فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
317 - 355
حوزههای تخصصی:
مفهوم شناسی اصطلاحات دینی، ازجمله مسائل مهم پژوهشی است که دستیابی به نتایج دقیق تحقیق در گروِ درستی و اعتبار آن هاست. یکی از واژگان پرتکرار به کاررفته در احادیث شیعه، اصطلاح «سیره» است. این اصطلاح از جهات متعددی نظیر ماهیت، گستره، ساختار، کارکرد و ترادف، دارای ابهام و پوشیدگی است. نوشتار حاضر می کوشد تا با بهره گیری از مدل «شباهت خانوادگی» و تطبیق آن بر کاربرد واژهٔ سیره در متون روایی شیعه، برخی از ویژگی هایی را که سبب نمایاندن ابعاد مختلف مفهوم سیره می شود، معرفی کند. حاصل آنکه، چهار ویژگی در تمایز مفهومی سیره از دیگر واژگان مشابه و نیز شناخت مصادیق و نمونه های عینی آن به دست می آید که عبارت اند از: فعل بودن، اجتماعی بودن، روشمندی و استمرار، اصلی ترین اوصاف سیره در احادیث.
تفسیر قرآن و قانون اساسی؛ مشابهت های سنت تفسیری فقه امامیه و حقوق آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۱
87 - 113
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی تطبیقی، به بررسی مشابهت های روش شناختی در سنت تفسیری فقه امامیه و حقوق آمریکا می پردازد. با وجود تفاوت های بنیادین در مبانی معرفتی و بسترهای فرهنگی، نتایج نشان می دهد که هر دو نظام در تفسیر متون مرجع خود قرآن کریم و قانون اساسی در چهار محور اصلی همگرایی دارند: محوریت معنای ظاهری و عرفی الفاظ، رویکرد اصالت گرایانه به معنا، احتیاط در پذیرش اهداف غیرمصرح قانون گذار، و بی توجهی نسبی به پیامدهای اجتماعی تفسیر. تحلیل تطبیقی این وجوه اشتراک، افق های تازه ای را برای توسعه مطالعات تطبیقی در حوزه اصول فقه و نظریه تفسیر حقوقی می گشاید و زمینه گفت وگو میان دو سنت حقوقی ظاهراً ناهمگون را فراهم می آورد.
تبیین الگوی ویژگی های یاوران صاحب الزمان (عج) مبتنی بر روایات مهدویت کتاب بحار الانوار(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
178 - 194
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، رسیدن به ویژگی های یاوران خاص امام مهدی (عج) است. این پژوهش در استخراج روایات از روش تحلیل محتوا و در تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده نموده است. قلمرو مطالعه این پژوهش، آیات قرآن و روایات مهدویت کتاب بحارالانوار است. تحلیل داده ها از طریق کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد و الگوی پارادایم طراحی گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از مهم ترین عوامل مؤثر: اعتقاد به توحید و معاد، اعتقاد به امامت و پیروی از امام، ایمان و یقین داشتن، مؤمن حقیقی بودن، روحیه جهاد و سلحشوری، روحیه شهادت طلبی است. عوامل زمینه ای را می توان عوامل فیزیولوژیکی، عوامل عبادی، عوامل اقتصادی، عوامل موفقیت، عوامل نظامی، عوامل دینی-اجتماعی نام برد. در این میان راهبردهایی مانند اخلاق مدار و صبوری، مسئولیت پذیری و تدبیر و نظم در برنامه ریزی، مهیا بودن قبل از ظهور، عدالت محوری و شایسته سالاری، رعایت تولی و تبری، متحد و همدل و خدمتگزار مردم بودن را می توان اثرگذار دانست. از جمله موانع را می توان داشتن ریب و شک و شبهه، سستی و تنبلی و منتظر بدون عمل، دانست.
شخصیت پردازی ایوب، همسر وی و ابلیس در قرآن کریم ومقارنه آن با فیلم ایوب پیامبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فیلم سینمایی ایوب پیامبر در سال 1372 به نویسندگی و کارگردانی فرج الله سلحشور تولید شد. قصه ای که این فیلم روایت می کند با آنچه قرآن کریم بیان کرده است تفاوت های اساسی دارد. با آنکه داستان ایوب در قرآن در شش آیه آمده است اما اینگونه نیست که این داستانِ کوتاه، ناقص بیان شده باشد و یا عناصر داستانی مثل عنصر شخصیت پردازی را نداشته باشد. در داستان ایوب قرآن، چهار شخصیت داریم: ایوب، رب، شیطان و اهل. شخصیت پردازی فیلم سینمایی ایوب پیامبر از این چهار شخصیت با شخصیت پردازی قرآن از این چهار شخصیت متفاوت است. این تفاوت اساسی در شاکله و زیربنا در این دو روایت از داستان ایوب به دلیل آن است که در فیلم سینمایی ایوب پیامبر، قصه قرآن مبنای کار قرار نگرفته است بلکه منابع دیگر مثل کتاب مقدس، روایات و کتب قصص انبیا مورد استناد قرار گرفته اند.
