فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۴۳ مورد.
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
109-129
حوزههای تخصصی:
بیش از یک سده پیش انقلابی بزرگ در ایران رخ داد که هدف اصلی اش استقرار حکومت مبتنی بر قانون بود. بنابراین، مفهوم قانون از مفاهیم بنیادین و در عین حال چالش برانگیز در نهضت مشروطه خواهی ایران بوده است. اهمیت موضوع به آن اندازه است که شاید بتوان ریشه بحران مشروطیت در ایران را عدم توفیق در ارائه مفهومی روشن از قانون دانست. در این زمینه دوجریان شرع گرا وسکولار، تفسیرهای متفاوتی از مفهوم قانون ارائه کردند که بحران انقلاب مشروطه را رقم زد. (طرح مساله) به تأسّی از این مقدمه، تحقیق حاظر به این سؤال پاسخ می دهد «جریان های فکری چه تفسیری از مفهوم قانون ارائه کردند و چه تأثیری بر بحران انقلاب مشروطه گذاشتند؟» فرضیه تحقیق با روش توصیفی تحلیلی وروش گردآوری منابع تاریخی دوره مشروطه و منابع اینترنتی پاسخ می دهد. متفکران دو جریان عصر مشروطه در داشتن اصل قانون برای جلوگیری از استبداد و تنظیم امور جامعه اشتراک نظر داشتند؛ اما در سازگاری و عدم سازگاری قانون با شرع، تفسیرهای متفاوتی ارائه کردند که منجر به بحران انقلاب مشروطه شد؛ به گونه ای که رویکرد سازگاری نه تنها تلفیق و گاه یکسانی را میان احکام قانونی و شرعی ممکن می دانست، بلکه در نهایت اولویت را به قانون و اقتضائات آن می داد. در مقابل شرع گرایان، ضمن پذیرش وضع قانون بشری ملاک قانون را وحی می دانستند. (فرضیه)
نقش آینده نگاری شرکتی در مسیر موفقیت کارآفرینان: راهبردهای نوآورانه در پیش بینی و مدیریت تغییرات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۲)
181 - 205
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش آینده نگاری شرکتی در موفقیت کارآفرینان و ارائه راهبردهای نوآورانه برای پیش بینی و مدیریت تغییرات در سازمان ها انجام شده است. نوع تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است. به منظور دستیابی به داده های مورد نیاز، از روش تحقیق مبتنی بر مصاحبه های ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از کارشناسان خبره در حوزه های آینده نگاری، راهبردهای کسب وکار و مدیریت تغییرات بوده است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های به دست آمده از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون بر اساس مدل شش مرحله ای کلارک و براون تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که آینده نگاری شرکتی به عنوان ابزاری مؤثر در شناسایی و تحلیل روندهای آینده، شبیه سازی سناریوهای مختلف و طراحی راهبرد های بلندمدت برای مدیریت تغییرات و رقابت پذیری کارآفرینان عمل می کند. همچنین، استفاده از آینده نگاری در تصمیم گیری های راهبردی باعث افزایش توانمندی سازمان ها در مقابله با تحولات سریع و بحران های آینده می شود. این پژوهش نتایج مهمی برای مدیران و کارآفرینان در جهت بهبود فرآیندهای تصمیم گیری و طراحی راهبردهای آینده نگر در سازمان ها به دست می دهد.
