ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳۳٬۹۰۹ مورد.
۲۱.

مطالعه تطبیقی نوسلفی گری جهادی در اهل سنت و نوسلفی گری شیعی (با تأکید بر القاعده، داعش و مکتب تفکیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۴۳
در چند دهه اخیر، ظهور جریانات نوسلفی در جهان اسلام، چالش هایی مانند اسلام هراسی و فرقهگرایی را به وجود آورده است. در تسنن، نوسلفی گری جریانی افراطی است که با خشونت علیه غرب، ترویج بنیادگرایی اسلامی و اطاعت مطلق از نصوص دینی شناخته می شود. القاعده و داعش از بارزترین نمونه های نوسلفی گری در تسنن هستند که در زمینه هایی مانند دشمن شناسی، جهاد و حکومت با یکدیگر هم پوشانی دارند. در مذهب تشیع، به دلیل وجود مفهوم ظهور و نگاه رو به جلو، ایجاد سلفی گری به شکل سنتی دشوار است. با این حال، مکاتبی مانند مکتب تفکیک به دلیل نصگرایی و تاثیرپذیری از بنیادگرایی، شباهت هایی به نوسلفی گری دارند. این پژوهش به بررسی تطبیقی نوسلفی گری در دو مذهب شیعه و سنی با تمرکز بر سه جریان: القاعده، داعش و مکتب تفکیک، بهشکل تحلیلی-تطبیقی، در شش محور عقل و نص، نسبت با مدرنیته، جهاد، دشمن شناسی، حاکمیت و آزادیهای سیاسی، و عدالت به اندیشه های آنها می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در حالی که القاعده و داعش در بسیاری از اصول نوسلفی گری اشتراک دارند، مکتب تفکیک به دلیل تفاوت های عمیق در مبانی اندیشه، شباهت خاصی به این دو جریان ندارد.
۲۲.

سیاست هژمونی سازی چین و بازنمایی آن در آفریقا؛ کنش ها و واکنش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۶
مقدمه و اهداف: بحث در خصوص جایگاه چین در ساختار نظام بین الملل کنونی، همچنان یکی از مسائل کلیدی برای تحلیلگران سیاست خارجی است. این مقاله به این پرسش اصلی می پردازد که چین چگونه به ایجاد و تثبیت هژمونی خود در سطح جهانی می اندیشد و آفریقا در این راهبرد چه نقش و جایگاهی دارد؟ هدف اصلی این پژوهش، ارائه تحلیلی انتقادی از روابط چین و آفریقا فراتر از ابعاد صرفاً اقتصادی یا ژئوپلیتیکی، با تمرکز بر چگونگی شکل گیری، حفظ و به چالش کشیده شدن هژمونی احتمالی چین در این قاره است. فرضیه تحقیق بر این مبناست که نفوذ چین در آفریقا، تلاشی برای ایجاد موقعیت مسلط از طریق سازوکارهای «رضایت» و «اجبار» است که با کنشگری فعالانه بازیگران آفریقایی مواجه می شود. این فرآیند که در قالب «جنگ موضعی» گرامشی قابل تحلیل است، روابط را پویا و همواره در معرض مذاکره قرار می دهد. این پژوهش با بهره گیری از نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی، به بررسی لایه های پنهان قدرت، رهبری فکری و فرهنگی، و کنترل جامعه مدنی می پردازد تا درکی عمیق تر از پدیده نفوذ روزافزون چین ارائه دهد. روش: تحقیق حاضر کیفی و از نوع تحلیلی است و از روش تحلیل مضمون برای شناسایی الگوهای کلیدی بهره می برد. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسناد علمی، گزارش های رسمی و متون مرتبط گردآوری شده اند. فرآیند تحلیل شامل مراحل آشنایی با داده ها، ایجاد کدهای اولیه، جستجوی مضامین، بازبینی و تعریف مضامین، و در نهایت، تهیه گزارش نهایی است. چارچوب نظری بر مفاهیم گرامشی مانند هژمونی، رضایت و اجبار، ایدئولوژی ارگانیک، روشنفکران ارگانیک، بلوک تاریخی و جنگ موضعی استوار است. در بخش پیشینه پژوهش، با مرور ادبیات موجود، نوآوری تحقیق در به کارگیری یکپارچه نظریه گرامشی برای تحلیل نفوذ چین برجسته می شود. ساختار مقاله شامل مبانی نظری، پیشینه، روش شناسی، یافته ها و نتیجه گیری است و برای سازماندهی تحلیل از جدول مضامین استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که استراتژی چین در آفریقا ترکیبی هوشمندانه از «رضایت» و «اجبار» است. این راهبرد شامل سرمایه گذاری های کلان زیرساختی (مانند راه آهن و بنادر)، ارائه وام های گسترده (۱۵۳ میلیارد دلار بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲)، و ترویج گفتمان هایی نظیر «همکاری برد-برد» و «همبستگی جنوب-جنوب» از طریق رسانه های دولتی، مؤسسات کنفوسیوس و مجمع همکاری چین و آفریقا (FOCAC) می شود. این اقدامات، ضمن پرورش یک ایدئولوژی ارگانیک و هم راستا کردن نخبگان، با نگرانی هایی مانند «دیپلماسی تله بدهی» و عدم شفافیت همراه است. در مقابل، کنشگری آفریقایی ها در قالب یک «جنگ موضعی» – شامل روزنامه نگاری تحقیقی، فعالیت های جامعه مدنی، اتحادیه های کارگری، تحقیقات آکادمیک و ابتکارات پان آفریقایی مانند «دستور کار ۲۰۶۳» – هژمونی چین را به چالش می کشد. نخبگان آفریقایی (مانند پل کاگامه در رواندا) به طور استراتژیک با چین تعامل می کنند، در حالی که جامعه مدنی بر مسائل کاری، زیست محیطی و خطر وابستگی تمرکز دارد. این تعاملات، ماهیت پویا و غیریک طرفه روابط را آشکار می سازد. نتیجه گیری: هژمونی چین در آفریقا نه یک سلطه مستقیم استعماری، بلکه نوعی نوین و مبتنی بر رضایت اقتصادی، همسویی ایدئولوژیک و وابستگی است که با چالش های مداوم از سوی بازیگران آفریقایی مواجه می شود. این فرآیند نشان دهنده پویایی روابطی است که آینده آن به شدت به عاملیت آفریقایی ها، تحولات جهانی و توانایی چین در حفظ رضایت وابسته است. پیشنهاد می شود تحقیقات آینده بر مطالعات موردی کشورهای خاص و نقش روشنفکران ارگانیک متمرکز شوند تا تنوع تأثیرات و پاسخ ها بهتر درک شود. این تحلیل تأکید می کند که هژمونی همواره در حال مذاکره است و آفریقا می تواند از طریق «جنگ موضعی»، جایگاه خود را در نظم جهانی بازتعریف کند.
۲۳.