پاسخ بر اشکالات نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
183 - 202
حوزههای تخصصی:
تحلیل ادراکات اعتباری از مباحث بنیادین معرفت شناسی و فلسفه علم شمرده می شوند. علامه طباطبایی به جهت خلط نشدن این نوع ادراکات با ادراکات حقیقی و پاسخ به مغالطات در این زمینه به تحلیل و تبیین ویژگی های ادراکات اعتباری پرداخته و نحوه شکل گیری آن ها را بر اساس نظریه سکاکی در بحث حقیقت و مجاز توضیح داده است. نگارندگان در ابتدا با روش توصیفی-تحلیلی به ارائه تصویری روشن -و به دور از پیچیدگی های پژوهش های مرتبط- از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی پرداخته اند؛ در مرحله بعدی، به تحلیل و پاسخ چهار اشکال اصلی پرداخته شد که به ترتیب عبارتند از: مستدل نبودن و نداشتن منطق لازم و ریشه ای یک نظریه؛ تایید نسبیت مطلق گزاره های اخلاقی توسط عبارات ایشان در مقاله ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ انکار رابطه هست ها و باید ها به سبب اعتباری دانستن مطلق بایدها و نبایدهای میان نفس و افعال آدمی و متزلزل شدن پایه های اخلاق، فقه و... ؛ عدم علم نفوس در ظرف توجه به این اعتبارات که فعل نفس هستند. نوآوری مقاله حاضر اولاً در آن است که نشان دهد بدون رجوع به سایر آثار علامه طباطبایی و با تاکید بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نیز می توان به اشکالات پاسخ داد؛ ثانیاً تاکید و تحلیل بر اقسام سه گانه اعتباریات کرده و روشن می سازد در برخی از اشکالات وارد بر نظریه اعتباریات علامه طباطبایی مغالطه اشتراک لفظی صورت گرفته است.
تحليل الانزياح الدلالي في دعاء أبي حمزة الثمالي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
71 - 90
حوزههای تخصصی:
تشکّل ظاهره الانزیاح أحد الأرکان الأساسیه فی میدان الدراسات الأسلوبیه الحدیثه، حیث تتسم بدورها الممیز کعامل تمییز للخطاب الأدبی. تلعب هذه الظاهره دوراً بارزاً فی جذب انتباه القارئ والتأثیر العمیق علیه. یُعَدُّ دعاء أبی حمزه الثمالی کنموذج، یمثّل الانزیاح بشکل بارز، حیث تتحرک دلالاته عن معانیها المألوفه، وتختفی الدلالات الاعتیادیه، لتستبدل بمعانٍ جدیده وغیر تقلیدیه. تهدف هذه المقاله، بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی، إلى استکشاف ظاهره الانزیاح الدلالی فی دعاء أبی حمزه الثمالی، من خلال الترکیبات المجازیه، والاستعاریه، والکنائیه. یتناول البحث استکشاف أغوار هذا الدعاء الشریف، بهدف کشف النقاب عن الجوانب الفنیه والإبداعیه المتنوعه التی یتضمّنها. أظهرت الدراسه نتائج، تشیر إلى أنَّ المجاز والاستعاره یعتبران من الوسائل البیانیه الرئیسه فی دعاء أبی حمزه الثمالی. ویتضح أنَّ للانزیاح الدلالی تأثیراً فاعلاً فی تعزیز جمالیه الدعاء والمساهمه فی تقدیمه بطریقه فنیه وتشکیله بشکل متنوع دلالی کبیر. یعمل هذا الدعاء، من خلال استخدام أشکال الانزیاح الدلالی، کالمجاز، والاستعاره، والکنایه، على جذب انتباه المتلقی والتأثیر فیه، مما یُسهم فی ترسیخه فی ذهنه بشکل فعّال.