گونه شناسی زمینه های انحطاط تمدن ها در رهیافت تفسیری سید جمال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سید جمال الدین اسدآبادی تفسیر مستقل از خود بر جای نگذاشت، اما از شخصیت های اثربخش بر مفسران پسین و آغازگر گرایش اجتماعی و عصری در دانش تفسیر است. آثار سید روشن می سازد، پرسش از زمینه های انحطاط تمدن ها و راهکار برون رفت از آن از پرسش های بنیادین در اندیشه او بود و در پی آن بود که پاسخ این پرسش ها را از آیات قرآن بیاید. این پژوهش ازجمله پژوهش های کیفی است که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفت و تلاش دارد با بازخوانی آیات قرآن و داده های تفسیری در نگاشته های سید جمال به رهیافت تفسیری او در باب زمینه ها و ریشه های انحطاط تمدن ها دست یابد و آن ها را گونه شناسی نماید. بر پایه دستاورد پژوهش می توان زمینه های انحطاط در اندیشه اسدآبادی را در سه گونه زمینه هایِ بینشی و معرفتی، کنشی و رفتاری و تبلیغی و توسعه ای صورت بندی نمود. از مهم ترین زمینه های انحطاط تمدن ها نزد سید جمال انحراف از اندیشه ها و آموزه های دین از سوی افراد امت است که از زمینه های بینشی و معرفتی به شمار می آید و سبب می شود سنت تغییر از سوی خداوند ازلحاظ شرایط مطلوب به نامطلوب بر چنین امتی جاری شود؛ همچنین این عامل سبب پیدایش دیگر زمینه های انحطاط ازجمله تفرقه و اختلاف، ضعف و سستی، خروج از مسیر اعتدال، اعتماد و تکیه بر بیگانگان خواهد شد. کوتاهی حاملان دین و حاکمان بی تدبیر از دیگر زمینه های بنیادین انحطاط هستند که از زمینه های تبلیغی به شمار می آیند. این گروه ها با کوتاهی در وظایف خود نقش فزون تری در انحراف مردمان از دین و انحطاط تمدن ها ایفا می کنند.
بازتعریف گفتمان کارآمدی در حکمرانی و نقش طراحی خط مشی در تحول مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
1 - 28
حوزههای تخصصی:
مفهوم کارآمدی در گفتمان مسلط سیاست گذاری ایران، عمدتاً در چهارچوبی برایندی، کمّی نگر و تکنوکراتیک بازنمایی شده است؛ چهارچوبی که سیاست را کنشی ابزاری برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده تلقی می کند و نسبت به فرایندهای معناساز، تعاملی و یادگیرنده بی اعتنا است. این مقاله با هدف بازخوانی انتقادی حول تلقی تثبیت شده ای از کارآمدی، به این پرسش می پردازد که طراحی خط مشی چگونه می تواند در مقام کنشی معناساز مبتنی بر ابعاد گفتمانی، بازتابی و ظرفیت ساز، بستری برای بازتعریف مفهومی کارآمدی و تحول در منطق سیاست گذاری فراهم آورد. چهارچوب نظری مقاله مبتنی بر تلفیق سه رهیافت طراحی بازتابی، طراحی گفتمانی و طراحی ظرفیت ساز است. روش پژوهش، تحلیل مفهومی-تفسیری در سنت گفتمان پژوهی سیاستی است که با منطق مطالعه موردی تبیینی، چهار تجربه سیاستی در ایران را واکاوی می کند: برنامه های توسعه، طرح مسکن مهر، سیاست ارز ترجیحی و طرح تحول سلامت. تحلیل صورت گرفته نشان می دهد که سیاست هایی با طراحی اقتدارگرایانه و برایندی، به سبب انسدادهای مفهومی، غیبت سازوکارهای یادگیری و ناتوانی در تولید معنا، به بازتولید ناکارآمدی ساختاری منجر شده اند. در مقابل، تجربه آغازین طرح تحول سلامت نشان می دهد که طراحی سیاست، اگر در قالب کنشی مشارکتی، تفسیری و معناساز صورت گیرد، می تواند زمینه ساز گسست گفتمانی و خلق روایت بدیل از کارآمدی باشد. درنهایت یافته ها حاکی از آن است که عبور از بحران مشروعیت و ناکارآمدی مزمن، نه از طریق اصلاح ابزارها، بلکه از رهگذر برساخت گرایی مفهومی و ارتقای طراحی سیاست به سطح کنش ارتباطی در بستر گفتمان حکمرانی ممکن است.
