فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۵۱)
195 - 222
حوزههای تخصصی:
کشورها جهت ژئوپلیتیک هرچه بیشتر منافع و اهداف ملی خود در مناطق مختلف جهان به رقابت می پردازند. در این میان ظرفیت های قاره آفریقا سبب رقابت قدرت های جهانی و منطقه ای برای توسعه روابط با کشورهای این قاره شده است. چین و هند به عنوان دو قدرت نوظهور جهانی، رقابت بزرگی را در حوزه های متنوع جهت ژئوپلیتیک نیازهای داخلی و کسب منزلت ژئوپلیتیک آغاز نموده اند. این مقاله درصدد پاسخ به این سؤال است که رقابت ژئوپلیتیک میان هند و چین در منطقه آفریقا در چه حوزه هایی شکل گرفته است؟ به نظر می رسد که چین و هند رویکرد دوجانبه و منطقه ای مستقلی در پیش گرفته اند، اما وجود رقابت ژئوپلیتیک در این منطقه کاملاً مشهود است. این مقاله از نوع پژوهش های اکتشافی و توصیفی است. یافته های مقاله با استفاده از روش تحقیق کیفی نشان می دهد که طی سالیان گذشته، چین توانسته در حوزه اقتصادی، سرمایه گذاری های مالی در زمینه های زیرساختی، تولیدی و منابع طبیعی، تحرکات و تعاملات دیپلماتیک، کمک های نظامی و مهاجرین چینی رویکردی همه جانبه در مورد آفریقا اتخاذ کند؛ تا از این طریق موقعیت خود را در بلندمدت ثثبیت و تقویت نماید. در مقابل، هند نیز توانسته با مشارکت در پروژه های زیرساختی، توسعه منابع انسانی، آموزشی و بهداشتی و مهاجرین هندی گام های مؤثری در توسعه روابط خود با کشورهای آفریقایی بردارد.
تحلیل کنش های گفتاری رهبران چین در بحران هسته ای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
46 - 73
حوزههای تخصصی:
مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهم ترین مسائل سیاست خارجی ایران تبدیل شده است. بر این اساس، شناخت راهبردهای هریک از کشورهای حاضر در مذاکرات هسته ای یاری دهنده تصمیم گیرندگان ایران برای پیگیری منافع ملی در مذاکرات هسته ای یا دیگر موارد مشابه در سیاست خارجی ایران است. یکی از کشورهای میانجی بین المللی که در مذاکرات هسته ای با ایران از سال 2006 حضورداشته است و به نظر می رسد همسویی بیشتری نسبت به سایر کشورها، با ایران دارد کشور چین است. هرچند چین از سال 1385 وارد فرایند مذاکرات هسته ای ایران و غرب شد اما رفتار متناقض این کشور در قبال ایران هسته ای، همواره منطق این کشور را در قبال برنامه هسته ای ایران مبهم ساخته است؛ پرسش اصلی این پژوهش ناظر بر این مسئله است که رویکرد رسمی دولت جمهوری خلق چین در قبال برنامه هسته ای ایران طی مذاکرات موسوم به 5+1 با ایران چگونه صورت بندی شده است؟ یافته های پژوهش بر اساس آموزه های مبتنی بر کنش گفتار در نظریه مکتب کپنهاگ نشان می دهد راهبرد جمهوری خلق چین در قبال برنامه هسته ای ایران در گفتمان خیزش صلح آمیز این کشور مستتر است و حفظ و گسترش منافع سیاسی، امنیتی و تجاری چین در نظام بین المللی موجب شده است که رهبران این کشور جهت گیری دوگانه اما قابل پیش بینی را در قبال برنامه هسته ای ایران داشته باشند. پژوهش همچنین نشان داده است با وجود برخی تلاش های چین برای امنیت زدایی از پرونده هسته ای ایران اما کنش گفتارهای مبتنی بر امنیتی سازی در قبال برنامه هسته ای ایران برتری محسوسی دارد. این پژوهش برای آزمون فرضیه از روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی و ارزیابی کنش گفتاری امنیتی اظهارات مذاکره کنندگان ارشد چینی که در منابع خبری و یا خاطرات مذاکره کنندگان منتشر شد، استفاده کرده است.
حذف دولت موقت و گفتمان ملی گرای مذهبی در ایران پس از انقلاب اسلامی از چشم انداز نظریه کُنش پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تشکیل دولت موقت از سوی مهندس مهدی بازرگان شکاف و اختلاف میان نیروهای انقلابی بالا گرفت که برآیند آن استعفای مهندس بازرگان و به حاشیه راندن و نهایتاً حذف جریان ملی -مذهبی و گفتمان ملی گرای مذهبی از سپهر سیاسی ایران بود. فضا و حوزه سیاست در ایران در این سال ها عمدتاً مبتنی بر کُنش و رفتارهای تکانه ای بوده که شاخصه های آن را می توان در سیاست حذف، قطب بندی، دگرسازی، و کُنش ارتباطی درون گرهی مشاهده کرد. در پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن این نوع از کنش که مبتنی بر هیجان، خشونت، تصمیمات آنی و به دور از دوراندیشی و عقلانیت می باشد در صدد پاسخ به این سؤال هستیم که کدام علل یا عوامل زمنیه ساز شکل گیری رفتارها و کنش های تکانه ای و نهایتاً حذف دولت موقت و گفتمان ملی گرای مذهبی از میدان سیاست در ایران شد؟ در این راستا با بهره گیری از نظریه کُنش پی یر بوردیو حذف دولت موقت و گفتمان ملی گرای مذهبی در میدان سیاست و قدرت (مهم ترین میدان از منظر پی یر بوردیو) پس از انقلاب را حاصل تعامل و رابطه ی دیالکتیکی میدان و منش (عادت واره) کنش گران می دانیم.