الإحالة النصية كعنصر اتساقي في خطب الإمام الباقر (ع) في ضوء نظرية حسن وهاليداي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
127 - 142
حوزههای تخصصی:
تعدّ الإحاله من العناصر الرئیسه فی تماسک النصوص، خاصه الأدبیه منها فی اللسانیات النصیه، وتلعب دوراً تواصلیاً مشترکاً بین الکاتب والقارئ؛ لأنّها تقیم علاقات دلالیه وشکلیه بین الجمل المتتالیه، غیر أنها لیست أداه لغویه، تأتی للربط بین أجزاء الکلام فحسب، وإنّما تشکّل بناء تصوّر إدراکی لدى المتلقّی. هذه المسأله قد لفتت انتباه دارسی اللغه، خاصه هالیدای وحسن. فاهتمّوا بدراسه الروابط النصیه کجسر تواصلی بین أجزاء النصّ المتباعده والربط بین تلک الأجزاء ربطاً واضحاً، مثل: الضمائر، والموصولات، وأسماء الإشاره، وغیرها. وبالعوده إلى خطب الإمام الباقر (8)، نرى أنّ الأدوات النصیه فیها جاءت بشکل متمیّز، حیث لا تکاد تخلو منها جمله، ممّا یتطلب تسلیط الضوء علىها، والکشف عن أثرها فی تماسک خطبه. تهدف هذه الورقه البحثیه، بمنهجها الوصفی التحلیلی، إلى قراءه الإحالات النصیه فی خطب الإمام الباقر (8)، وفق نظریه حسن وهالیدای، لتقدّم عوناً للباحثین الذین یرغبون فی فهم خطبه. وفی نهایه المطاف، توصّلت الدراسه إلى بعض نتائج، منها: أنّ الإحالات عند الإمام الباقر (8)، تنقسم إلى: الإحاله النصیه قبلیه، وبعدیه؛ والأدوات الإحالیه هی: الضمیر، واسم الإشاره، واسم الموصول، وأدوات المقارنه؛ وذلک یعود للاضطرابات التی لوحظت فی الوضع السیاسی والاجتماعی، خاصه فی العقدین الأخیرین من حیاه الإمام (8)، حیث انتقلت السلطه من أسره إلى أخرى، ورافقت ذلک اضطرابات. کما اتّضح أن الإمام الباقر (8)، استخدم الإحاله القبلیه کثیراً فی خطبه أکثر بکثیر، مقارنه بالإحاله البعدیه.
بررسی و نقد دیدگاه پل دِرِیپِر در مسئله شر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و نقد دیدگاه پل دریپر، فیلسوف برجسته دین، در خصوص مسئله شر می پردازد. هدف اصلی پژوهش، تحلیل استدلال قرینه گرای شر دریپر است که بر اساس آن، میزان و نوع شر موجود در جهان، شواهدی قوی علیه وجود خدای خیرخواه، قادر مطلق و عالم مطلق ارائه می دهد. برای نیل به این هدف، این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی۔انتقادی، به بررسی دقیق آثار اصلی دریپر و نقد ساختار منطقی و مبانی معرفت شناختی استدلال او می پردازد و هم زمان، ادبیات پژوهشی مرتبط و نقدهای مطرح شده توسط دیگر فلاسفه را نیز مورد توجه قرار می دهد. یافته های اصلی نشان می دهند که استدلال دریپر با چالش هایی در تعریف و تشخیص شر گزاف مواجه است و مفاهیمی نظیر احتمال پیشین که او به کار می برد، دارای ابهامات روش شناختی است. همچنین، این مقاله استدلال می کند که فرضیات دریپر درباره اهداف الهی و دانش انسانی نسبت به آنها، قابل تردید هستند. در نتیجه گیری، مقاله حاضر نشان می دهد که با وجود اهمیت دیدگاه دریپر در مباحث معاصر فلسفه دین، استدلال قرینه گرای شر او از نقاط ضعف فلسفی و معرفت شناختی قابل توجهی برخوردار است که اعتبار آن را به چالش کشیده و زمینه ساز بحث های بیشتر در زمینه مسئله شر و راه حل های آن می شود.