مطالعه تطبیقی‑انتقادی مبانی غربی استقلال دولت در نظم بین المللی از منظر فلسفه سیاسی اسلامی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۱۷۸
مقدمه: مفهوم استقلال دولت، به عنوان رکن بنیادین نظم بین الملل، همواره دستخوش تحول و بازخوانی بوده است. در شرایط گذار نظام بین الملل، واکاوی انتقادی مبانی توجیه گر این مفهوم، اهمیتی ویژه می یابد. درحالی که اندیشه سیاسی غرب، چارچوبی منسجم و اومانیستی برای حاکمیت دولت ها ساخته است، این مبانی کمتر در معرض نقدی ریشه ای از منظری بیرونی و برآمده از یک سنت فلسفی جایگزین قرار گرفته اند. مسئله محوری این است که برداشت مسلط و سکولار از استقلال، فاقد ظرفیت لازم برای بنیان گذاری یک نظم جهانی عادلانه و پاسخ گویی به نیازهای تمدن های مبتنی بر معنویت است. از این رو، بازتعریف استقلال نه به مثابه یک ارزش خودبسنده، بلکه به عنوان یک مفهوم مکتبی و ابزاری در خدمت تحقق غایات توحیدی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. این مقاله می کوشد با پر کردن این خلأ، مطالعه ای تطبیقی‑انتقادی از معماری مفهومی غرب در باب استقلال، از منظر فلسفه سیاسی اسلامی معاصر ارائه دهد. برای پروژه های تمدنی بدیل مانند تمدن اسلامی، دستیابی به کنشگری معنادار در عرصه جهانی، مستلزم بازتعریفی بنیادین از استقلال، فراتر از قالب های سکولار مدرن آن است. روش: این پژوهش با روش «تحلیل انتقادی-تطبیقی متون» در دو مرحله متوالی انجام شده است. در مرحله نخست، با بهره گیری از روش تحلیلی-تفسیری در مطالعه متون شاخص غربی در حوزه فلسفه سیاسی، حقوق و روابط بین الملل، سه ستون مفهومی اصلی توجیه کننده استقلال دولت در گفتمان مسلط غربی استخراج شد: حاکمیت ملی به مثابه بنیان حقوقی و حافظ هویت جمعی؛ حق تعیین سرنوشت به منزله منبع مشروعیت مردمی؛ و کارآمدی راهبردی در نظام وابستگی متقابل به مثابه توجیه عملی. در مرحله دوم، با رویکردی تقابلی-تطبیقی، هر یک از این مبانی در مواجهه با مفاهیم محوری فلسفه سیاسی اسلامی معاصر -مانند حاکمیت الهی، استقلال مکتبی، عدالت به مثابه غایت حکمرانی، تکلیف محوری در برابر حق محوری، و نفی سلطه- مورد ارزیابی انتقادی قرار گرفت. یافته ها: بررسی تطبیقی، وجود دو پروژه فکری و تمدنی اساساً متمایز و اغلب متعارض در باب استقلال را آشکار می سازد. الگوی غربی بر پایه ای عرفی، زمین مدار و دولت-ملت محور استوار است که در آن استقلال خود غایت نهایی برای حفظ و تقویت دولت-ملت در نظم موجود بین المللی است. در مقابل، خوانش اسلامی با پذیرش کلی و نسبی این مبانی، معماری آن ها را دگرگون می سازد. در این نگاه، حاکمیت ملی در ذیل حاکمیت الهی و به مثابه «امانت و تکلیفی الهی» بازتعریف می شود. حق تعیین سرنوشت از حقی خودبنیاد به «مسئولیتی امانی در برابر خدا» تبدیل می گردد. کارآمدی و منفعت ملی نیز در چارچوب «مصلحت نظام اسلامی» و عدالت بازتعریف شده است و راهبرد مدیریت وابستگی، به مثابه شکلی پوشیده از سلطه، نقد شده و در برابر آن، راهبرد «خودکفایی تمدنی» و «تعامل گزینشی و عزتمند» ارائه می گردد. نتیجه گیری: برآیند این تقابل، شکل گیری دو پروژه سیاسی متعارض است: پروژه غربی معطوف به تثبیت، مدیریت یا اصلاح تدریجی نظم موجود، و پروژه اسلامی در پی دگرگونی بنیادین آن و استقرار نظمی مبتنی بر ارزش های توحیدی و عدالت. این تفاوت، ریشه در هستی شناسی، انسان شناسی و غایت شناسی متمایز این دو سنت دارد. این تقابل دیگر صرفاً یک اختلاف نظری نیست، بلکه به شکافی ژئوپلیتیک و تمدنی بدل شده که رفتار بازیگران، ائتلاف ها و تضادهای آینده نظام بین الملل را شکل خواهد داد. بنابراین، واکاوی مفهوم استقلال در دوران حاضر، در حقیقت مطالعه میدانی نبرد پارادایمی بر سر معنای حاکمیت، مشروعیت و غایت حیات جمعی در عرصه جهانی است.
۲۴.