استفاده از هوش مصنوعی در تعدیل محتوا
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش استفاده از هوش مصنوعی در تعدیل محتوا برای مقابله با افراط گرایی های خشونت آمیز موجود در فضای مجازی، با دیدی انتقادی مورد بررسی قرار گرفت و در راستای تحقق این هدف از روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای بهره گرفته شد و ابزار گردآوری اطلاعات در این روش ترجمه، تلخیص، نقل قول مستقیم و غیر مستقیم است. در این راستا، تمرکر این پژوهش بر روی اندازه گیری دقت هوش مصنوعی در تعدیل محتوا، موارد وقوع مثبت و منفی کاذب و نقض آزادی بیان و دموکراسی استوار است و به این شکل استدلال شده است که استفاده از تکنولوژی حذف خودکار محتوا اثربخشی محدودی دارد و استفاده از هوش مصنوعی در تعدیل محتوا می تواند منجر به نقض اصولی چون: آزادی بیان و دموکراسی گردد. در این پژوهش تأکید شده است که استفاده از روش پلتفرم زدایی که در آن شناسایی محتوای خشونت آمیز و افراطی، توسط هوش مصنوعی انجام می گیرد ولی تصمیم نهایی حذف از پلتفرم معمولاً توسط مدیران یا مالکان پلتفرم اتخاذ می شود، نسبت به حذف محتوا که در آن شناسایی محتوای خشونت آمیز و افراطی، توسط هوش مصنوعی و به صورت خودکار و بدون تصمیم نهایی مدیران یا مالکان پلتفرم است، جهت مقابله با افراط گرایی خشونت آمیز آنلاین اثربخشی بیشتری دارد.
سازه های فرهنگی در روابط ایران و چین: بازخوانی مشترکات تمدنی در چارچوب سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و چین، به عنوان دو تمدن دیرینه و تأثیرگذار، در طول تاریخ روابط فرهنگی عمیق و مستمری داشته اند که بازخوانی آن ها می تواند افق های تازه ای در دیپلماسی فرهنگی بگشاید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه منابع مکتوب، به شناسایی و تبیین مشترکات فرهنگی میان دو کشور پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که این اشتراکات در سه محور اصلی قابل دسته بندی اند: عناصر فرهنگی، اسطوره های مشترک، و آیین های مشابه. این مؤلفه ها، در صورت فعال سازی از طریق ارتباطات میان فرهنگی، می توانند به شکل گیری هویت های مشترک و بازتعریف منافع فرهنگی منجر شوند. مدل مفهومی تحقیق، بر پایه نظریه سازه انگاری، سازوکاری را ترسیم می کند که در آن فرهنگ نه تنها بازتابی از گذشته، بلکه ابزاری برای ساخت آینده ای هم گراست. در این چارچوب، اشتراکات فرهنگی صرفاً شباهت های آماری نیستند، بلکه ظرفیت آن را دارند که در قالب دیپلماسی فرهنگی، به ابزار راهبردی برای تقویت تفاهم، اعتماد و همکاری پایدار میان ایران و چین تبدیل شوند.
بررسی مقایسه ای سیاست خارجی ترکیه و عربستان سعودی در سوریه و لیبی (2024-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
130-159
حوزههای تخصصی:
عربستان و ترکیه به عنوان دو قدرت منطقه ای متحد آمریکا، نقش مهمی در تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا بازی می کنند. با این حال پس از آغاز اعتراضات عمومی و شروع بحران های داخلی در جهان عرب از سال 2011، این دو دولت سیاست های متفاوتی را در سوریه و لیبی در پیش گرفتند. پرسش اصلی مقاله این است که سیاست خارجی ترکیه و عربستان سعودی در خصوص تحولات سوریه و لیبی چه شباهت ها و تفاوت هایی دارد و چه عواملی باعث شکل گیری این تفاوت ها و شباهت ها شده است؟ فرضیه پژوهش تأکید می کند که «با وجود شباهت جایگاه ترکیه و عربستان در ساختار قدرت منطقه ای و قرار گرفتن در یک بلوک قدرت واحد، تفاوت میان ژئواستراتژی و ژئواکونومی این دو دولت به همراه تمایز نوع و سطح اتصالات آن ها با محیط بحران در سوریه و لیبی باعث گردید آن ها در بحران سوریه به همکاری با هم بپردازند و در بحران لیبی در مقابل هم بایستند». برای آزمون فرضیه از رویکرد مقایسه ای استفاده گردید و داده ها به روش اسنادی جمع آوری گردیدند. چارچوب مفهومی مقاله به صورت محقق ساخته و با ترکیب مفاهیم دولت بیشینه ساز قدرت و اصل احاله مسئولیت از مرشایمر، جنگ نیابتی از مامفورد و همچنین مفاهیم ژئواستراتژی و ژئواکونومی تمهید گردیده است.
