سیاست پژوهی غرب آسیا

سیاست پژوهی غرب آسیا

سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول پاییز 1403 شماره 1

مقالات

۱.

یکجانبه گرایی ایالات متحده آمریکا و جنگ در غرب آسیا

کلیدواژه‌ها: یکجانبه گرایی ایالات متحده تشدید منازعات غرب آسیا هنجارهای بشردوستانه نظم و ثبات بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
دوره پس از جنگ سرد، با تشدید درگیری ها همراه بوده است، به نحوی که ایالات متحده به طور فزاینده ای موضع یک جانبه در حکمرانی جهانی اتخاذ می کند. در حالی که سیاست های توسعه طلبانه ایالات متحده، در طول جنگ سرد بواسطه رقابت ایدئولوژیک با اردوگاه کمونیسم تعدیل می شد، دوران پس از جنگ سرد شاهد بودیم که این سیاست ها از طریق نئولیبرالیسم اقتصادی، مداخلات نظامی توجیه شده با «جنگ علیه تروریسم» و همچنین بهره گیری استراتژیک از تحریم ها، اَشکال تازه ای به خود گرفته است. گسترش ناتو از دهه 1990 به این سو، موجب تشدید تنش با روسیه شده است و در نهایت در حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 به اوج خود رسید. یافته های پژوهش نشان می دهد، در غرب آسیا، حمایت ایالات متحده از اسرائیل، پس از حمله 7 اکتبر 2023 حماس، نقض چشمگیر قوانین بین المللی و هنجارهای بشردوستانه را به دنبال داشته و حتی این فرایند را تسهیل بخشیده  است. این حمایتِ کنترل نشده از سیاست های اسرائیل، در کنار پی گیری گسترده تر سیاست یکجانبه گرایی، ثبات جهانی و چشم انداز نظم بین المللی چندجانبه و مبتنی بر قانون را به چالش می کشد.
۲.

مواضع کشورهای عربی درخصوص جنگ غزه(2023-2024): تحلیلی تاریخی در خصوص افول ناسیونالیسم عربی

کلیدواژه‌ها: ناسیونالیسم عربی جنگ غزه طوفان الاقصی اسرائیل فلسطین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۸
جنگ غزه که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و ۱۵ ماه به طول انجامید، با تخریب گسترده ساختمان ها، بیمارستان ها، مدارس و کشتار غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش اسرائیل، واکنش شدید افکار عمومی جهان را برانگیخت. با این حال، در مقایسه با اعتراضات گسترده ای که در غرب علیه اسرائیل صورت گرفت، میزان و شدت اعتراضات در کشورهای اسلامی محدود بود و هیچ نشانه ای از تحریک ناسیونالیسم عربی دیده نشد. مشاهده این وضعیت، این سوال را به ذهن متبادر می سازد که چه عواملی باعث افول ناسیونالیسم عربی در خاورمیانه شده است؟ فرضیه پژوهش بیانگر این است که افول ناسیونالیسم عربی ناشی از کنش و واکنش پیچیده عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. برای بررسی این موضوع، از روش کیفی از نوع تبیینی و شیوه گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که ناسیونالیسم عربی در مراحل مختلف تاریخ، از جمله نهضت های اصلاح طلبی و جدایی خواهی، با چالش های متعددی مواجه بوده است. همچنین، مواضع کشورهای عربی و تحولات اخیر در جنگ غزه به کاهش احساس هویت ملی و وحدت عربی منجر شده است. این کشورها از موج جدید ناسیونالیسم که مبتنی بر اسلام گرایی است و تهدیدی علیه اقتدارگرایی در این کشورها محسوب می شود، واهمه دارند. به همین دلیل، تلاش می کنند مانع فعال سازی ناسیونالیسم عربی در منطقه شوند. علاوه بر این، رقابت های داخلی میان کشورهای عربی، وابستگی اقتصادی به غرب، و ناتوانی در ایجاد اتحادیه های مؤثر نیز از عوامل مهم افول ناسیونالیسم عربی به شمار می روند. در نتیجه، ناسیونالیسم عربی به جای آنکه به عنوان نیرویی متحدکننده عمل کند، به تدریج جای خود را به گرایش های محلی و مذهبی داده است که در برخی موارد باعث تشدید اختلافات داخلی و تضعیف همبستگی عربی شده است.
۳.

سهمیه های جنسیتی و تاثیر آن بر حضور زنان در مجالس قانونگذاری کشورهای عرب

کلیدواژه‌ها: سهمیه های جنسیتی کشورهای عربی مجالس قانونگذاری انتخابات مشارکت زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
در تمامی کشورهای جهان شاهد نابرابری میان زنان و مردان به لحاظ حضور در نهادهای انتخابی، همچون مجالس قانون گذاری و شوراهای ملی و محلی، هستیم. به طور کلی، حضور زنان در انتخابات به عنوان کاندیدا و همچنین برگزیده شدنشان در سطح بسیار پایین تری از مردان قرار دارد. یکی از راهکارهایی که جهت رفع این نابرابری در بسیاری از کشورهای دموکراتیک به اجرا درآمده در نظر گرفتن سهمیه های خاص برای زنان در انتخابات بوده است. این سهمیه ها در قالب چندین مدل متفاوت در کشورهای مختلف اجرا شده اند. به طور کلی، سه مدل اجرای سهمیه های جنسیتی عبارت اند از 1. مدلِ در نظر گرفتن کرسی های رزرو شده برای زنان در نهادهای انتخابی؛ 2. مدل سهمیه های الزام آور قانونی برای احزاب در معرفی کاندیداهای زن؛ و 3. مدل سهمیه های داوطلبانه برای احزاب در معرفی کاندیداهای زن. در برخی کشورها این سهمیه ها به هدف ارتقای جایگاه زنان در نهادهای انتخابی دست یافته اند، اما در تعداد دیگری از کشورها اجرای این سهمیه ها چندان موفق نبوده است. پرسش اصلی پژوهش این است که چه مدلی از سهمیه های جنسیتی در کشورهای عربی وجود دارد و این سهمیه ها چه تاثیری بر حضور زنان در مجالس قانونگذاری کشورهای عرب داشته است؟ پژوهش حاضر می کوشد با تمرکز بر آن دسته از کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس که در آن ها سازوکار سهمیه های جنسیتی انتخاباتی وجود دارد، این سازوکار را به لحاظ قانونی و مدل اجرا در نهادهای انتخابی این کشورها بررسی نماید. این پژوهش همچنین به بررسی پیامدهای اجرای چنین سهمیه های در این کشورها می پردازد و میزان موفقیت عملی آن را ارزیابی خواهد کرد.
۴.

بازنمون نقش و جایگاه دین در جامعه بین الملل غرب آسیا با تاکید بر رهیافت همبستگی-گرای مکتب انگلیسی

کلیدواژه‌ها: دین جامعه بین الملل مکتب انگلیسی همبستگی گرایی غرب آسیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۵
   بخش عمده ای از نظریه های روابط بین الملل نقشی برای دین قائل نیستند. نظریه پردازان روابط بین الملل، معاهده وستفالیا را مبتنی بر نگرش سکولار می دانند که باعث توقف دخالت دین در سیاست شد و کشورهای مستقل در چنان شرایطی شکل گرفتند. اما با ارائه نظریه «جامعه بین الملل» مکتب انگلیسی توسط «مارتین وایت» توجه به نقش دین در روابط بین الملل پُر رنگ تر شد و نظریه پردازان تحت عنوان «هنجارگرایی» به آن پرداختند. با توجه به بنیان های معرفتی و هستی شناختی این نظریه، پرسشی که مطرح می گردد این است که اگر دین به مثابه یک هنجار مورد پذیرش مکتب انگلیسی قرار گرفته باشد، چه «کارکردی» در شکل گیری جامعه بین الملل غرب آسیا دارد؟ فرضیه مورد آزمون این نوشتار، این است که از منظر مکتب انگلیسی دین به عنوان یک هنجار در شکل گیری جامعه بین الملل تاثیر گذار است، اما نقش آن در جوامع اعم از این که تا چه ندازه مردم سالاری دینی باشند یا نباشند متفاوت است. یافته های پژوهش از منظر همبستگی گرایی مکتب انگلیسی نشان می دهد که در غرب آسیا، از آنجاکه اغلب دولت ها از مشروعیت پایینی برخوردارند یا بعضا فاقد مشروعیت هستند، جامعه مدنی ضعیف است و برخی تفاسیر قطبی از دین و چگونگی نقش آن در سیاست و همین طور شکاف تفاسیر و کارکرد دینی بین نظام های سیاسی، موجب شده است شکل گیری جامعه بین الملل در این منطقه، با چالش های گوناگونی روبرو گردد.
۵.