سیاست گذاری جمهوری اسلامی ایران در تأمین امنیت قفقاز جنوبی با تأکید بر جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف بررسی سیاست گذاری جمهوری اسلامی ایران در تأمین امنیت قفقاز جنوبی با تأکید بر جمهوری آذربایجان می باشد. این پژوهش، تحلیلی کیفی و از نوع پدیدارشناسی می باشد. جامعه آماری را، اساتید دانشگاه و متخصصین وزارت امور خارجه تشکیل می دهند. مشارکت کنندگان به روش هدفمند و اشباع داده، انتخاب و پاسخ سوالات با مصاحبه های اکتشافی به دست آمدند. این بررسی نشان داد که، همکاری های علمی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ژئوپلیتیک بین دو کشور از رونق کافی برخوردار نبوده و سیاست امنیتی ایران بر پایه منافع و ملاحظات ژئوپلیتیکی و اقتصادی، براساس موازنه سازی برون گرا، دفاع فعال و تعامل و حضور مؤثر و مقتدر و راهبرد امنیتی به هم پیوسته می باشد. جمهوری اسلامی ایران شناخت و تحلیل محیطی کافی از شرایط جدید جمهوری آذربایجان نداشته و به دلیل دخالت کشورهای فرامنطقه ای، گزینه ی مناسبی جهت سیاستگذاری امنیتی به خصوص در زمینه های انرژی (نفت و گاز) در جمهوری آذربایجان نداشته و دو کشور با سمت و سوی حرکت یکدیگر در روابط بین الملل موافق نبوده و همکاری و پیمان نظامی با هم ندارند. در زمینه دور کردن نیروهای فرامنطقه ای، بخصوص اسرائیل از منطقه قفقاز جنوبی و جمهوری آذربایجان، به دلیل حمایت جمهوری اسلامی ایران از ارمنستان، موفقیت چشم گیری برای کشورمان حاصل نشده است.
تغذیه و ارتقای بهره وری در دام عشایر: تاثیر بُلوس آهسته رهش مولتی مینرال حاوی سلنیوم، کبالت و ید بر عملکرد تولیدمثلی و سلامت بره در میش های لُری
منبع:
ذخایر انقلاب (عشایر) دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱
71 - 84
حوزههای تخصصی:
به منظور انجام آزمایش 300 رأس میش نژاد لری غیرآبستن از گله های عشایری با میانگین وزنی (5.44 ± 47.55) کیلوگرم انتخاب و در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تیمار و 100 تکرار برای هر تیمار استفاده شدند. نتایج نشان داد که تعداد میش های آبستن، بره های متولدشده سالم و تعداد بره های زنده تا سن دو ماهگی به طور معنی داری با خوراندن یک یا دو عدد بلوس آهسته رهش افزایش یافت (0.05>P)، امّا دوقلوزایی تحت تأثیر قرار نگرفت (0.05>P). خوراندن یک یا دو عدد بلوس آهسته رهش حاوی سلنیوم، ید و کبالت به طور معنی داری تعداد بره با علائم بیماری ماهیچه سفید را کاهش داد (0.05>P). غلظت سلنیوم سرم، فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسید از خون کامل و غلظت ویتامین 12B سرم خون بره های متولد شده از مادران دریافت کننده یک یا دو عدد بلوس آهسته رهش حاوی سلنیوم، کبالت و ید نسبت به تیمار شاهد به طور معنی داری بالاتر بود (05/0>P)، فعالیت آنزیم کراتین فسفوکیناز سرم خون بره های متولد شده از مادران دریافت کننده یک یا دو عدد بلوس آهسته رهش سلنیوم، ید و کبالت نسبت به بره های متولد شده از گروه شاهد به طور معنی داری پائین تر بود (0.05>P). به طورکلی نتایج نشان داد که خوراندن یک یا دو عدد بلوس آهسته رهش حاوی سلنیوم، ید و کبالت قبل از قوچ اندازی در گله عشایری مورد مطالعه به طور چشمگیری سبب بهبود عملکرد تولیدمثلی و کاهش مرگ ومیر بره ها و بیماری ماهیچه سفید شد. همچنین فراسنجه های خونی مرتبط با این عناصر در بره های متولدشده، به طور معنی داری بهبود یافت.