استقلال متوازن پوینده؛ بازتعریف سیاست منطقه ای ایران در نظم چندقطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
تحولات ژئوپلیتیکی و پیشرفت های فناورانه در سال های اخیر، فضای سیاست خارجی ایران را به محیطی پیچیده، چندلایه و در حال تحول تبدیل کرده اند که بازتعریف سیاست منطقه ای را اجتناب ناپذیر می سازد. گذار نظم بین المللی از وضعیت تک قطبی به ساختار چندقطبی، ظهور قدرت های نوظهور منطقه ای و جهانی و شکل گیری انقلاب صنعتی پنجم، شرایط و فرصت های نوینی را برای ایران به عنوان یک بازیگر میانی فراهم کرده اند، در حالی که تهدیدهای متنوع و پیچیده نیز بر اهمیت تدوین سیاستی انعطاف پذیر و هوشمندانه تأکید دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی نوین برای بازتعریف سیاست منطقه ای ایران، مفهوم «استقلال متوازن پوینده» را معرفی می کند. این چارچوب بر سه مؤلفه اصلی تأکید دارد: استقلال راهبردی، موازنه چندلایه و پویندگی کنشگری. هدف این مدل، ایجاد توازنی میان حفظ استقلال ملی و امکان تعامل فعال، هوشمندانه و موازنه گرایانه با قدرت های بزرگ و بازیگران منطقه ای است، به گونه ای که جایگاه ایران در نظم بین المللی چندقطبی تقویت شود و توانایی مدیریت تهدیدها و بهره برداری از فرصت های ژئوپلیتیکی افزایش یابد. روش پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر تحلیل تبیینی داده ها است. داده ها از منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و گزارش های رسمی گردآوری شده اند و با استفاده از روش های تحلیل مفهومی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته اند. این تحلیل با بهره گیری از نظریه های روابط بین الملل، از جمله واقع گرایی، نئولیبرالیسم و سازه انگاری، امکان مطالعه تعامل میان قدرت سخت، قدرت نرم و هویت تمدنی ایران را فراهم می کند. به این ترتیب، پژوهش می تواند ساختار و اهمیت استقلال، موازنه و پویندگی را در سیاست منطقه ای ایران به طور دقیق تبیین کند و چارچوب عملیاتی مناسبی برای سیاست گذاری آینده ارائه دهد. یافته های پژوهش نشان می دهند که تحقق «استقلال متوازن پوینده» مستلزم توجه همزمان به چند محور اصلی است. نخست، دیپلماسی چندسطحی که بتواند تنوع بخشی به شرکای منطقه ای و بین المللی ایران را تضمین کند. دوم، توسعه اقتصاد دانش بنیان و بهره گیری از فناوری های پیشرفته برای افزایش قدرت رقابتی و کاهش وابستگی به بازیگران خارجی. سوم، تقویت نهادسازی منطقه ای و شبکه سازی پنج بُعدی که ایران را قادر می سازد نقش فعال و الهام بخش در ساختارهای منطقه ای ایفا کند. چهارم، استفاده از قدرت نرم به منظور ارتقای جایگاه فرهنگی و تمدنی ایران و تأثیرگذاری بر سیاست ها و رفتار بازیگران منطقه ای. این رویکرد جامع، ایران را از وابستگی یک جانبه یا واکنش صرف نسبت به فشارهای خارجی رها می سازد و امکان ایفای نقش نوآورانه و موازنه گر را فراهم می کند. تحلیل نشان می دهد که ترکیب پویندگی، موازنه و استقلال در یک تعامل پویا، ایران را قادر می سازد تا تهدیدهای منطقه ای و بین المللی را مدیریت کرده و از فرصت های ژئوپلیتیکی، اقتصادی و فناورانه حداکثر بهره را ببرد. بازتعریف سیاست منطقه ای بر اساس چارچوب «استقلال متوازن پوینده» نه تنها به تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت میانی پایدار و هوشمند کمک می کند، بلکه امکان توسعه پایدار، ارتقای امنیت ملی و نفوذ تمدنی ایران در منطقه و جهان را نیز فراهم می سازد. در نهایت، این رویکرد جامع با تلفیق مؤلفه های امنیتی، اقتصادی، فناوری، قدرت نرم و هویت تمدنی، ایران را قادر می سازد ضمن حفظ استقلال استراتژیک، انعطاف پذیری و کنشگری فعال خود در محیط پیچیده منطقه ای و جهانی را افزایش دهد. همچنین، شبکه سازی پنج بُعدی و نهادسازی منطقه ای، سازوکار عملیاتی تحقق این چارچوب را فراهم می آورد و جایگاه ایران را به عنوان یک بازیگر موازنه گر، الهام بخش و هوشمند در غرب آسیا تثبیت می کند. این چارچوب، مسیر ایران را برای تحقق سیاستی مستقل، نوآورانه و تأثیرگذار در نظم بین المللی چندقطبی هموار می سازد و افق های جدیدی برای توسعه و قدرت نرم کشور باز می کند.
۲۵.