Epistemology and Its Relationship to the Political Philosophy of Ayatollah Mesbah Yazdi(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Ayatollah Mohammad Taghi Mesbah Yazdi, a prominent Neo-Sadraian philosopher and influential political figure in contemporary Iran, has developed significant theories within both philosophical and political domains. This study aims to address the question: "What is the relationship between Ayatollah Mesbah Yazdi’s epistemological views and his political thought?" Employing an analytical-descriptive approach based on Leo Strauss’s text-to-text interpretation method, the research demonstrates that his political ideas—particularly his theories of governance—are grounded in an epistemological framework consisting of four layers: empirical knowledge, rational insight, intuitive awareness, and revelatory understanding. The study hypothesizes that this epistemological foundation shapes his political thinking into an elitist structure. The paper first examines Mesbah Yazdi’s views on the types, value, and means of acquiring knowledge, followed by an overview of his political thought. It concludes that his political outlook is constructively derived from his epistemological principles, underscoring a foundational link between the two.
بازخوانی جنسیت محور الگوی سوم زن در اندیشه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تحلیل و تبیین الگوی سوم زن انقلاب اسلامی به عنوان مدلی متمایز و برآمده از منظومه فکری آیت الله خامنه ای است که جایگاه جنسیت زنانه را در هویت فردی، نقش خانوادگی و جایگاه اجتماعی زنان بررسی می کند. این پژوهش به روش تحلیل مضمون جهت دار و با اتکا به بررسی نظام مند بیانات آیت الله خامنه ای انجام شده است. داده ها از متون و سخنان رسمی ایشان استخراج شده و در سه حوزه هویت فردی، خانواده و اجتماع مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که جنسیت زنانه در الگوی سوم، صرفاً به بدن مادی محدود نمی شود، بلکه نفس انسان نیز از حیث جنسیتی جهت مند است؛ موضوعی که با مبانی حکمت متعالیه و کلام اسلامی نیز همخوانی دارد. در منظومه فکری آیت الله خامنه ای، جنسیت زنانه به عنوان ظرفیتی الهی و بنیادین تلقی می شود که هم در هویت فردی، هم در نقش های خانوادگی و هم در بستر اجتماعی زن، کاملاً مشهود و مؤثر است. بر اساس منظومه فکری آیت الله خامنه ای، زن در الگوی سوم نه خالی از خصوصیات جنسیتی است و نه این خصوصیات به عنوان مانعی برای رشد و کرامت او تلقی می شوند، بلکه جنسیت زنانه، هویت زن را در سه ساحت فردی، خانوادگی و اجتماعی شکل داده و به عنوان بستر اصلی ظهور مسئولیت ها و ظرفیت های ویژه زنانه شناخته می شود.
مدل سنجش و برآورد وضعیت نظم بین الملل و موقعیت هژمونی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث پیرامون آینده نظم و سناریوهای احتمالی آن متکی بر این پیش فرض است که امکان تغییر در نظم هژمونیک با محوریت ایالات متحده امریکا وجود دارد . پرسشی که معطوف به این مسأله کلیدی قابل طرح است اینکه، چگونه و با چه شاخص هایی می توان موقعیت هژمونی امریکا را در عرصه بین المللی ارزیابی و مورد سنجش و قضاوت قرار داد؟ تلاش برای ارائه یک مدل برآوردی با ابتنای بر نظریات مختلف نظم بین المللی و نه یک نظریه یا منظرخاص و سپس سنجش وضعیت هژمونی امریکا در دو رویکرد مقایسه ای مکمل با استفاده از داده ها و استنادات معتبر بین المللی در ظرف مدل ارائه شده، محور اصلی مباحث این مقاله است . یافته های حاصله مبتنی بر مدل ارائه شده ذیل سه محور برتری نسبی، اراده ملی و پذیرش بین المللی موید آن است که امریکا در برخی شاخص های هژمونی بویژه در ابعاد اقتصادی، نظامی و تکنولوژیکی از برتری نسبی قابل ملاحظه ای از رقبا برخوردار بوده و کماکان قابلیت های هژمون را دارد، اما جایگاه هژمونی آن در مولفه هایی از مدل معطوف به ثبات سیاسی و شاخص های شکنندگی و بویژه اراده ملی است قطعاً نسبت به گذشته در مسیر افول است . با این حال روندهای کنونی و چشم اندازهای ترسیم شده برای سال ها و دهه های آتی بیانگر ابهامات و عدم قطعیت های متعددی در خصوص نظم بین المللی است که نیازمند توجه به آینده های بدیل نظم و نه یک آینده مشخص است .