تحولات دین داری و آینده حکمرانی دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۷
73 - 108
حوزههای تخصصی:
بررسی مداوم تحولات عرصه دین داری و تأثیر گذاری های احتمالی آن بر حکمرانی دینی برای ایران معاصر بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در حکومت دینی بُعد مهمی از مشروعیت بر اساس باورها و علقه های مردم قوام یافته است و هرگونه دگرگونی در انگاره های دینی بر نوع تلقّی عمومی از مشروعیت نظام بسیار تأثیرگذار است؛ از این رو هدف این مقاله بررسی نسبت میان تحولات عرصه دین داری با مبانی و روندهای حکمرانی دینی است. دین داری مانند هر پدیده دیگری در طول زمان و تحت تأثیر عوامل متعددی نزد اقشاری از جامعه، شکل و شمایل گذشته اش را از دست داده و به لسان و لباس جدیدی در آمده است. پرسش اساسی این است که تحولات عرصه دین داری چه نوع تأثیراتی بر آینده حکمرانی دینی در ایران خواهد داشت؟ برای پاسخ به این پرسش لازم است به این پرسش ها نیز پرداخته شود که طی چهار دهه گذشته اهمیت اجتماعی دین چه روندی یافته است و دینداران با چه سبک و رفتاری، دین داریشان را بروز می دهند؟ پژوهش حاضر می کوشد با بررسی چگونگی حرکت روندهای دین داری در بیست سال گذشته، در پنج بُعد باورها، سبک دین داری، مناسک، دین اجتماعی و احساس دینی به ادبیات نظری این تحول دست یابد. مدعا آن است که دین داری در دو دهه گذشته به سمت فردی شدن در حال حرکت است و این می تواند برای حکمرانی دینی که مبنای مشروعیتش را بر آموزه های اسلام سیاسی نهاده است، موجد چالش ها و نگرانی هایی باشد. برای پی گیری فرضیه فوق از مقایسه روندشناختی پژوهش های راهبردیِ انجام شده در این زمینه بهره برده ام. نتیجه آنکه در بیست سال گذشته بعُد باورها قوی ترین بخش دین داری ایرانیان بوده است؛ همچنین رشد مناسک جمعی ثانویه در کنار افت پایبندی به مناسک اولیه و کاهش شدید مناسک جمعی (مانند نماز جماعت و جمعه) و همچنین پر رنگ تر شدن ابعاد عاطفی، بیشتر صاحب نظران را قانع کرده است که این تحولات را به معنای فراروی و گاهی گذار از الگوی فقهی و کلامی/شریعتمدارانه به الگوهای عرفانی و اخلاقی/ هیجانی بدانند. طی سال های مورد بررسی، درصد افرادی که دین داری را به قلب پاک تعبیر می کنند؛ هرچند انسان اعمال دینی اش را انجام ندهد، به بیش از دو برابر افزایش یافته است؛ به همین میزان بخش هایی از دینداران از رساله محوری و الزام به تبعیت از یک مرجع تقلید در حال عبورند. مطابق شاخص های دین اجتماعی ارائه شده در مقاله، حدود 62% از پاسخگویان با دخالت شاخص های دینی در استخدام افراد مخالفت کرده اند؛ همچنین بسیاری از پاسخگویان در آخرین نظرسنجی گفته اند دین باید از سیاست جدا باشد. بر اساس یافته های مقاله با وجود حفظ باورهای قلبی و قبلی اقشاری از مردم، روند التزام به مناسک درجه یک، به ویژه با جلوه سیاسی- عبادی کاهشی محسوس داشته است. دسته ای از افراد حساسیتی به شکسته شدن احکام الهی در عرصه اجتماعی ندارند و در عرصه هایی به خوداجتهادی رسیده اند و به زعم نویسنده خطر این روندها برای قوام و استمرار جمهوری اسلامی از دیگر تهدیدها کمتر نیست.