The Question of State Legitimacy: A Theoretical Dialogue Between Sadr, Hegel, and Foucault(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
This research conducts a comparative study of the foundations of legitimacy and the nature of the state in the political thought of Ayatollah Seyyed Mohammad Baqir al-Sadr, focusing on his key works such as al-Islam Yaqud al-Hayah (Islam Guides Life). It contrasts his thought with the teleological political philosophy of Georg Wilhelm Friedrich Hegel—who views the state as the manifestation of "Absolute Spirit"—and the deconstructive genealogy of Michel Foucault, who understands the state as a mechanism of "Power/Knowledge." The main challenge addressed here is comparing Sadr's conception of appointive and divine legitimacy, which operates through "the Ummah's caliphate" and "the supervision of religious authority," with Hegel's rational and historical legitimacy. Additionally, the research examines Foucault's critical analysis of how religious and jurisprudential institutions such as the Zone of Silence are transformed into instruments of governmentality and biopolitics in the modern Islamic state. The findings reveal that Sadr's effort to reconcile popular acceptance with divine legitimacy i.e., the theory of "Atmosphere of Infallibility" faces fundamental challenges when confronted with Hegel's logic of rational despotism which claims itself to be the very truth and Foucault's instrumental logic which subordinates all knowledge to power.
۲۶.

Arab Nationalism and Contemporary Arab Political Thought: Comparative Perspectives from Nasserism and Gaddafism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
nationalism as a school of thought was one of the most important and influential intellectual currents affecting the political and social sphere of Arab societies in the twentieth century. By influencing contemporary Arab political thought, this movement prompted a rethinking and reorganisation of the fundamental policies and orientations of certain Arab states, as well as the adoption of specific policies with defined objectives, the most important of which were Arab unity and liberation from colonialism. Nasser and Gaddafi, the leaders of Egypt and Libya, were among the most prominent leaders who embraced the ideology of Arab nationalism in the twentieth century and sought to operationalise it within the actual context of Arab society. In order to realise the goals of Arab nationalism, these two Arab leaders, while modifying their countries' domestic and foreign policies, provided the necessary grounds for its popular acceptance. Recognising the necessity and importance of examining the issue of Arab nationalism and the possibility of reviving this intellectual and political current in the future, the author has investigated its roots. In this regard, while elucidating the concept of Arab nationalism, the study examines its intellectual and political origins as well as the foundations and principles of this school of thought. Subsequently, adopting an analytical-comparative approach, the study examines and compares the experiences of the two Arab leaders who were standard-bearers of Arab nationalism in the twentieth century—namely Nasser and Gaddafi—and discusses the successes and failures of their nationalist policies.
۲۷.

Investigating Israeli Democracy with a Focus on the Situation of Palestinians Residing in the Territories Occupied since 1948(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
The Palestine issue and the Israeli regime's occupation are among the most crucial matters on the global stage. The situation of Palestinians in the territories controlled by this regime, referred to as the 1948 territories, holds significant importance. Western countries have consistently aimed to present the Israeli regime as a democratic model, using the status of residents in the 1948 areas as evidence. This article utilizes a qualitative and comparative approach to address the query: What is the situation of Palestinians residing in the occupied territories of 1948 within the Israeli democracy? The hypothesis posited is that while Israel exhibits some elements of democracy based on recognized criteria, reliable statistics suggest that the Arab community does not benefit from this purported democracy to the same extent as the Jewish community, calling into question the foundational principle of the Israeli democracy. By examining reports from Israeli and international authorities, this article concludes that the Israeli regime cannot be deemed a democratic regime for all its citizens. Furthermore, the respect for human rights within this regime, particularly for the indigenous minority residing in the occupied territories, is nothing but a myth.
۲۸.

Examining the Role and Narration of the Mujahedin-e Khalq Organization in the (2022 AD/1401 SH) Protests in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
Objective: This study analyzes the role of the Mujahedin-e Khalq Organization (MEK) in representing and steering the nationwide protests of autumn 2022 in Iran from the perspective of psychological operations and hybrid warfare. It demonstrates how the organization sought to construct a fabricated social reality against the Islamic Republic of Iran through targeted narrative-building. Method: The research adopts a descriptive–analytical approach using Critical Discourse Analysis (CDA), based on Norman Fairclough’s three-dimensional model (1995) and Teun A. van Dijk’s cognitive–ideological framework (2006). Data were purposively collected from the organization’s official media outlets (Simaye Azadi, Iran Azadi, statements of the National Council of Resistance, and affiliated social media channels) from September to December 2022 and systematically analyzed. Results: By employing techniques such as emotional provocation, antagonistic binary construction (us vs. them), appropriation of the slogan "Woman, Life, Freedom," simulation of the scale of uprising, making hero of protesters, victimization, persistent labeling of the ruling system, and the discursive linkage of internal and external "Resistance," the MEK produced a fully ideological and regime-change–oriented narrative of the protests. In doing so, it played an active role in the project of hybrid and cognitive warfare against the Islamic Republic of Iran. Mahsa Amini functioned as a "Discursive nodal point," while the Iranian woman was framed as the "Revolutionary Subject," constituting the central signifiers of this narrative. Conclusion: During the 2022 protests, the Mujahedin-e Khalq Organization did not merely reflect reality; rather, it acted as an active agent in constructing a fabricated social reality and engineering public opinion. Its performance should be understood as part of a broader strategy of narrative warfare and psychological operations against the Islamic Republic of Iran.
۲۹.