بررسی تحریمهای بین المللی بر گسترش مهاجرت از داخل به خارج طی سالهای 1398-1376(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
128 - 149
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران از جمله کشورهایی است که به طور پیوسته با معضل مهاجرت روبرو بوده است. هرچند بحث مهاجرت از اوایل انقلاب اسلامی پیوسته گریبانگیر کشور بوده است اما این امر در سالهای اخیر ابعاد تازه و جدی تری یافته است. خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم ها علیه ایران، موجب ترس از دست دادن آرامش زندگی در بخش اقتصادی،وافزایش نارضایتی ها و انتقادها به حکومت گردیدکه سبب افزایش موج جدیدی از مهاجرت از داخل به خارج گردیده است. بر این اساس مسئله اصلی در این پزوهش این است که، تحریم چه تاثیری بر گسترش مهاجرت از داخل به خارج داشته است.روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و یافته های پژوهش نشان می دهدکه خروج یکجانبه آمریکا از برجام، و افزایش تحریمها ، باعث افزایش مهاجرت به مکان های دیگر گردیده است.به طوری که تحریمها باعث کاهش ارزش پول ملی ایران گردیده و قدرت خرید بسیاری از مردم را کاهش داد و این امر بر افزایش مهاجرت از داخل به خارج تاثیر گذار بوده است. در چند سال اخیر، آمارها از ورود ایران به موج جدید مهاجرت ها خبر می دهد که با تحریم ها، تشدید شده است.
تبارشناسی روحانیت حوزه علمیه قم در ( دهه40-50ش)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
167 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد ارائه گزارش توصیفی تحلیلی از حوزه علمیه قم در دوره معاصرو طبقه بندی جریان شناسی های صورت گرفته در آن می باشد. جریان های فكری بازتاب مجموعه ای از باورها، پیش فهم ها، پیش فرض ها و جهان بینی ها می باشند كه طیف وسیعی ازنیروهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهند. سوال پژوهش این است که " چه طبقه بندی از جریانات فکری- سیاسی در حوزه علمیه قم در سال های قبل انقلاب اسلامی در دهه 1340 و1350 می توان ارائه نمود؟" این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی به شناسایی و معرفی جریان های فکری- سیاسی حوزه علمیه قم و طبقه بندی آنها بویژه در مقطع زمانی دهه 40-50 ش می پردازد. بر اساس یافته های پژوهش ، پس از تبارشناسی حوزه علمیه قم، 11 نوع طبقه بندی از دیدگاه های مختلف مطرح ومورد بررسی قرار گرفته و در نهایت طبقه بندی منتخب ارائه شده كه به سه جریان فکری در درون حوزه قابل تفکیک است؛ 1-جریان روحانیت غیرسیاسی 2-جریان روحانیت سیاسی با گرایش های متفاوت 3-جریان روحانیت وابسته به رژیم.
امکان سنجی خوانش های مختلف از دموکراسی با تأکید بر مردم سالاری دینی و تبیین مدل های سه گانه آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دموکراسی سبکی از حکمرانی است که به تضمین حاکمیت مردم و حق تعیین سرنوشت می انجامد، دموکراسی از یونان باستان تا امروز تاریخ تطور چند هزار ساله دارد؛ به همین اعتبار یک مفهوم تاریخی است؛ در دوران معاصر و دهه های اخیر، این پرسش شکل گرفت که آیا خوانش های مختلف دموکراسی و خصوصاً دموکراسی دینی امکانپذیر است، گروهی از پژوهشگران به تکثر مدل های دموکراسی باور دارند و بعضی دیگر با نگاه ذات انگارانه معتقدند سکولاریسم و فراتر از آن لیبرالیسم جزء ذات و جوهر دموکراسی مدرن است، اما این دیدگاه تحمیل یک رویکرد ایدئولوژیک به دموکراسی است. باور ما در این نوشتار این است که اولاً دموکراسی به مثابه امر سکولار یا محصور در خوانش لیبرال نیست، دموکراسی با وجود شروطی از قبیل انتخاب عمومی، تحدید و تناوب قدرت و آزادی می تواند در قالب نظام ها و فلسفه های سیاسی مختلفی تحقق یابد و ثانیا نظام ارزشی دین و به طور خاص اسلام ظرفیت تحقق خوانشی از دموکراسی و مدل های چندگانه ای از آن را دارد. در نهایت سه مدل از مردم سالاری دینی را به طور گذرا تبیین نمودیم. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و مدل سازی کیفی ساده در تبیین مردم سالاری دینی استفاده شده است.