The Practical Functions of Religious Spirituality in the Lifestyle Arena from the Perspective of Ayatollah Khāmeneī(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
93 - 112
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The analysis of the nature, characteristics, and differences of modern spiritualism with religious spirituality can be considered as one of the most important challenges and problems that have faced spirituality and mysticism. Today, the confrontation between modern spirituality and religious spirituality has become very colourful, such that modern spirituality seeks to discredit and contradict religious spirituality. Therefore, they mainly seek to present non-religious spirituality based on the inefficiency of religious spirituality. From the perspective of the Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran, Ayatollah Khāmeneī, religious spirituality is a ‘Revolutionary’ spirituality, which is equivalent to Jihadi spirituality, characterized by civilization, justice, revolution, epic, liberation from domination, martyrdom, and progressivism, as evident in his statements.METHOD & FINDING: Using the analytical-descriptive method, the findings of the research indicate that the practical functions of Islamic spirituality based on the thought of the Supreme Leader combining the triad ‘spirituality, rationality, justice’ in the individual and family arena (lifestyle) are: prosperity and happiness, scientific growth, security, comfort and well-being, hope, independence and freedom, honour and dignity, Justice, financial well-being, heart luminosity which lead towards ‘good life.’CONCLUSION: In the Islamic spirituality of Ayatollah Khāmeneī, the unity of materiality and spirituality is very prominent. In his careful inference, the way to achieve spirituality in the personal and family spheres is crucial, encompassing both worldly and material life, while it is considered the main pillar of leading a pure, Quranic life.
Animal Rights in Wartime: A Comparative Study of Islamic and Christian Teachings(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
1 - 30
حوزههای تخصصی:
The present study aims to examine the ethical and jurisprudential aspects of animal rights in the context of war according to Islamic and Christian doctrines. This topic holds a significant ethical and legal position within traditions, reflecting different historical and cultural backgrounds as well as varied approaches to the issue. The primary research question is to analyze and critically compare Islamic and Christian perspectives on respecting animal rights during armed conflict, while also examining the related intellectual developments. The study aims to delineate the theoretical and practical frameworks of both religions in this field and to extract their points of convergence and divergence. The research methodology is based on a content analysis of sacred texts, jurisprudential and theological literature, and a descriptive-analytical review of the viewpoints of prominent thinkers from both religious schools. The findings indicate that within Islam, the killing and abuse of animals during war are strictly limited and only permitted in cases of necessity, with adherence to ethical principles. These teachings have demonstrated remarkable stability and continuity from the inception of Islam to the present. In contrast, Christian teachings have historically legitimized and, at times, mandated the killing of animals during wartime. Until the late twentieth century, the dominant Christian stance was not strongly protective of animal rights. However, contemporary philosophical and cultural transformations within Christianity have led to a fundamental reassessment and orientation towards the preservation and protection of animal rights in armed conflict. This study demonstrates that while Islam maintains a consistent theoretical and practical position, Christianity has undergone a significant historical evolution in its attitude towards animal rights during wartime.
Explaining the Purposiveness of the Stories of the Divine Prophets in the Qur'an and the Old Testament(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
92 - 131
حوزههای تخصصی:
The stories of the Prophets ( Qaṣaṣ al-Anbīyāʼ ) in the Qur'an and the Old Testament (OT), while seemingly narrating shared figures, reflect two distinct conceptual frameworks at the level of structure, function, and message. This article employs a comparative approach to examine the fundamental differences between these two texts in narrating the Prophets' stories. It demonstrates that the Qur'an presents these narratives as a tool for individual spiritual development, social reform, and the realization of Divine Laws (Sunan Ilahi) in history. In contrast, these stories in the OT are predominantly ethnocentric, historical, and confined to the fate of the Israelites. In the Qur'an, the Prophets are universal models for combating oppression, inviting to Monotheism, and establishing a Monotheistic Nation; whereas in the OT, they often function as tribal leaders or local advisors. These differences have profound implications in the educational, theological, and civilizational spheres, such that the Qur'anic stories have served as a civilizational and epistemic pillar of the Islamic world, shaping the Ummah system and its universal values. Conversely, the OT's perspective on these stories largely serves to establish ethnic and territorial identity. The present article uses a descriptive-analytical method, analyzing the content of the Holy Qur'an and the Old Testament, to investigate this distinction and its functions across social, historical, and doctrinal dimensions. In the Qur’an, prophets are introduced as universal exemplars—leaders in the struggle against injustice, advocates of monotheism, and architects of a unified, God-conscious community. In the Hebrew Bible, however, prophets typically function as tribal leaders or local moral reformers. These divergent portrayals carry far-reaching implications in theological, educational, and civilizational domains. Qur’anic prophetic narratives, as a foundational epistemic and civilizational component of Islamic thought, have played a pivotal role in shaping the vision of a global ummah and its ethical values. In contrast, the Hebrew Bible’s rendering of prophetic stories serves predominantly to affirm national and territorial identity. This article employs a descriptive-analytical method, using content analysis of the Qur’an and the Hebrew Bible, to investigate this structural and functional divergence and its ramifications in the social, historical, and doctrinal dimensions.