Analysis of the Collapse of the Pahlavi Regime in Light of Functionalist Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
Efficiency is recognized as an indispensable factor in ensuring the stability and sustainability of political systems. Accordingly, governments derive legitimacy from their level of functional effectiveness. More precisely, as long as a political system maintains its image of efficiency, the likelihood of internal tensions and systemic collapse remains low. Conversely, dysfunction in the system’s performance leads to public alienation and deepens the divide between state and society. Given this, the functionality of political systems has been a central concern among scholars of political development. In this context, Gabriel Almond and Bingham Powell have proposed a distinctive theory regarding the functional capacities of political systems, identifying five core functions: extractive, regulative, distributive, symbolic, and responsive. Based on this framework, the present study seeks to answer the following question: To what extent was the Pahlavi regime able to fulfill the functional requirements of a political system in relation to its environment? The proposed hypothesis suggests that, due to the increasingly authoritarian nature of the Pahlavi regime, it failed to perform adequately across these five dimensions, ultimately leading to its collapse. The findings of the study indicate that the accumulation of ineffective policies played a decisive role in the regime’s downfall. This research has been conducted using a causal-analytical method and is based on data collected through library-based sources.
۳۰.

ارزیابی طرح علامه مصباح یزدی در تعیین حاکمان از منظر نظام های انتخاباتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۷
طرح اولیه علامه مصباح برای تعیین حاکمان در نظام مبتنی بر مردم سالاری دینی که بر دو محور تخصص و عدالت سامان یافته، طرحی نو در شاکله بخشی به نظام انتخاباتی برپایه شریعت است. با توجه به ساختار فعلی نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، این طرح چالش های حقوقی را در مقام اجرا به ذهن متبادر می کند که نیازمند الزامات حقوقی است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی امتیازات و الزامات حقوقی طرح علامه مصباح یزدی با توجه به اصول قانون اساسی و قوانین عادی در معیارهای تعیین حاکمان و معیارهای مطلوب نظام انتخاباتی، و نیز امکان سنجی اجرای طرح در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که باتوجه به رویکرد فقهی قانون اساسی ایران، این طرح با مبانی نظام جمهوری اسلامی سازگار بوده و برخی از کاستی های نظام های انتخاباتی رایج در دنیا را ندارد. همچنین این طرح افزون بر ویژگی های برجسته و امتیازاتی که دارد، الزامات حقوقی مانند تغییر در برخی از قوانین، توجه به اقلیت های دینی و نظایر آن را می طلبد که در پاسخ به چالش های طرح و در مرحله اجرا لازم می آیند.
۳۱.

The U.S. Securitization and Desecuritization of Iran: An Analysis of the American Presidential Rhetoric on Post-Revolutionary Iran (1979-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۳۰۰
This article examines the U.S. presidents’ securitization and desecuritization of post-revolutionary Iran. Employing securitization theory as its theoretical framework and qualitative content analysis as its research method, it analyzes 104 paramount instances of U.S. presidential rhetoric including State of the Union addresses, speeches delivered during the United Nations General Assembly's General Debates, and National Security Strategy reports. The analysis shows how successive U.S. presidents have framed Iran as an existential threat across multiple security sectors—military, political, societal, economic, and emerging cybersecurity—to justify their extraordinary policies regarding the country. A key finding of the research is the distinction between U.S. presidents’ securitization of the Iranian state and the Iranian nation, which first emerged during George W. Bush’s first term. Moreover, the study identifies both continuity and change in U.S. securitization and desecuritization of Iran over the past four decades, conceptualizing them into two overarching frameworks: the Realist approach and the Constructivist approach. This research introduces the novel concept of Positive Securitization, or Desecuritizing Securitization, as a new addition to the theoretical framework of securitization theory, and highlights its application during the Obama administration. Positive securitization refers to the use of securitizing discourse to justify the desecuritization of dialogue and political engagement within a specific context. It does so by claiming that even extreme exceptional measures—military or economic—would prove inadequate in addressing a perceived threat, thereby presenting diplomacy as the only viable solution. The article offers a comprehensive exploration that provides a detailed understanding of U.S. presidential rhetoric and the gradual construction of Iran’s image as a threat.
۳۲.

The US-China Value Chain Resilience (2012-2020): Social Networking Analysis (SNA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۵
Global supply chains, initially designed to enhance production efficiency and reduce costs through geographically dispersed networks, have evolved into complex global value chains (GVCs) characterized by deep interdependencies among countries and industries. According to Economic Interdependence Theory, higher levels of mutual economic dependence can influence both cooperation and systemic vulnerability, which are often underestimated—especially amid escalating geopolitical tensions. This study examines the resilience of global value chains by analyzing the structural positions of the US and China between 2012 and 2020. Using OECD Inter-Country Input-Output tables and a social network analysis (SNA) framework, it evaluates the network positions of 45 industries across 76 economies (excluding services), through three weighted centrality measures: degree, betweenness, and PageRank. These metrics allow us to (1) measure the degree of bilateral interdependence, (2) evaluate structural resilience to supply disruptions, and (3) uncover network-driven asymmetries in global economic power. Results indicate that China has significantly enhanced its resilience by diversifying industrial connections and expanding its structural centrality, thereby reducing vulnerability to external shocks. In contrast, while the United States remains integral to high-value nodes, its network position is more concentrated, which may expose it to greater risks under conditions of disruption or fragmentation.
۳۳.