تاثیر به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان بر مناقشات آبی و مرزی با جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان بر مناقشات آبی و مرزی با جمهوری اسلامی ایران از منظر نظریه امنیتی سازی می پردازد. با توجه به جایگاه حساس آب های مرزی به ویژه رودخانه هیرمند و اهمیت امنیت ملی برای هر دو کشور، این تحقیق سعی دارد تا نشان دهد چگونه طالبان با تسلط بر افغانستان، سیاست های مربوط به منابع آب را به موضوعی امنیتی برای ایران تبدیل کرده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل چگونگی امنیتی سازی مسائل آبی و مرزی توسط جمهوری اسلامی ایران در مقابل تحولات افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، تلاش می کند تا به درک بهتری از فرآیند امنیتی سازی این مناقشات دست یابد. یافته ها نشان می دهد که گفتمان های امنیتی سازی در ایران، طالبان را به عنوان تهدیدی برای منابع آبی و مرزی تلقی کرده و این مناقشات از سطح فنی و سیاسی به سطح امنیتی ارتقا یافته اند. نتایج همچنین حاکی از آن است که این فرآیند امنیتی سازی می تواند زمینه ساز تصمیمات فوری و استثنایی در سیاست خارجی و منطقه ای ایران باشد، که ممکن است تأثیرات بلندمدتی بر روابط ایران و افغانستان داشته باشد
مقایسه کارآمدی ساختار ریاستی و پارلمانی در توسعه سیاسی ایران بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
111-134
حوزههای تخصصی:
نظام جمهوری اسلامی ایران، در حوزه ساختار سیاسی ناظر بر نظام پارلمانی صاحب تجربه است. ت ا پ یش از ب ازبینی ق انون اساسی در سال ١٣٦٨، کشور بر اساس ساختار پارلمانی تمشیت می شد. لیکن در مقطع چند سال اخی ر برخ ی صاحب نظران بر این باورند که ساختار نظام ریاستی، مطلوب نظر مقتضیات کشور نیست و بستر تعام ل ق وا را میسر نمی سازد. ضمن اینکه برخی معتقدند این تغییر باید در مقطعی شکل بگیرد که کشور صاحب نظام حزب ی توانمند به معنای حقیقی باشد در غیراین صورت تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی مشکلی را مرتفع نم ی س ازد. لذا وجه ممیزه برجسته ساختار سیاسی نظام ریاستی و پارلمانی معطوف به چگونگی انتخ اب رئ یس ق وه اجراییه است. پژوهش حاضر ضمن بررسی مهمترین ریشه های طرح چنین موضوعی در ایران به تبیین نظام پارالمانی و ریاستی و نیمه ریاستی و جایگاه و ویژگی های هر یک در شاکله حاکمیتی کشور می پردازد. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و اخذ نظر خبرگان و کارشناسان مرتبط انجام شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که استقرار نظام ریاستی یا پارلمانی در کشور می تواند تبعات مثبت و منفی را در پی داشته باشد، لیکن با توجه به بررسی ملزومات و انتقادات وارده همچون عدم وجود احزاب منضبط، اصلاح قانون اساسی و تضعیف جمهوریت هر گونه تغیر در ساختار سیاسی کشور نیاز به توجه مقتضیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور دارد که ضمن حل مشکلات و موانع فعلی باعث کارآمدی بیشتر نظام خواهد گردید.
International Society Under Fire: The Gaza Crisis (2023-Present) and the Fourth Wave of Revolt Against the West(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Gaza crisis (2023–2025) marks a pivotal moment in the evolution of global resistance to Western hegemony, reframing Hedley Bull’s “Revolt Against the West” within the English School’s international society framework. As Bull’s thesis underestimated the ways 21st-century actors would weaponize liberalism’s own institutions, this study investigates how Western unconditional support for Israel has catalyzed a fourth wave of anti-Western revolt, characterized by institutional weaponization, normative disintegration, and digital activism. Employing a multi-method qualitative approach -discourse analysis, institutional case studies, and digital ethnography- the research analyzes primary and secondary literature to map the crisis’s structural consequences. Normative disintegration manifests as postcolonial actors exploit liberal contradictions, while digital resistance amplifies transnational counter-narratives. The study argues that this multidimensional revolt transcends Bull’s original sovereignty-justice-culture model, signaling a shift toward a pluralist, contested international order. While institutional and normative strategies challenge Western dominance, digital activism’s atmospheric role underscores the revolt’s complexity. The Gaza case suggests a redefinition of global governance, urging policymakers to address legitimacy crises or risk a fragmented multipolar order. This analysis extends the English School’s historicist lens, proposing a theoretical update to account for 21st-century hybrid resistance and its implications for international society’s future.