جنبه های اقتصادی چالش های ناشی از جهانی شدن در حوزه حقوق کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
61 - 78
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آینده نظام حقوق کار به شدت به پدیده جهانی شدن وابسته است. برای حفظ و تقویت قواعد حقوق کار لازم است؛ جنبه های اقتصادی چالش های ناشی از جهانی شدن در حوزه حقوق کار بررسی شود.
مواد و روش ها : مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: یافته ها نشان داد چالش های عصر کنونی حقوق کار، تقریباً از نظر ابعاد و پیچیدگی منحصربه فرد هستند. زنان و کارگران مهاجر غالباً تحت قوانین ملی کار فاقد هرگونه حمایت کافی بوده اند و از مهم ترین نگرانی های مربوط به تأثیر جهانی سازی بر حقوق کار هستند. مشاغل زنان اغلب ناپایدار، غیر استاندارد و با دستمزد پایین هستند. اکثر مناصب در اقتصاد رو به رشد غیررسمی در اختیار زنان است. نابرابری جنسیتی ماهیتی فراگیر و ساختاری دارد.
نتیجه : نتیجه اینکه تحولات آتی نظام حقوق کار در جهت رسیدن به نظام حقوق کار جهانی به طور کامل وابسته به سیاست اصلاح قوانین کار ملی است که از طریق احترام دولت ها به استانداردهای بین المللی کار محقق می شود. در این بین نظام حقوق کار ایران به دلیل عدم رعایت اصل سه جانبه گرایی در تدوین مقررات کار، اجرایی نشدن بخش مهمی از قانون کار و عدم حمایت لازم از کارگان آسیب پذیر نتوانسته است تا همپای تحولات ناشی از جهانی شدن در حوزه روابط کار، توسعه یابد.
بررسی و ارزیابی نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنر دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
30-7
حوزههای تخصصی:
نقاشی قهوه خانه ای جلوه ای اصیل و صادقانه از هنر مردمی و بی نام ونشان ایران است که با اتکاء بر ارزش های فرهنگی، مذهبی و سنتی، در بستر اجتماعی دوره قاجار شکل گرفت. پیدایش این گونه هنری به اواخر دوران زندیه و آغاز عصر قاجار بازمی گردد و ریشه در بسترهای اجتماعی، ادبیات مذهبی، ملی و سنت نقاشی ایرانی دارد. این سبک با ویژگی های منحصر به فرد خود، عمدتاً به بازنمایی مضامین حماسی و دینی می پردازد و حضور دین در محتوای آن نقشی پررنگ و مؤثری دارد. برجستگی مضامین دینی در این نوع هنر، آن را به زمینه ای مناسب برای تأملات نظری درباره نسبت میان هنر و دین تبدیل کرده است. از این رو، تحلیل معیارهای دینی بودن آثار هنری ازجمله نقاشی قهوه خانه ای، جایگاهی قابل تأمل می یابد؛ چراکه متفکران سنّت گرا و عرفا در این زمینه دیدگاه های گوناگونی ارائه داده اند و هر یک ملاک هایی متفاوت برای دینی تلقی شدن یک اثر هنری مطرح ساخته اند. همپوشانی این معیارها و فقدان شاخصی فراگیر برای ارزیابی، ضرورت واکاوی این مسئله را دوچندان می سازد. این پژوهش با تبیین مفاهیم کلیدی هنر، دین و نقاشی قهوه خانه ای، و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی ساختار و محتوای این هنر پرداخته است. نتایج نشان می دهد، از آنجایی که در داستان های حماسی صفات متعالیه ای مانند رشادت، شهامت و جوانمردی مشاهده می شود، می توان هنر دینی را به این نوع آثار قهوه خانه ای نسبت داد. بدین ترتیب، در نظام فکری سنت گرایان، نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنری دینی تعریف می شود؛ اما نکته قابل تأمل آن است که در نظام ارزشی این مکتب فکری، هنر دینی در مرتبه ای نازل تر از هنر قدسی و حتی هنر سنتی قرار دارد. چنانچه بخواهیم نقاشی قهوه خانه ای را در چارچوب عرفان مورد بررسی قرار دهیم، می توان گفت که چنین اثری پیش از هرچیز، جلوه ای از تجلّیات الهی است و از این جهت در زمره زیبایی های هستی شناختی قرار می گیرد. علاوه بر این، به واسطه بهره مندی از عناصر بصری و رنگ آمیزی های شگفت انگیز، مشمول اسمای جمالی خداوند می شود. همان گونه که پیش تر بیان شد، اعلی ترین مرتبه زیبایی در وجود انسان متجلّی بوده و عارف همواره در جست وجوی وصول به این کمال است. در این میان، هنر عرفانی دقیقاً در همین نقطه، معنا و جلوه می یابد؛ به این معنا که از آنجا که کمال انسانی با شریعت پیوندی عمیق دارد، هر هنری که در بطن خود حامل معانی دینی و الهی باشد، می تواند مانند چراغی راهنما، عارف را به سوی بالاترین درجات جمال و حقیقت رهنمون سازد و او را در مسیر سلوک معنوی یاری رساند. بر همین اساس، نقاشی قهوه خانه ای نیز به دلیل پرداختن به موضوعات دینی و بازتاب مفاهیم قدسی، در شمار هنرهای عرفانی جای می گیرد.