جنگ روایت ها؛ تقابل گفتمان دفاع و تجاوز در غزه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۷
109 - 136
حوزههای تخصصی:
عملیات طوفان الاقصی (هفتم اکتبر 2023م.) نقطه عطف مهمی در منازعه طولانی جریان مقاومت فلسطین با رژیم اشغالگر صهیونیستی است و منازعه نظامی اعراب و اسراییل با این رخداد وارد فاز تازه ای شد. گشوده شدن جبهه جدید جنگ نرم، در کنار جنگ سخت نظامی از مهم ترین پیامدهای طوفان الاقصی بود. تبیین چیستی و چرایی جنگ روایت ها و تقابل دو گفتمان دفاع و تجاوز در غزه، از موضوعات مهم منطقه ای و بین المللی و دارای ابعاد و پیامدهای مهمی است که در این نوشتار به بررسی آن پرداخته ایم. اسراییل با پیگیری سیاست سرکوب و کشتار گسترده، می کوشد روایت دفاع و مقاومت را برای همیشه از میان بردارد؛ اما بر خلاف خواست رژیم صهیونیستی، گشوده شدن جبهه جنگ نرم و رویارویی دو گفتمان دفاع و تجاوز در جنگ روایت ها، این رژیم را با چالش جدی روبرو ساخت. پرسش اساسی این است که در جنگ روایت ها در غزه کدام یک از دو گفتمان مقاومت یا اشغال در جایگاه برتر قرار دارند؟ این نوشتار با استفاده از روش و نظریه گفتمان به پاسخ این پرسش می پردازد. بر اساس نظریه گفتمان، دو گفتمان تجاوز و دفاع در مواجهه با یکدیگر تلاش می کنند تا ضمن برجسته سازی عناصر هویتی خویش و باز نمایی منفی از هویت گفتمان رقیب، خود را در جایگاه گفتمان مسلط قرار دهند و گفتمان رقیب را به حاشیه رانند. رژیم اسراییل در جنگ دو روایت، تلاش می کند هویت دفاع را برای خود باز نمایی کند و گفتمان رقیب را با دالّ تروریسم تعریف نماید. در مقابل جریان مقاومت می کوشد با استناد به عملکرد چندین ساله اشغالگری رژیم صهیونیستی و سیاست قتل و کشتار دسته جمعی مردم غزه، هویت تروریستی، اشغالگری و تجاوز گریِ رژیم اشغالگر را برجسته سازد. یافته های پژوهش با استفاده از روش و نظریه گفتمان نشان می دهد که رژیم اسراییل در جنگ روایت ها با شکست روبرو گشته و گفتمان دفاع و مقاومت در جایگاه برتر قرار دارند. جنگ نرم و تقابل روایت ها در غزه با پشتیبانی رسانه ها و انعکاس سیاست کشتار گسترده، زمینه های هژمونیک شدن گفتمان مقاومت را فراهم ساخت. تثبیت هویت مقاومت در گستره جهانی، مشروعیت زدایی فزاینده از رژیم صهیونیستی، به حاشیه رانده شدن گفتمان سازش، افزایش نفرت عمومی علیه گفتمان تجاوز و بازنمایی تصویر فریبکارانه حقوق بشر آمریکایی از مهم ترین پیامدهای جنگ روایت ها در غزه بود. هر یک از عناصر یاد شده در نهایت به برتری گفتمان مقاومت و شکست گفتمان تجاوز در گسترده منطقه ای و جهانی انجامیده است. تبدیل شدن هویت تجاوز و اشغالگریِ رژیم صهیونیستی به تصور جمعی جامعه جهانی، گسترش انزجار و نفرت از سیاست سرکوب و تجاوز اسراییل و شکل گیری موج تازه افکار عمومی در حمایت از گفتمان مقاومت و مخالفت با گفتمان تجاوز، ناکامی گفتمان اشغال و تجاوز و برتری گفتمان دفاع و مقاومت فلسطین را باز نمایی می کند. نتیجه اینکه به رغم سیاست قتل و کشتار گسترده مردم غزه و فلسطین، اسراییل در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است و در نهایت در جنگ روایت ها، گفتمان دفاع و مقاومت به تصور عمومی جامعه جهانی تبدیل شده و در جایگاه برتر قرار گرفته است.
کنترل فساد؛ راهبردی محتوم در حکمرانی خوب (رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
47 - 73
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف تبیین مولفه های حکمرانی خوب با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری در نظر گرفته شد. بررسی ادبیات موضوع نشان می دهد که حکمرانی خوب شامل دولت و حاکمیت به عنوان یک نهاد توانمند، در چارچوب قانون اساسی، جامعه مدنی، بخش خصوصی، شهروندان متعهد و ساختار نهادی بین المللی/جهانی است. مشارکت و تعامل را در یک محیط ملی و بین المللی به طور فزاینده پیچیده، متنوع و پویا، ترویج می کند. میراث فرهنگی، ارزش های سنتی، واقعیت های زیست محیطی، فرهنگ سیاسی و ساختار اقتصادی باید در تعریف و تعیین مولفه های حکمرانی خوب در نظر گرفته شوند. با توجه به تحقیقات و مطالعات متعدد، مولفه های زیادی برای حکمرانی خوب گزارش شده است اما در این مطالعه مولفه های ارائه شده در برنامه توسعه سازمان ملل متحدد در نظر گرفته شده و با استفاده از طرح سوال از طریق هوش مصنوعی(AI) و برنامه ChatGPT همین مولفه ها در پاسخ ارائه شدند. در بخش مدلسازی، روابط بین مجموعه مولفه ها تعیین گردید و بر اساس میزان قدرت نفوذ و وابستگی آن ها، مولفه «کنترل فساد» به عنوان مولفه پیوندی تعیین شد، مولفه ایی که هرگونه اقدامی در مورد آن، علاوه بر اینکه مستقیماً بر سایر مولفه ها اثر می گذارد، می تواند در قالب بازخورد از سایر مولفه ها بر خود، تاثیرپذیر باشد. به این معنا که حکمرانی خوب عدالت پایه در سایه کنترل فساد تحقق پیدا می کند. واژه ایی که گمشده و مورد انتظار تمام عدالت خواهان جامعه بشری است. این یافته کلیدی در راستای جمله تاریخی و ماندگار مقام رهبری است که فرمودند: « با دستمال کثیف نمی شود شیشه را پاک کرد».
دیپلماسی شهروندی و تنش های ارمنی آذری: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنش و اختلاف میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان همواره قفقاز جنوبی را در بحران های دائمی قرار داده است. بحران قره باغ، به عنوان یکی از مهم ترین بحران های بین المللی پس از جنگ سرد، دو دهه درگیری میان این دو کشور را به دنبال داشته است. با تصرف منطقه قره باغ توسط جمهوری آذربایجان در سال 2023، ارمنستان مجبور به پذیرش وضعیت جدید شد، اما اختلاف ها هنوز به طور کامل حل نشده است و مسائل دیگری مانند راه گذر زنگه زور و قومیت های مرزی بر روابط سایه افکنده اند. ریشه داربودن این اختلاف ها سبب شده است که دوره های صلح به وضعیت «آتش زیر خاکستر» تبدیل شود. تلاش های دیپلماتیک رسمی در دهه های گذشته بی نتیجه بوده است و در این وضعیت، دیپلماسی غیررسمی، به ویژه دیپلماسی شهروندی که تجربه موفقی در برخی مناطق داشته است، جلب توجه می کند. در این نوشتار رابطه میان دیپلماسی شهروندی و کاهش تنش های ارمنی آذری را بررسی و تحلیل می کنیم که چگونه این نوع دیپلماسی می تواند بر روند صلح و حل اختلاف ها تأثیر بگذارد؟ فرضیه نوشتار این است که دیپلماسی شهروندی، در صورت اجرای بهینه، می تواند فرصت هایی برای صلح پایدار و همکاری میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان فراهم کند. با بررسی عامل ها و چالش های موجود، در این نوشتار چگونگی تغییر نگرش های منفی و کاهش تنش های تاریخی را به وسیله برنامه های مشترک و روابط بین فردی تحلیل می کنیم. روش پژوهش کیفی و از نوع اکتشافی تحلیلی است و به تحلیل دلایل ناکارآمدی دیپلماسی شهروندی در موضوع مورد بحث می پردازیم.
The Crisis of Modern Islam in the Age of Social Media(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper addresses the contemporary crisis of Islam in relation to the use of social media, aiming to study the religious and doctrinal concepts disseminated across several Islamic websites. The objective is to identify the most prominent electronic networks contributing to the process of Islamic preaching and guidance, and to highlight the concepts, beliefs, and jurisprudential rulings they offer. Furthermore, the paper examines the extent to which these contents align with the core values of Islam, as well as their impact on audiences and followers. It also explores the challenges associated with utilizing these platforms to spread the Islamic message. The research on this topic required the use of various methodologies, such as the historical and descriptive approaches. Additionally, the comparative method was employed to present examples of moderate Islamic websites and to compare jurisprudential rulings with other Islamic sources in the case study. This study revealed numerous controversial issues presented by Islamic websites, based on various sources related to the Prophet’s traditions and the accounts of the Companions. These issues represent one of the main causes of the contemporary crisis in Islam, which is the focus of this study. the adoption of extreme religious discourse promoted by these websites, along with the vilification of Islamic websites that may differ in some rulings, perspectives, and religious jurisprudence, leads to a deviation from the goal toward which humanity should be heading—establishing a tolerant divine message.
صورت بندی خودانگاره زنان انقلابی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
21 - 44
حوزههای تخصصی:
درباره حضور زنان در انقلاب اسلامی، پژوهش های بسیاری از زوایای متنوع انجام شده است؛ ولی روایت و دریافت آن ها از فعالیت خود و پژوهش درباره این خودانگاره، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که خودانگاره زنان متدین انقلابی در مواجهه فعال با پدیده انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟ در این راستا با به کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی و با بهره گیری از تاریخ شفاهی نگارش یافته از خاطرات زنان انقلابی، این مسئله بررسی شد. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که زنان انقلابی به عنوان فاعل شناسا، اقدامات سیاسی را نه به مثابه «حق»، بلکه «تکلیفی دینی» می پنداشتند؛ ازاین رو فعالیت های اجتماعی و سیاسی آنان در امتداد باورهای دینی و تقرب الهی، تفسیر می شود. همچنین در بررسی سخنان آن ها، نه مرز جنسیتی وجود دارد و نه مرز سِنی و نه مرز طبقاتی، بلکه اصل تکلیف مداری، ماهیت غیرمتصلب و انعطاف پذیر در مقتضیات شناختی، کنش های فرامرزی و باطن گرایی، مقوم های هویتی و زنجیره هم ارزیِ کنشگری فعال آن ها در مواجهه با پدیده انقلاب اسلامی بوده است. پس ترکیب مقولات با اعتنایی، تکلیف محوری و معناگرایی - در مقابل نگاه حق مدرن و ظاهرگرایانه - منجر به تنوع و تداوم فعالیت ها، فارغ از ساختارها و امکان های از قبل موجود، در صورت بندی خودانگاره زنان انقلابی شده است. همچنین یافته های دیگر شامل مقولات اجتماع سازی، تعامل خلاقانه و انفتاحی با ولی و رهبر انقلاب، نگرش فراجنسیتی و دریافت ضداستعماری از حجاب است. درعین حال به سبب بی علاقگی ایشان به روایت خود، همچنان جایشان در روایت و تخیل سیاسی زن ایرانی خالی است.
اثر ایدئولوژی بر نظام نظارت و تعادل در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های مهم نظارت بر قدرت سیاسی، متعادل بودن آن است تا از طریق آن مسمی «توقف قدرت با قدرت» به جا آید. در صورت بر هم خوردن تعادل در نظارت، بخشی از قدرت با چیرگی بر سایر نهادها عملاً قدرت سیاسی را از وضع حقوقی خارج می سازد. بر این بنیاد، نوشتار حاضر ضمن پذیرش ایدئولوژیک بودن نظام جمهوری اسلامی، با بهره جویی از روش توصیفی-تحلیلی، مترصد پاسخ به این سؤال است که ماهیت خاص نظام جمهوری اسلامی چه تأثیری بر نظام نظارت بر قدرت سیاسی گذاشته است؟ پژوهش پیش رو در این مسیر، با روش اسنادی، گلوگاه های قدرت در نظام را کاویده و تقابل نهادهای انتخابی و انتصابی را از لحاظ دارابودن صلاحیت های نظارتی و مهم تر از آن شیوه اعمال این نوع صلاحیت ها تحلیل نموده است. طرفه آن که خصیصه های ایدئولوژیک بودن سبب آن شده است که توزیع صلاحیت های نظارتی در قانون اساسی، تفاسیر بر آمده از آن و همچنین رویه حکمرانی مقامات، کفه ترازوی قدرت سیاسی را به نفع نهادهای انتصابی سنگین کند و در سوی دیگر نهادهای انتخابی توفیق چندانی برای توقف قدرت نهادهای انتصابی نیابند. این امر با به مخاطره کشاندن اصول مهم حقوق عمومی مانند حاکمیت قانون و نظارت بر قدرت، تصویر «جمهوری»بودن نظام را کدر کرده است.
تحلیل راهبردی امنیت غذایی کشور به روش SWOT-QSPM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۱
223-246
حوزههای تخصصی:
تأمین امنیت غذایی، کشاورزی پایدار و حفظ منابع طبیعی پایه (به ویژه آب و خاک) از موضوعات اساسی حکمرانی سرزمین هستند که با امنیت ملی گره خورده اند. با توجه به برنامه های پنج ساله توسعه و سند چشم انداز بیست ساله کشور، محدودیت منابع طبیعی پایه، تنوع اقلیمی و ظرفیت های بالقوه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، ارتقای امنیت غذایی سرزمین با رویکردهای صرفاً فنی و مهندسی ممکن نیست، بلکه نیازمند خط مشی گذاری و حکمرانی خوب است. در این پژوهش مفهوم امنیت غذایی تبیین شده و سپس عملکرد دو ساله وزارت جهاد کشاورزی و دولت سیزدهم ارزیابی شده است. در این راستا از روش تحلیلی SWOT و ماتریس QSPM برای رتبه بندی راهبرد اصلی بهره گرفته شده است. در انتهای این پژوهش، پیشنهادهایی راهبردی برای بهبود شرایط امنیت غذایی ارائه شده است. بر اساس نتایج به دست آمده از این تحلیل، در شرایط موجود کشور (به لحاظ موجودی غذا، دسترسی به غذا و کیفیت و سلامت غذا)، میزان ضعف در حوزه امنیت غذایی بیش از میزان قوت است؛ در عین حال، وضع موجود کشور با فرصت های مناسبی روبه رو است که باید با تدبیر عقلانی و بهره گیری از رویکردهای حکمرانی از این فرصته ها به بهترین شکل استفاده نماید. تحلیل ماتریس SWOT نشان داد که سیاست های محافظه کارانه، از جمله راهبردهای اصلی در جهت تأمین امنیت غذایی در کشور است و اولویت اجرای این سیاست های محافظه کارانه از طریق تحلیل ماتریس QSPM با راهبرد ایجاد و تقویت خط مشی کلان و نظام حکمرانی خوب در حوزه کشاورزی از طریق بهره گیری از توان و ظرفیت مراکز علمی است.
بررسی تطبیقی سیاست های مربوط به زنان سرپرست خانوار در ایران معاصر ( قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای سیاسی معاصر سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
141-171
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی سیاست های حمایتی از زنان سرپرست خانوار به عنوان یک گروه آسیب پذیر، در سه نظام سیاسی ایران معاصر یعنی قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. سوال اصلی این است که در هر یک از این نظام ها، چه رویکرد حمایتی در سیاستگذاری های عمومی تعقیب شده است؟ پاسخ به این پرسش، خود تابعی است از وجود سیاستگذاری هایی که صرفا در چارچوب نهاد دولت و سیاست های رفاهیش محقق می شوند. نتیجه پژوهش نشان داد که در فقدان دولت مدرن در عصر قاجار، اصولا از گروه های اجتماعی آسیب پذیر تعریفی وجود ندارد. با تشکیل دولت-ملت در عصر پهلوی، اولین سیاستگذاری رفاهی در راستای نهادینه ساختن تامین اجتماعی به وجود آمد، هرچند گروه زنان سرپرست خانوار به صورت یک گروه خاص شناسایی نشد. اما در سومین دوره یعنی جمهوری اسلامی ایران، به دلیل برخاستن از متن مطالبات انقلابی از دولت و نیز رشد گفتمان توانمندسازی زنان، سیاستگذاری های حمایتی کامل تری نسبت به نظام های قبلی شکل گرفته است. بررسی سیاست های مربوطه، با توجه به مقتضیات سه دوره زمانی مورد بحث و به خصوص سطح مطالبات اجتماعی در گفتمان های غالب هر دوره نوآوری پژوهش حاضر می باشد. این مقاله به شیوه کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی گردآوری شده است.
The Impact of Good Governance Structure on Creating Social Convergence (Case Study; Governance Structure in China-Iran-Sweden)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Since the beginning of human settlement, the most important factor in facing various natural and un-natural disasters and facilitating development in a society has been solidarity and unity. However, this can only be achieved through the performance of rulers and the formation of governments. As different societies have formed and various cultures have emerged, and as humanity has progressed toward evolution and excellence, the model of this consensus has also undergone changes. With the establishment of governments, based on the decisions of societies in their modern form, multiple fac-tors have played fundamental roles in shaping this unity, while progressive human thought undoubt-edly influencing this process. However, what prompts further reflection on this issue is how this co-hesion emerges when needed and how its fragmentation being prevented under a governance struc-ture. It is evident that a national governance structure plays a significant role in shaping different pol-icy approaches. Due to the influence of various ideas on the formation of governments and the relent-less efforts of scholars and thinkers to develop a suitable and superior governance model, the concept of "good governance" has gained attention in recent decades. Good governance, when properly aligned with a structure that suits a society’s prevailing conditions, can play a crucial role and evolve over time. Principles such as participation, accountability, transparency, the rule of law, etc., are among the fundamental aspects of governance. Each of these principles can be extensively analyzed, but in this discussion, the focus is on the formation of public consensus or, more appropriately, "so-cial convergence" within a desirable "governance structure." Undoubtedly, this structure plays a key role as a fundamental prerequisite for comprehensive and effective implementation of governance thought in fostering social convergence across various sectors of society and government.
The Impact of Artificial Intelligence on Social Networks: A Case Study of Political Participation in the 2024 Presidential Election(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۴, No ۲ , ۲۰۲۴
127 - 148
حوزههای تخصصی:
The primary issue of this research was to investigate the relationship between artificial intelligence (AI) and user behavior patterns on social networks, the impact of AI on voting behavior, and the connection between the use of online data analysis and students' decision-making in presidential elections. This question arises while considering the influence of AI on user behavior patterns and decision-making in presidential elections. The objective of this study was to evaluate the impact of AI variables and online data on user behavior and decision-making in various contexts. This re-search examined the study hypothesis to better understand how behavior and decision-making are shaped in the digital age and the role of modern technologies in these processes. To conduct this research, a survey method and available library resources were utilized. The study used existing sources and collected necessary data from the target population, namely students at universities in Tehran, and employed descriptive and inferential statistics for data analysis. The findings of this research indicate that demographic variables and AI play a significant role in user behavior and de-cision-making, and the use of online data analysis can influence students' decision-making in presi-dential elections. Additionally, AI can be effective in detecting user behavior patterns on social networks and influencing voting behavior. These results can be useful for policymakers, election officials, and social activists in designing effective strategies to monitor user behavior and decision-making in the digital age, contributing to a better understanding of AI's role in shaping behavior and decision-making in society.
Conceptual History of Tadbir-e-Manzil in the period of Translation Movement and its Sociopolitical Implications(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The concept of Tadbir-e-Manzil (household management) is a concept in history of political thought in Islam. It refers to management of household and the way family members participate in carrying out and regulating the affairs of Manzil (household). With the aim of achieving a new un-derstanding of Tadbir-e-Manzil and its formation and evolution in its semantic domain, this article’s question is a question about the origin and the nature of its concept, its semantic evolution, and its sociopolitical implications within the framework of its conceptual history and in the period of trans-lation movement. The period during which the process of translation causes an environment of cul-tural exchange that introduces a possibility of semantic comparison of concepts in relation to their sociopolitical realities. Studies show that Tadbir-e-Manzil in its conceptual origin and in its socio-political reality in ancient Greece as Oikonomia, has been a support to the concept of Greek citizen-ship, in relation to its ethics and economic production status. And then in the course of its semantic transition and change to the realm of the Islamic Iranian civilization, it has been selected and ap-plied as Tadbir-e-Manzil by Moslem scholars in relation to Islamic sociopolitical realities as well as Islamic acting space of translation movement. In fact, the main issue is that Tadbir-e-Manzil, in an obvious difference with ancient Greek Oikonomia, has been used in accordance with Islamic politi-cal reality based on individual Islamic morality and political obedience. Tadbir-e-Manzil presents Islamic innate and sublime tendencies in achieving prosperity. It also gives continuity to the acting of political reality based on Divansalary as a system managing house and household.