نقش انرژی های تجدید پذیر درتوسعه پایدارکشورها: مطالعه موردی آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محدود بودن منابع انرژی فسیلی و مشکلات ناشی از انتشارات گازهای گلخانه ای ضرورت توجه بیش از پیش به انرژی های تجدید را بر همگان روشن ساخته است. توسعه ی پایدار مفهومی است که به واسطه ی پیامدهای منفی زیست محیطی و اجتماعی ناشی از رویکردهای توسعه ی یک جانبه ی اقتصادی پس از انقلاب صنعتی و تغییر نگرش بشر به مفهوم رشد و پیشرفت است. هدف این تحقیق شناخت نقش انرژی های تجدید پذیر درتوسعه پایدارکشورها، مطالعه موردی کشور آلمان است که با روش توصیفی تحلیلی با مداقه در منابع و متون موجود با بهره مندی از مفهوم توسعه پایدار به این مهم می پردازد و بدنبال پاسخ به این سوال است که: نقش انرژی های تجدید پذیر درتوسعه پایدارکشور آلمان چگونه است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که کشور آلمان با برنامه ریزی دقیق و علمی عملا توانست در دو دهه گذشته سهم منابع تجدیدپذیر در تولید انرژی کشورش را بطور قابل ملاحظه ای افزایش دهد. بطوری که جایگزینی انرژی های پاک را به جای انرژی های فسیلی با موفقیت عملی سازد و در برآوردن نیازهای امروزیان بی آسیب رسانی به نیازهای آیندگان موفق باشد. این کشور توانسته است از منابع انرژی بدرستی استفاده کند، سرمایه گذاری ها را در مسیر درست هدایت کند و در سمت گیری توسعه تکنولوژیکی در زمینه بهره گیری از انرژی های نو و تجدیدپذیر گام های اساسی در جهت رفع نیاز های حال و آینده و تحکیم زیرساخت های توسعه پایدار بر دارد.
آینده پژوهی در نظام داوری پروژه های عمرانی و زیرساختی ایران: رهیافتی تحلیلی با تاکید بر ارائه ی پارادایم نوین حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
404-436
حوزههای تخصصی:
در پروژه های کلان عمرانی و زیرساختی، پیچیدگی های فنی، مالی و قراردادی زمینه ساز بروز اختلافات حقوقی است که حل وفصل آن ها از طریق نهادهای داوری سنتی، به فرآیندهایی طولانی و پرهزینه منجر می شود. این پدیده، که در ادبیات حقوقی از آن به عنوان "قضایی سازی" یاد می شود، از کارایی داوری به عنوان یک مکانیسم حل وفصل جایگزین می کاهد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با روش تحقیق کتابخانه ای و اسنادی، به تحلیل انتقادی وضعیت نهاد داوری در پروژه های زیر ساختی و عمرانی ایران می پردازد. چالش های کلیدی وضعیت فعلی نهاد داوری در ایران، شامل عدم تخصص داوران در مسائل میان رشته ای، رویه های فرآیندی سنتی و کند و محدودیت های قانونی در استفاده از داوری است. در حالی که نظام های داوری پیشرو جهانی در صنعت ساخت و ساز با اتخاذ رویکردی آینده نگر و مدرن بر پیشگیری از وقوع اختلاف از طریق مدل های فرآیندی و ابزارهای نوین تاکید دارند، نظام داوری ایران هنوز بر مبنای نگرش سنتیِ حل اختلافات پس از وقوع عمل می کند. این پژوهش تلاش می کند تا با پیش بینی تحولات آتی، پارادایمی را تدوین کند که داوری در پروژه های عمرانی و زیرساختی ایران را از یک مرجع صرفاً رسیدگی کننده به اختلافات، به یک مکانیسم استراتژیک مدیریت ریسک متحول سازد. این پارادایم نوین بر سه اصل بنیادین استوار است: داوری پیشگیرانه، تخصصی سازی داوران و کاربرد فناوری های نوین. نهایتاً، این پژوهش مبتنی بر نگرشی آینده پژوهانه، راهبردهای نوینی را برای دستیابی به یک نظام حقوقی کارآمد در زمینه ی داوری پروژه های عمرانی و زیرساختی ایران پیشنهاد می کند.