تبیین نحوه وجود سنّت های الهی براساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
52-31
حوزههای تخصصی:
سنت های الهی به معنای قوانین افعال الهی، از دیرباز مورد توجه مفسّرین اسلامی و در دوران متأخر مورد توجه متکلمین قرار گرفته است؛ اما مطالعات فلسفی در این حوزه به ندرت یافت می شود. یکی از مسائل کلان در حوزه هستی شناختی فلسفی سنت های الهی، بررسی نحوه وجود این سنت ها است. این تحقیق با روش عقلی- تحلیلی و مبتنی بر مبانی حکمت متعالیه، امتداد این نظام فلسفی را در تبیین نحوه وجود سنت های الهی مورد بررسی قرار داده است. به طور خاص، سوالات این پژوهش بر محور نحوه وجود سنت های الهی، تعلق آن ها به وجود یا ماهیت، وجود خارجی داشتن یا نداشتن و اعتبار ذهنی یا عینی آن ها متمرکز است. در این میان هستی شناختی سنت های الهی بر مبنای علل اربعه آن و همچنین تبیین برخی از ویژگی ها و خصوصیات سنت های الهی مورد بحث قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که سنت های الهی اموری ماهوی نیستند؛ بلکه از احکام وجود و امری واقعی اند که به عین وجود موجودات در خارج تحقق دارند و مفهوم سنت و مفاهیم حاکی از سنت های الهی از سنخ معقولات ثانی فلسفی هستند. همه سنت های الهی تحت سنت عام علیت قرار دارند و این امر سبب عمومیت، تغییرناپذیری و نظام مندی و ترتیب و ترتّب میان سنت های الهی می شود.
فلسفه ریاضیات نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
443-465
حوزههای تخصصی:
فلسفه ریاضیات در سنت اسلامی بسیار غنی است. همچون سلف خود ابن سینا، که به بیشتر مسائل فلسفه ریاضیات پرداخته است، نصیرالدین طوسی با برخی از این مسائل درگیر بوده است و حتی مسائل نویی را پیش کشیده است. هدف من در این مقاله اثبات همین مدّعا است. با رویکرد تحلیلی نشان می دهم که نصیرالدین طوسی، به معنای واقعی کلمه، فلسفه ریاضیات دارد. مساهمت های عمده او در وجودشناسی ریاضیات دو چیز است. نخستین ردّ استدلا ل های بر تناهی گروی، یعنی دو برهان عمده مسامته و تطبیق، می باشد. و دومین سخن از ویژگی های بی نهایت است، از جمله اینکه اقلّ و اکثر در آن متصوّر می شود. و مساهمت های اصلی او در معرفت شناسی ریاضیات دو امر زیر است. نخست، او، برخلاف ابن سینا و به سان ابن هیثم، از تجربه گرایی در باب تصدیقات دفاع می کند درست همانگونه که از تجربه گرایی در باب مفاهیم پشتیبانی می کند، در اینجا البته همسو با ابن سینا. دوم، او پرسش از صدق را پیش می کشد و از این جویا می شود که گزاره های ریاضیاتی چگونه صادق اند درحالی که از معقولات ثانیه ساخته شده اند که در جهان خارج چیز دست پرکنی نیستند و درحالی که کلّی و حقیقیه اند و تمام افراد محقّق و مقدّر را دربرمی گیرند. در پاسخ به این پرسش او هم تعریف دیگری از صدق را پیش می نهد هم نظریه مبتکرانه نفس الأمر را مطرح می کند.