استراتژی جمهوری اسلامی ایران در دریای سرخ: اهداف و تاکتیک ها

کلیدواژه‌ها: ایران دریای سرخ یمن باب المندب رئالیسم تدافعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۷
منطقه دریای سرخ و تنگه باب المندب به دلیل قرار گرفتن در مسیر عبور بخش عمده ای از تجارت جهانی انرژی و کالا، از مهم ترین گذرگاه های استراتژیک جهان به شمار می آید. پس از سال ۲۰۱۱ و تشدید بحران یمن، این منطقه به صحنه رقابت شدید جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تبدیل شد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: استراتژی ایران در دریای سرخ چه اهدافی را دنبال می کند و تا چه اندازه توانسته است امنیت ملی ایران را در برابر تهدیدات ژئوپلیتیک تضمین کند. فرضیه مقاله این است که سیاست خارجی ایران در این منطقه عمدتاً با هدف پیشگیری از گسترش تهدیدات خارجی، افزایش عمق استراتژیک، و ایجاد بازدارندگی در برابر ائتلاف های متخاصم مانند عربستان سعودی، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی شکل گرفته است و نقش مهمی در ایجاد بازدارندگی در مقابل رقبا و دشمنان داشته است. چارچوب نظری پژوهش، رئالیسم تدافعی است که بر اولویت امنیت بر توسعه طلبی تأکید دارد و موازنه تهدید را به عنوان راهبرد اصلی دولت ها در نظم آنارشیک بین المللی معرفی می کند. روش تحقیق کیفی– توصیفی است و روش و ابزار اجرای پژوهش بهره گیری از محتوای اسنادی شامل تحلیل بیانیه ها و اسناد رسمی جمهوری اسلامی ایران، گزارش های بین المللی و مطالعات دانشگاهی است. یافته های پژوهش نشان می دهند که سیاست ایران در دریای سرخ، همسو با منطق رئالیسم تدافعی، از طریق ائتلاف سازی با بازیگران نیابتی و بهره گیری از ظرفیت های نامتقارن دریایی، موفق به ایجاد بازدارندگی در برابر ائتلاف عربی– آمریکایی و حفظ منافع راهبردی خود شده است. این الگو توانسته بازدارندگی و توازن نسبی را در یکی از حساس ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان و در راستای امنیت ملی ایران برقرار کند
۶.

تأملی بر عوامل تاریخی تاثیرگذار بر روابط ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در خروج آمریکا از برجام

کلیدواژه‌ها: ایالات متحده آمریکا جمهوری اسلامی ایران تحریم های غرب برجام سازه انگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۰
رویدادهایی مانند تحولات ژئوپلیتیک در منطقه جنوب غرب آسیا پس از جنگ سرد، دگرگونی در نظام جهانی و منطقه ای قدرت و پدید آمدن فرصت های جدید برای آمریکا در صحنه بین الملل، خوش بینی سیاسی نسبت به این تحولات و عدم اتخاذ راهبردی جدی و موثر برای خنثی کردن تهدیدات امنیت ملی کشور و همچنین برخی تنگناها و نارسایی های اداری، اقتصادی و اجرایی در کشور در طول چند دهه گذشته منجر به توافقاتی با دول غربی برای برداشته شدن تحریم ها شد که یکی از مهمترین این توافق ها، برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام بود. هدف از نگارش این پژوهش بررسی علت های تاریخی تأثیر گذار در شکل گیری ذهنیت دو بازیگر(ایران و آمریکا) در عرصه بین الملل می باشد. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که چه عوامل تاریخی باعث شکل گیری ذهنیت دو بازیگر عرصه بین الملل از یکدیگر و خروج ایالات متحده آمریکا از برجام و نهایتا تجاوز نظامی آمریکا به ایران شد؟ به نظر می رسد عواملی چون؛ کنش های تاریخی ایالات متحده آمریکا قبل از انقلاب اسلامی ایران همچون دخالت در کودتای 28 مرداد1332 و سالها نفوذ در ایران، استعمار ذهن و رویکرد استعماری و امپریالیستی غرب و آمریکا و حمایت از رژیم صهیونیستی و توسعه طلبی های این رژیم، موجب تغییر رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال ایالات متحده آمریکا و واکنش های جدی بر علیه این کشور شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و تحلیلی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و بهره گیری از منابع علمی فضای مجازی است.