بریکس و نقش روسیه در تشدید فاصله ایران و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
315-336
حوزههای تخصصی:
تأسیس گروه بریکس در سال ۲۰۰۹ در روسیه و گسترش آن با پیوستن آفریقای جنوبی، نمایانگر تلاش قدرت های نوظهور برای ایجاد آلترناتیوی در برابر نهادهای مالی و سیاسی برآمده از نظم برتن وودز است. اعضای این نهاد با بهره گیری از ظرفیت های اقتصادی، جمعیتی و ژئوپلیتیکی خود، درصدد تضعیف انحصار ساختاری نهادهای غربی بر نظام مالی بین المللی و ایجاد سازوکارهای مستقل در حوزه های پولی، بانکی و توسعه ای هستند. از این منظر، بریکس را می توان مصداق بارز مقاومت نهادی قدرت های نوظهور در برابر نظم لیبرال مسلط و تلاشی در راستای گذار تدریجی به یک نظام چندقطبی دانست. جمهوری اسلامی ایران از دی ماه سال ۱۴۰۲ به عنوان عضو رسمی بریکس شناخته شد. در واقع، فاصله گرفتن از غرب باعث شد تا ایران به دنبال تجارت ترجیحی و همگرایی اقتصادی با کشورهای منطقه باشد. این در حالی است که پیش تر مثلث اوراسیایی بریکس، یعنی روسیه، هند و چین، از عوامل عدم عضویت ایران در این نهاد بین المللی بودند. در واقع، این کشورها با عقب نگه داشتن ایران از بریکس سعی داشتند شرایطی امن در عرصه سیاسی و اقتصادی داشته باشند؛ زیرا تحریم های وضع شده علیه ایران باعث می شد تا نتواند به اقدامات خود جامه عمل بپوشاند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عضویت ایران در بریکس چه منافع احتمالی ای برای روسیه به همراه داشته و چطور فاصله از غرب به نفع مثلث اوراسیایی این نهاد به ویژه روسیه تمام شده است. فرضیه پژوهش این است که ایران در راستای عضویت در بریکس، تنها فاصله خود از بازارهای جهانی غرب را افزایش داده و این موضوع منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی بزرگی برای روسیه محسوب می شود. در این مقاله تلاش بر آن است بر اساس نظریه رئالیسم تهاجمی و با روش پژوهش کیفی و رویکرد تحلیلی-توصیفی، اهداف روسیه از عضویت ایران در بریکس مورد بررسی قرار گیرد.
Analyzing Determinate Factors Affecting the Relations Between Islamic Republic of Iran and European Union (1979-2022) from the view point of discourse theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Talking about the history of relations between European countries and Iran dates back to the Safavid era. Almost from the beginning of the relations between Iran and Europe, the importance of dealing with a country with the geographical coordinates of Iran became apparent to all European leaders; This unparalleled importance led to a countless European departures toward Iran over the years and the history of Iran witnessed the presence and influence of European forces. The hypothesis of this article is that After the Islamic Revolution, the relations between the Islamic Republic of Iran and Europe have undergone significant changes, and the logic governing Iran-Europe relations has completely changed. In fact, it seems following the Islamic Revolution, the relationship between theses actors, entered a state where even changes in governments and policymakers, the occurrence of various influential events, and efforts by both sides to improve relations, did not lead to continual progress. This indicates the presence of a fundamental factor in Iran-Europe relations that has consistently weakened their interactions over the years. But What is this fundamental factor that transcends all changes and influences their relationship? By employing discourse analysis methodology, The findings of this article suggest that the primary factor affecting the improvement or deterioration of Iran-Europe relations is the different and often conflicting discourses of these international actors; which serves as the main structural element shaping their interactions. This basis factor, brings two additional categories of factors—domestic and external ones—that play a secondary role in shaping Iran-Europe relations.