریکا از غرب آسیا؛ مطالعه موردی عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
181 - 210
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، تاکتیک ها و راهبردهای مختلفی را برای نحوه نبرد و تأمین منافع ملی از سوی ایالات متحده آمریکا ذکر کرده اند که برجسته ترین آن در دوره کنونی، استفاده از عناصر شناختی است که شکست در انجام آن، می تواند منجر به شکست در تأمین اهداف و منافع ملی ایالات متحده گردد. در این راستا، از مهم ترین نمونه های انجام عملیات نظامی توسط آمریکا، حضور این کشور در عراق است که نتیجه نهایی این حضور، محصولی جز تصمیم به کاهش چشم گیر حضور نظامی از این کشور و شکست آنچه دولت-ملت سازی و مبارزه با تروریسم و حضور پررنگ نیروهای زمینی می خواندند، نبود. پژوهش حاضر درصدد آن است تا با در نظر گرفتن تجربه حضور آمریکا در عراق، میزان موفقیت عملیات شناختی بر عملیات نظامی آن در عراق را مطالعه کرده و آینده این حضور نظامی را پیش بینی کند. به عبارت دیگر سؤال اصلی مقاله آن است که عناصر شناختی تأثیرگذار بر عملیات نظامی آمریکا کدام اند و این عناصر، آینده حضور آمریکا در عراق را چگونه پیش بینی می کنند؟ فرضیه پژوهش نیز آن است که شکست در استفاده موفق از عناصر شناختی در عملیات اطلاعاتی نظامی، آمریکا را به سمت خروج از عراق سوق خواهد داد؛ به عبارت دیگر، عدم موفقیت در تحقق مأموریت های شناختی عملیات اطلاعاتی، منجر به خروج آمریکا از عراق خواهد شد. مقاله با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و روش جمع آوری داده کتابخانه ای، نشان می دهد که عناصر شناختی ذیل عملیات اطلاعاتی بوده و شامل عملیات روانی، فریب نظامی، امنیت عملیات، امور عمومی و دیپلماسی عمومی می شوند که آمریکا در انجام آن ها موفق نبوده است و این موارد در خروج نظامی آمریکا از عراق تأثیرگذارند.
دیپلماسی فرهنگی قدرت های رقیب ایران در آسیای مرکزی و چالش های پیشِ رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
29 - 58
حوزههای تخصصی:
در جهانی که روابط بین الملل دائماً متحول می شود؛ دیپلماسی فرهنگی از جایگاه مهمی در سیاست خارجی کشورها برخوردار است. کشورهای منطقه آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی علی رغم استقلال سیاسی نوعی ازجاکندگی فرهنگی را نیز تجربه کردند؛ به همین دلیل، این کشورها در روابط خارجی خود در سطح منطقه ای و بین المللی به دنبال یافتن هویت مستقل بوده اند که با مسئله فرهنگی این کشورها ارتباط تنگاتنگی داشته باشد. از میان دولت های منطقه، جمهوری اسلامی ایران به لحاظ فرهنگی، تاریخی و ارزشی با این کشورها از تجانس بالایی برخوردار است. درحالی که قدرت های رقیب ایران در این منطقه بیشتر به دنبال نفوذ سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی هستند. با در نظر گرفتن این ملاحظات، این سؤال اساسی مطرح می گردد که دیپلماسی فرهنگی ایران در آسیای مرکزی برای ارتقای منافع ملی مشترک دارای چه پتانسیل ها و چالش هایی است؟ این نوشتار به روش توصیفی-تبیینی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی و استفاده از مفهوم دیپلماسی فرهنگی، این فرضیه را مطرح می کند که با توجه به پیشینه اشتراکات تاریخی و فرهنگی از جمله زبان، آداب و رسوم، دیپلماسی علمی و فعالیت های نهادهای فرهنگی می تواند موتور محرکه ارتقای منافع ملی متقابل میان این کشورها باشد. همچنین، دیپلماسی فرهنگی ایران از دو ناحیه ضعف عملکردی تشکیلات دیپلماسی فرهنگی ایران و فعالیت های فرهنگی برخی از قدرت های رقیب از جمله روسیه، ترکیه و اتحادیه اروپا مورد تهدید قرار گرفته است که ضمن نفوذ فرهنگی، پیوندهای فرهنگی ایران با این کشورها را در حوزه های زبان، آداب رسوم، تاریخ و هویت تحت الشعاع قرار داده است.