Identity Construction and Historical Narratives: (Mis)Representation of Iran in the Awakening the Great Seljuks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۲۳۲
While existing research highlights the role of drama in shaping Turkish national identity, the veracity of the narratives conveyed through plays has not been investigated. The present study fills this gap through examination of the portrayal of Iran in the play Awakening: The Great Seljuks. This focus is critical, given that Iran constitutes a contrasting other for Turkey, against which Turkish national identity and political narratives are reinforced. Using a narrative analysis, the study identifies and examines discrepancies in the portrayal of time and location, characters, and concepts. The research aims to analyze whether the drama series’ depiction of Iran aligns with historical accounts or reinterprets them through a contemporary lens to serve political-ideological purposes and to fit the series’ narrative agenda. The findings reveal a disregard for Iranian history and figures, often recast or appropriated to serve Turkish narratives, with Iranian characters reinterpreted and/or historical ideas reframed through a contemporary lens. This representation of Iran and Iranian elements is further underscored by the selective deployment of mythological motifs.
۳۴.

چرخش در سیاست خارجی چین در قبال افغانستان بعد از خروج امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
خروج ایالات متحده از افغانستان در سال 2021، تحولات گسترده ای را در منطقه و سیاست خارجی قدرت های جهانی، از جمله چین، به همراه داشت. این مقاله به بررسی چرخش در سیاست خارجی چین در قبال افغانستان پس از خروج آمریکا می پردازد. برخلاف بسیاری از کشورها، چین چه قبل و چه بعد از آگوست 2021، تعاملات رسمی و رو به افزایشی با طالبان داشته است. با توجه به اهمیت اصل عدم مداخله و همچنین استراتژی اقتصاد محور در سیاست خارجی چین، و با عنایت به خروج امریکا از افغانستان، بسیاری از صاحبنظران مهمترین فاکتور تأثیرگذار بر نحوه تعامل چین با طالبان را ناشی از فرصت ایجاد شده برای بهره برداری از ذخایر طبیعی و زیرزمینی افغانستان دانسته و آن را در راستای طرح کمربند و راه تحلیل کرده اند. با بررسی روابط متغیر چین و افغانستان در ده های گذشته، به نظر می رسد منافع چین در مقطع کنونی فراتر از منفعت اقتصادی است. هدف پژوهش حاضر بررسی فاکتورهای امنیتی بر سیاست چین در قبال حکومت طالبان با ذکر این سؤال است: مهم ترین فاکتور تأثیرگذار بر نحوه تعامل چین با حکومت طالبان چیست؟ فرضیه این است که توانایی طالبان برای مهار گروه های جدایی طلب و تروریستی که امنیت ملی چین تهدید می کنند، مهمترین فاکتور تأثیرگذار بر نحوه تعامل چین با طالبان است. پژوهش حاضر با روش ردیابی فرآیند نشان داده است که از مقطع جنگ سرد تا کنون چین همواره ملاحظات امنیتی در افغانستان داشته و با خروج امریکا از افغانستان در سال 2021، مسئولیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان برای چین افزایش یافته است.
۳۵.