The 2022 War between Russia and Ukraine and its impact on World Food Security(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۴, No ۳ , ۲۰۲۴
125 - 148
حوزههای تخصصی:
Russia's extensive military invasion of Ukraine on February 24, 2022 and the extensive conse-quences of the continuation of this war have caused the world's food security to face serious challenges due to the fact that these two countries play an important role in the supply and export of grains and oilseeds. This research has sought to use the descriptive-analytical meth-od to test the hypotheses and the library and data collection method to collect data, using the popular Pakistani human security theory, to this Answer the question: What effect did the war between Russia and Ukraine have on the food security of the world? The results indicate that, although the war in Ukraine had quickly disrupted the supply and increased the global price of grains, oilseeds and agricultural inputs, but this process did not continue and therefore with the support measures of countries and International organizations, such as the partial reopen-ing of Black Sea ports through the Black Sea Grain Initiative under the guidance of the Unit-ed Nations, the European Union Solidarity Lines Initiative, increasing global humanitarian efforts, canceling or reducing export restrictions of major food producing and exporting coun-tries. After a period of 4 months since the start of the war in Ukraine, from May 2022 on-wards, the markets have gradually become flexible and adaptable in the face of this crisis, and the prices have returned to the pre-war level by August 2022. This trend improved the adverse effects of the Ukraine crisis on the world's food security significantly and the fear of a contin-uous lack of grain in the world market did not come true.
ترامپیسم و چشم انداز آن؛ تشدید بحران هویتی لیبرال دموکراسی و انحطاط ارزش های بنیادین آمریکایی در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ(مقاله علمی وزارت علوم)
این تحقیق به پرسش اساسی می پردازد که چرا سیستم لیبرال دموکراسی آمریکایی در نهایت به ظهور ترامپیسم به عنوان محصول نهایی خود انجامید؟ فرضیه اصلی تحقیق این است که ترامپیسم، به عنوان یک پدیده پوپولیستی، به طور مستقیم از بحران های ساختاری و ایدئولوژیک لیبرال دموکراسی نشأت گرفته است. این بحران ها عمدتاً ناشی از تضعیف اصول بنیادین دموکراسی همچون مشارکت مدنی، عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی بوده است. این بحران ها همراه با نارضایتی فزاینده از نخبگان سیاسی و فساد سیستماتیک، شرایطی را فراهم آورده اند که در آن گفتمان های پوپولیستی و ضد نخبگان توانسته اند به یک جنبش اجتماعی و سیاسی مؤثر تبدیل شوند که توسط دونالد ترامپ نمایندگی می شود. روش شناسی این تحقیق تحلیلی و تبیینی است. این مطالعه سعی دارد توضیح دهد که چگونه این عوامل در کنار هم آمده اند تا پدیده سیاسی ترامپیسم را شکل دهند. یافته های تحقیق نشان می دهند که ترامپیسم به عنوان نتیجه مستقیم فرایندهای پیچیده در بطن لیبرال دموکراسی آمریکایی، ناشی از بحران های هویتی و ناکامی در بازتولید برابری و عدالت اجتماعی ظهور کرده است. ترامپ از طریق گفتمان پوپولیستی، موفق شد بخش هایی از جامعه را که احساس می کردند از فرآیندهای دموکراتیک کنار گذاشته شده اند، بسیج کند. در این زمینه، ترامپ از بی اعتمادی عمیق به نخبگان بهره برد و راه حل های ساده انگارانه و تقلیل گرایانه ای ارائه داد که خود را به عنوان یک نیروی سیاسی آلترناتیو در برابر سیستم دموکراسی لیبرال معرفی کرد. بدین ترتیب، ظهور ترامپیسم به عنوان یک پاسخ متناقض به بحران های درونی لیبرال دموکراسی آمریکایی قابل درک است.
Balancing NATO Commitments and Independent Policies: Eastern European Countries' Responses to the Gaza Crisis with Consideration of Iran's Role(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
477 - 496
حوزههای تخصصی:
This research examines how Eastern European countries balance NATO commitments and independent policies in response to the Gaza crisis, with special attention to Iran's role in this equation. The findings of this study show reveal that Eastern European countries, despite structural limitations, maintain significant autonomy in their foreign policy. These countries have shown diverse responses to the Gaza crisis, reflecting a combination of security considerations, economic interests, domestic political constraints, and historical and cultural influences. Iran's role as a key regional actor in the Middle East represents an important variable in the foreign policy calculations of these countries. Comparative analysis of official positions and diplomatic actions reveals a significant gap between discourse and practice. The pattern of Eastern European countries' responses to Gaza crises provides a deeper understanding of foreign policy dynamics in the region and offers a framework for future analyses that incorporate the "Iran factor" in Eastern European foreign policy calculations.