تحلیل مبانی اصالت ماهیت و اصالت وجود بر اساس صورت عینی مفاهیم فلسفی با تأکید بر آراء سهروردی، میرداماد و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
523-543
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی-تطبیقی به بررسی مبانی دو مکتب اصالت ماهیت و اصالت وجود در فلسفه اسلامی با محوریت مسئله «صورت عینی» معقولات ثانی فلسفی (وجود، امکان، وحدت) و مقولات منطقی (جنس، فصل) می پردازد. سهروردی و میرداماد به عنوانِ نخستین بنیانگذاران مکتب اصالت ماهیت، با انکار صورت عینی مستقل برای این مقولات و استناد به برهان امتناع تسلسل در عین، وجود را صرفاً «تقرر ماهیت» در ظرف خارج یا ذهن و ماهیت را تنها واقعیت اصیل می دانند. در این دیدگاه، واقعیت خارجی که همان «شیء واحدِ مخلوط» است، فاقد تمایزات ذاتی است و مقولات مذکور، اعتبارات ذهنی (معقولات ثانی) محسوب می شوند که ذهن از تحلیل ماهیات انتزاع می کند. پیامد معرفت شناختی این نگرش، چالشی جدی در تبیین انطباق کامل ذهن و عین و استوار شدن معیار صدق بر «صلاحیت ذاتی ماهیت» است. در مقابل، ملاصدرا در چهارچوب حکمت متعالیه و با تأکید بر اصالت وجود، وجود را واقعیتی واحد، بسیط، مشکک و همان صورت عینی اصیل می داند که مبنای تحقق ماهیاتِ اعتباری است. وی با تمایز نهادن میان «اتصاف انضمامی» (دارای صورت عینی مستقل برای صفت و موصوف) و «اتصاف انتزاعی» (فاقد صورت عینی زائد، مبتنی بر انتزاع ذهنی از نحوه وجود موصوف)، مسئله انطباق را بر اساس وحدت وجود و تشکیک مراتبی آن تبیین می کند. نتیجه آنکه پذیرش یا انکار صورت عینی مستقل برای این مفاهیم بنیادین، شالوده اصلی اختلاف این دو مکتب در تبیین ساختار واقعیت، نسبت ذهن و عین و معیارهای صدق معرفت شناختی است.
خداشناسی حکمی از نظر ملاصدرا و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
159-188
حوزههای تخصصی:
"خداشناسی حکمی"، عنوانی است که زیبنده خداشناسی ملاصدرا بوده و شایسته است که خداشناسی وی به این نام، معنون شود. ایشان بر اساس مشرب فلسفی خود (حکمت متعالیه)، تفسیری از خداشناسی ارائه می دهد که هم بر موازین عقل استوار است، هم با کشف و شهود سازگار است و هم در توافق با قرآن است. مسئله این پژوهش، خداشناسی از نظر ملاصدرا و تأثیری است که از قرآن می پذیرد. روش این مطالعه، تحلیل نظر او بر اساس قرآن می باشد؛ قرآن، دعوت کننده به تعقل است، از خدای یکتا و یگانه سخن می گوید و عالم، نشانه اوست. قرآن اقدام به استدلال آوری کرده و بر اثبات خدا –هرچند کلاسیک نیست- برهان اقامه می کند. ملاصدرا براهین توحیدی خداشناسی را بر اساس مبانی حکمتش که مهم ترین آن اصالت وجود است، از قرآن استخراج می نماید. از نظر او وجود حق تعالی، مصداق یگانه هستی و عالم، تشعشعی از جلوه ذاتش است. این نوع خداشناسی نه صرفا عقلی، بلکه شهودی و قرآنی هم است؛ خداشناسی حکمی است. این اندیشه، ما را به این رهنمون می شود که معرفت ربوبی و حکمت الهی، سعادت بزرگ و شادمانی سترگ است؛ تحصیل آن، غایت انسان را پوشش می دهد و زندگیش بر اساس عشق بنا شده و او سعادتمند است.
حقوق مالی زوجه در حقوق ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
33 - 43
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حقوق مالی زوجه از جمله مهمترین موضوعات حقوقی میان زوجین است که بررسی تطبیقی آن می تواند تصویری دقیق تری از آن در حقوق ایران ارائه نماید. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی حقوق مالی زوجه در حقوق ایران و فرانسه است. مواد و روش ها: مقاله حاضر نظری بوده و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد در نظام حقوقی ایران برخی حقوق مالی مانند نحله، نفقه و اجرت المثل تعیین شده است. این حقوق مالی اما به این شکل در حقوق فرانسه مطرح نیست. به عنوان مثال در حقوق ایران مرد مکلف به پرداخت نفقه می باشد و باید هزینه های زندگی را تأمین نماید اما در کشور فرانسه این موضوع یک تعهد دوطرفه است که زن نیز مکلف به انجام آن است. نتیجه: نتیجه اینکه در حقوق ایران زن دارای استقلال مالی است و می تواند نسبت به اموال خود هرگونه تصرفی را انجام دهد. درآمدی که زن از کار و فعالیت اقتصادی خود به دست می آورد نیز جزء دارایی وی محسوب می شود و زن این اختیار را دارد که این درآمد را در اختیار زوج قرار ندهد. در حقوق فرانسه اموال مشترک زن و مرد حاکم است. در رژیم مذکور دارایی زن و مرد پس از ازدواج یک دارایی مشترک را تشکیل می دهد.
سنت الهی دَفع در قرآن کریم؛ نقد آراء مفسران درباره دَفْعُ اللَهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ (بقره/ 251)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بازخوانی و نقد آراء مفسران درباره آیه ۲۵۱ سوره بقره، با تأکید بر عبارت «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»، انجام شده است. پرسش اصلی مقاله این است که با توجه به سیاق آیه و نقد دیدگاه های مفسران، مفهوم مناسب و صریح این آیه چیست. نویسندگان با پذیرش مبانی الهیات اسلامی و با اتکاء به روش تحلیلی انتقادی، آراء مختلف در زمینه چیستی دَفعُ الله، فاعلان و مفعولان «بَعْضَهُم بِبَعضٍ»، و مصادیق فَساد الأرض را بررسی می کنند. نتایج مطالعه نشان می دهد که با توجه به سیاق آیات مربوط به داستان طالوت و جالوت و هم چنین آیه ۴۰ سوره حج، مراد صریح آیه تقابل و رویارویی نظامیِ دو گروهِ حق و باطل است. بر این اساس، آرائی مانند دفع کافران و مشرکان به دست مسلمانان و مؤمنان تأیید، و دیدگاه هایی مانند دفع ظالم به دست ظالم دیگر رد می شود. هم چنین، اگرچه هر دو نوع فساد دنیوی و اخروی در تفسیر آیه قابل طرح است، با توجه به فضای نزول، مفاسد دنیوی و اجتماعی مورد تأکید بیش تری قرار دارد. درنهایت نویسنده نتیجه می گیرد که سنت الهی دفع از طریق این تقابل مانع سلطه فراگیر فساد در زمین می شود.
تحلیل نگره تاریخ مندی آیات پوشش شرعی زنان در قرآن با رویکرد گفتمان کاوی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پوشش زنان مسلمان به سبب ابعاد دینی، اجتماعی و اخلاقی، همواره مورد توجه محققان قرار دارد. مسئله محوری این پژوهش، تقابل دو خوانش متفاوت از آیات مرتبط با پوشش شرعی زنان بر مبنای نگره تاریخ مندی است. خوانش نخست بر فراتاریخی و عام بودن آیات تأکید دارد و خوانش دوم، آیات مذکور را متعلّق و وابسته به بستر تاریخی عصر نزول وحی تلقی می کند. این تقابل، به دلیل تبعات عملی متفاوت، چالش های گوناگونی را در عرصه اجتماعی ایجاد می کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به واکاوی دلایل خوانش تاریخ مند و ارزیابی آنها در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین می پردازد. در سطح توصیف، ساختار نحوی و گزینش های زبانی کلام الهی، پوشش شرعی را به عنوان حکم واجب، عام و مستمر دینی نمایان می سازد. در سطح تفسیر نیز دلالت های ضمنی، بافت درون متنی و موقعیتی، احکام پوشش را واجد اصولی ثابت، فراگیر و قابل انطباق بر سایر بسترهای تاریخی معرفی می کند. تحلیل در سطح تبیین نیز آیات را بخشی از گفتمان کلان زندگی توحیدی و در تقابل با گفتمان مادی گرا مطرح می کند که ایدئولوژی نهفته در آن، مبین قدرت مطلق خداوند جهت بازتعریف هویت فردی و اجتماعی زنان، مبتنی بر مؤلفه دین داری است.