روش شناسی فقه سیاسی و پیوند آن با حکمرانی دینی: بازنگری در موضوع شناسی و مصداق شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه و اهداف: حکمرانی دینی، برای آن که هم زمان به مبانی اسلامی پایبند بماند و از کارآمدی لازم در اداره جامعه برخوردار باشد، نیازمند پیوندی روشمند میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. فقه سیاسی، به منزله نرم افزار اصلی سامان دهی نظام اسلامی، نقش محوری در تحقق این پیوند دارد. با این حال، ضعف های روش شناختی در فقه سیاسی به ویژه در دو عرصه موضوع شناسی و مصداق شناسی می تواند شکاف میان نظر و عمل را تشدید کرده و کارآمدی حکمرانی دینی را کاهش دهد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که جایگاه موضوع شناسی و مصداق شناسی در روش شناسی فقه سیاسی چیست و چگونه می توانند در تولید فقه متناسب با نیازهای حکمرانی دینی نقش آفرین باشند؟ هدف، بازاندیشی در روش شناسی فقه سیاسی با تأکید بر این دو حوزه و تبیین نقش آن ها در برقراری تعامل سازنده میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و در چارچوب رویکرد فلسفه مضاف، با بهره گیری از تحلیل مفهومی و مبنایی در ادبیات اصول فقه، به بررسی مبانی نظری و کاستی های موجود در روش شناسی فقه سیاسی می پردازد. افزون بر آن، با تحلیل انتقادی ساختار آموزشی حوزه های علمیه و شیوه های رایج استنباط، چالش های موجود در موضوع شناسی و مصداق شناسی را شناسایی و تبیین می کند. در ادامه، با تحلیل روابط مفهومی، پیشنهادهایی برای پیوند دادن روش شناسی فقه سیاسی با نیازهای حکمرانی دینی ارائه می شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که تفکیک موضوعات منصوص و غیرمنصوص نقش تعیین کننده ای در کارآمدی روش شناسی سیاسی دارد. در موضوعات منصوص، غفلت از قرائن مرتبط با زمان و مکان مانند ارتکازات عقلایی، تناسب حکم و موضوع و انصراف می تواند به جمود بر ظاهر الفاظ و فاصله گرفتن از اقتضائات روز منجر شود؛ در حالی که توجه به این قرائن، زمینه کشف دقیق موضوع و پاسخ گویی بهتر فقه به مسائل معاصر را فراهم می سازد. در موضوعات غیرمنصوص که بخش اصلی مسائل نوپدید فقه سیاسی را تشکیل می دهند تحولات پیچیده سیاسی و اجتماعی ضرورت بهره گیری از دانش های جدید، به ویژه علوم سیاسی و گرایش هایی چون جامعه شناسی سیاسی و روابط بین الملل را برجسته می سازد. اتکای صرف به روش های سنتی در این حوزه، استنباط فقهی را از واقعیت های بیرونی دور کرده و گاه به قیاس های غیرروشمند می انجامد. در حوزه مصداق شناسی، هرچند استفاده از کارشناسان ضروری است، اما کنار بودن فقیه از فرایند تطبیق، می تواند موجب گسست میان نظریه و عمل و در نتیجه انتزاعی شدن مباحث نظری و عرفی شدن رویه های عملی شود. مشارکت فقیه در مصداق شناسی دست کم از دو جهت اهمیت دارد: نخست، کشف مناط اقوی در موارد تزاحم ارزش ها و مصالح؛ و دوم، تعیین معیارهای معتبر برای عناوین ثانوی، به منظور جلوگیری از استفاده ابزاری از مفاهیمی همچون «ضرر»، «اضطرار» یا «مصلحت». یافته ها نشان می دهد که بی توجهی به اجتهاد تخصصی و روشمند در این دو حوزه، می تواند موجب حاشیه رفتن فقها در مدیریت اجتماعی و تقویت عرفی گرایی عملی در نظام حکمرانی شود. نتیجه گیری: بدون بازنگری روش شناختی در دو حوزه موضوع شناسی و مصداق شناسی، فقه سیاسی قادر نخواهد بود نقش راهبردی خود را در حکمرانی دینی ایفا کند. این بازنگری باید متضمن توجه دقیق به قرائن زمان و مکان در موضوعات منصوص، بهره گیری از تخصص های علوم سیاسی در موضوعات غیرمنصوص، و مشارکت فعال فقها در فرآیند مصداق شناسی باشد. توسعه روش شناسی در این دو حوزه، ضامن حفظ پیوند «اسلامیت» و «کارآمدی» در حکمرانی دینی است و از شکاف نظری–عملی و روندهای عرفی گرایانه در اجرا جلوگیری می کند. بر این اساس، پیشنهاد می شود حوزه های علمیه با بازنگری در برنامه های آموزشی و تقویت آموزش های میان رشته ای، فقها را برای مواجهه با مسائل مستحدثه و ایفای نقش مؤثر در حکمرانی آماده سازند. آینده حکمرانی دینی در گرو این بازاندیشی بنیادین است.
۳۶.

تحلیل اصل خودکفایی در عرصه اقتدار اقتصادی، مبتنی بر اندیشه قرآنی شهید آیت الله العظمی خامنه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۲
اصل خودکفایی در عرصه اقتصادی، به عنوان یکی از الزامات استقلال مسلمانان، در اندیشه قرآنی شهید آیت الله العظمی خامنه ای اهمیت ویژه ای دارد. این اصل نه تنها به تأمین نیازهای اقتصادی کشور کمک می کند، بلکه به تقویت عزّت و اقتدار ملی نیز منجر می شود. در دنیای امروز، وابستگی اقتصادی به قدرت های بیگانه می تواند تهدیدی جدی برای استقلال و امنیت کشورها باشد. لذا، شناخت و تحلیل ابعاد خودکفایی در اقتصاد اسلامی ضروری است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، اندیشه های قرآنی مقام معظم رهبری را در زمینه خودکفایی اقتصادی بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد که خودکفایی اقتصادی در سه حوزه اصلی تولید، توزیع و مصرف قابل بررسی است. در حوزه تولید، تأکید بر تقوا، امانتداری و بهره برداری بهینه از منابع طبیعی وجود دارد. در حوزه توزیع، عدالت و احسان به عنوان اصول کلیدی مطرح می شود. همچنین، در حوزه مصرف، پرهیز از اسراف و قناعت به عنوان عوامل مؤثر در حفظ عزت نفس و توانمندی اقتصادی افراد مورد تأکید قرار گرفته است. مقام معظم رهبری نیز با استناد به آیات قرآن، بر اهمیت این اصول تأکید کرده اند.
۳۷.

حکمرانی سازمانی علوی: چارچوبی بومی برای ارتقای سلامت روانی– معنوی کارکنان در پرتو سیره امام علی(ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۷
چالش های سرمایه انسانی در ایران، تهدیدی راهبردی برای کارآمدی و مشروعیت نظام حکمرانی است. سلامت روانی- معنوی کارکنان به شاخص کلیدی کیفیت حکمرانی تبدیل شده، اما مدل های وارداتی مدیریت منابع انسانی به دلیل بی توجهی به هویت ایرانی- اسلامی ناکام مانده اند. در این راستا، سوالی اصلی پژوهش حاضر این است که «آیا الگوی بومی حکمرانی سازمانی علوی با سه رکن عدالت علوی، معنا در کار و سیاست های منابع انسانی ایرانی- اسلامی می تواند سلامت روانی- معنوی کارکنان را ارتقاء دهد؟». فرضیه اصلی بر تفاوت اثرگذاری این ارکان در بخش های دولتی و خصوصی استوار بوده است. با روش پیمایشی- میدانی و تحلیل سطح پاسخ، داده ها از ۲۳۵ کارمند در استان لرستان جمع آوری شد. نتایج نشان داد در بخش دولتی عدالت علوی مهم ترین پیش بینی کننده سلامت روانی- معنوی است، در حالی که در بخش خصوصی معنا در کار با اثر غیرخطی غالب است. سیاست های منابع انسانی ایرانی- اسلامی نقش زیرساخت و تعدیل کننده مثبت را ایفا می کنند. تحلیل تابع مطلوبیت نیز تأیید کرد که تمرکز بر عدالت در بخش دولتی و بر معنا در بخش خصوصی، بیشترین بازده را دارد. این مدل سه لایه ای نشان می دهد که هر نقص در لایه زیرین (سیاست های منابع انسانی)، اثربخشی کل سیستم را کاهش می دهد. اجرای این الگو می تواند به کاهش فرسودگی، افزایش تاب آوری سازمانی و تقویت سرمایه اجتماعی کمک کند.
۳۸.

Statehood in Early Islam: A Comparative Analysis of Medina’s Political Order and the Westphalian State(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
Despite longstanding scholarly disagreements over whether the Prophet Muhammad (PBUH) established a state in the full political sense, it is an undeniable historical fact that he assumed responsibility for the military, economic, and cultural-religious administration of Medina. By requiring the migration (Hijrah) of Muslims to the city, defining its territorial boundaries, and promulgating the Constitution (Covenant) of Medina, he effectively exercised political authority over its governance. This raises a fundamental question: to what extent can Medina al-Nabi be analytically compared with the four constitutive elements of the modern nation-state, as articulated in the post-Westphalian tradition and widely employed as the prevailing framework for identifying statehood in contemporary political theory? Employing a historical, analytical, and comparative methodology, this study argues that, notwithstanding the profound theological and normative differences between the political order of Medina and the secular principles embedded in the Westphalian settlement, as well as its substantial divergence from the essential components of the modern state—namely population, territory, government, and sovereignty—Medina al-Nabi succeeded in laying the foundations of a political order that possessed not only the capacity to transcend the tribal social structure and evolve into a city-state, but also the institutional potential to develop into a nation-state and, ultimately, an imperial political system.
۳۹.

Quranic Elucidation of Resistance Through an Assessment of Arrogant Domination(Istikbār) as the Fundamental Other(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
The central problem of the present study is the conceptual elucidation of resistance within the intellectual framework of the Islamic Revolution. Since resistance is essentially a negative and relational concept that acquires meaning only in relation to a significant Other, understanding it requires identifying and elucidating this Other. An examination of Ayatollah Khamenei’s writings reveals that the fundamental Other of resistance is Arrogant Domination(Istikbār) (arrogant domination). As a Quranic concept, this study employs a thematic analysis of the Holy Quran to elucidate its semantic and substantive dimensions, examine how arrogant domination establishes political and social authority, and clarify its methods of governance. By turning away from monotheism, arrogant domination seeks to define itself as the source of right in existence. In the social sphere, it manifests in the attempt to impose its will as the organizing axis of social life, establishing an order independent of the monotheistic order as a “natural” order governing society. Under such conditions, resistance means striving to establish an order formulated by religious law which, through its intimate association with truth, can bring about a humane order and stability. Accordingly, a deliberate and intelligent confrontation must be undertaken with all instruments that facilitate the governance of arrogant domination.
۴۰.

واکاوی چالش های تحصیلی دانشجویان دختر افغانستانی در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
مهاجرت پدیده ای جهانی است که به دلایل متنوعی از جمله تحصیل، در کشورهای مختلف صورت می گیرد. یکی از اشکال رایج آن، مهاجرت تحصیلی است که در آن، دانشجویان با چالش هایی متأثر از تفاوت های ساختاری، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان کشور مبدأ و مقصد مواجه می شوند. این پژوهش با هدف بررسی و واکاوی چالش های تحصیلی دانشجویان دختر افغانستانی در دانشگاه های تهران انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون صورت گرفته و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. جامعه پژوهش، کلیه دانشجویان دختر افغانستانی مشغول به تحصیل در تهران را دربر می گیرد که از میان آن ها، تا رسیدن به اشباع نظری، با ۱۴ نفر مصاحبه انجام شد. مصاحبه ها پس از پیاده سازی، در سه مرحله (کدگذاری پایه، فراگیر و سازمان دهنده) تحلیل گردید و در نهایت، ۳۰ کد نهایی استخراج شد. این کدها شامل تجربه های مثبت و منفی، استادمحوری، احساس بیگانگی، فشارهای مالی، برخوردهای تبعیض آمیز، اضطراب، چالش های اداری، عوامل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، نبود حمایت از سوی سفارت، ضعف در ارتباطات اجتماعی، دیدگاه های منفی جامعه میزبان، و استقامت دانشجویان در برابر موانع بوده است. یافته ها نشان می دهد که هر گروه از چالش ها با عوامل متناظر خود شکل گرفته اند؛ به گونه ای که، برای مثال، چالش های اقتصادی ریشه در بسترهای اقتصادی دارند. این امر نشان می دهد که تجربه تحصیلی دانشجویان مهاجر، برآیند پیچیده ای از ساختارها و عوامل چندسطحی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان